آرشيو

ماهواره و امنیت بشر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

چکیده 

فرهنگ ها همانند سایر پدیده های اجتماعی دارای حیات هستند  . و در گذر زمان به واسطه ارتباط با یکدیگر و سهولت جذب و حذف عناصر  یکدیگر دچار رشد ، توسعه و یا افول و استحاله می شود و حتی می توانند به فرهنگ جدیدی تبدیل شوند . اکثر فرهنگ ها در کنار حفظ اصول و مبانی خود توانایی جذب و دفع عناصر مطلوب و نامطلوب سایر فرهنگ ها را به دلیل انعطاف پذیری خودشان دارند . از همین رو هر فرهنگی در مسیر حیات خود با توجه به عوامل خارجی تغییرات مثبت و منفی را می پذیرد . به عبارتی تماس فرهنگ از طریق رسانه های جمعی نظیر شبکه های اینترنتی مجازی و ماهواره های پخش مستقیم وجهی از فرایند تغییر پذیری فرهنگ ها است که به طور مسقیم و بدون واسطه موجب حتی استحاله فرهنگی بشوند . اگرچه این رسانه ها تاثیرات مثبتی دارند ولی مشکلات روحی و روانی بیشماری نظیر از هم گسیختگی بنیان خانواده ، طلاق ، اعتیاد و فرار دختران ( تهدید امنیت انسانی ) هم می توانند ایجاد کنند . امروزه ما به اعتیاد نسل جوان کشورها به بازی های اینترنتی بر خط و شبکه های ماهواره ای و اجتماعی مواجه هستیم . به گونه ای که روابط خانوادگی را نیز خدشه دار نموده است و روابط افراد به ویژه نسل جوان را از پویایی به ایستایی سوق داده اند . در این مقاله با بهره مندی از روش تحقیق توصیفی _تحلیلی در صدد پاسخگویی به این سوال هستیم که مقابله با چالش های فرهنگی ماهواره ای پخش مستقیم و اصول حاکم بر ان چیست ؟ 

 

واژگان کلیدی : فرصت ها و تهدیدات ماهواره های پخش مستقیم  ، فرهنگ  ، امنیت بشر ، اسناد حقوق بشری 

مقدمه 

امنیت موضوعی است که همواره مهمترین دغدغه انسان ها بوده است و از زمان انسان های اولیه به عنوان اساسی ترین رکن زندگی پس از اب و غذا مطرح بوده است . از همین رو پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی و برخی کشورهای سوسیالیستی امنیت باز تعریف شد و تحولات بین المللی را ایجاد کرد. بدین ترتیب که اگر امنیت تا پایان جنگ جهانی دوم مترادف توان نظامی و قدرت دفاع در برابر تجاوز نظامی بیگانه تلقی می شد پس از پایان جنگ سرد به موازات فرهنگ مورد توجه قرار گرفت این امر ناشی از باز ارزشگذاری هویت ناتو و ورود یک نهاد نظامی به عرصه فرهنگ بود . طبق دیدگاه جدید ناتو وجود ناامنی در داخل و خارج از قلمرو به دلیل فقدان نهادهای سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی است . از طرفی تاکید داشت که باید داشت که باید مشکلات ناشی از این بی ثباتی ها در اروپا حل شود از همین رو شورای اتلانتیک شمالی بیان داشت : دموکراسی و ازادی باید به گونه ای اشاعه شود که برچسب شرق و غرب دیگر معنای سیاسی نداشته باشد ( سی ویلیامز ، 1389 : 191 )

به عبارتی فرهنگ جنبه امنیتی پیدا و به یک دغدغه مهم برای کشورها تبدیل شد . از طرف دیگر ظهور رسانه های ارتباط جمعی و پیشرفت تکنولوژی  و حاکمیت قدرتمندانه ان باعث شد کشورهای توسعه یافته با بهره مندی از توان بی نظیر فرهنگی این رسانه در مسیر نیل به اهداف خود در زمینه فرهنگ و جهانی نمودن ان استفاده نمایند . یکی از این ابزارها ماهواره است . ماهواره های پخش مستقیم به سلاحی قدرتمند در دست کشورهای توسعه یافته تبدیل شده است . سلاحی که به قول حضرت ایت الله خامنه ای تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی را به جنگ نرم تبدیل نموده است . از این ابزار به عنوان وسیله ای برای جهانی نمودن فرهنگ استفاده شده و نتایجی در زمینه امنیت فرهنگی و حقوق بشر مطرح گردیده است . در طی دهه های اخیر کتب بسیاری در زمینه قواعد حاکم بر پخش برنامه های ماهواره ای و نتایج حاصل از پخش برنامه های ماهواره ای به رشته تحریر در امده است همچنین اقای میشل سی ویلیامز در کتاب امنیت و فرهنگ در مورد ورود ناتو به عرصه فرهنگ به تفصیل توضیحاتی ارائه نموده است اما جای بررسی امنیت فرهنگی و ارتباط نتایج برنامه های ماهواره ای با مسائل حقوق بشری در عرصه علمی کشور خالی می باشد .این مقاله سعی دارد به این مهم بپردازد.

پرتاب اقمار مصنوعی به فضا و طرح مساله در سازمان ملل متحد 

رشد و توسعه حقوق بین الملل همواره متاثر از ضرورت های عینی جامعه بین المللی است ، ضرورت هایی که به موازات پیشرفت در عرصه های علمی ، اقتصادی و فرهنگی نمایان می شوند . پر واضح است که حقوق نظامی عینی و اجتماعی است و رسالت ان تنظیم روابط میان تابعان خود میباشد . از این رو با ایجاد نظم در صدد حفظ امنیت جامعه می باشد . شروع فعالیت های فضایی به پرتاب اولین قمر مصنوعی ( اسسپوتنیک 1 توسط شوروی سابق در اکتبر 1954 برمی گردد (گروه مطالعات حقوق سازمان صدا و سیما ،1380 : 3 )  ایالات متحده  امریکا نیز در 31 ژانویه  1958 قمر مصنوعی خود را به فضا فرستاد . به واسطه رقابت این دو ابر  قدرت مجمع عمومی سازمان ملل متحد ضمن یاداوری خطرات ناشی از  به کارگیری فضا برای مقاصد نظامی اعلام کرد  که فرستادن اشیا به فضا صرفا به مقاصد صلح امیز صورت خواهد گرفت . ( قطعنامه شماره 1148 مورخ 14 نوامبر 1957 )  . در همین راستا در سال  1959 کمیته استفاده صلح امیز از فضای ماورای جو ( کوپوس ) را ایجاد کرد ( کوشا ، 1394 : 64_75 ) این نهاد تازه تاسیس دارای دو کمیته فرعی ( حقوقی و علمی ، فنی ) است که هر ساله برای بررسی تحولات عرصه فضا جلساتی را برگزار و با تصویب اسناد و صدور قطعنامه هایی در صدد قاعده مند کردن فعالیت های فضایی دولت ها می نماید (کوشا ، 1394 : 94 ) هدف اصلی (کوپوس ) ارتقای همکاری بین المللی است . در این راستا پنج عهدنامه تصویب نموده است که عبارتند از : 1. عهدنامه فضای ماورای جو ( 1967 ) 2. توافق نامه مربوط به نجات و بازگشت فضانوردان و اعاده اشیای پرتاب شده به فضای ماورای جو ( 1968 ) معاهده راجع به مسئولیت بین المللی خسارات ناشی از اجسام فضایی ( 1972 ) معاهدات راجع به ثبت سفینه های فضایی ( 1975 ) و معاهده مربوط به فعالیت دولت ها در کره ماه و سایر اجرام سماوی ( 1979 ) پس از تصویب این عهدنامه که همه با اجماع تصویب شده اند . چندین قطعنامه درباره موضوعاتی نظیر ماهواره های پخش مستقیم ، ماهواره های سنجش از راه دور ، منابع انرژی هسته ای در فضاو زباله های فضایی صادر کرده است . این قطعنامه ها فاقد ماهیت الزام اور هستند و بیانگر حقوق نرم می باشند .

اصول حقوقی حاکم بر فعالیت ماهواره ها در فضای ماورای جو 

عهدنامه فضای ماورای جو ( 1967   ) را به دلیل بیان قواعد حقوقی  که حالت عرفی پیدا کرده است منشور فضای ماورای جو دانسته اند (کوشا ، 1394 : 97 ) در متن این عهدنامه اصول در قطعنامه ( 1963 ) مجمع عمومی با کمی توسعه بیان شده است . مهمترین اصول ان عهدنامه که باید در همه فعالیت های فضایی از جمله ماهواره های پخش مستقیم رعایت شوند عبارتند از : 

الف  ) اصل ازادی فضا : ماده 1 عهدنامه فضای ماورای جو به صراحت بیان میدارد  که استفاده از فضا باید به سود و صلاح کلیه دولت ها صورت گیرد و همه دولت ها می توانند ازادانه بدون هیچ تبعیضی در شرایط مساوی و طبق حقوق بین الملل ار ان بهره مند شوند . این ماده مهمترین اصل حقوق فضا را در خود جای داده است . بر اساس این ماده در کاوش و بهره برداری از فضای ماورای جو که شامل ماه و دیگر اجرام سماوی است کشورهای عضو معاهده از اصل همکاری و مساعدت متقابل الهام خواهند گرفت و فعالیتشان را با توجه به منافع همه کشورهای عضو انجام خواهند داد  .  در واقع این اصل بیانگر فعالیت فضایی دولت ها بدون محدودیت در تمام فضا است . 

ب ) اصل عدم تصاحب و تملک فضا : بر اساس ماده 2 معاهده فضا دولت ها مجاز نخواهند بود از راه اعلام حاکمیت استفاده انحصاری از فضای ماورای جو و سایر اجرام سماوی را تحت حاکمیت خود قرار داده یا بران اعمال حاکمیت کنند . ( اختصاص و تملک ملی ) ( خلیلیان ، 1362 : 146 )

ج ) اصل استفاده صلح آمیز از فضا و معاهده فضای ماورای جو

. در چارچوب معاهده 1967 نیز، دولت‌های طرف معاهده طبق ماده 3 متعهد شده‌اند که کلیه فعالیت های دولت ها در امر کاوش و استفاده از ماوری جو، از جمله ماه و سایر اجرام سماوی، طبق حقوق بین الملل و منشور ملل متحد، به منظور حفظ صلح و امنیت و توسعه همکاری و تفاهم بین المللی صورت گیرد.

کاوش و استفاده از فضای ماورای جو برای اهداف مسالمت آمیز، مهمترین نفع مشترک تمام بشریت است به واقع در فضای ماورای جو بسان هر عرصه فعالیت انسانی، اصل عموماً شناخته شد، فعل تهدید یا استفاده از زور در روابط بین المللی قد برافراشته است. 

