آرشيو

حقوق کودکان و وظایف والدین

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

چکیده :

  نقش والدین  تاثیر بسزایی در تربیت فرزند دارد و دراینخصوص والدین باید برای رسیدن به تربیت دینی ضمن آشنایی با آموزه های اسلام  ، خود بعنوان الگو و عمل کننده به دستورات شریعت بعنوان بهترین الگو برای کودک خود از بدو تولد قرار گیرند از اینرو ودرمقابل آشنایی مختصر با دستورات دین مبین اسلام  باحقوق کودک در اسنادبین المللی   که از مهم‌ترین بحث‌ها در حوزه حقوق خانواده می‌باشد آشنا می شویم . در همین زمینه، مکاتب گوناگون حقوقی، دیدگاه‌های متفاوتی ارائه داده‌اند. این نوشتارهمچنین  به مقایسه دیدگاه‌های دو نظام حقوقی مطرح و مهم می‌پردازد؛ یعنی نظام حقوقی قرآن که جامع‌ترین منبع هدایت بشر است و کنوانسیون حقوق کودک که شالوده آخرین تلاش‌های انسان قرن بیست و یکم در عرصه بین‌الملل می‌باشد.

پس از بررسی تطبیقی دو نظام حقوقی و ملاحظه تفاوت‌های آن دو، روشن می‌شود که حقوق کودک در قرآن از سطح فاخرتر و برتری نسبت به کنوانسیون حقوق کودک برخوردار است؛ چرا که کنوانسیون گرچه دارای نقاط مثبت و خوبی است، اما برخی از حقوق اصلی کودک را نادیده گرفته است.

کلید واژه : تربیت اسلامی ، والدین، اسنادبین المللی ، وظایف والدین ، تولد 

مقدمه : 

حقوق انسانها در تمام دوران زندگی بشر همیشه مورد توجه بوده است، افراد سعی دارند تا به بهترین نحو به این حقوق دست پیدا کنند و از آن استفاده ببرند. در این بین افرادی به نام کودکان وجود دارند که به تنهایی نمی‌توانند از حقوق خود دفاع و از آن استیفا نمایند. آنان به واسطه محدودیت‌های طبیعی و اجتماعی بیش از سایر اقشار جامعه آسیب‌پذیر بوده و خطرهای جسمی، روحی و تربیتی آنها را تهدید می‌نماید. این قانون‌گذار، والدین و سازمان‌های بین‌المللی هستند که باید از حقوق کودک دفاع و امکان اجرای مطلوب و همچنین ضمانت اجرای آن را فراهم آورند.(توانگر،1395)

در قوانین مختلف کشورها و کنوانسیون‌های جهانی در مورد کودکان به طور متفاوت تصمیم‌گیری شده است. مهم‌ترین اعلامیه‌ها در مورد کودکان، اعلامیه‌ جهانی حقوق کودک مصوب ۱۹۵۹ میلادی و کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۱۹۸۹ میلادی سازمان ملل متحد است که ۱۹۱ کشور جهان به آن پیوسته‌اند، جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۸۳ با درج حق شرط کلی به این کنوانسیون مهم بین‌المللی پیوست. در اصل بیست و یکم قانون اساسی و همچنین قوانین مدنی و جزایی کشورمان نیز پاره‌ای از مقررات حمایتی در این زمینه آمده است هر چند دارای کاستی‌ها و نارسایی‌هایی می‌باشد. یکی از معایب و نواقص مهم قوانین فوق مخصوصاً قانون مدنی عدم توجه به وظایف والدین در دوران قبل از تولد است زیرا دوران مهم و اساسی تلقی می‌شود ؛ یا حتی برای بعد از د

وران تولد وظایفی مشخص گردیده ولی در مواردی ناقص، مبهم و کلی بوده که برخی فاقد ضمانت اجرا می‌باشد. (نصوحی ،1394)

 تعریف والدین : 

والدین: والدین به مرد و زنی اطلاق می‌گردد که به نکاح یکدیگر درآمده‌اند و سپس پس از ارتباط مشروع زناشویی و لقاح و طی دوران بارداری باعث به وجود آمدن و دنیا آوردن طفل می‌گردند، این افراد والدین اصلی و ژنتیکی طفل محسوب و به جهت همین نسب مشروع آثار متعددی نیز بوجود می‌آید از جمله ارث، نفقه، حضانت، ولایت قهری، محرمیت و غیره.

البته در موارد خاص والدین حکمی وجود دارند که به طرق مختلف حق نگهداری طفل را دارند ولی قانونگذار درباره آنان سخنی به میان نیاورده و وظایف آنها مبهم می‌باشد.

تعریف کودک: 

کودک یعنی کوچک، صغیر، فرزندی که به حد بلوغ نرسیده (پسر یا دختر) ولی در اصطلاح حقوقی کنوانسیون ۱۹۸۹ (اعلامیه حقوق کودک) هر انسان زیر هجده سال را کودک تلقی می‌‌‌نماید، مگر اینکه بر طبق قانون مربوط به سن بلوغ کمتر باشد. قانون مدنی ایران با توجه به شرع مقدس در تبصره اول ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی سن بلوغ دختران را ۹ سال تمام قمری و سن بلوغ پسران را ۱۵ سال تمام قمری تعیین نموده است و بنا به تعریف دیگر، کودکان زیر ۷ سال صغیر غیرممیز و بالای ۷ سال را صغیر ممیز می‌نامند. همانطور که مشخص گردید معیار کنوانسیون سن و معیار قانون مدنی شرع و بلوغ است. نکته جالب توجه در تبصره ۲ ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی [است که] اطفال [را] هنگامی مجاز به تصرف در اموال [می‌داند] که رشید گردیده باشند و قانون ماده واحده رشد متعاملین مصوب ۱۳۱۳ [نیز] افراد زیر ۱۸ سال را از انجام معامله ممنوع کرده است. با توجه به موارد فوق می‌توان با وحدت ملاک، اماره‌ها و نشانه‌ها سن ۱۸ سال را برای تمیز کودک در نظر گرفت.(همان ) 

جایگاه والدین در تربیت فرزند 

تقریبا همه والدین ازاینکه فرزندانشان چگونه باشند یک تصویر آرمانی می سازند  و برای سوق دادن کودک بسوی این هدف ( تصویر آرمانی ) روش های زیادی را مورد آزمایش قرار می دهند فرزندان خودرا تشویق یا تنبیه می کنند برای کودکانشان سرمشق و الگو ارائه می دهند انتظارات و باورهای خودشان را توضیح می دهند و سعی می کنند فرزندانشان را به مراکز آموزشی و تربیتی خاص بسپارند و برای آنها دوستانی انتخاب کنند که با اهداف و ارزشهای آنها هماهنگ باشند اولین تماس کودک در محیط با والدین است والدین برای نوزاد منبع آرامش ، محبت ومراقبت هستند روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت سالهاست علاقمند به این موضوع هستند که چگونه والدین بر رشد اجتماعی و توانایی های مفید و موثر کودکان تاثیر می گذارند ؟ دراین میان دین مبین اسلام به تمامی این موارد اشاره کرده است .(بخشانی،1388)

عوامل موثر خانواده در تربیت دینی فرزندان 

درخانواده بعنوان اولین کلاس تربیتی کودک عوامل مختلفی در تربیت دینی فرزند نقش دارد که دوعامل :

1- میزان شناخت والدین به مسائل دینی 

2- التزام عملی آنها نسبت به مسایل دینی وشیوه تربیتی والدین  می باشد 

کودک در چند سال نخست زندگی خود همه کارهایش را از افراد پیرامون خود که در درجه اول پدر و مادر اویند ، الگو برداری می کند و با تقلید از آنان رشد می کند و ساختار تربیتی اش سامان می یابد . تنها الگوی مورد اعتماد کودک دراین دوران پدر و مادر است و تا آنجا که بتواند خودرا بر اساس رفتارهای آنان منطبق می سازد .ازاین رو، روش الگویی در سازمان دادن شخصیت و رفتار کودک نقش بسزایی دارد . بنابراین والدین و مربیان می توانند فعالیت ها و رفتارهای دینی و مذهبی خود را به گونه ای هماهنگ کنند که فرزندان متوجه شوند و الگوی ذهنی آنان را در انجام این امور شکل دهند .(پرچم ودیگران ،wwwaparcham.ir)

والدین باید در وهله اول شناختی عمیق و صحیح نسبت به اصول اساسی جهان بینی اسلام پیدا کنند و به بایدها ی اخلاقی التزام عملی داشته باشند . و به آنچه که به فرزندان خود تعلیم می دهند خود اولین عاملان به آن دستورات باشند .زیرا فرزندان بیش تر از آنچه که به گفته های والدین توجه کنند به اعمال و رفتار آنان توجه می کنند . 

