آرشيو

ازدواج سفید، همجنسگرایی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

     

چکیده

تا قبل از قرن بیستم میلادی، مفهوم خانواده در غرب به شکل متداول بود و خانواده متشکل از پدر و مادر و فرزندان با کارکردهای تعریف شده و بر اساس قراردادهای سنتی شکل می گرفت. به تدریج به دلیل پیدایش عواملی چند، تحولاتی در شکل خانواده پدیدار گشت. تغییر سبک زندگی در غرب و مفهوم خانواده از ازدواج سفید شروع و به قانونی شدن ازدواج هم جنسگراها در غرب رواج یافت. امروزه کشورهای غربی و مدعی حقوق بشر با بکارگیری از  کلمه خانواده ها به جای خانواده در قوانین بین االمللی سعی می کنند تا ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت بشناسند و به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه نیز تعمیم دهند. بی گمان مواجهه این نگرش و فرهنگ با فرهنگ جامعه ایرانی و اسلامی سبب ایجاد تحولاتی در سبک زندگی مردم ایران شده است و بحران هویتی و ارزشی در سبک زندگی ایرانی پدیدار گشته است و فرهنگ ازدواج و تشکیل خانواده را با تغییراتی رو به رو کرده است. مقاله حاضر با هدف تبیین و بررسی مفهوم سبک زندگی، تعریف خانواده از منظر فقه اسلام و قوانین ایران و مقایسه آن با جایگاه خانواده و انواع آن در غرب به نگارش درآمد و با نگاهی آسیب شناسانه در صدد تاکید بر برتری خانواده اسلامی در زمینه سبک زندگی می‌باشد. روش بررسی  نظری و بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای و فیش برداری انجام گرفته است، همچنین منابع اینترنتی‌، کتب و مقالات مرتبط با موضوع انتخاب گردیدند.     

 

واژگان کلیدی: سبک زندگی، ازدواج سفید، همجنسگرایی، خانواده، حقوق بشر 

 

 

مقدمه

خانواده، نهادي مقدس است که مي‏تواند بهترين مکان براي آسايش و آرامش جسم و روان آدمي باشد. خانواده، سنگ بناي جامعه و سازمان نظام يافته اجتماعي است که در همه جوامع ارزش و اهميت بسيار دارد. نخستين و پايدارترين نهاد انساني و بخشي کوچک و مؤثر از جامعه است که عناصر آن بر يکديگر اثرگذارند. هر بحراني که اجتماع را فرا گيرد، خانواده نيز از آن تأثير مي‏گيرد و در مقابل، هرگاه خانواده گرفتار تزلزل و کاستي شود، آينده جامعه نيز به خطر مي‏افتد. البته هر چه بنيان اخلاقي و معنوي خانواده محکم‏تر باشد، بحران‏هاي احتمالي جامعه، کمتر متوجه آن مي‏شود. بنابراين، نقش خانواده در حيات اجتماعي انسان‏ها، انکارناپذير است. (ناظم زاده، 1388)

خانواده محیطى است که امکان درمان مشکلات به صورت طبیعى در آن فراهم است, زیرا با بردبارى, محبت, وفادارى و اطمینان متقابل زن و شوهر زمینه شناخت نقاط منفى شخصیت و بررسى آنها و رهایى از چنگ آنها با خودسازى بیش از هر جاى دیگر میسر مى شود. بنابراین در نگاه اسلام, آلودگیهاى درونى بدتر از زشتیهاى بیرون است و محیطى که در آن امکان ظهور و بروز نقاط منفى شخصیت بدون ترس از کیفر وجود دارد ـ که همان خانواده است ـ از این ویژگى نیز برخوردار است که امکان رهایى از آن ضعفها نیز در آن فراهم است. به هر حال با نیروى عشق و محبت مى توان به دشوارترین مقصودها رسید. (صدر طباطبایی، 1380)

استواري و تحکيم روابط خانوادگي، نقش مؤثر و مثبتي در بهبود روابط اجتماعي و کم شدن مشکلات جامعه دارد و اساساً براي تحقق يک جامعه پويا و معنوي، پيش از هر چيز بايد خانواده‏اي سالم و معنوي داشته باشيم؛ زيرا اجتماع سالم، در گرو خانواده‏هاي سالم است. خانواده اي که هر يک اعضاي آن جايگاه خاصي دارند و چنانچه هر عضو وظايف مربوط به خود را به درستي انجام دهد، خانواده بهترين و امن ترين نقطه دنيا خواهد بود. چرا که يک خانواده معتدل و سالم، مي تواند افرادي را تربيت کند که در آينده وارد اجتماع مي شوند و سرمنشاء بيشترين تعاملات و ارتباطات مختلف اجتماعي، به دوران ابتدايي زندگي و کانون خانواده مربوط مي شود. فلذا آنچه مهم است اينکه اعضاي يک خانواده همانند قطعات پازل، در کنار يکديگر و در رابطه اي تنگاتنگ، مي توانند تصويري کامل و زيبا را بيافرينند. مسلما اگر قطعات به درستي کنار يکديگر چيده نشوند، نه تنها کارکرد ندارند، بلکه ايجاد کژکارکرد خواهند داشت.(ناظم زاده، 1388)

امروزه ساختار خانواده در جوامع غربی، دچار تغییرات فراوانی گشته است، ما شاهد پدیده های بدیع و نوظهوری از انواع خانواده ها در غرب از ازدواج سفید، ازدواج با حیوانات و اخیرا همجنسگرایی که به شدت رواج یافته و با حمایت قانونی این جوامع واقع گردیده است، هستیم.

ازدواج و تشکیل خانواده در ایران نیز به پیروی از سبک زندگی غربی دستخوش تغییراتی شده است و خانواده های ایرانی با چالش ها و آسیب های اجتماعی و روانی زیادی رویرو گردیده اند بررسی علت این تغییر و تحولات را بسیار مهم باید دانست و یادآور شد که سبک زندگی اسلامی با سبک زندگی غربی تفاوت‌های ماهوی بسیاری دارد، هر چند غرب توانسته ابزارهای زیادی را به وجود آورد اما نتوانسته انسان تربیت کند.

