آرشيو

زنان و استقرار صلح در جهان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 



چکیده:
بررسی مسائل خشونت‌، تجاوز و چگونگی استقرار صلح، نکته مهمی را به بشریت یادآوری می‌کند که زنان نقش مهمی را در ایجاد صلح پایدار در سایه رهایی از ‌تبعیض و خشونت ایفا می‌کنند، اما متأسفانه دیدگاه‌های فمینیستی افراطی‌، کمبود نیروهای زن و عدم تخصیص بودجه‌های موثر‌، نقش این اقلیت مبارز را با چالش‌های جدی رو به رو کرده است. این مقاله با استناد به خشونت علیه زنان به عنوان تهدید علیه صلح پایدار‌، ارزیابی اقدامات زنان در جهت استقرار و استمرار صلح در سطح جامعه جهانی به خصوص در قالب مأموریت‌های سازمان ملل تلاش کرده است.
کلیدواژه:
 سازمان ملل متحد، زنان، صلح پایدار، فمینیسم صلح طلب

مقدمه
بررسی‌ها نشان داده که اقدامات تجاوزکارانه، درگیری‌های نظامی، سیاست‌های استعماری و هرگونه مداخله خارجی‌ و نیز تروریسم و رفتارهای خشونت‌آمیز، زنان را بیشتر مورد آسیب قرار داده است. نقض حقوق انسانی زنان و کودکان در جریان جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی به طور آشکار بنیان‌های سلامت و امنیت جامعه بشری را مورد تهدید قرار داده است. از سوی دیگر هزینه‌های گزاف مسابقات تسلیحاتی و سیاست‌های نظامی‌گرایانه نیز با تخصیص منابع ضروری برای توسعه همه‌جانبه و فقر‌زدایی و کاهش‌ آثار محرومیت‌ و عقب‌ماندگی باز هم بر مشکلات و مصائب زنان جهان افزوده است. روند مهاجرت‌های ناشی از مخاصمات مسلحانه که به طور مستقیم بخش‌های توسعه‌یافته جهان را نیز هدف قرار می‌دهد، خود دلیل مناسبی برای توجه و تمرکز بیشتر بر این مسئله بوده است.(کولائی، 1385: 242-241)
بنابراین زنان، نخستین گروهی هستند که با فروپاشی زیر ساخت‌های اجتماعی و سیاسی در نتیجه جنگ و نظامی‌گری دولت‌ها زیان می‌بینند‌. در این زمینه با تلاش‌های صورت گرفته از سوی سازمان ملل متحد و نهادهای تأسیس شده توسط این سازمان با هدف استقرار و حفظ صلح در سطح جهان، دیپلماسی پیشگیرانه به تدریج به عنوان رویکردی برای کنترل و ممانعت از منجر شدن درگیری‌ها به مخاصمه و جنگ مورد توجه قرار گرفت‌ و افزایش میزان مشارکت زنان در حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در فرآیند صلح از اولویت‌های این سازمان در نظر گرفته شد.(صبوری و دیگران،1391: 168)
با توجه به مسئله مهم صلح و نیاز زنان به‌ آن‌، در این مقاله سعی شده به نقش زنان در استقرار و استمرار صلح و همچنین فرآیندهای حقوق بین‌الملل در این خصوص اشاره شود. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که زنان در قالب نظریه فمینیسم صلح طلب چه راهبردی را در جهت‌‌ برقراری صلح در جامعه جهانی داشته‌اند؟

ادبیات پژوهش
الف‌. اهمیت و ضرورت تحقیق:
مسئله صلح یکی از واژه‌های مهم و پرکاربرد این عصر می‌باشد. جامعه جهانی متناسب با تحولات بین‌المللی‌، با توجه به منافع راهبردی بازیگران بزرگ و قدرتمند حرکت می‌کند. در این میان بازیگران غیر‌دولتی و در بخش‌های پایین‌تر طیف‌های مختلف ملت‌ها نقش مهمی را می‌توانند در برقراری صلح و عدم مخاصمه بگیرند. زنان یکی از مهم‌ترین گروه‌های هر جامعه‌ای هستند که هم مورد تخاصم در جنگ‌های مسلحانه بودند و از سویی تلاش‌هایی را در جهت برقراری صلح ایفاء نمو‌ده‌اند. با توجه به اهمیت این مسئله‌، انتخاب این موضوع از جمله دلایل مهم و انگیزه اصلی برای این پژوهش بوده است.
