آرشيو

نقض تمامیت جسمانی زنان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده
زنان به عنوان نیمی از بشریت همواره در طول تاریخ مورد ظلم و ستم و آسیب های جسمی و روحی بوده اند . درواقع قدرت فیزیکی و جسمانی ضعیف زنان نسبت به مردان موجب خشونت های متعددی علیه این قشر خاص شده است که قتل ،ضرب و جرح، سوء‌استفاده جنسی و ... از این قبیل اینها می باشد علارغم فعالیت مدنی بین المللی گسترده در جهت حمایت از تمامیت جسمی و روحی زنان و مبارزه علیه هرگونه خشونت بویژه خشونت فیزیکی هنوز این قشر آسیب پذیر نتوانستند به حقوق کامل خود دست یابند.با توجه به ضرورت پرداختن به حقوق نقض شده زنان این پژوهش قصد دارد جایگاه تمامیت جسمانی زنان را در حوزه بین الملل و همچنین درکشورهای مدعی حقوق بشر مورد ارزیابی قرار دهد.
کلیدواژه : حقوق بشر ، تمامیت جسمانی زنان ، خشونت ، فمنیسم
مقدمه
اعمال خشونت علیه انسان‌ها در تمام ادوار تاریخ با شدت و ضعف وجود داشته است. اما زنان و دختران در مقابل خشونت آسیب پذیرتر می‌باشند، زیرا آنان دارای روحی لطیف و از نظر جسمانی نسبت به مردان ضعیف هستند. اثرات مخرب این آسیب‌ها بر زنان، از نظر روحی و روانی در خانواده و جامعه کاملاً محسوس می‌باشد. متأسفانه از قرن 19 به بعد که جو حاکم بر کشورها به سمت سکولاریستی و اومانیستی پیش رفت، آرام آرام خشونت علیه زنان بیشتر شد تا جایی که در کشورهای غربی به فکر مقابله با خشونت علیه زنان افتادند و مراکز متعددی برای حمایت از زنان آسیب‌دیده در غرب تشکیل دادند، که البته این مراکز از کارآیی لازم برخوردار نیستند؛ زیرا خشونت‌ها از نظر کمیت و کیفیت رو به فزونی است. در حوزه حقوق بشر بین المللی در سال 1993 برای نخستین بار جامعه بین‎المللی حقوق بشر رسماً خشونت علیه زنان حتی در زندگی خصوصی خانواده‎ها، را به عنوان یکی از موارد نقض بنیادین حقوق بشر به رسمیت شناخت و متعاقب آن معاهدات بین المللی گسترده ای در این حوزه به تصویب رسید .(سروریان،1383) با توجه به اهمیت پرداختن به موضوع صیانت از تمامیت جسمانی زنان ورفع هرگونه خشونت فیزیکی، این پژوهش قصد دارد با رویکردی توصیفی به این سوال پاسخ دهد که تمامیت جسمانی زنان چه جایگاهی در حوزه حقوق بشر در عرصه بین المللی دارد؟همچنین در انتها عملکرد کشورهای غربی که در این زمینه مدعی هستند نیز مود بررسی قرار می گیرد.فرضیه مطرح شده این است که تمامیت جسمانی زنان به عنوان یک رویکرد غالب در اسناد بین المللی مورد توجه قرار گرفته است اما در عمل کشورهای غربی دارای بیشترین آمار درنقض تمامیت جسمی زنان با عنوان خشونت فیزیکی علیه زنان هستند .
