آرشيو

مشارکت سیاسی زنان در عربستان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

چکیده

از آنجاکه مسائل زنان امروزه بیش از گذشته مورد توجه سازمانهای بین المللی و نظام جهانی قرار گرفته است و در عین حال، مبنایی برای مشروعیت بخشی به حکومتها قلمداد میشود؛ در سالهای اخیر منزلت سیاسی حقوقی زنان بیشتر وجهه فرهنگی- هویتی پیدا کرده است. یکی از ابعاد این مسائل، مشارکت زنان در اجتماع و بخصوص مشارکت سیاسی آنان است. در این نوشته مشارکت سیاسی زنان در دو کشور ایران و عربستان مورد مطالعه قرار کرفته است.

کلیدواژه: زنان، توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی، عربستان، اقتدارگرایی، نهادهای آموزشی، خانواده.

مقدمه

یکی از مهمترین مسائل هر جامعه،گام برداشتن در مسیر رشد و توسعه است.از نظر اندیشمندان سیاسی و اجتماعی این توسعه دارای ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می باشد، که به لحاظ اهمیت و اعتبار خاصی که دارد، معمولاً در رأس دستور کار دولتها قرار می گیرد.برای پی بردن به میزان توسعه هر جامعه ای یک سری مبانی، معیارها و عوامل مورد نیاز می باشد. یکی از این معیارها که مورد بحث ماست ، حضور فعالانه افراد در صحنه های مختلف جامعه و به اصطلاح مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان است که از عوامل بسیار مهم و حیاتی در امر توسعه اجتماع به حساب می آید.

مشارکت سیاسی به لحاظ مفهومی پدیده اي جدید و مختص به دولت هاي مدرن است؛ هر چند به لحاظ مصداقی نمودهایی از آن را در نظام هاي کهن گذشته می توان شناسایی کرد. (ارسطو،1371: 105) میزان مشارکت سیاسی زنان به دلیل اینکه نقش گسترده و عمده ای در تسریع فرایند توسعه کشور دارند، شاخص مهمی در مطالعه میزان پیشرفت هر کشور به حساب می آید.لازمه این توسعه، ایجاد شرایط لازم برای فعالیت و مشارکت زنان در اجتماع است. بدون مشارکت زنان دستیابی به توسعه امکان پذیر نیست. از این رو می توان گفت جامعه ای که برای رسیدن به توسعه تلاش می کند باید کاهش نابرابری ها را در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار دهد.

وضعیت زنان در برخی از کشورهای اسلامی متناقض است و با وجود چندین دهه سرمایه گذاریهای شگرف در بخش های اجتماعی،سطح آموزش و بهداشت زنان را بهبود بخشیده است اما این پیشرفتها هنوز به نتیجه مطلوب و دلخواه دولت ها نرسیده است. یکی از این کشورها عربستان است که گفته می شود با وجود تغییراتی که در حقوق زنان این کشور داده شده است، اکنون زنان فقط از حداقل ها برخوردارند و نقش فعالی در جامعه ندارند.

یکی دیگر از کشورهای اسلامی، که در آن وضعیت زنان و حضور آنان در اجتماع و فعالیت های سیاسی و مشارکت سیاسی در حد مطلوب قرار دارد، کشور ایران است.

در این نوشته سعی بر آن است به بررسی مشارکت سیاسی زنان در دو کشور ایران و عربستان پرداخته شود. سوالی که مطرح می شود این است که: روند مشارکت سیاسی زنان در ایران و عربستان چگونه است؟

فرضیه این است: روند مشارکت سیاسی زنان در ایران رو به بهبود است و در کشور عربستان با توجه به اقتدارگرایی، مردسالاری، توجه به زن به عنوان جنس درجه دو، مشارکت سیاسی زنان محدود و کمرنگ است.