ب. روش‌شناسی تحقیق:
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی‌ -‌ تحلیلی می‌باشد. اين تحقيق به ‌منظور توصيف عينى و کيفى محتواى مفاهيم بصورت نظامدار انجام مى‌شود. در واقع، قلمرو اين نوع تحقيق را منتهاى مکتوب، شفاهى و تصويرى درباره موضوعى خاص تشکيل مى‌دهد؛ نظير کتاب‌ها، مقاله‌ها، روزنامه‌ها، مجله‌ها، مطالب نوار و فيلم، سخنرانى‌ها.
ج. مبانی نظری: فمینیسم صلح طلب
فمینیسم صلح‌طلب که حاصل تلفیق آرمان‌های فمینیستی با آرمان‌های عام‌تر اجتماعی است، بر این اعتقاد است که زنان به دلایل زیست‌شناختی و بار عاطفی می‌توانند از بروز جنگ در جهان جلوگیری کنند؛ بنابراین می‌بایست وظایفی در زمینه استقرار و حفظ صلح به آنان محول شود. اندیشمندان دیدگاه زیست‌شناختی معتقدند که ریشه صلح‌طلبی زنان و آمادگی بیشتر تصمیم‌گیری در سیاست خارجی یا تأثیرگذاری بر این تصمیمات‌، در تفاوت زیست‌شناختی میان زنان و مردان ریشه دارد. از آنجا که زنان توانایی به دنیا آوردن و بزرگ کردن کودکان را دارند، به حفظ حیات انسانی و پرهیز از هزینه‌های انسانی تمایل دارند و صلح‌طلب هستند. اصل قدیمی «مردان جنگ طلب» هستند، پس باید شهروند و حاکم باشند، کاملاً رد نمی‌شود، بلکه واژگون می‌شود تا از آن برای استدلال حضور زنان در سیاست خارجی استفاده شود.(صبوری و دیگران،1391: 173)
بنابراین فعالان حقوق زنان این‌بار به جای بحث بر سر مسائلی چون حق سقط جنین، حق رأی، مرخصی زایمان و احداث مهدهای کودک، از ضرورت سیاست‌گذاری در مسائل راهبردی سخن می‌گویند و آن را شاخص قدرت گرفتن زنان عالم می‌نامند، در این فضا و شرایط، مهم‌ترین گزاره‌های مورد تأکید فمینیست‌ها عبارتند از:
اول: خشونت و ناامنی فقط شکل فیزیکال و عینی ندارد، بلکه خاستگاه و اشکال کلامی، ساختاری، زیست محیطی، حقوقی و جنسیتی هم دارد و امنیت پایدار هنگامی قابل حصول است که افراد جامعه از جمله زنان، تحت سلطه عینی، کلامی ذهنی و ساختاری نباشند تا بتوانند به تولید و تکثیر رضایت و امید در جامعه بپردازند.

دوم: نقطه عزیمت امنیت ملی و بین‌المللی، نه دولت یا نظام بین‌المللی که فرد یا اجتماع محلی است. به عقیده فمینیست‌ها این گونه نیست که ناامنی و بی‌ثباتی فقط در عرصه نظام بین‌المللی بوده و محدوده مرزهای ملی از هرگونه تجاوز و ستم و خشونت بری باشد، بلکه در داخل مرزها، دولت‌ها و دولتمردان بزرگترین تهدیدکنندگان حقوق و نظم هستند، دولتی که خود در عرصه نظام بین‌الملل تهدید می‌شود در عرصه داخلی خود یک تهدید کننده است. برای شناخت ریشه‌های ناامنی باید به سلسله مراتب اجتماعی داخل کشورها بازگشت و تحلیل‌های کلان مانند دولت‌محوری یا محوریت نظام بین‌الملل را رها کرد، چون در نگاه کلان، زنان فراموش می‌شوند و مردان در تباهی زنان می‌کوشند.

