آرشيو

از بي طرفي تا مداخله جويي!!!!

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده
تهاجمات گسترده رژيم بعثي عراق علیه ایران، جنگی را موجب شد که یکی از بزرگترین فجایع بشری قرن بیستم به شمار می رود. این جنگ حمایت های بی دریغ بین المللی (به خصوص امریکا) از رژيم بعثي عراق را در پی داشت این در حالی بود که ایران با پشتوانه ارزش‏های انقلاب اسلامی و جوهر مقاومت و پایداری در برابر این جنگ تحمیلی ایستادگی نمود. این پژوهش یکی از دوره های حساس و سرنوشت ساز جنگ از زمان صدور قطعنامه تا پذیرش آن توسط جمهوری اسلامی ایران را شامل می شود. دورانی که در آن سرنوشت 8 سال جنگ نابرابر در آن رقم خورد. در این دوران حضور مستقیم نیروهای امریکا در خلیج فارس و اقدامات خصمانه آنها علیه ایران بر روند جنگ به شدت تاثیر گذاشت . از این رو ، نوشتار پیش رو تلاش دارد تا استراتژی امریکا و تاثیر آن بر سیر تحولات جنگ را در اواخر جنگ(1366-1367) تبیین و تحلیل کند .
کلید واژه ها :جنگ تحمیلی ، استراتژی، اقدامات نظامی ، پایان جنگ ، قطعنامه 598

مقدمه
تهاجم نظامی رژيم بعثي عراق عراق به جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 31 شهریور ماه سال 1359 آغاز جنگ ایران و رژيم بعثي عراق را رقم زد. جنگی که هشت سال به طول انجامید، خسارات گسترده ای به دو کشور وارد آورد و عنوان طولانی ترین جنگ معاصر را به خود اختصاص داد. در دوران جنگ تحمیلی تحولات گسترده ای به وقوع پیوست به ویژه در دوران اواخر جنگ که از اهمیت نسبتاً بیشتری برخوردار است. یک سال آخر جنگ (از زمان صدور قطعنامه 598 تا پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی ایران) به علت رخدادها و حوادث متعدد و سرنوشت ساز، دوران برجسته ای در طول جنگ هشت ساله رژيم بعثي عراق علیه ایران است . در این دوران امریکا نقشی فعال و خصمانه نسبت به جمهوری اسلامی ایران داشت. بعد از شکست امریکا در ماجرای مک فارلین و از طرف دیگر بالا رفتن قدرت نیروهای نظامی ایران در صحنه جنگ و ترس از غلبه ایران بر رژيم بعثي عراق، قطعنامه 598 به درخواست امریکایی ها به تصویب رسید . بعد از صدور قطعنامه 598 استراتژی امریکا مبتنی بر پایان دادن به جنگ و تضعیف موقعیت ایران بود به طوری که ایران هنگام پایان دادن جنگ در موقعیت برتر نباشد.امریکا در جهت تحقق اهدافش حضور نظامیش را در منطقه خلیج فارس افزایش داد و به طور عملی و رسمی با نیروهای ایرانی وارد جنگ شد و در این زمینه از هیچ اقدامی بر علیه ایران فروگذاری نکرد . سوال مطرح شده در این پژوهش این است که اقدامات امریکا چه تأثیری بر روند جنگ رژيم بعثي عراق علیه ایران در سالهای اواخر جنگ( 1367-1366 )داشته است ؟ در این تحقیق، به تحلیل و تبیین اقدامات تجاوزکارانه  امریکا در دوره صدور قطعنامه 598 تا پذیرش آن توسط ایران پرداخته و تاثیر این اقدامات بر روند جنگ ایران و رژيم بعثي  عراق مورد بررسی قرار خواهد گرفت .فرضیه این پژوهش مبتنی بر این است که با نقض بی طرفی در جنگ ، دست به نقض گسترده حقوق بشر علیه ایران زد تا با تشدید فشار به ایران برای اتمام جنگ ، از پیروزی احتمالی آن در جنگ جلوگیری نماید . قابل ذکر است که جمهوری اسلامی ایران در این دوره (بعد از صدور قطعنامه) موضع نه رد و نه قبول را اتخاذ کرد و به دنبال تامین خواسته های منطقی و عادلانه اش بود.

