آرشيو

نسل کشی، سکوت یا اعتراض

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 




چکیده
نسل کشی (ژنوساید) یکی از وقایع فاجعه آمیز و بی نظیری است که در طول تاریخ وجود داشته و امروزه نیز در بسیاری از کشورها بویژه در خاورمیانه در حال وقوع است . علارغم آمار تکان دهنده جنایات در کشورهای بحرین ، یمن ، میانمار و...اما همچنان ناکارآمدی و سیاسی ‌کاری این نهاد دربرابر نسل کشی قابل تامل است ،سکوت و واکنش ضعیف در بحران بحرین ، انفعال و همدستی با  عربستان در حمله به یمن از این قبیل اقدام هاست. این پژوهش سعی دارد با توجه به اصول و اهداف سازمان  ملل متحد و تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه با نگاهی نقادانه به عملکرد سازمان ملل در خصوص نسل کشی مربوط به مسلمانان بویژه شیعیان بحرین و یمن بپردازد.
کلیدواژه
نسل کشی (ژنوساید)  ، سازمان ملل متحد ، حقوق بین الملل ، بحرین ، یمن
مقدمه
جهان معاصر به ویژه در قرن بیستم و آغاز قرن جدید شاهد نقض هنجارهای اساسی و بی اعتنایی آشکار به بدیهی ترین ارزش های انسانی بوده است .مخاصمات و علی الخصوص مخاصمات داخلی بستر مناسبی برای نقض گسترده و فاحش حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه بوده اند ،آنچنان که آغاز یک مخاصمه مقدمه ای برای ارتکاب اعمالی چون " نسل کشی" است.(آریا ، 1390، 2) از این رو در جهت پیشگیری و تعقیب مرتکبان ژنوساید نقش سازمان ملل متحد مهم جلوه می کند . سازمان ملل متّحد مهمترين سازمان بين المللي است كه در قالب اهداف و مأموريت هايي كه در زمينه صلح و امنيت بين المللي و حقوق بشر دارد، حافظ ارزش هاي بنيادين جامعه بين المللي است. حقّ حيات، به عنوان اساسي ترين ارزش جامعه بين المللي از چنان اهميت خاصي برخوردار است كه بدون آن، امكان برخورداري از ساير حقوق انساني وجود ندارد تا جايي كه ممنوعيت سلب آن، قاعده آمره حقوق بين الملل تلقّي مي شود. از اين رو، از نظر سازمان ملل متّحد، حمايت از حقّ حيات انسان ها اهميت خاصي دارد. نسل كشي ناقض ارزش بنيادين حقّ حيات گروه هاي انساني است كه در همه برهه هاي تاريخ به بشريت لطمات سنگيني وارد نموده است. سازمان ملل به رغم اتّخاذ تدابير مختلف براي پيشگيري از وقوع نسل كشي، هنوز نتوانسته به وعده جلوگيري از وقوع آن، جامه عمل بپوشاند و جهان به طور مكرّر شاهد وقوع آن بوده و در آغازين سال هاي قرن بيست و يكم بيم تكرار آن به واقعيت عملي تبديل شده است.( جاویدزاده ، 1389 ،5) با توجه به اینکه امروزه مسلمانان به ویژه شیعیان در بحرین ، یمن و سوریه همواره در معرض جنایت مغرضانه نسل کشی به طور مستمر هستند ، این پژوهش سعی دارد با رویکرد توصیفی- تحلیلی به این سوال پاسخ دهد که سازمان ملل متحد به عنوان اصلی ترین نهاد بین المللی در جهت حفظ صلح جهانی، چه عملکردی نسبت جنایت نسل کشی داشته است ؟ در این خصوص این فرضیه بیان می شود که عملکرد سازمان ملل متحد در خصوص نسل کشی مرتبط با مسلمانان، ناکارآمد و متاثر از منافع قدرت های بزرگ بوده است . درواقع در یک نگاه اجمالی این امر اثبات می شود که اگرچه در طول تاریخ ، سازمان ملل در خصوص در برخی از موارد نسل کشی توانسته اقدامات حقوقی ماثری در جهت جرم انگاري نسل كشي در قالب اسناد بین المللی صورت داده است اما متأسفانه ارکان سازمان ملل از جمله نهاد های حقوق بشری و شورای امنیت با محوریت قدرت های بزرگ سکوت این سازمان در بحران‌های بین‌المللی را در پی داشته است.
رویکرد نظری
نسل کشی در ادبیات حقوقی
اصطلاح ژنوسيد در سال 1945 ميلادي توسط دادستان‌ها (البته نه قضات) در دادگاه نظامي بين‌المللي نورنبرگ به كار گرفته شد. دادستان دادگاه نورنبرگ، جنايتكاران جنگي نازي را به چيزي تحت عنوان «ژنوسيد» متهم كرد. اما اين اصطلاح در مقررات اساسنامة دادگاه به كار گرفته نشده بود و لذا دادگاه، آنها را به دليل سبعيت‌هاي ارتكابي عليه يهوديان اروپا به «جنايت عليه بشريت» محكوم كرد.2 در واقع نسل‌كشي در منشور محكمة نظامي نورنبرگ براي محاكمة جنايتكاران جنگي دول محور، يك جرم عليه بشريت محسوب گشته بود. مطابق مادة (‌c)6 «جرايم عليه بشريت عبارتند از: قتل عمد، نابودسازي (تصفيه)، برده كردن، اخراج و ساير اعمال غير انساني كه قبل يا در حين جنگ عليه يك جمعيت غير نظامي ارتكاب مي‌يابد يا اعمال اذيت و ‌آزار بنا به دلايل سياسي، نژادي يا مذهبي در اجرا يا در رابطه با هر جرمي كه رسيدگي به آن در صلاحيت محكمه قرار دارد، اعم از اين كه اين اعمال نقض قانون كشور محل ارتكاب محسوب گردند يا خير».  