تعریف مشارکت

مشارکت در لغت به معناي همکاري کردن، شرکت کردن و شریک شدن است. مشارکت درواقع شرکت دواطلبانه گروهی از مردم در برنامه ها و طرح هاي سیاسی اجتماعی است که در توسعۀ ملی نقشی اساسی دارند. مشارکت، برانگیختن حساسیت مردم و درنتیجه افزایش درك و توان آنها براي پاسخگویی به طرح ها و برنامه هاي توسعه اقتصادي، سیاسی و اجتماعی است. (جعفری نیا، 1390: 89) یکی از انواع مشارکت، مشارکت سیاسی است که در این نوشته مورد نظر ماست. در مورد مشارکت سیاسی تعاریف مختلفی شده است از جمله اینکه:

در تبیین وضعیت مشارکت سیاسی و اجتماعی گفته اند: در یک فرهنگ سیاسی مشارکتی، اعضای اجتماع، درصدد می باشند که صریحا به سوی نظام، به عنوان کل و به سوی ساختهای سیاسی و اداری و روندها گرایش پیدا کنند.( مونتی و لاری اشترن، 1371: 102-103) هانگتینتون معتقد است : مشارکت سیاسی فعالیت خصوصی شهروندان به قصد تأثیرگذاري بر فرایند تصمیم گیری های دولت است. (فیروزجائیان، 1387: 86)

دایرةالمعارف بین المللی علوم اجتماعی ، تعریف زیر را از این مفهوم ارائه میدهد: مشارکت سیاسی، فعالیت داوطلبانه اعضاي جامعه در انتخاب رهبران و  شرکت مستقیم و غیرمستقیم در سیاستگذاري عمومی است.(ساروخانی، 1370: 522)

راش معتقد است که مشارکت سیاسی به همۀ رفتارهاي داوطلبانه شهروندان یک جامعه گفته میشود که از طریق آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر سیاستهاي عمومی جامعه اثر میگذارند.(راش، 1377: 3) میتوان گفت جامع ترین تعریفی که از مشارکت سیاسی می توان بیان کرد و در این نوشته منظور نظر ماست تعریف میلبراث است که میگوید: مشارکت سیاسی فعالیتی است که اثر میگذارد یا قصد تأثیرگذاري بر حکومت را دارد.(پیشگاهی فرد، 1389: 30)

ضرورت مشارکت سیاسی زنان

در فرایند مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان توجه معقول به چند عامل مهم ضروری می باشد:

الف-مشارکت سیاسی به درك زنان از زندگی اجتماعی کمک کرده است و آنها را به عنوان عناصري موثر در خدمت جامعه در می آورد و به آنها ارزش و نگرش ها و داده هاي جدید می دهد، مشارکت سیاسی زنان به توسعه جامعه می انجامد.(بشیریه:1372: 212)

ب ـ زنان نسبت به مقام، موقعیت و شؤون اجتماعی خود آگاهی پیدا می کنند زیرا مسأله شناخت خود و موقعیت خویش در مکتب اسلام مورد عنایت خاصی است، به گونه ای که خودشناسی زیربنای تمامی شناختها می باشد. استاد مطهری در این خصوص می نویسد: خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند. بداند که او آزاد، مختار و مسؤول خویشتن و مسؤول افراد دیگر و مسؤول آباد کردن جهان و بهتر کردن جهان است. همان طور که قرآن می فرماید: «هو الذی انشأکم من الارض و استعمرکم فیها» (هود، 61)، او است آنکه شما را از زمین بیافرید و عمران و آبادی آن را از شما خواست.(مطهری،1364: 264)

ج ـ برای خود در نظام سیاسی و اجتماعی، جامعه نقش قائل بوده و خود را عضو فعال جامعه تلقی نمایند. ماکس وبر در این خصوص می نویسد: روابط اجتماعی زمانی خصلت جماعتی پیدا می کند که جهتگیری رفتار اجتماعی بر احساس همبستگی شرکت کنندگان استوار باشد.(وبر،68، 109)

د ـ جنبش و مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان وقتی به معنای واقعی کلمه ظاهر می شود که خودجوش، رقابت آمیز، گروهی، سازمان یافته و مبتنی بر مطلوبیتهای مناسب و خاص زنان باشد.(بشیریه، 1374: 289)

عوامل موثر بر مشارکت سیاسی زنان

مشارکت سیاسی کنشی است که پیوند محکم با انگیزه های انسان دارد. عوامل مختلفی در مشارکت سیاسی شهروندان موثر است که در ذیل به آنها اشاره می گردد.

