آرشيو

بررسی اهمیت آموزش زنان

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده:

آموزش یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار بر پیشرفت و شکوفای زنان است. اسلام با دیدگاهی روشن ،همواره از علم آموزی زنان حمایت کرده است و نشانه های آن سواد آموزی زنان در ابتدای ظهور اسلام است. متاسفانه امروزه با وجود پیشرفت علم و فناوری، شاهد عقب ماندگی بسیاری از زنان در مناطق مختلف جهان هستیم. عواملی همچون فقر فرهنگی، مرد سالاری ، فقر اقتصادی و تبعیض زمینه ساز ایجاد چنین مشکلی می باشد. در این مقاله ،نویسنده با بررسی دیدگاه اسلام و کنوانسیون های غربی در خصوص آموزش زنان،عوامل عقب ماندگی آموزشی زنان را مورد بررسی قرار داده است.

کلید واژه: زنان.علم.آموزش.کنوانسیون.فقر.

مقدمه:
زنان در رشد و تحكيم خانواده نقش بسيار مؤثري دارند كه اين نقش اثرگذار بر رشـد و توسعه جامعه است. خانواده واحد كوچكتر يك جامعه اسـت كـه از پيونـد زوجـي شروع ميشود. زناني كه انديشة بارور و رشـد يافتـه اي دارنـد در پايـه گـذاري كـانون خانواده قدرتمند عمل كرده و آن را به درستي پايه ريزي ميكنند. زناني كه در زمينة نحوة ادارة خانه، ارتباط با همسر، ارتباط با خـانوادة اصـلي خـود و همـسر، مـديريت سلامتي و بهداشت خود و همسر، چه از حيث رواني و چه جسمي، دانش كافي دارند، سلامتي خود و همسر خود را در درجة اول تضمين مينمايند و سـپس، در نگـهداري از فرزند خود، چه در حـين بـارداري و چـه پـس از تولـد ، از لحـاظ چگـونگي حفـظ بهداشت و تغذية او و رفتار با او، متناسب با موقعيت سني و جنسي كودك، موفـق تـر عمل ميكنند.(بهرامی،اعتمادی:42)

در این میان در خصوص دانش زنان ، آمارها حکایت از سیر صعودی حضور زنان در عرصه علم و دانش دارد. اگر به مقایسه این آمار در سال های قبل و بعد از انقلاب بپردازیم، مشخص می شود که علاقه دختران به تحصیل و طی مدارج بالای تحصیلی، بیش از مردان است و در حال حاضر نیز 62% قبولی دانشگاه ها را در ایران، دختران تشکیل می دهند.
آموزش، یکی از ابزارهای ارزشمند، جهت توانمند سازی زنان است. از این رو، در خیلی از کشورها اقداماتی برای تحت پوشش قرار دادن زنان و دختران در جوامع بومی و سایر گروه های محروم و به حاشیه رانده شده، انجام شده است.
امّا در برخی از کشورها، تلاش های صورت گرفته برای ریشه کن سازی بی سوادی و تقویت سواد در میان زنان و دختران و افزایش دسترسی آنان به همه سطوح و انواع آموزش و پرورش، با موانعی نظیر موارد زیر، محدود شده است: فقدان منابع و نبود اراده و تعهّد سیاسی کافی برای بهبود زیر بنای آموزشی و اصلاحات مربوط؛ وجود تبعیض و تعصّبات جنسیتی مداوم، از جمله در امر آموزش معلمان؛ استفاده مداوم از کلیشه های جنسیتی در مواد آموزشی و ... .
تاکنون، پیشرفت اندکی در زمینه ریشه کن سازی بی سوادی در برخی از کشورهای در حال توسعه حاصل شده است و همین امر، باعث تشدید نابرابری زنان در سطوح اقتصادی، اجتماعی و سیاسی گردیده است.(حدیث زندگی/1384)
البته در ایران نیز فقر ،تبعیض جنسیتی در مناطق محروم مانع تحصیل زنان شده است. در این مقاله با بهره گیری از دیدگاه اسلام و همچنین قوانین بین المللی ،وضعیت کنونی آموزش زنان در ایران و کشورهای دیگر و همچنین ضعف و کاستی های آن مورد بررسی قرار گرفته است.