لذا به جهت اهمیت موضوع خانواده و سبک زندگی و مقابله با ورود سبک زندگی غربی به فرهنگ و جامعه ایران اسلامی مقایسه این دو نوع فرهنگ و تفاوت نوع نگاه به خانواده با توجه به آسیب ها و چالش هایی که در آینده خانواده های ایرانی قرار دارد ، لازم می نماید. بر این اساس مقاله حاضر با هدف  پاسخگویی به این سوال که دلایل برتری سبک زندگی اسلامی بر سبک زندگی غربی چیست؟ و چرا باید از فروپاشی نطام خانواده جلوگیری کرد؟ برآن است تا ضمن تبیین و بررسی مفهوم سبک زندگی و خانواده از منظر اسلام و غرب با نگاهی آسیب شناسانه چالش ها و مشکلات به وجود آمده از پدید آمدن انواع خانواده در غرب را بیان کنیم. 

مفهوم شناسی سبک زندگی

    جهت تبیین و درک هر چه بهتر مباحث  آشنایی با برخی اصطلاحات و مفاهیم لازم می نماید.

مفهوم «سبک زندگي» از جمله مفاهيم علوم اجتماعي و علم جامعه شناسي و مردم شناسي است که اخيراً و در دهه اخير بسيار مورد توجه عالمان علوم اجتماعي و مديران فرهنگي قرار گرفته است؛ سبک زندگي معنايي است که از به هم تنيدگي و پيوند و نظام وارگي و شبکه اي بودن عوامل متعددي که در شيوه هاي زندگي يا اقليم هاي زيستن انسان تأثير مي گذارند، به وجود آمده است. تقريباً در اکثر تعريفهاي سبک زندگي مي توان دو مفهوم را يافت که در تعريف سبک زندگي در نظر گرفته شده است؛ و در واقع هر دو مفهوم هم، به واژه «سبک» باز مي گردد: اول، مفهوم وحدت وجامعيت و دوم، مفهوم تمايز و تفارق. به اين معني که سبک زندگي حاکي از مجموعه عوامل و عناصري است که کم و بيش به طور نظام مند با هم ارتباط داشته و يک شاکله کلي فرهنگي و اجتماعي را پديد مي آورند. همين پيوستگي، اتحاد و نظام مندي اين کُل را ازکُل هاي ديگر متمايز مي کند.

مفهوم سبک زندگي(life style)  از زمره مفاهيمي است که پژوهشگران حوزه جامعه شناسي و مطالعات فرهنگي براي بيان پاره اي از واقعيت هاي فرهنگي جامعه آن را مطرح و به کار مي برند و دامنه به کارگيري آن در ادبيات علوم اجتماعي و مطالعات فرهنگي رواج زيادي يافته است تا حدي که بعضي معتقدند که اين مفهوم قابليت جانشيني بسياري از واژگان موجود از جمله مفهوم طبقه را داراست و مي تواند به نحو دقيق تري، گوياي واقعيت پيچيده رفتارها و حتي نگرش هاي فرهنگي و اجتماعي در جامعه امروز ما باشد و حتي برخي انديشمندان به کارگيري آن به جاي مفاهيم فراگيري چون قوميت و مليت را مطرح کرده اند. سبک زندگي دررشته مطالعات فرهنگي به مجموعه رفتارها، مدلها و الگوهاي کنش هاي هر فرد اطلاق مي شود که معطوف به ابعاد هنجاري، رفتاري و معنايي زندگي اجتماعي او باشد و نشان دهنده کم و کيف نظام باورها و کنش ها و واکنش هاي فرد و جامعه مي باشد. به عبارتي سبک زندگي دلالت بر ماهيت و محتواي روابط، تعاملات و کنش هاي اشخاص و آحاد مردم در هرجامعه دارد.(بابایی، 1392)

در تعریف مفهومی سبک زندگی، گیدنز معتقد است: «سبک زندگی را می توان به مجموعه‌ای کم و بیش جامع از عملکردها تعبیر کرد که فرد آنها را به کار می گیرد چون نه فقط نیازهای جاری او را بر آورده می‌سازد، بلکه روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران منسجم می‌سازد. شیوه زندگی، مجموعه‌ای نسبتاً منسجم از همة رفتارها و فعالیت‏های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره است» . پی یر بوردیو، «سبک زندگی» را به معنای «سلیقه‌ها یا عادت واره‌ها»، به کار می‌برد. عادت واره ها اصول تکثیرگر رفتارهای متمایز و متمایز کننده اند . اسلوبی که عبارت است از مجموعة وحدت گرایی از انتخاب‏ها که اشخاص ، اموال و افعال خاصی را بر موارد دیگر ترجیح می‌دهند . سوبل، سبک زندگی را عبارت از «هر شیوه ی متمایز و بنابراین قابل تشخیص زیستن» می‏داند . چانی به تعریف فوق این نکته را می‏افزاید که «این شیوة زیستن باید میان تعداد کثیری از مردم عمومیت داشته باشد».(قاسمی پاکرو، 1391)

سبک زندگی اسلامی

منظور از سبک زندگی اسلامی این است که تمامی گرایش ها ، تمایلات، رفتار، باورها و ارزش ها و مجموعه برداشت ها، عادت ها، نگرش ها، سلیقه ها، معیارهای اخلاقی، اقتصادی و سیاسی فرد یا جامعه در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی بر کبنای آموزه های دین اسلام و عمل بدان ها پایه ریزی شود، به گونه ای که این سبک بتواند بخشی از تمدن نوین اسلامی قرار گیرد.

در سبک زندگی اسلامی تنها عمق اعتقادات و عواطف و نگرش فرد سنجیده نمی شود، بلکه رفتارهای فرد هم مورد سنجش قرار می گیرد، اما هر رفتاری که بخواهد مبنای اسلامی داشته باشد، باید حداقل هایی از شناخت ها و عواطف اسلامی را پشتوانه خود قرار دهد. در سبک زندگی از دیدگاه روان شناسی، جامعه شناسی، علوم پزشکی و ... فقط به رفتار نگاه می شود، اما در اسلام در عین تاکید روی رفتار به حداقل های عواطف و شناخت ها نیز نظر دارد.