1-عوامل فردی: عوامل گوناگون مانند سن، منطقه، شهری و روستایی بودن، مذهب، نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و تحرک اجتماعی در مشارکت سیاسی تأثیر دارند.( راش، 1387: 141) مشارکت سیاسی همگام با ویژگی های شخصی افراد فرق می کند، شخصیت های اجتماعی، مسلط تر و بیرون گراتر، از نظر سیاسی فعالترند، موقعیت اجتماعی که با میزان تحصیلات، محل سکونت، طبقه و قومیت سنجیده می شود به طور قابل ملاحظه ای در مشارکت سیاسی تأثیر می گذارد. محیط یا طمینه سیاسی نیز مهم است. از این نظر که فرهنگ سیاسی ممکن است، مشارکت و شکل و یا شکل های مشارکت را که مناسب تلقی می گردد، تشویق کند یا برعکس مشوق مشارکت نباشد.(راش، 1387: 135)

2-عوامل اقتصادی: افراد می کوشند از طریق وسایل سیاسی، شرایط اقتصادی یا مادی خود را بهبود بخشند. گفته میشود که افراد، گروه ها و طبقاتی که قدرت سیاسی را در دست دارند پیوسته امتیازات بزرگ اقتصادی را برای خود تضمین می کنند. دستیابی به این امتیازات انگیزه اساسی مبارزه سیاسی را تشکیل می دهد. کسی در جستجوی قدرت برای نفس قدرت نیست، بلکه برای امتیازاتی است که قدرت فراهم می کند. کسانی که قدرت سیاسی را در دست دارند از مزایایی که این قدرت به همراه می آورد، از جمله مزایای اقتصادی، بهره مند می شوند. این امتیازات اقتصادی موضع آنها را تقویت می کند. هر چه قدرت سیاسی بیشتر باشد سهم تمکن اقتصادی هم بیشتر خواهد بود. عکس آن نیز درست است یعنی هرچه تمکن اقتصادی بیشتر باشد دسترسی به قدرت سیاسی هم امکان بیشتری دارد.( راش، 1387: 141)

3-عوامل اجتماعی: هروولد لاسول، برخی از نیازهای اجتماعی –روانی را مطرح می کند که با مشارکت سیاسی ارضا می شود مانند نیاز به قدرت، ثروت،مهارت، روشنگری، رفاه، علاقه، محبت ، راستی و دوستی و احترام. رابرت لین نیز برخی نیازها و انگیزه های آگاهانه و ناخودآگاه را که با مشارکت سیاسی در زندگی زندگی سیاسی ارضا می شود مانند نیازهای مادی و نیاز به دوستی و محبت، تسکین تنش های روانی و سلطه جویی بر دیگران را مطرح می کند.(راش، 1387: 142)

4-عوامل ساختاری: اگر ساختار سیاسی جامعه، دمکراتیک و مشارکتی مهندسی شده باشد، در مشارکت سیاسی بیشتر مردم نقش دارد، زیرا برخی از ساختارهای سیاسی به گونه ای است که شهروندان توان اظهار اراده و حضور در صحنه سیاسی را ندارند. در ساختار استبدادی که سلطه و قدرت از سوی یک فرد یا یک گروه، بر شهروندان اعمال می شود، شور،نشاط و انگیزه مشارکت سیاسی پژمرده می شود. اگر ساختار سیاسی بر مبنای اراده عمومی شهروندان پایه ریزی شده باشد، زمینه برای اظهار وجود و حضور فعال شهروندان آماده می شود. ساختار دمکراتیک در مجموع به رأی و خواست شهروندان بها می دهد و بر اساس اراده شهروندان تصمیم می گیرد. بنابراین چنین ساختاری، مشارکت سیاسی راتشویق و ترغیب می کند. روشن است که بروندادهای این ساختار، رضایت خاطر شهروندان را فراهم خواهد کرد.