رهیافت نظری:
اسلام و آموزش زنان
اسلام معتقد به برابری ارزش های انسانی در عالی ترین چهره آن در میان همه انسان هاست. توجه اسلام به این امر تا حدی است که آن را یکی از عقاید اساسی تمام مسلمانان قرار داده است و وجه تمایز ایشان را نه در ماهیت انسانی، بلکه در بروز شایستگی ها و سطوح مختلف رفتارها و کردارها و تمام چیزهایی می داند که برای پروردگار، خویشتن، جامعه انسانی و انسانیت، به منصه ظهور می رسانند.
تأکید بر استیفای این حق تا حدّی است که در مواردی که پای یادگیری واجباتِ دینی و یا حتّی پاره ای نیازمندی های دنیوی به میان می آید، این «حقّ»، به «تکلیف» بدل می شود. از این رو پیامبر (ص) فرموده اند: «تعلّم العلم فریضة علی کل مسلم؛ فراگیری علم بر هر مسلمانی برخی در فهم و ترجمه این روایات، دقت کافی و وافی مبذول نمی کنند، لذا در گفته ها و نوشته های خود، علم آموزی را ویژه مردانِ مسلمان می دانند. برخی دیگر برای اثبات مدعای علم آموزی برای زنان، به دنبال روایاتی می گردند که در آن بر کلمه «مسلمة» نیز تصریح شده باشد؛ در حالی که «مسلم»، صفت هر «فرد انسانی» است و هیچ ربطی به مذکر یا مؤنث بودن او ندارد.
امروزه بسیاری از این کتاب ها، هنوز هم از مهم ترین منابعِ مرجع به شمار می روند. از این رو اسلام، زن و مرد را در حقّ آموزش و فرهنگ، مساوی می داند و برای زن در این زمینه همان حقّی را قائل است که برای مرد. بنابراین او می تواند به میزان خواست و توانمندی هایش در جهت کسب علم و ادب و فرهنگ، پیش رو دو حتی این فراگیری در اموری که مربوط به دین و حُسن انجام وظایف دنیوی است، بر وی واجب می باشد. اسلام، برای حقّ آموزش و فرهنگ، حتی میان زنِ آزاد و کنیز نیز فرقی قائل نیست. تا جایی که می بینیم پیامبر اکرم(ص) در مورد آموزش و تعلیم کنیزان، تأکید ویژه ای داشته اند؛)حوراء،1383: 1)
پيامبر(ص)از همان آغاز بعثت ، جهاد مقدس پيكار با بي سوادي را از خانه ي خود آغاز كرده بود. نخستين بار مواد آموزشي دين اسلام از سوي پیامبر (ص) به حضرت خدیجه (س)تعلیم  داده شد. پس از خديجه(س) فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی (ع) دومين زن مسلمان بود ، كه تحت آموزش تعاليم اسلامي قرار گرفت . همچنين حضور آگاهانه ي تعدادي از زنان مسلمان همراه شوهران خود در هجرت به حبشه ، نشانگر آشنايي آنان با تعاليم و معارف اسلامي بود، كه به طور مستقيم توسط پيامبر يا به طور غيرمستقيم توسط شوهرانشان آموزش مي ديدند.(عظیم زاده اردبیلی،1386: 5)

البته گرچه زنان اجازه شرکت در کلاس های عمومی و خصوصی را داشتند، ولی شمار کسانی که از آن بهره می گرفتند، در مقایسه با مردها بسیار کم بود. شمار کسانی که در میان آنان به عنوان دانشمند شهرت و آوازه به دست آوردند چه بسا کمتر بوده است. دکتر منیرالدین احمد در این باره می گوید:
در برابر 7799 مرد دانشمندی که نامشان به وسیله تاریخ بغداد در کتابش آمده است. تنها نام 32 زن دانشمند گنجانده شده است. دیگر دانشمندان،تاریخ زندگی زنان دانشمند بسیاری ثبت کرده اند.
در کنار اینها باید توجه داشته باشیم که با توجه به شرایط خاص زنان و مسؤولیت های آنان درخانواده فرصت آموختن برای آنان، بسیار کوتاه بود. زن ناچار بود حجاب داشته باشد. و از اختلاط نیز باید پرهیز می کرد. علاوه بر این سفرهای دور و دراز بر آن ها مقدور نبود و سفرهایی که انجام شده، معمولا به شهرهای مقدس اسلام بود. و همچنین حضور محارمی از مردان برای همراهی ضرورت داشت. و علاوه بر این کار عمده زنان آن روزها خانه داری و بچه داری بود و با آن همه مشکلاتی که آن روزها وجود داشت، فرصت درس و بحث و مطالعه را از زن می گرفت، علاوه برهمه اینها بعضی از مورخان نیز از آوردن نام و زندگی نامه بانوان دانشمند خودداری کرده اند. برای همین است که تعداد دانشمندان زن در مقایسه با مردها کم بوده است.(پیام حوزه،1379: 2)

