آرشيو

اسراییل، ناقض حقوق بشر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

چکیده:

تحولات بين‌المللي بيانگر آن است که جنايات اسرائيل عليه مردم فلسطين همچنان در کانون توجهات جهاني قرار دارد. رژیم صهیونیستی اسرائیل از زمان تأسیس تاکنون جنایات زیادی را در سرزمین‌های اشغالی فلسطین مرتکب شده است. اسرائیل از ابتدای پیدایش و حضور در فلسطین، در کنار تمام مسائل نظامی و خشونت‌های کار گرفته در برابر مسلمانان سرزمین‌های اشغالی، به صورت گسترده به نقض حقوق بشر نیز پافشاری داشته است. اسرائیل بارها به دلیل نقض حقوق زنان در رتبه نخست گزارش حقوق بشری سازمان ملل قرار گرفته و در جایگاه نخست بزرگترین ناقض حقوق بشر جهان حضور یافته است. قطعنامه‌هایی که علیه اسرائیل در زمینه نقض حقوق بشر صادر شده است، مملو از «درخواست‌ها»، «محکومیت‌ها»، «ابراز نگرانی‌ها» و «ابراز تأسف‌ها» و همچنین دستور به «پایان دادن فوری» به نقض حقوق بشر بود. مقاله حاضر تلاش دارد با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی از منظر حقوق بین‌الملل بشر‌دوستانه، موارد نقض حقوق بشر توسط دولت اسرائیل به ویژه در جنگ علیه غزه را مورد ارزیابی قرار دهد. دستاوردهای پژوهش حاکی از آنست که در این جنگ، رژیم صهیونیستی مرتکب جنایاتی از قبیل استفاده از سلاح‌های ممنوعه، حمله به جمعیت غیر‌نظامی و اموال غیر‌نظامیان، حمله به مدارس و مساجد و بیمارستان‌ها و نیروهای امدادگر و غیره شده است که نقض فاحش حقوق بین‌الملل و جنایت جنگی و جنایات علیه بشریت محسوب می‌شوند و طراحان، آمرین و عاملین آن مستوجب تعقیب، محاکمه و مجازات می‌باشند.

کلیدواژه

حقوق بشر، رژیم صهیونیستی، اسرائیل، فلسطین، غزه، کرانه باختری

 

مقدمه

افزایش و تکرار همیشگی نقض حقوق بشر اسرائیل در برابر مردم مسلمان فلسطین، کمیته ضد شکنجه سازمان ملل را بارها به واکنش واداشت. کمیته ضد شکنجه سازمان ملل درباره اقدامات رژیم صهیونیستی چندین بار به اسرائیل هشدار داد. در یک گزارش این کمیته درباره مسائلی مانند بازداشت اداری توسط اسرائیل، استفاده این رژیم از قوه قهریه علیه فلسطینی‌ها، شرایط اسرای فلسطینی از جمله اعتصاب غذا و زندان انفرادی، تخریب منازل فلسطینی‌ها، خشونت شهرک‌نشینان اسرائیلی علیه فلسطینی‌ها ابراز نگرانی شده بود. بازداشت موسوم به «اداری» از جمله سیاست‌‌های دستگیری بدون تفهیم اتهام به شمار می‌آید که به مقام‌‌های اسرائیلی اجازه می‌‌دهد، فلسطینی‌ها را بدون دلیل و تفهیم اتهام یا برگزاری محاکمه تا شش ماه زندانی کنند و دوران حبس این زندانیان برای مدت ‌زمان نامحدود قابل تمدید خواهد بود. بیش از 7 هزار فلسطینی در زندان‌‌های اسرائیل حضور داشتند که بر اساس گزارش‌های منتشر شده بسیاری از آنان در قالب به اصطلاح «بازداشت اداری» زندانی شده‌‌اند. این کمیته همچنین درباره سیاست‌های رژیم اسرائیل در «شکنجه و دیگر برخوردهای ظالمانه، غیر‌انسانی و تحقیرکننده» یا مجازات‌های غیرقانونی از جمله مجازات کودکان و نوجوانان ابراز نگرانی کرده است. نگرانی شدیدی در خصوص اقدام اسرائیل به عنوان یک قدرت اشغالگر در ادامه نقض حقوق بشر مردم فلسطین شامل استفاده بیش از حد زور و عملیات نظامی وجود دارد که موجب مرگ و زخمی شدن غیرنظامیان فلسطینی از جمله کودکان و زنان فلسطینی شده است.

همچنین‌، استفاده بیش از حد از زور علیه راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز و علیه خبرنگاران‌، استفاده از مجازات جمعی و محصور کردن مناطق تصرف زمین و گسترش شهرک‌سازی‌ها، ساخت یک دیوار در سرزمین‌های اشغالی فلسطینی، سیاست‌ها و اقدامات تبعیض‌آمیز علیه مردم فلسطین در سرزمین‌های اشغالی فلسطین شامل شرق قدس، اختصاص تبعیض‌آمیز منابع آب میان شهرک‌نشین‌های اسرائیلی نگرانی‌های شدیدی را ایجاد کرده است.

سازمان ملل در گزارشی اعلام کرد، در سال 2015 خشونت‌‌های اعمال شده علیه فلسطینیان در کرانه باختری 305 مورد بوده است که این رقم نسبت به سال 2014 افزایش یافته است. در سال 2014، 217 مورد خشونت گزارش شده؛ اما در سال 2015 این رقم به 305 مورد رسیده است. بر اساس گزارش سازمان ملل، در سال 2015، 146 تن در فلسطین کشته شده‌‌اند که بیشتر آن‌ها فلسطینی بوده‌‌اند. بر همین اساس 94 فلسطینی در حملاتی کشته شده‌‌اند که در آن اسرائیلی‌ها مدعی شده‌‌اند، قصد انجام حمله به اسرائیلی‌‌ها را داشته‌‌اند. این موارد می‌رساند که اسرائیل در کنار اشغال‌گری در فلسطین، انواع و اقسام نقض حقوق بشری در برابر مردم مسلمان این کشور را نیز اعمال کرده است. این در حالی است که شورای امنیت سازمان ملل نیز از اقدام در راستای کاهش نقض حقوق بشر اسرائیل خودداری کرده و یا اقدام آن به دلیل قدرت حامیان اسرائیل، جنبه عملی نداشته است.

حضور رژیم جعلی صهیونیستی در خاورمیانه یکی از مهم‌ترین تحولاتی بوده که منطقه را از بعد سیاسی و امنیتی تحت تأثیر قرار داده است و ناآرامی‌های گسترده‌ای را تاکنون در منطقه رقم زده است. امروزه یکی از مهمترین مسایل جامعه بشری مسئله کشتار مردم و غیرنظامیان در فلسطین‌، غزه و لبنان توسط نیروهای نظامی اسراییل می‌باشد که همچنان مورد بی‌اعتنایی جامعه بین‌الملل قرار گرفته است و این رژیم را به بزرگترین ناقض حقوق بشر تبدیل کرده است. با توجه به اهمیت این موضوع این پژوهش قصد دارد بعد از ارائه مختصری از شکل‌گیری و سیاست خارجی اسراییل در منطقه در پی تحلیل نقض حقوق بشر توسط اسراییل باشد.

شکل‌گیری رژیم صهیونیستی

زمانی که در تاریخ  24 ژوئیه 1922 قیمومیت انگلستان بر فلسطین رسماً توسط شورای «جامعه ملل» به تصویب رسید، در پرتو حمایت انگلستان و علی‌رغم مخالفت اعراب، مهاجرت یهودیان به فلسطین که از چند سال پیش آغاز شده بود سرعت بیشتری پیدا کرد. از سوی دیگر سیاست ضد یهود «هیتلر» باعث شد تعداد مهاجران اروپایی باز هم بیشتر شود. به طوری که در سال 1946 میلادی از560/972‌/‌1 نفر جمعیت فلسطین، بیش از 608 هزار نفر آن‌ها را یهودیان تشکیل می‌دادند. در حالی‌که تعداد یهودیان در سال 1918، حدود 56000 نفر بود. بیشتر این مهاجرین از اروپایی شرقی بودند. به موازات ازدیاد جمعیت یهودیان در فلسطین و بالاگرفتن قدرت سیاسی آن‌ها در منطقه، توده‌های عرب که از نفوذ یهودیان خشمگین و در عین حال نگران شده بودند، انگلستان را تحت فشار گذاشتند تا از صهیونیست‌ها جانبداری نکند. در این هنگام صهیونیست‌ها در فلسطین عملاً یک نیروی خود مختار بوجود آورده و یک ارتش سری به نام «هاگانا» درست کرده بودند. وظیفه این ارتش ترور مخالفان و مبارزه با توده‌های عرب بود. بعد از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1947 انگلستان اعلام کرد سال بعد، از فلسطین بیرون خواهد رفت و اداره آن را به سازمان ملل خواهد سپرد. در تاریخ 29 نوامبر 1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه‌ای فلسطین را به سه قسمت کرد. 43 درصد آن را در اختیار عرب‌ها و 56 درصد آن را در اختیار یهودیان قرار داد. بیت‌المقدس نیز بین‌المللی اعلام گردید. زمانی که قیومت بریتانیا بر فلسطین در 15 مه 1948 به پایان رسید در واقع تمامی نهادهای سیاسی فلسطینی از بین رفته بود و هیچ سازمانی برای پر کردن خلاء موجود، وجود نداشت. صهیونیست‌ها که بر نواحی کشور یهود در قطعنامه تقسیم مسلط بودند، یک شورای موقت حکومتی مرکب از 38 عضو تأسیس کردند که به نوبه خود یک کابینه 13 نفره را انتخاب کرد. همان روز «دیوید بن گوریون» که بعداً مقام نخست وزیری و وزارت دفاع را به عهده گرفت، تشکیل دولت را اعلام کرد. بلافاصله بعد از این اعلام، دولت‌های ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، اسرائیل را به رسمیت شناختند.(میرطاهر،1381: 89)

 

سیاست خارجی رژیم صهیونیستی اسراییل در منطقه 

به دلیل آن که اعلام تأسیس رژیم اسراییل در سرزمین فلسطین فاقد مبانی حقوقی، مشروعیت جمعیتی‌، تاریخی و جغرافیایی بود از این رو بنیان‌گذاران و رهبران آن از بدو تأسیس موجودیت این رژیم را در منطقه در حال تهدید تعریف کرده‌اند.(یاسری‌، 1388: 109) ‌و در این راستا سیاست خارجی رژیم صهیونیستی اهدافی را دنبال می‌کند که مهم‌ترین این اهداف عبارتند از:

 1. رسیدن به مشروعیت بین‌المللی و دفاع و حفظ آن

2.‌ صحه گذاردن بر اقدامات تجاوزکارانه و توسعه‌طلبانه تحت پوشش تضمین امنیت برای اسرائیل.

 3.‌ خارج شدن از محاصره اقتصادی اعراب و دستیابی به کمک‌های اقتصادی، امتیازات و معافیت‌های گمرکی بازار مشترک اروپا، روابط آزاد تجاری با آمریکا و بازاریابی در کشورهای آفریقایی و آسیایی.

 4. ارتباط با یهودیان جهان و استفاده از آن‌ها در جهت منافع و اهداف اسرائیل و صهیونیسم.

 5.‌ تجارت اسلحه: رژیم صهیونیستی از ابتدا از کشورهای مختلف سلاح دریافت نمود و دستیابی به سلاح سنگین از موارد مهم سیاست خارجی این رژیم قرار گرفت.(صفا تاج‌، 1389)‌

 

قرار گرفتن یک کشور در میان کشورهاي متخاصم امکان ایجاد روابط عادي بین کشور‌هاي متخاصم و کشور محصور‌شده را امکانپذیر نمی‌سازد. به ناچار کشوري که در محاصره است، تلاش و کوشش زیادي براي برقراري رابطه با کشورهاي خارج از منطقه می‌کند تا نیاز‌های خود را برطرف کند.(ساجدی‌،1391: 61)‌ در اواسط 1950 کشور نوپا و آسیب‌پذیر اسراییل با چالش‌های امنیتی گسترده‌ای مواجه بوده است‌. اسراییل به تهدیدات ناشی از کشورهای عرب با "دکترین پیرامونی‌" پاسخ داد و روابط استراتژیک‌اش را با ایران‌، ترکیه‌، دیگر کشورهای غیر‌عرب‌، کشورهای غیر مسلمان یا کشورهای عرب که از نظر جغرافیایی دور هستند پی‌ریزی کرد. (Alpher, 2013: 2)

دولت غاصب اسرائیل در سیاست و روابط خارجی خود به ویژه نسبت به فلسطین اشغالی بسیاری از موارد و اصول لازم‌الرعایه بین‌المللی را نقض کرد که در ادامه به برخی از این اصول اشاره می‌کنیم.