پیشینه مشارکت سیاسی زنان در ایران

 پیشینه واکنش در برابر وضعیت سنتی زنان به اوائل قرن بیستم و به ویژه جنبش مشروطیت باز می گردد. پیش از مشروطیت، فرهنگ مرد سالارانه جامعه سنتی ایران به زنان مجال فعالیت سیاسی را نمی داد، اما سرانجام در نتیجه ارتباط با اروپا در اواخر قرن نوزدهم عرصه فعالیت و نخستین حرکت ملی در دوره : مشارکت سیاسی زنان گسترده تر شد.(شاهسون، 1389: 158)

انقلاب مشروطه دگرگونی بزرگی در سهم زنان در سیاست توده اي فراهم آورد. این پدیده فرصتی براي زنان ایجاد کرد تا مشارکت سیاسی را تجربه کنند و شکل گیري جنبش را براي آنان در ایران، آسانتر سازد. یکی از مسائل بسیار جالب توجه و نوپدید در جریان انقلاب مشروطه تاسیس و گسترش انجمنهاي مخفی و نیمه سري زنان بود. فعالیت زنان دراین دوران بسیارتفاوت می کرد، درزمان خودکامگی نیز زنان کمیته هایی را تشکیل می دادند که براي خانواده هاي مشروطه خواهان، پول وجواهرات جمع می کردند.(بشیریه، 1370: 12)

انقلاب مشروطه تاریخ سرنوشت زن ایرانی را دگرگون کرد و از زیر سلطه خرافات و موهومات، جهل و نادانی و اسارت بیرون آورد و به جامعه راه داد. از آن پس زنان ارزش هاي انسانی و اجتماعی خود را درك کردند.(کراچی، 1374: 9)

انقلاب اسلامی فضاي جدیدي را براي حضور زنان در عرصه هاي مختلف زندگی جمعی و سیاسی گشود و زنان را به عنوان هویتهاي انسانی برابر با مردان مطرح ساخت. براساس قانون اساسی جمهوري اسلامی ایران، همه مردم، اعم از زن و مرد به طور مساوي حق شرکت در انتخابات را دارند و هیچ تفاوتی براي رأي دادن، نامزد و انتخاب شدن بین زن و مرد وجود ندارد.بند 8 اصل 3 قانون اساسی می گوید: هیچ تبعیضی بین زنان و مردان در تعیین سرنوشت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیست(قانون اساسی، 1375: 42) و اصل 20نیز بیان می دارد: همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسان، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.( قانون اساسی، 1375: 47)

در جامعه ما با توجه به باورهای اسلامی و ضرورتهای انقلابی و مطلوبیتهای اجتماعی، حضور مردم در تمامی صحنه ها و مشارکت آنان در ابعاد سیاسی و اجتماعی به عنوان یک عامل مهم در توسعه و سازندگی، مورد توجه بسیار است و در واقع یک وظیفه سیاسی و دینی همگانی است که کلیه اقشار جامعه اعم از مردان و زنان را شامل می شود. و در این راستا بخصوص مسأله مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان باید مورد بازنگری و بررسی دقیق قرار بگیرد تا زمینه های اساسی مشارکت فعّال نیمی از جمعیت جامعه در صحنه های مختلف اجتماع فراهم آید.

همچنان که در دوران انقلاب اسلامی نیز تأکید فزاینده ای بر اهمیت حضور زنان شد و بنیان گذار انقلاب اسلامی فرمودند: آنچه که لازم است تذکر دهم شرگت زنان مبارز و شجاع در سراسر ایران در رفراندوم است. زنانی که در کنار مردان بلکه بهتر از آنان در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی داشتند توجه داشته باشند که با شرکت امروز زنان در جمهوری اسلامی، همدوش مردان در تلاش سازندگی کشور خود هستند و این است معنای آزاد زنان و آزاد مردان.(امام خمینی، 1361: 140)

یکی از ملزومات مشارکت زنان در اجتماع، ایجاد امکانات لازم برای آموزش و تحصیل آنان است. بعد از پیروزي انقلاب اسلامی، دولت توجه خاص خود را معطوف به آموزش و پرورش و سوادآموزي کرد و به موفقیت هاي درخور توجهی دست یافت. آمارها نشان می دهد که در سال 1357 فقط 39 درصد دانش آموزان دورة ابتدایی دختر بودند و در سال 1377 این رقم به 48 درصد رسید که نشان از حضور  زنان در عرصۀ آموزش دارد. شمار زنان باسواد بسیار افزایش یافته است.(چابکی، 1382: 83)