قرآن این حقیقت را به زیباترین لفظ و معنا بیان می کند ، " یا ایهاالذین آمنوالم تقولون مالا تفعلون " ای ایمان آورندگان چرامی گویید آنچه را که عمل نمی کنید .(همان) 

امام صادق (ع) دراین باره می فرماید :

" کونوادعاء النا س باعمالکم ولا تکونوا دعاء باالسنتکم " مردم را با رفتار و عمل خود به حق رهبری کنید ، نه با زبان خویش ( بحارالانوار،5/198)

شیوه تربیتی والدین :

خانواده ها براساس ویژگی های که مایلند فرزندشان داراباشد روش هایی را بمنظور تربیت آنان اتخاذ می کند براساس دو بعد پاسخگویی و تقاضامندی والدین سه سبک تربیتی را بیان نموده ااست . نوع اول شیوه مقتدرانه ( والدین هم پذیرنده و هم متوقع هستند ) نوع دوم استبدادی ( والدین که متوقع هستند اما پذیرنده نیستند ) نوع سوم سهل گیر ( والدینی که پذیرنده هستند اما متوقع نیستند ) درقرآن و حدیث بر روش تربیت فرزند تاکید شده است تا فرزند به درستی و براساس فطرت انسانی که خدا به وی عطا نموده ، تربیت شود به تعبیر رسول اکرم ( ص) روش مناسب روشی است که بتواند شخصیت نیکو در فرزند پدید آورد ،ویژگی های روانی هیجانی و رفتارهای هماهنگ با فطرت برایش فراهم سازد تا درست و عاقلانه بیندیشد امام سجاد (ع) درباره تربیت فرزند می فرمایند :" والدین فرزند را از خود می دانند و خوبی و بدی اورا خوبی و بدی خودشان دانسته و مسئولیت تربیت نیکوی اورا به عهده می گیرند کوشش می کنند اورا متوجه پروردگار کنند اورا فردی مطیع پروردگار بسازند .

بنابراین تنها الگوی اعتماد در دوران کودکی پدر و مادر هستند کودک سعی می کند تا آنجا که می تواند رفتار خودرا براساس رفتارهای آنان منطبق سازد . ببنابراین اگر والدین به دستورات دین اهمیت بدهند و اهل عبادت باشند بدون شک برابعاد روحی ودینی کودک تاثیر می گذارد . و در تربیت دینی یادگیری از طریق مشاهده رفتار والدین نقش بسیار مهم تر دارد تا از طریق گفتار و والدین باید مراقب رفتار خود باشند( دکتر اعظم پرچم ، حمیده اله یاری ، نقش خانواده در تربیت دینی فرزندان ) 

آیات و روایاتی که ذکر شدند پدران و مادران را برآن می دارد که در باب پرورش و آموزش فرزند احساس وظیفه کنند؛ وظیفه ای سنگین و مسئولیتی بزرگ که هرگز نمی توان آن را نادیده گرفت و نسبت به آن کوتاهی نمود؛ زیرا تعلیم و تربیت از جمله حقوق فرزند بر والدین است که این امر علاوه بر رشد، نیاز به شهامت دارد. درباره اهمیت تربیت و آموزش فرزندان و اقامه حقوق آنها مسئله در حدّی است که اگر فرزندان به وظیفه خود در برابر والدین عمل نکنند عاق والدین خواهد بود، اگر والدین هم به وظائف مقرّره از شرع عمل نکنند، قطع رحم کرده اند و از طرف فرزندان خود عاق خواهند شد؛ زیرا پس از والدین نزدیکترین ارحام به انسان، فرزندان او هستند. بر این اساس در برخی روایات، حقّ فرزندان به عهده والدین، همانند حقّی شمرده شده است که پدر و مادر بر عهده فرزندان دارند.    (همان)  

اسلام به مسئله تربیت و آموزش فرزندان تا آن حد اهمیت داده که آن را حقّ مسلّم فرزند بر پدر دانسته است. امام سجاد (ع) نیز در رساله حقوق بدین وظیفه خطیر چنین اشاره می فرماید: فأعمل فی امره عمل من یعلم انه مثاب علی الاحسان الیه، معاقب علی الاسائة الیه(طبرسی ،ص421)) عمل کن درباره فرزند خویش چون عمل کسی که می داند اگر به فرزند خود احسان کند پاداش داده می شود و اگر بدرفتاری کرد مؤاخذه و عقاب می گردد. در جای دیگر، امام با تفصیل بیشتری می فرماید: و امّا حقّ ولدک فتعلم انّه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شرّه، و انّک مسئول عمّا ولّیته من حسن الادب و الدلالة علی ربّه و المعونة علی طاعته فیک و فی نفسه. فمثاب علی الاحسان الیه و معاقب علی الاسائة علیه. فاعمل فی امره عمل المتزیّن بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا المعذر الی ربّه فیما بینک و بینه، بحسن القیام علیه و الاخذ له منه(حرانی،ص263) و اما حق فرزند تو این است که بدانی او پاره ای از وجود توست و در نیکی و بدی خود در این دنیا به تو وابستگی دارد و تو در تربیت و ادب آموزی و خداشناسی او مسئولیت داری و باید او را در اطاعت فرمان خدا، در آنچه مربوط به تو و اوست، کمک رسانی. در احسان به او پاداش می گیری و در بدی به او کیفر می بینی. عمل تو درباره او مانند کسی است که یقین دارد به کارهای نیکوی او در دنیا آرایش می یابد و به واسطه حسن قیام به وظایف و مسئولیتها در پیشگاه خداوند معذور است.

 پیشوای عالیقدر شیعیان امام سجاد(ع) در این حدیث شریف به مسئولیت پدران در تربیت فرزندان تصریح فرموده است. امام(ع) پرورشهای اخلاقی و ایمانی فرزند را از وظایف مسلم مذهبی آنان (پدران) دانسته و خاطر نشان نموده است که تربیتهای پسندیده پدران، مانند ادای یک فریضه مذهبی موجب اجر و پاداش در پیشگاه خداوند است و پرورشهای ناپسند مانند ترک واجب یا ارتکاب گناه، پدران را مستحق عقاب و کیفر الهی خواهد کرد.

رسول اکرم(ص) فرمودند: ما مِن مَولُودٍ یُولدُ علی الفطرة فَأبواهُ یُهوّدانِهِ و یُنصّرانِهِ و یُمجّسانِهِ(16)هر فرزندی بر فطرت توحید و خداپرستی متولد می شود، و این پدر و مادر او هستند که او را یهودی یا مسیحی و یا زردشتی سوق می دهند (و او را از راه فطرت دور می سازند).(پاسداراسلام،1388،1387)  

 نقش تربيتي الگو در زندگي انسان

 در اکثر اعمال آدمي، قبل از انجام عمل بايد نمونه قبلي و عيني وجود داشته باشد. زماني که فرزند انسان رشد مي‌کند، رفتارهاي او به تقليد از اطرافيانش مي‌باشد. صحبت کردن، راه رفتن و حتي نحوه‌ي خوردن و آشاميدنش را هم از ديگران مي‌آموزد. بنابراين الگو در حيات بشري جايگاهي مهم دارد. از طرف ديگر انسان براي کسب امتياز جانشيني خداوند به‌وسیله‌ی عبوديت او خلق‌شده است؛ اما آدمي با داشتن اختيار و تزاحم منافع در جامعه مي‌تواند فطرت توحيدي خود را ناديده گرفته و بر مبناي منفعت شخصي خود تصميم‌گيري کند. حيطه قدرت عقل، شناخت و تصرف در طبيعت است و از ماورای آن و اخبار غيب که تأثير بسياري در انتخاب راه دارند، بي‌اطلاع است. پس تنها راهي که خداوند به او نشان می‌دهد باقي مي‌ماند. پروردگار اين مسير را با ارسال رسل و وضع شرايع در عصرهاي گوناگون براي بندگانش روشن و واضح ساخته است؛ اما عقلِ مصلحت طلبِ بشر نمي‌تواند تحت سلطه شريعت درآيد. بنابراين بايد از همان ابتدايي که اين قوه شروع به فعاليت مي‌کند، با قوانين دين آشنا شود و تحت تربيت آن قرار گيرد. براي از بين بردن مانع‌تراشی‌های به‌ظاهر منطقي عقل و با توجه به وجود طبع مقلد انسان، بهترين شيوه تسلط بر قوای بشر، قرار دادن الگوهاي مناسبِ باهدف تربيتي، در برابر این موجود است.(مکاریان ،1395)

  همان‌گونه که هنرمند براي طرح و خلق اثر هنري به الگو و نمونه مشخص نياز دارد، انسان نيز براي شکل دادن به شخصيت خويش به الگو احتياج دارد تا ساختمان اخلاقي، فکري و شخصيتي خويش را مطابق آن بسازد.