اصول لازم‌الرعایه در حقوق بین‌الملل                                                                                                         

در حقوق بین‌الملل، قواعد بنیادینی وجود دارند که از آن‌ها به «قواعد آمره»‌ تعبیر مى‌کنند. این قواعد، در سلسله مراتب حقوق بین‌الملل، در رأس قرار گرفته و هر قاعده دیگرى که مغایر با آن‌ها باشد، بى‌اعتبار محسوب مى‌شود و هر دولتی که بر خلاف این قواعد عمل کند، دارای مسئولیت بین‌المللی خواهد بود. از جمله اصولى که به عنوان قاعده آمره، مورد پذیرش جامعه بین‌المللى قرار گرفته عبارتند از: اصل عدم توسل به زور و ممنوعیت تجاوز، اصل حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود و اصل رعایت حقوق بین‌الملل بشر دوستانه. زیر پاگذاشتن قواعد آمره و اصول شناخته شده بین‌المللی، نقض فاحش حقوق بین‌الملل محسوب شده و مسئولیت بین‌المللی و بعضاً مسئولیت کیفری فردی را به همراه خواهد داشت. 

حمایت و رفتار انسانى با مردم منطقه اشغالى، از اصول اساسى حقوق بین‌الملل در وضعیت اشغال خصمانه یک سرزمین است. فهرستى طولانى از تضمین‌هاى حقوق مردم، در کنوانسیون چهارم ژنو و پروتکل اول درج شده است. از آن جمله است، احترام به شرف، حقوق خانوادگى، مراسم مذهبى، اموال خصوصى و آداب و رسوم سنتى. گروگانگیرى، تنبیه دسته جمعى، تبعیض بر اساس زمینه‌هاى نژادى، مذهبى، سیاسى، انتقال یا اخراج مردم، در اختیار گرفتن کنترل مواد غذایى و دارویى، به نحوى که در جهت خلاف احتیاجات عادى مردم باشد، ممنوع شده است. انتقال اتباع غیر‌نظامى قدرت اشغالگر به مناطق اشغالى نیز غیر‌قانونى است. 

مطابق مقررات حقوق بین‌الملل بشر دوستانه، در صورت وقوع مخاصمه مسلحانه، اعم از بین‌المللی و داخلی، طرفین مخاصمه در انتخاب روش‌ها و ابزار مورد استفاده در جنگ نامحدود نیستند بلکه، روش‌هاى جنگى که صدمات بى‌مورد وارد ساخته و موجبات آلام غیر‌ضرورى را فراهم آورد، ممنوع است؛ هرچند از سلاح‌هاى مجاز استفاده شود. بر این اساس، طرف‌هاى درگیر نمى‌توانند از هر روشى براى جنگ استفاده نمایند و باید تا آنجا از زور استفاده شود که براى غلبه بر طرف مقابل لازم است. حمله و بمباران اماکن بدون حفاظ یا بدون دفاع، حمله به بیمارستان‌ها، کلیساها، مساجد و اماکن مذهبى مشابه، ممنوع است. همچنین، استفاده از اسلحه و ادوات جنگى، که باعث صدمات بى‌مورد و آلام غیر‌ضرورى مى‌شود، ممنوع است. بر این اساس، آن مقدار از زور باید بکار گرفته شود که براى غلبه بر دشمن ضرورت دارد. عمده مقررات مربوط به سلاح‌هاى ممنوعه، در پروتکل اول سال 1977 آمده است؛ ولى استفاده از نوع سلاح ممنوعه، به عهده دولت‌هاى تولید کننده و استفاده کننده گذاشته شده و آنان باید توجه نمایند که استفاده از چنین سلاح‌هایى، با اصول حقوق بین‌الملل بشر دوستانه، مغایرت نداشته باشد.(‌بوسچک و رابرت بلدسو، 1375: 581) 

تجاوز و حمله رژیم اسرائیل به مردم غزه، بدون تردید نقض فاحش قواعد آمره حقوق بین‌الملل و در زمره جنایات بین‌المللی است. طبق موازین و مقررات حقوق بین‌الملل، از جمله قواعد عرفی، کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو و پروتکل‌های الحاقی به کنوانسیون‌های مزبور و همچنین، قواعد حقوق بشردوستانه بین‌المللی، رژیم صهیونیستی مرتکب نقض فاحش و جدی مقررات مذکور شده است. بر اساس قواعد حقوق عرفی و عهدنامه‌ای بین‌المللی، مرتکبین و ناقضین این مقررات می‌باید به علت ارتکاب جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی، بازداشت، محاکمه و مجازات شوند. با توجه به حملات گسترده و سازمان یافته رژیم صهیونیستی به غزه‌ که موجب کشتار جمعیت غیرنظامی گردید و همچنین، نوع جنگ افزارهای به کار گرفته شده در این نبرد نابرابر، از جمله سلاح‌های ممنوعه، بمب‌های خوشه‌ای و فسفری، کسانی که این جنایات را در غزه مرتکب شده، یا دستور آن را صادر کرده‌اند، باید از سوی جامعه جهانی، به ویژه مراجع قضایی بین‌المللی، تحت تعقیب، بازداشت و محاکمه قرار گیرند و مجازات شوند. 

رژیم صهیونیستی طی جنگ 22 روزه مجموعه متنوعی از نقض قواعد بنیادین بین‌المللی از جمله موازین حقوق بشر و حقوق بشردوستانه را در سطحی بسیار گسترده مرتکب شد به‌ طوری که می‌توان تقریباً تمامی نمونه‌‌های زیر پاگذاشتن قواعد أمره و اصول شناخته شده بین‌المللی را را یک جا مورد مشاهده و بررسی قرار داد. نقض ممنوعیت مجازات دسته جمعی، بی‌توجهی قدرت اشغالگر به تعهداتش طبق حقوق بین‌الملل و عدم رعایت حقوق بشردوستانه در کنار عدم رعایت اصل مسئولیت کیفری فردی، مواردی است که زمینه تحقق مسئولیت بین‌المللی رژیم صهیونیستی را تشدید می‌کند. برخی از اصول لازم‌الرعایه در مخاصمات و برخی از موارد نقض حقوق بین‌الملل بشر دوستانه در جنگ غزه، بر طبق اسناد و مدارک موجود و گزارش‌های ارائه شده از سوی برخی نهادهای بین‌المللی، مورد بررسی قرار می‌دهیم. 

الف. اصل عدم توسل به زور 

یکی از اصول اساسی حقوق بین‌الملل معاصر، تحریم جنگ و منع توسل به زور است. امروزه جنگ و توسل به زور عامل مخرب روابط بین‌الملل و در نتیجه ناقض مقررات حقوق بین‌الملل شناخته شده است. قبل از جامعه ملل، جنگ به‌ قبل از جامعه ملل‌، جنگ به عنوان یک آئین مشروع در حقوق بین‌الملل محسوب می‌شد(Verma, 1998: 365-403) .

 اما از زمان میثاق جامعه ملل و به دنبال آن معاهدات لوکارنو مخصوصاً میثاق بریان – کلوگ حقوق موضوعه به ممنوعیت توسل به زور و تحریم جنگ متمایل شد. در میثاق جامعه ملل، به دلیل حساسیت کشورها که همواره نسبت به استقلال خود دلبسته بودند، مقرر ساختن محکومیت مطلق جنگ امکان‌پذیر نشد، بلکه فقط غیر‌قانونی آن در برخی حالات مشخص اعلام شد، به عبارت دیگر، میثاق جامعه ملل تنها محکومیت نسبی جنگ را مقرر کرده بود و این نسبیت از مقدمه آن آشکار می‌شد: "پذیرفتن برخی تعهدات مبنی بر عدم توسل به جنگ".( ضیائی بیگدلی، 1380: 13)‌ طبق معاهدات لوکارنو که در 10 اکتبر سال 1925 در شهر لوکارنو میان آلمان، بلژیک، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، لهستان و چکسلواکی پاراف و اول دسامبر همان سال در لندن امضاء و از اول سپتامبر سال 1926 به مرحله اجرا در آمد طرفین متعهد شدند که سیاست متقابل عدم تجاوز را در پیش گیرند و وضعیت موجود سرزمینی را در اروپای غربی حفظ و تضمین کنند و آئین داوری را جهت حل و فصل اختلافات بین خود برگزینند. طبق میثاق بریان - کلوگ که در 27 اوت 1928 توسط 15 کشور امضاء و در 24 ژوئیه 1929 لازم‌الاجرا شد‌ و در سال 1939 تعداد اعضای آن به 63 کشور رسید ممنوعیت تام و تمام عیار جنگ اعلام گردید. [8] به موجب این میثاق کشورهای عضو رسماً اعلام نمودند که توسل به جنگ جهت حل اختلافات بین‌المللی محکوم است و آن را به عنوان ابزار سیاست ملی در روابط متقابل خود رد می‌کنند و نیز تصریح نمودند که ممنوعیت مقرر در میثاق یک ممنوعیت مطلق است، در نتیجه هرگونه عمل قاهرانه‌ای که حتی در خدمت حقوق باشد، ممنوع است و منجر به محکومیت رسمی و قانونی آغازگر آن می‌شود.

میثاق بریان - کلوگ هر چند اعتبار خود را از دست نداده، ولى با تأسیس سازمان ملل عملاً جاى خود را به منشور این سازمان داد. منشور ملل متحد در مقدمه خود، هدف اولیه وضع و تدوین منشور را تصمیم ملل متحد به محفوظ نگهداشتن نسل‌های آینده از بلایای جنگ قلمداد کرده است و برای نیل به این هدف اعلام می‌دارد که: "ما مردم ملل متحد با تصمیم به گذشت و مدارا کردن و زیستن در حال صلح و امنیت بین‌المللی، قبول اصل ایجاد روش‌هایی که عدم به کاربردن نیروی اسلحه را جز در راه منافع مشترک تضمین کند، مصمم شده‌ایم که برای تحقق این هدف و سایر اهداف مندرج در مقدمه منشور اشتراک مساعی کنیم». 

منشور ملل متحد، ممنوعیت کلی هرگونه توسل به زور را مد نظر دارد و اعضای سازمان ملل متحد را ملزم می‌سازد که در روابط بین‌المللی میان خود از توسل به جنگ، تهدید به جنگ، اقدامات مقابله به مثل، محاصره دریایی و یا هر شکل دیگر استفاده از تسلیحات یا اعمال قدرت چه علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور و چه هرگونه رفتار دیگر که با اهداف ملل متحد مغایر باشد خودداری کنند. بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد ممنوعیت تهدید یا استفاده از زور در روابط بین‌الملل، یک قاعده شناخته شده حقوق بین‌الملل است که براى همه دولت‌ها، خواه عضو ملل متحد باشند یا نه، لازم‌الاتباع است. (راهنمای سازمان ملل متحد، 1354: 119) این قاعده را در اعلامیه "‌اصول حقوق بین‌الملل در‌باره روابط دوستانه و همکاری بین دولت‌ها مطابق با منشور ملل متحد‌" 1970 مجمع عمومی سازمان ملل متحد می‌توان به وضوح مشاهده کرد. 