نظریه های حقوقی حاکم بر فضا و فعالیت های فضایی 

الف ) نظریه حاکمیت دولت بر قلمرو خود : 

یکی از اصول حقوق بین الملل که مخصوصا از جنگ جهانی اول مورد توجه قرر گرفت اصل حاکمیت دولت ها است که ریشه در حقوق روم دارد . البته برخی ریشه اصل حاکمیت دولت ها را در اصولی نظیر استقلال ، عدم مداخله در امور داخلی دولت ها (  گروه مطالعات حقوق سازمان صدا و سیما ،1380 : 119 ) تساوی مطلق دولت ها دانسته اند . چون حاکمیت را بهره مندی از قدرت فائق برای اداره امور کشور دانسته اند  در پرتو استقلال ان ها و عدم تسلط و نفوذ سایر کشورها و عدم مداخله در امور داخلی ان ها محقق گردد. این اصول به صراحت با ماده 1 و2 منشور به رسمیت شناخته شده است . دلایل ممنوعیت مداخله در امور خارجی یا داخلی کشورها ریشه عرفی داشته و در حقوق بین الملل یک اصل شناخته شده است که بر اساس احترام به حاکمیت سرزمینی دولتهاست. 

ب ) نظریه ازادی اطلاعات : نظریه دوم که به استناد ان دول مدعی ارسال برنامه های ماهواره ای را مجاز می شمارند  نظریه ازادی اطلاعات یا جریان ازاد اطلاعات است . طبق این نظریه هر شخص حق دارد تا به کلیه اطلاعات دست یافته یا اطلاعاتی را برای دیگران ارسال کند . پیشینه این اصل به گزارش کمیسیون فرعی تحت عنوان ازادی اطلاعات و مطبوعات برای بیان حقوق و تعهدات دولت ها در پرتو اصل ازادی اطلاعات  در سال 1945 منتشر شد . این گزارش بیان می دارد : آزادی اطلاعات حقی اساسی است و ایجاد آن برای حصول و تشویق و افزایش آزادی افکار و نظریات بدون دخالت دیگران و نیز تحقیق و دریافت اطلاعات و نظریات به هر وسیله بلامانع و بدون توجه به مرزها بوده و شامل آزادی دسترسی به پیشرفته ترین امکانات و گسترده ترین منابع اطلاعات و نیز مسافرت به جهت (اخذ اطلاعات) و نیز حفظ منابع آن می‌شود. این اصل ابتدا در اعلامیه حقوق بشر 1948 درج شد. ماده 19 این اعلامیه مدعی آزادی افکار و بیان برای تمام افراد بوده و هرگونه دخالتی را در این موارد ممنوع می‌سازد.  علاوه بر ماده 19 اعلامیه حقوق بشر 1948 ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی  نیز، با صراحت بیشتری، بر اصل آزادی اطلاعات تأکید کرده است .

ج ) مسئولیت دولت ها ومنع سوءاستفاده از حق : از جمله مواردی که در خصوص ارسال برنامه های ماهواره ای از سوی حقوقدانان به ان استناد می شود تا بدان وسیله دول ارسال کننده این گونه برنامه ها را مسئول قلمداد کنند اصل مسئولیت دولت ها است.  این اصل به نوعی ضمانت اجرای اصل حاکمیت دولت ها و تساوی ان هاست . حقوقدانان برای تحقق مسئولیت دولت در قبال انجام دادن یا ندادن کاری در صحنه های بین المللی وجود سه نیاز را لازم دانسته اند . اول آنکه یک تعهد حقوق بین المللی و اجرا شدنی بین دو طرف وجود داشته باشد، دوم وقوع عمل یا ترک آن که موجب نقض آن تعهد گردد و قابل استناد به دولت ذیربط باشد و سوم آنکه خسارات یا ضررهایی به دولت طرف مقابل وارد شده باشد. امروزه مفهوم جنگ از اتش افروزی نظامی به سرعت به شیوه های نرم براندازی با ابزارهای فرهنگی تغییر جهت داده است این امر با بمباران تبلیغاتی فرهنگ سایر کشورها با برنامه های تلویزیونی ماهواره های پخش مستقیم تسریع شده است.تاثیرات برنامه های ماهواره ای بارها در طول مذاکرات ذیربط در سازمان ملل از سوی نمایندگان کشورهای مختلف و نیز توسط برخی سازمان های بین المللی مدنظر قرار گرفته و مطرح شده است از ان جمله گزارش های دبیرخانه سازمان ملل در سال 1964 به کوپس که طی ان ارزیابی ای از اثرات حقوقی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و بین المللی ارسال برنامه های ماهواره ای به عمل امده  با قطعنامه2222 که در ان تمام ابعاد برنامه های ماهواره ای مدنظر قرار گرفته است . همچنین ماده اخر قطعنامه یونسکو سال 1966 مقرر می دارد که دولت ها باید از مداخله در امور فرهنگی یکدیگر خودداری کنند ( گروه مطالعات حقوق سازمان صدا و سیما ،1380 : 143)  امروزه ارتباطات خود موجب ایجاد قدرت و توانایی خاص میشود  که میتواند در اعمال حاکمیت دولت ها موثر واقع شود و لذا هرگونه مداخله یا اخلال در ان موجب نقض حاکمیت ان دولت  شده و از لحاظ عرف وحقوق بین الملل محکوم است .

امنیت و فرهنگ 

امنیت

از ابتدای خلقت بشر امنیت یکی از بنیادی ترین مفاهیم عرصه زندگی انسان بوده است . دولت ها برای دفاع ، حفظ یا بالا بردن ضریب امنیتی شان به انحای مختلف درگیر پدیده جنگ می شوند . اما مسئله مهم در این راستا ارتباط بین قدرت و نوع نگاه به مسائل امنیتی در نزد دولت هاست . نگاه امنیتی تابعی است از نوع نگاه به قدرت که در تئوری های مطرح در زمان خود بین دانشمندان این علم یافت میشود . در دیکشنری اکسفورد تعریف امنیت به دو دسته تقسیم شده است : شامل شرایط در امن بودن محافظت شده یا نبودن خطر ، ازادی بدون شک وقطعی ، ازادی از مراقبت ، اضطراب از ترس ، احساس امنیت. گروه دوم شامل امن بودن از چیزی که باعث ایجاد امنیت می شود. 

فرهنگ : دومین مولفه امنیت فرهنگی فرهنگ میباشد که نقش بسیار مهمی در جوامع گوناگون دارد . 

ریشه لغوی اصطلاح فرهنگ 

اندیشمندان بسیاری درباره مفهوم فرهنگ (www.aja.ir ) به بحث پرداخته اند . گروهی از متفکران کلاسیک و اندیشه پردازان ایرانی و اسلامی فرهنگ را به معنی نشانه و نمود معنوی رشد و پیشرفت یک جامعه به کار می برند و ان را خصوصیتی می دانند که کل جامعه را از زمان گام گذاردن به مسیر اعتلا کسب می کند . در زبان های اروپایی ( پژوهنده ، ordibehesht. Biggest.ir، 78-79) واژه لاتین culture ریشه شکل گیری این کلمه است که به معنای پرورش گیاه یا حیوانات و همچنین به معنای کشت و کار مورد استفاده بوده است . در ادبیات فارسی فرهنگ به معنای رشد و تعالی و بهتر شدن است . اصطلاح فرهنگ در فرهنگ نامه های گوناگون به معنای ادب ، عقل ، دانش ، بزرگی ، حکمت ، هنر ، علم و معرفت امده است . 

تعریف نویسنده متاخر ایرانی از فرهنگ 

در میان نویسندگان متاخر ایرانی نیز صاحب نظرانی چون محمدعلی اسلامی ندوشن نیز فرهنگ را به معنی نتیجه رشد و تعالی انسان و نشانه کمال او به کار میبرد . 

فرهنگ مجموعه‌ای پیچ در پیچ گاهی به ظاهر متناقض است. دقیق ترین  کشفیات علمی را همراه با خرافه‌ها دربرمی گیرد. از فرضیه نسبی انیشتین تا بستن دخیل به درخت انجیر و از غزل حافظ تا ترانه‌های چوپانی، فرهنگ علم و فن خاص بلکه نتیجه علم و فن هاست. یک انسان با فرهنگ یا یک جامعه با فرهنگ، یعنی انسان یا جامعه ای که توانسته است عناصر فرهنگی را در خود پرورش دهد و بالنتیجه ذهن بازتر، تخیل وسیع تر و روابط اجتماعی بهتری داشته باشد. مهم در فراسوی زندگی کفی زندگی دوامی می یابد که ارزش واقعی زندگی نیز در حقیقت آن قرار دارد. به عبارت دیگر عیار و ارزش زندگی به وسیله فرهنگ ارزش می یابد.                                                                                                                                               

تعریف فرهنگ از دیدگاه یونسکو : یکی از مهم ترین گردهمایی‌های بین المللی در حیطه مباحث فرهنگی (کنفرانس جهانی درباره سیاست های فرهنگی) است که در سال 1982 م. در مکزیکوسیتی توسط یونسکو برگزار گردید. در مقدمه اعلامیه مکزیکوسیتی درباره سیاستهای فرهنگی آمده است:

کنفرانس معتقد است که در وسیع ترین برداشت، می توان گفت که فرهنگ کلیتی است ترکیب یافته از خصوصیات متفاوت روحی، مادی، فکری و احساسی که شاخصه یک جامعه یا یک گروه است. فرهنگ نه تنها هنرها و نوشتارها بلکه حالات زندگی، حقوق بنیادی انسان، نظام های ارزشی، سنتها و باورها را دربرمی گیرد. این فرهنگ است که به انسان امکان عکس العمل نشان دادن در مقابل خود را می دهد. این فرهنگ است که ما را به طور مشخص انسان می‌کند، حیات عقلانی، قضاوت نقادانه و احساس تعهد اخلاقی به ما می‌بخشد، از طریق فرهنگ است که ما ارزش‌ها را تشخیص می‌دهیم و انتخاب می‌کنیم. از طریق فرهنگ است که انسان خود را بیان می‌کند و از خود آگاه می‌شود، ضعف‌های خود را می‌پذیرد، از موفقیت‌های خود می‌پرسد، به ابزارهای جدید دست می‌یابد و کارهای جدید را خلق می‌کند که از طریق آنها محدودیت‌های خود را مرتفع می‌سازد. این بیان یکی از کامل‌ترین تعریف‌ها و تبیین‌هایی است که از مفهوم فرهنگ شده است. در این بیان در درجه نخست فرهنگ به معنی وجه مشخصه و خصوصیت متفاوت یک جامعه بویژه به لحاظ روحی و رفتاری است. بنابراین فرهنگ آن خصوصیتی است که یک جامعه را از دیگری متمایز می سازد. در درجه دوم عناصر فرهنگ مشخص شده‌اند: (هنر)، (ادبیات)، (خصوصیات رفتاری عمومی)، (ارزش‌ها)، (باورها) و حقوق اساسی پذیرفته شده در هر جامعه عناصر اصلی فرهنگ از این دیدگاه هستند

گفتار سوم : امنیت فرهنگی 

امنیت فرهنگی ( تقوی ، www.resekhoon.net ) مصونیت فرهنگ فرد و جامعه از هر گونه تعرض و تهدید را امنیت فرهنگی می‌نامند به عبارت دیگر (امنیت فرهنگی عبارت از ایجاد وضعیتی مطمئن، آرامبخش و خالی از هرگونه تهدید و تعرض می باشد که انسان نسبت به دین، افکار، اخلاق، آداب و رسوم، باورها و ارزش‌ها، میراث فرهنگی، آثار ادبی و . . .  تدارک دیده است). براساس این تعریف امنیت فرهنگی در معنای عینی آن (فقدان تهدید) میراث فرهنگی و‌ آثار و ارزش‌های کسب شده است و در معنای در معنای ذهنی آن فقدان ترس از هجمه ها و حمله هایی است که ارزش ها، آداب و رسوم، اعتقادات و باورها را در معرض خطر استحاله و یا نابودی قرار می دهد.