هميشه مربيان آگاه براي تربيت افراد موردنظر الگوهاي برجسته و ارزنده را ارائه می‌کنند تا مخاطبان خود را با آن‌ها بسنجند و در مسير آن‌ها قرار دهند... گزينش فرستادگان خدا از ميان انسان‌ها ازآن‌روست که بتوانند سرمشق براي امت‌ها باشند چراکه مهم‌ترين و مؤثرترين بخش تبليغ و دعوت پيامبران، دعوت‌هاي عملي آن‌هاست. آن‌ها بايد اسوه ناس و قدوه خلق باشند.( مکارم شيرازي، ناصر، پيام امام امیرالمؤمنین ، جلد 5 صفحه 220)

 اسوه‌ها و الگوها چون معيارها و ملاک‌ها را در اختيار آدمي مي‌گذارند، ارزش و اهميت دارند. الگو نسبت به معيار صرف اين برتري را دارد که تحقق معيارها را در موجود انساني نشان مي‌دهد. جايگاه اساسي الگوي عملي در مکتب‌هاي الهي که رسالت اصلي آن‌ها تعليم و تربيت انسان است، به‌قدری برجسته است که خداوند در طول تاريخ براي هدايت هر قوم و گروهي، الگويي عملي به‌عنوان پيامبر و امام فرستاده است تا مردم را هدايت و راهنمايي کند.(  مهدی زاده، حسین، الگو شناسی، صفحه 13)

يکي از مهم‌ترين ابزار تعليم و تربيت که اثر قاطع و تعيين‌کننده‌اي در ساختن شخصيت فرد و جامعه دارد، ارائه نمونه و الگوهاي گويا از ارزش‌ها و ضد ارزش‌هاست. بدین‌صورت که صفات نيک و صفات ناپسند تجسم پيدا کند و در قالب نمونه‌هاي عيني ارائه شود.(  جعفري، يعقوب، سيري در علوم قرآني، صفحه 257)

(بنابراين اسلام تنها به دستورات نظري اکتفا نکرده است و الگوي عملي و عيني ارائه مي‌دهد که همان انبياء الهي   هستند. عقايد، اخلاق و کردار آنان بر طبق فرامين الهي شکل‌گرفته است. ابتدا عقل انسان این بزرگان را مي‌شناسد و سپس در مقابل چشم او قرار مي‌گيرند. تا بدین‌وسیله او را به سعادت و کمال برسانند. بامطالعه کلام الهي مي‌توان اين اسوه‌ها را از بيانات قرآن استخراج کرده و با دسته‌بندي مصاديق هدايت، هرکدام را سرمشق دسته‌اي خاص از افراد بشر قرارداد تا شيوه زندگي آنان را بر ساحت حيات انسان‌ها با توجه به مقتضيات زمان و مکان ايشان، تطبيق داد و بدین‌وسیله آدمي را به کمال و جايگاه حقيقي‌اش در زندگي دنيا و آخرت مي‌رسانند.(مکاریان ،1395)

حقوق کودک در اسلا م 

به رسمیت شناختن حقوق کودک در جهان مسیر بسیار سختی را پشت سر گذاشته است در اواخر قرن نوزدهم به دوره ای از تحولات تاریخی می رسیم که می توان آن را دوره شناسایی حقوق کودک و توجه و احترام به آن نامید . از اواخر قرن سده نوزدهم به بعد در اکثر نظامهای حقوقی کودکان به عنوان صنفی خاص موضوع حقوق قرار گرفتند بعد از جنگ جهانی اول که بخشی از قربانیان آن کودکان بودند برای حمایت از حقوق انسان اهتمام بسیاری کردند که این رویکرد به تهیه و تصویب اسناد متعددی در حمایت از حقوق انسان منجر شد در پی شکل گیری این نوع نگرش فعالیت های متناسب با آن توجه خاص جامعه حمایتی به قشرهای خاص از افراد مانند کودکان که نیاز به حمایت خاص و ویژه دارند جلب شد ( پیوندی ، 1390، ص 18 و 19 ) 

خداوند متعال در آیه 151 سوره انعام مردم را از کشتن فرزندانشان به دلیل فقر و تنگدستی نهی می کند و می فرماید : ولا تقتلوااولادکم من اخلاق نحن نرزقاتکم و ایاهم : فرزندان خودرا از بیم تنگدستی مکشید ما شما و آنان را روزی می رسانیم . 

مطالعه آیات 151 و 152 این نکته را نشان می دهد که موارد نهی قرآن دراین دو آیه در عصر جاهلی وجود داشته است دو مسئله مهم در آیات فوق نهی از کشتن فرزندان از ترس فقر و تنگدستی و توجه ویژه به کودکان یتیم و بی سرپرست است این موضوع در روایتی از پیامبر (ص) در گفتگو با اسعد بن زراره آمده است که در آن پیامبر اهداف ده گانه رسالت خود را بیان می فرمایند که دو مورد از موارد ده گانه ، درباره کودکان است . ( موسوی تبار ،1393 ) 

و همچنین اسلام با احکام بسیار مترقی و پیشرو حقوق انسان ها را حتی زمانی که بصورت نطفه و علقه در رحم مادر هستند مطلع کرده است . ویکی از آشکاراترین حقوق کودک در دین مبین اسلام زمانی است که در جهت رعایت مصلحت کودک در دوران بارداری برخی از تکالیف شرعی را از زن حامله اسقاط می کند یا مجازات زن باردار را به تاخیر می اندازد و این تاخیر تا زمانی که مادر به طفل شیر می دهد ادامه دارد و اینها نشان از توجه ویژه ی دین اسلام به حقوق کودکان در تمامی مراحل حیات است . ( موسوی تبار ،   1393   ) 

حقوق دیگر کودک  مانند حق رضاع ، حق برخورداری از نام ، حق برخورداری از هویت خانوادگی ( نسب) ، حق حضانت ، حق نفقه ، حق سرپرستی و قیمومیت نیز در اسلام بدان پرداخته شده است  .

پس می توان نتیجه گرفت : عواملی را که در شکل‌‌گیری تربیت دینی فرزندان تأثیر گذار است براساس نظر  علمای علوم اسلامی و تربیتی نوعاٌ سه مؤلفه تاثیرگذار می باشد :

 

1-میزان پایبندی واهتمام والدین به تربیت دینی خود و خانواده.

 

2-روش ونحوه عملکرد والدین در تربیت دینی فرزندان.

 

3-محیط زندگی و تربیتی که فرزندان در آن رشد می یابند.

وظایف  قانونی والدین در  تربیت فرزندان  

درقوانین ایران تعریف مشخصی از کودک وجود ندارد و فقط سن بلوغ تعیین شده است برخی بر این باورند که در حقوق ایران و قانون مدنی شروع دوران کودکی با تولد طفل آغاز می شود . بنظر برخی دیگر با نگاه کلی به قوانین مدنی و جزایی می توان به این نتیجه رسید که حمل به عنوان موجودی زنده و مستقل از پدر و مادر مورد توجه قانونگذار بوده است . و شروع کودکی از زمان استقرار و انعقاد نطفه در رحم  مادر است . پایان کودکی درقوانین ایران قدری پیچیده است و به تناسب جنبه های مختلف عرصه های اجتماعی مختلف است . قانونگذار در قانون مدنی (تبصره یک ماده 1210)و قانون مجازات اسلامی (مواد 146و147) برای ورود به سن مسئولیت کیفری و خارج شدن از حجر و ممنوعیت از تصرف نظر مشهور فقیهان راکه همان سن بلوغ شرعی است . معیار قرار داده است ماده 1168 قانون مدنی نگهداری طفل راحق و تکلیف ابوین قلمداد کرده است .