سبک زندگی هر چیزی است که متن و جوهره زندگی انسان را تشکیل می دهد درواقع باید نوع آن را همان فرهنگی دانست که مردم بر اساس آن زندگی می کنند. نظیر خانواده، آداب و رسوم ازدواج، نوع لباس، تفریحات، الگوی مصرف کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی و هرچه که در اثر نگاه افراد به زندگی و تعریفشان از اهداف خود به وجود می آید. (خوشفر، محمدی نیا، 1393)

تشکیل خانواده و ازدواج

در بین نهادهای اجتماعی، «خانواده» کوچک ترین نهاد اجتماعی است که در نخستین شکل خود ازدواج یک مرد و یک زن آغاز می شود. تعریف عام و شایع از خانواده این است که خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشکیل شده است.(موسوی پور، 1391)

شاید به نظر برسد كه مفهوم «خانواده» از مفاهیمی بسیار روشن و همه فهم است، به گونه‌ای كه عامه مردم، اعم از كوچك و بزرگ و باسواد و بی‌سواد، همه آن را می‌فهمند و نیازی به تعریف آن نیست، ولی آن‌قدرها ساده هم نیست. وقتی به منابع واژه‌شناسی مراجعه كنیم، می‌بینیم تعاریف گوناگونی از آن شده و صاحب‌نظران بر اساس تخصص و نیازشان، هر كدام تعریفی از «خانواده» ارائه داده‌اند. برخی خانواده را یك سازمان اجتماعی دانسته، بعضی روابط خویشاوندی و همخونی را اساس تشكیل خانواده تلقّی كرده‌اند، عده‌ای دیگر عامل اقتصادی، و گروهی نیز عوامل روانی و جنسی را سبب پیدایش آن قلمداد كرده‌اند. به هر صورت، همان‌گونه كه از منابع دیگر هم برمی‌آید، منظور از «خانواده» در این گفتار، مجموعه‌ای از افرادی است كه یكجا در كنار هم زندگی می‌كنند و معیار همزیستی و همبستگی آن‌ها دو چیز است: قرابت یا زوجیت. بنابراین، خانواده‌های والدینی، تك والدینی یا بدون والدین یا برادران و خواهرانی كه با هم زندگی می‌كنند نیز مشمول این بحث خواهند بود. (احسانی، 1389) 

رویکرد اسلام به خانواده

نگرش اسلام به خانواده بر عكس مكاتب و دیدگاه‌های غیر اسلامی، كه نگاهی تك‌بعدی است، بسیار عمیق و همه‌جانبه است و تمام ابعاد آن از آغاز تا انتها، در همه مراحل مورد توجه بوده و در هر مورد دستورات لازم ارائه گردیده است. نحله‌های غیر دینی، خانواده را از زاویه خاصی مورد توجه قرار می‌دهند، به ویژه دانش‌های علمی امروز دانشگاه‌ها بر اساس نیاز خود به تجزیه و تحلیل خانواده می‌پردازند و به دیگر ابعاد آن توجه چندانی ندارند، غافل از اینكه خانواده به عنوان یكی از بنیادی‌ترین نهادهای اجتماعی، در تمامی عرصه‌های زندگی بشر حضور دارد و باید به جوانب گوناگون آن پرداخت. به نظر می‌رسد این مسئله نقدی است بر همه دانش‌های علمی كه از آن‌ها نام برده شد. اما اسلام ـ همان‌گونه كه گفته شد ـ نگاهی همه‌جانبه به نهاد خانواده دارد و آن را از زاویه‌های گوناگون مورد توجه قرار داده است. وقتی به متون اسلامی، بخصوص آیات و روایات مراجعه كنیم، در همه زمینه‌ها به دستوراتی برمی‌خوریم كه از همه جهات به تحكیم نهاد خانواده پرداخته است. قرآن كریم و احادیث اسلامی در مسائل اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، روان‌شناختی و اقتصادیِ خانواده فراوان سخن گفته‌اند. اگر این مضامین به صورت دقیق و تخصصی استخراج و با یافته‌های علوم جدید منطبق گردند، تحول عظیمی در دانش خانواده به وجود خواهد آمد. آن‌قدر كه اسلام به تحكیم بنیان خانواده اهمیت داده و در دستورات خود گام به گام آن را دنبال نموده است، مكتب‌های دیگر به استقرار خانواده بها نداده‌اند. اسلام پیش از همه، می‌خواهد یك فضای عاطفی و محبت‌آمیز در محیط خانواده پدید آید و روابط بین اعضای آن بیش از پیش پایدار گردد. خانواده‌ای از منظر اسلام خوش‌بخت است كه دوستی، صداقت و وفاداری بر فضای آن حاكم باشد؛ زیرا با اختلاف، بدبینی، و خودمحوری، شیرازه خانواده از هم می‌پاشد. خدای متعال ایجاد محبت و همدلی بین زن و شوهر را از نشانه‌های خود دانسته، می‌فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَق لكم مِن انفسكم اَزواجا لِتسكُنوا اِلیها و جَعَل بَینكُم مَوّدةً و رَحمةً» (روم: 29) یكی از نشانه‌های خداوند این است كه برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در كنارشان بیارامید و میان شما و همسرانتان مودّت و رحمت برقرار ساخت.

براساس بینش اسلامی، پیوند میان زن و مرد فراتر از یك غریزه بوده، منشأ فطری و الهی دارد كه از سرشت آدمی ناشی می‌شود. دستگاه عظیم خلقت چنان زوجین را به هم علاقه‌مند ساخته است كه حاضرند برای رفاه حال دیگری، رنج و زحمت را به جان خود بخرند تا همسر در آسایش زندگی كند. آفریدگار بشر كاری كرده است كه خودخواهی و تكروی در محیط خانواده به خدمت و همكاری تبدیل شود. وقتی زن و مرد عقد همسری بستند و قرار گذاشتند كه یك عمر با هم زندگی كنند، خود به خود عواطف خاصی نسبت به یكدیگر پیدا می‌كنند. این‌گونه روابط عاطفی بین آن دو، هم در تكوین و هم در تشریع موردنظر پروردگار است و هدف خداوند این است كه بین زن و شوهر، مهر و محبت بر قرار باشد تا در كنار هم احساس امنیت و آرامش نمایند. از این نظر، قوی‌ترین عامل دوام و رشد خانواده، «عاطفه» و محبت اعضای آن به همدیگر است و همه وظیفه دارند این عامل را تقویت كنند؛ به ویژه مرد خانواده، كه سرپرستی اعضای را به عهده دارد، باید فضای همدلی و همكاری را در محیط خانواده پدید آورد و اگر احیانا نارسایی یا كدورتی بین آن‌ها پدید آمد، بلافاصله به چاره و درمان آن بپردازد. به قول شهید مطّهری، اگر علاقه زن به شوهر از بین رفت، خانواده به صورت بیمار نیمه جان در می‌آید و اگر علاقه شوهر به زن خاموش شد، مرگ حیات خانوادگی فرامی‌رسد. (احسانی، 1389)

آثار ازدواج و تشکیل خانواده

ازدواج و علاقه جنسی زن و مرد با وجود هدف های عالی که بیان شد، دارای فواید و نتایج فراوانی است.