اصل بی طرفی در قبال مخاصمه مسلحانه
بیطرفی به مفهوم ‏neutralizationیا بیطرفی در قبال یک مخاصمه مسلحانه مشخص، در زمان جنگ بوده ‏و به صورت ارادی و یکجانبه از سوی کشوری که خاص، دولت بیطرف، پیامدهای جنگ را نسبت به کشور ‏خود محدود کرده و در چارچوب بیطرف با دول متخاصم رفتار نماید. او پنهایماین نوع ‏بیطرفی چگونه تعریف می کند:«تمایل و اعلام بیطرفی دولتها ثالث در قبال دول متخاصم و پذیرش آن ‏توسط متخاصمان که چنین عملی بین دول متخاصم و بیطرف حقوق و تکالیفی را ایجاد می کند» .تعهد رفتار برابر با متخاصمین که یکی از مهمترین تعهدات دول بیطرف است آنها را از رفتار تبعیض آمیز ‏نسبت به طرفین مخاصمه منع می کند ماده9 کنوانسیون پنجم لاهه اشعار می دارد «هر گونه اقدام ‏موجد محدودیت و ممنوعیتی که توسط نیروی بیطرف در خصوص موضوعات مورد اشاره در مواد 7و 8 ‏روابط تجاری، ارسال اسلحه، مهمات و .... انجام می شود باید در خصوص متخاصمین به طور بیطرفانه ‏اجرا شود»(7) قاعده کلی تعهد رفتار برابر در مخاصمه بر مسائل دریایی هم حاکم می باشد و از آنجا که ‏عمدتاً ارتباط امریکا با جمهوری اسلامی از طریق راه دریایی- خلیج فارس- صورت می گیرد، بیشترین ‏تخلفات امریکا هم از حقوق بیطرفی در طول جنگ ایران و رژيم بعثي عراق در این منطقه بود. 
حقوق بیطرفی یکی از شاخه های مهم و اساسی حقوق جنگ بوده، تکالیف دول بیطرف در مخاصمه را ‏مورد بررسی قرار داده و در کنوانسیون های پنجم و سیزدهم لاهه (1907) که مندرجات آنها مبنای عرفی ‏پیدا کرده اند موارد زیر مندرج می باشد: 
‏1- عدم شرکت در مخاصمات: لازمه و ملاک اصلی بیطرفی عدم شرکت ‏دولت بیطرف در مخاصمه است و چنانچه دولت بیطرف به حمایت از یکی از طرفین به زور متوسل شود ‏مبنای بیطرفی را نادیده گرفته و از بیطرفی عدول کرده است. چنین دولتی ناقض اصل عدم مشارکت ‏درمخاصمات بوده از کلیه حقوقی که بر اساس حقوق مخاصمات مسلحانه (حقوق جنگ) برای دول ‏بیطرف پیش بینی شده است محروم می شود. و دولت متخاصمه مسلحانه موظفند از انجام اقدامات ‏حکومتی که به نفع یکی از متخاصمان می باشد خودداری نمایند. انجام اقداماتی هم که موقعیتیکی ‏از طرفین مخاصمه را به مخاطره انداخته و به دیگری کمک کند ممنوع می باشد.چنین وظیفه ای فراتر و ‏مهمتر از مساله رفتار برابر و بیطرفانه است در این صورت طرف مخاصمه می تواند چنین دولتی را یک ‏دولت متخاصم تلقی کرده و متقابلاً علیه آن به زور متوسل شود (به ماده 51 منشور ملل متحده مراجعه ‏شود.) البته ناگفته نماند که اگر اقدامات دولت یا دولتهایی در چارچوب تصویب قطعنامه ای از سوی ‏شورای امنیت و بر اساس فصول هفتم منشور ملل متحده می باشد، مقابله با آن با استناد به ماده 51 ‏منشور و مقررات حقوق بین الملل جایز نبوده و هیچگونه توجیه حقوقی نخواهد داشت، همانگونه که ‏اقدامات به مداخله از سوی هر دولتی با ابتکار شخصی مبنای حقوقی ندارد. 
 ‏2- عدم تجهیز و فراهم نمودن تسهیلات نظامی به نفع یکی از منخاصمین: تهیه و فراهم کردن هر گونه ‏جنگ افزار از قبیل ناوهای جنگی، هواپیما، اسلحه، مهمات و ..... برای طرفین مخاصمه ممنوع است ‏ماده 6 کنوانسیون سیزدهم لاهه (1907) در این زمینه مقرر می دارد «تدارک کشتیهای جنگی، مهمات ‏یا وسایل جنگی به هر نوعی که باشد یک نیروی بیطرف براییک نیروی متخاصم، بطور مستقیمیا غیر ‏مستقیم ممنوع است،(8) علاوه بر تدارک تجهیزات و وسایل جنگی هیچ کشور بیطرفی نباید نیروی ‏نظامی خود را در اختیاریکی از متخاصمین قرار دهد یا به نفع یکیاز متخاصمین اقدام به جمع آوری نیرو ‏نماید مواد 4و5 کنوانسیون پنجم لاهه (1907 اینگونه اقدامات را شدیداً منع کرده است.».
 ‏3- منع حمل وسایل جنگی قاچاق: منع حمل وسایل جنگی قاچاق به مقصد یکی از متخاصمین توسط ‏دول بیطرف از قوائد دیر پای حقوق مخاصمات مسلحانه می باشد. ماده 2 اعلامیه 1856 پاریس این ‏ممنوعیت را مقرر داشته است و ضمانت اجرای نقص این قاعده ضبط محموله از طرف دولت متخاصم می ‏باشد « در اعلامیه 1909 لندن و رویه قضایی بین المللی نیز مقرر شده که کشتی بیطرف را نمی توان ‏ضبط کرد مگر آنکه مبادرت به حمل و نقل وسایل جنگی قاچاق نماید، آنهم به شرطی که کالا چه از ‏حیث وزن و چه از نظر ارزش نیمی از محموله کشتی را تشکیل دهد».