در نظام حقوقی ایران و معاهدات بین الملل تربیت کودک از اهمیت ویژه ای برخوردار است اما محیط اجتماع برای تربیت کودک محیط مناسبی نیست و دولت هیچگاه پرستار شایسته ای برای وی نبوده است . و خلاهای قانونی در این خصوص و آسیب های اجتماعی کودکان ضرورت بررسی  موضوع را در ارتباط با نظام حقوقی ایران و اسناد بین المللی دارد تابابررسی حقوق و تکالیف والدین درتربیت کودک طبق حقوق ایران و اسناد حقوق بشر به حمایت از کودک بپردازیم . 

دوران جنینی :

درقوانین ایران تکالیفی برای والدین در مراقبت های دوران جنینی که بر رفتار و خلق وخوی فرزند در آینده اثرگذارباشد به دست نمی آید :اما نبودن چنین قوانینی به معنای تکلیف نداشتن والدین نیست : زیرا با توجه به اصل 167 قانون اساسی ، دراین زمینه باید به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر مراجعه کرد .

توجه به انتخاب همسر و اخلاق مباشرتی و توجه به تغذیه مادر پس از انعقاد نطفه در ایجاد  زمینه های تربیت فرزند مورد توجه قرار گرفته ودرباره آداب آمیزش و تاثیر آن بر روان و جسم فرزنددستورهایی آمده است .

اما در مقابل دربررسی اسناد عمومی حقوق بشر تکلیفی برای والدین در تربیت کودک پیش از تولد یافت نشده است لکن از  ماده 7 اعلامیه حقوق بشر اسلامی که در آن از مراقبت های ویژه درمورد جنین سخن گفته شده است وماده 25 آن که شریعت اسلام را تنها مرجع برای تفسیر یا توضیح هرماده از مواد  این اعلامیه بیان نموده است ودر دیدگاه اسلام تربیت فرزند پیش از تولد  آغاز می گردد . ورعایت مواردی که زمینه سازایفای هرچه بهتر و مناسب تر  وظایف تربیتی هستند مورد تاکید است :بدین ترتیب شاید بتوان تکالیف والدین در تربیت فرزند رابه پیش از تولد مربوط دانست. (اسدی نژاد ودیگران ،1394 )

وظایف والدین بعد از دوران تولد

کودک به اراده خود به دنیا نمی‌آید. زن و مردی که بوجود آورنده وی هستند پس از تولد طفل دارای سمت پدر و مادر می‌شوند و قانون‌گذار برای آنان یک‌سری حقوق و تکالیفی را مقرر کرده است که مهم‌ترین آن تکالیف قانونی عبارتند از : حضانت، سرپرستی اموال، تربیت، حق نفقه. همانگونه که ملاحظه می‌گردد و همچنین با مطالعه قوانین مربوط به وظایف والدین که قسمت اعظم آن در مواد ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۹ قانون مدنی آورده شده است به عناوین و وظایف کلی بسنده کرده است و برخی از آنها مبهم و غیرشفاف است.

در این قسمت نیز برخی از حقوق مادی و برخی دیگر معنوی محسوب می‌گردند که البته ممکن است برخی از حقوق مخلوطی از این دو حق باشد. قانون‌گذار در ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی درباره حق نفقه اولاد به عنوان یکی از حقوق مادی کودکان بحث نموده و تکالیفی را برای والدین و دیگران مقرر نموده است. از طرف دیگر بسیاری از حقوق کودکان در ذیل حقوق معنوی جای دارند به عنوان مثال ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی در باب «حضانت» طفل که جنبه معنوی آن غلبه دارد و ماده ۱۱۷۸ قانون درباره «تربیت» که یکی از وظایف والدین محسوب و جزء حقوق معنوی به شمار خواهد آمد. پس از ذکر کلیاتی در مورد حقوق کودکان در این بخش نوبت به بررسی این حقوق به طور تفصیلی خواهد بود که در ذیل ارائه خواهد گردید.(انیسی ،1391)

حق حضانت:

- حضانت یعنی پروردن و در اصطلاح عبارت است از نگهداری مادی و معنوی طفل توسط کسانی که قانون مقرر داشته است و قائم به ارکان ذیل است: الف) حضانت مخصوص ابوین و اقربای طفل است و بین اقربای رعایت طبقات ارث نمی‌شود. ب) نسبت به ممتنع از نگهداری طفل حضانت؛ تکلیف است و نسبت به دیگران حق (ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی).

 -حفظ مادی (جسم) و تربیت اخلاقی و معنوی طفل مناسب شئون او.

 -اهلیت قانونی برای حضانت (مواد ۱۱۷۳ و ۱۱۷۴ قانون مدنی):

 حضانت در فقه امامیه به معنای ولایت و سلطنت است و مربوط به تربیت طفل و آنچه متعلق به آن است مانند خوابانیدن وی، نظافت، لباس، سرمه کشیدن به چشمان وی و دیگر موارد آمده است، با توجه به تعریف فوق و اطلاق آن دایره شمول وسیعی را در برمی‌گیرد.

ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی نگهداری طفل را حق و تکلیف والدین قرار داده است. همانطور که می‌دانیم حق به طور جزیی قابل اعراض است ولی به صورت کلی خیر و از طرف دیگر قانون‌گذار در قبال اعطای سمت پدر و مادر برای آنها تکالیفی را مقرر نموده که آنان نمی‌توانند از آن امتناع نمایند. حضانت آمیزه‌ای از حق و تکلیف است و در برابر اعمال تصدی حضانت به والدین، قانون آنها را مشمول تکالیف مخصوص دانسته‌اند بنابراین حضانت بیشتر یک مسئولیت است نه امتیاز.

ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی اولویت حضانت را تا سن هفت سالگی برای مادر در نظر گرفته است و اصلاحیه سال ۸۲ بیشتر احساسات مادرانه و احتیاج بیشتر طفل در دوران کودکی به مادر را مورد توجه قرار داده است. در مواد بعدی در صورت جنون، فوت و سلب صلاحیت، حضانت طفل به پدر و دیگران منتقل می‌شود. ولی باز هم با ابهام مواجه هستیم زیرا در صورت امتناع پدر از نگهداری طفل و سوءاستفاده وی از این حق چه ضمانت اجرایی وجود دارد که پدر از این حربه برای فرار از مسئولیت استفاده ننماید. در مورد قسمت اخیر ماده ۱۱۷۲ قانون مدنی، در صورتی که پدر و مادر هزینه حضانت را پرداخت ننمایند و یا قادر به پرداخت هزینه نباشند ابهام وجود دارد و تکلیف پرداخت هزینه مشخص نگردیده، که با حقوق کودک در تعارض است. در مورد ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی لازم به ذکر است کمال صحت جسمانی و تربیت اخلاقی کودک مدنظر و مطلوب است و نباید به حداقل اکتفا نمود.(همان)

حق تربیت:

 تربیت طفل عبارت است از آموختن طفل به آداب اجتماعی و اخلاق متناسب با محیط خانوادگی او و کوشش در فرا گرفتن طفل به علم و صنعت و به عبارت دیگر اینکه فرد بتواند وسیله خوشبختی و سعادت خود و همنوعانش را ببار آورد، البته تربیت شامل پرورش قوای جسمانی، روحی و اخلاقی نیز می‌گردد. حدود تربیت در ماده ۱۱۷۸ قانون مدنی دارای ابهام است و ابوین در حدود توانایی خود مکلف هستند. حال باید دید این توانایی برای تربیت طفل کافی است یا خیر؟ زیرا ممکن است در حق کودک و تربیت وی اجحاف شود. البته والدین باید نهایت کوشش و دقت خود را برای تربیت اخلاقی و روحی بگمارند و در انجام آن اهمال نورزند، نکته قابل ذکر این است که حدود توانایی و اندازه تربیت قابل ارزیابی دقیق نیست و یک امر نسبی می‌باشد.

سوالی که پیش می‌آید در مورد ضمانت اجرای این ماده است زیرا در صورت عدم تربیت صحیح و همچنین اهمال‌ورزی والدین، آیا آنان قابل تعقیب و مؤاخذه هستند یا خیر؟ همانطور که بیان گردید تربیت را نمی‌توان دقیقاً اندازه‌گیری نمود ولی از ظواهر می‌توان به نتایجی دست یافت. البته در برخی قوانین جزایی و مدنی والدین طفل در صورت عدم مواظبت و تقصیر، ملزم به جبران خسارت و حتی ملزم به پرداخت جریمه نقدی هستند لذا در مورد حقوق کودکان باید حقوق، همراه اخلاق در نظر گرفته شود تا بتوان راه‌حل خوبی برای تدوین قوانین مناسب در جهت روشن‌تر شدن وظایف والدین ارائه نمود. نکته قابل ذکر در این قسمت این است که براساس ماده واحده رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه مصوب ۱۳۱۲، حضانت و تربیت اطفال اقلیت‌های دینی طبق قواعد و عادات مسلمه مذهب آنان خواهد بود.