اعلامیه مزبور، به انواع معینى از تهدید یا توسل به زور اشاره مى‌کند که از جمله عبارتند از جنگ‌هاى تجاوزکارانه، تبلیغ براى جنگ‌هاى تجاوزکارانه، تهدید یا توسل به زور براى نقض مرزهاى بین‌المللى یا خطوط تعیین حدود بین‌المللى و تصرف قلمرو خارجى با تهدید یا استفاده از زور. بر این اساس، ممنوعیت کاربرد توسل به زور مطابق منشور، نه تنها جنگ، بلکه «تهدید به استفاده از زور» را نیز در بر مى‌گیرد. مشهورترین نوع صریح تهدید، دادن ضرب‌الاجل یا اتمام حجت است که به موجب آن، اعلامیه‌اى رسمى خطاب به دولت دیگر صادر شده و از آن دولت خواسته مى‌شود که در عرض مدت معینى، تقاضاى مطروحه را بپذیرد؛ در غیر این صورت، آماده شروع جنگ یا اقدام قهرى مسلحانه باشد. (بوسچک و رابرت بلدسو، 1375: 480) 

علاوه بر موارد فوق، اصل تحریم جنگ، در اعلامیه‌ها و قطعنامه‌هاى متعددى مورد تأکید قرار گرفته است از آن جمله: 

1 - اعلامیه غیر قانونى بودن مداخله در امور داخلى دولت‌ها 1965 

2 - قطعنامه تعریف تجاوز 1974 

3 - اعلامیه افزایش کارآیى تحریم استفاده از زور1987 

در پایان لازم به یادآوری است که توسل به زور در مقام دفاع مشروع از سوی کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته و در مقام حفظ صلح و امنیت بین‌المللی از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد مجاز شمرده شده است. نهضت‌های آزادی‌بخش، از جمله نهضت آزادی‌بخش فلسطین، که از سوی کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مورد شناسایی قرار گرفته‌اند و در سازمان ملل نیز دارای نماینده هستند، جزء تابعان غیرفعال حقوق بین‌المللی محسوب می‌شوند. همچنین حقوق بین‌الملل بر مبارزات مسلحانه نهضت‌های آزادی‌بخش که برای تعیین سرنوشت خود تلاش می‌کنند، جاری و حاکم است. اگر‌چه توسل به زور در حقوق بین‌الملل ممنوع است، ولی‌ یکی از موارد استثنای بکارگیری زور در حقوق بین‌الملل، استفاده از زور توسط نهضت‌های آزادی‌بخش است.(موسی‌زاده، 1378: 106-104) 

 

ب. اصل حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود 

حقوق بین‌الملل حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود را مورد توجه قرار داده است. این اصل در بند 2 ماده 1 منشور ملل متحد با این مضمون که یکی از اهداف سازمان "‌توسعه روابط دوستانه بین ملت‌ها بر اساس احترام به اصل برابری ملت‌ها و حق آن‌ها در تعیین سرنوشت خود...‌" است، گنجانده شده است و در ماده 55 منشور نیز مورد تأکید قرار گرفته است.‌ در تعریف "حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود" آمده است: "‌همه ملت‌ها حق تعیین سرنوشت خویش را دارند و با استفاده از این حق، می‌توانند وضعیت سیاسی خود را آزادانه تعیین کرده و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را آزادانه پیگیری کنند.  این تعریف در میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنکی مصوب 1966 تکرار شده است، اعلامیه اصول حقوق بین‌الملل مورخ 1970 مجمع عمومی نیز به این حق تأکید کرده است. 

اصل تعیین سرنوشت یک حق پذیرفته شده بین‌المللی است و ملت‌ها می‌توانند با تمسک به آن، سرنوشت خود را تعیین کنند، البته با توجه به رویه دولت‌ها و نظریه حقوقدانان، حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود را مترادف با حق حکومت بر‌خود در نظر می‌گیرند و این حق شامل سه گروه از ملت‌ها می‌شود: ملت‌های تحت سلطه استعماری، ملت‌های تحت سلطه بیگانه و ملت‌های تحت سلطه یک رژیم نژاد‌پرست. معنای دیگر حق تعیین سرنوشت مربوط به حق ملت‌ها برای استفاده و بهره‌برداری آزادانه از منابع ثروت‌های طبیعی‌شان است که اعلامیه راجع به حاکمیت دایمی بر منابع طبیعی مصوب سال 1962 مجمع عمومی سازمان ملل متحد با شناسایی حق مذکور یک رشته مقررات مربوط به بهره‌برداری از آن‌ها و اعمال نظارت بر سرمایه گذاری خارجی را وضع می‌کند.(موسی‌زاده، 1378: 105)‌

 

ج. اصول بنیادین حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشردوستانه

هر انسانى فارغ از جنس، رنگ، نژاد، مذهب داراى حیثیت انسانى برابر با دیگر انسان‌ها است. برخوردارى از حیثیت و کرامت انسانى برابر، از اصول بنیادین حقوق بشر است که در هیچ شرایطى تخصیص نمى‌پذیرد. اصول بنیادین حقوق بشر در اسناد بین‌المللی حقوق بشر مورد تأکید قرار گرفته است. در مقدمه منشور ملل متحد به حقوق اساسی بشر تأکید شده است. به علاوه، برخی از مواد منشور، از جمله مواد 1، 13، 57، 62، 68 و 76 بر این امر تأکید دارند که سازمان ملل متحد احترام جهانی به حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین را برای همه بدون تبعیض از حیث نژاد، جنسیت، زبان یا مذهب توسعه خواهد داد و تشویق و تسهیل خواهد نمود. این مقررات هر چند به دلیل خصوصیت معاهده‌ای که دارند، از نظر حقوق الزام آورند، اما فقط اعلام کننده اصول عامی هستند که همواره بایست با عبارات ملموس و مستقیماً قابل اجرا بیان گردند.‌(ضیایی بیگدلی،1381: 243)

 اعلامیه جهانی حقوق بشر که در تاریخ 10 دسامبر 1948 در یک مقدمه، 30 ماده و سه قطعنامه توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده است، اصول بنیادین حقوق بشر را در خصوص حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی و اجتماعی، برای کلیه انسان‌ها به رسمیت شناخته است. در این اعلامیه کرامت شخص انسان نه فقط خود یک حق بنیادین شناخته شده است، بلکه مبنای واقعی حقوق بنیادی را تشکیل می‌دهد. امروزه مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به قواعد عرفی عام‌الشمول تبدیل شده و حتی برای کشورهایی که اسناد و معاهدات بین‌المللی مربوطه را نپذیرفته‌اند، الزام‌آور است و حتی برخی از این قواعد به جایگاه قواعد آمره ترفیع یافته‌اند.‌(ضیایی بیگدلی،1381: 246) مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1966 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تصویب کرد که این دو میثاق اسناد الزام‌آور اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌باشد و در این دو میثاق اصول بنیادین حقوق بشر تبیین و مورد تعهد کشورهای عضو قرار گرفته است. حق حیات، حق آزادی و امنیت شخصی، ممنوعیت تبعیض نژادی از جمله اصول بنیادین حقوق بشر می‌باشند که هر انسانی به صرف انسان بودن حق بهره‌مندی از این حقوق را دارند. 

علاوه بر اسناد فوق، معاهدات متعدد دیگری در زمینه حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشر دوستانه در سطح عام و جهانی از سوی سازمان ملل متحد و یا زیر نظر آن سازمان تصویب شده‌اند که به اهم آن‌ها ذیلاً اشاره می‌شود:

 - عهدنامه مربوط به پیشگیری و مجازات جنایت کشتار عام و جمعی (ژنوسید) 1948

- عهدنامه‌های چهارگانه ژنو 1949 و پرتکل‌های الحاقی شماره 1 و 2 سال 1977

- عهدنامه مربوط به الغای کلیه اشکال تبعیض نژادی 1966

- عهدنامه مربوط به امحا و مجازات جنایت آ‌پارتاید 1973

- عهدنامه منع شکنجه و دیگر مجازات‌ها یا رفتار‌های وحشیانه، غیر‌انسانی یا تحقیر‌کننده 1985. 

 

نقض حقوق بشر توسط اسراییل

به طور کلی بین تمامی جنایات رژیم صهیونیستی، مشهورترین جنایات این رژیم از حیث ابعاد فاجعه عبارت است از: 

 

1. انهدام هتل ملک داوود: هتل ملک داود در قدس ‌که در ژوئیه 1946 ‌به دست گروه‌های تروریستی صهیونیستی هاگاناه، ایرگون و شتیرن با 350 کیلوگرم مواد منفجره‌، منفجر و به طور کلی ویران شد.

2. جنایت دیر یاسین: ‌دیر یاسین نام دهی کوچک نزدیک قدس می‌باشد. تعداد ساکنان این ده در سال 1948 نزدیک به 700 نفر بودند. در 10/4/1948 این ده شاهد هجوم 3 گروه مسلح به نام ارگون به سرکردگی مناحیم بگین، گروه شتیرن به سرکردگی اسحق شامیر و گروه هاگانا به سرکردگی دیوید بن گوریون بود. در این یورش که با مقاومت ساکنان ده همراه بود 250 نفر که بیشتر آن‌ها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می‌داد کشته شدند. همچنین در این حمله فجایع دیگری از جمله تجاوز جنسی، مثله کردن، پاره کردن شکم زنان باردار و منفجر کردن منازل نیز رخ داد.

3. جنایات اللد و الرمله  ژوئن 1348:  شبه نظامیان صهیونیست با حمله به این دو روستا جز 25 خانواده فلسطینی دیگر هیچ فلسطینی را زنده نگذاشتند. 176 فلسطینی در این جنایت به شهادت رسیدند.

4. جنایت الطنطوره: این روستا در جنوب شهر اشغالی حیفا واقع است و در 23 می 1948 شاهد بزرگترین جنایت صهیونیست‌ها علیه اهالی روستا بود. وقایع فاجعه بار این روستا از سال 1948 تا سال 2000 میلادی سری باقی ماند تا این که یک اسراییلی به نام تد کاتس در پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشدش با استفاده از آرشیو ارتش صهیونیستی فاش کرد که در این روستا 200 فلسطینی قتل عام شدند.‌

5. جنایت الدوایمه: این روستا در استان الخلیل واقع است و در اکتبر سال 1948 شاهد هجوم وحشیانه شبه نظامیان صهیونیست بود که در پی آن 500 نفر به قتل رسیدند که از این بین 200 نفر متعلق به روستاهای دیگری بودند که در این روستا پناه گرفته بودند..

6. جنایت قبیه: روستای قبیه در 22 کیلومتری شمال شرقی قدس و 44 کیلومتری غرب رام‌الله واقع است و 14 اکتبر سال 1953 مورد حمله و اشغال نظامیان صهیونیست در‌آمد. این اقدام به رهبری آریل شارون انجام گرفت که طی آن 69 زن و مرد و کودک فلسطینی به قتل رسیدند.

7. کشتار حولا: بامداد 31/10/1948 نیروهای اسرائیلی به سرکردگی مناحیم بگین به حولا شهر کوچکی در لبنان حمله بردند‌. در این حمله نیروهای اسرائیلی مردان شهر را اعدام نمودند و منازل مسکونی را منهدم کردند‌. همچنین ده‌ها نفر از کشته شده‌ها را در گورهای دسته جمعی دفن کردند. این فاجعه باعث مهاجرت اکثر اهالی این منطقه به بیروت شد. در این کشتار 90 لبنانی کشته شدند. 

 8. جنایت کفرقاسم: ‌‌در روز 29/10/1956 کفر قاسم دهی نزدیک شهر قلقیلیه در فلسطین هدف حمله نیروهای صهیونیستی قرار گرفت. در این حمله که در ساعت 5 عصر و هنگام بازگشت اهالی ده از مزارع صورت گرفت 49 نفر کشته شدند‌. این کشتار با شعار «‌بدون عاطفه باش تا خدا رحمتت کند» به وقوع پیوست. 

9. کشتار حانین: نیروهای اسرائیلی در 26 نوامبر سال 1967 بعد از حدود 3 ماه از محاصره روستای حانین در لبنان وارد این روستا شدند و اقدام به قتل ساکنان با تبر کردند. همچنین منازل را آتش‌زده و آن‌ها را با خاک یکسان کردند‌. کشتار یارین در این کشتار که در سال 1974 به وقوع پیوست نیروهای اسرائیلی پس از ورود به شهر کوچک یارین در لبنان 17 منزل را ویران و 9 نفر را به قتل رساندند. 

10. کشتارعیترون: عیترون نام شهری کوچک در جنوب لبنان است. این شهر در سال 1975 بر اثر انفجار یک بمب کار گذاشته شده توسط نیروهای اسرائیلی شاهد کشته شدن 9 کودک بود. 

11. کشتار بنت جبیل: در سال 1976 نیروهای اسرائیلی پنجشنبه بازار شهر کوچک بنت جبیل در لبنان را بمباران کردند. این بمباران منجر به کشته شدن 23 و زخمی شدن 30 نفر شد. 

12.کشتار اوزاعی: در سال 1978 نیروهای هوایی اسرائیل واحدهای مسکونی و موسسات تجاری منطقه اوزاعی در نزدیکی بیروت را هدف قرار دادند. در این حادثه 26 نفر کشته و 30 واحد مسکونی کاملاً ویران شد. 

13. کشتار راشیا: در سال 1978 توپخانه اسرائیل 15 لبنانی را که به سمت کلیسای شهر کوچک راشیا روانه بودند به قتل رساند. 

14. کشتار کونین: نیروهای اسرائیلی در سال 1978 ده کونین در لبنان را مورد هدف قرار داد. در این حمله 29 نفر که اکثراً کودک بودند، کشته شدند. 

15. کشتار عدلون: در سال 1978 کماندوهای اسرائیلی مستقر در ساحل عدلون در لبنان 20 نفر از افرادی را که در 2 ماشین در حال حرکت بودند هدف قرار داده و به قتل رساندند. 