1. کسب استقلال:

طبیعت هر انسانی این است که اگر در زمانی در کنار پدر و مادر زندگی تبعی داشتند، حال از طریق ازدواج به استقلال رسیده و زندگی جدیدی را آغاز کنند. در این زندگی جدید، پسر و دختر، زن و شوهر می شوند، واحد کوچک اجتماعی را تشکیل می دهند، مسؤولیت پذیر شده و به استقلال می رسند، زندگی هدفدار پیدا کرده و محصول کسب و کارشان به خانواده جدید تعلق می گیرد.

2. انس و آرامش:

از دیگر طبیعت های انسانی، وجود انس و الفت است. تنها زندگی کردن بسیار دشوار است بلکه در مقابل انسان به خاطر وجود ناآرامی ها، غم ها، سختی ها و اموری از این دست به یک همدم امین و وفادار نیازمند است تا با او انس گرفته و خود را از طریق رازداری ها، دلجویی ها و غمخواری ها آرامش بخشد. بهترین فردی که می تواند این نیاز طبیعی را تأمین کند، همسر است. امام رضا(ع) می فرماید: «ما افاد عبدٌ خیراً من زوجه صالحه اذا رآها سرّته و اذا غاب عنها حفظته فی نفسها و مالها». بندگان خدا به فایده ای بهتر از همسر شایسته دست نمی یابند مگر وقتی که همسرش را می بیند شادمانش گرداند و در غیاب او از خودش و مالش محافظت نماید.

3. حفظ عفت و مصونیت از گناه:

غریزه جنسی یکی از غرایز نیرومند انسانی است. اگر این غریزه از طریق ازدواج در مسیر طبیعی خویش قرار گیرد، انسان از گناه و انحراف مصون خواهد ماند و یکی از فضائل اصلی انسان که عفت باشد، تحصیل خواهد شد.

رسول خدا(ص) فرمودند: هر کسی که ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده است. هر کس که می خواهد خدا را پاکیزه ملاقات کند، باید ازدواج کند. به وسیله ازدواج می توان چشم و دامن را از گناه بازداشت.

4. آرامش و تعادل اعصاب:

علاوه بر اینکه ازدواج روح انسان را آرام می سازد در تعادل سلسله های عصبی جسم انسان نیز تأثیرگذار است.

ارضای صحیح غریزه جنسی برای سلامت جسمانی انسانی ضرورت دارد و عدم ارضای صحیح آن امراضی از قبیل: ضعف اعصاب، اضطراب، افسردگی، یأس، دلمرده گی، دلهره، تشنج، تندخویی، بدبینی، گوشه گیری، سردرد، زخم معده و سوء هاضمه در پی دارد. بنابراین؛ سلامت جسم انسان در این حوزه منوط به ازدواج است.

5. تولید و تکثیر نسل:

یکی از نتایج ازدواج ابقای نسل بشر است. ابقای نسل، امری با اهمیت است. هدف آفرینش جهان، وجود انسان و تکامل اوست. وجود فرزند صالح در دنیا و آخرت سعادت محسوب شده و این امر از ثمرات ازدواج است. رسول خدا(ص) فرمودند: تزویج کنید تا صاحب فرزند شوید و بر تعداد شما افزوده شود. زیرا؛ من در قیامت در برابر سایر امت ها به زیاد بودن شما حتی به فرزندان سقط شده شما، مباهات می کنم.

6. همکاری در اطاعت و نیل به ثواب:

انسان مؤمن انتخاب همسر شایسته و موافق خود می تواند در طریق انجام وظیفه و سلوک الی الله، از همکاری های همسر خویش بهره مند گردد.

ابوذر غفاری پرسید آیا ممکن است هم از مناسبات جنسی همسران خود بهره مند شویم و در عین حال پاداش اخروی هم داشته باشیم؟ رسول خدا (ص) به ایشان فرمودند: همانگونه که اگر به صورت غیرمشروع انجام می دادی گناه به حساب می آمد، حال که مشروع انجام دادی، پاداش اخروی دارد. رسول خدا(ص)می فرمودند: «من سعاده المرء الزوجه الصالحه» یکی از عوامل سعادت انسان داشتن همسر شایسته است.

7. سلامت و امنیت اجتماعی:

زمانی سلامت و امنیت در جامعه فراگیر می شود که بنیاد خانواده مستحکم باشد و استحکام خانواده زمانی رخ می دهد که ازدواج درستی صورت گرفته باشد.

8. لذتجویی‌های جنسی:

یکی از مهم ترین فواید و اصلی ترین انگیزه های نیاز طبیعی ازدواج، کامجویی های مشروع جنسی است. همانگونه که در بخش های قبلی در پرسش ابوذر از رسول خدا(ص) مطرح شده بود، لذایذ مشروع و زیبا که نفس انسان میل شدید و غریزی با آن دارد، با تمام کیفیت و کمیت هایی که برای آن در نظر می گیریم، مورد توجه و ترغیب اسلام است. اسلام رهبانیت را قبول ندارد و عمل جنسی را منفور نمی شمارد بلکه در مناسبات جنسی زنان و مردان با یکدیگر، راه های فراوانی را متذکر شده تا انسان به بهترین وجه از این ودیعه الهی استفاده کند؛ امری که دانستن آن مهم است این است که استفاده از مناسبات جنسی در اسلام همانند دنیا سنجیده می شود. همانگونه که دنیا وسیله و مزرعه ای برای آخرت است، مناسبات جنسی هم باید با این دید مورد توجه قرار گیرد.

ازدواج و مناسبات جنسی با بالاترین سطح از کیفیت و کمیت اگر در مسیر شرعی و قانونی آن باشد، می تواند راهی برای وصل به حق تعالی باشد. رسول خدا(ص) فرمودند: روشنی چشم من در نماز و لذت بردن از زنان است. در برابرش، اگر مناسبات جنسی و ازدواج، در مسیر غیرمشروع قرار گیرد، بزرگ ترین عامل تباهی و سقوط انسان به مرتبه پست حیوان خواهد شد.(موسوی پور، 1391)

خانواده در غرب

تعریف خانواده در غرب کاملا با اسلام متفاوت است، گرچه شاید در گذشته تعریف درستی از خانواده در این جوامع رایج بود. امّا در دنیای معاصر تعریف که از خانواده ارائه می دهند، کاملا با اهداف ازدواج صحیح در تضاد است.