‏4- اصل رفتار برابر و مساوی با متخاصمین: دولت بیطرف باید با ‏متخاصمان رفتار یکسان و برابر داشته باشد و در روابط غیر نظامی نیز بدون تبعیض رفتار کند. مثلاً اعطای ‏وام یا کمکهای بلاعوض نقدی و غیر نقدی به یکی از متخاصمین موجب بر هم خوردن توازن نظامی ‏طرفین می شود. (ماده9 کنوانسیون پنجم) 
‏5- منع ارائه اطلاعات نظامی به متخاصمان: کشور بیطرف به هیچوجه مجاز به دادن اطلاعات نظامی به ‏کشور متخاصم نیست و همچنین نباید اقدامی در جهت تسهیل این امر به عمل آورد. ممنوعیت مزبور به ‏این معنی نیست که کشور بیطرف موظف به قطع یا تحدید ارتباطات مخابراتی خود که متخاصمان یا ‏نمایندگان آنان (معمولاً ماموران دیپلماتیک) در اختیار دارند، باشد هر چند امکان دارد که هر یک از ‏متخاصمان از این وسایل جهت انتقال اطلاعات نظامی استفاده کند. 
‏6- تمکین به تدابیر کنترل کنندهء کشتیهای جنگی متخاصم: کشتیهای تجاری بیطرف باید به تدابیر کنترل ‏کنندهء کشتیهای جنگی متخاصم تمکین کنند. در این رابطه، هر کشتی جنگی متخاصم می تواند ‏کشتیهای تجاری بیطرف و مدارک آنها را مورد بازدید و بازرسی قرار دهد تا اگر سعی در شکستن حلقهء ‏محاصره دریایییا حمل وسایل جنگی قاچاق و یا بطور کلییک عمل امداد خصمانه داشته باشد، آن را ‏ضبط و توقیف کند. اما کشتیهای تجاری کشور بیطرف که توسط کشتیهای جنگی آن کشور همراهی می ‏شوند از اینگونه تدابیر کنترل کننده معاف می باشند. (یزدان فام ،سلیمی ،http://dsrc.ir)

آمریکا و نقض بی طرفی در جنگ رژيم بعثي عراق علیه ایران
پس از پایه گذاری حکومتی انقلابی و ضد غربی در ایران (1357) سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران چرخش اساسی پیدا کرد و بین ایران و نزدیکترین متحدش فضای بی اعتمادی و خصومت حاکم شد که این امر منجر به قطع کامل روابط سیاسی و دیپلماتیک بین دو کشور شد باشروع جنگ تجاوزکارانه  هشت ساله رژيم بعثي عراق ،راهبردهای نوینی در سیاست خارجی آمریکا شکل گرفت .که اجمالا آن را مطرح میکنیم : در دوران اوایل جنگ سیاست آمریکا مبتنی بر تحریک و تشویق رژيم بعثي عراق به آغاز جنگ تحمیلی بود زیرا این جنگ فرصت مناسبی  برای تضعیف پایه های اقتصادی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران بود و زمینه براندازی آن را فراهم می نمود  .چنانچه "جولیتو کیه زا " در کتاب "تهاجم کارتر و وقایع پشت پرده " می نویسد :" آمریکا در تحریک و تشویق کشورهای هم مرز ایران –در وهله نخست رژيم بعثي عراق – برای یک تهاجم نظامی علیه این کشور کوشش های فراوانی کرده است " (غضنفری ،1381 :101)همچنین بعد از حمله هوایی رژيم بعثي عراق علیه ایران (22 سپتامبر 1980) ریس جمهور امریکا اعلام بی طرفی کرد ودر عمل به تقویت ارتش رژيم بعثي عراق پرداخت ودر تاریخ (26 اکتبر 1980) در شورای امنیت مسولیت شروع جنگ را متوجه عراق کرد و ضمن مخالفت صریح با توسل به قوه قهریه از جانب عراق از تمامیت ارضی ایران دفاع کرد .(بهمنی ،تهامی ،1380 :24)این استراتژی آمریکا را میتوان در قالب سیاست خارجی موازنه قوا تحلیل کرد آمریکا نه بدنبال قدرت یابی حداکثری رژيم بعثي  عراق در منطقه بود ونه خواهان شکست و تجزیه ایران بود بلکه تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی را پیگیری می کرد .با آغاز نخستین پیروزی ای ایران درجنگ در مارس 1982 (ایالات متحده ) نام عراق را از فهرست کشورهایی که متهم به کمک تروریسم بین المللی بودند را حذف کرد با این کار ممنوعیت صادرات آمریکا به عراق برطرف شد (،1383 :177)بنابراین کمک های نظامی آمریکا به رژيم بعثي عراق بصورت علنی تر  و گسترده تر  ادامه یافت زیرا  با توجه به این که ایران در این دوره ازجنگ  به  موقعیت برتری دست یافته بود و شکست پی در پی رژيم بعثي عراق موجبات نگرانی در آمریکا از پیروزی ایران را پدید آورده بود ، آمریکا تلاش همه جانبه خود را برای حمایت از رژيم بعثي عراق و از بین بردن دستاورد های ایران در جنگ شدت بخشبد.