رویکرد نظری
جایگاه زن در مکاتب غربی
باتوجه به اینکه جهان بینی و نگرش غرب نسبت به جایگاه و موقعیت زنان براساس مکاتب و رویکردهای فلسفی مشخصی می باشد در ابتدا با رویکرد تئوریک به بررسی اندیشه‌های کلاسیک غرب نسبت به زن می پردازیم:
- پوزيتيويسم
انديشه ايست كه بر اساس آن تنها چيزهايي را باور دارد كه در آزمايشگاه شناخته شود و يا با ازمايش ثابت شود. و آنچه كه در آزمايشگاه و يا با آزمايش اثبات نشود، را غير واقعي و موهوم مي داند. پيشرفتهاي علمي جديد در غرب مديون اين انديشه است كه به صورت مكتب حاكم بر محافل و مراكز علمي تمدني غرب درآمده است. در اين مكتب حقيقت معني ندارد و آنچه معني دارد واقعيتي است كه به وسيلة آزمايش قابل اثبات باشد. حقيقت اعمال، حقيقت انسان، حقيقت مرد، حقيقت زن، حقيقت راستي، حقيقت شهادت، حقيقت و اسرار عالم، حقايق عرفاني و حقايق ملكوت، حقيقت اسلام، و حقيقت دنيا دوستي و حقايق ديگر عالم، همه و همه از نظر اين مكتب، بي معني است و ساخته و پرداختة ذهن بشر است. پوزيتيويسم در تعريف و معرفي مشخصات و وجود زن، تنها به دستاوردهاي آزمايشگاهي خود متكي است. و مكتب فمينيسم كه در دفاع از حقوق زنان در غرب پديد آمده است، تمام اطلاعاتش را دربارة حقيقت زن از اطلاعات علمي كه متكي بر مكتب پوزيتيويسم است به دست مي آورد. لذا از حقيقت زن و حقيقت عاطفه و از چيزهايي مثل قلب، روح، وجدان، عشق الهي و ملكوتي، حقيقت ايثار و امثال آن بي خبر است. (شیرخانی ،1393)
الف. اومانیسم
«اومانیسم» را به اصالت بشر، انسان باوری و انسان گرایی ترجمه کرده اند. در فرهنگ آکسفورد، در تعریف «اومانیسم» چنین آمده: اومانیسم نظامی اعتقادی است که نیازهای بشری را مورد توجه قرار می دهد و راه حل آنها را به جای ایمان به خدا، از طریق عقل و خرد جست وجو می کند.  بر اساس این اندیشه، انسان مدار و محور همه اشیا و آفریننده ارزش ها و شاخص شناسایی نیکی و بدی است. در این دیدگاه، انسان به جای خدا می نشیند و می تواند بدون کمک گرفتن از دین و ارتباط با ماورای طبیعت، مشکلات زندگی خود را حل کند. بنابراین، انسان با داشتن دو اهرم «عقل» و «دانش»، دیگر نیازی به دین ندارد. پیامد این انسان محوری، زمینی کردن دین و بی اعتقادی به آن است.  اومانیسم در واقع، یک جریان افراطی بود که در مقابل تفریط گرایی مسیحیت در قرون وسطا پدید آمد. مسیحیت زمانی در غرب نفوذ کرد که شکوهمندی امپراتوری روم و آرمان های آن از رونق افتاده بود و فضای یأس و نومیدی بر مردم سیطره داشت. آنها بکلی از آسمان امید برگرفته بودند و آرزوی خویش را در زمین و در غرایز حیوانی می جستند. بدین روی، لذت گرایی به عنوان بخش جدایی ناپذیر تفکر اومانیستی قرار گرفت. تفکر اومانیستی، که نخست با ترویج عشق زمینی و فرهنگ برهنگی در نقاشی و مجسّمه سازی ظهور کرد، به تدریج تمام شئون حیات علمی و عملی اروپای غربی را دربر گرفت و به عنوان یکی از پایه های اساسی ادبیات و فرهنگ غرب جدید تثبیت گردید. اومانیسم از بنیادی ترین مبانی فکری بسیاری از فمینیست ها محسوب می شود. ناگفته پیداست که براساس نگرش اومانیستی جریان فمینیسم، چون هوس انسان محور و ملاک همه امور زندگی است، قانون «حق خودداری از تمکین جنسی زنان در مقابل همسر»، مشروعیت هرگونه ابتذال اخلاقی و اجتماعی، همجنس بازی بر اساس جدایی روابط جنسی از تولید مثل و حق تسلّط بر بدن در روابط جنسی و مبارزه با بسیاری از احکام دینی یا مقرّرات اجتماعی را که محدودیت های شرعی یا اخلاقی و حقوقی ایجاب می کنند، به بهانه تزاحم با انسانیت انسان ها، در جهت گرایش اومانیستی مجاز می شمرد. (چراغی ،1386 ،54)
-فمنیسم
