آرشيو

همجنس گرایی، حمایت یا غفلت از حقوق بشر

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده
در حقوق بشر مدرن، احترام به گرایش های جنسی مختلف از پایه های اصلی می باشد. به طوریکه سازمان های مختلفی در حمایت از این مسئله تاسیس شده است. در صورتیکه  هم جنس گرایی از سوی دین اسلام و حتی نظام طبیعت نیز نکوهش شده است. چرا که بر خلاف حقوق انسانی و ذاتی بشر می باشد. با وجود این مسئله بسیاری از کشورهای جهان همجنس گرایی را به صورت یک قانون قابل احترام اتخاذ نموده اند.
در این پژوهش تلاش شده تا با تببین پدیده هم جنس گرایی ،موارد نقض حقوق انسانی و بشری توسط آن بررسی شود.
واژگان کلیدی: همجنس گرایی، حقوق بشر، غرب، قانون
مقدمه:
حقوق بشر به عنوان حقوق بنیادی و غیر قابل سلب شناخته می شود که هرکس به صرف انسان بودن از آن بهرمند می شود. حقوق بشر جهان شمول و مساوات خواه است و می تواند تحت حقوق طبیعی یا حقوق مشروع در قوانین بومی، منطقه ای، ملی ویا بین المللی به کار گرفته شود و زبان مشترک اخلاقی  درجامعه جهانی باشد  .اما حقیقت  تامل بر انگیز آن است که بین باید ها وهست های قوانین حقوق بشر فاصله چشمگیری نمایان است که علت آن را می توان  نظام سرمایه داری دانست که بر این حقوق سایه انداخته است .
  بحث هم‌جنس‌گرایی وتصویب توافق نامه حمایت از حقوق برابر همجنس گرایان توسط کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل موضوعی تازه است که طرح آن باوجود مشکلات بزرگ جامعه جهانی  درحیطه حقوق بشر غیر عقلایی به نظر می رسد اینگونه اقدامات سازمان ها و نهادهای حقوق بشری باعث اعجاب  بسیاری از جوامع وملت ها شده است که چطور حقوقی که  تا کنون نتوانسته‌ جان  بسیاری ازکودکان و زنان بیگناهی که در حملات نظامی در مناطق مختلف جهان کشته می‌شوند را نجات دهد؟ برای اقلیتی انحرافی که در اکثریت ادیان جهان مغضوب واقع شده اند قوانین حمایتی تصویب می کند ودر رابطه با مرگ بسیاری از انسانها ی بیگناه فقط دعوت نامه صلح وآرامش ارسال می کند .
 در این میان ،جرائمی که با نام لواط و مساحقه و تفخیذ مشهورند، اگر چه در حقوق اسلام مورد نکوهش واقع گردیده اند لیکن در حقوق بشر مدرن،آهسته آهسته مورد پذیرش واقع شده و وصف مجرمانه از آنها زدوده شده است. تا آنجا که حقوق مربوط به گرایش جنسی و هویت جنسی در واقع احترام به زندگی خصوصی افراد و مصونیت آن ها در مقابل بیان گرایش های جنسیشان تعریف شده است و در کنوانسیون های حقوق بشر، در مواد17 و 26 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و ماده 8 و 14 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر در سازمان ملل متحد آورده شده است .« محمد غفوری،1392 ،ص1 »
توجه به چنین مسائلی سخیفی و سطحی در حوزه حقوق بشرکه ابزار نظام سرمایه داری است ، مارا بیش از هر چیز به مسئله سود و انباشت ثروت این نظام  رهنمون می کند و این که حمایت از حقوق این افراد رسالت این نظام نیست؛ بلکه هدفی آینده انگارانه است که نسل جوان بشری را به تمدید وابستگی فکری و اقتصادی به بدنه نظام سرمایه‌داری هدایت کند وجهان را ازپرداختن به مسائل اساسی غافل سازد.
حقوق بشر و همجنس‌گرایی
اعلامیه حقوق بشر نتیجه مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و توسط کشورهای غربی و براساس اصول اخلاقی آن ها و مسائلی که در جریان جنگ جهانی دوم پیش آمد نگارش آن آغاز شد.در هر صورت برای اولین بار حقوقی است که  تمام انسان‌ها درجهان شامل آن می شوند. اعلامیه ی مذکور شامل ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود.
 این حقوق سند مورد پذیرش اکثریت کشورهای جهان است ومفاد آن را به رسمیت می‌شناسند. این در حالی است که نظام سرمایه‌داری طبق منافع مالی و اقتصادی خود، در بسیاری موارد به نقض این حقوق اساسی اهتمام می ورزد.