دیدگاه غرب و قوانین بین المللی
الف)آموزش زنان در غرب
قوانین تمدنِ اصیل غرب، جز به مردان آزاد یونان، اجازه آموزش نمی داد و زنان را به شدت از ورود در صحنه تعلیم و تعلم منع می کرد. این منع به حدّی بود که به صورت تئوری های علمی درآمده و اندیشمندان نیز در دفاع از آن قلم فرسایی می کردند، به طوری که «ارسطو»یا «ارسطاطالیس» (322 ـ 384 قبل از میلاد)، فیلسوف یونانی و معلم اسکندر مقدونی. وی مؤسس «فلسفه مشّاء» است و تألیفات فراوانی در منطق، الهیّات، طبیعیات و اخلاق دارد. «سیاست»، «النفس»، «ما بعد الطبیعة»، «جدل» و «خطابه» از جمله کتاب های اوست آن را به صورت نظریه علمی بزرگی ارائه کرد و در کتاب «سیاست» اظهار داشت که طبیعت زن به گونه ای است که امکان هیچ گونه توانمندی فکریِ قابل ملاحظه ای را به وی نمی دهد!
در اواخر قرن هفدهم میلادی، ترنّم صداهای ضعیفی در مورد آموزش زنان، در سطح بسیار کم و محدودی شنیده شد. در رأس منادیان تعلیم زنان، اندیشمندان فرانسوی، «فینلون» (1651 ـ 1751)قرار داشت. وی در کتاب خود، «تربیت دختران» که در سال 1680 میلادی انتشار یافت، از آموزش زنان و دختران، داد سخن سر داد و دفاع کرد؛ ولی این نداها، با پاسخ قابل ملاحظه ای از سوی کشورهای اروپایی در آن دوره، مواجه نشد؛ بلکه روند مقابله با آموزش زنان از سوی گروه های مخالف این امر تا اواخر قرن نوزدهم ادامه یافت.(حوراء،1383)
از اوايل دهه ي 1970 ، مسائل مربوط به مشاركت زنان در فرايند برنامه هاي آموزش عالي و توسعه ي ملي در دستور كار سازمان هاي آموزشي و عمراني بسياري از كشورهاي جهان  قرار گرفت. چنانكه هانري ماريون استاد سابق دانشكده ي ادبيات پاريس مي نويسد:
«زمان تعليمات ابتدايي براي پسر و دختر تقريباً در همه ي كشورهاي اروپا اجباري شده است و تعليمات متوسطه اگرچه اجباري نيست ولي عمومي است يعني هركس كه بخواهد مي تواند تحصيل كند، ولي تعليمات عاليه در فرانسه و ايتاليا تنها قسمت تحصيل ادبيات و علوم اجتماعي و طب و حقوق براي زن ها مجاز و ميسر است و در شرايط ورود وامتحانات پسر و دختر مساوي هستند ولي در آلمان و اتريش تحصيلات عاليه براي دختران در مدارس عاليه جايز نيست و در انگلستان مدارس مخصوصي براي تحصيلات عاليه ي زن ها موجود است كه از آن جمله مدرسه ي طب لندن كه مخصوص ز ن ها است ولي درمدرسه عالي كمبريج و آكسفورد ورود دختران و زنان جايز نيست .»
در كشورهاي كوچك اروپا مانند سوئيس و بلژيك و سوئد و نروژ و دانمارك ميدان تحصيل بر اي زنان وسيع تر است و زن ها در تمام رشته هاي تحصيلات عاليه شركت مي كنند و هيچ شرط و قيدي درميان نيست و از اين حيث بر ممالك معظم برتري دارند.
البته اين نسبت درجات و عام و خاص بودن تحصيلات و تبعيض از اوايل سده ي بيستم به تدريج از ميان رفته و پس از جنگ اول عمومي تحصيل براي زن و مرد اروپايي مساوي و حتي حقوق سياسي زن ها در نتيجه ي تحصيلات عاليه بيشتر شده و در انتخابات مجلس ها شركت پيدا كردند.(عظیم زاده اردبیلی،1386: 12-11)