امنیت فرهنگی ملی و تهدیدات امنیت فرهنگی ملی  

همواره در تعاریف امنیت ملی تأکید بر حفاظت از ارزش‌هاي حیاتی ملی در مقابل تهدیدات و آسیب پذیري هاي عمدتاً خارجی است. که در نهایت در حوزه فرهنگ منجر به حفظ راه و روش زندگی قابل پذیرش برای همه مردم و مطابق با نیازها و آرزوهای مشروع شهروندان می گردد . در محیط امن فرهنگی قابلیت حفظ الگوهای سنتی زبان فرهنگ، مذهب، هویت و طرف ملی با شرایط قابل قبولی از تحول محقق می شود.فرست معتقد است امنیت فرهنگی صرفاً از طریق نبودن تهدید محقق نمی شود و به لحاظ اینکه مفهومی ایجابی است از دیگری حوزه های مطالعات امنیتی که بر مفاهیم سلبی استوارند متمایز می‌شود. در نتیجه امنیت فرهنگی از طریق مراقبت های فعال یک فرهنگ و ارتقاء شرایط پیش بینی لازم را برای رشد و توسعه سازگارهای آن حاصل می شود. از نظر فرست امنیت فرهنگی ظرفیت یک جامعه برای حفاظت از ویژگی های خاص خود در مقابل تغییر شرایط و تهدیدات مادی معنوی است. گرچه فرست بر جنبه ایجابی مفهوم امنیت فرهنگی تأکید می کند اما باز هم بعد حفاظتی و کنترلی تعریف او منجر به غلبه رویکردهای سلبی در سیاست گذاری های امنیت فرهنگی می شود.تهدید امنیت ملی تهدیدی است که کیفیت زندگی را برای اتباع یک کشور کاهش داده و ارزش های کسب شده در معنای ذهنی را مورد تهدید قرار می‌دهد به طور خاص تهدید هویت ملی به عنوان هسته اصلی تهدیدات امنیت فرهنگ ملی شامل تلاش برای گسترش جدایی هویت های فرهنگی و قومی بین گروه ها در کشور هدف است. بعد امنیتی حوزه فرهنگ ناشی از برانگیخته شدن تهدیداتی است که به چهار دلیل عمده به وجود آمده اند ( تقوی ،   (79: www.resekhoon.net   این دلایل عبارتند از- کاهش کنترل حکومت ها بر فضای اجتماعی خود، ظهور و تقویت جنبش های جدایی طلب فروملی، افزایش جریان های نفوذ کننده خارجی و چارچوب‌های در حال تحول داخلی و خارجی. در نتیجه با دو موج از تهدیدات امنیتی برای حکومت های ملی امروزی مواجهیم، موج اول تهدیدات ناشی از واگرایی هویت‌های فروملی نسبت به هویت فرهنگی ملی است. این واگرایی از یک سو ناشی از امکان دسترسی خرده فرهنگ های هویت ملی است. اطلاعات دارای منشأ خارجی دو امکان را برای واگرایی در اختیار خرده فرهنگ ها قرار می دهند اولی امکان مقایسه و فعلیت خود با دیگران که موجب تشکیل دائمی در کارآیی و اقتدار حکومت ملی می‌شود، دوم امکان ارتباط با خرده فرهنگ ها و با فرهنگ‌های ملی دارای هویت ملی، قومی، نژادی، زبانی و یا تاریخی مشترک در جهت تقویت هویت خود در مقابل هویت ملی است. این امر انگیزه‌های لازم برای جدایی‌طلبی و درخواست استقلال از حاکمیت ملی را در اختیار آنها قرار می دهد.

موج دوم تهدیدات امنیتی ناشی از جهانی شدن و یکسان سازی رو به تزاید ارزش ها و نحوه زندگی است. در نتیجه این امر حفظ راه و روش زندگی خاص ملی با نظام حکومتی متمایز به طور فزاینده‌ای مشکل تر می شود. زیرا یکسان سازی ارزش ها و ایدئولوژی ها و سلیقه ها در سطح جهانی در حال افزایش است این امر موجب استداندارد شدن ارزش ها و رفتارهای فرهنگی در قالب فرهنگ با فرهنگ های مسلطی می شود که نه تنها می‌توانند با هویت فرهنگ ملی هم سوء نبوده و آن را تقویت نکنند بلکه به خصوص در مورد ایران، فرهنگ های مسلط جهانی ممکن است در جایگاه فرهنگ مهاجم قرار گرفته و از طریق چارچوب های ارزشی و الگوهای رفتاری فرهنگی به تخریب و تضعیف هویت ملی فرهنگی بپردازند. در مباحث آتی به چگونگی انجام این امر یعنی تسلط بر فرهنگ ها و به ویژه خرده فرهنگ ها از دیدگاه میشل سی ویلیامز پرداخته می شود و سعی می‌شود جنگ نرم فرهنگی و تسلط کشورهای سرمایه داری بر کشورهای دیگر به وسیله دو فاکتور مهم یعنی سرمایه و قدرت توضیح داده شود.

ناتو و امنیت فرهنگی

پایان جنگ سرد تهدیدها و چالش‌هایی را فرا روی امنیت اعضای ناتو نهاد که به نظر می‌رسید بسیاری از ساختارها و استراتژی‌های سنتی این اتحاد، و نظر بسیاری حتی خود این اتحاد را منسوخ ساخته است. اما برخلاف پیش‌بینی‌ها در مورد ناهمخوانی ذاتی (با شرایط جدید) زوال محتوا و انحلال بالقوه، اعمال بالعقل ناتو در سرتاسر روزهای پایانی جنگ سرد تقریباً به طور کامل خلاف آنچه را که پیشگویان زوال پیش‌بینی کرده بودند به نمایش نهاد. این اتحاد نه تنها فرو نباشید بلکه نوعی انسجام و تعهد همگانی به تداوم همکاری را از خود به نمایش گذاشت که با آنچه در طول منازعه‌های ظاهراً یکپارچه‌ساز دوران جنگ سرد یافت می‌شد، برابری می‌کرد و قطعاً در تضاد کامل با آن ناهمخوانی که ویژگی بارز روابط اتحاد- بنیاد در طول به اصطلاح (جنگ سرد دوم) محسوب می‌شد قرار داشت. چگونه ما این انسجام را تبیین کنیم؟ در آغاز باید گفت که از بین رفتن تهدید شوروی- که در اغلب مواقع در ارزیابی‌ها در مورد هویت و انسجام ناتو به عنوان دیگری تحلی می‌گردد. بدین معنا نبود که این اتحاد بدون تهدید وانهاده شد، بالعکس، در ابتدای دوران پس از جنگ سرد بسیار تشویش‌زا بود نه تنها عدم قطعیت آینده- که سر زبان‌ها افتاده بود- یا نامشخص بودن روابط نوظهور شوروی و ناتو بود. بلکه این نگرانی بود که از بازگشت اعضای ناتو به منازعات گذشته ویژگی بارز آینده ناتو خواهد بود چیزی که همه اعضای ناتو از آن آگاه بودند. همان گونه که الی ویور در ارزیابی قانع‌کننده‌ای در مورد این پویش خاطرنشان ساخت «دیگری» اروپا و به عبارتی، تصویر دشمن حالا دیگر بنیادگرایی اسلامی( سی ویلیامز ، 1389 : 188 ) روس‌ها، یا امثال این‌ها نیست بلکه بالعکس دیگری اروپا گذشته خود اروپاست که نباید اجازه داد که آینده‌اش مثل گذشته‌اش گردد. بررسی نقش ناتو بر حسب قدرت نهادی  و نمادین آن یک سلسله بینش‌هایی را در مورد ماندگاری این اتحاد به عنوان ابزاری برای مقابله با این تهدید فراهم می‌نماید. ناتو از جایگاه نمادین نیرومندی بهره‌مند می‌باشد و مکانی است که اعضای آن می‌توانند در آن به نحو اقتدارآمیزی از امنیت سخن بگویند و به طور دسته جمعی به امنیت استناد نمایند. این سازمان صرفاً یک محل مناسبی که می‌تواند مجموعه تثبیت شده و مؤثری از دستور العمل‌ها و توانمندی‌های سازمانی را فراهم نماید، نبود. موقعیت آن نیز یکی از ابعاد ذاتی در مفصل‌بندی مجدد روابط اعضای آن بود. این اتحاد در نقش یک شمارشگر نمادین عمل کرد معیاری بدیع که تهدید از هم گسیختگی و بازگشت به گذشته از طریق آن شمارش و محاسبه می‌شد، و تأمین امنیت ناتو در برابر این تهدید به عبارتی، حفظ این سازمان به علت آنکه وجودش فی نفسه یک ارزش بود به یکی از اهداف محوری و چالش‌های سیاسی این اتحاد مبدل گردید. خود اعضای ناتو نیز خیلی زود این واقعیت را تأئید کردند برای مثال: اعلامیه بروکسل در مارس 1998 با عنوان (زمان تأئید مجدد) آغاز می‌شود و در واقع اولین بخش‌های این اعلامیه به وضعیت استراتژیک جدید نمی‌پردازند بلکه با تأئیدها و تأکیدهای مجدد بر انسجام و همبستگی ناتو سر و کار دارند. متحدین برای تأکید مجدد بر وحدتشان گرد هم آمده‌اند و اعلام می‌کنند که بنیان‌های ناتو همچنان ثابت و پایدار به قوت خود باقی است. آنها اعلام می‌دارند اتحاد ما یک شراکت داوطلبانه طرف‌های برابر آزاد و دموکراتیک است که منافع و ارزش‌های مشترکی آنها را با هم متحد ساخته است. گستره صلاحیت و موفقیت ناتو بی‌سابقه است. امنیت ما تجربه‌ناپذیر است. البته می‌توان چنین تفاسیری را تسهیل کننده همان فرایندی دانست که آنها توصیف می‌کنند و قصه و نیت آنها نیز به معنای واقعی کلمه همین است.

همان‌گونه که مانفرد ورنر  در بررسی اعلامیه بروکسل خاطرنشان ساخت اعلامیه‌های سران کشورها و دولت‌ها نه تنها نمایش ظاهری و سوری وحدت بودند بلکه تأکیدات مجدد و قاطعانه بر اصول اساسی ما و مبنایی برای حرکت در راستایی دستور کار این اتحاد به شمار می‌آمدند .  بدون تعهد آمریکای شمالی ملل اروپایی از عنصر تضمین مجددی که به آنها اجازه داده است به همگرایی روی آورند و خصومت‌های تاریخی را رفع و حل کنند، بی‌بهره بود. به قول یکی از صاحب نظران،ایالات متحده همچنان عامل برقراری صلح در اروپا است چرا که اروپائیان بدون نقش آفرینی آمریکا وسوسه می‌شوند بار دیگر سیاست‌های دفاعی خود را ملی کنند و پیمان‌های نظامی شکننده گذشته بازگردند.. در اینجا مجموعه دیگری از عواملی که راز ماندگاری ناتو را تبیین می‌کند همانا برخورداری ناتو از سرمایه فرهنگی و نمادین است که 

از طریق آن می‌توان تغییر را به تداوم (و تداومی به تغییر تلقی شود) مبدل ساخت. استدلالی که خواهان تداوم یافتن و محوریت ناتو است نه خواستار به حاشیه راندن و کنار گذاردن آن این تحول در گرو مفصل‌بندی مجدد هویت و تاریخ این اتحاد است. هر روزی که سپری می‌شود ناتو نه به عنوان اتحاد متعارفی که براساس وجود تهدید شوروی و جنگ سرد تعریف می‌شد. بلکه به مثابه سازمانی است که هویت و تاریخ ذاتی آن به طرزی صحیح برخودار از اشتراکات  فرهنگی و یا حتی تمدنی مبتنی بر بنیان‌های دموکراتیک مشترک اعضای آن درک می‌گردد به تصویر کشیده می‌شود.