مكتب فمنيسم خواركننده‌ترين مكتب در معرفي شخصيت زن است زيرا فمنيسم از زن يك مرد ناقص و قابل ترحم معرفي مي كند و سپس حقوق او را در رقابت با مردان قرار مي دهد و در دفاع از او تلاش مي‌نمايد. فمينيست ها با قطع پيوند ميان انسان و خدا بر حاكميت انسان تأكيد مي‌كنند. از ويژگي هاي بارز فمينيسم، سياسي پنداشتن تفاوت هاي جنسيتي است. در یک تعریف کلی فمینیسم مجموعه حرکت ها و فعالیت های اجتماعی با هدف احقاق حقوق زنان و رفع تضييق از آنان است که غالباً به وسیله خود زنان انجام می گیرد. در یک کلمه، فمینیسم اندیشه غرب در مورد زن است. این اندیشه كه در فکر مبارزه با مردان و همچنین برابر شدن با مردان در تمام امور است، اکنون به عنوان یک برنامه و نقشه و حربه حقوق بشری، توسط غرب علیه موجودیت زن مسلمان و ارزش های اسلامی به کار گرفته شده است. به ديگر سخن فمينيسم رسالتش را در دفاع از حقوق زن محدود و منحصر نكرده؛ بلكه در صدد ارائه تفسير جديدي از جهان و انسان است. فمنيست‌ها به نقش زن در حيات انساني نگاهي متحجرانه دارند زيرا رويكرد جنسيتي و زنانه به نقش و حقوق زنان مي دهند و اين همان آغاز تحجر است. از آن جا كه فمنيسم بر اسرار خلقت دست نيافته است از حقيقت وجودي زن صحبت نمي‌كند و نمي تواند در اين ساحت مطلبي عرضه نمايد. زيرا اطلاعاتش براساس اومانيسم كه ريشه در پوزيتيويسم دارد، مي باشد و اين مكاتب در شناخت حقيقت زن ناتوانند، چون كشف حقيقت انساني، از توان آزمايش و آزمايشگاههاي حسّي پوزيتيويسم خارج است. نگاه غرب به زن نگاهي تجاري و غيرانساني است كه همين نوع نگاه اساس همه بحران هاي خانواده در غرب است. زنان را از كرامت و انسانيت خود دور كرده و به موجودي بي هويت تبديل كرده اند. عفت زن مهم ترين عنصر براي شخصيت زن است. وسيله اي براي تعالي و تكريم شخصيت زن است. آنها با بيان آزادي جنسي و تأمين لذات مادي اين عفت را از زن گرفتند و زن را در دستان مردان هوسباز اسير كردند. بي توجهي به اخلاق در گرايش هاي فمينيستي تا بدان جا پيش رفت كه زنان به عنوان كالاي تجاري خريد و فروش مي‌شدند و ملعبه دست هواپرستان قرار گرفته بودند. از ارزش هاي مكتب غربي، عريان كردن زنان در برابر مرد است تا تمتعات جنسي مردان برآورده شود. اين همان مردسالاري است. اين نوع نگاه براي اشباع مادي ترين خصلت بشري در مرد است كه چيزي جز تحقير و توهين نسبت به جنس زن نيست.(شیرخانی ، 1393)
-سرمایه داری
فرآيند تولد سرمايه داري از بطن نظام فئودالي و فرآيند شکل گيري طبقه کارگر، در عين حال فرآيند شکل گيري يک رابطه ي جنسيتي جديد، يک رابطه قدرت جديد ميان زن و مرد و بهتر بگوييم بين زن و مرد سرمايه دار بود. موتور محرکه ي اين رابطه ي جنسيتي جديد، تامين نيروي کار براي سرمايه داري بود. بدين ترتيب سرمايه داري ستم بر زن را سيستماتيک تر و سازمان يافته تر از نظام هاي طبقاتي پيشين کرد و هم اکنون در غرب از زن براي کسب سود در انواع صنعت سکس، پورنوگرافي، مدلينگ و تبليغات استفاده مي‌شود.در نظام سرمايه داري زنان علاوه بر اينکه يک بار مثل مردان هم طبقه يي خود و در کنار آنها تحت استثمار و مورد ستم هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي ناشي از سيستم اقتصادي حاکم بر جامعۀ طبقاتي قرار مي گيرند (ستم طبقاتي)، يک بار هم صرفاً به خاطر زن بودنشان مورد ستم قرار مي گيرند (ستم جنسيتي). اگر يک زن، کارگر است علاوه بر اين که همانند کارگرِ مرد از طرف سرمايه دار استثمار مي شود، به خاطر زن بودنش هم مورد استثمار قرار مي گيرد. به اين معني که مزد کمتري به او داده مي شود، يعني استثمارش شديدتر از مردِ هم طبقه يي اش مي باشد. در ضمن اينکه زن کارگر در محيط کارخانه و واحد توليدي صرفاً به خاطر زن بودنش به اشکال مختلف به خصوص از طرف کارفرماي خود مورد تحقير و آزار و اذيت جنسي و خشونت قرار مي گيرد، حتي از طرف همکاران مرد خود نيز از تحقير و توهين مصون نمي باشد. اذيت و آزار و تحقير زنان طبقات تحت ستم و استثمار آنان به اشکال مختلف صورت ميگيرد. اما ايدئولوگ هاي سرمايه، صاحبان و مالکان سرمايه هيچگاه اينها را به پاي خشونت سرمايه داري حاکم نمي نويسند. برايشان اين امري کاملاً طبيعي بوده و خود را محق مي دانند که اين شيوۀ بيرحمانه همراه با خشونت را در مورد اين بخش از زنان کارگر به کار گيرند. از طرف ديگر کار برابر زنان کارگر با مردان با دستمزدي نابرابر براي زنان به همراه است و در بحرانهاي اقتصادي باز هم زنان در صف مقدم قربانيان بحران هستند و اولين کساني هستند که به کنج خانه ها رانده ميشوند.(بصیرت،1394)
تمامیت جسمانی زنان از منظر حقوق بشر بین المللی
در اسناد بین المللی حفظ حقوق جسمی زنان از ابتدای تاسیس سازمان های بین المللی بویژه سازمان ملل مورد توجه قرار گرفته است و در مواد متعددی در قالب منع " خشونت عليه زنان" به آن پرداخته شده است.