ب)هنجارها و قوانین بین المللی آموزش زنان

آموزش و پرورش در دیگر اسناد حقوق بشری نیز به علت اهمیت بالای علم آموزی مورد ملاحظه ی جدی قرار گرفته است.
بند اول ماده ی 26 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر در این ارتباط بیان داشته است:
هر کسی حق تحصیل دارد، تحصیل حداقل در مراحل ابتدایی باید رایگان باشد. همچنین تحصیلات ابتدایی باید اجباری شده و آموزش¬های فنی و حرفه¬ای نیز در دسترس عموم قرار گیرد. آموزش عالی هم باید برای همه و بر اساس شایستگی در دسترس باشد.
ماده¬ی13 میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی همین مضامین از جمله اجباری و رایگان بودن آموزش ابتدایی، تعمیم آموزش و پرورش متوسطه، حرکت به سمت مجانی کردن آموزش متوسطه، و ... را بیان کرده و در بند ج اعلام داشته: «... ج: آموزش و پرورش عالی باید به کلیه ی وسایل مقتضی به ویژه به وسیله¬ی معمول کردن تدریجی آموزش و پرورش مجانی به تساوی کامل بر اساس استعداد هر کس در دسترس عموم قرار گیرد.»
   مفاهیم و مضامین فوق در مواد یک و چهار کنوانسیون مبارزه با تبعیض در آموزش مصوب 14 دسامبر 1960 یونسکو نیز مورد تصریح و تاکید قرار گرفته است. همچنین این مسأله در میثاق حقوق مدنی و سیاسی، اعلامیه‌ی آمریکایی حقوق بشر، پروتکل اول کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و منشور آفریقایی حقوق بشر ذکر شده است.(عصاره/ 43698)
نهاد زنان ملل‌متحد، آموزش زنان و دختران را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تحولات لازم برای ارتقای حقوق بشر زنان در سراسر جهان می‌داند. آموزش زنان علاوه بر آثار فرهنگی که برای زنان به دنبال دارد، منجر به ارتقای وضعیت اقتصادی زنان نیز می‌شود.
همچنین ارتقای سطح آموزش زنان می‌تواند در عمل منجر به توان‌افزایی سیاسی و اجتماعی زنان شود. از دیدگاه نهاد زنان ملل متحد آموزش زنان و دختران دارای آثار پیشگیرانه در قبال ارتکاب خشونت علیه زنان و دختران است.
یکی از نکات جالب‌توجه در خصوص آموزش زنان از دیدگاه نهاد زنان ملل‌متحد، برقراری ارتباط میان موضوع آموزش مادران و حمایت از حقوق کودکان است. بر طبق آمارهای ارائه‌شده توسط نهاد زنان ملل‌متحد، زنانی که از سواد برخوردارند، 50 درصد بیش از زنان بی‌سواد می‌توانند در حفظ جان کودکان زیر پنج سال خود اقدام کنند. درواقع، بر طبق آمارهای منتشرشده در فواصل سال‌های 1990 تا 2009، ارتقای سطح آموزش زنان می‌تواند تا 50 درصد از موارد مرگ‌ومیر نوزادان و کودکان زیر 5 سال را کاهش دهد.
وجود ارتباط میان آموزش زنان، برابری جنسیتی و توان‌افزایی زنان، در اسناد بین‌المللی متعدد موردتوجه قرارگرفته است. به‌طور نمونه برخی از مهم‌ترین اسناد بین‌المللی که بر ارتباط تنگاتنگ میان این سه موضوع تأکید کرده‌اند، عبارت‌اند از:
1.    اعلامیه اهداف توسعه هزاره؛
2.    کنوانسیون منع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان؛
3.    اعلامیه و برنامه عمل پکن (1995)
درواقع در اعلامیه و برنامه عمل پکن، آموزش‌وپرورش زنان به‌عنوان یکی از ملاحظات و موضوعات اساسی در خصوص تضمین برخورداری زنان از حقوق‌‌بشر قلمداد شده و آموزش زنان به‌عنوان یک ابزار ضروری برای تحقق اهداف بزرگی نظیر ارتقای حقوق بشر زنان، حفظ صلح و امنیت بین‌المللی و نیز تحقق توسعه در ابعاد مختلف دانسته شده است. با توجه به برگزاری بیستمین سالگرد اعلامیه و برنامه عمل پکن، نهاد زنان ملل‌متحد خاطرنشان کرده است که هنوز هم فاصله زیادی تا تحقق کامل و همه‌جانبه حق آموزش زنان وجود دارد و همین امر، یکی از علت‌های عدم تحقق حقوق‌بشر زنان در سراسر جهان است. در بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه، که وضعیت آموزش زنان رو بهبود است، بالغ‌بر 53 درصد از کل جمعیت دخترانی که در سن دبستان قرار دارند، از تحصیل محروم‌اند؛ اما در کشورهای درحال‌توسعه که وضعیت حقوق‌بشر زنان و دختران و خصوصاً حق آموزش آنان رو به ارتقا است، بالغ‌بر 26 درصد از دختران از تحصیل محروم‌اند. خصوصاً در کشورهای واقع در مناطق آفریقا، وضعیت آموزش زنان و دختران، تا حد مطلوب فاصله زیادی دارد. شکاف جنسیتی میان دختران و پسران در امر آموزش، در سطح تحصیلی بالاتر ازجمله راهنمایی و دبیرستان، به‌مراتب بیشتر از دوران دبستان است. زنان و دختران روستایی، زنان و دختران متعلق به گروه‌های اقلیت‌‌های مذهبی و قومی و نیز زنان و دختران بومی، زنان و دختران مهاجر و زنان و دختران معلول بیش از سایر دختران و زنان در امر آموزش در معرض تبعیض مضاعف قرار دارند و آماری بی‌سوادی در میان زنان و دختران این گروه‌ها بیش از سایر زنان و دختران است.(فصیحی مقدم/16392)
نقص های قوانین آموزشی غربی
1) خلط میان اصل كلي منع تبعيض و آموزش مختلط: نقض حق آموزش دختران محجبه
زمينه‌هاي ممنوع تبعيض در آموزش‌وپرورش را مي‌توان در وهله نخست در پاراگراف 1 ماده 2 كنوانسيون حقوق‌كودك جستجو کرد. همچنين ممنوعيت تبعيض در آموزش مبتني بر پاراگراف 2 ماده 1 كنوانسيون يونسكو عليه تبعيض در آموزش (5) است.
نكته جالب‌توجه آن است كه هرگونه رفتار نابرابر، تبعيض محسوب نمي‌شود. تمايزات درصورتی‌که واجد جنبه تبعیض‌آمیز باشند و توسط يك ملاك معقول و عيني موردحمایت قرار نگیرند، ممنوع هستند.  امروزه در اجراي اصل منع تبعيض در آموزش 2 موضوع مهم، قابل‌بررسی و تحليل مي‌شود. موضوع نخست اين است كه آيا لزوماً اجراي اصل منع تبعيض در آموزش به معناي ايجاد سيستم‌هاي آموزشي مختلط است و يا برعكس، آثار سوء ناشي از آموزش مختلط در مدارس خود می‌تواند منجر به اعمال تبعيض خصوصاً عليه دانش‌آموزان دختر شود. موضوع ديگري كه ذيل عنوان اصل منع تبعيض در آموزش مي‌بايست مورد تحليل و بررسي قرار گيرد، ممنوعيت تحصيل دختران محجبه در مدارس و دانشگاه‌هاي برخي از کشورهای عضو كنوانسيون حقوق كودك است. آيا مي‌توان جلوه‌اي بارزتر از اين امر در نقض اصل منع تبعيض در آموزش يافت؟
امروزه در بسياري از جوامع، رواج و تقويت آموزش مختلط به‌اشتباه با اجراي اصل منع تبعيض در آموزش خلط شده است. آن‌چه مسلم است اينكه اجراي اصل منع تبعيض در آموزش، متضمن ممنوعيت هرگونه تبعيض و تمایز ناروا ميان افراد اعم از زن و مرد در امر تحصيل و آموزش است. حال‌آن‌که اجراي سيستم آموزشي مختلط در عمل نه‌تنها نتوانسته به اجراي اصل منع تبعيض جامه عمل بپوشاند، بلكه تجربيات برخي سيستم‌هاي آموزشي موجود در جوامع غربي به‌وضوح نشان می‌دهد كه آموزش مختلط در عمل خود منجر به اعمال تبعيض مستقيم و غیرمستقیم عليه دختران در مدارس شده است. ازاین‌رو، كميته حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مشروعيت اقدامات مثبت ازجمله سيستم‌هاي آموزشي جداگانه يا مؤسسات آموزشي براي گروه‌هاي معيني در برخي اوضاع و شرايط را به رسميت مي‌شناسد.
اين امر دقيقاً منطبق با ماده 2 كنوانسيون يونسكو عليه تبعيض در آموزش است كه ايجاد يا تقويت سيستم‌هاي آموزشي جداگانه براي دانش‌آموزان دختر و پسر را بنا به دلايل مذهبي و آموزشي مجاز می‌داند. بنابراين به نظر برخي مفسران نمي‌توان ممنوعيت مدارس تك‌جنسيتي را از پاراگراف 1 ماده 28 كنوانسيون حقوق كودك برداشت کرد.
بااین‌وجود، در خصوص جواز ايجاد و تقويت مدارس تك‌جنسيتي بر طبق كنوانسيون حقوق كودك، 2 ديدگاه كاملاً متفاوت وجود دارد. بر طبق ديدگاه نخست، همان‌طور كه در قبل مطرح شد، نه‌تنها ايجاد چنين مدارسي با مفاد كنوانسيون مغايرت ندارد، بلكه درصورتی‌که به پرورش و شكوفايي بهتر و بيشتر استعدادهاي رواني و جسماني كودكان كمك کند، مي‌بايست در جهت تقويت آن گام برداشت، اما بر طبق ديدگاه ديگر، اگر عبارت «دسترسي به فرصت‌هاي آموزشي» به معناي «دسترسي به مؤسسات آموزشي» باشد، مي‌توان نتيجه گرفت كه کمیته حقوق كودك هرگونه تبعيض و تمايز در دسترسي به مدارس بر مبناي جنسيت را منع می‌کند. اين تفسير از ماده 28 در راستاي مفاد قسمت ج ماده 10 كنوانسيون رفع کلیه اشكال تبعيض عليه زنان است كه صراحتاً آموزش مختلط را تشويق مي‌كند. (فصیحی مقدم/16392)