سوم: در جنگ‌ها و تعارضات بین‌المللی به جای تمرکز صرف بر مبادلات تسلیحاتی و کشته‌شدگان خطوط مقدم جبهه‌ها، باید بر پیامدهای جنگ در بین غیرنظامیان از جمله زنان حساس بود. خشونت‌های خانگی علیه زنان، بمباران منازل مسکونی غیرنظامیان، رنج‌های زنان و دختران که برادر، پسر یا پدر خود را از دست داده‌اند، تجاوز جنسی به زنان مناطق جنگی و حملات متعدد به مراکز خدمت‌رسانی بانوان نمونه‌هایی از آسیب‌پذیری در جنگ‌ها هستند، اما به عقیده فمینیست‌ها، تحلیلگران و سیاستمداران خشونت‌های خاص علیه زنان را طبیعی جلوه می‌دهند و با نوعی کری جنسیتی نسبت به رنج‌های زنان بی‌توجه هستند.
چهارم: یکی از دغدغه‌های فمینیست‌ها در زمینه مسائل مربوط به جنگ و امنیت، نقش هویت‌ساز جنگ است. در جنگ و در جوامعی که نظامیان آن از قدرت تعیین کننده‌ای برخوردارند، زنان و مردان هویت‌های جداگانه‌ای پیدا می‌کنند. مردان به دلیل رزمندگی، دسترسی به ابزارهای پیچیده نظامی، بسیج‌پذیری بالا و نظام سلسله مراتبی، هویت فعالی می‌یابند، اما زنان‌ گریان یا معترض، هویت آن‌ها را منفعل شکل می‌دهد. این در حالی است که نه همه مردان رزمنده‌اند و نه همه زنان تماشاگر جنگ. بسیاری از زنان در جبهه‌های جنگ مشغول رزم هستند یا در محیط خانه کارهای دشوارتری انجام می‌دهند و نیز هستند مردان زیادی که اصلاً روحیه رزمی ندارند و از دانش و فن نظامی و رزم بویی نبرده‌اند، اما به واسطه هویت برتر و مسلطی که رزمندگان ساخته‌اند مردان به طور کلی موقعیت والایی می‌یابند و پس از بازگشت از میدان نبرد، انواع امتیازات و مناصب را به دلیل حضور در جبهه‌ها، تصاحب می‌کنند.
پنجم: در شرایط تحریم‌های بین‌المللی علیه یک کشور و نیز عملکرد ناکارآمد سازمان‌های داخلی و بین‌المللی، باز هم زنان در معرض فقر و بحران قرار می‌گیرند. به عقیده فمینیست‌ها، این قسم از تبعات تحریم اساساً مورد توجه کسی قرار نمی‌گیرد. زنانی که سرپرست خانوار هستند یا عهده‌دار مراقبت‌ از دیگران می‌باشند، تبعات تحریم را بیش از دیگران می‌چشند، ولی این رنج آن‌ها در هیچ گزارشی منعکس نمی‌شود. علاوه بر این اتخاذ برخی سیاست‌ها از سوی سازمان‌های بین‌المللی (مانند صندوق بین‌المللی پول یا بانک جهانی) معمولاً باعث فقر زنان می‌شود و همین فقر به اندازه جنگ، زنان را متأثر می‌سازد.