اما در سال (1365)با  نیاز مبرم ایران به تسلیحات آمریکایی ،منافع آمریکا حکم می کرد از این معاملات سود آور چشم پوشی نکند و از نفوذ احتمالی شوروی در ایران نیز جلوگیری کند بنابراین در سال 1985 گزارشی تحت عنوان سیاست درباره ایران تهیه شد و توسط ریگان امضا شد و در این دوره امریکا رهنمود فوری و درازمدت را در رابطه با ایران در پیش گرفت و احتیاجات نظامی ایران را برآورده ساخت به ترتیبی که توان قدرت در منطقه بهم نخورد. (این مسئله به عنوان ایران- گیت افشا شد). (ولایتی ،1376 :205 )در سال 1987و اواخر جنگ سیاست های آمریکا طی ارزیابی جدیدی شکل تازه ای بخود گرفت اقدام مخفیانه ی هیئت حاکمه ریگان در ارسال اسلحه به ایران در میان متحدان آمریکا اثر منفی عمیقی گذاشت وموجب ایجاد چرخش تند و سریعی در سیاست آمریکا در رابطه با جنگ رژيم بعثي عراق و ایران گردید. (همان ، 1376 :209)بنابراین تغییر مواضع آمریکا در اواخر جنگ را در عوامل زیر جستجو کرد ،افشای ماجرای ایرن –گیت  که موجب فشار و بی اعتمادی بر رییس جمهور آمریکا (ریگان) شد اقدامات خصمانه علیه ایران و حمایت از رژيم بعثي عراق را در پی داشت علاوه بر این ناتوانی عراق از مغلوب ساختن نیرو های نظامی ایران و نگرانی از پیروزی ایران بر رژيم بعثي عراق در جنگ ،امریکا تصمیم به اتمام جنگ گرفت و مذاکرات محرمانه ای برای تصویب قطعنامه 598 در شورای امنیت سازمان ملل متحد صورت پذیرفت. بطور کلی ،سیاستهای آمریکا در ابتدا تشویق و تحریک رژيم بعثي عراق به آغاز جنگ واز طرفی دیگر حفظ تمامیت ارضی ایران ارزیابی میشود که این سیاست در طول جنگ با تقویت تسلیحاتش رژيم بعثي عراق و پشتیبانی سیاسی ، نظامی ، اطلاعاتی و... از رژيم بعثي عراق پیگیری شد  آمریکا بدنبال ایجاد یک جنگ محدود و بدون پیروزی بود یعنی شرایطی که هیچ یک از طرفین به پیروزی نایل نگردند اما در اواخر جنگ باتوجه به عوامل ذکر شده سیاست تضعیف ایران و پایان جنگ را به اجرا گذاشت.

موارد نقض حقوق بشر آمریکا در جنگ تحمیلی
اقدامات آمریکا در جنگ تحمیلی رژيم بعثي عراق علیه ایران را می توان در قالب نقض حقوق بشر بدین ترتیب تحلیل کرد .
1. فشار بر ایران با صدور قطعنامه 598
استراتژی امریکا در دوران اواخر جنگ رژيم بعثي عراق بر علیه ایران بر اساس پایان دادن به جنگش شکل گرفت. امریکا بر این مبنا در پی تصویب قطعنامه ای در شورای امنیت سازمان ملل متحد بود . تنظیم قطعنامه 598 در سازمان ملل متحد تحت رهبری امریکا آغاز شد در این زمینه ریچارد مورفی (معاون وقت وزیر امور خارجه امریکا ) می گوید : «امریکا در سالهای آخر جنگ بر کوشش های بین المللی خود برای اختتام جنگ ایران و رژيم بعثي عراق افزود و برای این منظور نقش رهبری را در شورای امنیت بر عهده گرفت.» (درودیان، 1373 : 105) همچنین بعدها آنتونی کردزمن در تجزیه و تحلیل سیاست امریکا و فشار بر ایران نوشت : «تغییر و تحول در توانمندی و قابلیتهای ایران منجر به این شد که امریکا سیاست دوگانه ای را در مورد این کشور اتخاذ نماید . نخستین جنبه این سیاست تحت فشار قرار دادن سازمان ملل متحد برای برقراری یک آتش بس کامل در جنگ بود و... دومین جنبه دست زدن به اقدام نظامی برای محدود کردن جنگ در خلیج فارس و اعمال فشار به ایران جهت پذیرش آتش بس بود . » (همان : 100)سرانجام قطعنامه 598 به عنوان مفصل ترین قطعنامه در تاریخ 30/4/1366 به اتفاق آراء تصویب و صادر شد و در تاریخ 22 مرداد 1366 ایران مواضع رسمی خود را در مورد قطعنامه 598 در 18 بند اعلام کرد . (ولایتی، 1376 : 264)مواضع ایران به دلیل ناعادلانه بودن برخی از مفاد قطعنامه ، به صورت نه رد و نه قبول اتخاذ شد و ایران به دنبال جا به جایی در بندهای قطعنامه و اعلام متجاوز و آغاز کننده جنگ بود چنانکه در این باره نخست وزیر ایران اعلام