مفهوم قدرت نمادین و سرمایه فرهنگی از نظر پیر بوردیو 

پیر بوردیو جامعه شناس فرانسوی (نقیب زاده ، استوار ، 1391 :282)   قدرت را چنین تعریف می‌نماید، از نظر وی مفهوم قدرت در قالبی جدید در دنیای نمادین تعریف میشود. از نظر او عالی ترین قدرت که باعث استمرار و مشروعیت ان در جامعه میشود قدرت نمادین می‌نامد. قدرتی که خشونت نمادین را در خود نهفته دارد و به صورتی غیرفیزکی ایجاد سلطه می‌کند و فرد سلطه پذیر خود را ملزم به پذیرش تعهداتی در مقابل فرد ایجاد کننده سلطه می بیند . 

نظریه پراتیک بوردیو 

بوردیو در نظریه خود با ارائه طرح کنش ( 1968 ) برای سوژه، قدرت عملی و راهبردی قائل می‌شود و معتقد است کنش ها و واکنش‌های بازیگران در عرصه‌ای به نام میدان شکل می گیرد و بازیگر بر اساس سرمایه خود ( فرهنگی ، اقتصادی، اجتماعی، نمادین) و خصلت و عادات نهادینه شده می تواند به انجام عمل و طرح راهبردی اقدام کند.

عناصر تشکیل دهنده این نظریه عبارتند از : 

1.خصلت  : خصلت ، منش یا عادات واره از نظریه بوردیو جنبه طبقاتی دارد. وی برای تشخیص تمایزات یک طبقه در جامعه بجای نگاه به شیوه تولید به شیوه مصرف متمرکز می‌شود و جالب انکه پشت تمامی کنش های افراد در ساختارهایی نظیر مد، رفتن به موزه، نظام اموزشی، سینما، تلویزیون، سخنرانی، لباس پوشیدن، و غیره سازو کار عملکرد قدرت را می بیند. وی در نظریه پراتیک خود از اسکولاستیک خصلت استفاده می کند که برامده از تعبیر ارسطویی واژه خلق و خو   است. این واژه جنبه طبقاتی دارد و عبارت است از چیز هایی که در انسان به تدریج ساخت می پذیرند و سپس به مرور زمان در شناخت و رفتارها تاثیرگذار می شوند  شناخت ، ادراک و تمامی رفتار عملی انسان ، تحت تاثیر خصلت ها است حرف زدن ، شرکت در مهمانی و نشستن و سخن گفتن، نمونه‌هایی از اعمال برامده از خصلت ادمی است . خصلت ها در ارتباط با تجارب عامل انسانی و محیط و ساختار سازمان می یابد ، و تولید کننده عمل فردی و جمعی اند ساخته تاریخ و ساختار هاست و در نتیجه ساختار توسط تاریخ و خصلت تولید می شود .

2.سرمایه اقتصادی  : سرمایه اقتصادی به مجموعه از دارایی های افراد از قبیل نقدینگی، مالکیت، اموال غیرمنقول ، غیره اطلاق می شود که کنشگر با تکیه بر کنشهای اگاهانه اقدام می‌کند. بوردیو این سرمایه را متعلق به طبقات بالای جامعه می داند که نشان دهنده تمایز طببقاتی انان از طبقات پایین است .

3. سرمایه اجتماعی  :  به مجموعه ای از ارتباطات اجتماعی افراد یا منتقدان جامعه ، دوستی‌ها و رابطه ها اطلاق می‌شود که افراد بدان وسیله موقعیت خود را مستحکم می‌سازند. بوردیو ایجاد ارتباط با افراد مشهور را سبب تثبیت جایگاه کنشگر چه به صورت مادی و نمادین می داند . 

4. سرمایه فرهنگی  : مجموعه ای از ثروت‌های موجود در افراد که از طریق اموزش، کسب مدارک تحصیلی و تولیدات فرهنگی حاصل میشود . این سرمایه با کار مداوم و تلاش مستمر شکل می گیرد و افراد صاحب این سرمایه را از جایگاهی مناسب در جامعه برخوردار می‌کند. 

  انواع سرمایه فرهنگی از نگاه بوردیو

بوردیو ( خیرخواه :pajoohe.com  ) در تحقیقی که بر اساس فرضیه عدم تساوی سرمایه فرهنگی انجام داده، سرمایه فرهنگی را به سه دسته تقسیم می‌کند:

1. سرمایه بدنی و فردی؛ حافظه، مهارت‌های تجربی و رفتاری و معلومات کسب‌شده، از سرمایه‌های بدنی و فردی محسوب می‌شوند. از مشخصه‌های این سرمایه، می‌توان به پیوستگی و درون‌یافتگی آن اشاره کرد. این سرمایه، دارایی‌ای است که به شخص و خلق و خوی وی بدل شده است. به‌عبارت دیگر، تنها، صاحب این خصایص، دارنده این سرمایه فرهنگی است. به‌همین جهت نمی‌توان این سرمایه درونی‌شده را از طریق بخشش، وراثت و خرید و فروش به دیگری انتقال داد. در نهایت این‌که این نوع از سرمایه فرهنگی فانی و میراست، زیرا به‌شکل خاصی با یکتایی بیولوژیکی شخص، گره خورده است.

2. سرمایه عینی فرهنگی؛ مجموعه میراث‌های فرهنگی، آثار ادبی و شاهکارهای هنری و جز این‌ها را سرمایه عینی فرهنگی می‌نامند. سرمایه فرهنگی عینیت‌یافته دارای یک رشته از ویژگی‌هاست که تنها می‌توان از طریق رابطه سرمایه فرهنگی عینیت‌یافته با سرمایه فرهنگی بدنی و فردی آن‌را معین کرد. این سرمایه (مانند کتاب، تابلوهای نقاشی، آلات موسیقی و ...) به‌لحاظ مادی از طریق صاحبانش قابل انتقال است (البته تنها از لحاظ مالکیت حقوقی قابلیت انتقال دارد).

3. سرمایه نهادی و ضابطه‌ای؛ مدارک تحصیلی، مدارک حرفه‌ای و کارا از نمونه‌های سرمایه نهادی و ضابطه‌ای هستند. مدرک تحصیلی سند تخصص فرهنگی است که به دارنده‌اش ارزش قراردادی تضمین شده‌ای ارائه می‌دهد.

بوردیو بر این اعتقاد است که سرمایه اقتصادی می‌تواند برای صاحبش سرمایه فرهنگی واجتماعی به‌وجو بیاورد؛ متقابلا سرمایه فرهنگی نیز با کارکرد خود میتواندسرمایه اقتصادی را به وجود آورد.

5. سرمایه نمادین  : برای بوردیو سرمایه نمادین نمایانگر راهی برای سخن گفتن در خصوص مشروع سازی روابط قدرت از طریق اشکال نمادین است که گروه های سلطه گر از طریق اعتبار و اقتدار خود را تثبیت می‌سازند. بنابراین سرمایه نمادین نماد اصلی قدرت است زیرا افراد صاحب سرمایه نمادین مشروعیت استفاده از ان را در مقابل کسانی که کمتر انرا در اختیار از ان خود کرده‌اند. با این سرمایه می‌توان سلسه مراتب و سلطه را در جامعه طبیعی و مسلم انگاشت . تمامی سرمایه ها در این سرمایه تجمع شده است. و سلطه و مشروعیت افراد و گروهها در جامعه فراهم می کند . در واقع این سرمایه با باورها و اعتبار و اعتماد دیگران وجود عینی می یابد و دوام و استمرار ان نیز با باور دیگران در ارتباط است. 

6. میدان : مجموعه سرمایه ها و خصلت های کنشگران در میدان یا عرصه ای صورت می‌گیرد. این میدان می تواند هنری، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی نمادین باشد. بوردیو در کتاب زبان و قدرت نمادین در خصوص ویژگی میدان می گوید: میدان نظام ساخت یافته موقعیت هایی است که به وسیله افراد یا نهادها اشغال می شود .یک میدان از درون خود بر اساس روابط قدرت ساخت می‌یابد. دست یابی به کالاهای سرمایه‌ها در این میدان ها محل نزاع عاملان است. این کالاها به چهار مقوله تفکیک می شود .سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، ( انواع گوناگون روابط عالی با دیگران ) سرمایه فرهنگی و سرمایه نمادین مثل پرستیژو افتخار اجتماعی . 

بازتعریف امنیت به مثابه فرهنگ

این پرسش که امنیت چه بود (و یا اینکه چه کسانی یا چه چیزهایی تهدید بودند) در هسته معضله‌های ناتو در دوران پس از جنگ سرد قرار داشت( میشل سی ویلیامز، 1389، 194) .مفصل‌بندی مجدد هویت این اتحاد، پیوندی ناگسستنی با تغییر نگاه آن به ماهیت و شرایط امنیت داشت امنیت نیز برحسب فرهنگ در تصور آمد، اگر مثبت بنگریم امنیت با آن و تمدنی که هم اکنون بنیان خود ناتو به شمار می‌آید- موضوعاتی که ایده صلح دموکراتیک را در ابعاد مختلف مطرح می‌سازد- یکسان پنداشته می‌شود. اگر منفی بنگریم، تهدیدها بیش از پیش در اثر فقدان ساختارهای لیبرال دموکراتیک سر برآوردند. در این دیدگاه‌ها چالشی که ناتو فراروی خود داشت از جانب یک دولت خاص یا گروهی از دولت‌ها که منطق ژئوپولیتیکی موازنه قدرت، موضع خصمانه‌شان را تعیین می‌کند، نبود. بلکه بالعکس این فقدان نهادهای سیاسی و فرهنگی دموکراتیک و خاص بود که این دریافت از امنیت را تعریف کرد و ناتو بیش از پیش به این استدلال رسید که بزرگترین چالش حال حاضر در جهان همان بی‌ثباتی است. تغییر نگرش بنیادین از برداشت سنتی امنیت که بر قدرت نظامی و موازنه توانمندی‌ها تأکید دارد به سوی تمرکز به مسائل ثبات (بی‌ثباتی) اجتماعی و ساختارهای سیاسی- فرهنگی، یکی از بازرترین دگرگونی‌ها  در بیانیه‌های ناتو در سال 1991 انتشار یافت، مسئله امنیت در قالب عبارات ذیل به تصویر درمی‌آید:

خطرهای فرا روی امنیت متحدین چندان ناشی از تجاوز حساب شده به قلمرو سرزمینی متحدان نیستند. بلکه بلعکس، بیشتر بر آمده از پیامدهای سوء بی‌ثباتی‌هایی‌اند که از معضلات جدی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نشأت می‌گیرند. معضلاتی که بسیاری از کشورها در اروپای شرقی و مرکزی با آن‌ها دست به گریبان‌اند. تنش‌هایی که چه بسا ممکن است بروز کنند. مادامی که محدود باقی بمانند امنیت و تمامیت ارضی اعضای اتحاد را به طور مستقیم تهدید نخواهند کرد. اما در هر حال این تنش‌ها می‌توانند به بروز بحران‌هایی که به ثبات در اروپا ضربه می‌زنند و حتی به وقوع منازعات مسلحانه بینجامد. منازعاتی که چه بسا می‌توانند پای قدرت‌های خارجی را به میان بکشند یا به درون کشورهای عضو ناتو سرایت کنند، این واقعاً طبعاً تأثیر مستقیمی بر امنیت این اتحاد دارند. همین طور آشکار است که راه حل‌ها برای مقابله با این تهدادهای امنیتی بالقوه بیش از پیش باتوجه به ملاحظات (داخلی) و به عبارت دیگر با توجه به مسائل پویش‌های اجتماعی و فرهنگی ارائه می‌شوند. برای مثال، در اواخر سال 1990 شورای آتلانتیک شمالی استدلال کرد که:

کشورهای ما باید بکوشند ابتدا اختلافات گذشته را حل نمایند و پس از آن تلاش های خود را به رفع نابرابری‌های اقتصادی فاحشی که در خطوط تفرقه‌افکنی جدیدی در قاره اروپا معطوف سازند. همه کشورها حق دارند در امنیت به سر برند. در بحبوحه تغییر، می‌باید با گرایش‌هایی که به سوی تنگ‌نظری بیشتر وجود دارد مقابله کرد. ما می‌کوشیم ارزش‌های آزادی و دموکراسی را که در قلب همکاری فرا آتلانتیکی‌ها قرار دارند، به گونه‌ای اشاعه دهیم که برچسب‌های غرب و شرق دیگر معنای سیاسی نداشته باشند ( سی ویلیامز ، 1389 : 196 )مسئله امنیت تا حد زیادی همانا محور ساختار فرهنگی یا تمدنی خاص تعریف می‌گردد. حالا دیگر فهم غالب در مورد ناتو این نیست که دولت‌ها برای مقابله با یک تهدید نظامی گرد هم می‌آیند. حالا، توانایی دولت‌ها برای انجام چنین اقدامی تغییر توانایی تشکیل یک اتحاد که خصومت‌های گذشته‌شان را از میان برداشته است و از فراز و نشیب‌های جنگ سرد جان سالم به در برده است، به آن دسته دولت‌هایی که در حال حاضر عضو ناتو هستند و به آن نوع اتحادی که ناتو است نسبت داده می‌شود. سامانه دفاعی مشترک همچنان موضوعی محوری است، اما این مبحث به نحو نظامر‌مندی به شکل بیانیه‌هایی در مورد پیوند میان فرهنگ و امنیت ارتقاء می‌یابد. تعریف امنیت بر حسب فرهنگ نه تنها ادعاهای بازنگری شده در مورد هویت این اتحاد و دلایل موفقیت آن در گذشته و استمرار آن در آینده را تقویت می‌کند بلکه مبنایی را برای اجماع اپیستمیک  در مورد امنیت فراهم می‌سازد؛ چگونه باید به امنیت دست یافت، چه تهدیدهایی احتمال دارد سربرآورند و برای مقابله با آن‌ها چه باید کرد. به عبارت دیگر تعریف امنیت بر حسب فرهنگ، نوعی جهت‌گیری اپیستمیک ایجاد می‌کند. این جهت‌گیری، هویت فرهنگی این اتحاد را که جدیداً بر آن تأکید می‌شود هم تأئید می‌کند و هم با آن پیوند می‌یابد. در این شرایط جدید بین المللی، آمریکا با استفاده از ایده‌های هانتینگونی به مبارزه خود علیه تروریسم شکل فرهنگی و هویتی داده است. این نگرش تأثیر مستقیمی بر محیط بین المللی خواهد داشت. در این مرزبندی امنیتی درکنارسایرتهدیدات سنتی، فرهنگ وهویت نیز مبنای تمایز قلمداد می‌گردد. در این گرایش سعی می‌شود نا امنی به وجود بیاید و در جامعه امریکا با ایجاد نوعی برتری طبی هویتی و تضعیف هویت‌های متخاصم همراه شود ( عبدالله خانی ، 1384 : 228)

اثبات گرایی امنیتی مدرن 

سیر فزاینده تحولات جوامع بشری، توسعه ارتباطات و ارتقاء میزان وابستگی بازیگران به یکدگر، بهبود سطح آگاهی افراد و نهادها، سنگین شدن هزینه‌های تمسک به راه‌های خشونت‌بار حل و فصل تعارض‌ها، تقویت شبکه نظارتی و بویژه شکل‌گیری ساخت نوینی از افکار عمومی در گستره جهانی، منجر شده تا الگوی برآمده از روش‌های اثباتی به علت اتکاء به عامل زور و جنبه‌های سخت‌افزاری (قدرت) در نظر و عمل (الگوهایی مطلوب) ارزیابی نشده و تمدن بشری به ارائه الگوهای امنیتی مبتنی بر مؤلفه‌های نرم قدرت- از قبیل اخلاق، نظارت، همکاری، گفت‌وگو، فرهنگ، تمدن و . . . اقدام نماید. 

الف) ساخت بین المللی مناسبات قدرت، سیستم حلقه‌ای: 

فروپاشی (ساخت دوقطبی قدرت) ( افتخاری ، نصری ، 1383 : 46 )مجال مناسبی را برای طرح دیدگاههای مختلف- اعم از آرمان‌گرایانه و واقع‌گرایانه- فراهم آورد، به گونه‌ای که در فاصله زمانی 1991 تا 2000 به رویکرد اصلی عرضه و در فضای جهانی مورد بحث قرار گرفتند.

نخست: واقع‌گرایان رادیکال؛ پیروان (فرانسیس فوکویاما)  که الگوی (هژمونی مطلق) را تبلیغ می‌کردند.

دوم: واقع‌گرایان میانه رو: پیروان (ساموئل هانتینگتون)  که قائل به اعتبار الگوی برخورد تمدنی هستند.

سوم: آرمان‌گرایان: قایلان به نظریه (گفت‌وگوی تمدنی) جناب آقای خانی که الگوی (همکاری فرهنگی) را مدر نظر داشتند ( افتخاری ، نصری ، 1383 : 47 ) اما آنچه در مقام عمل رخ داد، شکل‌گیری (ساخت دولایه‌ای قدرت) می‌باشد که (دونالد ام اسنو) از آن به (سیستم حلقه‌ای)  یاد کرده است.

مطابق این الگو، بازیگران مختلف سیاسی را می‌توان در دو دسته اصلی تقسیم کرد. حلقه نخست که کشور خواهانی هژمون و همراهان فرهنگی آن را شامل می‌شود (یعنی ایالات متحده امریکا،

انگلیس، کانادا و بسیاری از کشورهای اروپایی لیبرال و دموکرات) و طبقه دوم که طیف متنوعی از کشورهای مطرح در آستانه ورود به حلقه نخست از درون سایر کشورهای جهان را دربرمی‌گیرد.

بند اول :حلقه اول

کشورهای حاضر در این حلقه افزودن بر بهره‌مندی از سطح بالایی از توسعه و پیشرفت دارای تشابه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بالایی نیز هستند. به این جهت ویژگی‌های برجسته این حلقه را می‌تون (مشابهت منجر به همکاری)  دانست. برغم (اسنو) کشورهای عضو این حلقه به علت داشتن سیستم دموکراتیک با ثبات در داخل، اتکاء به بنیاد اقتصادی سرمایه‌داری و گرایش و التزام به اصول فرهنگی دموکراسی در مناسبات خود دارای حداقل میزان اختلاف بوده و می‌توان ادعا کرد که اختلاف آنها در حاشیه قرار دارد. از این منظر (اسنو) پیرو تحلیلگرانی چون (ماکس سنگر) و (آرون ویلداوسکی) می‌باشد که در اوایل دهه 90، قایل به تقسیم‌بندی جهان پس از جنگ سرد به دو منطقه اصلی بودند: (منطقه صلح و منطقه آشوب)  مجموع این تحلیلگران با اتخاذ نگرش کانتی به صلح و امنیت، در نهایت به آنجا می‌رسند که کشورهای عضو حلقه نخست با یکدیگر به جنگ و تعارض جدی نخواهند پرداخت؛ به عبارتی (بنیادهای فرهنگی دموکراسی) ایشان را از نزاع منصرف ساخته به سوی صلح پایدار رهنمون می‌سازد.

بند دوم:حلقه دوم

کشورهای حلقه دوم را باید بازیگران اصلی حوزه روابط بین الملل در مقام بروز آشوب و نا امنی قلمداد کرد، چرا که مطابق تحلیل (اسنو) منطق حاکم بر این حلقه (تنوع و تغییر)  است که عامل محوری برای بروز جنگ و منازعه می‌باشد. بنابراین می‌توان پیش‌بینی کرد که در شکل‌گیری آینده جهان نوع رفتار این بازیگران تأثیرات ایجابی و سلبی چشم‌گیری را بر ساخت قدرت بین المللی خواهد گذارد. نکته مهم در این تحلیل تأکیدی است که (اسنو) و پیروان او بر منطقه‌ای بودن منازعات در این حلقه داشته و بر این باورند که امواج درگیری در مناطقی از این حلقه شکل می‌گیرد آنهم بدون اینکه به درون حلقه اول تسری یابد. بازیگران قدرتمند حلقه اول در بهترین حالت به عنوان میانجی و عامل حل و فصل منازعه وارد این تعارضات شده و در نهایت سعی در کاهش شدت این برخوردها و مهار آنها دارند. به عبارت دیگر در ماتریس منافع ملی، به علت نبود تهدیدات جدی نسبت به منافع حیاتی و مهم در سه لایه امنیت، اقتصاد و رفاه اجتماعی، برای این بازیگران گزینه (کاربرد نیروی نظامی) مطلوبیت و ضرورت خود را از دست می‌دهد و آنچه باقی می‌ماند، حوزه چالش برانگیزی است که در درون حلقه دوم وجود دارد و قلمرو صلح از آن این است. نتیجه روش شناسی‌ای که از سیستم حلقه‌ای جهان پیشنهادی اسنو حاصل می‌آید که اولاً در حلقه نخست اثبات‌گرایی کلاسیک و حتی نوین به حاشیه ملاحظات امنیتی رانده خواهد شد و مؤلفه‌های قدرت نرم از قبیل فرهنگ، اخلاق و همکاری و . . . مبنای راهبردی امنیتی کشورهای این حلقه را تشکیل می‌دهد.

ثانیاً: اثبات‌گرایی به علت فضای متنوع حاکم بر حلقه دوم در سه منطقه بصورت جدی مطرح خواهد بود. (کشورهای غنی، تقریباً توسعه یافته ) افزون بر آن، بخشی از ملاحظات امنیتی کشورهای توسعه یافته حاضر در حلقه دوم را نیز شکل می‌دهد. این کشورها به علت ماهیت دوگانه‌ای که دارند (یعنی ارتباط وثیق‌شان با حلقه اول و در عین حال حضورشان در حلقه دوم) بالاجبار هر دو الگوی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری قدرت را مبنای امنیت ملی‌شان قرار داده و از هر دو روش اثباتی و مدرن به موضوع خواهند نگریست.

