آرشيو

نقد و بررسی نظریه تساوی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

چکیده:

 از جمله اسناد مهم بین المللی در زمینه حقوق بشر و بالأخص حقوق زنان  " کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان می باشد که در این کنوانسیون تاکید به برابری کامل حقوق زنان و مردان در تمام زمینه ها به چشم میخورد.  از طرفی دردین اسلام نیز مساله ی تساوی حقوق زنان و مردان مورد توجه چشم گیری قرار گرفته است.  از این رو در مقاله حاضر با ذکر، بررسی و نقد مولفه های مختلف نظریه تساوی در اسلام و در کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان،  دیدی جامع تر و گسترده تر از این موضوع را ارائه دهیم و تفاوت های دیدگاه اسلام و کنوانسیون در مورد مسائل مرتبط با زنان مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

واژگان کلیدی: کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان، برابری در اسلام، حقوق زنان

مقدمه :

  کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان، از جمله اسناد مهم بین المللی در زمینه حقوق بشر و بالاخص حقوق "زنان" به عنوان" نیمی از بشریت" در جهان می باشد. این کنوانسیون بر اساس اسناد بین المللی مهمی از قبیل منشور سازمان ملل متحد، ميثاق‌هاي بين‌المللي حقوق بشر، سایر کنوانسیون های بين‌المللي، قطعنامه‌ها، اعلاميه‌ها و توصيه‌هاي سازمان ملل متحد و اعلامية محو تبعيض عليه زنان تنظیم، تصویب و لازم الاجرا گردیده است و در آن رفع تبعیض علیه زنان را تنها از طریق "تساوی زنان و مردان" ممکن می داند. 

  از طرفی در دین اسلام  به مساله ی تساوی حقوق زنان و مردان توجه چشمگیری شده است. در احکام و آداب و آموزه های قرآنی و سیره ی پیامبر(ص) و ائمه ی طاهرین (س) مساله ی  "تساوی حقوق با حفظ و رعایت خصوصیات جنسیتی" هر کدام از زنان و مردان،  به خوبی مشاهده می گردد.

  از این رو در مقاله حاضر برآنیم تا با ذکر، بررسی و نقد مولفه های مختلف نظریه تساوی در اسلام و در کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان،  دیدی جامع تر و گسترده تر از این موضوع را ارائه دهیم. لازم به ذکر است که در متن مقاله  گاه به جای عنوان "کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان" برای  اختصار از واژه ی "کنوانسیون" استفاده شده است.

مبانی نظری:

  کنوانسیون  رفع هر گونه تبعیض علیه زنان نظیر بسیاری از اسناد بین المللی موجود،  حاصل تشکیل سازمان های بین المللی و در راس آنها سازمان ملل متحدد است که تشکیل این سازمان ها نیز به نوبه ی خود زاییده حوادث جنگ دوم جهانی در قرن بیستم میلادی می باشد. 

   از طرفی قوانین اسلامی  شکل  پیشرفته و تکمیل شده ی قوانین الهی است  که از هزاره های قبل از میلاد در قالب ادیان توحیدی به بشریت عرضه شده است و کاملا با سرشت و طبیعت انسان ها سازگار می باشد. این قوانین به هیچ وجه عکس العملی در مقابل حوادث تلخ و ظالمانه نبوده است که جنبه ی افراط یا تفریط داشته باشد. 

   به علاوه امروزه اسناد با ارزش بین المللی نظیر "اعلامیه حقوق بشر اسلامی" در دسترس است که از بسیاری از جهات مترقی تر از اسناد سازمان ملل می باشد. لیکن متاسفانه در رسانه های استکباری اینگونه وانمود میشود که اسنادی نظیر این کنوانسیون جامع ، کامل و بیشتر متضمن حفظ حقوق زنان می باشد.