پس از آن سازمان ملل متحد در اوّلين سال فعاليت خود، قطعنامة شماره I96 را در دسامبر 1946 تصويب نمود و به موجب آن صراحتاً تأييد كرد كه «نسل‌كشي جرمي به موجب حقوق بين‌الملل است و جهان متمدن آن را تقبيح مي‌كند.» متعاقباً، مجمع عمومي سازمان ملل متحد در 9 دسامبر 1948 به موجب قطعنامة شماره III– 260، متن «كنوانسيون منع و مجازات جرم نسل‌كشي» را مورد تصويب قرار داد. اين كنوانسيون از 12 ژانوية 1951 لازم‌الاجرا شده است. كنوانسيون 9 دسامبر 1948 سازمان ملل (راجع به پيشگيري و مجازات جنايت نسل‌كشي) ژنوسيد را چنين تعريف كرده است: «يكي از اعمال زير كه به قصد از بين بردن تمام يا قسمتي از يك گروه ملي يا قومي يا نژادي يا مذهبي، به عنوان گروه انجام گيرد.(شریفی خضارتی،1391) برخي کشورها مانند آمريکا بسيار دير و در 1988به اين قرارداد ملحق شدند و در نهايت، به تدريج و تا سال 2003، 140کشور به آن پيوستند. مفاد اين سند در اساسنامه برخي دادگاه‌ها و اسناد بين‌المللي ديگر تکرار شده است و اکنون جلوگيري از نسل‌کشي در سطح بين‌المللي به عنوان يک «قاعده آمره» (Jue cogens) درآمده است. ديوان بين‌المللي دادگستري نيز در نظريه مشورتي خود در پرونده مربوط به حق شرط بر کنوانسيون نسل‌كشي اعلام کرده: «مفاد اين کنوانسيون جزو قواعد آمره حقوق بين‌المللي معرفي گرديده و براي همه دولت‌ها هرچند به کنوانسيون نپيوسته باشند، الزام‌آور شده است.» درواقع ، در پی جنایات هولناک کشتار جمعی در یوگسالوی سابق و رواندا، دادگا ه های کیفری بین المللی متعا قب قطع نامه های شورای امنیت، به ترتیب در سا لهای 1993 و  1994  تشيكل گردید. رأی معروف در خصوص آکایزو  اولین اقدام عملی یک دادگاه بین المللی، در اجرای واقعی کنوانسیون 1948 به شمار می رود. .(شریفی ،1390، 72) شناعت جرم نسل‌كشي چنان است که برخي متهمان در پرونده‌هايي که در ديوان‌هاي کيفري بين‌المللي براي يوگسلاوي سابق و روآندا طرح شد حاضر شدند به جاي پذيرش اتهام نسل‌كشي، ارتکاب جنايت عليه بشريت را بپذيرند چراکه سنگيني بار اتهام و مجازاتشان تقليل مي‌يافت. با وجود آمره بودن و پذيرش گسترده مفاد قرارداد نسل‌كشي و عرفي شدن اين قانون بين‌المللي اما هنوز محتواي آن به قوانين داخلي برخي کشورها راه نيافته است. اين در حالي است که ماده 5 اين کنوانسيون، طرف‌هاي متعهد را ملزم کرده است که طبق قانون اساسي خود، قانون لازم براي تامين اجراي مقررات اين قرارداد و خصوصا مجازات‌هاي موثر براي مرتکبان آن را در هر مرحله و کيفيتي از جرم در نظر بگيرد. البته، نسل‌كشي اگر در يک منازعه داخلي و عليه يک گروه داخلي هم باشد اما جرم بين‌المللي به حساب مي‌آيد.(باقی ،1390)
ماهیت نسل کشی
الف -مفهوم شناسی نسل کشی
نسل کشی از مهمترین و شنیع ترین جرائم بین المللی است که با توجه به سابقه تاریخی آن تاثیر عمیقی در وجدان بشری ایجاد کرده است . اصطلاح Genocide یا نسل کشی برگرفته از ترکیب دو واژه یونانی genos به معنای نژاد گروه انسانی و caedere به معنای از بین بردن ، نابود کردن و کشتن است. نسل کشی جرمی قدیمی اما مفهومی جدید است. البته ماهیت نسل کشی در دنیای امروز با گذشته متفاوت است. قبل از پیدایش سلاح های کشتار جمعی هیچ انسانی نمی‌توانست به تنهایی هزاران انسان دیگر را به قتل رساند و به افراد زیادی نیاز داشت که وی را در این کشتار هولناک یاری کنند. بنابراین در گذشته نسل کشی در واقع نتیجه عمل و رفتار عده بسیاری بر علیه عده‌ای دیگر بود. اما متاسفانه در دهه های اخیر نسل کشی به نام اکثریت بر علیه اقلیت صورت گرفته است. (خویی ،1393) اصطلاح نسل کشی (ژنوساید) توسط پرفسور رافائل لم کین در سال 1933 مطرح شد و هدف از طرح آن بیان اعمالی بود که هدفش نابودی یک گروه نژادی ،مذهبی یا اجتماعی بود.او اصرار داشت که این اعمال به عنوان یک جنایت در حقوق بین الملل شناخته شود.(بیگ زاده ،1376، 73) لمکين در پیش‌نویس قانونی که نوشته بود «وحشي‌گري» و «ويران‌گري» را دو خصيصه اصلي نسل‌كشي مي‌دانست. منظور او از وحشی‌گری، نابودی تعمدی اجتماعات و منظور از ویرانگری، انهدام آثار فرهنگی و هنری آن گروه‌ها که تجلی‌بخش تمدن و گوهر آنهاست، بود. و در تعريف نسل‌كشي گفته بود: «نقشه‌اي هماهنگ شده از عمليات متفاوت که با قصد انهدام کامل گروه ملي، نابود کردن شالوده اصلي زندگي آنها را هدف قرار مي‌دهد. عاملان نسل‌كشي در جهت انهدام نهادهاي سياسي و اجتماعي، فرهنگ، زبان، احساسات ملي، مذهب و حيات اقتصادي گروه ملي سوءقصد مي‌کنند... قرن‌ها و در برخي موارد نيز هزاران سال طول مي‌کشد تا فرهنگي شکل بگيرد اما نسل‌كشي مي‌تواند در يک چشم بر هم زدن فرهنگي را نابود کند.» در تعريف لمکين به نابودي فرهنگي و اجتماعي و سياسي هم توجه شده است حال آن که کنوانسيون نسل‌كشي تعريفي که نابودي فيزيکي در آن پررنگ‌تر است ارائه کرده.(باقی ،1390)
ب-ارکان نسل کشی
1. عنصر مادي
مصادیق عنصر مادی این جنایت مطابق اسناد مذکور ، در پنج بند جداگانه ذکر شده اند.با توجه به کارهای مقدماتی معاهده پیشگیری و مجازات نسل کشی، شرح هایی که به وسیله نویسندگان یا کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل متحد برآن معاهده نگاشته شده و آرای صادره از دیوان های بین المللی کیفری یوگسلاوی سابق و روندا، موارد پنج گانه مذکور حصری دارند نه تمثیلی و دیوان بین المللی کیفری نیز همین رویکرد را در آینده در پیش خواهد گرفت.این عناصر عبارتنداز:
الف-قتل اعضای یک گروه
ب- ایراد صدمه شدید نسبت به سلامتی جسمی یا روحی اعضای گروه
ج-قرار دادن عمدی یک گروه در شرایط زندگی نامناسبی که منتهی به زوال قوای جسمی تمام یا قسمتی ازآن گروه شود
د-تحمیل اقداماتی به منظور جلوگیری از تولد در گروه
ه –انتقال اجباری کودکان از گروهی به گروه دیگر.( حبیب زاده ،1385، 4)
2.عنصر معنوی
ماده 30 اساسنامه دیوان بین المللی کیفری بر لزوم احراز عنصر روانی جرم تاکید می کند.بنابراین نسل کشی جرمی است که به قصد و انگیزه برتری جویی گروهی بر گروه دیگر صورت می گیرد.تمام اسناد بین المللی " قصد نابود کردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی،قومی،نژادی و مذهبی را " لازمه تحقق این جنایت می دانند و قربانی ، نه به عنوان فرد، بلکه به علت عضویت در آن گروه خاص مورد آزار قرار می گیرد.بنابراین چنین اعمالی معمولا بر اثر یک حادثه یا قصور ساده نمی پذیرد و ماهیت این جنایت به گونه ای است که وجود حالت روحی قبلی یا قصد و نیت خاص و تنفر از گروه قربانی را می طلبد.ولی همواره کشف و احراز قصد و نیت خاص جنایت نسل کشی ،یعنی قصد نابودی گروه ،امری دشوار و در بعضی موارد محال است .زیرا گروه غالب همواره این عمل را تکذیب می کند و در اینجا باید توجه به قرائن و اوضاع و احوال کرد تا به قصد و هدف متهمان پی برد. (رجایی ،1390، 173)
ج-تحقق جرم نسل کشی
براي تحقق جرم نسل‌كشي بايستي يكي از اقدامات 5 گانه‌اي كه در ماده 2 كنوانسيون نسل‌كشي آمده، ارتكاب يابد. اقدامات مذكور، عنصر يا ركن مادي جرم نسل‌كشي است، يعني حتماً بايد يكي از آن اقدامات 5گانه انجام شود. منتهي اين نوع اقدامات در ساير جرائم هم اتفاق مي‌افتد، پس آن چيزي كه بيش از همه باعث شناعت اين جرم مي‌شود، عنصر رواني آن است. در نسل‌كشي، هدف مرتكب، يك يا چند فرد نيستند، بلكه در واقع مرتكب به اين دليل به فردي حمله كرده و اين اقدامات را عليه او انجام مي‌دهد كه او بخشي از يك گروه قومي، ملي، نژادي يا مذهبي است. اگر به ماهيت اين گروه‌ها توجه كنيم، گروه‌هايي هستند كه عضويت در آنها اجباري بوده و اختياري نيست. تعلق فرد به اين گروه‌ها، به دليل انتخاب خودش نبوده است. آنچه بر زشتي عمل اضافه مي‌كند، اين است كه با افرادي به عنوان اعضاي يك گروه به خاطر تعلقاتي كه خودشان آن را انتخاب نكرده‌اند، برخورد مي‌شود، مثلاً گروه‌هاي سياسي، اجتماعي و از اين قبيل، نمي‌توانند قربانيان نسل‌كشي باشند، در مورد آنها اگر اقدامي انجام شود، ممكن است جرم سبكتري مثل جنايت عليه بشريت اتفاق بيفتد. دليلش اين است كه تعلق افراد به آن گروه‌ها، اجباري نيست و افراد بنا به اختيار خودشان به آن گروه‌ها مي‌پيوندند. درباره عنصر رواني جرم، لازم به توضيح است كه بايد بين «نيت» (intent) و «انگيزه» (motive) تفاوت قائل شد. نيت، عبارت است از قصد بلاواسطه از ارتكاب جرم، در حالي كه انگيزه، به اهداف بعدي اشاره دارد. آنچه كه براي احراز مسووليت بر اساس كنوانسيون نسل‌كشي لازم است، آن است كه مرتكب «عمداً و از روي قصد و اراده» اعمالي را عليه يك گروه ملي، قومي، نژادي يا مذهبي انجام دهد كه آن اعمال به طور بالقوه اين اثر را داشته باشند كه بتوانند موجب نابودي آن گروه شوند. انگيزه مرتكب از ارتكاب عمل در حقوق جزاي بين‌الملل نيز مثل حقوق جزاي داخلي در احراز يا عدم احراز مسووليت كيفري وي تأثيري ندارد. بنابراين، اگر چه احتمال دارد كه قتل‌عام مسلمانان توسط صرب‌ها، ارامنه توسط ترك‌ها، كردها توسط صدام و نظاير آنها به انگيزه‌هاي امنيتي، اقتصادي و غيره صورت گرفته باشد، ليكن وجود اين «انگيزه»ها به معني فقدان «قصدِ» ارتكاب جرم نسل‌كشي به گونه‌اي كه در كنوانسيون بيان شده، نيست و بنابراين اعمال مذكور را مي‌توان تحت عنوان نسل‌كشي مورد تعقيب قرار داد.( ميرمحمد صادقي، 1390)
د-نسل کشی از دیدگاه اسلام
1.دلائل حرمت نسل کشی از دیدگاه اسلام
الف) آیات قرآن : جرم نسل کشی به صورت صریح بیان نشده است ، لذا باید از طریق استنباطی که در مفهوم آیات می شود حرمت یا عدم حرمت آن را برداشت نمود :
1. آیه 33 از سوره اسراء می فرماید : «..در قتل و خونریزی زیاده روی نکنید» که مفهوم زیاده روی را می توان از آیه 126 سوره نحل دریافت که می فرماید : «اگر کسی به شما مسلمانان عقوبت و ستمی وارد ساخت شما به قدر آن در مقابل انتقام کنید و نه بیشتر.» وهمین طور آیه 40سوره شوری. نسل زدائی یکی ازمصادیق فجیع قتل و نوعی اسراف در قتل و خونریزی است که دلالت بر حرمت نسل زدائی دارد.
2.  آیه 32 از سوره مائده می فرماید :« هرکس دیگری را بجز قصاص قتل یا فساد در زمین بکشد ، چنان است که گوئی همه مردم را کشته است.»، در اینجا قتل یک نفر را برابر همه مردم دانسته است که به طریق اولی نسل زدائی حرام شده است.