تهاجم فرهنگی و ابزارهای جنگ نرم 

هر معنایی که از فرهنگ و فرایند جهانی شدن ( ذاکری ، حسن تیموریان ، 1392 : 104) در نظر داشته باشیم نمیتوانیم بدون در نظر گرفتن مقوله ارتباطات و تاثیر شگرفی که تکنولوژی ارتباطات در این فرایند دارد ، به تحلیل درستی از ان دست یابیم . گسترش ارتباطات و حاکمیت قدرتمندانه تکنولوژی نوین ارتباطات بی تردید یکی از مهمترین عوامل جهانی شدن فرهنگ جدید است . مارشال مک لوهان نظریه پرداز عرصه رسانه ، رسانه را مهمترین عنصر و اصلی ترین تجلی ارتیاطات می دانست و معتقد بود که تمامی رسانه ها در کنار سایر ویژگی ها از ویژگی پیام رسانی برخوردارند . این پیام یا خود فرهنگ است یا برای انتقال فرهنگ انتشار یافته است. بدین گونه رسانه ای همچون تلویزیون خود به مظهر و تجلی مدرنیته و اشاعه دهنده نوگرایی در عرصه جهانی مبدل میشوند و بر تمامی شئون اجتماعی از سیاست و اقتصاد گرفته تا ارزش ها و رفتارهای روزمره مردم جوامع مختلف تاثیر می گذارند . اما رسانه ها در کنار قابلیت های فراوانی گاهی به عنوان عاملی برای تهدید نیز به کار می روند . حال این مساله گاهی یک تهدید نظامی است یا اقتصادی و گاهی دشمن برای تسلیم شدن یک ملت به باورها و اعتقادات یک ملت حمله می کنند یعنی همان تفکراتی که منجر به مقاومت انان شده است . این نوع را تهدید نرم می نامند . جان کالینز تئوریسین دانشگاه ملی جنگ امریکا ، جنگ نرم ( کریم پور آکردی ، 1393 : 94 )را نفوذ در مختصات فکری دشمن با استفاده از طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به ان جهت پیشبرد مقاصد امنیت ملی تعریف می کند . نای در سال 2004 با انتشار کتابی تحت عنوان ( قدرت نرم ، ابزاری برای موفقیت در سیاست جهانی ) قدرت نرم را توان یک کشور برای دستیابی به اهدافش از طریق جذابیت و نه اجبار یا تنبیه می داند . این جذابیت از فرهنگ ایده های سیاسی و سیاست های یک کشور ناشی می گردد زمانی که سیاست های یک کشور در نگاه دیگران مشروع به نظر برسد قدرت نرم اعمال شده است . با جمع بندی تعاریف فوق میتوان جنگ نرم را در برگیرنده هر گونه اقدام نرم ، روانی و رسانه ای است که جامعه

هدف را نشان گرفته و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شکست وادار میکند. در جنگ نرم جامعه هدف مقاومت چندانی در برابر طراحان جنگ نمی کند . 

جنگ نرم و تهاجم فرهنگی

جنگ های نرم ، همگی بر یک سیاق نبوده و دارای الگوهای عملیاتی متفاوتی هستند. در الگوی اصلی این جنگ ها، مستند به گونه شناسی بعمل آمده از جنگ نرم فرهنگی عبارتند از:

الف: جنگ نرم مستقیم

در این الگو بازیگر راهبرد مقابله خود را بر تأسیس و فعال سازی بنگاه های مختلف فرهنگی استوار ساخته و تلاش می نماید کریم پور آکردی ، 1393 : 42 ) تا مطابق یک نقشه جامع فرهنگی، حرکت های خود را سازمان دهی و در نتیجه منابع، نقاط قوت و دستاوردهای فرهنگی بازیگر هدف را تخریب و نابود سازد. اطلاق عنوان الگوی تهاجمی از همین منظر است و دلالت بر آن دارد که بازیگر عامل دست به اقدام زده و فعالیت‌های عینی و مشخصی را در دستور کار دارد. این الگو از حیث ساختار، سازمان و عملکرد بسیار الگوی جنگ های سخت است و فقط از حیث محتوا و روش متفاوت می باشد.

ب:جنگ نرم غیرمستقیم

در این الگو بیشتر آسیب‌های داخلی بازیگر مطرح بوده و منجر می‌شود تا بازیگر ناخودآگاه و در یک 

فرآیند معمولی مرعوب سیاست ها و تولیدات فرهنگی دیگر بازیگران گردد. به همین دلیل است که بازیگر عامل به جای سرمایه گذاری صریح و سنگین فرهنگی، نسبت به فعال سازی حوزه های جانبی ای چون اقتصاد، حقوق، سیاست، تجارت و . . . اقدام می نماید و از این طریق هنجارهای خود را به آرامی وارد جامعه هدف می نماید. در این وضعیت اگرچه تهاجم فرهنگی موضوعیت ندارد، اما نفوذ فرهنگی رخ می دهد که پیامدهای منفی خاص خود را دارد.

جنگ نرم با مطرح ساختن (اهداف و ابزارهای) فرهنگی- ارتباطاتی به عنوان خط تعارض اصلی میان بازیگران موضوعیت یافته و هم اکنون به اصطلاحی محوری تبدیل شده است که می طلبد مورد توجه علنی و کاربردی قرار گیرد. بررسی صورت گرفته نشان می دهد که جنگ فرهنگی به عنوان یک الگوی تعارض نرم افزارانه می‌تواند در قالب دو راهبرد مختلف عملیاتی شود: نخست- راهبرد تعارض فرهنگی مستقیم که از آن به تهاجم فرهنگی یاد می شود. دوم- راهبرد تعارض غیرمستقیم که در آن به نفوذ فرهنگی می توان یاد نمود.

برنامه‌های ماهواره‌ای و امنیت فرهنگی در اسناد حقوق بشری

در دوره جدید که با رشد فناوری رسانه ای همراه است اینترنت و ماهواره به طور جدی تر فرهنگ ، ایدئولوژی ، علایق و روحیات و رفتار ادمیان را در فرهنگ های گوناگون تحت تاثیر قرار داده است و می توان برای پوشش اطلاعات به وسیله ماهواره چهار ویژگی غیر عادی بودن ، فراگیری ، جذابیت و دعوت به یکسانی و فرهنگی را برشمرد ( مهربانی فر ، خلیل زاده ، 1391 : 23 )

الگوهای نظری تاثیرپذیری فرهنگی و اجتماعی از شبکه های ماهواره ای

مهمترین و تاثیر گذارترین نظریاتی که از رهیافت تاثیر تلویزیون و ماهواره بر مخاطب می توان نام برد دو نظریه یادگیری اجتماعی  و جامعه پذیری و نظریه کاشت می باشد که در زیر توضیح این دو نظریه پرداخته می شود . 

نظریه یادگیری اجتماعی  و جامعه پذیری این نظریه شاید یکی از مهم‌ترین نظریات در باب تأثیرگذاری رسانه های جدیدی ماهواره بر سطح یادگیری مخاطبان باشند، برطبق این نظریه، انسان ها بیشتر آنچه را که می آموزند از طریق غیرمستقیم و رسانه‌های جمعی است ( مهربانی فر ، خلیل زاده ، 1391 : 41-42 ) آلبرت باندورا که مبدأ این نظریه است معتقد است چهار الگوی یادگیری که عبارت اند از (توجه، حفظ و یادگیری تولید انگیزش منجر به آموزش از طریق رسانه می شوند. بنابراین رسانه‌های جمعی منبع اصلی یادگیری اجتماعی هستند. نقش جامعه پذیری رسانه ها به این معناست که رسانه‌ها ارزش ها و هنجارهای مقبول و جا افتاده اجتماعی را از رهگذر پاداش و تنبیه نمادین برای انواع متفاوت رفتار به مردم یاد می دهند. جامعه پذیری فرآیندی است که طی آن فرد می آموزد تا عضو یک جامعه و فرهنگ خاص شود و به این ترتیب به موجودی واقعاً اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود به قول مهدی زاده جامعه پذیری فرآیند توسعه احساس پیوستگی فرد با جهان بزرگ تر اجتماعی از طریق یادگیری و درونی سازی ارزش ها، باورها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی است.بنابراین رسانه ها اغلب به عنوان پلی میان زندگی شخصی و جهان اجتماعی عمل می کنند. رسانه ها به طور متناوب تصاویر و الگوهای رفتاری را در زندگی به مخاطب عرضه می کنند.همچنین مک کوایل یکی از اثرات جامعه پذیری رسانه را تحت تأثیر قرار دادن ارزش های منتقل شده توسط سایر نهادهای جامعه پذیری مانند خانواده و مدرسه می داند و معتقد است رسانه با انتقال و انتشار ارزش ها و هنجارهای جدید، ارزش های جا افتاده قدیمی توسط والدین و معلمین مدرسه را به چالش می کشاند. 

بند دوم:  نظریه کاشت  این نظریه که یکی از مهم ترین نظریات حوزه تأثیر رسانه هاست، بر آثار بلندمدت و تدریجی رسانه ها به ویژه تلویزیون بر شکل گیری تصویر ذهنی مخاطبان از دنیای اطراف و مفهوم سازی آنان از واقعیت اجتماعی تأکید دارد ( مهربانی فر ، خلیل زاده ، 1391 : 46-47 )جرج گربنر  واضع نظریه کاشت نظریه خود را بر مبنای تحقیقاتی بر تماشای تلویزیون بنیان نهاد تا تأثیر تماشای تلویزیون بر باورها و دیدگاه های بینندگان درباره جهان واقعی را بررسی کند. تلویزیون از نگاه گربنر سازنده محیط نمادین است و گربنر تلویزیون را جهانی در خود می بیند. نظریه پردازان کاشت استدلال می کنند که تلویزیون اثرات دراز مدت، تدریجی، غیرمستقیم، اما

متراکم و انباشتی دارد. آن ها تأکید می کنند تماشای دراز مدت تلویزیون بیشتر اثرات نگرشی دارد تا رفتاری. به بیان دیگر تماشای زیاد تلویزیون به عنوان کاشت نگرشی هایی دیده می شود که بیشتر با جهانی که برنامه‌های تلویزیونی به تصویر می کشند هماهنگ است تا جهان واقعی، بر طبق این نظریه تماشای طولانی مدت تلویزیون اثرات اعتقادی و نگرشی بر باورهای مخاطبان دارد. 

اسیب های ماهواره در اعلامیه جهانی حقوق بشر 

بر اساس ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر هر کس حق زندگی ، ازادی و امنیت شخصی دارد ( مهر پور ، 1392 : 435 )   بر اساس ماده 4 احدی را نمی توان در بردگی نگاه داشت و داد وستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است و بر اساس ماده 18 این اعلامیه هر کس حق دارد که  از ازادی فکر ، وجدان و مذاهب بهره مند شود . بر اساس انچه در نظریه کاشت توضیح داده شد پخش سریال های چند ده قسمتی بر بینندگان تاثیر می گذارد و مخاطب با دنیایی ارتباط برقرار می کند که در تلویزیون می بیند تا دنیای واقعی ، بررسی نظریه کاشت از یک طرف و بررسی مواد 3،4 و 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر نشان می دهد که پخش سریال ها و فیلم ها با موضوعات خاص منطبق بر اهداف تولید کنندگان و سازندگان این گونه سریال ها به نوعی ازادی فکر مخاطب را مختل نموده و او را به یک برده ذهنی بدون اختیار تصمیم گیری که صاحب ان کشورهای صنعتی و دارای تکنولوژی برتر هستند تبدیل می کند علاوه بر تبدیل شدن اشخاص به برده ذهنی فاقد اختیار که به تدریج حق انتخاب خود را از دست می دهد پخش سریال ها و کلیپ موزیک ها نتایجی را به اورده مانند طلاق ، فرار دختران ، روابط نامشروع ، سقط جنین که این امور موجب شده امنیت شخصی ( روحی و جسمی) افراد از بین برود که نتایج حاصله به صراحت مخالف مواد 3 ، 4و 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد. 