برابری:

اندیشه برابری که امروزه از ارکان حقوق بشر است در یک فرآیند تاریخی حدودا 2500 ساله (از زمان افلاطون و سوفسطاییان تا امروز) در ذهن انسان  تثبیت شده است. مفهوم برابری نسبت مستقیم با فرهنگ جدید دارد و در ادوار گذشته چنان شناخته نبود. این مفهوم با تمام محبوبیت آن در فرهنگ جدید قابل تعریف دقیق نیست و محققان عصر جدید بیشتر آنرا پذیرفته اند و کمتر در ماهیت آن کندوکاو کرده اند. اجمالا برابری به معنی "تساوی حقوق اجتماعی" افراد به کار میرود (صانعی، 1382)

تأکید بر برابری انسان ها با یکدیگر پیشینه‌ای طولانی دارد،  در مشرق زمین تا قبل از ظهور اسلام(قرن 7 میلادی) زنان مانند کالایی محسوب میشدند که در جنگ ها به غنیمت گرفته شده و یا با فوت همسرانشان مانند ارثیه توسط دیگران تملک میشدند و یا پیش از رسیدن به سن رشد و بلوغ زنده به گور می گردیدند. اسلام برای زنان شخصیتی انسانی برابر مردان قائل شده و برای آنها حق انتخاب همسر ، استقلال اقتصادی و... برابر مردان در نظر گرفت.

  در اروپا این اندیشه بسیار دیرتر ظهور کرد (قرن 18 میلادی). به ویژه بعد ازانقلاب فرانسه و دوره روشنگری، این اندیشه به نیرویی برای تغییرات اساسی در حقوق عمومی و سیاسی در اروپا و شمال امریکا تبدیل شد. 

  در دهه‌های اخیر، مجامع بین المللی، به منظور تأکید بر برابری انسان‌ها با قطع نظر از نژاد، رنگ، طبقه اجتماعی، مذهب، ثروت، مقام، جنس و جز اینها، چندین مقاوله نامه و اعلامیه، تصویب کرده اند. 

کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان:

درطول تاریخ تلاشها و فعالیتهاي زیادي انجام شده تا زنان بتوانند به حقوق فردي ومدنی خویش دست پیدا کنند. تصویب قوانین مختلف،  میثاقها و معاهدات نشان از اهمیت این مسئله دارد. دراین میان کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان  موقعیت ویژه اي داشته وملاکی براي قضاوت درمورد حقوق اعطاشده به زنان درکشورهاي عضواست. این کنوانسیون در 18 سپتامبر 1979درمجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد و برای امضا و الحاق کشور ها مفتوح گردیده است. این کنوانسیون مشتمل بر یک مقدمه مشروح و 30 ماده است که در 6 بخش تنظیم گردیده و اجرای آن بر عهده "کمیته ی رفع هر گونه تبعیض علیه زنان"  می باشد که 23 کارشناس در این کمیته مشغول به کار هستند. دول عضو این کنوانسیون طبق بند 2 ماده 18 موظفند طبق خط مشی ها و رهنمود های این کمیته هر چهار سال یکبار گزارش های خود را تنظیم و برای کمیته ارسال کنند.

  پیام اصلی کنوانسیون برابري کامل زن و مرد وازمیان رفتن همه ي تمایزها درعرصه ي حقوقی، سیاسی واجتماعی است. مگرآنکه این تمایزات ازنوع تبعیض مثبت وبه معناي اعطاي حقی خاص به زنان به منظورارتقاي وضعیت آنهاودستیابی به وضعیتی برابر با مردان باشد. 

  همچنین دومین محوراین کنوانسیون مفهوم آزادی است.  دراندیشه ي لیبرالیستی هیچ ارزشی به غیرازآزادي دیگران نمیتواندآزادي انسا ن را محدود کند. 

اهداف تحقیق:

هدف اصلی مقاله حاضر بررسی و نقد نظریه تساوی حقوق زنان و مردان  در "اسلام" و همچنین در "کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان" با استناد به اسناد هر کدام می باشد  تا از این رهگذر مخاطب پی ببرد که کدامیک بیشتر متضمن حفظ و رعایت حقوق برابر برای زنان و مردان می باشد.