از ابتداي شکل گیري انقلاب در ایران با ترکیبی از انواع مشارکت سیاسی زنان به ترتیب زیر روبه رو هستیم : 1مشارکت بسیجی، مانند شرکت در فرایند انقلاب؛ 2- مشارکت مدرن، مانند شر کت در رأي گیريها و مجلس مقننه؛ 3- مشارکت سنتی زنان مانند پشتیبانی از همسران، پسران، برادران و پدران براي شرکت در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران.( مصفا، 1375: 6)

در برخی منابع نیز مشارکت سیاسی زنان با توجه به سطح مشارکت آنها به دو سطح توده و نخبگان تقسیم بندي شده است. مشارکت سیاسی توده اي زنان، مواردي ازجمله: 1- شرکت در فرایند انقلابی؛ 2- شرکت در انتخابات ادواري ؛ 3- شرکت در تظاهرات و راهپیماییها؛ 4- شرکت در گروه ها و انجمن ها ؛ 5- شرکت در فعالیتهاي بسیج و جنگ تحمیلی، را شامل میشو د. مشارکت سیاسی در سطح نخبگان نیز شامل موارد زیر است : 1- عضویت در مجلس قانون گذاري ؛ 2مشارکت در سطوح بالاي تصمیمگیري دولت و بخش خصوصی ؛ 3- مشارکت در فعالیت های قوه قضائیه.( کار، 1379: 129)

بنابر آنچه گفته شد، میتوان به این نتیجه رسید وضعیت زنان برای حضور در اجتماع و مشارکت سیاسی آنان در ایران روند رو به بهبودی دارد و همیشه در صحنه هستند.

مشارکت سیاسی زنان در عربستان

مسئله برابری حقوق زن و مرد در کشور عربستان یکی از مسائلی است که در سال های اخیر توجه رسانه‌های بین المللی را به خود جلب کرده و باعث شده تا گزارش های زیادی از وضعیت زنان این کشور منتشر شود.

عربستان کشوری است که به لحاظ سیاسی حائز جایگاه خاصی در منطقه‌ی خاورمیانه است. این کشور با توجه به درآمد بالاى حاصل از صادرات نفت، عضویت در بیشتر سازمان هاى بین المللى، احساس قیمومیت داشتن بر اکثر کشورهاى عربى و همچنین نقش آفرینى در مسائل منطقه خاورمیانه تنها کشور اسلامى است که در طى سال هاى اخیر به سختى تن به اصلاحات داده است و این مسئله بخصوص در امور مربوط به زنان بیشتر به چشم مى خورد.

طبق گزارش سازمان دید بان حقوق بشر که در سال 1394 در خبرگزاری طنین یاس منتشر شد، وضعیت حقوق زنان در این کشور در مقایسه با دیگر کشورهای اسلامی در سطحی پایین تر قرار دارد. زنان در این کشور تا سال 2001 تنها در صورت داشتن مجوز از سوی سرپرست، حق برخورداری از یک کارت شناسایی مستقل داشتند. در این کشور عنوان سرپرست در وهله اول به پدر و در وهله دوم به شوهر اطلاق می شود. تا پیش از آن اسامی زنان در کارت های پدر یا شوهر ذکر می شد. در نتیجه تلاش سازمان های زنان تجددگرا در عربستان پادشاه سعودی تازه در سال 1990 با مطالبه زنان مبنی بر حق رانندگی با اتومبیل شخصی مواجه و در نتیجه فشار آنان نظام حاکم مجبور به بازنگری در برخی قوانین مدنی در خصوص زنان شد.(سعداوی،1382: 109)

بسیاری از سازمان های غیردولتی بین المللی معتقدند، زنان در عربستان مورد تبعیض بوده و در خانواده به نحو خشونت آمیزی با آنها رفتار می شود. از لحاظ شغلی نیز، زنان، برای کار در خارج از خانه با محدودیت های زیادی مواجه هستند و و دولت نیز اعلام کرده تنها زمانی به شمار نیروهای شاغل زن افزوده خواهد شد که به کار آنان نیاز باشد. (گلشن پژوه، 1388: 162)