حق نفقه: 

ماده ۱۱۹۹ قانون مدنی نفقه اولاد را بر عهده پدر و بعد از آن جد پدری و مادر قرار داده است. زیرا در نفقه اقارب افراد در خط عمودی ملزم به انفاق یکدیگرند. با توجه به مواد قانونی فوق، اولاد واجب‌النفقه ممکن است صغیر یا کبیر، سالم یا معلول، عاقل یا مجنون باشد که موارد فوق شرط استحقاق نفقه نیست بلکه اولاد در صورت فقر و عجز از کسب و کار در هر صورت واجب‌النفقه محسوب می‌شود، ضمانت اجرای ماده۱۱۹۹ قانون مدنی ماده ۱۲۰۵ قانون مدنی است که از اموال مستنکف می‌توان نفقه را مطالبه نمود. اشکالی که در بحث نفقه اولاد وجود دارد این است که طفل نسبت به نفقه دوران گذشته خود حق مطالبه ندارد ولی در واقع حق کودک نادیده گرفته می‌شود.

حق اداره اموال کودکان: 

یکی از وظایف مهم والدین طبق ماده ۱۲۱۷ قانون مدنی اداره اموال طفل است که البته کلمه ولی قهری آورده شده است و همچنین طبق ماده ۱۱۸۴ قانون مدنی ولی قهری طفل باید رعایت مصلحت صغیر و کودک را تحت هر شرایطی بنماید. اداره اموال باید به نحو احسن و مطلوب انجام شود، البته تشخیص و معیار سنجش در این ماده مشکل می‌باشد؛ وانگهی ضمانت اجرای معاملات انجام شده توسط وی که به ضرر صغیر بوده مشخص نگردیده است و از طرف دیگر ممکن است ولی قهری در پنهان و به دور از چشم دیگران اقدام به ضرر رساندن به اموال صغیر نماید. قانون مدنی در مقابل ضررهای وارده به اموال کودکان ساکت است، ولی اکثر حقوقدانان عقیده دارند چنین معاملاتی باطل و عده‌ای دیگر آن را غیرنافذ و معتقدند هنگامی که طفل کبیر گردید می‌تواند آن را تنفیذ نماید.

نکته مهم در مورد ضررهایی است که به طور پنهانی به اموال کودکان وارد می‌شود و هیچ کس نمی‌تواند از حقوق آنان دفاع نماید و قانون تصمیمی اتخاذ ننموده است، همانطور که از کودکان باید حمایت نمود اموال آنان نیز محترم و باید مورد حمایت قرار گیرند تا اطفال بعد از رسیدن به سن رشد بتوانند به نحو مطلوب از آن استفاده نمایند.

حق ملاقات: 

کودکان حق دارند که در طول زندگی از حضور والدین خود استفاده و لذت ببرند و نمی‌توان آن را از کودک سلب نمود مگر به حکم قانون (ماده ۱۱۷۵ قانون مدنی)، از طرفی جدایی والدین باعث متزلزل شدن حقوق کودکان می‌شود. ماده ۱۱۷۴ قانون مدنی در مورد حق ملاقات طفل با والدین خود در صورت مواردی همچون طلاق و عدم صلاحیت برای حضانت و غیره به وجود می‌آید که برای والدین و کودک در نظر گرفته شده است. قانون‌گذار سعی نموده است که حداقل شرایط را در این‌گونه مواقع به وجود بیاورد که کودک با والدین ملاقات داشته باشد زیرا در این بین، بیشترین کسانی که با ضرر روحی، تربیتی و جسمی مواجه می‌شوند کودکان و اطفال هستند. 

 حق تغذیه با شیر مادر: 

البته تغذیه کودک در ذیل مبحث نفقه قابل بررسی است ولی در طول دوران شیرخوارگی تغذیه با شیر مادر موضوعیت دارد و دارای اهمیت خاصی است.

در مورد ماده ۱۱۷۶ قانون مدنی، می‌توان گفت دارای یک مبنای فقهی است که در حال حاضر مناسب به نظر نمی‌رسد زیرا در جوامع امروزی نباید طفل را از بهترین نعمت خداوندی (شیر مادر) که کامل‌ترین غذا برای او محسوب می‌شود، محروم نمود زیرا تغذیه با شیر مادر در رشد جسمانی و آینده کودک نقش به‌سزایی دارد. حال آیا انصاف است که مادر مختار باشد که به فرزند شیر بدهد یا خیر؟ زیرا حتی در صورت امکان تغذیه با موارد غذایی دیگر، هیچ‌کدام از آنها جایگزین شیر مادر نمی‌شوند زیرا شیر مادر کاملترین منبع محسوب می شود. ماده ۳ قانون ترویج تغذیه با شیر مادر و حمایت مادران در دوران شیردهی مصوب ۱۳۷۴ و مواد ۷۶ تا ۷۹ قانون کار جنبه‌های حمایتی از کودکان پس از تولد به طور غیرمستقیم می‌باشند.(همان)

آشنایی با حقوق کودک و وظایف والدین در اسناد بین المللی 

به لحاظ تاریخی، تحولات اقتصادی و اجتماعی قرون نوزدهم و بیستم و وقوع انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم و شكل‌گیری نظام سرمایه‌داری و رشد فرآیند صنعتی شدن و شهرنشینی، تغییرات اساسی درباره كودك، جایگاه و تكالیف او در جامعه به وجود آورد.

نخستین اعلامیه حقوق كودك در واكنش به پیامدهای ناشی از جنگ جهانی اول و آسیب‌های ناشی از آن بر كودكان در سال 1924 در ژنو تنظیم شد. پس از تأسیس صندوق بین‌‌المللی كودكان (یونیسف) در سال 1946 و در ادامه تلاش‌های بین‌‌المللی، دومین اعلامیه حقوق كودك در سال 1959 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید (اسعدی، خانواده و حقوق آن، 408).

با نام‌گذاری سال 1979 به عنوان «سال جهانی كودك» توسط سازمان ملل، یك جنبش بین‌‌المللی پیرامون موضوعات كودكان به وجود آمد و به تغییر دیدگاه‌های موجود در مسایل كودكان منجر شد. این اقدام، آگاهی عموم نسبت به گستردگی تهدیداتی كه در مقیاس جهانی رفاه و سعادت كودكان را در معرض تهدید قرار می‌داد، به وجود آورد. تصور گذشته را مبنی بر اینكه محرومیت‌های مادی تنها مشكل اساسی كودكان است، مورد تردید جدی قرار داد و این ایده را مطرح ساخت كه خشونت‌های اجتماعی علیه كودكان تهدیدهای جدی‌تری هستند.(ایروانی و دیگران،1391)

این اقدامات و توجه به ضرورت دخالت دولت‌ها در حمایت و پشتیبانی از كودكان موجب شد كه در سال 1989 كنوانسیون جهانی حقوق كودك در سازمان ملل تدوین شود كه امروزه اكثر كشورهای جهان آن را پذیرفته‌اند. قریب 80 سند و کنوانسیون و مدارک بین‌المللی دیگر نیز به نوعی و با روش‌های مختلف، به مباحث مرتبط به حقوق کودک توجه و ارتباط دارد. ولی کنوانسیون حقوق کودک به لحاظ اینکه همه ابعاد کودک را مورد بررسی و یا جوانب مختلف حقوق کودک را در بر می‌گیرد، بیش از همه ضمانت اجرا برای کنترل رعایت مفاد آن وجود دارد.(ایروانی و دیگران،1391 )

 

كنوانسیون حقوق كودك

 

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در اجلاس بیستم نوامبر 1959 اعلامیه جهانی حقوق كودك را در یك مقدمه و ده ماده به تصویب رساند، در قسمتی از مقدمه این اعلامیه چنین آمده است: «این اعلامیه حقوق كودك را با این هدف كه ایام كودك توأم با خوشبختی بوده و كودك از حقوق و آزادی‌هایی كه در پی خواهد آمد، به خاطر خود و جامعه‌اش بهره‏مند شود، رسماً به آگاهی عموم می‌‌رساند...» (عبادی، حقوق کودک، 1/ 177) و در پی آن پس از گذشت سی سال (سال 1989) به منظور تكمیل و در نظر گرفتن حقوق و امتیازات بیشتر برای كودكان، این مجمع، «كنوانسیون حقوق كودك» را تصویب كرد (همان، 1/ 183).