آثار و پيامدهاي منفي مراکز آموزشي مختلط:
1. عدم توجه به نیازهاي آموزشی متفاوت دختران و پسران؛
2. عدم امکان آموزش یکسان و مشابه براي هر دو جنس؛
3. عدم مطابقت برنامه هاي آموزشی و درسی با نیازهاي دو جنس؛
4. ارائۀ برنامه ها با پایین ترین سطح استانداردهاي علمی؛
5. فراهم بودن زمینۀ رقابت هاي نابرابر؛
6. نگرانی، یأس، دلسردي از ادامۀ تحص یل، افت تحصیلی، ناراحتی هاي روحی و
روانی، در هر دو گروه جنسی، به خصوص در پسران؛
7. جلوگیري از رشد و شکوفایی بیشتر توانمندي هاي ویژه و نامحسوس زنانه یا
مردانه، به ویژه در سنین نوجوانی و جوانی.(طوسی،1391: 79)
2- موارد صریح خلاف شرع در متن آموزشی:
الف) مشروعیت زنا در صورت تمایل طرفین، آزادی روابط جنسی نوجوانان و ممنوعیت ازدواج آنان;
ب) جواز روسپیگری غیر اجباری;
ج) حمایت از سقط در بارداری های ناخواسته;
د) حمایت از نشوز زنان;
3- توصیه به فرار زنان از خانه
به زنان آموزشی داده شده تا در صورت مشاهده خشونت در زندگی خانوادگی یا در جامعه، فرار کرده و از کشورهای دیگر تقاضای پناهندگی نمایند.