کرد: « ما نسبت به این قطعنامه بدبین هستیم و خواستار تقدم اجرای بند 6 بر بندهای دیگر می باشیم.» (منصوری و شیرزادی، 1383 : 244) عدم پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی ایران باعث موضع گیری خصمانه امریکا شد و امریکا دست به اقدامات تجاوز کارانه ای علیه ایران زد تا این کشور را وادار به قبول آتش بس کند، بعد از اعلام موضع ایران رونالد ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا به صورت تهدید آمیزی اعلام کرد: «... در صورت منفی بودن پاسخ ایران شورای امنیت راهی جز اعمال مجازات علیه ایران و وادار کردن این کشور به قبول آتش بس پیش رو ندارد.» (درودیان، 1373 :144)
2. حمایت امریکا از نفتکش های کویت
سه روز پس از صدور قطعنامه 598 ، امریکا اسکورت نفتکش های کویتی را در خلیج فارس آغاز نمود این در حالی بود که ایران نه بدنبال عدم پذیرش بلکه به دنبال اصلاح قطعنامه مذکور بود. (محقق، 1389 : 45 ) در 22 ژوئیه 1987 نخستین کاروان نفتکشهای کویتی که پرچم امریکا بر روی آنها نصب شده بود تحت حمایت ناوهای جنگی امریکا از تنگه هرمز وارد خلیج فارس گردید و به سوی کویت حرکت نمود. (پارسا دوست، 1371 : 564 )کسینجر در مورد هدف امریکا در این مورد می نویسد : «اهداف امریکا در این منطقه علاوه بر محدود کردن قدرت ایران در درون مرزهایش و ... هدف اصلی امریکا باید پایان دادن به جنگ ایران و رژيم بعثي عراق باشد . (درودیان، 1377: 77 )پر واضح است که علاوه بر محدود شدن عملیات های ایران در منطقه خلیج فارس هر گونه اقدام نظامی ایران در این منطقه می توانست تهدیدی علیه این نفتکش ها تلقی شود و امریکا به این بهانه دست به اقدامات تلافی جویانه بزند.
3. حمله به کشتی «ایران اجر»
  در پی افزایش فشار بر نیروهای ایران در منطقه خلیج فارس اقدام خصمانه و توجیه ناپذیری از طرف امریکا صورت پذیرفت. بدین ترتیب که در اوایل شهریور 1366 نیروی دریایی امریکا 46 کشتی در منطقه مستقر کرده و به دنبال آن در 30 شهریور 1366 با حمله یک بالگرد جنگی امریکایی به کشتی کوچک ایرانی به نام «ایران اجر» در 80 کیلومتری شمال شرقی بحرین ، امریکا رسماً وارد جنگ با ایران شد .(www.aviny.com)امریکا ادعا کرد که کشتی ایران اجر در حال مین گذاری در آبهای بین المللی بوده است که ایران این ادعا را بی اساس خواند و اعلام داشت که کشتی ایران اجر یک کشتی تدارکاتی بوده است . (بهمنی و دیگران، 1380 : 187 )
4. حمله امریکا به قایق های ایرانی در خلیج فارس
   در 16 مهر 1366 چند فروند قایق تندروی سپاه با موشک های استینگر در حوالی جزیره فارسی به دنبال اهداف خود بودند که دو فروند بالگرد امریکا به آنها حمله کردند، همچنین پنج فروند بالگرد امریکایی به قایق ها حمله کردند و آنها را به آتش کشیدند. (یزدان فام ، 1380 : 97 ) وزارت امور خارجه ایران به دنبال این عملیات نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد ارسال داشت و در ضمن آن امریکا را متهم ساخت و اعلام نمود: « مسئولیت شروع یک جنگ تمام عیار و پیامدهای بسیار خطرناک نقض قوانین بین المللی در منطقه بر عهده امریکاست » (پارسا دوست، 1371 : 575 )
5. حمله امریکا به جزیره رستم
یکی دیگر از اقدامات تجاوزکارانه امریکا به تمامیت ارضی ایران و عدم رعایت بی طرفی در جنگ رژيم بعثي عراق علیه ایران حمله ناوهای امریکایی به جزیره رستم بود. پس از آن که کویت جمهوری اسلامی ایران را به حملات موشکی متهم کرد و رژيم بعثي عراق با این بهانه در 17 شهریور 1366 به تاسیسات ایران حمله برد ، ایران نیز یک موشک به نفتکش کویتی پرتاب کرد و خساراتی را وارد آورد دولت امریکا به این بهانه که پرچم امریکا روی نفتکش بود تصمیم به اقدام تلافی جویانه گرفت و در 27 مهر 1366 چهار ناوشکن امریکا به جزیره رستم که پایانه نفتی رشادت در آن بود اعزام شدند در این حمله تنها 20 دقیقه مهلت داده شد که آنجا را تخلیه کنند. آنگاه با توپ های سنگین هزار گلوله به آن شلیک کردند. (www.rasekhoon.net )ولایتی وزیر امور خارجه ایران نامه ای به دبیر کل سازمان ملل متحد در 2 آبان 1366 ارسال داشت و تهدید نمود ایران دست به اقدام موثر خواهد زد، ولی رویدادهای بعدی نشان داد که امریکا در ادامه سیاست خود برای تضعیف و وادار ساختن ایران به قبول آتش بس و قطعنامه 598 هیچ پروایی از هیچ تجاوزی ندارد و ایران نیز قادر به هیچ گونه « اقدام موثر » علیه قدرت نظامی امریکا نیست. (ولایتی، 1376 : 269)