در اسلام هسته ای اولیه خانواده از یک مرد و یک زن با عقد زوجیت تشکیل می شود، ولی در غرب این معنا و مفهوم ندارد، آنها اعتقاد بر این دارند که لزومی ندارد یک زوج از مرد و زن تشکیل گردد، بلکه می تواند دو زن باشد، دو مرد باشد، و یا یک زن و یک مرد باشد.

1. همخانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج

ما در تعریف خانواده در اسلام الگوی از خانواده را معرفی نمودیم، در غرب شکل خانواده و الگوی خانواده به صورت دیگری وجود دارد، در اسلام عقد زوجیت در همۀ جوامع تنها راه تشکیل خانواده به شمار می رود. امّا با آزادی وسیع که در روابط میان زن و مرد در دهه های گذشته در جوامع غربی پدید آمده، نوع دیگری از روابط کم و بیش پایدار بین زن و مرد در این جوامع رواج یافته و آن عبارت از همخانگی یا زندگی مشترک یک زن با یک مرد بدون ازدواج است.

2. کمون ها یا اجتماعات اشتراکی

این نوع خانواده به این صورت بود که تعدادی از مردان و تعدادی از زنان بود، که با یکدیگر ارتباط جنسی مشترک داشتند، و به عبارت دیگر بازگشت به طبیعت و احیای مجدّد کمون های اولیۀ ما قبل تاریخ. نفی هرگونه سلطه و قدرت در روابط زن و مرد و نفی احساس مالکیت و رقابت از انگیزه های اصلی مخالفت این گروه ها با نهاد خانواده و گرایش آنان به این الگوی جدید بود.اهمیت و اعتبار اجتماعی کمون ها دیری نپایید زیرا این الگو در دست یابی به اهداف مورد نظر توفیقی چندانی کسب نکرد. در دو دهۀ اخیر، حرکتی تدریجی به سمت پذیرش هنجارهای و ویژگی های ساختاری خانوادۀ سنّتی در این اجتماعات اشتراکی مشاهده می شود.(احمدی، 1392)

3. ازدواج با حیوانات

ازدواج با حیوانات که در قانون ملی آمریکا بصورت آزاد رخ می دهد و عنوان آزادی را برای خود گرفته است حتی شناسنانه ازدواج هم صادر می کنند!دولت هاي غربي همواره از اين نوع ازدواج ها نهايت حمايت را به عمل آورده اند و قوانين را براي هرچه آسان نمودن اين نوع از رفتارهاي عجيب، به راحتي تغيير مي دهند.

در اينگونه از ازدواج ها حتي مراسم ازدواج نيز با تمام شرايط يک ازدواج معمولي انجام شده و در بيشتر موارد والدين و خانواده شخص حضور داشته و از کار فرد ابراز خوشحالي مي کنند!!! اين درحالي است که اقدام اينگونه افراد از سوي موسساتي که آزادانه و باحمايت همه جانبه دولت کار مي کنند، حمايت هاي مالي و رواني شده و کار آنان را قانوني و بي عيب و نقص جلوه مي دهد!

اگرچه هرزگي، ازدواج هاي ديرهنگام و نامتعارف در غرب به يک بحث رايج اجتماعي بدل شده و اقدامات غير اخلاقي به اشکال مختلف بروز مي کند اما به نظر مي رسد دامنه اين اقدامات با گذشت زمان وسعت بيشتري به خود گرفته و در حال صعود است چراکه هرروز اخباري از نوع جديدي از ازدواج به گوش رسيده و با تبليغات زيادي به سمع و نظر جوانان مي رسد.

4. الگوهای همجنسگرا

الگوی دیگری در از خانوادّ غربی می توانیم ارائه بدهیم، الگوی زوجهای همجنس باز است، در دهه های اخیر در بسیاری از کشورهای غربی وضعیت به وجود آمده که در طول تاریخ بشر کمتر سابقه داشته است. در این کشورها عدّۀ قابل توجهی از زنان و مردان، زوج هایی همجنس خود را انتخاب کرده، رابطه ای نسبتا طولانی شبیه روابط زناشویی با آن برقرار می کنند. زوجهای همجنس از جهت زیستی امکان تولید مثل را ندارند، ولی بسیاری از آنان فرزندان متولّد از ازدواج های پیشین خود را به درون مناسبات همجنس خواهانه می آورند و به این ترتیب خانواده هایی متشکل از زوج های همجنس باز و فرزندان تأسیس می کنند.در حال حاضر، برخی کشورهای غربی و تعدادی از ایالت های آمریکا، ازدواج همجنس بازان را به رسمیت شناخته، آنان را از حقوقی نسبتا مشابه با حقوق مردان و زنان ازدواج کرده، برخوردار کرده اند. با این همه، الگوی همجنس گرایی، گذشته از عدم مشروعیت دینی، از حیث جایگاه حقوقی نیز حتی در جوامع مثل آمریکا به وضعیت مشخصی نرسیده است. بنابراین در غرب شاید کما بیش خانواده های هسته ای، گسترده و... وجود داشته باشد، ولی در موارد زیادی دو الگوی (همخانگی یا زندگی مشترک بدون ازدواج و خانواده های همجنس باز) رواج و شیوع بیشتری پیدا نموده است.(احمدی، 1392)

تغییر سبک زندگی، آسیب ها و چالش ها

مطالعات نشان می‌دهند که قدمت زندگی به سبک خانوادگی، به ۵۰ هزار سال پیش بازمی‌گردد. از سویی، الگوهای زندگی خانوادگی در اعصار و بخش‌های مختلف دنیا نسبتاً مشابه و حول منشأهای عاطفی می‌چرخد. بااین‌حال، از نیمه دوم قرن بیستم این نهاد در کشورهای غربی و عرفی‌گرا دستخوش تغییراتی است که از نظر جامعه‌شناسان، یکی از پرسرعت‌ترین تغییرات حادث بر یک نهاد اجتماعی است.(مطهری، 1396)

از ویژگی‌های خانواده مطلوب در جامعه مدرن این است که آرمان فرهنگ خانواده همچنان پایدار ‌باشد در حالی که بسیاری از این داشته ها به فراموشی سپرده شد و جای خود را به دگرخواهی هایی داد که محصولات جامعه مدرن نام گرفت. به طوری که افزایش میزان طلاق که در سال ۱۹۹۶ حدود ۵۰ درصد بود، نیز به ایجاد انواع جدید خانواده کمک کرد. تا جایی که در خلال تغییرات و تحولات، جنبش های ضد فرهنگی شکل داد و رهیافت های جدیدی در روابط جنسی را خلق کرد که در نتیجه آن، زوج‌های بسیاری بدون ازدواج با هم زندگی می‌کردند.(جلالی‌، 1388)