 16.کشتار عباسیه: در سال 1978 نیروی هوایی اسرائیل مسجدی را در شهر کوچک عباسیه در لبنان که تعدادی از خانواده‌ها در آنجا پناه گرفته بودند را هدف قرار داد. در این بمباران هوایی 112 نفر که بیشتر آن‌ها زن و کودک بودند کشته شدند. 

17. جنایت خان یونس:  خان یونس در نوار غزه واقع است. این روستا در دو نوبت به فاصله نه روز هدف حملات اشغالگران صهیونیست قرار گرفت؛ یکی در 3 نوامبر 1956 که 500 فلسطینی به قتل رسید و دیگری 12 نوامبر که 270 فلسطینی به شهادت رسیدند.‌ 

18. جنایت صبرا و شاتیلا:‌ ‌در سال 1982 نیروهای اسرائیلی با همکاری برخی از نیروهای نظامی لبنانی دست نشانده با نقشه وزیر جنگ آن زمان آریل شارون به اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در نزدیکی بیروت که برخی از پناهندگان فلسطینی را در خود جای داده بودند حمله کردند و حدود 800 نفر فلسطینی به اضافه تعدادی لبنانی را به قتل رساندند. 

19. جنایت اردوگاه البرج الشمالی‌:‌ این اردوگاه در لبنان واقع است. هواپیماهای صهیونیستی در هفتم ژوئن سال 1982 با حمله به این اردوگاه با استفاده از بمب‌های فسفری 94 فلسطینی را در این اردوگاه به خاک و خون کشیدند. 

20. جنایت عیون قاره:‌ صبح روز بیستم ماه می 1990 یک نظامی صهیونیستی به روی کاروان کارگران فلسطینی در منطقه صهیونیست‌نشین  لیتسیون (عیون قاره) آتش گشود که در نتیجه آن هشت کارگر فلسطینی شهید و 16 نفر دیگر زخمی شدند.‌

21. جنایت کشتار نمازگزاران الاقصی: ‌بر اثر درگیری نمازگزاران فلسطینی با گروه یهودی متعصب امنای کوه هیکل در تاریخ 8/10/1990، سربازان اسرائیلی وارد ماجرا شدند و نمازگزاران را به گلوله بستند. در نتیجه این گلوله‌باران 21 نفر کشته، 150 نفر مجروح و 270 نفر بازداشت شدند. ‌ 

22. کشتار قانا در سال 2006‌: در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۶  در جریان جنگ 33 روزه اسرائیل و لبنان (۲۰۰۶) روستای قانا مورد حمله و بمباران نظامیان رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت. برخورد دو بمب به یک ساختمان مسکونی چهارطبقه در مرکز روستای قانا به کشته شدن ۵۴ شهروند غیرنظامی از جمله بیش از ۳۷ کودک و زخمی شدن بسیاری انجامید.‌ خاخام‌ها‌ی صهیونیست همچنین در جنگ موسوم به 22 روزه غزه‌ نیز حکمی درباره کشتار غیرنظامیان لبنانی و فلسطینی در غزه صادر کرده و مدعی شدند بنا به احکام تورات، کشتار زنان و کودکان در زمان جنگ مباح است.

23. جنایت در حرم ابراهیمی در الخلیل‌ کشتار حرم ابراهیمى: باروخ گلدشتاین و گروهى از شهرک‌نشینان شهرک صهیونیست‌نشین کریات اربع 25/2/1994 م، هنگام نماز صبح وارد مسجد‌الاقصى مى‌شوند. گلدشتاین، پشت یکى از ستون‌هاى مسجد مى‌ایستد و منتظر مى‌شود تا نمازگزاران سجده کنند. پس از آن به سوى ایشان تیراندازى مى‌کند. گلوله‌ها و ترکش‌هاى نارنجک، باعث زخمى شدن بیش از 350 نفر مى‌شود. نظامیان ارتش اسرائیل، هنگام این کشتار، درهاى مسجد را مى‌بندند و از فرار نمازگزاران جلوگیرى مى‌کنند.‌ 

24. انتفاضه الاقصی: در تاریخ 28/9/2000 آریل شارون اقدام به بازدید از مسجدالاقصی کرد. این بازدید به علت اعتراض جوانان فلسطینی کامل نشد. روز بعد از این حادثه که مصادف با روز جمعه بود نیروهای اسرائیلی اقدام به گشودن آتش روی نمازگزاران کردند که بر اثر آن 7 نفر کشته و 25 نفر زخمی شدند‌. این درگیری منجر به انتفاضه دوم مردم فلسطین شد‌.

25. جنایت اردوگاه جنین: ارتش خون‌ریز اسرائیل در 29 مارس 2002 م حمله گسترده‌اى را به اردوگاه جنین واقع در کرانه باختری آغاز کرد. پس از دو هفته محاصره اردوگاه جنین و شروع جنگ شدید بین نیروهاى مقاومت فلسطین و اسرائیل، نیروهاى اشغالگر به ریاست شائول موفاز با تانک‌هاى خود وارد آنجا مى‌شوند. آنان با تهاجم گسترده به این اردوگاه پس از اتمام مهمات نیروهاى مقاومت، آنجا را تسخیر مى‌کنند. تعداد شهداى این واقعه، حدود 200 نفر است. هنوز تعداد شهداى دفن شده در گورهاى جمعى، مشخص نیست.‌

26. جنایت در غزه (2006 تا 2010): ‌رژیم صهیونیستی پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمان فلسطین در ژانویه سال 2006 در اقدامی نژادپرستانه با هدف تنبیه مردم فلسطین خصوصاً مردم نوار غزه که بیشترین آرای حماس از این منطقه بود، اقدام به محاصره کامل زمینی و هوایی این منطقه کرد. در پی این محاصره کشنده اسراییلی‌ها حتی از خروج بیماران فلسطینی برای مداوا به خارج جلوگیری کردند که طی آن تا اواسط سال 2010 نزدیک به 380 فلسطینی جان خود را از دست دادند. در خلال این سال‌ها خصوص در اواخر سال 2008 تا اواسط ژانویه سال 2010 اسراییل جنگی خانمانسوز را علیه غزه راه انداخت که به تجاوز 22 روزه شهرت یافت. در این جنگ 1450 شهروند فلسطینی به شهادت رسیدند و ساختار زیربنایی نوار غزه آسیب جدی دید. قاضی گلدستون که بعدها از سوی سازمان ملل مامور شد که این جنایات را بررسی کند، ثابت نمود که اسراییل مرتکب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت در این جنگ شده است.

27. جنایت علیه ناوگان‌ بین‌المللی امداد رسان به غزه‌:  در 31 ‌‌می سال 2010 در برابر چشمان افکار عمومی جهان نیروی دریایی ارتش صهیونیستی در اقدامی که دزدی دریایی لقب گرفت در آب‌های بین‌المللی به کشتی بین‌المللی حامل کمک‌های انسان‌دوستانه به نوار غزه حمله کرد و نُه شهروند ترکیه را به قتل رساند و ده‌ها نفر را زخمی کرد. تمامی 750 سرنشین این کشتی‌ها بازداشت و به بندر اشدود منتقل شدند. (قدسنا‌، 1394‌)‌

علی‌رغم موارد گفته شده‌، اسرائیل با جنگ اخیر (2014) در نوار غزه با بمباران منازل مسکونی و کشتن 2 هزار و 174 انسان که 84 درصد از آن‌ها غیرنظامی بودند و زخمی کردن 10 هزار نفر همه قوانین و موازین بین‌المللی را نقض کرد. حملات به منازل مسکونی موجب شده است که بسیاری از قربانیان این جنگ از کودکان و زنان باشند.‌(شیعه‌نیوز، 1394)‌

  به طور کلی جنایات و کشتارهایی که رژیم صهیونیستی امروزه انجام می‌دهد چیز تازه‌ای نیست، ولی سکوت جهانیان باعث تأسف است. از سال 1948 حدود دو سوم ملت فلسطین از سرزمین خود آواره شده‌اند و تاکنون 52 شهر از 553 روستا و شهر فلسطین منهدم شده است. رژیم صهیونیستی صدها کشتار و قتل دسته جمعی را مرتکب و یک نسل کشی انجام داده است.‌ آن‌ها که از رژیم صهیونیستی حمایت می‌کنند در جنایات این رژیم شریک هستند به ویژه آمریکا که یک بار 390 میلیون دلار و بار دیگر 205 میلیون دلار برای گنبد آهنین به اسرائیل داد و انبار تسلیحات خود را برای صهیونیست‌ها باز کرد.‌(مهر، 1394)‌

جنایات واقع شده در غزه توسط اسرائیل

در ابتدا بایستی یادآور شد که نوار غزه منطقه‌ای تحت اشغال رژیم صهیونیستی اسرائیل می‌باشد. کرانه باختری رود اردن و نوار غزه پس از جنگ شش روزه 1967 به اشغال نظامی اسرائیل در‌آمده و طبیعتاً از زمان شروع جنگ تا پایان اشغال نظامی می‌بایست حقوق بین‌الملل بشر‌دوستانه در این مناطق اعمال شود. اما دولت اسرائیل همواره این مناطق را جزء لاینفک سرزمین اسرائیل تلقی می‌کند و افراطیون اسرائیلی تحت هیچ عنوانی نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند که این سرزمین‌ها، سرزمین اشغالی هستند که تابع یک سلسله قواعد و مقرراتی بر اساس حقوق بشر‌دوستانه‌اند. اسرائیل بر این باور است که کنوانسیون شماره چهار ژنو طبق ماده 2 آن، در صورت وقوع درگیری مسلحانه بین دو یا چند دولت متعاهد و اشغال یا تصرف بخشی از خاک یک دولت توسط دیگر دولت متخاصم اجرا خواهد شد؛ در حالی‌که کرانه غربی رود اردن و نوار غزه که در جنگ شش روزه به اشغال اسرائیل در‌آمده‌اند، هرگز از نظر بین‌المللی به عنوان بخشی از سرزمین مصر و اردن به رسمیت شناخته نشده‌اند و از این‌رو نمی‌توان گفت که اسرائیل بخشی از خاک این دو دولت را اشغال کرده است. بنابراین از نظر اسرائیل کنوانسیون شماره 4 در این مناطق قابل اعمال نیست.‌(Geoffrey R.watson , 2000 :34)  

در حالیکه تاکنون ادعای عدم قابلیت کنوانسیون چهارم در مورد سرزمینهای اشغالی از سوی کمیته بینالمللی صلیب سرخ و سایر متخصصین حقوق بینالملل رد شده است. صلیب سرخ (به عنوان ناظر کنوانسیونهای ژنو) معتقد است که “کنوانسیون چهارم ژنو ارتباطی به حاکمیت طرفین مخاصمه ندارد. این کنوانسیون در کلیه مواردی که سرزمینی در طول یک مخاصمه مسلحانه اشغال گردد، فارغ از وضعیت حقوق آن سرزمین اعمال خواهد شد. (David kretzmer , 2002 :33)

علاوه بر این شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در موارد مختلف از اسرائیل خواستهاند که به قواعد حقوق بشر دوستانه در سرزمینهای اشغالی احترام بگذارد. به عنوان مثال شورای امنیت در سال 1990 با تصویب قطعنامه 681 از دولت اسرائیل درخواست نمود تا اعمال دایمی (دوژوره) کنوانسیون چهارم ژنو در مورد سرزمینهای اشغالی را بپذیرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در سال 2001 در قطعنامه 60/56 مجدداً بر این موضوع تأکید کرد که کنوانسیون چهارم ژنو در مورد سرزمینهای اشغالی فلسطین شامل اورشلیم و سایر سرزمینهای عربی که از 1967 توسط اسرائیل اشغال شد، قابل اعمال است. همچنین دولت‌های متعاهد به کنوانسیون ژنو در کنفرانسی در سال 2001 قابلیت اجرایی کنوانسیون چهارم در مورد سرزمین‌های اشغالی را تأیید و از اسرائیل خواستند تا از نقض‌های فاحش کنوانسیون از قبیل مصادره و تخریب گسترده اموال که ضرورت نظامی آن‌را ایجاب نمی‌کند، بپرهیزد. (بابایی، 1386: 209) 

بنا به دلایل فوق‌الاشاره، تردیدی نیست که نوار غزه جزو سرزمین‌های اشغالی بوده و در طول دوران اشغال، خارج از سلطه حقوق نیست و تابع نظام حقوقی خاصی می‌باشد. از جمله مقررات کنوانسیون چهارم لاهه مورخ 18 اکتبر سال 1907 (بخش سوم مواد 42 تا 56)، منشور ملل متحد، کنوانسیون چهارم ژنو مورخ 12 اوت سال 1949 در زمینه حمایت از افراد غیر‌نظامی (بخش سوم مواد 47 تا 80)، قطعنامه تعریف تجاوز مورخ 1974، پروتکل شماره یک الحاقی به کنوانسیون‌های 1949 ژنو مورخ 1977. حقوق قراردادی حاکم بر اشغال دارای خصیصه امری است، زیرا ناشی از عهدنامه‌های قانونی چند جانبه‌ای است که اجازه انحراف از آن‌ها داده نشده است. (ضیایی بیگدلی، 1381: 209)