6. انهدام سکوهای نفتی ایران توسط امریکا
در آوریل سال 1987 (فروردین 1367) ناوچه جنگی امریکا موسوم به «ساموئیل » با یک مین دریایی برخورد کرد. در 18 آوریل نیروهای امریکایی به تلافی انهدام ناوچه مزبور سه چاه نفتی ایران در نزدیکی جزیره سیری را منهدم نمودند. (ذاکر صالحی، 1371 : 129). اقدام نظامی امریکا همزمان با حمله نظامی عراق به فاو به اجرا گذاشته شد و به سکوهای نفتی رشادت، سلمان، مبارک و ناوهای ایرانی سهند و جوشن حمله صورت گرفت. به علاوه در همین روز رزمناو سبلان به وسیله نیروهای هوا- دریایی امریکا بمباران شد. (اردستانی ، 1387 : 170 )
7. تجاوز به حریم هوایی ایران (حمله به هواپیمای مسافربری  ایران )
بارزترین اقدام تجاوزکارانه امریکا در جهت تحقق استراتژی خود برای تضعیف موقعیت ایران در جهت پذیرش قطعنامه 598، سرنگونی هواپیمایی مسافربری ایران بود. ناو هواپیما بر نیروی دریایی امریکا به نام «وینسنس» در یک اقدام غیر معمول و عجیب در 12 تیرماه 1367 با شلیک دو فروند موشک به سوی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران که از بندر عباس عازم دبی بود جان 290 تن انسان غیرنظامی را گرفت .(درودیان، 1379 : 106) ریگان در همان روز طی اعلامیه ای این اقدام را «یک عمل دفاعی به جا» دانست. (پارسا دوست، سال 1371 : 588 )آقای هاشمی رفسنجانی در تاریخ 27 تیر 1367 اعلام داشت: «تا قبل از حادثه سقوط هواپیمای مسافربری ایران توسط امریکا بحث در زمینه پذیرش قطعنامه 598 اصلا مطرح نبود در حالیکه ما دیروز عصر (26 تیر 1367) به نتیجه نهایی رسیدیم و از شب گذشته نیز درصدد اعلام آن به دبیر کل سازمان ملل برآمدیم.» . (بهمنی و دیگران، 1383 : 195)در تحلیل اقدام جنایت کارانه امریکا باید گفت، امریکا این اقدام را عمل کاملاً دفاعی دانسته و در جایی دیگر برای توجیه اقدام خود آن را به عنوان عملی اتفاقی و ناشی از اشتباه ناو جنگی امریکایی مطرح کرده است. در حالی که با توجه به نیت خصمانه امریکا نسبت به ایران در طول جنگ تحمیلی جای تردید نیست که این اقدام، کاملاً غیرقانونی و با هدف هشدار به ایران برای اتمام جنگ رژيم بعثي عراق علیه ایران صورت گرفته است .

نقض بی طرفی آمریکا در جنگ و تحریم اقتصادی ایران
آمریکا در این برهه زمانی برای تضعیف ایران از هیچ اقدامی فرو گذاری نکرد و با نقض بی طرفی در جنگ حمایت های اقتصادی و تجهیز نظامی گسترده ای به رژيم بعثي عراق می نمود وتحریم های راهبردی وسیعی از ممنوعیت ها و محدودیت ها برای ضادرات و واردات برای ایران بوجود آورده بود.
در 16 اکتبر 1987 کنگره آمریکا خرید نفت ایران را به کلی ممنوع کرد و 20 روز پس از آن هرگونه مبادله تجاری و بخصوص صدور 14 نوع کالای دارای کاربرد نظامی بالقوه را تحریم کرد .(بهمنی ،1380: 107) این تحریم ها همانطور که موقعیت اقتصادی ایران را تضعیف می کرد موجب تقویت منافع رژیم بعث عراق شده است علت این تحریم ها را میتوان را تلاش های ناموفق آمریکا برای فشار بر ایران برای پذیرش قطعنامه بیان کرد.یکی دیگر از سیاستهای اقتصادی آمریکا بر علیه ایران تاثیرگذاری در سیاستهای نفتی در آن دوره بوده است با توجه به اینکه درامد ارزی ایران از فروش نفت تامین می شده است این سیاست خسارت های  بسیار گسترده ای بر اقتصاد ایران با کاهش شدید قیمت نفت وارد کرد.