در دیباچه این کنوانسیون به اهداف، تاریخچه و علل تصویب آن چنین اشاره شده است: «با اعلام پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد و تضمین بهره‌مندی تک‌تک افراد بشر از حقوق مندرج در آن به دور از وابستگی‌های نژادی، جنسی، مذهبی، فرهنگی، سیاسی، مالی، قومی و یا هرگونه تبعیض دیگری و با توجه به اینکه سازمان ملل متحد در اعلامیه جهانی حقوق بشر به رعایت حقوق ویژه‌ کودکان و حمایت آنها تأکید کرده است؛ و به‌ دنبال آنچه در اسناد حقوق کودک ذکر شده است مبنی بر اینکه: کودک به خاطر عدم بلوغ جسمی و روانی خود، نیازمند حمایت ویژه حقوقی قبل و بعد از تولد می‌باشد؛ و بر اساس مصوبات و قراردادهای مربوط به حمایت کودکان، و بر پایه این واقعیت که در بسیاری از کشورهای دنیا، کودکان در موقعیت بد و نابسامانی زندگی می‌کنند و نیاز به توجه فوری و ویژه دارند؛ و با درک اهمیت و ارزش همکاری‌های بین‌المللی برای بهبود شرایط زندگی کودکان در همه دنیا و به ویژه در کشورهای در حال رشد، پیمان نامه‌ای برای حفظ و رعایت حقوق کودکان جهان به تصویب می‌رسد» (عبادی، حقوق کودک، 1/190؛ سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 208؛ منصور، قوانین و مقررات مربوط به خانواده، 165).

این كنوانسیون شامل مقدمه و سه بخش و پنجاه و چهار ماده می‏باشد. بخش اول كه چهل و دو می‏باشد، به مواردی از قبیل ذیل اشاره نموده است: تعریف كودك، بهره‌مندی یكسان تمامی كودكان از حقوق مطروحه در كنوانسیون، حمایت از كودك بی خانواده، فرزند خواندگی، كودكان آواره و كودكان ناقص العضو.

همچنین حقوقی كه باید از طرف دولت‌های عضو برای كودكان به رسمیت شناخته شود، مانند حق بقاء و پیشرفت، حق نام و ملیت، حق آزادی ابراز عقیده و به كارگیری آن در هر موردی كه به زندگیش مربوط می‏شود، حق آزادی بیان، حق آزادی مذهب، حق تشكیل اجتماعات، حق عدم دخالت در امور خصوصی، خانوادگی و مكاتبات، حق دسترسی به اطلاعات از منابع مختلف، حق برخورداری از بالاترین سطح بهداشت، حق برخورداری از آموزش و پرورش، حق عدم مجازات اعدام و حبس ابد در مورد كودكان زیر هیجده سال، حق تفریح و بازی و... تصریح شده است.

دوازده ماده بخش دوم و سوم ناظر به شكل اجرای كنوانسیون می‏باشد. مواد 46 و47 نحوة الحاق به كنوانسیون را مورد تبیین قرار داده است (عبادی، حقوق کودک، 1/ 189ـ218؛ سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 208ـ242؛ منصور، قوانین و مقررات مربوط به خانواده، 165ـ199).

 

در سال 1372، دولت جمهوری اسلامی ایران به این كنوانسیون ملحق گردید مشروط بر این كه:‌ «مفاد كنوانسیون در هر مورد و هر زمان در تعارض با قوانین داخلی و موازین اسلامی باشد و یا قرار گیرد و از طرف دولت جمهوری اسلامی لازم الرعایه نباشد» (عبادی، حقوق کودک، 1/187؛ ضیایی بیگدلی، حقوق بین‌الملل عمومی، 85 ـ83؛ سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 207؛ اسعدی، خانواده و حقوق آن، 409؛ منصور، قوانین و مقررات مربوط به خانواده، 165).

 

مقایسه تطبیقی بین قرآن و كنوانسیون

 

با بررسی و تحلیل قرآن و کنوانسیون حقوق كودك به راحتی می‌توان تفاوت‌هایی اساسی آن دو را ملاحظه کرد. این تفاوت‌ها و اختلافات در چند دسته قرار می‌گیرند.

 

یک. اختلافات مبنایی

الف) زیر بنای بحث‌های قرآن در مورد انسان و از جمله کودک، کرامت انسان است. در آیه (وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى‏ كَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً) (اسراء/ 70) به این امر تأکید شده است؛ برای نمونه، وقتی پیرامون فرزند خواندگی بحث می‌کند، چنین می‌گوید؛ باید آنان را به نام پدران خودشان بخوانید و اگر نام پدران ایشان را ندانستید، آنان را برادران دینی بدانید. بر اساس این آیه هم احترام و حق پدران ایشان حفظ شده است و هم کرامت فرزند خوانده رعایت گردیده است. (ادْعُوهُمْ لِأَبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِی الدِّینِ وَمَوالِیكُمْ وَلَیسَ عَلَیكُمْ جُنَاحٌ فِیما أَخْطَأْتُم بِهِ وَلكِن مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً) (احزاب/ 5)؛ «آن (پسر خوانده)ها را به [نام‏] پدرانشان بخوانید كه آن (كار) نزد خدا دادگرانه‏تر است؛ و اگر پدرانشان را نمى‏شناسید، پس برادران دینى شما و آزادشدگانتان هستند؛ و در مورد آنچه در آن (صدا زدن‏ها) خطا كرده‏اید، هیچ گناهى بر شما نیست، ولیكن در مورد آنچه دل‏هایتان به عمد (قصد) مى‏كند (مسئولید)؛ و خدا بسیار آمرزنده‏ مهرورز است».

 

اما با نگاهی به کنوانسیون می‌شود فهمید که اندیشه مصوبان آن این است که آنان کودک را تنها به این دلیل که صغیر و بی دفاع است و موجودی قابل ترحم می‌باشد، مورد ترحّم قرار داده‌اند و به حقوق او پرداخته‌اند؛ برای مثال، در مقدمه کنوانسیون چنین آمده است: «کودک به خاطر عدم بلوغ جسمی و روانی خود، نیازمند حمایت ویژه حقوقی قبل و بعد از تولد می‌باشد» (سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 208)، در حالی که قرآن کودک را نیز انسانی دارای کرامت می‌دارند و نه فقط از جهت ترحم و به دلیل ظلم‌های بی‌شماری که به او شده است حقوق او را بررسی می‌کند، بلکه بدین دلیل که کودک نیز انسانی در مرتبه دیگر انسان‌ها قرار دارد و او را انسان آینده می‌بیند، مورد توجه قرار داده است.

نکته جالب توجه دیگر این است که حقوقی که قرآن مطرح می‌کند، در بسیاری از موارد بدون فرض نقض حقوق است؛ بدین معنا که قرآن قبل از اینکه هر گونه نقضی رخ دهد، آنها را مطرح نموده است و این از ویژگی‌های الهی بودن آن است، اما حقوق کودک در کنوانسیون زمانی مطرح شد که موارد زیادی از نقض حقوق کودکان در جهان دیده شد. این امر نشان از سبقت و کمال قرآن نسبت به قوانین بشری از جمله کنوانسیون حقوق کودک دارد.

ب) وقتی مبنای یک آیین و مکتب، الهی باشد (ذاریات/ 56)، همه مباحث و مسائل آن نیز رنگ الهی می‌پذیرد. (یاأَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَتَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُم مُسْلِمُونَ) (آل عمران/ 102)؛ (وَاتَّقُوا اللّهَ وَیعَلِّمُكُمْ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَی‏ءٍ عَلِیمٌ) (بقره/282).

انسان معتقد به خدا، به حقوق و اخلاق پایبند‌تر است؛ چون اخلاق در او نهادینه شده است. در واقع قرآن انسان مخاطب خود را تکلیف محور و مسئول و پاسخگو می‌داند؛ در نتیجه چنین انسانی تعهد پذیر نیز هست (امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، 63).

مقدمه کنوانسیون

«بر اساس اصول پایه‌ای سازمان ملل متحد که از طرف تمامی نمایندگان جامعه بشری عضو آن پذیرفته شده است، احترام به ارزش ذاتی و برابری خدشه ناپذیرحقوقی انسان‌ها ترسیم‌گر آزادی، عدالت و صلح در جهان است. ملت‌های دنیا بر مبنای اعتقاد به مقام و منزلت انسانی، خواهان سعادت عموم بشر در قالب پیشرفت‌های اجتماعی، بهبود وضعیت زندگی همراه آزادی‌های هر چه بیشتر هستند.