رژیم صهیونیستی به عضویت کنوانسیون‌های 1949 ژنو در آمده است، اما عضو پروتکل‌های الحاقی 1977 نیست. با این حال، برخی از مقررات این پروتکل‌ها به عنوان حقوق بین‌الملل عرفی شناخته شده‌اند و بنابراین، برای همه کشورها از جمله رژیم صهیونیستی لازم‌الرعایه می‌باشد. اسراییل برخلاف تعهدات بین‌المللی خود در خصوص سرزمین‌های اشغالی و بر خلاف اصل ممنوعیت توسل به زور، جنگ علیه غزه را ۲۷ دسامبر 2008 با نام عملیاتی "عملیات سرب گداخته" آغاز کرد و این جنگ تا ۱۷ ژانویه سال ۲۰۰۹ به طول انجامید. در این جنگ نابرابر اسراییل ضمن ارتکاب جنایات علیه صلح به خاطر نقض صلح و شروع جنگ تجاوز کارانه، مرتکب جنایات علیه بشریت و جنایات جنگی شد که این امر در گزارش سازمان‌های بین‌المللی به ویژه در گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد به ریاست گلدستون اثبات شده است. جنایت جنگی، جنایتی است که ارتکابش نقض حقوق بین‌الملل بشر‌دوستانه ناظر بر درگیری‌های مسلحانه را در پی دارد.(شیایرزی، 1383: 151)

جنایات جنگی نقض‌های جدی مقررات عرفی یا معاهده‌ای حقوق بشر دوستانه در مورد مخاصمات مسلحانه هستند که باید نقض ارزش‌های مهم حمایت شده محسوب شوند و نتایج مهم و گسترده‌ای برای قربانیان داشته، مطابق حقوق عرفی یا معاهده‌ای، متضمن ایجاد مسئولیت کیفری فردی برای مرتکبین باشند.  (Antonio, 2003: 47) 

از نظر دیوان کیفری بینالمللی اعمالی که در قالب جنایت جنگی قرار میگیرند، عبارت است از: حمله عمدی به جمعیت غیرنظامی و یا به افراد غیرنظامی که در نبردها مشارکت مستقیم ندارند، دستور جابجایی سکنه غیرنظامی، حمله به اموال و اشیای غیرنظامی شامل: ساختمان‌ها، مواد، واحدها و وسایل نقلیه بهداری و پرسنل پزشکی، ساختمان‌هایی که برای مقاصد مذهبی، آموزشی، هنری، علمی یا امور خیریه استفاده می‌شوند و نیز بناهای تاریخی، بیمارستان‌ها و مکان‌های نگهداری بیماران و زخمیان. 

در حملات اسرائیل به نوار غزه جنایاتی واقع شد که می‌توان آن‌ها را در سه دسته کلی به شرح زیر ارائه نمود:

الف. نسل‌کشی(ژنوسید)

 جنایات واقع شده در این بخش عمدتاً بر مبنای تعریفی است که در مواد 2 و3 کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت ژنوسید مورخ 9 دسامبر 1948 ارائه شده است:

1. قتل اعضای یک گروه: اتفاقی که هر لحظه شاهد آن بودیم و بند 2 قطعنامه شورای حقوق بشر(مورخ 12 ژانویه 2009) به آن اشاره نموده و همچنین این موضوع درگزارش اجلاسیه ویژه اضطراری 15 ژانویه 2009 مجمع عمومی مورد تأکید واقع شده و در آن گزارش آمده است که بیش از 1000 نفر کشته شده‌اند که از این تعداد 3/1 آن‌ها کودک بوده‌اند.

2. ایراد صدمه شدید به سلامت جسمی یا روحی یک گروه: در جای جای گزارش اجلاسیه ویژه اضطراری مجمع عمومی در تاریخ 15 ژانویه 2009 و قطعنامه شورای حقوق بشر، ایراد صدمات جسمی مشهود است.

3. قراردادن عمومی گروه در معرض وضعیت نامناسب که منتهی به زوال قوای جسمی کلی یا جزئی آن‌ها باشد: از محاصره طولانی مدت که در نوار غزه واقع شد، می‌توان به خوبی به این مساله پی برد. ضمناً در گزارش اجلاسیه ویژه اضطراری 15 ژانویه 2009 مجمع عمومی (پاراگراف 4 از صفحه اول) این موضوع چنین مورد تأکید قرار گرفته است:

"این حقیقت دارد که مردم غزه زندانی شده‌اند و نمی‌توانند آن منطقه را ترک کرده یا حتی فرار نمایند و هیچ جایی برای پنهان شدن در برابر حملات ندارند".

موارد مذکور باید همراه با قصد و نیت باشد که از سخنرانی‌ها و موضع‌گیری‌های مقامات اسرائیلی به راحتی می‌توان به وجود قصد نابود کردن گروه خاص در غزه پی برد. لازم به ذکر است که بر اساس رأی JELICIC در دیوان کیفری بین‌المللی یوگوسلاوی سابق (ICTY) حمله به شهر زمانی‌که نظامیان و غیرنظامیان در آن مستقرند و غیرنظامیان در خانه‌های خود پناه گرفته‌اند می‌تواند دلیلی بر وجود قصد خاص ژنوسید باشد.

 

ب. جنایات علیه بشریت

بر اساس ماده 7 اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، جنایت علیه بشریت دارای عناصر زیر است که تمامی آن‌ها در حملات اسرائیل به غزه محقق شده‌اند: مشارکت مستقیم، علم به اعمال در حال انجام، گستردگی عمل و سیستماتیک بودن آن‌ها. مصادیق جنایت علیه بشریت بدین شرح است:

1. قتل‌: بر اساس بند (الف) (1) از ماده 3 کنوانسیون‌های ژنو، انجام کشتار توسط اسرائیل محکوم است.

2. قلع وقمع: مجروح نمودن بیش از 4000 نفر گواه خوبی است بر این مدعا.

3. زجردادن: محروم نمودن انسان ها از حقوق اساسی و اولیه خود نشانگر وقوع این جرم است.

4. کشتار زنان و کودکان: بر اساس مواد 14 و 27 کنوانسیون چهارم ژنو و قواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه عرفی کشتار زنان و کودکان به شدت محکوم است.

5. حمله به بیمارستان و مراکز درمانی: ماده 18 کنوانسیون چهارم ژنو حمله به بیمارستان‌ها را ممنوع نمود ه است.

6. عدم مجوز برای حمل و نقل مجروحان: ماده 21 کنوانسیون چهارم ژنو کشور‌ها را متعهد می‌نماید که مجروحان و زخمیان را به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی یا مکان‌هایی که برای این منظور تعبیه شده است، منتقل نمایند. بنابر‌این ممانعت از اسرائیل از این امر تخلف محسوب می‌شود.

7. عدم اجازه جهت رساندن دارو: ماده 23 کنوانسیون چهارم ژنو به این موضوع اشاره نموده و آن را تخلف می‌داند.

8. حمله به مدارس و مراکز مذهبی: صفحه اول گزارش اجلاسیه ویژه 15 ژانویه 2009 مجمع عمومی این حملات را محکوم کرده و آن‌ها را نقض کنوانسیون‌های ژنو می‌داند. حملات به ساختمان‌ها که شامل مدارس و بیمارستان‌ها می‌شود و باعث تخریب آن‌ها شده است.

ج. جنایات جنگی

 بر اساس ماده 8 اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، جنایات جنگی شامل موارد زیر می‌شوند و اسرائیل به تناوب این اعمال را انجام داده است:

1. قتل عام

2. رفتار غیر‌انسانی که باعث ایجاد درد، رنج جسمانی یا روانی شدید می‌شود.

3. ایجاد رنج تعمدی

4. تخریب اموال

5. حصر غیر‌قانونی

6. حمله به غیر‌نظامیان

7. حمله به اشیاء و اهداف غیرنظامی

8. حمله به کارکنان سازمان‌های بشردوستانه بین‌المللی یا تجهیزاتی که در کمک‌های انسان‌دوستانه به کارگرفته می‌شوند: بند 16 قطعنامه شورای حقوق بشر (12 ژانویه 2009) نیز بر این امر تأکید دارد و از دبیر کل درخواست می‌نماید که در خصوص حمله به مراکز آژانس امداد و کار سازمان ملل متحد برای کمک به آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک (UNRWA) در غزه از جمله مدارس که منجر به کشته شدن ده‌ها نفر از غیر‌نظامیان فلسطینی شامل زنان و کودکان شده است‌، تحقیق به عمل آورد و در این ارتباط گزارشی به مجمع عمومی تسلیم نماید.

9. حمله به مکان‌های بی‌دفاع: انجام این حملات در کنوانسیون چهارم ژنو منع شده است.

10. استفاده از سم یا سلاح‌های سمی که باعث صدمه شدید یا مرگ می‌شود: در این راستا استفاده اسرائیل از سلاح‌های غیرمتعارف مثل بمب‌های فسفری و بمب‌های خوشه‌ای محکوم است.

  بر طبق گزارشات متعدد رسانه‌ها و تصاویر و تحلیل‌های ارائه شده توسط کارشناسان، تسلیحات فسفری به دفعات مورد استفاده اسرائیل قرار گرفته است. به عنوان یک قاعده بنیادین حقوق بین‌الملل بشر دوستانه بایستی در نظر داشت که کاربرد هر‌گونه سلاح علیه غیرنظامیان به شدت منع شده است و غیرنظامیان بایستی در برابر اثرات هرگونه عملیات نظامی حمایت شوند‌. کاربرد تسلیحات دارای فسفر سفید مثل کار‌برد هر نوع سلاح دیگر به وسیله قواعد اولیه حقوق بین‌الملل بشردوستانه قاعده‌مند شده است. این قواعد از طرفین درگیر می‌خواهد که بین اهداف نظامی و اهداف غیر‌نظامی تفکیک قائل شوند. همچنین این قواعد لزوم اتخاذ اقدامات احتیاطی عملی به منظور ممانعت از صدمه به غیر‌نظامیان و اهداف غیر‌نظامی که ناشی از عملیات نظامی می‌باشد را الزامی می‌داند. حملاتی که موجب ورود خسارات و آلام غیر‌ضرور به غیر‌نظامیان و اهداف غیر‌نظامی شود، ممنوع است. کاربرد فسفر سفید به عنوان سلاح آتش‌زا جهت حمله به اهداف نظامی مشمول محدودیت‌های بیشتری است. استفاده از تسلیحات حاوی فسفر سفید علیه هر‌گونه هدف نظامی در محدوده تمرکز غیر‌نظامیان ممنوع می‌باشد، مگر این که هدف نظامی به طور شفاف از غیر‌نظامیان جداسازی شود. استفاده از تسلیحات آتش‌زا هوا به زمین علیه اهداف نظامی در محدوده تمرکز غیر‌نظامیان ممنوع می‌باشد. این ممنوعیت‌ها در پروتکل سوم کنوانسیون برخی سلاح‌های متعارف مقرر شده است.

 موارد نقض حقوق بین‌الملل در جنگ 22 روزه غزه

برای تبیین اعمال جنایتکارانه سران رژیم اسراییل در غزه اشاره به اصولی از حقوق جنگ (حقوقی بشردوستانه) ضروری است: 

1. حریم اشخاصی که در جنگ شرکت نداشته یا دیگر شرکت نمی‌کنند باید رعایت گردد و رفتار با آن‌ها باید انسانی باشد. 

2. حق طرف‌های مخاصمه مسلحانه در انتخاب شیوه‌ها و ابزار و آلات جنگی نامحدود نیست و باید در استفاده از این شیوه‌ها جانب انصاف را بگیرند، به این صورت که از وارد آوردن صدمات و جراحات بی‌ حد و حصر و غیرلازم جداً احتراز کنند. 

3. به منظور رعایت حال جمعیت غیرنظامی، نیروهای مسلح درگیر باید در هر وضع و حالی میان جمعیت غیرنظامی و اموال آنان از یک طرف و اهداف غیرنظامی از طرف دیگر، قائل به تفکیک شوند. نه جمعیت غیرنظامی و نه اموال ایشان هیچ‌ یک نباید اهدافی برای حملات نظامی باشند. 