-اعلامیه ی رفع اَشکال خشونت بر زنان (1993)
این اعلامیه، نخستین سند حقوق بین الملل بشر دوستانه است که به طور انحصاری مساله ی خشونت علیه زنان را بررسی می کند. اعلامیه ی مذکور به صورت اجماعی (بدون رای گیری) در 20 دسامبر 1993 در قطعامه ی 104/48 مجمع عمومی تصویب شد و حاوی یک مقدمه و شش ماده است. ماده ی اول این قطعنامه، اصطلاح خشونت را تعریف کرده و در ماده ی دوم، بستر های خشونت علیه زنان در محیط خانواده، جامعه و دولت و اقسام آن که توسط دولت و یا به واسطه ی اهمال دولت در قلمرو داخلی (زندان و بازداشتگاه ها) و خواه در قلمرو خارجی (درگیری های مسلحانه و اشغال سرزمین خارجی و ...)رخ می دهد را نام برده است. در ماده ی سوم به حقوق و آزادی های اساسیِ زنان اشاره شده است. ماده ی چهارم، مسئولیت دولت ها را در رابطه با محو و زدودن اقسام خشونت علیه زنان یادآور شده است. در ماده ی پنجم به مسئولیت جامعه بین المللی اشاره شده است و در آخرین ماده، عدم تاثیر مقررات اعلامیه را بر قوانین ماثر ترِ کشور ها در این موضوعات خواستار است.
-قطعنامه ی شماره 45 و 46 کمیسیون حقوق بشر
در این دو قطعنامه به تصمیم مبتنی بر انتصاب گزارشگرِ ویژه ی خشونت علیه زنان پرداخته شده که طرحِ آن پیشتر مورد استقبال دومین کنفرانس جهانی حقوق بشر 1993 ویانا واقع گردیده بود. در تاریخ 4 مارچ 1994 قطعنامه (یکپارچگی و اتحاد حقوق زنان در داخلِ ساز و کار های حقوق بشری سازمان ملل و رفع خشونت نسبت به زنان) در جلسه 45 مجمع عمومی صادر شد که در ضمنِ آن گزارشگرِ ویژه کمیسیون حقوق بشر برای دوره ای سه ساله جهت بررسیِ علل و پیامد های خشونت علیه زنان که هر ساله ملزم به ارایه ی گزارش به کمیسیون حقوق بشر است انتخاب شد.
-قطعنامه ی مقابله با سنت های زن ستیزانه (1998)
مجمع عمومی با دعوت کلیه اعضا به اجرای تعهدات در راستای مقابله با سنت ها و عادات ناپسند صدمه زننده به سلامت جسمی و روحیِ زنان از آن ها درخواست گزارش اقدامات شان را در این باب نمود و با تاکید بر تعهد سازمان ملل و اسناد حقوق بشری در این رابطه اعمال مذکور را شکل جدی خشونت علیه حقوق انسانیِ زنان برشمرد. سنت های زن ستیزانه به معنیِ آداب و رسومی که به اثرِ اعمالِ آن ها در جامعه، جنسِ زن، متضرر گردند در کشور ها به وفور یافت می شوند.