3. آیه 286 سوره بقره که معنی آن را می توان در آیه 38 سوره نجم پیدا کرد، مطابق آیه 286 سوره بقره « نیکی های هر کس به سود اوست و بدی هایش نیز به ضرر اوست.» و در سوره نجم می فرماید:« هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نخواهد گرفت.» که تأمل در این دو آیه نشان دهنده مسؤولیت فردی است و نه گروهی، در وقوع جرم نسل زدائی علیه حتی یک نفر به لحاظ تعلق آن شخص به آن گروه است که در مجموع در این دو آیه نیزتقبیح نسل زدائی را می توان استنباط کرد.
ب) روایات : در روایات قواعد و اصولی وجود دارد که محدودیت هایی در جنگ ایجاد کرده که نتیجه آن دور شدن از جرائم جنگی و نسل کشی است، از جمله :
1. منع استفاده از سلاح شیمیایی : پیامبر اسلام «ص» از کاربرد سم در زمین مشرکین نهی کرده است که می توان استنباط کرد نهی از استعمال سم باعث جلوگیری از کشتار غیرنظامیان،کودکان وغیره و در نتیجه کشتار در سطح وسیع می شود.
2. منع تعرض به پیران ، کودکان و زنان : امام علی «ع» در توصیه هایشان به یاران خود در جنگ جمل فرمودند به کاروان های غیرنظامی هجوم نبرید و زنان را هر چند که به شما پرخاش کنند مورد ضرب وشتم قرار ندهید..
3 . عدم تعرض به دانشمندان و صومعه نشینان: پیامبر اسلام «ص» در اعزام نیروهای مسلح به جنگ موته به سپاهیان خود توصیه نمود که به دانشمندان و نمایندگان مذاهب که موضع بی طرفی داشتند تعرض نکنند.
4 . آسیب نزدن به حیوانات ، قطع نکردن درختان ، آتش نزدن مزارع و تخریب نکردن بناها و آبادی ها : از آنجا که این اعمال ممکن است به نوعی سبب انتقال نسل یا قبیله و حتی از بین رفتن آن ها باشد در روایت به شدت نهی شده است و پیامبر اسلام در توصیه های خود به نیروهای نظامی فرمودند حیوانات حلال گوشت را جز به اندازه نیاز ذبح نکنند ، آنچه مستفاد می شود این است که با این فرمایش پیامبر از هرگونه سوء قصد  به منظور ایجاد گرسنگی و نتیجتاً از پا درآوردن دشمن جلوگیری می شود.(فاتحی ،1388)
عملکرد سازمان ملل در قبال نسل کشی
الف-پيشگيري از نسل كشي در پرتو اهداف سازمان ملل
يكي از فعاليت هاي سازمان ملل در قلمرو سياست جنايي، مبارزه با جرم و پيشگيري از آن است كه تحت عنوان " برنامه پيشگيري از جرم و عدالت كيفري " انجام مي شود. اما تحت اين عنوان مسائل كيفري بين المللي چندان در كانون توجه آن سازمان نبوده و تنها در دهه هاي اخير با توجه به تحولات بين المللي، برخي فعاليت هاي آن سازمان به سمت توجه به پديده هاي مجرمانه بين المللي مخصوصاً نسل كشي تغيير رويكرد داشته است. در اين بين، مباحث مطرح در دهمين كنگره پنج سالانه سازمان ملل راجع به پيشگيري از جرم و عدالت كيفري  و تصميمات متّخذه در اين زمينه از حيث توجه خاص به مساله پيشگيري از جرائم بين المللي و از جمله نسل كشي قابل توجه است. آوريل 2000 ، دهمين كنگره پنج سالانه با عنوان چالش هاي قرن 21 در وين تشكيل شد در اين كنگره، دولت ها از تاثير جرائم شديد بين المللي بر جوامع ابراز نگراني و اعتقاد خود را براي همكاري بين المللي، منطقه اي و دو جانبه در پيشگيري از جرم و عدالت كيفري اعلام و اهداف سازمان ملل را در زمينه پيشگيري از جرم و عدالت كيفري به ويژه رعايت حقوق بشر و آزادي هاي سياسي و بهبود بالاترين معيارهاي عدالت تأييد و تعهد نمودند مساله پيشگيري از جرم را در راهبرد توسعه ملي و بين المللي خود بگنجانند و همكاري خود را در اين مورد تقويت كنند. در اين كنگره به تبعيض، نسل كشي تصريح و اشاره شده كه لازم است تدابيري اتخاذ شود تا جرائم بين المللي رخ ندهد. دولت ها و سازمان ملل در تاسيس ديوان كيفري بين المللي نيز، عزم خود را براي پايان دادن به مصونيت مرتكبان جنايات بين المللي از جمله نسل كشي و مشاركت در پيشگيري از وقوع اين جرائم اعلام نمودند (بند 6 مقدماتي اساسنامه ديوان كيفري بين المللي) سياست پيشگيرانه سازمان ملل در قبال نسل كشي در بستر مقرّرات منشور(بند اول) و كنوانسيون نسل كشي (بند دوم) صورت مي گيرد.