اصول فوق را دیوان بین‌المللی دادگستری در قضیه کانال کورفو 1949 اصول اولیه حقوق بشردوستانه و در قضیه نیکاراگوئه 1986 اصول کلی حقوق بشردوستانه نامگذاری کرده است. 

رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه خود علیه غزه دست به اعمالی زده است که طبق قواعد حقوق بشردوستانه و حقوق بین‌الملل از مصادیق جنایت جنگی محسوب می‌شود که به مواردی از آن اشاره می‌شود: 

 

1. حمله به غیر‌نظامیان و اموال غیر‌نظامی‌:

به منظور حمایت بیشتر از غیر‌نظامیان و در پى تلاش‌هاى صلیب سرخ بین‌المللى، سرانجام، طى مذاکرات طولانى در 10 ژوئن 1977، دو پروتکل به کنوانسیون 1949 ژنو ضمیمه شد. پروتکل نخست، اختصاص به حمایت از قربانیان درگیرى‌هاى مسلحانه بین‌المللى دارد که در جنگ‌هاى بین‌الدولى اجرا مى‌شود‌ و پروتکل دوم، مربوط به حمایت از قربانیان در مخاصمات مسلحانه غیر‌بین‌المللى و داخل کشورها است. مطابق ماده 2 مشترک کنوانسیون‌هاى چهارگانه 1949 ژنو، قواعد این کنوانسیون‌ها، در هر جنگ اعلام شده یا هر مخاصمه مسلحانه‌ که میان دو یا چند کشور طرف معاهده، حتى اگر حالت جنگى توسط یکى از آن‌ها به رسمیت شناخته نشود، قابل اجرا است. همچنین، قواعد این کنوانسیون‌ها در کلیه موارد اشغال تمام یا بخشى از سرزمین یک کشور، حتى اگر اشغال، با مقاومت نظامى روبرو نشود، اجرا مى‌گردد. قواعد این کنوانسیون‌ها، نسبت به کشورهاى غیر عضو نیز قابل اجراست؛ زیرا مقررات مندرج در آن، عرفى و مورد قبول جامعه بین‌المللى است.   (verma, 1998: 217)

ماده 53 کنوانسیون چهارم ژنو رژیم صهیونیستی را به عنوان یک نیروی اشغالگر در غزه از تخریب اموال فلسطینیها منع کرده است، در حالیکه این رژیم عمداً با بمباران هوایی، آتش تو‌پخانه‌ها موجب تخریب گسترده اموال غیرنظامیان و اماکن غیر‌نظامی و خانه‌های مسکونی در نوار غزه شده است که این اقدام بر اساس ماده 147 کنوانسیون چهارم ژنو جنایت جنگی می‌باشد. اداره ملل متحد در امور همکاری‌های بشردوستانه بر طبق گزارش وزیر بهداشت فلسطین اعلام کرد که در فاصله 27 دسامبر 2008 تا 18 ژانویه 2009 در اثر حمله نظامی اسراییل به غزه حدود 1430 نفر فلسطینی کشته و 5380 نفر دیگر، برخلاف مقررات کنوانسیون چهارم ژنو، توسط ارتش اسراییل مجروح شدند که اکثر آن‌ها غیر نظامی، از جمله زنان و کودکان، بودند.‌ طبق همین گزارش، در بین کشته‌شدگان تعداد ۴۱۲ نفر، کودک بوده‌اند. گروه‌های فلسطینی در مجموع از کشته شدن ۱۵۸ نظامی عضو گروه‌های خود خبر می‌دهند. حماس تعداد کشته‌گان خود را ۴۸ نفر، جهاد اسلامی ۳۸ نفر و کمیته‌های مقاومت مردمی ۳۴ نفر اعلام می‌کنند.‌ ریچارد فالک، گزارشگر ویژه‌ سازمان ملل در مورد فلسطینیان، گفت: شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد، اسراییل در جنگ سه‌هفته‌ای غزه مرتکب جنایات جنگی شده ‌است. او خواستار آن شد که این موضوع توسط یک تیم مستقل بررسی شود. به نظر فالک، اسراییل به غیرنظامیان ساکن در مناطق پرجمعیت فلسطینی‌، هیچ‌گونه شانسی برای تأمین امنیت خود نداده ‌است. 

بنابر گزارش لوموند اتهامات مستندی در مورد ۲۰ رخداد درباره شلیک سربازان اسرائیلی به سوی زنان و کودکان فلسطینی که پرچم سفید با خود به همراه داشته‌اند مطرح شده است. 

گروهی از سربازان اسرائیلی در نامه‌ای سرگشاده شهادت دادند که در جریان حمله‌ ماه ژانویه به باریکه غزه، یک هم‌رزم آنان به سوی یک زن و دو کودک بی‌دفاعش شلیک کرده و آن‌ها را همراه با یک زن کهنسال دیگر کشته ‌است. در این نامه همچنین از خشونت شدید ارتش و تخریب بی‌دلیل خانه‌های غیرنظامیان فلسطینی گزارش داده‌ شده. این نامه ابتدا در آکادمی نظامی اسحاق رابین توزیع شد و پس از آن در ۱۹ مارس ۲۰۰۹ در روزنامه‌ هاآرتص منتشر و در چند فرستنده رادیوئی پخش شد.‌ پرسنل پزشکی کمیته صلیب سرخ جهانی و نیروهای سازمان ملل متحد نیز در بمباران وسیع ارتش اسراییل مورد اصابت قرار گرفتند. ارتش اسراییل تأسیسات غیرنظامی، خانه‌ها، اماکن عمومی، مدارس، مساجد، مراکز و ایستگاه‌های خبری، زیرساخت‌های حیاتی از جمله شبکه توزیع آب و برق را به شدت تخریب کرده است که طبق حقوق بین‌الملل و کنوانسیون‌های ژنو جنایت جنگی محسوب می‌شود. 

اسراییل تعدادی از بیمارستان‌های غزه را در جریان جنگ 22 روزه بمباران و آن‌ها را تخریب و تعداد زیادی از مریض‌ها و مجروحین بستری شده در آن بیمارستان‌ها را از بین برد. در 13 ژانویه 2009 بیمارستان کاتولیک‌ها در منطقه المغازی غزه توسط نیروی هوایی اسرائیل به طور کامل منهدم شد.‌ در حالی‌که بر اساس ماده 18 کنوانسیون چهارم ژنو بیمارستان‌ها و مراکز درمانی می‌بایست از هرگونه تجاوز به حریم بیمارستا‌ن‌ها و مراکز درمانی ممنوع می‌باشد. ممانعت از حمل و نقل مجروحان برخلاف ماده 21 کنوانسیون چهارم ژنو ممانعت از رساندن دارو بر خلاف ماده 23 کنوانسیون چهارم ژنو از جرایم جنگی شناخته شده است. 

  در یازدهمین روز جنگ، اسرائیل یک مدرسه ساخته شده توسط سازمان کمک به آوارگان ملل متحد در اردوگاه جبالیا را که عده‌ای از مردم در آن پناه گرفته بودند، بمباران کرد، که به کشته شدن ۴۵ تن و مجروح شدن ۴۰ تن دیگر از غیرنظامیان انجامید.‌ بیش از ۴۰۰ نفر در پی درگیری خیابانی بین سربازان اسراییلی و جنگجویان حماس، در ساختمان این مدرسه پناه گرفته بودند. خبرگزاری آلمان به نقل از اهالی اردوگاه اعلام کرد نیروهای حماس از نزدیکی این مدرسه به سربازان اسرائیلی شلیک کرده‌اند، ولی اسرائیل اعلام کرد که نیروهای حماس در این مدرسه پناه گرفته بودند. 

۱۷ ژانویه سال 2009، شماری از خمپاره‌های تانک‌های ارتش اسراییل به یک مدرسه در بیت لاهیا در شمال نوار غزه، در حالی که چند صد نفر از اهالی ناحیه در آن پناه گرفته بودند، اصابت کرد و چند تن از این افراد از جمله دو کودک کشته شدند.(‌Deutsche Welle | 17. 01. 2009‌)

در سوم ژانویه 2009 یک مسجد در بیت لاهیا در هنگام نماز عصر مورد حمله قرار گرفت‌ و در طول جنگ تعداد دیگری از مساجد توسط رژیم صهیونیستی اسراییل تخریب شده است، در حالی‌که مساجد معمولاً از اماکن غیرنظامی مورد حمایت هستند.  

 

2. استفاده از فلسطینیان به عنوان سپر انسانی

عفو بین‌الملل، طی گزارشی اعلام کرد که اسرائیل در عملیات‌های خود در غزه از غیرنظامیان، از جمله کودکان، به عنوان سپر انسانی استفاده کرده‌ است، چون آن‌ها را وادار می‌کرده در خانه‌هایی که این نیروها به عنوان مواضع نظامی از آن‌ها استفاده می‌کرده‌اند، بمانند.)‌BBC World News, 02. 10. 2009)

همچنین گزارش‌هایی نیز از استفاده نیروهای نظامی اسرائیل(IDF) از یک کودک ۱۱ ساله فلسطینی در ۱۵ ژانویه ۲۰۰۹ به عنوان سپر انسانی در مقابل حمله مبارزان فلسطینی به تانک‌های ارتش اسرائیل منتشر شده است. 

(http://fa.Wikipedia. Org)

در روز ۱۵ ژوئیه ۲۰۰۹ گروهی از سربازان سابق ارتش اسرائیل که گروهی را به نام شکست سکوت، تشکیل داده بودند، گزارشی۱۱۰ صفحه‌ای منتشر کردند که در آن گزارشاتی مبنی بر استفاده تنی چند از سربازان اسرائیلی از شهروندان ساکن نوار غزه به عنوان سپر انسانی وجود دارد. گزارشاتی نیز مبتنی بر استفاده بعضی سربازان اسرائیلی از ماشین‌های آمبولانس حمل مجروحان فلسطینی به عنوان سپر انسانی مخابره شده‌است.(http://fa.Wikipedia.Org) نیروهای اسراییل در غزه وارد خانه برخی فلسطینیها شده سکنه خانه را مجبور به اقامت در زیرزمین کردند و خود از این منازل به عنوان پایگاه نظامی و مقر تک تیراندازها استفاده کردند و غیرنظامیان را به عنوان سپر انسانی مورد استفاده قرار دادند.(حسینی نژاد، 1388: 120) این اقدام اسراییل با مقررات ماده 24 کنوانسیون چهارم ژنو که مقرر میدارد طرفین متخاصم باید تدابیر لازم را اتخاذ کنند تا کودکان زیر 15 سال که بر اثر جنگ یتیم میشوند و یا از خانواده خود جدا میافتند به حال خود واگذاشته نشوند و در هر شرایطی تسهیلات لازم جهت نگهداری و انجام فرایض مذهبی و تربیتی آنان فراهم شود و به موجب ماده 77 پروتکل شماره یک کودکان باید مورد احترام خاص قرار گیرند و در برابر هرگونه هتک حرمت حمایت شوند. بند 7 ماده 51 پروتکل مذکور نیز استفاده از حضور یا تحریک غیرنظامیان جهت استتار هدفهای نظامی و یا تحت پوشش قرار دادن عملیات نظامی را ممنوع اعلام کرده است. نقض این مقررات و استفاده از کودکان به عنوان سپر انسانی، نقض مقررات حقوق بینالملل بشر دوستانه و جنایت جنگی تلقی میشود. 

اسرائیل در طول جنگ غزه، طبق مقررات کنوانسیون‌های مربوط به حقوق بین‌الملل بشردوستانه، 1907 لاهه و 1949 ژنو و پروتکل‌های آن‌ها وظیفه داشت بین اهداف نظامی و شخص نظامی و اهداف غیرنظامی و شخص غیرنظامی تفکیک قائل شود، در حالی‌که رژیم صهیونیستی در تهاجم خود به غزه با حمله به ساختمان مرکز بهداشت روانی غزه، حمله به خانه‌های مسکونی و تخریب تعداد زیادی از آن‌ها، تدارک حملات کور علیه منازل و مکان‌های غیرنظامی به ویژه کودکان و زنان، حمله به مساجد که مردم غیرنظامی در آن پناه گرفته‌اند، حمله به ساختمان‌های بسیاری در شهر غزه باعث نقض این بخش از اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی و مقررات معاهده 1907 لاهه و کنوانسیون‌های 1949 لاهه شده است و طبق نص صریح ماده 8 اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی این عمل جنایت جنگی محسوب شده و مسئولیت کیفری رژیم صهیونیستی را موجب می‌شود. البته این رژیم مدعی شده است که حماس از مدارس، مساجد و خانه‌های مسکونی برای ذخیره یا تولید مهمات، راکت‌ها یا سایر سلاح‌ها، فرماندهی یا کنترل مراکز، اقامت مبارزان حماس برای حمله علیه شهرها یا نیروهای صهیونیستی استفاده می‌شده است، ولی رژیم صهیونیستی اسراییل دلایل و مستنداتی برای اثبات این ادعا ارائه نکرده است. 