در این مقطع زمانی عربستان سعودی با شعار افزایش سهمیه اوپک بنا به تشویق آمریکا قیمت نفت را پایین  آورد و بازار را مملو از نفت کرد به نحوی که قیمت ها از بشکه ای 12 تا 15 دلار بالاتر نرفت و ایران مجبور گردید نفت خود ر ا بشکه ای 8 تا 10 دلار نیز بفروشد.(همان ،1380: 108)پیامد این سیاست آمریکا  (بازار اشباع شده ) همراه با حمله مداوم رژيم بعثي  عراق به نفتکش های ایرانی و حضور مستمرو مستقیم نیرو های آمریکایی در خلیج فارس صادرات نفتی ایران را به طور چشم گیری کاهش داد و با مشکل جدی روبرو کرد وحتی اگر ایران موفق به صدور نفت می شد نمی توانست درامد ارزی کافی برای خرید تسلیحات نظامی بدست آورد که باید در اینجا تحریم های اعمال شده توسط آمریکا را مورد توجه قرار داد که ایران می بایست تجهیزات نظامی را با قیمت گران تری خریداری نماید این شرایط وخیم اقتصادی در اواخر جنگ تاثیر مستقیمی بر توان نظامی ایران گذاشت.
پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران
  بعد از صدور قطعنامه 598 ، ایران پذیرش قطعنامه را منوط به محکوم ساختن رژيم بعثي عراق به عنوان متجاوز در جنگ دانست این در حالی بود که امریکا در حقیقت ادامه جنگ را مخالف منافع خود می دید فشارهای پی در پی خود را در منطقه خلیج فارس بر روی ایران برای پذیرش بی قید و شرط مفاد قطعنامه تشدید کرد. علاوه بر رویارویی مستقیم نظامی ایران و امریکا در آبهای خلیج فارس حمایت های نظامی از رژيم بعثي عراق که از جانب امریکا صورت می پذیرفت باعث افزایش قدرت نظامی رژيم بعث عراق و کاهش قدرت ایران شده بود که در نتیجه آن ایران مناطق استراتژیکی را (در مدت کوتاهی) از دست داد. از طرفی جانبداری امریکا از رژيم بعثي عراق در مجامع بین المللی سبب شد رژيم بعثي عراق گستاخانه و بی رحمانه در حملات خود از سلاح شیمیایی علیه مردم ایران استفاده نماید و بیمی هم از واکنش قدرتهای بین المللی نداشته باشد .پیرو این وقایع، به دستور حضرت امام خمینی(ره) نشستی با حدود 40 نفر از مسئولان نظامی و سیاسی و عده ای از شخصیت های مهم کشور یک شنبه 26 تیر 1367 تشکیل شد در این نشست قطعنامه 598 به عنوان راهکار خاتمه جنگ پذیرفته شد و ایران رسماً در 27 تیر سال 1367 پذیرش قطعنامه را اعلام کرد. (نشریه جوان، 27/4/1390)پس از پذیرش قطعنامه رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران چنین فرمودند: «قبول قطعنامه حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگوار برای همه و بخصوص برای من بوده است من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم ... ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنم  با قبول قطع نامه و آتش بس موافقت نمودم.» (اسدیان، 1381 : 116) از جمله عوامل پذیرش قطعنامه توسط ایران می توان به تغییر شرایط جنگ به نفع رژيم بعثي عراق، استفاده از سلاح های شیمیایی علیه ایران توسط رژیم بعث عراق و همچنین اوضاع وخیم اقتصادی ایران و ... اشاره کرد . شایان ذکر است حمایت امریکا از عراق عوامل ذکر شده را به شدت تقویت می کرد. علاوه بر این حمایت ها، حضور نظامی امریکا در منطقه خلیج فارس و رویارویی نظامی با ایران موجب تضعیف موقعیت ایران در جنگ شد و در نتیجه آن ما شاهد تغییر موضع برای قبول قطعنامه 598 هستیم. چنانچه در این باره «سید جعفر محلاتی » نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد در مورد علل پذیرش قطعنامه اظهار داشت یکی از عوامل مهم در رسیدن به چنین تصمیمی سیاستهای امریکا به خصوص مسأله سقوط هواپیمای مسافربری «ایرباس» ایران به وسیله ناو امریکایی در خلیج فارس و کشته شدن حدود 290 نفر مسافر و خدمه آن بوده است . (اسدی، 1385 : 520)
نتیجه گیری
با وقوع انقلاب اسلامی ایران وبه مخاطره افتادن منافع استراتژیک آمریکا در منطقه این کشور بدنبال مقابله با نظام نو پای اسلامی ایران بود که با تحریک رژيم بعث عراق به شروع جنگ نا برابر علیه ایران به ثمر نشست آمریکا راهبردهای متعددی بر اساس منافعش در جنگ پیگیری نمود و با افشای ماجرای مک فارلین و رسوایی امریکا و جلوگیری از سقوط احتمالی عراق و بیم از پیروزی جمهوری اسلامی ایران در صحنه جنگ، صدور قطعنامه 598 را در شورای امنیت ترتیب و تسریع کرد تا جنگ را به پایان برساند زیرا منافع حیاتی خود را در منطقه مورد خطر می دید و مادامی که با عدم پذیرش قطعنامه از سوی ایران مواجه شد به حضور نظامی در خلیج فارس و اقدامات نظامی خصمانه نسبت به ایران (حمایت از نفتکش های کویت، حمله به کشتی «ایران اجر»، حمله به قایق های ایرانی، حمله به جزیره رستم، انهدام سکوهای نفتی ایران و در پایان سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران)دست زد علاوه بر این برای تضعیف موقعیت اقتصادی ایران دست به تحریم های گسترده علیه این کشورزد وبا مداخله در سیاستهای نفتی بنیه اقتصادی و به تبع آن نظامی ایران را تضعیف کرد .