قبل از انقلاب صنعتی در غرب، محیط خانواده لطف و صفای ویژه ای داشت. مردان برای تامین معیشت به کارهای خارج می پرداختند و زنان تربیت و پرورش کودکان خویش را بر همه چیز ترجیح می دادند و فعالیت های آنان از محیط خانواده تجاوز نمی کرد، اما با صنعتی شدن و ایجاد مراکز صنعتی، اداره های دولتی، تجارتخانه ها و ... زنان ، کارگران ارزان تری بودند و کارفرمایان آنان را با مردان سرکش و با دستمزد سنگین ترجیح می دادند. زن در غرب امروز، به جای اینکه الگویی برای فرزندان خود باشد و با حضور در خانواده به این کانون گرمی و آرامش بخشد، به مانکن تبلیغاتی سرمایه داران غربی تبدیل شده است و هر روز نیاز جدیدی را به وسیله مد برای بشر تبلیغ می کند. پایه های خانواده در غرب بر اساس منافع مادی بنا گردیده است و ارزش های والای انسانی در خانواده های غربی زیر پا نهاده شده است و از کرامت های اخلاقی خبری نیست. همچنین ثبات و آرامش که نتیجه روابط خوب است، در خانواده ها وجود ندارد، صفا ، صمیمیتی که میان اعضای خانواده ها در جامعه های سنتی دیده می شود، در غرب به رویا تبدیل شده است. همچنین در مورد رابطه افراد خانواده در غرب باید گفت که پیوند قلبی پدر و مادر با فرزندان بسیار ضعیف است و زن و مرد مانند دو شریک تجاری در کنار یکدیگر زندگی می کنند. رابطه فرزندان با پدر و مادر نیز به گونه ای است که در عمل فرزندان از حیطه خانواده خارج شده اند و زمانی که فرزندان به سن قانونی می رسند از منزل اخراج می شوند و ناچارند خانه پدری را تزک کنند و به تنهایی زندگی کنند و چنانچه فرزندان اجازه یابند که در خانه بمانند، باید مخارج روزانه را بپردازند. به همین دلیل است که فرزندان مخصوصا دختران در اثر تنهایی و دوری از خانواده و نداشتن یک مربی دلسوز به انواع مفاسد آلوده می شوند.(عربیان، 1388)

 