 

3. استفاده از سلاح‌های ممنوعه 

مطابق مقررات حقوق بشر‌دوستانه، روش‌هاى جنگى که صدمات بى‌مورد وارد ساخته و موجبات آلام غیر‌ضرورى را فراهم آورد، ممنوع است؛ هرچند از سلاح‌هاى مجاز استفاده شود. بر این اساس، طرف‌هاى درگیر نمى‌توانند از هر روشى براى جنگ استفاده نمایند و باید تا آنجا از زور استفاده شود که براى غلبه بر طرف مقابل لازم است. حمله و بمباران اماکن بدون حفاظ یا بدون دفاع، حمله به بیمارستان‌ها، کلیساها، مساجد و اماکن مذهبى مشابه، ممنوع است. از سوى دیگر، استفاده از اسلحه و ادوات جنگى، که باعث صدمات بى‌مورد و آلام غیر‌ضرورى مى‌شود، ممنوع است. بر این اساس، آن مقدار از زور باید بکار گرفته شود که براى غلبه بر دشمن ضرورت دارد. عمده مقررات مربوط به سلاح‌هاى ممنوعه، در پروتکل اول سال 1977 آمده است؛ ولى استفاده از نوع سلاح ممنوعه، به عهده دولت‌هاى تولید کننده و استفاده کننده گذاشته شده و آنان باید توجه نمایند که استفاده از چنین سلاح‌هایى، با اصول حقوق بین‌الملل بشر‌دوستانه، مغایرت نداشته باشد. (بوسچک ورابرت سون، 1375: 57)

یوسف ابوالریش از مسئولان بیمارستانی در غزه فاش کرده است که ارتش اسرائیل در حملات خود خمپاره‌های فسفری بکار بسته ‌است. او می‌گوید: «بدن مجروح ‌شدگان چنان سوخته ‌است که فقط فسفر سفید می‌توانسته عامل این سوختگی بوده باشد». (حسینی نژاد، 1388: 113) 

گفته می‌شود از اصابت این خمپاره‌ها دودی سفید بلند می‌شده ‌است. دیده‌‌بان حقوق بشر نیز تأیید کرد که اسرائیل در غزه از بمب‌های حاوی فسفر سفید استفاده کرده ‌است. 

بازرس ویژه فرستاده شده به غزه اظهار کرده ا‌ست که اسرائیل در حمله به مرکز کمک‌رسانی سازمان ملل در تاریخ ۱۵ ژانویه از فسفر سفید استفاده کرده ‌است. این در حالیست که در تاریخ مذکور ۷۰۰ شهروند غیرنظامی در آن مرکز حضور داشته‌اند. اسرائیل همچنین از بمب‌های فسفر سفید در حمله به بیمارستان‌های القدس و الوفا استفاده کرده ‌است. )‌www. Timesonline. co. UK/tol/News/World/middle_east/article, 24. 10. 2009) اسرائیل کاربرد این نوع سلاح‌ها را رد کرده است، اما سازمان ملل و بسیاری از نهادهای حقوق بشری (از جمله دیده‌بان حقوق بشر، عفو بین‌الملل و غیره) در گزارش‌های خود با استناد به دلایل و مستندات متقن از کاربرد سلاح‌های نامتعارف توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل علیه مردم غیرنظامی فلسطین در مناطق پرجمعیت غزه را مورد تأیید قرار داده‌اند. آن‌ها انفجار خمپاره‌‌های فسفری در محدوده اردوگاه آوارگان جبلیه را تأیید کرده‌اند. (حسینی‌نژاد، 1388: 106)

در طول سه هفته جنگ، رژیم صهیونیستی از هلی‌کو‌پتر‌ها و هواپیماهای بدون سرنشین و هواپیماهای جنگی اف – 10 استفاده کرده است، آثار و بقایای بمباران‌های هوایی در سراسر غزه از جمله خیابان‌ها، زمین‌های بازی مدارس، بیمارستان‌ها و خانه‌های مسکونی توسط کمیته عفو بین‌الملل مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، این کمیته اعلام کرده است که کدها و علایم موجود بر روی بقایای این تسلیحات نشان می‌دهد که از تولیدات شرکت امریکایی رایتون هستند. (حسینی نژاد، 1388: 107) دیدهبان حقوق بشر در گزارش خود تأکید کرده است که نیروهای اسراییلی مکرراً مهمات حاوی فسفر سفید را در هوا بر فراز مناطق پرجمعیت منفجر کرده‌اند که منجر به کشته و مجروح شدن غیرنظامیان و ورود خسارت به اماکن و تأسیسات غیرنظامی شده است.  

بنا برگزارش نشریه لوموند شکایتی درباره استفاده ارتش اسرائیل از سلاح Dime (فلز متراکم انفجاری) مطرح شده‌ است. برخی کشورهای عربی نیز به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شکایت کرده‌اند که اسرائیل در حمله‌ به باریکه غزه گلوله‌هایی را به کار گرفته ‌است که در ترکیب آن‌ها اورانیوم ضعیف‌شده موجود است. خطر اصلی ناشی از اورانیوم ضعیف ‌شده، مسمومیتی است که ایجاد می‌کند.‌ سم اکسید اروانیوم در هوا پراکنده می‌شود و محیط زیست را آلوده می‌کند. جذب آن به ویژه باعث آسیب‌دیدگی کلیه می‌شود. (Deutsche Welle | 21. 01. 2009)

طبق گزارش کمیته تحقیق سلاح‌های نوین، نیروهای اشغالگر رژیم صهیونیستی در جنگ غزه سلاح‌های نامتعارف نوین را در قبال جمعیت غیرنظامی به کار برده‌اند. کمیته مزبور نهایتاً به این نتیجه رسیده که رژیم صهیونیستی سلاح‌های انفجاری حاوی ذرات فلزی متراکم، بمب‌های ترموباریک، بمب‌های خوشه‌ای، سلاح‌های حاوی اورانیون و فسفر سفید و دیگر انواع سلاح‌های نوین را به کار برده است. 

پروتکل سوم کنوانسیون مربوط به سلاح‌های متعارف، ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های کاربرد سلاح‌های آتش‌زا را دربرمی‌گیرد. بر اساس این پروتکل، سلاح آتش‌زا به هر سلاح یا مهماتی اطلاق می‌گردد که به دلیل وجود شعله، حرارت یا آمیخته‌ای از آن‌ها یا انجام واکنش شیمیایی ناشی از مواد، منجر به آتش گرفتن اهداف یا ایجاد سوختگی بر بدن افراد می‌شود. بر طبق این تعریف، فسفر سفید یکی از سلاح‌های آتش‌زا محسوب می‌گردد.‌

 

4. جنایت نسل‌کشی (ژنوسید) 

کشتار دسته جمعی و هر عمل غیر‌انسانی که علیه ملت‌ها به دلایل سیاسی، نژادی، یا مذهبی صورت می‌گیرد در زمره جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود. (موسی‌زاده، 1378: 96) جنایات واقع شده در این بخش عمدتاً بر مبنای تعریفی است که در مواد 2و3 کنوانسیون پیشگیری و مجازات جنایت ژنوسید مورخ 9 دسامبر 1948 ارائه شده است که در رفتار اسرائیل در جنگ 22 روزه غزه به شرح زیر عینیت یافت: 

1- قتل اعضای یک گروه؛ اتفاقی که هر لحظه شاهد آن بودیم و بند 2 قطعنامه شورای حقوق بشر (مورخ 12 ژانویه 2009) به آن اشاره کرده و همچنین این موضوع در گزارش اجلاسیه ویژه اضطراری 15 ژانویه 2009 مجمع عمومی مورد تأکید واقع شده و در آن گزارش آمده است، بیش از هزار نفر کشته شده‌اند که از این تعداد 3/1 آن‌ها کودک بوده‌اند. 

2- ایراد صدمه شدید به سلامت جسمی یا روحی یک گروه؛ در جای جای گزارش اجلاسیه ویژه اضطراری مجمع عمومی در تاریخ 15 ژانویه 2009 و قطعنامه شورای حقوق بشر ایراد صدمات جسمی مشهود است. 

3- قرار دادن عمومی گروه در معرض وضعیت نامناسب که منتهی به زوال قوای جسمی کلی یا جزیی آن‌ها باشد؛ از محاصره طولانی مدت که در نوار غزه واقع شد می‌توان به خوبی به این مسأله پی برد. ضمناً در گزارش اجلاسیه ویژه اضطراری 15 ژانویه 2009 مجمع عمومی (پاراگراف چهار از صفحه اول) این موضوع چنین مورد تأکید قرار گرفته است؛ این حقیقت دارد که مردم غزه زندانی شده‌اند و نمی‌توانند آن منطقه را ترک کرده یا حتی فرار کنند و هیچ جایی برای پنهان شدن در برابر حملات ندارند. موارد مذکور باید همراه با قصد و نیت باشد که از سخنرانی‌ها و موضع‌گیری‌های مقامات اسرائیلی به راحتی می‌توان به وجود قصد نابود کردن گروه خاص در غزه پی برد. لازم به ذکر است که بر اساس رأی حمله به شهر زمانی که نظامیان و غیرنظامیان در آن مستقرند و غیرنظامیان در خانه‌های خود پناه گرفته‌اند می‌تواند دلیلی بر وجود قصد خاص ژنوسید باشد. (ضیایی بیگدلی،1381: 264)

 

نتیجه‌گیری

آنچه مسلم است اقدامات رژيم صهيونيستي در کشتار فلسطينيان مصداق بارز جنايت عليه بشريت و نسل‌کشي است و شدت جنايات اسرائيل در سال‌هاي اخير از جمله در جريان حملات وحشيانه اين رژيم به غزه قلوب مردم جهان را جريحه‌دار کرده است. اقدامات رژيم صهيونيستي در نقض موازين انساني و حقوق فلسطيني‌ها بيش از پيش ماهيت ضد انساني اين رژيم ضد بشري را براي جهانيان نمايان کرده است .جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی اسرائیل علیه غزه میدان آزمون قواعد و مقررات بین‌المللی بوده است. در این آزمون حقوق بین‌الملل مردود صحنه بود. نهادها و سازمان‌های بین‌المللی مراقبین و ناظرین بی‌خاصیت این عرصه بودند که متأسفانه جز تماشای نقض حقوق بین‌الملل از سوی یکی از تابعین آن یعنی رژیم صهیونیستی، اقدام موثری را که ذاتاً و بر حسب وظیفه بر عهده‌شان گذاشته شده است، انجام ندادند و بدین‌سان ما شاهد درد و رنج هزاران انسان از زن و مرد و کودک در نوار غزه بودیم. رژیم صهیونیستی، علی‌رغم عضویتش در کنوانسیون‌های 1907 لاهه و کنوانسیون‌های 1949 ژنو و علی‌رغم شمول قواعد عرفی متعدد، بر اثر بمباران‌های کورکورانه افراد غیر‌نظامی غزه اعم از زن و مرد و کودک‌ و اموال خصوصی غیر‌نظامیان غزه اعم از خانه‌های مسکونی و محل اشتغال آن‌ها‌ و اموال عمومی اعم از مدارس، مساجد و بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها، از هوا، زمین و دریا مرتکب نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه شده است که بر اساس حقوق بین‌الملل موضوعه و حقوق بین‌الملل عرفی، این‌گونه اقدامات‌‌ و نیز بکار‌گیری سلاح‌های ممنوعه، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت خوانده می‌شود. 