-اعلامیه ی مقابله با جرایم با توجیه حیثیتی (2000)
این قعطنامه که دارای یک مقدمه و 7 بند است ضمن تاکید بر تعهدِ دولت ها در مورد ارتقا و حمایت ها از حقوق بشر مندرج در کلیه اسناد بین المللی، جرایم ناموسی علیه زنان را موضوعی حقوق بشری دانسته و دولت ها را ملزم به پیشگیری، رسیدگی و مجازات مرتکبین آن و حمایت از قربانیان این اعمال دانسته است که لازمه انجام این امر مهم را داده های کافی و همچنین درک مناسب از ریشه ها و عوامل اشکال خشونت علیه زنان مخصوصا جرایم ناموسی دانسته و تحلیل و اتخاذِ سیاستی آگاهانه را منوط به این مقوله می داند. این قطعنامه با اشاره به فراگیر بودن جرایم ناموسی در سطح جهان، استناد مجرمین را به دلایل موجهِ قانونی، نگران کننده می دانند و بر تلاش جامعه ی مدنی در جهت افزایش آگاهیِ افکار عمومی از چنین جرایم و اثرات و پیامد های زیان بارِ آن تاکید می نمایند. بر طبقِ دستورِ کار این سند، در راستای پیشگیری و رفع جرایم ناموسی استفاده از اقدامات قانونی، آموزشی، اجتماعی، جلب مشارکت رهبران مذهبی و قومی، اساتید و رسانه ها و افزایش آگاهی و درک از عوامل و نتایج ارتکاب چنین جرایمی در بین کسانی که مسئول اجرای قانون و سیاست ها هستند باید توجه صورت گیرد.
رخدادِ جرایم با توجیهِ حیثیتی، از جرایمی است که نتایجِ نگران کننده ای داشته و آمارِ آن نیز رو به کاهش قرار نگرفته است. این جرایم که معمولا توسطِ نزدیکانِ قربانی همچون همسر، برادر و حتی پسرِ وی صورت می گیرد به مرتکبِ جرم چنین انگیزه ای را می دهد که وی قربانی را مستحقِ جزایی که خود درنظر می گیرد می داند و مجریِ مجازات را نیز غیر از خود نمی بیند. در واقع زیربنایِ چنین جرایمی که اکثرا قربانی را به کامِ مرگ می کشاند، قبل از تعصبات و پیرویِ بیش از حد به سنت های قبیله، تفکیکِ جنسیتی ست که این اعلامیه موفق به تعریف و رهیافت های مقابله با آن گشته است.
-قطعنامه ی رفع هرگونه خشونت علیه زنان (2000)
این قطعنامه نیز که دارای یک مقدمه و 11 بند می باشد با یادآوری سایر اقداماتِ صورت گرفته ی پیشین در این زمینه و نیز تعهدات دولت ها جهت پیش برد و حمایت حقوق بشر از آزادی های اساسی بر لزوم رفع خشونت علیه زنان به ذکر مهم ترین مصادیق خشونت علیه زنان می پردازد که شامل «اشکال استثمار جنسیِ تجاری همچنین بهره برداریِ اقتصادی که شاملِ قاچاق زنان و کودکان می شود. کشتن نوزادان دختر، ارتکاب قتل های ناموسی، ارتکاب جرایم تحت عنوان عشق و علاقه ی افراطی، جرایم نژادی، کودک ربایی و فروش اطفال، اسید پاشی، رویه های سنتیِ زیان بار از قبیل ختنه ی زنان و ازدواج های زودهنگام و اجباری تاکید شده است».در این قطعنامه نیز همانند سایر اسناد رفع خشونت علیه زنان، با تاکید بر اهمیت توانمند ساختن زنان به عنوان ابزاری جهت رفع همه ی اشکال خشونت علیه آنان، ارتکاب هر نوع خشونت علیه زنان را مانع پیشرفت و تواناییِ زنان و باعث آسیب پذیری و تضعیف بهره مندیِ زنان از حقوق و آزادی های اساسی آن ها محسوب نموده است.