کاهش نرخ موالید، افزایش حضور زنان در بازار کار، افت نگاه‌های سنتی به تقسیم کار خانوادگی زن و مرد، و برعکس، رواج فرزندآوری خارج از ازدواج، از مهم‌ترین اشکال این تغییرات در این کشورهاست. در آمریکا، 20% زایمان‌های زنان سفیدپوست و نیمی از زایمان‌ها زنان رنگین‌پوست، بدون ازدواج صورت می‌گیرد. به‌این ترتیب، روابط پیشا- و فراازدواجی، هم‌خانگی، تقاضا برای سقط، پیشگیری از بارداری و رواج قرص‌ها و انواع شیوه‌های آن، ازدواج مجدد، طلاق، حضانت بدون ازدواج، خانواده‌های تک‌والد، همجنس‌گرایی و تقاضا برای مشروعیت ازدواج همجنس‌گرایان، رواج ترک کهنسالان، مصرف مواد مخدر، و کاهش نظارت بر فرزندان، از دیگر منشأهای تحول خانواده آمریکایی هستند.وقتی به تاریخ آمریکا نگاه می‌کنیم، این تحولات، در نظر بسیار دهشتناک می‌آیند. آمریکا به‌دلیل تأکیدی که مذاهب کالوینیستی بر اهمیت تولید اقتصادی داشت، به نهاد خانواده -به‌عنوان واحد تولیدی سنتی- بها می‌داد. در بسیاری ایالات، مجازات‌هایی مانند شلاق برای روابط جنسی خارج از ازدواج مقرر بود. لذا، این اقتصاد و تولید بود که عامل اهمیت خانواده بود، پس با تغییر سیستم‌های تولید انبوه و تخصصی‌شدن تقسیم کار، خانواده نیز به‌تدریج حرمت و قداست خود را از دست داد، به‌خصوص که دیگر نیازی به کودکان در دنیای ماشینی‌شده کار نبود و نیازی به تشکیل خانواده برای تولید نسل و بقای جمعیتی احساس نمی‌شد. تعداد خانواده‌های آمریکایی دارای 6 فرزند یا بیشتر، از نصف در ۱۷۹۰، به 20% در ۱۹۳۰ کاهش یافت.یافته‌های مؤسسه پیو (PEW) در سال ۲۰۱۵ نشان‌دهنده افزایش خانواده‌ها تک‌سرپرست، طلاق، ازدواج مجدد، و هم‌خانگی در آمریکاست. در آمریکا چند دهه است که خانواده‌ها هرچه بیشتر هسته‌ای می‌شوند. در حال حاضر، از هر ۱۰ کودک آمریکایی، ۴ کودک نامشروع هستند، یعنی خارج از عقد ازدواج نطفه آنها بسته شده و متولد می‌شوند. این‌ها کودکانی هستند که اغلب با مادر تک‌والد خود و یا با ناپدری یا دوست‌پسر بعدی مادر خود زندگی می‌کنند. عباراتی مانند «زن پدرم»، «دوست‌پسر مادرم»، «پدر فرزندم» و از این قبیل، به همین دلیل در محاوره‌های روزمره آمریکایی‌ها زیاد به گوش می‌خورند.تا اوایل دهه ۶۰، الگوی غالب خانواده آمریکایی، شامل پدر، مادر و فرزندانی بود که حاصل اولین و تنها رابطه جنسی والدین خود بودند. این کودکان 73% کودکان این دوره را تشکیل می‌دادند که میزان آنها در دهه ۸۰ به 61% و در حال حاضر به 46% کاهش یافته است. لذا، بیش از نیمی از کودکان آمریکایی در خانواده‌های تک‌والد یا والدین ازدواج‌نکرده زندگی می‌کنند.مطالعه دیگری نشان می‌دهد یک‌سوم کودکان آمریکایی در طول دوره سه ساله این مطالعه با یکی از حوادث طلاق، جدایی، ازدواج مجدد، یا مرگ در زندگی خانوادگی مواجه بوده‌اند. آمار دولتی نشان می‌دهد از میان مردانی که در دهه ۸۰ ازدواج کرده‌اند، تنها ۷۶٪ هنوز در همان ازدواج به‌سر می‌برند، میزانی که برای مردانی که در دهه ۵۰ ازدواج کرده‌اند، 88% بود.تخمین زده می‌شود نزدیک به ۴۰٪ کودکان آمریکایی با رسیدن به ۱۲ سالگی، هم‌خانگی مادر خود با مرد غیر از پدرشان را شاهد خواهند بود. یک‌چهارم کودکان کمتر از ۱۸ سال آمریکایی تنها با یک والد خود زندگی می‌کنند، رقمی که در دهه ۶۰، 9% و در ۲۰۰۰، 22% بود. 5% کودکان آمریکایی نیز بدون والدین و مثلاً با جد پدری یا مادری خود سر می‌کنند.کودکان با نژاد آسیایی یا سفید به احتمال بیشتر، و کودکان دیگر اقلیت‌ها به احتمال کمتری با هر دو والد در اولین ازدواج‌شان زندگی می‌کنند. این امر همچنین به سطح تحصیلات والدین نیز مربوط است، به‌طوری‌ که هرچه سطح تحصیلات والدین بالاتر است، تداوم زندگی زناشویی آنها نیز بیشتر است.ازدواج‌های مجدد و طلاق منجر به تشکیل خانواده‌های «مخلوط» یعنی خانواده‌های متشکل از یک یا چند عضو ناتنی و یا جد پدری یا مادری شده است. پدیده دیگر ناشی از فرزندآوری خارج از قاعده ازدواج، «بارداری چندسویه» به‌معنی نوع بارداری زنانی است که با بیش از یک مرد با یا بدون ازدواج در رابطه هستند. 20% زنان در شرف یائسگی و 28% زنان با 2 فرزند، در معرض بارداری دوسویه هستند. این پدیده در اقشار اقلیت قومی و نژادی مانند هیسپنیک‌ها مرسوم‌تر است.تمامی این شرایط در جامعه آمریکایی که روزگاری مهد حمایت از باورهای دینی در مقابل عرفی‌گرایی اروپایی بوده، عامل ایجاد سمن‌هایی در حمایت از نهاد سنتی خانواده شده است. سه جریان عمده در جامعه مدنی آمریکا حامی خانواده سنتی هستند: گروه‌های سنت‌گرا و محافظه‌کار با حمایت راست مسیحی، رهبران راست مسیحی لیبرال‌تر که خواستار اتحاد با راست‌گرایان دیگر فرقه‌ها هستند، و گروه‌های راست مسیحی برای ایجاد تأثیر در فضای گسترده‌تر بین‌المللی. دسته سوم، تداوم همان جریانی است که در گذشته سابقه فعالیت بین‌المللی در قالب میسیونری، حمایت از اسراییل و مخالفت با نفوذ کمونیسم را در پرونده داشته است. این سمن‌ها به‌دلیل ابتنا بر باورهای مسیحی، نهاد خانواده را دارای ریشه‌هایی در خلقت اولیه و لذا لایتغیر می‌دانند، نهادی که قرار است تنها و تنها متشکل از یک زن و یک مرد و با کارکرد تولیدنسل طبیعی از مسیر ازدواج باشد. این نهادها یک یا چند مورد از این اهداف را سرلوحه فعالیت خود قرار داده‌اند: مخالفت با سقط جنین، همجنس‌گرایی، طلاق و هرگونه عامل مغایر با حفظ شرایط مساعد برای تداوم خانواده سنتی نظیر آموزش روابط جنسی به کودکان و یا پورنوگرافی.سمن‌های عمده آمریکایی حامی خانواده، خود سمن‌های ریز و درشت دیگری با فعالیت‌های در سطح محلی و ایالتی را پوشش داده و اتاق‌های فکر، مراکز تحقیقاتی، و مراکز دانشگاهی برای خود دارند. در نهایت، اهمیت ویژه این سمن‌ها، به‌دلیل ثبت اکثر آنها در سازمان ملل و حمایت‌های مالی گسترده راست مسیحی از آنها، تأثیری است که می‌توانند بر فضای بین‌المللی داشته باشند. این تأثیر می‌تواند به‌طور مستقیم از طریق سرمایه‌گذاری‌های مالی و آموزشی آنها در دیگر کشورها یا در نشست‌های سازمان ملل، و یا به‌طور غیرمستقیم از طریق ایجاد گفتمان‌های حقوقی در رد یا حمایت از یک جریان مربوط به خانواده باشد. یکی از مهم‌ترین جریانات از این دست، موج جدید «خانواده همجنس‌گرا» است که نزدیک به یک دهه است در برخی کشورهای غربی شروع شده است.(مطهری، 1396)

در ایـن زمـان، خانـواده‌های نامتعارفی مثـل خانـواده‌های تک والدینی و زنـدگی همجنس‌گراها به پدیده‌ای شایع تبدیل شد. خانواده هایی که از هویت واقعیشان تنها یک سقف بالای سر و چهار دیواری آن باقی ماند. جنبش های اجتماعی در این برهه همچنان پیشتاز بودند تا اینکه دهه های ۱۹۷۰-۱۹۶۰ جنبش هایی مانند جنبش حقوق مدنی، آزادی زنان و جنبش آزادی همجنس‌گرایان که همه و همه بهانه ای شد برای به بار آمدن نسلی که بیشتر تمایل داشت زندگی پنهانی برای خود بسازد و در آن لاک خودساخته، فرو رود. تحلیل ها در همین سال ها بیانگر آن بود که بین ۱۴-۶ میلیون کودک، دست کم یک والد همجنس‌گرا داشته باشند. در حال حاضر هم در ایالت‌های پرینستون و ماساچوست همجنس‌گرایان مراسم رسمی اجرا می‌کنند. در طول سال های گذشته نیز همجنس‌گرایان مرد و زن و سایر خانواده‌های نامتعارف برای دستیابی به حقوق اجتماعی مانند ازدواج بین دو همجنس، دسترسی به خدمات بارداری، پذیرش والد دوم، حقوق همجنس گرایان مرد و زن و مزایای شریک جنسی مبارزات زیادی انجام داده اند. به طوری که محافظه کاران اجتماعی و کسانی که نسبت به سقوط ارزش‌های خانواده نگران بودند، شیوع همجنس‌گرایی را مغایر با ارزش‌های خانواده دانسته و خواستار محدود شدن آزادی عمل آنها شده‌اند. اما تلاش های آنها و آزادی های بی حد و حصر دولتمردان در برخی کشورها تا حدی بود که خواسته های این افراد را رفته رفته شکل و رنگ جدید بخشید. بنابراین درگیرو دار این تحول خواهی مدرن "خانواده" به دغدغه جدی اخلاق‌گرایان در غرب تبدیل شده است. نتایج آماری نشان می‌دهد که افول خانواده‌های سنتی در غرب جدی است و باید اعتراف نمود، متأسفانه در حال حاضر خانواده در وضعیت نا مناسبی قرار دارد. (جلالی، 1388‌)