با اعلام پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر از سوی سازمان ملل متحد و تضمین بهره‌مندی تک تک افراد بشر از حقوق مندرج در آن به دور از وابستگی‌های نژادی، جنسی، مذهبی، فرهنگی، سیاسی، مالی، قومی و یا هرگونه تبعیض دیگری و با توجه به اینکه سازمان ملل متحد در اعلامیه جهانی حقوق بشر به رعایت حقوق ویژه‌ کودکان و حمایت آنها تأکید کرده است... این کنوانسیون تصویب می‌شود» (سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 208).

ماده 43: كمیسیون حقوق كودكان، برای كنترل پیشرفت اموری كه حكومت‌های عضو پیمان، تضمین آن را داده‌اند، تشكیل می‌شود.

ماده 45؛ برای پیشبرد و اجرای قاطع این پیمان‌نامه و گسترش همكاری‌های بین‌المللی دراین رابطه؛ كارگاه كمك به كودكان و دیگر سازمان‌ها و تشكیلات ویژه سازمان ملل،‌ در مسایل مربوط به زمینه كاری خودشان، نماینده سازمان ملل متحد برای اجرای پیمان‌های بین‌المللی هستند.

ماده 46: این پیمان‌نامه جهت امضا در اختیار همه حكومت‌ها قرار دارد.

ماده 47: این پیمان‌نامه در اختیار دبیر كل سازمان ملل متحد گذاشته شده است.

ماده 48: این پیمان‌نامه جهت پذیرش در اختیار همه حكومت‌ها قرار گرفته و سند توافق هر حکومت تحت عنوان «پذیرش نامه» نزد دبیر کل می‌باشد.

ماده 49: هرگاه حكومتی به این پیمان نامه پیوسته و پذیرش‌نامه را امضا كند، تاریخ قدرت اجرایی برای آن حكومت، سی روز پس از امضای پذیرش‌نامه است.

ماده 53: دبیركل سازمان ملل متحد به عنوان نگهدارنده و حافظ این پیمان‌نامه تعیین می‌شود (ایروانی و دیگران ، 1391(

 اختلافات محتوایی

با بررسی محتوایی هر یک از دو منبع حقوقی مورد بحث، چند نکته را یادآوری می‌کنیم.

اول. قرآن در جهت حقوق کودک افراط و تفریط نکرده است؛ بدین معنا که آنچه حق کودک بوده کامل و تمام گفته است و همان‌طور که گفته شد، هر دو جنبه مادی و معنوی حقوق را مطرح کرده است و حتی بیشتر از حقوق مادی به حقوق معنوی و اخلاقی پرداخته است، اما به نظر می‌رسد کنوانسیون در برخی جهات دچار افراط و تفریط‌‌‌هایی شده است؛ برای مثال، در بحث تربیت و حقوق معنوی کوتاهی کرده است، و تنها در ماده 28 به حق آموزش و پرورش و در ماده 29 به اهداف تربیتی اشاره‌ای کلی و گذرا کرده است. این دو ماده چنین است:

ـ «ماده 28 (حق آموزش و پرورش):

1. حکومت‌ها حق آموزش و پرورش را برای کودک به رسمیت می‌شناسند.

2. حکومت‌های عضو پیمان کوشش خود را می‌کنند تا روند آموزش و پرورش در مدارس درخور منزلت انسانی بوده و با محتوای این عهدنامه هم‌خوان باشد.

3. حکومت‌ها از همکاری‌های بین‌المللی در امور آموزشی و پرورشی استقبال کرده و به خصوص هدف ریشه کنی بیسوادی و گسترش فن و دانش را دنبال می‌کنند».

ـ «ماده 29 (اهداف تربیتی):

1. حکومت‌های عضو پیمان تأیید می‌کنند که تربیت باید:

الف) شخصیت، استعداد و توانایی‌های روانی و جسمی کودک را تقویت و شکوفا نماید.

ب) احساس احترام و توجه به حقوق بشر و آزادی‌های پایه‌ای مصوب سازمان ملل متحد را در کودک پرورش دهد.

ج) نسبت به والدین، هویت فرهنگی و زبان و ارزش‌های ملی سرزمین پدری، ایجاد علاقه و توجه نموده و احترام به فرهنگ دیگر سرزمین‌ها را تقویت کند.

د) کودک را برای زندگی در یک جامعه آزاد بر پایه تفاهم، صلح، تحمل دگراندیشان و دیگرباشان، تساوی حقوق زن و مرد و دوستی خلق‌ها و گروه‌های قومی یا ملی ـ مذهبی آماده کند.

هـ ) علاقه و توجه به کودک را نسبت به محیط زیست و طبیعت بیشتر کند» (سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 226ـ228).

همچنین در برخی ماده‌ها افراط مشاهده می‌شود؛ مثلاً در ماده 3 درباره نفع کودک چنین آمده است: «در انجام هر اقدامی که به نوعی به کودک مربوط می‌شود، چه در بخش عمومی، خصوصی، اداری یا هر بخش دیگری، رعایت نفع و تأمین سلامت کودک بر سایر مسایل تقدم دارد» (سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 211).

در ماده یك كنوانسیون، «كودك» را این‌گونه معرفی می‏نماید: «از نظر این كنوانسیون منظور از كودك افراد انسانی زیر سن هجده سال است، مگر اینكه طبق قانون قابل اجرا در مورد كودك، سن بلوغ كمتر تشخیص داده شود» (سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 210).

بنابر كنوانسیون حقوق كودك، افراد انسانی كمتر از هیجده سال، كودك محسوب می‏شوند. این تعریف انتهای كودكی را مشخص نموده، اما به ابتدای كودكی اشاره‌ای ندارد، گویا این مسئله بدیهی است كه ابتدای كودكی از زمان تولد انسان است، لكن از نظر قرآن، ابتدای كودكی از لحظة انعقاد نطفه بوده و انتهای آن از ابتدای بلوغ می‏باشد؛ زیرا هر فرد انسانی از لحظة انعقاد نطفه از حقوق خاص برخوردار می‏گردد كه نمی‏توان آنها را نادیده گرفت. قرآن در مراحل جنینی از کودک با عنوان «انسان» یاد می‌کند: (وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِن طِینٍ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّكِینٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ) (مومنون/ 12 و 14) «و به یقین، انسان را از چكیده‏اى از گِل آفریدیم؛ سپس او را آب اندك سیالى در جایگاه استوار [= رحم‏] قرار دادیم؛ سپس آب اندك سیال را به صورت [خون بسته‏] آویزان آفریدیم؛ و [خون بسته‏] آویزان را به صورت (چیزى شبیه) گوشت جویده شده آفریدیم؛ و گوشت جویده شده را به صورت استخوان‏هایى آفریدیم و بر استخوان‏ها گوشتى پوشاندیم؛ سپس آن را به صورت آفرینش دیگرى پدید آوردیم؛ و خجسته باد خدا، كه بهترین آفرینندگان است!».