مشارکت زنان در اجتماع نیز در این کشور دارای وضعیت وخیمی است و زنان به دلیل ساختار پادشاهی و مردسالارانه این کشور حضوری در صحنه سیاسی ندارند. با روی کار آمدن ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه سابق عربستان سعودی، به نظر رسید وضعیت زنان بهبود یابد. وی برای اولین بار درسال 2015  انتخابات شوراها را بنا نهاد، و پیش از آغاز دوره 2011 متعهد شده بود، در دوره سال 2015 به زنان هم اجازه رای دادن وهم اجازه کاندیدا شدن خواهد داد، وی حتی با صدور فرمان پادشاهی خواستار حضور واختصاص 30 کرسی از کرسی های مجلس برای زنان شد، در سال 2015 انتخابات برگزار شد، زنان در این انتخابات برای اولین بار شرکت کردند وتوانستند، مشارکت بالایی را بنام خود ثبت کنند، میزان مشارکت زنان سعودی در این انتخابات برخلاف تصور رایج در این کشور بود، با وجود مشکلات و موانعی که نظام سعودی در مقابل مشارکت زنان در این انتخابات نهاده بود، اما گام نخست را زنان سعودی با اقتدار برداشتند، وموفق شدند،21 نفر از جامعه زنان عربستان وارد شوراها شوند، میزان مشارکت زنان در کمیته های محلی در عربستان سعودی 81 وشش دهم درصد بود، یعنی 130 هزار رای دهنده زن در انتخابات شرکت کردند، این یک دست آورد بی سابقه وبزرگ برای زنان سعودی به شمار آمد، نتیجه انتخابات به گونه ای بود، که نظام سعودی احساس کرد سرآغاز مشکلاتش با زنان خواهد بود، چرا که "ساره لیا ویتسن" مدیر اجرایی بخش خاورمیانه سازمان دیدبان حقوق بشر سازمان ملل در این باره گفت: "این یک اقدام خوب بود، از این رو از دولت و نظام سعودی می خواهیم مشکلات موجود در برابر مشارکت زنان در بخش های مختلف جامعه را از میان بردارد، از این رو از نظام پادشاهی عربستان سعودی انتظار داریم زمینه را برای حضور زنان در بخش های مختلف را فراهم سازد، وباید اصلاحاتی به منظور احقاق حقوق زنان سعودی انجام گیرد".(خبرگزاری تسنیم، 1395)

به نظر می رسد یکی از عوامل عدم مشارکت سیاسی زنان در عربستان، وجود اقتدارگرایی در این کشور و نبود دمکراسی است. نبود دمکراسی نه تنها زنان، بلکه تمامی ساکنان این کشور را رنج می دهد. همچنین در این کشور مردسالاری حاکم است و زنان شهروند درجه دو محسوب می شوند که از بسیاری از حق و حقوق طبیعی خود محروم می باشند. همچنین نگرش جامعه به حضور و فعالیت زنان در عرصه های سیاسی و اقتصادی منفی است که این امر نیازمند تلاش برای عادی سازی حضور زنان در عرصه های مختلف است.