نتیجه گیری  

از آنچه گفتيم خواستیم به این موضوع برسيم که نهاد خانواده يکي از اصيل ترين و قديمي ترين نهادهايي است که اجتماع بشري آن را تجربه کرده، اگر سرمنشأ و فلسفه‌ي وجودي تشکيل نهادها را نيازهاي «ساخت يافته» بدانيم به يقين، خانواده نهادي است که يکي از طبيعي‌ترين و پايدارترين نيازهاي انسان را به صورتي ساخت يافته و تعريف شده تأمين مي‌کند. نياز به آرامش و سکون و استراحت يکي از مهم ترين نيازهاي انسان است که خداوند متعال با آفرينش زوج و جفتي در کنار انسان، اين نياز او را برآورده کرد و براي اينکه سازوکار ارضاي اين نياز قاعده مند باشد يک راه را مجاز دانست و آن نهاد «خانواده» است؛ 

تولید نسل، مراقبت و کنترل و...ر کارکردهاي دیگری خانواده هستند که مي توان نام برد در دنياي متغير امروز، که گويي کمتر چيزي را مي توان يافت که بدون دگرگوني بماند، تغيير خانواده را هم دربرگرفته و تغييرات عمده اي در آن ايجاد شده است، شاید بتوان به جرأت ادعا کرد که این تغییرات بیشتری تأثیر را بر روی کارکردهای مثبت خانواده نهاده است.

متاسفانه دنياي مدرن غرب، امروزه تصاوير جديدي از خانواده براي ما ارائه داده است. با توجه به قدرت و احاطه مستقيمي که در زمينه هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي در دست اين گونه جوامع قرار دارد، ابزارهاي مناسبي وجود دارند که هر چه بيشتر در راستاي بسط و توسعه اين تفکرات عمل کنند. در چنين شرايطي به نظر مي رسد کشورهاي جهان سوم آسيب پذيري بيشتري در اين زمينه ها دارند. به اين ترتيب شاهد هستيم که ته مانده تفکرات پوسيده و مخرب غربي، پس از اينکه در جوامع غرب، ثمري جز بي بند و باري، گسترش انواع انحرافات اخلاقي، بي ثباتي و انحلال نظام خانواده نداشت، اکنون ردپايي را در جوامع اسلامی بر جاي گذاشته است.در نهايت، نتيجه گرفته می شود که در جوامع غربی با تفکرات و اندیشه غربیان از «خانواده» چيزي جز اسم آن و از کارکردهايش جز رسم آن باقي نمانده است. خانواده با کارکرد مثبت، سازندۀ جوامع انسانی، و خانواده با کارکردهای منفی تخریب کنندۀ فرهنگ جوامع خواهد بود. از مقایسه نظام خانواده در فرهنگ اسلام و غرب این نتیجه حاصل می‌شود كه بر خلاف ادعاهای غربیان در زمینه آزادی و حقوق بشر و امثال آن، حقوق خانواده در كشورهای غربی پایمال گردیده است و خانواده در اثر مشكلات فراوان فرهنگی و اجتماعی، رو به انحلال و نابودی می‌رود. عزّت، شرف، حیا و عفت، همه فدای آزادی تقریبا بی‌حد و حصر و بی بند و باری‌های روزافزون شده‌اند. با این وصف، متأسفانه برخی از زنان و مردان مسلمان فریفته زرق و برق ظاهری فرهنگ غرب شده‌اند و شب و روز تلاش دارند كه هر چه زودتر از فرهنگ اروپا و امریكا تقلید كنند! غافل از اینكه پیروی از فرهنگ غرب به معنای خداحافظی با همه ارزش‌های دینی و انسانی یك ملت است. خلاصه آنكه هرچه عزّت، شرافت و خوبی است در فرهنگ ناب اسلام محمّدی است و در سایه آن سعادت دنیا و آخرت فرد تأمین می‌شود، بخصوص آنكه برنامه‌های تربیتی اسلام جسم و روح آدمی را پرورش می‌دهند و روحیه تعاون، وفاداری و كرامت نفس را در انسان پدید می‌آورند. همه باید سعی نماییم، تا دچار تجربه مجدد آزمونهاي بي نتيجه و مهلک غرب نشويم. 

منابع: 

1-احمدی (1392) کارکردهای خانواده در اسلام و فمینیسم، موسسه فرهنگی بشارت.

2-احسانی، محمد (1389) خانواده و ابعاد مختلف آن، مجله معرفت، شماره 81

3-بابایی، سید محمد (1392) سبک زندگي اسلامي، روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مازندران، سازمان تبلیغات اسلامی.

4-جلالی، پریسا (1387) همجنس گرایی تلقی شیطانی از زندگی مشترک، مشکلات اجتماعی آفتاب نیوز.عربیان، نسرین (1388) خانواده در غرب و مقایسه آن با اسلام، فرهنگ پژوهش ، شماره 5.

5-خوشفر، غلامرضا؛ محمدی نیا، معصومه (1393) بررسی رابطه بین ساختار قدرت در نهاد خانواده با نگرش نسبت به سبک زندگی اسلامی ، شماره 3.

6-رضایی، حسن (1394) ازدواج سفید یا هم باشی سیاه،  دوماهنامه فرهنگی و اجتماعی، پایش سبک زندگی، شماره 6.

7-صدر طباطبایی، فاطمه (1380) تعریف خانواده از منظر قرآن، پژوهشهای قرآنی، ویژه نامه زن در قرآن شماره 27 و 28.

8-قاسمی پاکرو، مصطفی (1391) اصطلاح و مفهوم سبک زندگی، گروه جامعه خبرگزاری مهر.مطهری، زینب سادات (1396) امریکا و نهاد در حال تغییر خانواده، روز جهانی خانواده، مهرخانه. 

9-موسوی پور، سید محمد حسین (1391) تشکیل خانواده در اسلام، خردنامه هشمهری، شماره 87.

10-ناظم زاده، فاطمه (1388) خانواده غربی یا خانواده اسلامی؟، گروه جامعه و سیاست تبیان.

 

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837