 سوالات تحقیق:

1.حقوق اساسي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و سياسي زنان در اسلام و در کنوانسیون  رفع هر گونه تبعیض علیه زنان کدامند؟

2.مشارکت زنان در شرايط مساوي با مردان درمسائل  سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در هر کدام از دو سند فوق چگونه پیش بینی شده است؟

3.شكوفايي كامل قابليت‌ها و استعدادهاي زنان در هر کدام از دو سند فوق چگونه پیش بینی شده است؟

4.نگاه اسلام و کنوانسیون به اهميت  نقش اجتماعي و مادري زنان  و نقش والدين در خانواده و در تربيت كودكان چگونه است؟

5.نحوه ی مجازات و قوانین کیفری پیش بینی شده در اسلام و کنوانسیون چگونه است؟

6.حمايت قانون از حقوق زنان بر مبناي برابري با مردان چگونه است ؟

7. تساوی در حيات سياسي و اجتماعي از رهگذر رأي دادن، مشاركت در تعيين دولت و اجراي سیاست های آن و انتصاب به سمت‌هاي دولتي، شركت در سازمان‌ها و انجمن‌هاي غيردولتي در هر دو سند چگونه است ؟

8.مسایل مربوط به احوال شخصیه از قبیل تابعیت ، آموزش و پرورش یکسان  در هر دو سند  چگونه بیان شده است؟

9.حقوق کار و اشتغال، ازدواج و مادری در هر دو سند چگونه است؟

10.حقوق مدنی زنان در هر دو سند چگونه است؟

روش تحقیق:

تحقیق حاضر از نظر هدف در گروه تحقیقات کاربردی قرار می گیرد زیرا نتایج حاصل از این تحقیق می تواند به توسعه دانش در زمینه ی تساوی حقوق زنان و مردان کمک کند.

از نظر شیوه ی گرد آوری داده ها، در تحقیق حاضر از شیوه ی اسنادی یا کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. 

نقد و بررسی نظریه برابری در اسلام و کنوانسیون:

1- حقوق اجتماعی – فرهنگی :

  در این زمینه در کنوانسیون به تغيير الگوهاي‌ رفتاري‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مردان‌ و زنان‌ به‌ منظور دستيابي‌ به‌ برانداختن‌ تعصبات‌، عادات‌ و ديگر روشهاي‌ عملي‌ كه‌ بر طرز تفكر پست‌نگري‌ يا برتربيني‌ يك‌ جنس‌ نسبت‌ به‌ جنس‌ ديگر يا نقش‌ كليشه‌اي‌ زنان‌ و مردان‌ مبتني‌ است‌، اشاره شده است.

  اسلام نیز در سخن گفتن از مسئولیت های اجتماعی و فردی، هم با مردان سخن می گوید و هم با زنان و حتی گاهی روی سخن با زنان قبل ازمردان است. چرا که زنان را در 9 سالگی شایسته به دوش کشیدن بار  تکلیف و به پذیرش مسئولیت میبیند و مردان  را در پانزده سالگی. ارج گذاری بی مانند اسلام به مقام زن ، باعث حضور جدی آنان در تمامی صحنه های اجتماعی ا ز مسجد تا صحنه ی  نبرد و کارزار شده است (خرمی، 1384)  اسلام حضور زنان را در اجتماع تا آنجاییکه به حفظ منافع خانواده، که مناسب ترین محل بروز استعداد های زنان است و نیز حفظ آرامشی روانی و روحی جامعه لطمه ای وارد نکند بلامانع می داند (واعظی و جباری، 1389) 

2- حقوق سیاسی و مدنی:

  در زمینه ی فعالیت های سیاسی و عمومی ، کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان حق‌ رأي‌ دادن‌ در همه‌ انتخابات‌ و حق‌ شركت‌ در تعيين‌ سياست‌ دولت‌ و اجراي‌ آنها و نیز  حق‌ شركت‌ در سازمانها و انجمن‌هاي‌ غيردولتي‌ مربوط‌ به‌ زندگي‌ عمومي‌ و سياسي‌ كشور را از جمله حقوق زنان می داند.

  در اسلام نیز حضور زنان بزرگ تاریخ اسلام همچون حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت زینب کبری (س) وحضرت خدیجه (س) در صحنه های  حساس سیاسی نظیر خلافت و رهبری امت اسلامی و ابلاغ پیام خونین شهدای کربلا ، حضور زنان در بیعت با پیامبر اکرم (ص)، حضورآنان در کنار مردان در پیمان عقبه اولی و عقبه عقبی با پیامبر، همچنین حضور زنان در بیعت رضوان و بیعت زنان با رسول خدابعد ازفتح مکه و نیز با توجه به نظرات صریح حضرت امام خمینی (ره) و دیدگاه مراجع شیعه و سنی به ویژه نظرات  رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) در خصوص مشارکت همه جانبه زنان در عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، هیچگونه شک و تردیدی در جواز مشارکت سیاسی زنان در اسلام وجود ندارد. (واعظی و جباری، 1389؛ احمدی، 1388)