بنابر‌این، علاوه بر جنایت بین‌المللى‌ که در اثر تجاوز به یک کشور و نقض اصل منع توسل به زور صورت مى‌گیرد، چنانچه متجاوزان، به هنگام مخاصمه مسلحانه و درگیرى نظامى، مقررات جنگ را نادیده بگیرند، مرتکب «جنایت جنگى» نیز شده‌اند. جنایات جنگى عبارت است از نقض فاحش قواعد و مقررات حقوق مخاصمات مسلحانه. این مقررات، در عهدنامه‌هاى چهارگانه ژنو 1929 و پروتکل‌هاى الحاقى شماره‌هاى 1‌و2 سال 1977 و نیز در قواعد و عرف‌هاى مسلم حقوق بین‌الملل حاکم بر حقوق مخاصمات مسلحانه، انعکاس یافته است. جنایات ارتکابى علیه افراد غیر‌نظامى، جنایات ارتکابى علیه مجروحان و اسیران جنگى، غارت اموال عمومى یا خصوصى در زمان جنگ، بمباران و تخریب شهرها و روستاها و اهداف غیر‌نظامى دشمن که فاقد ضرورت نظامى باشد، در زمره جنایات جنگى قرار مى‌گیرند.( http: //r. iribnews. ir/UserFiles/File/beynolmelal/I. 438. Pdf)

قاضی ریچارد گولداستون، رییس هیئت تحقیق، در جمع خبرنگاران در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک گفت ما به این نتیجه رسیدیم که بر اساس حقایق یافته شده، مدارک محکمی دال بر نقض جدی و مکرر حقوق بین‌الملل، هم حقوق بشر دوستانه و قانون حقوق بشر به وسیله اسرائیل طی عملیات نظامی در غزه صورت گرفته است. این هیئت به این نتیجه رسیده است که "نیروهای دفاعی اسرائیل(IDF) "مرتکب اقداماتی شامل جنایات جنگی و به نحوی در بعضی موارد جنایت علیه بشریت شده است. در این گزارش آمده است عملکرد نیروهای مسلح اسرائیل مبتنی بر نقض فاحش کنوانسیون چهارم ژنو در رابطه با قتل‌های خود‌سرانه و به‌گونه‌ای خودسرانه موجب رنج بسیار مردم مورد حمایت، همچنین ظهور مسئولیت جنایی فردی بوده است. گزارش می‌افزاید شهروندان فلسطینی را هدف مستقیم قراردادن و به گونه‌ای خود سرانه کشتن آنان نقض حق حیات است. این گزارش در ادامه از "سیاست نظام‌مند و عمدی از جانب نیرو‌های مسلح اسرائیل برای هدف قرار‌دادن مکان‌های صنعتی و تأسیسات آب و استفاده از شهروندان فلسطینی به عنوان سپر انسانی انتقاد کرده است. در‌باره اهداف و خط مشی عملیات نظامی اسرائیل، هیئت به این نتیجه رسیده است که طراحان نظامی عمداً پیرو دکترینی بودند مبتنی بر "استفاده از نیروی غیر متجانس و ایجاد خسارت شدید، تخریب دارایی شخصی و زیر‌ساخت‌ها و تحمیل رنج به جمعیت شهروندان". قاضی گولد استون گفت حتی اگر اتهامات مبنی بر اینکه مسجد به عنوان پناهگاه گروه‌های نظامی مورد استفاده قرار می‌گرفته و سلاح در آنجا انبار شده بوده صحیح بوده باشد، همچنان تحت قوانین بین‌المللی "حمله خمپاره‌ای به نماز‌گزاران در مسجد هیچ توجیهی ندارد" زیرا می‌شده به مسجد در شب که هیچ فردی در آنجا نیست حمله کرد. علاوه بر این‌ها، رژیم صهیونیستی مکرراً از سلاح‌های ممنوعه از جمله بمب‌های حاوی فسفر سفید، بمب‌های خوشه‌ای و سلاح‌های انفجاری حاوی ذرات فلزی متراکم علیه مردم غزه استفاده کرده است که از مصادیق بارز جنایات جنگی می‌باشند و طراحان، فرماندهان، افسران، سربازان و کلیه افرادی که به هرنحوی و به هر میزان در ارتکاب این‌گونه جنایات جنگی سهم داشته باشند، بایستی بدواً در محاکم رژیم صهیونیستی تعقیب، محاکمه و مجازات بشوند و اگر در داخل این رژیم اقدامی در این راستا صورت نگیرد، هریک از کشورهای عضو جامعه بین‌المللی می‌توانند آن‌ها را محاکمه و درصورت دسترسی مورد مجازات قرار بدهند. ضمن اینکه، جنایتکاران جنگی از طریق دیوان کیفری بین‌المللی نیز قابل پیگرد، محاکمه و مجازات می‌باشند. از جمله مواردي كه رژيم صهيونيستي در تجاوز اخير خود به غزه مرتكب جرم نقض حقوق بشردوستانه شده است، عبارت‌اند از: مصونيت غيرنظاميان، تمايز نيروهاي نظامي از غيرنظامي، تناسب در استفاده از قواي نظامي با توان و ظرفيت نيروهاي مقابل، ضرورت محدود كردن اهداف و تاكتيك‌‌ها در جهت رسيدن به اهداف مشروع نظامي و رعايت مباني و اصول حقوق بشر كه مطابق با اين پنج قاعده، تجاوز اسرائيل به غزه، نقض برخي از آن‌هاست.

 

   خلاصه آنکه اولين اصل نقض‌شده، اصل «محدوديت» است. منظور از اصل محدوديت اين است كه استفاده از سلاح‌‌هايي كه آسيب‌هاي بيش از حد لازم به همراه دارند، ممنوع است. اسرائيل از سلاح‌‌هايي در غزه استفاده كرده كه مطابق موازين بين‌‌المللي نبوده است و اصل محدوديت به‌‌كارگيري سلاح‌‌هاي آتش‌‌زا را عملياتي نكرده و بنابراين حقوق بشردوستانه را نقض كرده است.

  

دومين اصل نقض‌شده، «تناسب» است. اندازه‌ي صدمات و آسيب‌‌هاي ناشي از يك حمله در مقايسه با آنچه انتظار از آن مي‌‌رود، بايستي يكسان باشد. در حمله‌ي اسرائيل به غزه، هيچ نسبتي بين اهدافي كه اين رژيم اعلام كرده است و سطح تخريب‌‌ها وجود ندارد.

  

سومين اصل نقض‌شده، « تمايز» است. بين اهداف نظامي و غيرنظامي، مي‌‌بايستي تمايز گذاشته شود كه اين موضوع در خصوص تجاوز اسرائيل به غزه رعايت نشده است؛ چراكه اماكن مسكوني و... مورد هدف قرار گرفته‌اند. قبلاً مقامات رژيم صهيونيستي اظهار داشته بودند كه از جمله اهدافشان اين است كه اعضاي حماس را منهدم كنند. طبيعي است وقتي غزه از متراكم‌‌ترين مناطق دنياست و مقامات حماس در داخل مردم و مشترك با مردم هستند و به آن‌‌ها حمله مي‌‌شود، تمايزي بين نظاميان و غيرنظاميان ايجاد نشده و فجايعي خونين ايجاد شده است. به همين دليل است كه اعضاي خانواده‌ها به‌صورت دسته‌جمعي در حملات رژيم صهيونيستي به غزه، شهيد مي‌شوند.  

علاوه بر اين موارد، رژيم اسرائيل با محاصره‌ي غزه، ممانعت از ورود مواد غذايي و دارويي، عدم رعايت اصل تمايز بين نظاميان و غيرنظاميان و حمله به اماكن مسكوني، درماني و... بند 1 و 2 ماده‌ي 3 مشترك كنوانسيون‌‌هاي چهارگانه‌ي ژنو را نقض كرده است و چون رژيم اشغالگر در تاريخ 6 جولاي 1951 آن كنوانسيون را پذيرفته است، پس در صورت نقض (كه فاحش است)، متجاوز تلقي مي‌‌شود. بر اساس كنوانسيون‌‌هاي چهارم ژنو 1947 و پروتكل 1977 الحاقي، نيروي اشغالگر در مقابل ساكنان، تأسيسات زيرساختي و حفاظت از ميراث فرهنگي سرزمين‌هاي اشغالي وظايفي را برعهده دارد كه عدم رعايت آن‌، مي‌‌تواند به ايجاد مسئوليت بين‌‌المللي براي قواي اشغالگر منجر شود. با اين حال، كميته‌ي بين‌‌المللي صليب سرخ، به ‌عنوان نگهبان و مفسر رسمي كنوانسيون‌هاي حقوق بشردوستانه، همواره معتقد بوده كه مفاد كنوانسيون چهارم ژنو در مورد سرزمين‌‌هاي اشغالي فلسطين لازم‌‌الاجراست. در قطعنامه‌های سازمان ملل بارها از اسرائیل خواسته شده تا از مصادره اراضی و خانه‌های فلسطینی‌ها و همچنین جنگ و خونریزی و عملیات نظامی علیه شهروندان فلسطینی شامل کودکان، زنان، روزنامه‌نگاران و معترضان که همه ساله منجر به کشتار وسیع و زخمی شدن آن‌ها می‌شود‌، دست بردارد، اما مقامات رژیم صهیونیستی بی‌اعتنا به این خواست و اراده نظام بین‌الملل‌، همچنان بر نقض حقوق بشر در اراضی اشغالی فلسطین اصرار دارند و رکورد‌دار جنایت علیه فلسطینی‌ها هستند.

 

منابع 

منابع فارسی

1- بابایی، مجتبی،(1386)، بررسی مشروعیت ساخت دیوار حایل در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، به نقل از: مجموعه مقالات همایش فلسطین از منظر حقوق بین‌الملل، شهرکرد، انتشارات دانشگاه شهرکرد.

2- بیگ‌زاده، ابراهیم،(1372)، درس حقوق بین‌الملل عمومى (جزوه درسى)، دانشگاه شهید بهشتى. 

3- بوسچک و رابرت بلدسو،(1375)، فرهنگ حقوق بین‌الملل، ترجمه بهمن آقایى، کتابخانه گنج دانش. 

 4- حسینی نژاد، حوریه،(1388)، "جنگ علیه حقوق جنگ"، مجله حقوق بین‌الملل، مرکز امور حقوق بین‌المللی معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهوری، شماره 40. 

5- شیایزری، گیتی، گریانک، ساک،(1383)، حقوق بین‌الملل کیفری، ترجمه بهنام یوسفیان و محمد اسماعیلی، انتشارات سمت، تهران.

6- فراسیون، منصور،(1354)، راهنمای سازمان ملل متحد (ترجمه)، تهران، انتشارات وزارت علوم و آموزش عالی.

 7- ضیائی بیگدلی، محمد رضا،(1380)، حقوق جنگ، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی.

8- ضیائی بیگدلی‌، محمد رضا،‌(1381)،حقوق بین‌الملل عمومی، چاپ 18، تهران، گنج دانش. 

9- موسی‌زاده، رضا،(1378)، حقوق بین‌الملل عمومی، تهران، انتشارات وزارت امور خارجه.

10- شیعه نیوز‌، (7/10/1394)‌‌، داعش و اسراییل رکوردار نقض حقوق بشر 2014. 

11- خبرگزاری مهر‌،(14مرداد 1393)،  آمار جنایات رژیم صهیونیستی در غزه . 

12- صفاتاج‌، مجید،(1389)‌،چین ـ اسرائیل، روابط، دانشنامه صهیونیسم و اسراییل.

13- قدسنا‌،(17/2/1394)مشهورترین جنایات رژیم صهیونیستی، پایگاه رحماء.

14- کیالی‌،ماجد‌،(1387)‌، اهداف اسراییل از جنگ با فلسطینیان‌، پایگاه تحلیلی راسخون.

15- میرطاهر، سیدرضا،‌(1381)‌، تاریخچه شکل‌گیری اسرائیل‌، مجله حضور، شماره 40.

16- یاسری‌، ابوذر‌،( 1388)‌، رژیم اسراییل و جمهوری اسلامی ایران تعارض هویت و منافع‌، تهران، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات.

 

منابع انگلیسی

 

T. Moren, Human Rights in International Law , Pxford, Clarendon press, 1984 , 2 vols.     

A. H. Robertson and Merrills (1989), Human Rights in the World,3ed ed. 

 H. Lauterpach (195o), International Law and Human Rights , Praeger, New York . 

 J. L. Brierly(1963), Law of Nations, 6th ed. , (oxford, Clarendon press. 

 Geoffrey R. Watson(2000), The Oslo Accords. International law and the Israeli – Palestinian peace Agreements, Oxford university press. 

 David kretzmer(2002) “ The occupation of justice: the Suprem Court of Israel and Occupied Territories “ , SUNY. Albany., pp 33-34. 

 Casses , Antonio, (2003), " International Criminal Law", Oxford University Press, Oxford. 

Verma, S. K.( 1998) , An Introduction to Public International Law, Prentice – Hall of India, new delhi... 

 Amnesty International, Israel and the Occupied Territories: Under the rubble, house demolition and destruction of land and property (Index: MDE 15/ 033/2006 

 G. (1962), Schwarzenberger, Frontiers of International Law, London, stevens & Sons Ltd. , 

 L. Oppenheim,(1952), International Law, vil. 11,7th ed. , London, Longman, 

 Deutsche Welle || 06. 01. 2009, 17. 01. 2009, 23. 01. 2009, , 25. 01. 2009 

Lomond News, 16. 11. 2008. 

B. B. C. News, Persian, 07. 01. 2009          

http: //fa. wikipedia. org

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 45 - مهر ماه 1395

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837