نتیجه گیری

با توجه به اینکه مشارکت سیاسی زنان نقش عمده و موثری در نوسازی و توسعه هر کشوری دارد، لذا باید موانع و محدودیت های موجود بر سر راه حضور و فعالیت زنان برداشته شده و آزادانه بتوانند در بطن جامعه حضور داشته و به ایفای نقش خود بپردازند و چنانچه حوزه وسیع تري از مشارکت سیاسی به این قشر از جامعه اختصاص داده شود توانایی و قابلیت تاثیرگذاري و تعیین کننده بر تحولات سیاسی- اجتماعی هر کشوری خواهد داشت. در ایران این مشارکت روز به روز فزونی یافته و در دوره های گوناگون در عصر مشروطه جنبش تنباکو، در عصر پهلوي اول مسجد گوهرشاد و سیاست منع حجاب و در عصر پهلوي دوم، انقلاب اسلامی نقطه عطفی در روند مشارکت سیاسی زنان محسوب می شود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با تأکید قانون اساسی بر برابری زنان و مردان این مشارکت گسترده تر شد و پیوسته در حال بهبود است. اما برای زنان عربستان وضعیت به گونه ای دیگر است. میتوان گفت آینده ی مشارکت سیاسی زنان در عربستان به اما و اگرهایی بسته است، که تحولات آینده به این پرسش پاسخ خواهد داد، اما نظام سیاسی عربستان به دلیل ریشه دار بودن سنتهای قبیلگی و خاندانی پادشاهی و همچنین ذهنیت تاریخی مردانه ی این کشور که دربستر زمان نهادینه شده است، همچنان این فرصت را از زنان این کشور دریغ خواهد کرد و تا حدودی بسان گذشته زنان در کارکردهای تعریف شده، البته با اندکی تغییرات نقش خود را ایفا خواهندکرد. 

منابع

1-بشیریه، حسین( 1370 ) جامعه شناسی:نقش نیروهاي اجتماعی درزندگی سیاسی،تهران:نشرنی.

2ـ بشیریه، حسین. (1374)، جامعه شناسی سیاسی، تهران: نشر نی.

3- پالمر مونتی و لاری اشترن.(1371)، نگرشی جدید به علم سیاست، ترجمه منوچهر شجاعی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.

4- پیشگاهی فرد، زهرا.(1388)، تحلیلی بر میزان مشارکت زنان در تشکلهاي سیاسی کشور در سال 1385، پژوهش زنان، دوره هفت، شماره 1.

5- جعفري نیا، غلامرضا.(1391)، بررسی عوامل اقتصادي اجتماعی مؤثر بر میزان مشارکت سیاسی شهروندان شهر خورموج، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال هفتم، شماره دوم.

6- .چابکی، ام البنین.(1382)، آموزش و جنسیت در ایران، فصلنامۀ مطالعات زنان، س 1، ش 2.

7-خبرگزاری تسنیم.(1395)،  زنان عربستان سعودی در چه شرایطی زندگی می کنند؟ دسترسی در سایت: https://www.tasnimnews.com/fa/news/

8-خمینی، روح الله.(1361). زن از دیدگاه امام خمینی، تهران: نهضت زنان مسلمان.

9-راش، مایکل. (1387)، جامعه و سیاست، ترجمه منوجهر صبوری، تهران: انتشارات سمت.

10-سعداوی، نوال، رئوف عزت، هبه و عباس محمدی.(1382)،  نیمه دیگر: نابربری حقوقی زنان در بوته نقد، ترجمه: مهدی سرحدی، تهران: نشر ناقد.

11- ساروخانی، باقر ( 1370 )، دایرةالمعارف علوم اجتماعی، تهران: انتشارات کیهان.

12-شاهسون، پریچهر( 1389 ) بررسی مقایسه اي مشارکت زنان، فصلنامه سیاسی - اقتصادي، شماره 164.

13- فیروزجائیان، علی اصغر .( 1387)، تحلیل جامعه شناختی مشارکت سیاسی دانشجویان ، مجله علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد.

14-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.(1375)، اداره کل قوانین و مقررات کشور، چاپ پنجم، تهران: انتشارات موسسه اطلاعات.

15- کار، مهرانگیز ( 1379 )، مشارکت سیاسی زنان، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

16-کراچی، روح انگیز( 1374 ) اندیشه نگاران زن در شعر مشروطه،تهران دانشگاه الزهرا،چاپ اول.

17-گلشن پژوه، محمودرضا.(1388)، حقوق بشر در جهان: روندها، موردها و واکنش ها، تهران،: مرکز تحقیقات استراتژیک.

18- مصفا، نسرین ( 1375 )، مشارکت سیاسی زنان در ایران تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.

19-مطهری، مرتضی.(1364)، مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، قم: صدرا.

20ـ وبر، ماکس.(1368)، مفاهیم امامی جامعه شناسی، ترجمه احمد صدارتی، تهران: نشر مرکز.

 

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837