ششم: خشونت‌آمیز بودن گفتمان مردان در معادلات استراتژیک از دیگر نکاتی است که توسط فمینیست‌ها برجسته شده است. بر این اساس، فمینیست‌ها معتقدند که مردان در تحلیل راهبردی فقط بر اساس عقلانیت تصمیم‌گرفته، عمل می‌کنند، بدون این‌که اخلاق و ارزش‌های انسانی را واقعی بنهند. «کارول کوهن» با بررسی عبارات و اصطلاحات مورد استفاده مردان عالی‌رتبه نشان می‌دهد که مردان به راحتی از بمب هسته‌ای و حملات فاجعه‌بار سخن می‌گویند و در این ماجرا هیچ بیمی ندارند که تصمیم‌شان جان هزاران انسان‌ها را می‌گیرد یا تن هزاران انسان را مجروح می‌سازد. فمینیست‌ها معتقدند که این گفتمان به ظاهر عقلانی و انتزاعی، جهان را وارد جنگ‌های هولناکی کرده و اگر زنان به این قبیل اتاق‌های فکر و تصمیم راه می‌یافتند، خشونت در جهان کاهش می‌یافت. همان‌گونه که قبلاً هم اشاره کردیم فمینیست‌ها با این قبیل تعصب‌های جنسیتی، ستم جنسی را این بار علیه مردان روا می‌دارند. آن‌ها با صلح طلب خواندن زنان و جنگ طلب خواندن مردان، نوعی ستم جنسی علیه مردان اعمال می‌کنند. هیچ تحقیقی ثابت نکرده که زنان تصمیمات عاقلانه‌تری می‌توانند بگیرند یا تصمیمات استراتژیک مردان معلول جنسیت و ساختار ژنتیکی و فیزیولوژیک و روان‌شناختی آن‌هاست نه اقتضای خاص زمان جنگ.(نصری، 1385)

حضور زنان در استقرار و استمرار صلح در جامعه بین‌المللی
در موارد ذیل به انواع مختلف مشارکت زنان در قالب برنامه‌ها و مذاکرات‌ و سطوح مدیریتی و رهبری صلح اشاره می‌گردد:
الف. یونسکو‌: گسترش فرهنگ صلح و حمایت از زنان
سال 2000/1379 سال بین‌المللی فرهنگ صلح و سال 2001/1380 سال گفت و گوی تمدن‌ها نام گرفت، تا زمینه تلاش‌های جهانی برای مبارزه با مشکلات جهانی به ویژه آلام زنان فراهم آید. در متن اقدامات یونسکو اجرای برنامه‌های گسترش تساوی و عدالت در میان زنان و مردان جایگاه مهمی داشته است. تأمین منابع مالی لازم برای حضور فزاینده زنان در عرصه‌های تصمیم‌گیری سیاسی- اقتصادی، گسترش یک جنبش جهانی برای افزایش و گاهی در مورد ضرورت حمایت از قربانیان جنگ‌ها و پایان دادن به خشونت علیه زنان در جریان آن، مهارت‌آموزی در زمینه عوامل جنسیتی مربوط به فرهنگ صلح و حمایت از زنان در رسانه‌ها، تشکیل و گسترش شبکه‌های زنان و نیز آموزش و ارتقای آگاهی‌ها و مهارت‌های آنان به منظور ارتقای خودباوری و بهبود فرصت‌های زندگی و شغلی دختران در این برنامه  قرار داشته است.(کولائی، 1385: 250-249)

ب. مشارکت زنان در مذاکرات و موافقت‌نامه‌های صلح و امنیت بین‌المللی