دوم: حیات اخروی از مهم‌ترین حقوق کودک، بلکه مهم‌ترین حق انسانی است، ولی کنوانسیون بدان نپرداخته است. آیات قرآنی در این زمینه بسیار است. در تمامی این آیات توجه به حیات اخروی و خط فکری صحیح بر عهده والدین نهاده شده و از حقوق کودک شمرده شده است.( ایروانی و دیگران ، بررسی تطبیقی حقوق کودک در قرآن و کنوانسیون حقوق کودک)

سوم: قرآن حتی به جزئیات حقوق هم اشاره کرده است؛ نمونه، حق شیرخوارگی و حق اسم برای کودک را به طور مفصل چنین شرح می‌دهد:

1. (وَالْوَالِدَاتُ یرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَینْ‏ِ كاَمِلَینْ‏ِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یتِمَّ الرَّضَاعَه وَعَلىَ المَْوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتهُُنَّ بِالمَْعْرُوفِ لَاتُكلََّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَارَّ وَالِدَةُ  بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلىَ الْوَارِثِ مِثْلُ ذَالِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنهُْمَا وَتَشَاوُرٍ فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِْمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْترَْضِعُواْ أَوْلَادَكمُ‏ْ فَلاَجُنَاحَ عَلَیكمُ‏ْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا ءَاتَیتُم بِالمَْعْرُوف وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ بمَِا تَعْمَلُونَ بَصِیر) (بقره/ 33)؛ «مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شیر مى‏دهند. (این) براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را تكمیل كند. و بر آن كس كه فرزند براى او متولّد شده [پدر]، لازم است خوراك و پوشاك مادر را به طور شایسته (در مدت شیر دادن بپردازد حتى اگر طلاق گرفته باشد.) هیچ كس موظّف به بیش از مقدار توانایى خود نیست! نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق ضرر زدن به كودك را دارد، و نه پدر. و بر وارث او نیز لازم است این كار را انجام دهد [هزینه مادر را در دوران شیرخوارگى تأمین نماید]. و اگر آن دو، با رضایت یكدیگر و مشورت، بخواهند كودك را (زودتر) از شیر بازگیرند، گناهى بر آنها نیست. و اگر (با عدم توانایى، یا عدم موافقت مادر) خواستید دایه‏اى براى فرزندان خود بگیرید، گناهى بر شما نیست به شرط اینكه حق گذشته مادر را به طور شایسته بپردازید. و از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و بدانید خدا، به آنچه انجام مى‏دهید، بیناست!»( ایروانی و دیگران ، بررسی تطبیقی حقوق کودک در قرآن و کنوانسیون حقوق کودک)

2. (یا زَكَرِیا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَمٍ اسْمُهُ یحَْیىَ‏ لَمْ نجَْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِیا) (مریم/ 7)؛ «اى زكریا! ما تو را به فرزندى بشارت مى‏دهیم كه نامش «یحیى» است و پیش از این، همنامى براى او قرار نداده‏ایم».

3. (وَإِنىّ‏ِ سَمَّیتهَُا مَرْیمَ وَإِنىّ‏ِ أُعِیذُهَا بِكَ وَ ذرِّیتَهَا مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیم) ‏(آل عمران/ 36)؛ «من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه‏هاى) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مى‏دهم».

اما در مقابل، کنوانسیون یا به این جزئیات بسیار مهم که هیچ یادکردی از آن نمی‌کند، و مانند حق شیرخوارگی یا اگر از آن یاد کرده است مانند حق اسم، صرفاً کلی و بدون دادن هرگونه روش و الگو می‌باشد.

ماده 7: هر کودکی از بدو تولد حق داشتن یک نام را دارد که باید در دفاتر مربوطه ثبت شود. همچنین داشتن تابعیت حق اوست و در صورت امکان باید والدین خود را شناخته و از سوی آنها نگهداری شود.

ماده 8؛ حکومت‌های عضو پیمان موظف هستند که حقوق کودک را رعایت کرده و هویت فردی، تابعیت، نام و روابط شناخته شده خانوادگی او را مطابق قانون حفظ نمایند.» (سعیدنیا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، 212 و 213)

چهارم: با توجه به اینکه کنوانسیون تنها مشتمل بر 54 ماده می‌باشد که البته بخشی از آن مواد ناظر به شکل ظاهری کنوانسیون، اجرا، امضا، نگهداری آن و... می‌باشد و اینکه در همان مواد اصلی  نیز به صورت کلی و مبهم بحث کرده، نشان دهنده این است که این کنوانسیون از جامعیت لازم برخوردار نبوده و دارای کاستی‌ها و نقایص بسیار می‌باشد.

نتیجه

بعد از بررسی و تطبیق دو منبع حقوقی در زمینه حقوق کودک، روشن شد که کنوانسیون حقوق کودک در دو امر نسبت به قرآن نقص و کاستی دارد. اول در کمیت حقوقی از این حیث که نسبت به قرآن، حقوق کمتری را برای کودک مطرح کرده است، مخصوصاً در قسمت حقوق معنوی که اهمیت بیشتری نسبت به حقوق مادی دارد. دوم در کیفیت حقوق؛ بدین معنا که سطح ارزشی، روشی و محتوایی آن دچار لغزش‌های فراوان است.وحقوق کودکان در اسلام از قدمتی بیشتر از اسناد بین المللی برخورداراست وعلاوه براین در فقه و حقوق اسلامی تمامی زوایای حقوق کودکان چه پیش از تولد و چه پس از آن و نیز حقوق آنان چه جنبه حقوق خصوصی و چه جنبه حقوق کیفری به خوبی ترسیم شده است درحالی که اسناد بین المللی عملا پیش از تولد و دوران جنینی را از دوران کودکی محسوب نمی کند ومفاد آنها این دوران راشامل نمی شود . علاوه بر آن بیشتر تاکید اسناد بین المللی برحمایت کیفری از کودکان و جلوگیری از بزه دیدگی آنان مبتنی می باشد . ( موسوی تبار 1393 )

حقوق کودکان و وظایف والدین موضوعاتی هستند که کاملاً با هم مرتبط و گاه در جهت موافق و گاه ممکن است در جهت مخالف یکدیگر باشند، البته باید راهکارهایی اندیشه شود که هر کدام از طرفین به حقوق خود دست پیدا کنند و عدالت نیز رعایت گردد. 

حقوق والدین و تکالیف آنها نسبت به کودکانشان و حقی که کودک بر آنها دارد و به طور کلی رابطه کودک و والدین باید در چارچوب نهاد خانواده با توجه به فرهنگ ملی ـ مذهبی شناسایی و به جامعه نشان داده شود. در پایان لازم به ذکر است که به حقوق کودکان باید از دو جنبه حقوقی و اخلاقی نگریست و یک امر بسیار حساس است که قانونگذار، والدین و دیگر اشخاص می‌توانند با رعایت صحیح و احترام به آن حقوق آینده کودک و حتی جامعه را تضمین نمایند.

 

فهرست منابع

 

- اسعدی، حسن، خانواده و حقوق آن، مشهد، به نشر، 1387.

- انیسی ، محمدعلی ، 1391 ، حقوق کودکان ووظایف والدین از دیدگاه قانون مدنی .

- امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت، قم، بوستان کتاب، 1384.

- اسدی نژاد، سیدمحمد، رستمی چلکاسری ، مرادی ، فاطمه ، 1394، حق آموزش و تربیت کودک در قوانین ایران و اسنادحقوق بشر . 

-ایروانی ،جواد،عبادی،مهدی ،1391،مجله قران و علم ،شماره 11.

- بهشتی، احمد، اسلام و حقوق کودک، قم، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1377.

 - بخشانی ،نورمحمد،(1388)،نقش خانواده درتربیت فرزندان ،سال دهم ،شماره 39-40،ندای اسلام 

- توانگر، تکتم، 1395،وظایف اختیارات والدین در تربیت کودک درحقوق ایران و اسناد بین الملل ، (پایان نامه)

- ---------------، پاسداراسلام ، 1388-1387، شماره 327 و328،نگاهی گذرا به نقش والدین در تربیت آموزش فرزند www.hawzah.net . 

- پرچم ، اعظم، اله یاری ، حمیده ، نقش خانواده در تربیت دینی فرزندان www.dr-aprcham.ir

- پیوندی ، غلامرضا، (1390)،حقوق کودک ،تهران ،سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی .

- حرانی ، علی بن شیعه ،تحت العقول ال الرسول، ترجمه احمد جنتی ،ذیل سخنان امام سجاد،رساله حقوق ،ص 263،ج 23.

ـ رشیدپور، مجید، تربیت کودک از دیدگاه اسلام، تهران، سازمان انجمن اولیاء و مربیان، 1378 .

 ـ سعید‌ نیا، محمد رضا، مجموعه قوانین اطفال و نوجوانان، تهران، حقوقی، 1385.

ـ ضیایی بیگدلی، محمدرضا، حقوق بین الملل عمومی، تهران، رشدیه، چاپ سوم، 1371.

- عبادی، شیرین، حقوق کودک، تهران، کانون، 1375.

 - فضل طبرسی ، مکارم الاخلاق ،ص 421، محدث نوری ،مستدرک الوسائل ،ج 15،ص 168. - - منصور، جهانگیر، قوانین و مقررات مربوط به خانواده، تهران، دوران، 1382.

-  مجموع قوانین حقوقی و جزایی

- موسوی تبار ، سید مرتضی ، (1393)، جایگاه حقوق کودکان در فقه و حکومت اسلامی و اسناد بین الملللی ، کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی ، قم . 

- مکاریان ، فاطمه ، 1395، تربیت از منظر قرآن و سنت . انتشارات نظری . 

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837