بند دوم :  اسیب های ماهواره و میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی 

بر اساس ماده 1 بند اول میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کلیه ملل دارای حق خودمختاری هستند . به موجب حق مزبور ملل وضع سیاسی خود را ازادانه تعیین و توسعه اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی خود را تامین می کنند و بر اساس ماده 3  میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دولتهای طرف این میثاق متعهد می شوند که تساوی حقوق زنان و مردان در استفاده از کلیه حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مقرر در این میثیاق تامین نمایند . با بررسی ماده 1 این نکته حاصل می گردد که هر ملتی حق دارد که توسعه فرهنگی و اجتماعی خود را ازادانه تعیین کند در حالی که بر اساس بیانیه شورای اتلانتیک شمالی انچه اعضای ناتو می خواهند جهانی نمایند ازادی و دموکراسی است به نحوی که برچسب شرقی و غربی معنا نداشته باشد و همانطور که توضیح داده شد یکی از راه های رسیدن به این امر استفاده از ابزار ماهواره می باشد هدف کشورهای صنعتی ترویج دموکراسی فرهنگ و ازادی غرب می باشد و خواستار سلطه فرهنگی بر تمام کشورهای دنیا هستند که این امر با ماده 1 بند 1 میثاق میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی می باشد. بر اساس  ماده 3 میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دولتهای طرف این میثاق متعهد می شوند که تساوی حقوق زنان و مردان را در استفاده از کلیه حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مقرر در این میثاق تامین نمایند. این ماده به صراحت دولتهای طرف میثاق را در رابطه با تامین تساوی در کلیه حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی متعهد می نماید در حالی که در سریال ها و کلیپ موزیک ها مشاهده می گردد اصولا از زنان به عنوان وسیله و ابزاری استفاده می گردد که اصولا عاملی برای خیانت به هم جنس خود است و یا وقت خود را صرف مهمانی ، ارایش ، خرید و اراستن خود بری جنس مخالف است و دارای روابط ازاد و بی قید و بند است و نهایتا به دلیل خیانت به همسر و عدم تعهد به همسر خود و خیانت در روابط زناشویی دچار مشکلات  روحی و روانی می شوند . بنابراین انچه در سریال های پخش شده از شبکه های گوناگون به ویژه شبکه جم تی وی و فارسی وان مشاهده می گردد تساوی حقوق زنان و مردان که کشورهای جهان رعایت نمیگردد و حقوق زنان به دست فراموشی سپرده شده است. 

بر اساس ماده 15 بند 4 میثاق حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دولت های طرف این میثاق به فوائد حاصل از تشویق و توسعه همکاری تماس های بین المللی در زمینه علوم و فرهنگ اعتراف می نمایند. بر اساس این ماده دولتهای طرف این میثاق با متعهد شدن به میثاق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی به تشویق و توسعه همکاری و تماس های بین المللی در زمینه فرهنگ اعتراف می نمایند و متعهد می شوند در حالی که بر اساس انچه در فصول دوم و سوم توضیح داده شد کشورهای غربی به رهبری امریکا خواستار تسلط بر فرهنگ و جهانی نمودن فرهنگ غربی می باشند که این امر بر اساس نص صریح ماده 15 بند 4 می باشد و در دهه های اخیر بر اساس گزارش هایی که از نهادهای و بین المللی منتشر می شود ، انچه در عمل در زمینه فرهنگ رخ داده تسلط فرهنگ غربی است نه همکاری و توسعه کشورها در زمینه فرهنگ . 

بند سوم : اسیب های ماهواره و کنوانسیون حقوق کودک 

در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک ( مهرپور ، 1392 : 541)  ذ کر گردیده ، با توجه به ارزش های سنتی و فرهنگی هر ملت در حمایت و تعلیم و تربیت یکنواخت کودک و با عنایت به اهمیت همکاری های بین المللی برای بهبود شرایط زندگی کودکان در تمام کشورهای در حال توسعه...، و ماده 7 بند الف اعلامیه قاهره در اسلام  هر کودکی از زمان تولد حقی بر گردن والدین خویش و جامعه و دولت در محافظت دوران طفولیت و تربیت نمودن و تامین مادی و بهداشتی و ادبی دارد. و براساس ماده 7 بند ب پدران و کسانی که از نظر قانون شرع به منزله پدرانند ، حق انتخاب نوع تربیتی را که برای فرزندان خود میخواهند با مراعات منافع و اینده انان در پرتو ارزش های اخلاقی و احکام شرعی دارند. انچه امروزه از شبکه های ماهواره ای پخش می شود در راستای جهانی نمودن فرهنگ غربی و کم رنگ نمودن ، گاهی محو کامل فرهنگ بومی و ملی کشورهاست که این هدف علاوه بر اینکه در سریال ها و موزیک ها پیگیری می شود در شبکه های کودک و برنامه های ویژه خردسالان نیز به منصه ظهور رسیده است . این برنامه ها علاوه بر اینکه موجب از بین رفتن زبان مادری افراد میشود موجب تهدید وبه خطر افتادن ارزش های ادبی و ملی کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه و کشورهای اسلامی میشود و هویت فرهنگی کشورها را به طور مستقیم به چالش کشیده است . در این میان کودکان به جهت شرایط سنی و شرایط روحی و جسمی جزئ اسیب پذیرترین افراد جامعه گیرنده محسوب شده و پخش برنامه های ماهواره ای بر خلاف عرف و فرهنگ و جامعه ای که کودک در ان بدنیا امده و رشد می کند برای کودکان که اصولا در سن یادگیری  هستند موجب بروز مشکلات بیشماری مانند دوگانگی هویت  مشکلات روحی و جسمی ، از بین رفتن اخلاقیات و سلامت عمومی در بین کودکان و تداخل در اطلاعات دریافتی می شود که این امر اسیب های روحی و روانی غیرقابل جبران به همراه دارد و مخالف مواد 17 ،19، 29 کنوانسیون حقوق کودک می باشد . 

بند چهارم :  اسیب های ماهواره و اعلامیه قاهره 

بر اساس ماده 17 اعلامیه قاهره هر انسانی( مهر پور ، 1392 : 573) حق دارد در یک محیط پاک از مفاسد و بیماری های اخلاقی به گونه ای که بتواند در ان خود را از لحاظ معنوی بسازد زندگی کند . بر اساس این ماده پخش برنامه های ماهواره ای موجب فساد و بیماری های اخلاقی گردیده و امنیت روحی و جسمی افراد را به چالش کشیده است. 

اسیب های ماهواره و کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و ازادی های اساسی 

بر اساس ماده 5 کنوانسیون اروپایی حمایت از حقوق بشر و ازادی های اساسی هر کس حق ازادی و امنیت شخصی دارد . بر اساس انچه در تعریف امنیت ذکر گردید امنیت به معنای نبودن تهدید ،  نبودن خطر و اضطراب همانطور که روح در امان است جسم نیز در امان باشد . پخش برنامه های ماهواره ای به ویژه سریال ها و کلیپ موزیک ها و نتایج به بار اورده از تولید اینگونه سریال ها  در بسیاری از کشورها امنیت روحی و جسمی اشخاص را از بین برده برده است . و این خلاف مقررات و مواد اسناد حقوق بشری در سطح منطقه ای و بین المللی است اگرچه  کنوانسیون های حقوق بشری در سطح منطقه و برای کشورههای اروپایی ،امریکایی ، افریقایی و اسلامی است اما این اسناد به این دلیل که با اقتباس از اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 نوشته شده اند بنابراین قابل استناد است. 

بند پنجم : اسیب های ماهواره و کنوانسیون امریکایی حقوق بشر 

براساس مقدمه کنوانسیون  امریکایی حقوق بشرشرایطی ایجاد گردد که بر ان  اساس هر شخصی بتواند از حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود همانند حققوق مدنی و سیاسی برخوردار گردد. بر اساس ماده 7 این کنوانسیون هر فرد حق امنیت شخصی دارد و بر اساس ماده 13 بند 4نمایش ها و تفریحات عمومی می توانند بر اساس قانون فقط برای در دسترس بودن انها و به جهت حفظ مصالح اخلاقی کودکان و نوجوانان پیشاپیش سانسور شوند . بادقت در این ماده می تو ان به این نکته پی برد که امریکا که فرماندهی ناتو و اهداف غربی را بر عهده دارد و بسیاری از تولیدات ماهواره ای در این کشور یا تحت نظر این کشور و سایر اعضای ناتو به مرحله تولید وپخش می رسد در کشور خود برای حفظ مصالح ملی و عمومی سانسور را در سند حقوق بشری خود پیش بینی نموده است اما برای کشورهای دیگر به طور مستقیم برنامه هها را می فرستد و خبری از سانسور و حفظ مصالح دیگر کشورها و افراد نیست و در مواقعی انجام سانسور توسط سایر کشورها را از عوامل خلاف و نقض حقوق بشر می داند.

بند ششم : اسیب های ماهواره و منشور افریقایی حقوق بشر

در مقدمه منشور افریقایی حقوق بشر ذکر می گردد با این اعتقاد که از این پس توجه خاص به حق بر توسعه و حقوق مدنی نمی تواند جدا از حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با توجه به مفهوم جهانی بودن ان باشد و رضایت از وضعیت حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی تضمینی برای انتفاع از حقوق سیاسی و مدنی است . این متن که به صراحت بر ارتباط مستقیم حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با حقوق مدنی و سیاسی تاکید می کند . اما اصولا پخش برنامه های ماهواره حقوق اجتماعی و فرهنگی افراد را در کشورهای گوناگون از بین می برد