ب-پيشگيري از نسل كشي در پرتو حقوق بشر
1.ارتقاء حقوق بشر
ارتقاء حقوق بشر به لحاظ توجه اساسي به زمينه هاي شكل گيري نسل كشي، پيشگيرانه و داراي اهميت اساسي است. حقوق بشر در منشور جايگاه خاصي دارد و ملل متّحد در مقدمه منشور، ايمان خود را به حقوق اساسي بشر تاييد كرده (مقدمه منشور ملل متّحد) و حصول همكاري بين المللي در ترويج و تشويق رعايت حقوق بشر و آزادي هاي اساسي براي همگان بدون تمايز از حيث نژاد، جنس، زبان يا مذهب، يكي از اهداف سازمان بوده و سازمان، مركزي براي هماهنگي اقدامات كشورها جهت نيل به اين اهداف است (بند 3 و 4 ماده 1 و بند ج ماده 55 منشور ملل متّحد) و همه اعضا متعهدند براي نيل به هدف احترام جهاني و موثر حقوق بشر و آزادي هاي اساسي براي همه، اقدامات فردي يا دسته جمعي را در همكاري با سازمان به عمل بياورند (ماده 56 منشور). در همين ارتباط، شوراي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي براي ترويج حقوق بشر كميسيون حقوق بشر را ايجاد كرده است. كميسيون حقوق بشر، كار تثبيت قواعد حقوق بشر بر اساس مضمون اعلاميه جهاني حقوق بشر را دنبال كرد كه نتيجه آن تصويب دو ميثاق بين المللي و توسعه، ترويج و تدوين هنجارهاي حقوق بشر بود . ساز و كار فعاليت اين كميسيون در زمينه حقوق بشر به ويژه ترويج و ارتقاء آن نوعي پيشگيري از نسل كشي است. مهم ترين نقش سازمان در اين مورد ترويج و توسعه حقوق بشر در قالب وضع قواعد ماهوي حقوق بشر است كه دستاوردهاي با ارزشي در پي داشته كه در اين بين مي توان از وضع هنجارهاي حقوق بشري در قالب اعلاميه جهاني حقوق بشر، دو ميثاق بين المللي و برخي اسناد حاوي قواعد رفتاري راجع به ممنوعيت برخي رفتارهاي خاص مانند شكنجه، تبعيض نژادي و نسل كشي كه الهام بخش قواعد مربوط به حقوق بشر و تدوين و تصويب آن ها در قالب اسناد ملي و منطقه اي حقوق بشر بوده است نام برد؛  فعاليت هاي سازمان در زمينه ترويج و ارتقاء معيارهاي حقوق بشر در حوزه هاي مختلف به معناي از بين بردن زمينه هاي شكل گيري نسل كشي است؛ محكوميت جهاني هر گونه نابردباري و تبعيض مبتني بر مذهب، قوم گرايي و نژاد پرستي، ترويج حقوق مدني و سياسي، حاكميت قانون و مردم سالاري و توسعه اقتصادي از جمله مواردي است كه مورد اهتمام سازمان ملل و عامل بازدارنده از نسل كشي است. جامعه بين المللي علاوه بر وضع قواعد، نيازمند رعايت معيارهاي حقوق بشر و مبارزه با نقض آن است. (جاویدزاده ،1389، 15)
2. مبارزه با نقض حقوق بشر
نسل كشي، شديدترين نقض حقوق بشر  و پيشگيري و مجازات آن سنگين ترين مسئوليت جامعه بين المللي است.  شرط اساسي كارآمدي سازمان، نظارت بر اجرا و رعايت دقيق قواعد حقوق بشر است. در نتيجه، ارزيابي ميزان كارآمدي فعاليت هاي معطوف به حقوق بشر در ارتباط با پيشگيري از نسل كشي بيشتر منوط به كارآمدي اقدامات سازمان در نظارت بر رعايت قواعد حقوق بشري است. تلاش همه جانبه بين المللي براي اجراي قواعد حقوق بشري به ويژه در دهه هاي اخير، بيشتر و به شكل هاي مختلف در سطح ملي، منطقه اي و بين المللي بر اجراي آن نظارت مي شود و در اين مورد ساز و كارها و نهادهاي نظارتي ايجاد شده است . نهادهاي جهاني حمايت از حقوق بشر عمدتاً حول محور سازمان شكل گرفته اند؛ برخي از آن ها بر منشور و شماري هم بر معاهدات بين المللي مبتني اند. نهادهاي ذي ربط سازمان ملل، نقض حقوق بشر را تهديدي عليه صلح و امنيت بين المللي يا نقض آن تلقّي و اقدامات مقتضي را به عمل مي آورند و با اين دغدغه بر رعايت و اجراي حقوق بشر نظارت دارند. ساز و كارهاي ديگري نيز هست كه با آئين خاصي از حقوق بشر حمايت و بر اجراي آن نظارت و با موارد نقض آن برخورد مي كنند. برخي از اين نهادها مبتني بر منشوراند؛ مانند شوراي حقوق بشر، كميته سوم مجمع عمومي سازمان ملل، كميسيون مقام زن و كميسارياي عالي حقوق بشر. آئين هاي خاصي مانند گزارشگران ويژه موضوعي يا كشوري نيز هست كه گزارش عملكرد دولت ها را در اجراي هنجارهاي حقوق بشري بررسي، ارزيابي و تصميمات لازم اتخاذ و توصيه هاي سازنده براي اجرا ارائه مي كنند. سال هاي1971 و 1983 شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل گزارشگر ويژه اي را برگزيد  تا در مورد پيشگيري و مجازات نسل كشي بررسي كند. نظام حقوق بشر سازمان براي پيشگيري از وضعيت هاي ناقض حقوق بشر كه ممكن است نسل كشي در ضمن آن ارتكاب يابد، نقش مهمي دارد. اما بين گفتار و رفتار سازمان، دو گانگي و در سياست پيشگيرانه آن در قبال نسل كشي نارسايي وجود دارد. يكي از دلايل اين نارسايي عدم تناسب ماموريت ها و ساختار سازمان ملل است. مأموريت محوله به شوراي امنيت با ظرفيت و ساختار آن شورا همخواني ندارد. وقوع موارد متعدد نسل كشي و ناتواني شوراي امنيت در پيشگيري از آن، اين نارسايي ها را اثبات كرده است. علاوه بر مقرّرات منشور، بايد از اقدام آن سازمان در تدوين و تصويب مقرّرات كنوانسيون نسل كشي نام برد كه در آن، سياست هايي براي پيشگيري از نسل كشي اتّخاذ شده است. (جاویدزاده ،1389، 17)
ب-سکوت سازمان ملل و استمرار نسل کشی
1.نسل کشی در بحرین
با چراغ سبز حمد بن عیسی آل خلیفه شاه بحرین به نیروهای امنیتی و ارتش عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس، تحت لوای پیمان های منطقه ای و در حالی که اعتراضات مردم شیعه وسنی بحرین، دولت آل خلیفه را به مرز شکست کشانده بود، حضور نیروهای عربستانی با تسلیحات زرهی و نظامی در مقابل مردم تجمع کننده در این کشور حمام خون به وجود آورده است.