-اعلامیه ی مطالعه ی عمیق همه اشکال خشونت علیه زنان (2000)
در این قطعنامه از مجمع عمومی خواسته شده تا یک مطالعه موشکافانه در ارتباط با همه اشکال و جلوه های خشونت علیه زنان بویژه در 5 زمینه (آمار، عوامل، نتایج و هزینه های خشونت علیه زنان و بهترین رویه های مبارزه با این پدیده) را به عمل آورد و همچنین در خواست شده است تا اطلاعات مورد نیاز، از جمله در مورد راهبرد ها، سیاست ها و برنامه ها و بهترین رویه های دولت های عضو و سازمان های غیر دولتی در این مطالعه تهیه شود.(حق جو ،1392)
مصادیق نقص تمامیت جسمانی زنان در غرب
در خصوص نقض تمامیت جسمانی زنان در کشورهای اروپا که مدعی رعایت حقوق بشر در حوزه زنان هستند باید گفت ، گزارش ها حاکی از آن است که از هر 3 زن اروپایی یک نفر قربانی خشونت شده، که این خشونت در قالب فیزیکی یا جنسی بوده است. نکته قابل توجه این که 33 درصد از زنان از زمانی که به سن 15 سالگی رسیده‌اند دست‌کم یک ‌بار مورد خشونت جنسی واقع شده اند.  همچنین  از هر ده مورد قتل بوقوع پیوسته در ایتالیا،‌ سه مورد از قربانی ها زنان هستند. همچنین از هر ده قتلی که در داخل خانه ها بوقوع می پیوندد، هشت مورد زنان هستند.(فاروج ،1394)
بر اساس آخرین گزارش آماری (2012) سازمان بهداشت جهانی، خشونت علیه زنان- 15 سال و به بالا- در قاره اروپا 2/27 درصد و در آمریکا 1/36 درصد اعلام شده است.
-  40درصد از زنان كشورهاي اروپايي استثمار جنسي در محل كار را تجربه كرده‌اند. دبير كل سازمان ملل در سال 2009 ميلادي در‌خصوص حقوق زنان در صحنه بين‌الملل گفت: «براساس اين پژوهش بين40 تا50 درصد از زنان اتحاديه اروپا يكي از اشكال استثمار جنسي در محل كار خود را احساس كرده‌اند.»
بخشی از گزارش سازمان ملل در مورد وضعیت خشونت علیه زنان در کشورهاي غربي به آمارهاي زير اشاره مي كند:
- درآمریکا سالانه 2 تا 4 میلیون نفر از زنان با خشونت مواجه می شوند. علی رغم تبلیغات گسترده‌ای که آمریکایی‌ها در زمینه حقوق زنان به عمل می‌آورند،گزارش‌های منتشر شده در این زمینه نشان می‌دهند که آمریکا از نظر رعایت حقوق زنان خود در وضعیتی نابهنجار قرار دارد.
-سالانه بیش از500 هزار تجاوز به زنان و دختران بالای 12 سال درآمریکا انجام می‌شود و تعداد سایر خشونت‌ها علیه این گروه از جامعه بیش 8/3 میلیون مورد است. بنا بر گزارش فوق 20 تا 30 درصد زنانی که به به بخش اورژانس بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند آثار ضرب و شتم روی بدن خود دارند.»
- در آمریکا هر 18 دقیقه یک زن مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد به طوری که علت مراجعه 22 تا 35 درصد زنان به بخش‌های اورژانس بیمارستان‌ها، خشونت خانگی است. زنان جوان کم‌درآمد در سنین بین20 تا 24 سال، بیشتر در معرض خشونت‌های خانگی و آزارهای جنسی قرار دارند. همچنين30-25 درصد زنان آمریکایی مورد آ‌زار جسمی شوهران خود قرار می‌گیرند. 25-15 درصد این زنان حتی در هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.
- در فرانسه، 95% قربانیان خشونت را زنان تشکیل می دهند و51 درصد آنها قربانی خشونت توسط همسرانشان هستند. در اين كشور ماهانه 6 زن، يعني يك زن در هر 5 روز، در اثر خشونت هاي خانگي جان مي سپارد، يک سوم آنان با سلاح سرد و يک سوم ديگر با اسلحه گرم به قتل مي رسند،20درصد خفه مي شوند و 10 درصد ديگر تاحد مرگ مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند.
- در فرانسه خشونت عليه زنان به‌حدي است كه زنان به شدت از همسران خود كتك مي‌خورند و ميل به ازدواج در غرب به شدت كاهش يافته است و توجه به نقش مادري و همسري دركشورهاي غربي درحال كمرنگ شدن است.
- درکانادا بیش از53 درصد زنان مورد انواع خشونت قرار مي گيرند. درکانادا از هر چهار زن یک نفر در مرحله ای از زندگی خود مورد خشونت قرار مي گیرد. 62 درصد از مقتولان زن در سال 1987 میلادی در کانادا توسط شوهران خود کشته شده‌اند.