در اغلب جنگ‌ها‌، حدود 90 درصد تلفات از غیر‌نظامیان است و بسیاری از آنان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند‌. از همین رو‌، سازمان ملل متحد از بدو تأسیس تاکنون توجه فراوانی به وضعیت زنان در جنگ و نیز فعال سازی جایگاه آنان در فرآیند صلح داشته است. برخی از اقدامات سازمان ملل عبارت است از: تأسیس کمیسیون منزلت زنان در 1946، سال بین‌المللی زنان در 1975، کنفرانس زنان در مکزیک، نام‌گذاری دهه زنان در سازمان ملل در خلال سال‌های 1985- 1975، برگزاری کنفرانس زنان در کپنهاک در سال 1980‌، برگزاری کنفرانس زنان در نایروبی در سال 1985، برگزاری کنفرانس حقوق بشر‌ در وین در سال 1993، برگزاری کنفرانس پکن در سال 1995، برگزاری کنفرانس پکن‌+5 ‌در سال 2000، بسیاری دیگر از این موارد را می‌توان یافت که حاکی از توجه به زنان در پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه پس از پایان جنگ سرد است.(صبوری و دیگران،1391: 167)
ج. حضور زنان در مناصب مدیریتی سطوح عالی
در کشورهای درگیر مخاصمات مسلحانه، مشارکت زنان در مجالس قانون‌گذاری و پارلمان، به‌طور متوسط 22 درصد و میزان مشارکت زنان در مناصب وزارتی بالغ ‌بر 13 درصد است. زنان فقط حدود 19 درصد از نیروهای موجود در هیئت‌های نمایندگی و مأموریتی ملل‌متحد را به خود اختصاص داده‌اند. در تابستان 2014، حضور 6 سفیر زن مطابق قطع‌نامه شورای امنیت، باعث شد که میزان مشارکت زنان در مأموریت‌های ملل‌متحد به 40 درصد برسد.‌
د. عدالت و امنیت
از سال 2000، زنان حدود 25 درصد از اعضای کمیسیون‌های حقیقت‌یاب و کمیسیون‌های برقراری مصالحه و سازش را به خود اختصاص داده‌اند. 97 درصد از نیروهای حافظ صلح ملل‌متحد و 90 درصد از پرسنل پلیس را مردان تشکیل می‌دهند.
و. برقراری صلح و اعاده وضعیت به حالت سابق
در چارچوب برنامه‌های برقراری صلح و اعاده وضعیت به حالت سابق، در سال 2013، فقط حدود 22 درصد از بودجه صندوق امانی به زنان تخصیص‌ یافته است. در سال 2013، میانگین 25 تا 28 درصد از منتفعان برنامه‌های حمایتی از پناهندگان و آوارگان ناشی از وضعیت مخاصمات مسلحانه را زنان به خود اختصاص داده‌اند. به‌طور نمونه در 6 کشور، کمتر از 8 درصد از بودجه تخصیص‌یافته بعد از جنگ به امر توان‌افزایی زنان و برقراری برابری جنسیتی تخصیص ‌یافته است.
آمارها و یافته‌های فوق‌الذکر توسط نهاد زنان ملل‌متحد در رابطه با اجلاس کمیسیون مقام به مناسبت فرارسیدن بیستمین سالگرد اعلامیه و برنامه عمل پکن با استناد به گزارشات اخیر نهادهای بین‌المللی و کشورهای مختلف منتشر شده است.(طاهری:1393)
ه. عينيت بخشيدن به نقش زنان در عمليات پشتيباني از صلح
عينيت بخشيدن به نقش و ارتقاي مشاركت زنان در عمليات پشتیبانی و نگهداشت صلح براي كسب موفقيت در اين‌گونه از عمليات امري حياتي است؛ زيرا علاوه بر منافع ديگر، به تحقق نيازهاي امنيتي متفاوت در درون جوامع گوناگون نيز كمك مي‌كند‌، تأثيرگذاري عملياتي را بهبود مي‌بخشد، يك مأموريت نمونه يا الگو ايجاد مي‌كند‌، اجزاء غيرنظامی‌‌ مأموريت را تقويت مي‌نمايد و اشتباهات تاكتيكي را كاهش مي‌دهد.