دخالت نظامی عربستان در امور داخلی بحرین و اقدامات دولت بحرین در سرکوب مردم، بحث های دامنه داری را در علوم سیاسی و علم حقوق موجب شده است. کشتار گسترده و حمله و ربودن دختران دانش‌آموز و تخریب مساجد و اماکن فرهنگی طبق ماده c6 منشور لندن که به تشکیل محکمه نورنبرگ برای محاکه جنایت کاران جنگی پس از جنگ جهانی دوم منجر گشت از مصادیق بارزی از جنایت علیه بشریت قلمداد می گردد. اتهام دیگر که گریبان گیر آل سعود وآل خلیفه که در واقع سرسپرده وخلیفه این خاندان در بحرین می باشد، نسل کشی می باشد. سازمان ملل متحد تاکید کرده است، مصداق‌های بسیاری از نسل کشی در طول تاریخ اتفاق افتاده‌است. اما نکته حائز اهمیت رفتار تبعیض آمیز این سازمان به اصطلاح جهانی با نسل کشی های اتفاق افتاده و در حال وقوع است. سازمان از ضمانت اجرا و پشتوانه قویی برخوردار نیست و گاهی به استناد اصل هفتم منشور به کشوری به اتهام به خطر انداختن صلح و امنیت لشگر کشی می کند و همه حقوقدانان بین المللی هم مجاب می شوند که این حق سازمان ملل و کشورهای قوی است که برای حفظ امنیت وارد آن کشور شوند اما همواره موارد زیادی پیش می آید که سازمان ملل، موارد نقض صلح را احراز نمی کند که می توان به درگیری بوسنی و هرزگوین و جنگ عراق علیه ایران، نسل کشی های رژیم صدام، حملات کشورهای غربی به افغانستان و عراق اشاره کرد که نشان می دهد شورای امنیت از ضمانت اجرای لازم برخوردار نیست. امروز اوضاع بحرین نیز از همین قرار است. سازمان ملل در این قضیه به یک نهاد ناظر تبدیل شده است که فقط نسل کشی در این کشور را مشاهده می کند. در کنار مباحث مطروحه در باب اتهام نسل کشی توسط آل سعود وخلیفه می توان بحث جرائم علیه بشریت را مطرح کرد. قتل و نابود سازی دوعمل اند که در طول تاریخ بشر به حکم فطرت انسانی و قوانین آسمانی همیشه جرم بوده اند. در کنوانسیون 1899 لاهه نیز به آن ها اشاره شده است که در صورتی که این دو عمل با پشتوانه دولت وعنوان سیاست و رویه آن انجام بپذیرد جرم علیه بشریت شناخته می شوند. منظور از نابود سازی همان معنایی است که از اصطلاح قتل عام به ذهن متبادر می گردد می باشد؛ که عبارت اخری کشتار گسترده می باشد. در کنار سخن از عنصر مادی جرائم علیه بشریت نیز مساله مهم اثبات و کشف رویه دولت نسبت به این اقدام می باشد. نکته دیگر که باید به آن اشاره کرد این مطلب است که قتل در این جرائم و اسناد بین المللی تنها به نابود کردن مستقیم افراد ختم نمی شود. توضیح بیشتر اینکه ایجاد شرایط ناگوار توسط دولت ها که منتهی به نابودی گسترده گردد نیز مد نظر می باشد بعنوان نمونه می توان به شرایط اردوگاه های نازی ها (که به علت شرایط آن جا افراد از فرط خستگی مفرط و گرسنگی زیاد و یا علل دیگر ازبین می رفتند) نیز اشاره کرد. مطلب قابل اشاره دیگر در خصوص انجام جرائم علیه بشریت در بحرین این است که همان ماده c6 منشور لندن مطرح است این که؛ عنوان عام انجام سایر اعمال غیر انسانی که موارد زیادی در کنوانسیون و اسناد بین المللی به عنوان اعمال غیر بشری به حساب آمده اند.از جمله تخریب امکنه فرهنگی که شاید بتوان با تطبیق دقیق عناصر مادی ومعنوی جرم، تخریب گسترده مساجد معقدین به یک فرقه اسلامی و نیز حمله به مراسمات مذهبی و هتک حرمت به مقدسات آن ها را از مصادیق وقوع جرم دانست. هرچند که جامعه جهانی تازمانی که ثروت سالاران نظام سرمایه داری اجازه ندهند قادر به دیدن وقوع جرائم علیه بشریت نیست. این سرکوب واقع شده در بحرین با توجه به ورود نیروهای اردنی به این کشور در کنار نیروهای وهابی آل سعود در واقع با پشتوانه سرکوب یک فرقه مذهبی نیز باشد که این درواقع ادعای رسانه های سرکوب کننده نیز می باشد خود یک نوع آپارتاید ونژاد پرستی و نسل کشی محسوب می گردد. در کنار اخراج و دستگیری گسترده معلمان، پرستاران و پزشکان وسایر صنوف دیگر که متهم به انسان دوستی(کمک به مخالفان) می باشند نیز از مصادیق دیگر جرائم علیه بشریت می باشد. نکته اساسی پی گیری این جرائم در مجامع حقوقی بین المللی است که حتی می توان از طریق نهاد های غیر دولتی نیز ماجرا را دنبال نمود. به نظر می رسد جرائمی که امروزه در بحرین انجام می گیرد مصادیق بارز جرائم علیه بشریت، جنایت نسل کشی و نسل زدایی است و می باید عاملان آن در دادگاههای رسیدگی به اینگونه جنایت ها تحت تعقیب و مجازات قرار گیرند.(حسینی ،1390)
2.نسل کشی در یمن
عربستان سعودی از ششم فروردین ماه گذشته تاکنون به ‌بهانه بازگرداندن مشروعیت به یمن به‌نمایندگی منصور هادی رئیس جمهور فراری و مستعفی، تجاوز زمینی، هوایی و دریایی خود را به یمن آغاز کرده است که امارات، بحرین، قطر، مصر و سودان و مزدورانی از آفریقا و آمریکای لاتین در این تجاوز ظالمانه شرکت دارند. بر اساس این آمار که از سوی مرکز قانونی حقوق و توسعه یمن منتشر شده است، شمار قربانیان حملات سعودی به یمن تا روز گذشته (نوزدهم ژانویه) به 8143 شهید از جمله 1519 زن و 1996 کودک رسیده است. شمار مجروحان نیز به 15184 نفر از جمله 1576 زن و 1782 کودک رسیده است. همچنین در پی حملات رژیم سعودی به یمن 14 فرودگاه، 10 بندر و لنگرگاه، 512 پل و جاده، 125 نیروگاه برق، 164 تانکر و شبکه آبرسانی و 167 شبکه و ایستگاه ارتباطی تخریب شده است.بر اساس آماری که مرکز قانونی حقوق و توسعه یمن آن را منتشر کرده است در پی تجاوز عربستان به یمن تا روز گذشته 325137 منزل، 615 مسجد، 569 مدرسه و مؤسسه آموزشی، 39 دانشگاه، 16 مرکز رسانه‌ای و 238 سرویس بهداشتی تخریب شده است. همچنین در پی این حملات 3750 مدرسه تعطیل شده و یک‌میلیون و دویست‌هزار شهروند یمنی آواره شده‌اند. در بخش‌های اقتصادی و تولیدی یمن نیز تجاوز عربستان منجر به تخریب 970 مرکز دولتی، 594 انبار مواد غذایی، 353 بازار و مجتمع تجاری، 238 پمپ بنزین، 59 منطقه باستانی، 119 مرکز گردشگری، 190 کارخانه، 42 ورزشگاه و تأسیسات ورزشی، 7 سیلوی غله و 125 مرغداری تخریب شده است.(تسنیم ،1394) مي¬توان با توجه به تشکيل ائتلاف و سيستماتيک بودن و نظام مند بودن اين حمله و کشتار وسیع مردم يمن به دليل مذهب آنها، عناصر تشکيل دهنده جرم بين المللي «نسل کشی » رانيز مشاهده نمود. عبدالرحمن السديس امام و خطيب مسجدالحرام که مقام رسمي از سوي پادشاه عربستان است در خصوص جنگ يمن و تاييد حمله رژيم سعودي به يمن انگيزه حمله را شيعه بودن مردم يمن مي¬داند و مي¬گويد:" زمان آن رسيده که يک «بيداري اسلامي» براي برخورد با تشيع آغاز گردد". به عبارت بهتر، این فرد به صراحت انگیزه حمله نظامی را که عنصر اصلی در ارتکاب نسل زدایی است، شیعه بودن انصارالله ذکر می¬کند.  هر چند در انقلاب یمن همه طوایف از شیعه و سنی به طور متحد با رهبریت انصارالله حضور دارند اما این اتحاد نمیتواند مانع از این شود که کشتار شیعیان زیدی مشمول جزم نسل کشی شود.( طهمورثی ،1394) اقدامات سازمان ملل در خصوص این جنایت صرفا به تعیین گزارشگر ویژه به عنوان نقش ناظر و صدو بیانیه با مضمون دعوت طرفین به رعایت کامل تعهدات بین المللی خود محدود شده است.