3- آموزش:

   در کنوانسیون بیان شده که دولت هاي‌ عضو تمام‌ اقدامات‌ لازم‌ براي‌ رفع‌ هر گونه‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ و تضمين‌ حقوق‌ مساوي‌ آنان‌ با مردان‌ در زمينه‌ آموزش‌ را اتخاذ می نمایند.

  یکی از روشن ترین مواضع اسلام، جانبداری اصولی و بی نظیر از علم آموزی، توسعه آموزشی و گسترش دانش افزایی در بین زنان است. حق آموزش و تحصیل  از حقوق طبیعی و فطری انسانی محسوب میشود و ارتباطی با جنسیت ندارد. در اسلام علم آموزی زنان اگر با اهمیت تر از علم آموزی مردان نباشد، کمتر از آن هم نیست. چنان که در روایات داریم "طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه"  که در آن قید جنسیت برای علم آموزی برداشته شده است. از طرفی نیز زندگی زنانی که  د ر اسلام وجود داشتند نشان می دهد که نه تنها  تحصیل علم  برای زنان، بلکه تعلیم و آموزش آنان از امور بسیار موکد و شریف محسوب می شده است که از آن جمله می توان به مجالس درس و تفسیر قرآن اوسط حضرت زینب (س) در کوفه اشاره کرد(مستقیمی، 1380)

4- اشتغال:

  کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان  بیان می کند که دولتهاي‌ عضو بايد اقدامات‌ مقتضي‌ را براي‌ رفع‌ تبعيض‌ عليه‌ زنان‌ در زمينه‌ اشتغال‌ انجام‌ دهند و اطمينان‌ دهند كه‌ بر مبناي‌ تساوي‌ مردان‌ و زنان‌، حقوق‌ يكسان‌ براي‌ زنان‌ رعايت‌ مي‌شود.

  در قرآن کریم که به عنوان مهم ترین واصلی ترین منبع شناخت احکام اسلامی محسوب می شود، هیچ آیه اي به طور صریح بر ممنوعیت اشتغال زنان دلالت نمی کند.  قرآن جواز مالکیت و اشتغال را براي زنان، طبق آیه سی و دوم از سوره نساء "برای مردان از آن چه کسب کرده اند، بهره اي است و براي زنان از آن چه کسب کرده اند، بهره اي است"  به رسمیت شناخته .است. همسر بزرگوار پیامبر اکرم (ص) نیزاز زنان برگزیده اي بود که به  تجارت اشتغال  داشت و مردان زیادي تحت امر مدیریت  وي بودند.

بر اساس آموزه هاي دین، مسؤولیت تأمین اقتصادي خانواده بر عهده مرد است وزنان هیچگونه مسؤولیتی در برابر تامین معاش  خانواده ندارند. فرهنگ اسلامی به دلیل اولویتی که براي تربیت فرزند قائل است و نقش تربیتی و پرورشی مادر را بی بدیل میداند، اشتغال زنان را در صورت عدم تعارض با این نقش مهم تأیید میکند. در اسلام، هر فردي چه مرد و چه زن، میتواند آزادانه شغل و کار موردعلاقه خود را انتخاب نماید و به تأمین نیازمنديهاي خود و دیگران بپردازد و هیچکس نمیتواند حاصل دست رنج او را مورد تعرض و تعدي قرار دهد. زن میتواند از طریق کار و تلاش استقلال مالی خود را تحقّق بخشد و در رابطه با دغدغه هاي مربوط به عفاف و امنیت زن با وضع قانون مناسب میتوان راه مشارکت زنان را باز کرد و عقلاً و شرعاً نمیتوان آنان را به فعالیتهاي درون خانه، به عنوان یک وظیفه خاص ، محدود کرد . از طرفی، در فرهنگ اسلامی با تشریع سهم الارث، مهر و نفقه و حق مطالبه اجرت در مقابل کارهاي خانگی، بر استقلال اقتصادي زن نیز تأکید شده است(عاقبتی، 1394؛ خرمی، 1384)