ضعف آموزشی زنان در ایران

1-    موانع فرهنگی و اجتماعی: موانع فرهنگی، یکی از عمده‌ترین موانع رشد و گسترش آموزش برای زنان در کشور است. خصوصاً ویژگی‎های اجتماعی و فرهنگی جامعه، آداب و سنت‌های قبیله‎ای، باورها و اعتقادات دینی و مذهبی، برداشت‎های نادرست از متون دینی و… از موانع بزرگی بر سر راه توسعة آموزش آنان بوده است که مخالفت آن‌ها ناشی از برداشت‎های فردی و نادرست از دین ‌یا اهداف غرض‌ورزانة درون‌قشری بوده است. (رشیدی/2644)
2- دسترسی به سیستم آموزشی و ادامه تحصیل یکی از چالش‌های پیش روی بسیاری از دختران در ایران به ویژه در مناطق روستایی  است. مناطق محروم هم‌چنین باید برای بهبود شرایط عمومی زنان مدنظر قرار بگیرند.
به دلیل این که دختران باید فاصله زیادی تا رسیدن به نزدیک‌ترین مدرسه طی کنند، ادامه تحصیل در دوره راهنمایی پس از سپری کردن دوره ابتدایی مشکل بسیاری از دختران است. البته استراتژی‌هایی برای مواجه با این معضل وجود دارند اما بسیاری از دختران همچنان از دسترسی به آموزش راهنمایی باز می‌مانند چرا که راه‌حل‌های در نظر گرفته شده، از نظر فرهنگی مناسب نیستند. در حال حاضر در سطح ملی میزان انتقال از دوره ابتدایی به دوره راهنمایی  برای پسران 90 درصد و برای دختران80 درصد می‌باشد.
موانع فرهنگی همچنین دختران را از ادامه تحصیل بعد از دوره ابتدایی باز می‌دارد بنابراین مراوده با والدین و جوامع مختلف بایستی بیشتر شود.
زنان نیز در مناطق روستایی با چالش‌هایی روبرو هستند. در مناطق شهری، میزان باسوادی زنان حدود 82 درصد است در حالی که این میزان در مناطق روستایی نزدیک به 62 درصد می‌باشد. چالش‌های دیگری نیز وجود دارند که از آن جمله می‌توان به فقدان مشارکت گسترده، فقدان دسترسی به اطلاعات، دانش و منابع، خشونت خانگی و سطح پایین مشارکت در برنامه‌های توسعه‌ای اشاره کرد. .unicef).

3-مردسالاری
آنچه در اکثر جوامع وجود دارد، نهاد خانواده به صورت مردسالاری اداره می شود. حال این مرد ممکن است همان پدر خانواده باشد و بعد از آن در صورت از کار افتادگی پدر یا فوت او به وسیله پسر ارشد؛ اما اینکه مردسالاری به عنوان یک مانع برون زا در سر راه رشد و تعالی زنان قرار دارد، مردسالاری به معنای صحیح آن نیست، بلکه مردسالاری بدین مفهوم که یک نوع دیکتاتوری کوچک در قالب خانواده، در اکثر جوامعی که هنوز نهاد خانواده چارچوب خود را حفظ کرده است و به صورت پدر یا مردسالاری اداره می شود. این مرد یا پدر است، که حرف اول و آخر را می زند و دیگران حتی در مقام مشورت هم قرار نمی گیرند و در این میان دختران و زنان از همه محروم ترند. چرا که در اکثر این گونه خانواده ها اگر کسی صلاحیت مقام مشورتی را دارا باشد، معمولاً فرزندان ذکور هستند، چون که پسر به دنیا آمده اند و قرار است فردا نقش همین پدر را در خانواده دیگری بازی کنند، والاّ ناخلف خواهند بود!
بدین گونه، جامعه ای که نهاد خانواده به صورت مردسالاری، آن هم به مفهوم دیکتاتوری آن، اداره می شود، زنان و دختران در این نهاد، معمولاً جزء افراد مستضعف و محروم خواهند بود. تا نهاد خانواده ای که به وسیله پدر و مردی اداره شود که مسؤولیت پذیر است و در مقابل تک تک افراد خانواده خویش احساس مسؤولیت در همه ابعاد فکری، معنوی و مادی می نماید.(پیام زن/1375)