متأسفانه سازمان ملل مسئولیت نظارت و عملکرد مستقیم (مداخله نظامی) در حل‌و‌فصل بحران انسانی بوجود آمده در یمن را نپذیرفته. فرهان حق، سخنگوی وکیل پارلمان سازمان ملل، گفته است که سازمان ملل «تنها به دنبال جزئیات بیشتر است» و این سازمان ملل اعتقادی به مداخله نظامی برای حل مشکلات یمن ندارد.(نوری ، 1394)
3. نسل کشی مسلمانان میانمار
در سالهای اخیر ، ميانمار و به طور خاص ايالت راخين در مرز بنگلادش با ميانمار، صحنه شديدترين درگيري هاي قومي ميان مسلمانان و بودائيان بوده است.  در گزارش هاي خبري علت آغاز اين درگيري ها تجاوز سه مرد مسلمان روهينگيايي به يك زن 28 ساله بودائي عنوان شده است.  با وجود آنكه عاملان اين اقدام غير انساني از سوي دادگاه ميانمار به اعدام محكوم شده اند، اما افراطيون بودائي كه هيچ گاه مسلمانان را شهروند ميانمار به حساب نمي آورده اند، از اين فرصت استفاده كرده و با توسل به اين بهانه، حملات گسترده و فجيعي را عليه مسلمانان اين كشور به راه انداخته اند.  بودائيان در اولين اقدام، با حمله به يك موتر مسافربری، 10 نفر از سرنشينان مسلمان اين موتر را به پايين كشيدند و به شكل فجيعي آنها را به قتل رساندند. بودائيان كه حالا از حمايت دولت نيز برخوردار هستند، به اقدامات ضد اسلامي خود شدت بخشيدند و به آتش زدن منازل و مساجد مسلمانان روي آورده اند. در اين بين حتي ارتش نيز وارد عمل شده و مسلمانان ميانماري را به خاك و خون كشيده است.  به دليل عدم پوشش خبري مناسب و موثق نبودن اخبار منتشره در مورد تعداد كشته ها و مجروحان اين حملات وحشيانه اطلاع دقيقي در دست نيست، اما برخي خبرها از كشته شدن بيش از 50 هزار مسلمان در ميانمار و آوارگي دهها هزار نفر، حكايت دارند.( آوا،1391) در این میان مقام معظم رهبری، در دیدار با جامعه قرآنی، به موضوع نسل کشی در میانمار اشاره کردند و فرمودند: امروز در میانمار هزاران انسان بر اثر جهالت و تعصب کشته می‌شوند در حالی که مدعیان دروغین حقوق بشر لب‌تر نمی‌کنند و همانهایی که برای حیوانات دل می‌سوزانند اینجا در برابر کشتار یک عده انسان بی‌گناه سکوت کرده‌اند و آن را توجیه می‌کنند.(شریف ، 1391)
تمام اين فجايع در جهاني اتفاق مي افتد كه به واسطه گسترش تجهيزات و ديگر وسايل ارتباط جمعي از آن به يك "دهكده" تعبير مي شود.  به عبارت ديگر، اين اقدامات وحشيانه در مقابل چشمان تمام مدعيان دفاع از حقوق بشر رخ مي دهد، اما اين مدعيان فقط زماني به دفاع از "اصول حقوق بشر" روي مي آورند كه منافعشان را دربر بگيرد. سكوت مدافعان دروغين دفاع از حقوق بشر در قبال فجايع ميانمار را نيز مي توان در همين راستا ارزيابي كرد.   غرب، به ويژه امريكا كه تا سال قبل از نقض حقوق بشر توسط حاكمان نظامي ميانمار بشدت انتقاد و با تمام توان از "آنگ سان سوچي" رهبر حزب اپوزيسيون اين كشور پشتيباني مي كرد.  پس از روي كار آمدن "تين سين" رئيس جمهور به اصطلاح اصلاح طلب ميانمار، چشم خود را به روي فجايع اخيري كه در اين كشور عليه مسلمانان در جريان است، بسته و حتي در سفر هيلاري كلينتون به ميانمار و ديدار با "تين سين" هيچ اشاره اي به كشتار بي رحمانه مسلمانان ميانماري نكرده است.  همانطور كه گفته شد، براي واشنگتن منافعش بيش از هر چيز اهميت دارد. تا سال قبل منافع واشنگتن ايجاب مي كرد كه براي سرنگوني حاكمان نظامي ميانمار، از نقض حقوق بشر و دمكراسي در اين كشور ابراز نگراني كند و اكنون كه به هدف خود رسيده و دولت نظامي ميانمار سرنگون شده و دوستان آمريكا به قدرت رسيده اند، تنها چيزي كه مهم نيست، حقوق بشر و دمكراسي است.   اكنون براي غرب بخصوص واشنگتن و لندن منابع طبيعي، شامل معادن و هيدروكربن هاي ميانمار در درجه اول اهميت قرار دارند و به همين جهت، آنها الان ميانمار را نه ميدان نسل كشي مسلمانان؛ بلكه ميدان و فرصت بزرگ سرمايه گذاري مي بينند تا از يك طرف نفوذ چين را در اين منطقه مهار كنند و از طرف ديگر، انرژي مورد نياز خود را تامين كنند.  نكته اي كه در اين بين وجود دارد، اين است كه خانم آنگ سان سوچي، به اصطلاح مبارز راه دمكراسي كه غرب جايزه صلح نوبل را بابت تلاش هاي او در راه مبارزه براي دمكراسي به وي اهدا كرد، نيز نه تنها چشم خود را به روي فجايع شكل گرفته عليه مسلمانان بسته؛ بلكه در تازه ترين اظهارنظر خود، مسلمانان ميانماري را شهروند اين كشور ندانسته است.  نكته جالب تر اينكه "تين سين" رئيس جمهور اصلاح طلب و طرفدار دمكراسي كه سخت از حمايت غرب برخوردار است نيز، مسلمانان را شهروندان ميانمار نمي داند.  جالب توجه است سازمان ملل و سازمان غیر دولتی نظیر عفو بین‌الملل صرفا با صدور بیانیه اقدامات خشونت‌آمیز علیه اقلیت مسلمان میانمار را محکوم می کنند و اقدام عملی در این خصوص انجام نداده اند.(آوا ، 1391)