مادری:

  در کنوانسیون بیان میشود که دولتهاي‌ عضو، حقوق ویژه ای را براي‌ زنان‌ در دوران‌ بارداري‌، زايمان‌ و دوران‌ پس‌ از زايمان‌ پیش بینی نموده‌ تا در صورت‌ لزوم‌ خدمات‌ رايگان‌ در اختيار آنها قرار گیرد و ‌ در دوران‌ بارداري‌ وشيردادن‌، تغذيه‌ كافي‌ به‌ آنها رانده شود. همچنین حصول‌ اطمينان‌ از اينكه‌ تعليم‌ و تربيت‌ خانواده‌، شامل‌ درك‌ صحيح‌ از مادري‌ به‌ عنوان‌ يك‌ وظيفه‌ اجتماعي‌ و شناسايي‌ مسئوليت‌ مشترك‌ زن‌ و مرد در تربيت‌ و رشد كودكان‌ مي‌شود. 

  توجه ویژه ای که در آیات قرآن به  حق شناسی نسبت به والدبن و  به صورت ویژه به مادرشده، همچنین توجه و شرج دوران بارداری، زایمان و شیردهی و سختی های آن، همه نشان دهنده ی توجه ویژه ای است که در اسلام به مساله ی  مادری شده است. همچنین در اسلام توجه زیادی به اهمیت تغذیه دوران بارداری شده وسفارشات زیادی شده که زن باردار از غذای حرام یا شبه ناک بپرهیزد . همچنین در قرآن کریم تصمیم گیری در مورد از شیر گرفتن کودک را به مشورت پدر و  مادر وا میگذارد. از نظر اسلام مادر اساس شکل گیری هویت خانواده است و شخصیت همسر و فرزندان و سعادت و شقاوت خانواده منسوب به اوست (یزدی، 1388)

5- اقتصادی

الف) نفقه :

  از دیدگاه اسلام زنان جز در موارد نادر هیچ گاه در زندگی خانوادگی مسئول پرداخت هزینه های زندگی خویش و دیگران نیستند، زن در خانواده نقش های دختری، همسری و مادری را می پذیرد، و در تمام این موارد مردان خانواده مسئول پرداخت هزینه زندگی او هستند. به این حق زن، نفقه گفته می شود. بنابراین حکمت معافیت زنان از  مسئولیت اقتصادی  در خانواده روشن می شود(ابن تراب، 1393)

ب) ارث: 

  افراد به واسطه نسبت خویشاوندی که با یکدیگر دارند، و به سبب نسبت زناشویی از یکدیگر ارث می برند.  همواره جز در مواردی در حقوق اسلامی در اصل رابطه توارث،  زنان و مردان باهم مساوی هستند.  در میزان سهم الارث نیز اینگونه نیست که همواره سهم زنان و مردان متفاوت باشد، بلکه در شرایطی نیز سهم ارث زنان با مردان برابر است.  در زمینه ارث بردن با توجه به اینکه زنان همواره مالک اموال و حاصل دستر نج خود هستند، و هیچ وظیفه ای مالی  حتی برای هزینه های شخصی خویش ندارند، نسبت به مردان خانواده (برادر) از سهم الارث کمتری برخوردارند.  اصل ارث بردن زنان از همسر متوفای خود کاملاً در جهت منافع زنان است. با توجه به آنچه بیان شد، مشاهده می شود که تفاوت های اقتصادی موجود در حقوق اسلامی، که تنها در بعضی موارد در زمینه احوال شخصی وجود دارد، بر اساس نابرابری در نقش هاست(ابن تراب، 1393)

ج ) دیه

  علت نابرابری دیه زنان و مردان را می توان در بیان ماهیت دیه جستجو کرد. اگر دیه را ماهیتی با عنوان جبران خسارت بدانیم، بنا بر پذیرش این نظر در حقیقت پرداخت دیه، جنبة جبران خسارت مالی را نیز دارد، حتی اگر جنبة مجازاتی آن نیز مورد توجه قرار گرفته باشد، دیه موجب جبران خسارت مالی  وارد بر مجنی علیه یا ورثه او می شود. در این صورت با توجه به اینکه همواره مردان مسئول اقتصاد در خانواده هستند، با فقدان ایشان خسارت مالی بیشتری به خانواده وارد می شود، و جبران آن نیز سنگین تر خواهد بود(ابن تراب، 1393)