جمع بندی و ارائه راهکار:
نتیجه تاریخی نگاه اسلام به مساوات زن و مرد در آموزش شواهد قرآنی، روایی و واقعیت های عینی در طول تاریخ اسلام حاکی از آن است که اسلام، هماره خواهان ایجاد فرصت های مناسب برای همه زنان، اعم از آزاده و برده برای رشد و توسعه و عالی ترین حدّ تعلیم و تربیت بوده است و بسیاری از زنان نیز با توجه به همین تأکید و با استفاده از فرصت های پیش آمده، توانستند به مراتب بالایی از رشد علمی دست یابند و رقیب جدّی مردان در میدان علم و معرفت شوند. بنابراین، شیوع جهل و بی سوادی در میان زنان برخی از ملل اسلامی در دوره هایی از حیات تاریخ اسلام، ناشی از نظام تربیتی اسلام نبوده است، بلکه به سبب انحرافِ مسلمانان از قواعد اصیلی بوده است که اسلام در شئون تعلیم و تربیت بنیان نهاد. از سوی دیگر اگر در عصر حاضر امت اسلامی در تلاش است تا در مورد آموزش و تعلیم زنان و دختران گام های اساسی بردارد، طرح نویی ابداع نکرده است؛ بلکه به همان سنتی نزدیک می شود که پیامبر اکرم(ص) پایه گذار آن بود.(حوراء/1383)
البته شایان ذکر است که با توجه به تاکیدات اسلام بر حق برابر زنان با مردان برای تحصیل،متاسفانه تبعیض های جنسیتی،مرد سالاری و آداب و سنن اشتباه قومی و قبیله ای سبب شده تا سطوحی از جامعه زنان از آموزش و تحصیل باز بمانند. به باور بسیاری از اندیشمندان،تحصیل زنان می توانند زمینه ساز توسعه اقتصادی و افزایش بهره وری سرمایه های یک کشور نیز گردد. بنابر این باید با برنامه ریزی و رفع تبعیض ها و موانع موجود،در جهت ایجاد زمینه تحصیل برابر زنان و مردان در تمام مناطق گام بر داشت.موارد ذیل نمونه های پیشنهادی جهت احقاق این مهم می باشد:

.    تضمین دسترسی برابر زنان به آموزش و مقابله با بی‌سوادی؛
.    زنانه‌شدن معضل بی‌سوادی در دهه‌های اخیر؛ زنان آسیب‌پذیر: روستایی، بومی، مهاجر؛
.    ارتقای دسترسی زنان به مهارت‌های شغلی و تخصیص بودجه و منابع کافی برای آموزش زنان؛
.    حق آموزش، به عنوان یکی از مصادیق حقوق بشر و ابزار ضروری برای تحقق اهداف توسعه و صلح؛
.    در سطح ابتدایی در تمام مناطق جهان (به‌جز آفریقا): برابری دختران و پسران؛
.    جلوگیری از ازدواج زودهنگام و اجباری دختران:
.    تأکید بر لزوم تغییر محتوای دروس و محتوای آموزش در تمامی سطوح در راستای نهادینه‌کردن مفاهیم منع تبعیض جنسیتی و برابری جنسیتی: امحای کلیشه‌های جنسیتی در مفاد آموزشی در تمامی سطوح تحصیلی، به عنوان یکی از دستورالعمل‌های جدید در رابطه با حق آموزش زنان و دختران است و به این معنا است که باید در مفاد آموزشی، القای نقش‌های والدینی و همسری متفاوت برای زنان و مردان در خانواده، صورت نگیرد؛ درحالی‌که این رویکرد بدبینانه نسبت به نقش‌های متفاوت زنان و مردان در خانواده، اساساً در تعارض جدی با نظام حقوقی اسلامی است که مبتنی بر نقش‌های متفاوت و در عین حال، متعادل و متوازن قرار دارد.