- درآلمان براساس گزارشات در هر 17 ثانیه یک زن مورد ضرب و شتم قرار می گيرد. همچنين در هر4 روز، 3 زن توسط مردان زندگي خود به قتل مي رسند يعني بالغ بر300 قتل نفس در سال. همچنين، زنان مهاجر در كشور آلمان قرباني انواع خشونت‌هاي نژادي هستند و اغلب زنان مهاجر در كشور آلمان در باندهاي فساد و فحشا به كار گرفته مي‌شوند .
- در نروژ از هر چهار زن یک نفر مورد خشونت قرار می گیرد و تقریباً یک سوم زنان از سن 15 سالگی حداقل یک بار خشونت را تجربه کرده اند. 10 درصد از زنان 15 سال مورد آزار جنسی قرار گرفته اند. بر اساس گزارش پلیس نروژ، 6 زن توسط مردان زندگی خود در سال 2010 به قتل رسیده اند و 938 مورد آزار جنسی و 106 مورد تلاش به خشونت جنسی مشاهده شده است.
- هر ساله به طور متوسط 20 زن در سوئد جانشان را به دلیل خشونت همسر یا شریک زندگی خود از دست می‌دهند. در سال ۲۰۰۳ میلادی ۲۵ هزار و ۵۰۰ خشونت و ضرب و شتم علیه زنان گزارش شده است. این در حالیست که بنا بر گفته منابع آگاه در بسیاری از موارد زنان قربانی خشونت ترجیح می‌دهند جهت ثبت شکایت خود اقدامی صورت نداده و به مراکز درمانی یا قضایی مراجعه نکنند.(رسولی ،1392)
اسلام  و حمایت از تمامیت جسمانی زنان
از آنجا که دین اسلام همواره مدافع مظلومین بوده و زنان نیز در طول تاریخ بدلیل وضعیت جسمانی خویش آسیب پذیرتر بوده اند لذا در متون دینی نمونه های فراوان می توان یافت که توصیه به خوشرفتاری با زنان نموده و از خشونت علیه آنان بازداشته است از جمله:
- پیامبر اکرم (ص): «هر مردی که به صورت همسرش یک سیلی بزند، خداوند عزوجل به مالک دوزخ فرمان می دهد او را در جهنم، هفتاد سیلی بزنند.»
- پیامبر اکرم (ص):« من در شگفتم از کسی که زنش را می زند، حال آنکه او به زدن سزاوارتر است.»
- پیامبر اکرم(ص) در مورد جزای بدرفتاری شوهر با همسرش در روایتی فرموده اند:«هر مردی که با سخنان خود همسرش را آزار دهد، خداوند از او بخشش و صدقه و حسنه ای را قبول نمی کند، تا زن خود را راضی کند. اگر چه آن مرد روزش را روزه بگیرد و شبها را شب زنده داری کند و در راه خدا برده آزاد نماید و در راه جهاد با دشمنان خدا مبارزه کند و چنین شوهری اولین کسی است که وارد آتش جهنم می شود.»
- پیامبر اکرم (ص): آگاه باشید که خدا و رسول خدا از شوهری که به زنش ضرری رساند تا زن، مهریه خود را حلال نماید و طلاق گیرد، بیزار می باشند. و خداوند برای شوهری که زن خود را مورد آزار قرار دهد تا او حقوق خود را ببخشد، به عذابی کمتر از آتش رضایت نمی دهد. زیرا خداوند در مقابل آزار رسانندة به زن غضب می کند، همانگونه که برای یتیم (و در حمایت از او) غضب می کند.»
- حضرت علی (ع) هنگام وفات، وصیت فرمود: «مؤمنان را سفارش می کنم به شهادت بر یگانگی خدا و اینکه او شریکی ندارد و همانا محمد بنده و فرستادة اوست و . . .. خدا را، خدا را در مورد زنان و خدمتکاران در نظر بگیرید. همانا آخرین سخن پیامبر(ص) این بود که فرمود: شما را به دو قشر جامعه که در ضعف نگاه داشته شده اند سفارش می کنم: زنان و خدمتکاران.»
- امام کاظم(ع) فرمود: «خداوند بیش از هر چیز، به خاطر (حمایت از) زنان و کودکان غضب می کند.»
- امام باقر (ع):«کسی که زنی را به همسری برگزیند، باید او را اکرام کند. زنان شما باعث نشاط شما هستند. هر که ازدواج می کند حق ندارد زن خود را ضایع سازد.»