این امر حاکی از آن است که امریکا با تجاوز به تمامیت ارضی ایران و نقض منشور ملل متحد و حقوق بین الملل و همچنین نقض بند 5 قطعنامه 598 مبنی بر رعایت بی طرفی در جنگ عراق علیه ایران تمام توجه خود را به تضعیف ایران و وادار سازی ایران به قبول آتش بس معطوف ساخته بود.پیامد مداخله مستقیم امریکا در جنگ و همچنین حمایت های بی دریغش از رژيم بعث عراق موجب شد ایران علاوه بر تهاجمات رژيم بعث عراق با حملات پی در پی امریکا در خلیج فارس مواجه شود و در دو جبهه وارد جنگ شود و از طرفی دیگر به علت پشتیبانی امریکا از عراق در مجامع بین المللی، عراق برای باز پس گیری مناطق استراتژیک خود به طور گسترده از سلاح شیمیایی علیه ایران استفاده نمود بدون اینکه نگرانی از واکنش بین المللی داشته باشد.شایان ذکر است  ایران در زمان صدور قطعنامه، بخش هایی از رژيم بعث عراق را در اختیار داشت و تمایل داشت از این مناطق به عنوان امتیازی برای چانه زنی در جهت تأمین خواسته های عادلانه خود مبنی بر معرفی متجاوز و پرداخت غرامت استفاده کند. این در حالی بود که امریکا با اقدامات تجاوز کارانه خود خسارت گسترده ای به تاسیسات نظامی و نفتی ایران وارد آورد تا ایران در زمان پایان جنگ در موقعیت کاملاً برتر نباشد. فرجام سخن اینکه، استراتژی پایان دادن به جنگ رژيم بعث عراق علیه ایران برای امریکا با نیت بشر دوستانه و صلح طلبانه نبود بلکه امریکا برای تامین منافع خود در منطقه به مداخله در جنگ پرداخت. ایران نیز با پذیرش قطعنامه 598 امکان فرصت طلبی های رژيم بعث عراق را از میان برد و نخستین گام را برای ایجاد صلح و آرامش برداشت . 
 منابع:
1. اردستانی ، حسین.(1387).  رویارویی استراتژی ها در جنگ عراق و ایران : تاثیر تحولات صحنه نبرد جنگ عراق و ایران بر سیاست قدرت های بزرگ، تهران : دوره عالی جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
2. اسدی ، بیژن.(1385).خلیج فارس و مسایل آن ، تهران: انتشارات سمت
3. اسدیان ، امیر. (1383). سیاست امنیتی امریکا در خلیج فارس ، تهران : پژوهشکده مطالعات راهبردی
4. بهداروند، محمد مهدی. (1383). بسترهای پذیرش قطعنامه 598، قم : دانشگاه قم 1383
5. بهمنی، گل محمد.(1380) سیاست امریکا در قبال ایران طی دوره جنگ تحمیلی ، تهران : وزارت امور خارجه
6. پارسا دوست، منوچهر.(1373). نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ایران ، تهران : شرکت سهامی انتشار
7. درودیان، محمد.(1373). سیری در جنگ ایران و عراق (شلمچه تا حلبچه ) ، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
8. درودیان، محمد.(1380) سیری در جنگ ایران و عراق – 5 ، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
9. ذاکر صالحی، غلامرضا(1371). مجموعه مقالات : اولین نشست کنفرانس بررسی دفاع مقدس ، تهران: دانشگاه امام حسین (ع)
10. شیرزادی ، رضا. منصوری لاریجانی، اسماعیل (1383). بررسی جنگهای پانصد سال اخیر ایران و مقایسه با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، تهران: عروج نور
11.غضنفری ،کامران .(1381) .خلاصه ای از آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی ایران ،تهران : مولف با همکاری بسیج دانشجویی
12. محقق ، رضا.(1389) «امریکا جنگ ایران و عراق: شکست راهبرد سلطه»، ماهنامه پیام انقلاب، شماره 39
13. نشریه جوان،«27 تیر سالروز پذیرش قطعنامه 598»، 27/4/1390.
14. ولایتی ، علی اکبر،(1376). تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران ، تهران: نشر فرهنگ اسلامی
15. یزدان فام، محمود(1380). «سیمای خلیج فارس در واپسین سال جنگ ایران و عراق » ، نشریه نگاه ، سال دوم ، شماره 15-16
16.یزدام فام ، محمود ، سلیمی ، صادق .وظایف و تعهدات دول بیطرف در زمان جنگ و عملکرد امریکا در جنگ ایران و عراق، پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس
http://dsrc.ir/view/article.aspx?id=846
17.http:www.aviny.com
18.. /celender/show-&&9.aspx www.rasekhoon.net
حمله تجاوز کارانه ناوهای امریکایی به جزایر نفتی ایران در خلیج فارس (1366)
تاریخ بازدید (10 خرداد 1391)

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 33 - مهرماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837