.    لزوم ایجاد تسهیلات نظیر نگهداری و مراقبت از فرزندان برای مادران مشغول به تحصیل.(مهرخانه/16308)
از سویی دیگر از ملاحظه¬ی بندها و موادی که در قانون اساسی نسبت به آموزش و پرورش بیان شده است نکاتی چند قابل استخراج است که دولت اسلامی باید نسبت به آنها توجه نماید.
1.   در ضمن اینکه وسایل و محیط آموزشی رایگان باید توسط دولت مهیا شود، شرایط باید به گونه¬ای باشد که هیچ کس از هیچ قشری به دلیل فقر و ناداری از نعمت دانش¬اندوزی بی¬بهره نماند. دولت باید برای حمایت از اقشار ضعیفی که توان پرداخت هزینه¬های مدارس خصوصی را ندارند امکان تحصیل رایگان را فراهم آورد. از سوی دیگر این فضاهای آموزشی باید دارای شرایط صحیح ایمنی، بهداشتی و استانداردهای پذیرفته شده باشند.
2.  مربیان و معلمانی که با این مراکز مرتبطند باید از حد اعلای صلاحیت‌های علمی، اخلاقی و دیگر استانداردها برخوردار باشند.
3.  محتوای آموزشی باید با اهداف عالیه‌ی اسلامی و قانون اساسی کاملاًَ منطبق باشد.
4. همچنین دولت موظف است که فضای آموزشی لازم و سایر امکانات، نظیر استاد، آزمایشگاه، منابع تحقیقات و ... را برای سطوح آموزش عالی فراهم نماید تا هر کس که مستعد برای حضور در مقاطع بالاتر و تحصیل مراتب علمی ویژه است بتواند به این مرتبه دست یابد[29] و دولت نیز از دانش این فرد در راستای خودکفایی کشور استفاده نماید.(عصاره/43698)

نتیجه:
با توجه به آنچه ذکر شد،آموزش زنان از ابتدای ظهور اسلام مورد توجه این دین مبین بوده است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر اختصاص امکانات و شرایط یکسان و برابر مردان و زنان در جهت تعلیم و علم آموزی تاکید شده است . اما نکته اصلی نوع امکانات تخصیص یافته برای زنان می باشد. در بسیاری از نقاط جهان آموزش زنان به دلیل سطح پایین فرهنگی و مردسالاری حاکم بر خانواده ها مورد توجه قرار نمی گیرد. اما خوشبختانه در ایران پس از انقلاب اسلامی زنان از جایگاه مهمی در حوزه های مختلف به خصوص علم آموزی برخوردار شده اند. البته در برخی مناطق محروم به دلیل فقر مالی، فرهنگی و عدم اختصاص منابع ،شاهد بروز بی سوادی در میان این قشر سازنده هستیم. با توجه به راهکارهایی که در بالاارائه شد افزایش امکانات،تخصیص آموزش رایگان،تغییر فرهنگ مرد سالاری در مناطق محروم و امحای نگاه جنسیتی  می تواند زمینه ساز افزایش آگاهی و تعلیم زنان در جامعه شود که در نتیجه شاهد پیشرفت کشور نیز خواهیم بود.

منابع:
بهرامی،فاطمه.اعتمادی،عذرا.«رشد تحصیلات زنان در ایران به عنوان  الگویی از زنان مسلمان». اندیشه های راهبردی زن و خانواده.
طوسی،اسدالله (1391).آموزش جنسیت«نقدی بر رویکرد فمینیستی به تعلیم و تربیت زنان».اسلام و پژوهش های تربیتی.سال چهارم. شماره اول.بهار و تابستان .
عظیم زاده اردبیلی ،خسروی ،لیلا(1388).«مطالعه تطبیقی حقوق زنان از منظر اسلام و غرب:حق آموزش و تابعیت زنان.:نهاد ریاست جمهوری ،مرکز امور زنان و خانواده.
حدیث زندگی (1384)- پنج چالش اصلی زنان و دختران در ایران و جهان. فروردین و اردیبهشت، شماره 22
پیام زن (1375)- موانع و مشکلات مشارکت زنان در اجتماع. - دی ، شماره 58 -
حوراء(1383) .تساوی زن و مرد در حق آموزش و فرهنگ. آبان و آذر، شماره 8 -
پیام حوزه(1379) - علم آموزی زن از دیدگاه اسلام. بهار ، شماره 25 –
مبلغان (1381)- نگاهی به پروژه ملی آموزش حقوق زنان با همکاری سازمان ملل. خرداد ، شماره 29
موانع و مشکلات تحصیل دختران کشور/نویسنده : راضیه رشیدی - کد خبر : 2644HTTP://DAILYOPENSOCIETY.COM /
HTTP://DAILYOPENSOCIETY.COM /
http://www.unicef.org/iran/fa/education.html
پنجاه‌ونهمین اجلاس کمیسیون مقام زن؛
دوازده حوزه نگرانی اعلامیه و برنامه عمل پکن در یک نگاه
http://mehrkhane.com/fa/news/16308/
  آزادي (حق) آموزش و پرورش/  عبدالله عصاره
http://www.pajoohe.com/43698
http://mehrkhane.com/fa/news/16392 حق آموزش زنان در اعلامیه پکن/ محدثه فصیحی مقدم

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 40 - اردی بهشت ماه 1395

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837