همجنس گرایی یکی ازمسائلی است که این نظام با ورود به آن به حقوق بسیاری از افراد تجاوز کرده است و با به رسمیت شناختن حقوق هم‌جنس بازان و ثبت قانونی ازدواج آنان در برخی کشورها، به عنوان یک تغییر روابط جنسی در قرن مفاد حقوق بشر را زیر پا نهاده.
  در ماده 16 اعلامیه حقوق بشر، خانواده و شکل مطلوب و پذیرفته ازدواج را، رابطه زن و مرد دانسته‌اند:
•    مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.
•    عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.
•    خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.
براساس همین قوانین حقوق بشربسیاری معتقدند، از موارد نقض حقوق بشر، حمایت از همجنس‌گرایی و وضع قوانین حمایت از گروه‌های اقلیت است. چرا که این مسئله  برهم زننده ی تولید مثل و ازدواج‌های مبتنی بر میل به تکامل و تناسل، است.
همجنس بازي يا همجنس گرائي امري غير عقلائي و غير انساني است و انحراف از مسير صحيح بشري محسوب مي شود.
در خصوص پایه های آغازین گرایش به همجنس گرایی باید اذعان داشت، در سده‌های قبل از آغاز عصر صنعتی، خانواده برآیند یک ارگانیسم اجتماعی و اقتصادی خودکفا بود که از چند نسل تشکیل می‌شد. شیخ، پیر و یا بزرگ قبیله، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و سپس پدر و مادران بودند که در کانون گرم کوچکشان صاحب فرزندانی می شدند. در این مجموعه‌ها علاوه بر والدین، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در کنار نوه‌های خود برای بقای کل خانواده تلاش می‌کردند و فرزندان نیز زیر سایه بزرگترها مهارت های مورد نیاز زندگی را فراگرفته و نقش آفرینی می کردند.
اما رفته رفته سنت های جدیدی جایگزین شد تا اینکه نقش زنان و مردان در خانواده متحول شد. سنت ها و رسوم تغییر یافت. هر روز جامعه مدرن تر و سنت ها نیز با تغییرات شگرفی روبه رو شد و ضد فرهنگ هایی که شکل می گرفت نه تنها فرهنگ ها را متحول می کرد بلکه به افزوده شدن خواسته های غیر متعارف بشر نیز دامن می زد تا جایی که بی بندو باری و قانع نبودن به داشته ها، پای بسیاری از مفاسد اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی را پیش کشید.
جامعه غرب هم درپیچ و خم این مدرن زدگی و پشت سر نهادن عصر روشنگری و انقلاب صنعتی با تنگناهایی در عرصه‌های گوناگون دست به گریبان شد و امروز نیز دگرگونی‌های چند دهه اخیر در حوزه‌های مختلف فرهنگ و جامعه، خانواده را نیز بی‌نصیب نگذاشته است.
در ایـن زمـان، خانـواده‌های نامتعارفی مثـل خانـواده‌های تک والدینی و زنـدگی همجنس‌گراها به پدیده‌ای شایع تبدیل شد. خانواده هایی که از هویت واقعیشان تنها یک سقف بالای سر و چهار دیواری آن باقی ماند.
جنبش های اجتماعی در این برهه همچنان پیشتاز بودند تا اینکه دهه های ۱۹۷۰-۱۹۶۰ جنبش هایی مانند جنبش حقوق مدنی، آزادی زنان و جنبش آزادی همجنس‌گرایان که همه و همه بهانه ای شد برای به بار آمدن نسلی که بیشتر تمایل داشت زندگی پنهانی برای خود بسازد و در آن لاک خودساخته، فرو رود.
تحلیل ها در همین سال ها بیانگر آن بود که بین ۱۴-۶ میلیون کودک، دست کم یک والد همجنس‌گرا داشته باشند. در حال حاضر هم در ایالت‌های پرینستون و ماساچوست همجنس‌گرایان مراسم رسمی اجرا می‌کنند. در طول سال های گذشته نیز همجنس‌گرایان مرد و زن و سایر خانواده‌های نامتعارف برای دستیابی به حقوق اجتماعی مانند ازدواج بین دو همجنس، دسترسی به خدمات بارداری، پذیرش والد دوم، حقوق همجنس گرایان مرد و زن و مزایای شریک جنسی مبارزات زیادی انجام داده اند.
به طوری که محافظه کاران اجتماعی و کسانی که نسبت به سقوط ارزش‌های خانواده نگران بودند، شیوع همجنس‌گرایی را مغایر با ارزش‌های خانواده دانسته و خواستار محدود شدن آزادی عمل آنها شده‌اند.