مشاركت زنان در مأموريت‌هاي پاسداري از صلح مي‌تواند، تغييرات مثبتي را براي زنان در كشورهايي كه خدمت مي‌كنند و در جاهايي كه زنان اغلب در حاشيه‌ي اجتماع هستند، از طريق ارائه‌ي مثال‌هاي مثبت از رهبري زنان ايجاد نمايد . مسئوليت تضمين اين كه نيروهاي پاسدار صلح به اندازه‌ي كافي آموزش ببينند و براي مشاركت در عمليات حفظ صلح آماده باشند، عمدتاً در كشورهاي سربازدهنده نهفته است.
به دليل اهميت آموزش جنسيتي، بسيار مهم است كه تمام اين آموزش‌ها شامل يك جزء جنسيتي قدرتمند باشند كه دربرگيرنده‌ي اطلاعات سوء‌استفاده‌ي جنسي و استثمار و قوانين مربوطه‌ي سازمان ملل درباره‌ي اين مسائل مي‌باشد. به دليل اين‌كه عمليات پشتيباني صلح، از تيم‌هاي گوناگون كشورها و فرهنگ‌هاي مختلف تشكيل مي‌شوند، تضمين سطح مشابهي از آمادگي و پيش اعزام دشوار است.‌ نهايتاً فرهنگ‌هاي مختلف و نگرش‌هاي متفاوت نسبت به نقش زنان در جامعه بايد در زمان اعزام نيروها به خارج براي حفظ و پاسداري از صلح به حساب آيند.(تقی‌زاده انصاری‌، سیمبر،1393: 397-358)
ی. چارچوب حقوق بين‌الملل‌ و صلح
 حقوق بين‌الملل برای حمایت از زنان و دختران هنگام درگيری‌های مسلحانه چارچوبی را مقرر کرده است: این چارچوب شامل حقوق بين‌المللی انسان‌دوستانه، حقوق بشر بين‌المللی‌، حقوق جزای بين‌المللی‌ و حقوق بين‌المللی پناهندگان است.
*حقوق انسان‌دوستانه بين‌المللی که مقررات ناظر بر مناقشات و حمایت از نظاميان و غيرنظاميان را مقرر می‌کند با حمایت از زنان و دختران در درگيری‌های مسلحانه ارتباط موضوعی مهمی دارد.‌‌ کنوانسيون‌های چهار‌گانه ژنو در سال ١٩۴٩ و دو پروتکل الحاقی آن‌ها به تاریخ ١٩٧٧ به حمایت از قربانيان در درگيری‌های مسلحانه می‌پردازند.‌
*حقوق بشر بين‌المللی نيز در زمان درگيری‌های مسلحانه کاربرد دارد. حمایت‌های مقرر طبق حقوق بشر بين‌المللی در خصوص زنان و دختران بر اساس عدم تبعيض کاربرد دارد. اسناد کليدی حقوق بشر شامل کنوا‌نسيون حذف تمام شکل‌های تبعيض عليه زنان است که به طور خاص به قاچاق زنان و بهره‌کشی از فحشا در زنان می‌پردازد.
* حقوق جزای بين‌المللی نيز در خصوص جرایم عليه زنان و دختران طی درگيری‌های مسلحانه، به ویژه جرایم مربوط به خشونت‌های جنسی از اهميت روزافزون برخوردار است‌.
* تعبير حساس به جنسيت از تعریف پناهندگان مندرج در کنوانسيون مربوط به وضعيت پناهندگان مورخ ١٩۵١ به زنان و دختران اجازه می‌دهد بر اساس اذیت و آزارهای مبتنی برجنسيت، شامل خشونت‌های جنسی، پناهندگی درخواست کنند.‌
طی دهه گذشته، چارچوب قانون بين‌المللی گسترش یافته تا به برخی از جنایات خاص مانند تجاوز، فحشای اجباری، قاچاق و بردگی بپردازد که زنان و دختران در درگيری‌های مسلحانه آن‌ها را تجربه می‌کنند. به این جنایات در قالب تعاریف جنایات جنگی، جنایت عليه بشریت و به عنوان اجزای نسل کشی و همچنين شکنجه پرداخته می‌شود.