فرجام سخن
برداشت و استنتاج كلّي اين است که فلسفه وجودی تاسیس سازمان ملل متحد بعد از دو جنگ بزرگ جهانی برپایی امنیت بین المللی و حمایت از بشریت بوده است در حالی که نگاهی ایده آلانه به برقراری صلح ، عدالت ، رفاه و... در تمام نقاط جهان داشته است. اگرچه گرایش جهانی و روح حقوق بین الملل بر اساس ممنوعیت توسل به زور بوده است اما امروزه موارد بی شماری از مخاصمات و جنایات علیه بشریت وجود دارد. سازمان ملل اگرچه در برخی موارد به موفقیت‌هایی در زمینه جرم نسل کشی نایل آمده اما در بیشتر مواقع حل و فضل بحران ها دستخوش سیاسی کاری و منافع قدرت ها بوده است . با توجه  ناکارآمدی و ضعف‌های گسترده ای که در عملکرد سازمان ملل وجود دارد این نهاد تبدیل به میدان فرصتی برای کشور بزرگ آمریکا، فرانسه، انگلیس، چین و روسیه به‌خاطر حق وتو که در اختیار دارند می باشد.درواقع بر این اساس سازمان نمی‌تواند قاطعانه و در چارچوب اهداف و اصول تعریف شده در برابر بحران‌ها از خود واکنش نشان دهد زیرا هر یک از این اعضاء در حل و فیصله دادن به بحران‌ها و جنگ‌های بین‌المللی تنها به منافع و امتیازهای خود می‌اندیشند و از این امتیاز به طور گزینشی استفاده می‌کنند و در بسیاری از مواقع برای رسیدن به اهداف و سیاست‌های سلطه‌گرانه  خود باعث بروز بحران‌ها و جنگ‌های داخلی و بین کشورها می‌شوند.  شواهد حاکی از آن است در بحران های بحرین و یمن که طبق قواعد بین المللی نسل کشی در بدترین شکل خود به وقوع پیوسته است  اما عملکرد سازمان ملل در جهت فکر جلب رضایت قدرت های بزرگ و استفاده گزینشی از قطعنامه ها واختیارات خود می باشدو مشارکت آن در رفتار‌های مجرمانه و ظالمانه نظام سلطه برهمگان محرض شده است. در واقع همین عملکرد ضعیف و دیرهنگام سازمان ملل یکی از مهمترین عوامل استمرار جنایات به ویژه نسل کشی در این کشورها بوده است.

منابع
ابراهیم بیگ زاده (1376) بررسی جنایت نسل کشی و جنایاتت برضد بشریت در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی ،مجله تحقیقات حقوقی ،شماره 22-21
آریا، طاهر (1390) بررسی نسل کشی در حقوق بین الملل با تاکید بر قضیه حلبچه،کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
باقی، مریم  (1390) شنیع‌ترین جرم جهانی ،مهرنامه، سال دوم ، شماره ۱۸
جاويدزاده ، حميدرضا (1389) سياست هاي پيشگيرانه سازمان ملل متّحد در قبال نسل كشي، فصلنامه پژوهش حقوق و سياست ، سال سيزدهم، شماره 33
جاویدزاده، حمیدرضا ( 1389) سياست جنايي سازمان ملل متّحد در قبال نسل كشي، پایان نامه دکترا ، دانشگاه پیام نور استان تهران ، دانشکده علوم انسانی 
حبیب زاده،محمد جعفر؛ فخر بناب،حسین؛ اردبیلی،محمد علی (1385) نسل کشی و جرم انگاری آن در ایران ،مدرس علوم انسانی، دوره  10  , شماره  3 (پياپي 47) ويژه نامه حقوق
حسینی ، جعفر (1390) بررسی جنایت نسل کشی با نگاه ویژه به جنایات انجام یافته در بحرین ، پایگاه حقوق دانان
خويي ، نسرين (1393) پديده نسل كشي در جهان امروز ،خبر و تفسیر
شریف، لیلا (1391) میانمار خونین‎ترین روایت از نسل کشی مسلمانان/ قتل بیش از 66 هزار مسلمان در 5 نسل کشی بزرگ تاریخ ، همشهری آنلاین
شریفی ، محسن (1390)  ارکان نسل کشی در پرتو اسناد و رویه ی قضایی بین المللی، سال چهارم، شماره 15
شریفی خضارتی، امیر ( 1391) مفهوم نسل کشی در حقوق جزای بین الملل، اندیشه عصر
طهمورثی ، اسماعیل (1394) بررسی تجاوز عربستان به یمن از منظر حقوق بین‌الملل، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
فاتحی، محسن (1388) نسل زدایی از دیدگاه اسلام و حقوق بین الملل، وبلاگ اختصاصی حقوق
مهدی ، رجایی (1390) جنایت نسل کشی در بحرین و راهکارهای حقوقی مقابله با آن،علوم سیاسی، سال چهارم، شماره 55
ميرمحمد صادقي ، سيدحسين(1390) نسل‌کشی صلاحیت جهانی دارد اما انکار نسل‌کشی نه ،مهرخانه ،سال دوم ، شماره 18
نوری ،الهام (1394) ‌بحران یمن؛ هدف‌گیری مدارس توسط عربستان ، سازمان دفاع از قربانیان خشونت
_____  (1394) آمارهای تکان‌دهنده از جنایات عربستان در یمن، خبرگزاری تنسیم
_____ ،(1391)  تداوم نسل كشي مسلمانان ميانمار، سكوت مدعيان دفاع از حقوق بشر و تفرقه در جهان اسلام، خبرگزاری آوا

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 41 - خرداد ماه 1395

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837