اما تلاش های آنها و آزادی های بی حد و حصر دولتمردان در برخی کشورها تا حدی بود که خواسته های این افراد را رفته رفته شکل و رنگ جدید بخشید. « جلالی،1388 ،ص 1 »
از سویی، همجنس گرایی در بسیاری از کتب علمی روان‌شناسی و جامعه شناسی به عنوان یک انحراف و مسئله نا به هنجار شناخته شده است ودر تمام جهان منتقدان بسيارجدي دارد چه در ميان پيروان اديان الهي (مسلمانان، مسيحيان و يهوديان) و چه در ميان افراد عرفي غير ديني و همه ی نهادهای بین المللی برای حفاظت از گروه‌های خاموش در معرض خطر این انحراف اخلاقی، بیانیه‌ها و اقداماتی را آغاز کرده‌اند.
گروه‌های حامی خانواده و همچنین حقوق کودک از بزرگترین مخالفان همجنس گرایی محسوب می‌شوند.  کشورهایی مانند مالزی و بسیاری از کشورهای آسیای شرقی، همجنس‌بازی را به عنوان یک تهدید برای حقوق خانواده و کودک می دانند.
 اما رسالت کسب سود چه می گوید؟ نظام سرمایه‌داری بر اساس کسب سود و استفاده حداکثری از منافع افراد در تجمیع ثروت برای گروه‌های خاص است با توجه به این مسئله که نیروی کار ارزان از اولویت‌های نظام سرمایه‌داری است، پذیرش پناهندگی این افراد در کشورهای صنعتی به نام حقوق بشر و در اصل به عنوان نیروی کار نیاز خود را تامین می کندو از سوی دیگر همجنس گرایی را که در بسیاری کشورها هنوز در تابوی عرفی جامعه قرار دارد را عادی جلوه داده  و به کاهش فعالیت مفید و خلاقانه نیروی فعال و جوان آن کشورها می پردازد که این امر  به تمدید وابستگی فکری و اقتصادی این کشورها به بدنه نظام سرمایه‌داری منجر می‌شود.
حمایت از حقوق این افراد را رسالت سرمایه داری نیست بلکه  در پس آن، پنهان کردن اهداف دیگر در جریان است که شاید در چند دهه بعد، نمایان شود. (قیصری، 1393)
بنابراين «همجنس‌گرايي» هم با مباني حقوق بشر و هم دستورالعمل‌هاي پزشكي و همچنين مضامين ديني منافات دارد و ناهنجاري اجتماعي محسوب مي‌شود و اين در حالي است كه اين روزها، كشور ما را به دليل عدم اجازه اين امر غير انساني و حتّي غير حيواني، منافي حقوق بشر معرّفي مي‌كنند و بر اين باطل خود مصرّ بوده و دلايلي ارائه مي‌كنند! كه بايد از دست اين شياطين به خدا پناه برد.
http://www.jonbeshnet.ir/news/29304
تبلیغات رسانه ای وهمجنس گرایی
..با توجه به مسائلی که در نیم قرن اخیر در جهان رخ داده است، این مسئله که پروژه همجنس بازی نیز به عنوان یکی از ابزارهای رسانه‌ای غرب برای پوشش اخبار دیگر و ایجاد تشویش ذهنی در بین افراد در کشورهای مختلف است نیز دور از ذهن نیست.  قدرت رسانه و بازتاب آن نیز از ابزارهای قدرتمندی است که مالکان رسانه‌های بزرگ جمعی که همان همکاران  اصلی نظام سرمایه داری  هستند برای نهادینه کردن این پدید ه استفاده می کنند.. حمایت افراد معروف از همجنس بازان و یا اعلام همجنس بازی افراد مشهور جهان یکی از شگردهای غرب برای جهت دهی به اخبار و رخدادهای جهانی است. جلب رای‌دهندگان در انتخابات یا افزایش محبوبیت خوانندگان و هنرپیشگان از دیگر ترفندهای این نظام فکری در ترویج این رویه انحرافی است در این بین حامیان این بینش، از پژوهش‌هاو مستندهای علمی- توصیفی، برای توجیه و تثبیت طبیعی بودن هم جنس بازی و یا ذاتی بودن آن در بین انسان‌ها و برخی حیوانات استفاده می‌کند.دراین خصوص باید اشاره کرد که هر رویه‌ای که رسانه‌های جمعی بزرگ در بازنمایی یک پدیده در پیش می‌گیرند، مسبوق به تئوری‌ها و پیش‌فرض‌ها و البته دستیابی به منابع محدود قدرت و ثروت است و پرداختن به همجنس بازی نیز در همین حوزه قرار دارد.  همجنس‌بازی برای غرب (نظام سلطه)، صرفاً یک مسئله‌ی جنسی نیست که فواید اقتصادی نیز داشته باشد. بلکه یکی از اصول اصلی ماسونی در جهانی‌سازی و استراتژی «کنترل ذهن = Minde Control» می‌باشد که جایگزین همه ایسم‌ها خواهد شد و تحت ماسک مراحل تکاملی «لیبرال دموکراسی» بیش از پیش تحمیل خواهد شد.