 فرآیندهای صلح زنان
 بدون مشارکت زنان و دختران و گنجاندن چشم اندازهای جنسيتی در فرآیندهای رسمی و غيررسمی صلح‌، صلح پایدار ایجاد نخواهد شد.
*زنان از دیرباز در اعمال نفوذ و سازماندهی صلح و خلع سلاح فعال بوده‌اند. گروه‌های زنان متشکل از عامه مردم‌، جبهه‌های چند حزبی و قومی تشکيل داده‌اند، صلح را ترویج می‌کنند و اقدامات آشتی‌جویانه انجام می‌دهند. آنان حذف تسليحات کشتار جمعی را درخواست کرده‌اند، عليه سلاح‌های کوچک مبارزات تبليغاتی انجام داده‌اند، در برنامه‌های جمع‌آوری سلاح‌ها شرکت کرده‌اند و اطلاعاتی درباره مين‌های زمينی منتشر کرده‌اند. مادران گرد هم آمده‌اند تا از سرنوشت فرزندان “مفقودالاثر“ خود مطلع شوند یا از اعزام اجباری فرزندان خود به خدمت یا اعزام آنان به جنگ جلوگيری کنند.
 *جنبش‌های صلح زنان اغلب بر تجارب مشترک متمرکز هستند و در سرتاسر جبهه‌های مختلف همبستگی ایجاد می‌کنند که باعث می‌شود توصيف دشمن، به عنوان «دیگری» مشکل باشد. نگرانی‌های این گروه‌ها درخصوص فرزندانشان و سایر اعضای خانواده به آنان مشروعيت اجتماعی می‌بخشد و با زنان طرف مورد مناقشه ارتباط بوجود می‌آورد. در نتيجه، زنان گاهی از مردان در ابراز نگرانی در خصوص مناقشه مشکلات کمتری دارند.
 *گروه‌ها و شبکه‌های زنان در سطوح منطقه‌ای و زیر‌منطقه‌ای کارشان را آغاز کرده‌اند. برای مثال، کميته زنان آفریقا در خصوص صلح و توسعه که در سال ١٩٩٩ آغاز به کار کرد، بر ترویج حل و فصل مناقشات در تعدادی از کشورهای آفریقایی متمرکز است. شبکه صلح زنان رودخانه مانو، زنان اهل گينه‌، ليبریا و سيرالئون را گرد هم می‌آورد.
* مشاوره با گروه‌ها و شبکه‌های زنان می‌تواند در خصوص مناقشات، شناخت لازم ارائه دهد. درک هنجارها و رسوم جنسيتی در یک جامعه می‌تواند اطلاعات مهم برای نخستين هشدارها تأمين کند، ولی سازمان‌های بين‌المللی همواره دانش، تجربه و دخالت غير‌رسمی در فرآیندهای صلح را به رسميت نشناخته و مورد استفاده قرار نداده‌اند. هيئت‌های ارزیابی تقریباً فقط بر احزاب سياسی و سایر فعالان سياسی رسمی متمرکز هستند.
*فعاليت‌های غيررسمی زنان برای صلح به ندرت در فرآیندهای رسمی صلح منعکس می‌شوند. زنان اغلب از فرآیندهای رسمی صلح کنار گذاشته می‌شوند چون تصميم گيرنده، رهبران نظامی یا جنگجو نيستند یا گاهی به این دليل که فرض می‌شود از مهارت لازم برخوردار نيستند. فرآیندهای صلح ابعاد جنسيتی را در نظر نمی‌گيرند و نگرانی‌های اصلی زنان هميشه به ميز مذاکره راه نمی‌یابند.