6- قصاص

  در اسلام در مورد اجرای حکم قصاص بین زن و مرد تفاوت هایی وجود دارد. در خصوص علت این تفاوت ها  باید گفت که  آیات قرآن حق قصاص را بدون هیچ تفاوتی میان زن و مرد در نظر گرفته است و نفس را در برابر نفس قرار داده است اعم از اینک زن باشد یا مرد. و در جایی که پرداخت دیه جایگزین مجازات قصاص می گردد با  توجه به  خواستگاه های متفاوت  این حکم مارا در دست یابی به  دلیل این تفاوت یاری خواهد کرد. در واقع مبنای این تفاوت جایگاه اقتصادی مرد و مسئولیت او بر اداره خانواده است. بر این اساس هم عدالت از نظر اقتصادی تامین میشود و هم مصالح قصاص (خسروشاهی و یراقی، 1392)

نتیجه گیری:

  در این مقاله با بررسی و مقایسه ابعاد گوناگون تساوی بین زنان و مردان در اسلام و کنوانسیون، مشاهده میکنیم که در اسلام با توجه به کارکردهای اجتماعی و نقش هر کدام از زنان و مردان در جامعه بشری، حقوق و تکالیفی برای هر کدام در نظر گرفته شده است که با وجود تفاوت هایی که  بین  این حقوق و تکالیف دیده میشود، هرگز اسلام جایگاه انسانی زنان را از مردان پایین تر نمی داند و هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی  برای مردان نسبت به زنان قائل نیست. 

   حال آنکه کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان با وجود اذعان  برابری  کامل زنان و مردان در تمام زمینه ها، خود  قبول دار تفاوت در ویژگی های فردی بین آنها  در زمینه هایی همچون مسایل مادری و اقتصادی می باشد و در بندهای مختلفی از این کنوانسیون شاهد عدم برابری کامل زنان و مردان و قایل شدن امتیازات ویژه برای زنان هستیم که این همان چیزی است که قرن ها پیش اسلام به ان توجه کافی  داشته است. 

منابع:

1.مستقیمی، مهدیه اسادات (1380) رویکردی تطبیقی به خاستگاه های فلسفی مسائل اجتماعی زنان در اسلام و فمینیسم بخش دوم): نگاه اسلام به آموزش و تحصیل زنان). علوم اجتماعی:مطالعات راهبردی زنان، شماره11، 48-69

2.واعظی،محمد جواد؛جباری،محمد رضا (1389) نگاه تاریخی به وضعیت زن در اسلام. تاریخ اسلام در آینه پژوهش، شماره 26، 143-164

3.عاقبتی، پریسا (1394) پژوهشی در اشتغال بانوان از دیدگاه اسلام. فصلنامه علمی - پژوهشی فقه و تاریخ تمدن، سال دهم، شماره 39

4.احمدی،سید محمد (1388) مشارکت سیاسی زنان در ایران غرب و اسلام  . علوم اجتماعی: پژوهشنامه: شماره 42،  117 -156

5.یزدی، اقدس (1388) اخلاق مادری در اسلام و فمینیسم. فصلنامه علمی پژوهشی دانشگاه قم، سال دهم، شماره سوم، 151-183

6.بیگی، نفیسه؛ انصافی، سپیده (1395) تبیین جایگاه مادر در سبک زندگی اسلامی با تأکید بر آیات و روایات. کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی

7.خرمی، جواد (1384) جایگاه اجتماعی زن در اسلام. فقه و اصول : مبلغان، شماره 67، 8-21

8.ابن تراب، مریم (1393) جایگاه کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان در حقوق اسلامی با رویکردی بر دیدگاه امام خمینی. پژوهشنامه متین، سال 16، شماره 63، 1-19

9.خسروشاهی، قدرت اله؛ یراقی، سعیده (1392) مطالعات راهبردی زنان. دوره 16، 147-175

10.صانعی، منوچهر (1382) برابری در حقوق بشرو پیشینه تاریخی آن. پژوهشنامه علوم انسانی، شماره39 -40، 87-106

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837