- از امام باقر(ع) نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چگونه فردی از شما مردان، همسر خود را می زند، آنگاه با او هم آغوش می گردد؟»
- پیامبر اکرم (ص):« آیا شما را از بدترین مردانتان آگاه کنم؟ گفتیم: بله یا رسول الله. پیامبر اکرم(ص) :« بدترین مردان شما کسی است که تهمت زن، بداخلاق و بدزبان است، به تنهایی می خورد و بخشش نمی کند. . و دیگران پناه همسرش هستند.»
- از امام باقر (ع) در مورد مجازات مردی که به زنی تجاوز به عنف نموده است سؤال شد. آن حضرت فرمود: «مجازات آن مرد چه مجرد بوده و چه متأهل، مرگ است.»(آیت اللهی،1388، 15)
همچنین قرآن کریم مردان را به مهربانی و مودت با زنان سفارش کرده است. ومردان را خدمتگزار و سرپرست زنان می داند و حتی مردان را در برابر زنان متخلف که از وظایف خویش سرپیچی کنند و ناسازگار باشند نیز متعهد می داند. ضمانت اجرای ناسازگاری زنان را پند و اندرز دوستانه می داند و چنانچه اندرز سودی نداشته باشد، دوری کردن از آنان در بستر و به اصطلاح قهر کردن و آشکار کردن عدم رضایت از رفتار آنها را راه دیگر مقاومت در برابر سو رفتار زن قرار داده است.  اسلام مردان را سنگ زیرین آسیای زندگی دانسته، شکیبایی در سختی ها را بر آنان واجب دانسته و در این راستا آنها را مکلف به حسن معاشرت با زنان نموده است. پیامبر گرامی کامل ترین مومنان را کسی می داندکه خلقش نیکوتر است و از همه نیکوتر کسی را می داند که بر زن خود نیکی کند. از این نیز بالاتر، گرامی داشتن زن را جزو صفت بزرگ مردان دانسته و فرومایگان را زن آزار معرفی می کند. (اسدی، 1388،224)
فرجام سخن
با توجه به مطالب گفته شده جایگاه زن در اندیشه غرب نشات گرفته از مکاتب مادی و تجربی است در واقع حقیقت وجودی زن براساس اومانيسم كه ريشه در پوزيتيويسم دارد و همچنین گرايش هاي فمينيستي و استثمار زنان در نظام سرمایه داری موجب شد زنان هیچ گاه به موقعیت و جایگاه واقعی در ابعاد مادی و معنوی دست نیابند .کشورهای مدعی حقوق بشر که همواره دیدگاه انتقادی به کشورهای اسلامی بویژه جمهوری اسلامی ایران در حوزه زنان دارند امروزه جز بزرگترین ناقضان تمامیت جسمی و روحی هستند به طوری که در آمارهای رسمی اعلام شده زنان اروپایی و آمریکایی بیشترین میزان خشونت فیزیکی را تجربه کرده اند .این در حالی است که منع خشونت فیزیکی علیه زنان یکی از بزرگترین آموزه های اسلامی در قرآن کریم و سخنان بزرگان دین بوده است .
منابع
آیت اللهی ،زهرا(1388) ، نگاه تطبیقی به موضوع خشونت علیه زنان (قسمت اول) ، کتاب زنان، شماره 13
اسدی ،لیلا (1388)، مهار خشونت های خانگی از قانون تا اخلاق، کتاب زنان، شماره 23
بصیرت ،(1394)، روز نارنجی؛ یا روز کلفتی زنان برای کاپیتالیسم،خبرگزاری فارس
حق جو، روح الله (1392) بررسیِ برخی اسنادِ بین المللی در ارتباط با محوِ خشونت علیه زنان،روزنامه وحدت
چراغی ،اسماعیل (1386) فمینیسم و نوع نگاه به خانواده ، سال شانزدهم، شماره 5 (پياپي 116)
رسولي، نويد (1392) غرب وخشونت عليه زنان،سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
سروریان ، محمد کمال (1383) خشونت علیه زنان در فرانسه و آمریکا مطالعات راهبردی زنان ، شماره 23
شيرخاني ، فهيمه(1393)، شناخت زن از ديدگاه اسلام و تقابل آن با مكاتب غربي، سومين همايش بسوي راهبردهاي قرآني در تربيت انسان
____، (1394) ، اروپای مدعی، خشونت، تجاوز، نقض تمامیت جسمی و جنسی، پایگاه فاروج

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 40 - اردی بهشت ماه 1395

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837