نتیجه گیری

در 10 جولای 1962 اولین ماهواره مخابراتی امریکا تحت عنوان ( تله استار) با امکان ارسال برنامه های ماهواره ای زنده از امریکا به مراکز تلویزیونی اروپا به فضا پرتاب شد و این امر خود موجب بروز تحرکات بین المللی در جهت تدوین و تنظیم مقررات برای ارسال و فعالیت ماهواره شد . از سال 1946-1966 بحث های فراوانی در کمیته های فرعی و وابسته به سازمان ملل مطرح و طرح های مختلف ازسوی دولتها مخصوصا امریکا و شوروی ارائه گردید . اما دو نظریه دیگر نظرات ارائه شده را تحت تاثیر قرار داد. اول اصل حاکمیت دولتها که از اصول قدیمی حقوق بین الملل بود و دیگری اصل ازادی اطلاعات که به استناد مقررات حقوق بین الملل مطرح شد . این اصل ابتدا در اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948 درج شد . پیشرفت تکنولوژی و حاکمیت قدرتمندانه رسانه های جمعی یکی دیگر از تحولات مهم جامعه بین المللی محسوب میشود . رسانه ها که حاصل انقلاب صنعتی و محصول جوامع مدرن بودند امکان گسترش فرهنگ مدرن را بوجود اورده اند .در میان رسانه ها ابزار ماهواره با ان ذات تکنولوژیکی خود و توانایی جدب مخاطب از سراسر جهان جایگاه ویژه ای دارد. ماهواره وسیله‌ای است که ابنای بشر با وجود اختلاف در نژاد ,مذهب ,فرهنگ ونوع حکومت و...از احوال یکدیگر اگاه میکند . اما ان چیزی که امروزه کشورها را نگران نموده است و موجبات رویارویی با این پدیده را فراهم نموده است استفاده‌ی منفی از ماهواره در بعد فرهنگی است . امروزه گذشت زمان و تغییرات جوامع و فرهنگ‌‌ها دیگر معنای جنگ و تخاصم را تغییر داده و اگر در دهه های گذشته جنگ تنها به مفهوم فیزیکی ان تجاوز نظامی به قلمرو دیگر کشورها مدنظر بود امروزه شکل ان تغییریافته  وبا ابزارهای فرهنگی عمده و در پوشش تعاملات فرهنگی قصد تخریب و براندازی دیگر ملل را داشته و دارند اگرچه به زبان نمی اورند. برنامه های ماهواره ای دارای دو بعد مثبت ومنفی میباشند ولی بعد منفی ان پررنگ تر میباشد منجمله بی توجهی به اصل حاکمیت دولت ها در عرصه ی بین المللی، گسترش نابرابری‌های اجتماعی , افزایش اسیب های اخلاقی وروانی , کارایی نداشتن ابزارهای فرهنگی موجود، افزایش تحمیل فرهنگی، ایجاد تنش بین مردم و دولت و...مثال صریح و روشن از اینگونه برنامه ها پخش سریال های دنباله دار در شبکه های جم تی وی و فارسی وان میباشد  نقطه‌ی اشتراک تمامی سریال هایی  که از این دو شبکه ها پخش میشود از این قرار است:( تبلیغ زندگی اشرافی،  خیانت ,فرزند نامشروع، مثلث عشقی، ترویج خانواده های بی سامان بی سامان و لجام گسیخته ) تولید و پخش سریال ها و موزیک ویدئوها علاوه بر جنگ روانی و از بین بردن امنیت فرهنگی کشورها امنیت انسانی را نیز از بین میبرد ودر سطح گستر ده تر امنیت فرهنگی ملی را از بین میبرد . وجه اشتراک در تمامی اسناد و اعلامیه های جهانی و منطقه‌ای اهمیت  بنیان خانواده به عنوان رکن طبیعی و اساسی اجتماع ,اهمیت داشتن سلامتی روحی و جسمی، حقوق و ازادی، همچنین اهمیت مراقبت و مساعدت‌های ویژه در دوران کودکی تاکید شده است و تاکید بر اهمیت ارزش‌های سنتی و فرهنگی هر ملت در حمایت و تعلیم و تربیت یکنواخت کودک و اهمیت حفظ هویت، ملیت، نام وروابط خانوادگی ,دسترسی کودک به مطالب واطلاعات ملی و بین المللی خصوصا مواری که مربوط به اعتلای رفاه اجتماعی ومعنوی ویا اخلاقی و بهداشت جسمی و روحی کودک میشود(کنوانسیون حقوق کودک) ودر کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان به صراحت تاکید میگردد که باید دولت تلاش کنند که تبعیض علیه زن و مرد را از بین ببرند در حالی که همانطور که دیده میشود در کلیه سریال ها , کلیپ موزیک ها شاید به جرات بتوان گفت در تمامی برنامه های پخش شده،  از زنان به عنوان یک وسیله (در سریال های جم تی وی و فارسی وان نمونه های فراوان دارد) استفاده میشود که قرار است یا بهشان خیانت شود و یا عامل خیانت به هم جنس خود باشند و هر چه بی حجاب تر باشد امروزی تر و مقیول تر نشان داده میشود . شاید بتوان گفت این گونه برنامه ها  با فرهنگ وتمدن کشورهای غربی و امریکایی مطابقت دارد ولی اشکارا با فرهنگ و تمدن و مذهب کشورهای اسلامی مغایرت داردو  با توجه به تنوع فرهنگ ها که در سراسر جهان وجود دارد دیگرنتایج  اینگونه برنامه ها به صراحت مخالف مواد اسناد حقوق بشری میباشد که با هدف تامین صلح و امنیت بین المللی و زیست کلیه ی ملل با هر نوع فرهنگ و مذهب تنظیم شده اند و اینگونه برنامه ها موجب تداخل روحی وجسمی (به توجه به نطریه ی کاشت که معتقد است برنامه‌های تلویزیونی اشکارا برانسان تاثیر میگذارند)انسان شده و حقوق انسانی را پایمال نموده است.. امروزه ابزارهای فرهنگی و اجتماعی میتواند اثرات تخریبی بزرگتری بر جامعه و مردم یک یا چند داشته باشد لذا اینکه صرفا بر تهدید از طریق جنگ یا  اشوب تاکید شود در دنیای پیشرفته فن اوری امروز جایی ندارد بلکه مبارزه فرهنگی علیه ملت امری بی اهمیت تر از مبارزه نظامی نظامی نبوده و میتواند به استحاله ی یک یا چند ملت یا تمدن انها منجر شود.به ویژه اینکه اصل ازادی اطلاعات در کنار (منع سوءاستفاده از حق )به معنای مجوز ساخت ساخت فیلم های جهت دار نمیباشد که فرهنگ ملل دیگر را هدف قرار دهد . با توجه به کلیه مطالب عنوان شده ذکر دو مطلب ضروری می باشد اول اینکه با توجه به این امر که رعایت حقوق بشر در تمامی زمینه ها ذکر و تاکید گردیده  در مرحله اجرا هم به حقوق بشر و به حیثیت و کرامت انسانی (روح وجسم انسان ها) توجه خاص شود دوم اینکه به نظر میرسد با توجه به گسترش و پیشرفت تکنولوژی که روز به روز گسترده تر میشود و حاکمیت کشورها نقض میشود ، ضروری باشد شورای امنیت در مورد زور و نقض حاکمیت و تجاوز تعریف جدیدی ارئه دهد که با تکنولوژی و فن اوری های گوناگون منجمله ماهواره های پخش مستقیم مطابقت داشته باشد تا از جنگ میان فرهنگ ها جلوگیری نماید و مهم اینکه با تعریف جدید از زور و تجاوز حقوق انسان ها که به طور واقعی در خطر است مصون بماند.

پیشنهادات 

در سطح ملی 

تقویت هویت ملی و اشاعه ی ان به بیرون از مرزها اشنایی دیگر کشورها با تمدن بزرگ تاریخی و مذهبی ایران, از طریق تقویت زبان-ادبیات – دین هنر .

اموزش تمامی کودکان از مقطع ابتدایی که هویت چیست و راههای تقویت ان ,در کنار اموزش این مسئله ی مهم که چگونه کودکان با تماشای محصولات حاصل از پیشرفت تکنولوژی و فن اوری مانند (ماهواره و برنامه های آن) می‌توانند از نتایج منفی و زیان بار ان مصون بمانند (آموزش نحوه‌ی مصون ماندن) و اشنا نمودن کودکان ونوجوانان و جوانان در مدارس و دانشگاه ها با تاریخ و فرهنگ غنی ایران.

تقویت ارزش های موجود در جامعه . 

اگاه نمودن مردم از ارزش های موجود در جامعه.

ایجاد شغل و پر کردن زمان جوانان.

اگاه نمودن مردم از اهداف سازندگان برنامه های ماهواره ای. 

 در سطح بین المللی 

 1.توجه به این امر که حقوق بشر مانند حق حیات حق ازادی و به طور کامل انچه که جزء اخلاقیات و فرهنگ و جزء حیثیت و کرامت انسانی میباشد جزء تعهد به نتیجه هستند و دولت ها مکلف به اجرای ان میباشند . 

2. سازمان ملل متحد به عنوان رکنی که با هدف تامین صلح و امنیت بین المللی تاسیس شده است می باید تعریف جامعی از امنیت بشری ارائه دهد که کلیه تهدیدات بشری منجمله پیشرفت های فن اوری و تکنولوژی را در برگیرد.

3. حذف حق وتو اعضای دائمی شورای امنیت در امور فرهنگی به این دلیل که اصولا این کشورها دارای قدرت برتر در زمینه ای تکنولوژی هستند و برابر با انچه که در متن به تفصیل بیان شد به فرهنگ به مثابه ی امنیت مینگرند وخواستار تسلط فرهنگ غربی اروپایی بر دنیا هستند که این امر مصداق بارز نقض حاکمیت دولت ها و نقض حقوق بشر میباشد اگر حق وتو این کشورها نقض شود کشورهای در حال توسعه میتوانند خواستار برخورد با این گونه نقض ها بشوند.

 

فهرست منابع

1.خلیلیان،  سیدخلیل، 1362 ، حقوق بین الملل اسلامی ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، جلد اول، تهران 

2. سی ویلیامز،مایکل،1389 ،  فرهنگ و امنیت ، ترجمه : روح الله طالبی ارانی ، مرتضی نور محمدی، پژوهشکده ی مطالعات راهبردی ، چاپ اول 

3. سی ویلیامز، مایکل،  1389 ، جنگ نرم فرهنگی (درامدی بر نسبت فرهنگ وامنیت)، ترجمه ی: مهدی ذوالفقاری ، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) ، چاپ اول ، تهران

4. عبدالله خانی، علی، 1384 ، امنیت بین الملل فرهنگ ها ، تهدیدات وچالش های فراروی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، انتشارات موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر ، چاپ اول، تهران 

.5گروه مطالعات حقوقی سازمان صدا وسیمای حقوق بین الملل و پخش مستقیم برنامه های ماهواره‌ای، 1380انتشارت سروش ، چاپ اول، تهران 

.6مهربانی فر، حسین، سید محمد مهدی خلیل زاده، 1391 ، (شبکه های ماهواره ای، ابعاد حقوقی وفرهنگی ) دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ، چاپ اول 

7. مهرپور، حسین ،  1392 ، نظام بین المللی حقوق بشر، انتشارات اطلاعات، چاپ پنجم  

مقالات 

1. پژوهنده، محمد حسین، (تعریف فرهنگ از دیدگاه متفکران غربی )، اندیشه ی حوزه قابل دسترس در:  Ordibehesht.blogsite.ir

2. تقوی، رضا،( اهمیت امنیت فرهنگی) پژوهشکده ی مطالعات اسلامی اصفهان، قابل دسترس در: www. Rasekhoon.net

3. جامعه شناسی فرهنگی ، قابل دسترس در : www.aja.ir

4.  ذاکری ،معصومه ، حسن تیموریان ،  1392 ( جهانی شدن و ارتباطات فرهنگی) سال ششم، شماره ی 23 قابل دسترس در:File/c/users/admin

 

پایان نامه 

ایل زکی اعظم ،1395 " مقابله با برنامه های ماهواره ای در راستای امنیت فرهنگی و موازین حقوق بشری ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، گرایش حقوق بین لملل ، دانشگاه پیام نور مرکز تهران جنوب 

 

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837