*سازمان‌های محلی صلح ممکن است در برابر مشارکت و دخالت زنان از خود مقاومت نشان دهند.‌ هریک از گروه‌ها که به فعاليت‌های صلح‌آميز می‌پردازند، می‌توانند در خصوص نقش‌های مناسب زنان در جامعه فرضياتی را مجدداً ایجاد کنند. هرگاه از زنان دعوت شود به گروهی ملحق شوند، ممکن است از تصميم‌گيری کنار گذاشته و به انجام وظایف «خانه‌داری» تنزل درجه داده شوند.( قطعنامه شماره ١٣٢۵ شورای امنيت)
نتیجه‌گیری:
در مسئله مخاصمه و صلح، زنان یکی از بازیگران اصلی به شمار می‌آیند. با این تفاوت که در برقراری صلح و عدالت نقش فاعل را ایجاد می‌کنند، اما در جنگ و تجاوز قربانی هستند. با توجه به آن‌چه که در این پژوهش آمد‌، اکثریت فعالیت‌های زنان در برقرای صلح بر مبنای فمینیسم صلح‌طلب می‌باشد. به طوری‌که سازمان ملل متحد نیز در این غالب مشارکت زنان را برنامه‌ریزی نموده است، اما تا‌کنون در جهت‌ دفاع از زنان در جنگ‌ها و قبول مدیریت زنان در مأموریت‌های ایجاد صلح‌ چالش‌های جدی وجود دارد که عبارتند از:
1-    وجود باورهای سخت‌اندیشانه درون‌ بخشی از لایه‌های اجتماعی جوامع
2-    نفوذ سیاسی و مانع تراشی در برابر مبارزه با افراطیون خشونت‌طلب
3-    تحت تأثیر قرار گرفتن روابط فامیلی و شخصی و انزوای نیروهای زن حافظ صلح
4-    تجربه‌های آزار جنسی، تبعیض و تعصبات جنسی در خصوص زنان حافظ صلح
5-    فقدان منابع مالی و نقدینگی
6-    عدم دیدگاه‌های جنسیتی واحد
7-    کمبود نیرو
با توجه به این‌که زنان در مأموریت‌های ایجاد صلح، می‌توانند درک عالی از مأموریت‌های خود داشته و محیط کاری  مثبتی برقرار کنند‌ و به عنوان یک الگوی مثبت و الهام‌بخش معرفی شوند، بنابراین نیاز به حل چالش‌های حضور زنان در صلح می‌باشد. در ابتدا باید حرکت در جهت منافع جنسیتی و ضد مرد بودن از این جنبش تغییر کند.
لزوم ایجاد نظارت، ارزیابی و گزارش نیز می‌تواند کمکی جدی در جهت حضور زنان در ایجاد گستره واحد بین جامعه مدنی و جهانی در جهت برقرای برابری جنسیتی و صلح پایدار باشد.
منابع‌:
- تقی‌زاده انصاری، محمد؛ سیمبر، رضا‌ (1393) «‌ارتقای نقش زنان در عملیات پاسداری از صلح در عرصه روابط بین‌الملل».فصلنامه مطالعات افکار عمومی. سال سوم.شماره دهم.
- صبوری، ضیاءالدین‌؛ نصیرپور‌، ساناز‌؛ حمیدیان شورمستی؛ مرضیه‌ (1391) «چالش‌های نهاد زنان ملل متحد در ایجاد صلح پایدار».فصلنامه پژوهش‌های روابط بین‌الملل. دوره نخست. شماره پنجم.
- کولائی،الهه (1385) «نقش زنان در ترویج فرهنگ صلح در جهان». مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 73.
- نصری، قدیر‌ (1385) «اندیشه سیاسی فمینیسم».فصلنامه کتاب زنان.
- طاهری، مرضیه (1393) زنان، صلح و امنيت - نگاهی اجمالی قطعنامه شماره ١٣٢۵ شورای امنيت، مهرخانه دسترسی در سایت:                                                                                                        http://www.unic-ir.org/publication/farsi/Women-%20Peace%20and%20Security.pdf
/http://mehrkhane.com/fa/news/16386

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 43 - مرداد ماه 1395

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837