در این استراتژی که تداوم ایسم‌ها و استراتژی‌های قبلی است، نوع بشر باید از هر قیدی [اعم از دین، وطن، فرهنگ، زبان، ملیت، عواطف، ارزش‌ها، تعهدات خانوادگی چون پدری، مادری، همسری، فرزندی و ...] رها شود تا بتوان او را در حکومت واحد تحت کنترل درآورد؛ اما مهم این است که انسان از قیدی هم رها شود، بالاخره در قید و کنترل ذهن خود باقی می‌ماند و ذهن نیز دوره‌گرد و حتی هرزه‌گرد است. لذا ذهن نیز باید تحت کنترل درآید. آن هم از یک مرکز. و تمامی ابزارهای جدید الکترونیک و ارتباطات با ابزارها و امکانات نوین (مثل: اینترنت، فیس‌بوک، تویتر و ...) نیز برای تحقق همین هدف می‌باشد.
*- بدیهی است که «همجنس‌گرایی یا همجنس‌بازی» به صرف یک ناهنجاری جنسی، آنقدر مسئله مهمی نیست که دولت‌های امریکا، انگلیس، فرانسه و ... به دنبال قانونی کردن آن در مجالس خود باشند و حقوق بشر نیز به دنبال آن باشد و در تعامل با هر کشوری، ابتدا مسئله آزادی همجنس بازی را مطرح کند. بلکه یکی از ضروریات حتمی جهت آن حکومت جهانی وحشتناک خواهد می‌باشد. لذا انسان باید حتی از قید جنسیت (مذکر یا مؤنث) نیز رها شود تا از یک سو هرگونه هدف و ارزشی جز آن چه آنان دیکته می‌کنند از بین برود و از انسان دیگر انسان نباشد و قابل تبدیل به رباط گردد و از سوی دیگر سیاست و اقتصاد رونق بیشتری یابد.«. http://www.x-shobhe.com/shobhe/4776.html»
سازمان های بین المللی و همجنس گرایی
سازمان‌های و نهادهای مختلف بین‌المللی پس از تصویب توافقنامه حمایت از حقوق برابر همجنس‌گرایان توسط کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژوئن ۲۰۱۱ اقدام به گسترش فعالیت‌های خود در زمینه حقوق همجنس‌گرایان کردند.
سیاست‌ها و رویکردهای دول مختلف در قبال همجنس‌گرایی پس از تصویب این توافقنامه تحت‌تأثیر گروه‌های مختلفی قرار گرفته است. یکی از ابزارهای این گروه‌ها برای پیشبرد گفتمان حمایت از حقوق برابر همجنس‌گرایان، تأسیس سازمان‌های مردم‌نهاد به این منظور و یا دریافت حمایت و پشتیبانی از سازمان‌های شناخته شده بین‌المللی است.
شاید بتوان گفت مهم‌ترین سازمان بین‌المللی حامی‌گقتمان حقوق برابر برای همجنس‌گرایان، اتحادیه اروپاست. همانطور که نظرسنجی اخیر مؤسسه نظرسنجی پیو (PEW) در ماه ژوئن نشان می‌دهد، بیشترین میزان حمایت عمومی ‌از همجنس‌گرایی و حقوق برابر برای همجنس‌گرایان در کشورهای توسعه‌یافته، یعنی کشورهای اروپا و آمریکای شمالی مشاهده می‌شود.
بیشترین میزان حمایت عمومی ‌از حقوق همجنس‌گرایان (۸۸٪) در اسپانیا مشاهده می‌شود؛ در حالی‌که این میزان در همه کشورهای این قاره به یک اندازه نبوده و برای مثال، در روسیه‌ تنها ۱۶٪ و در ترکیه  تنها ۹٪ است.
این رقم در کشور فرانسه که به تازگی قانون ازدواج برابر و حق تکفل فرزند برای زوج‌های همجنس‌گرا را به تصویب رسانده با ۶٪ کاهش نسبت به سال ۲۰۰۷، اکنون ۷۷٪ است.
به این ترتیب، اتحادیه اروپا خود را در مرکز گفتمان مذکور یافته و لذا تلاش می‌کند تا رضایت رأی‌دهندگان این قاره را از طریق پوشش دادن به حقوق همجنس‌گرایان به عنوان یکی از گروه‌های ذی‌نفع تأمین نماید. این اتحادیه که تنها اتحادیه قاره‌ای با همکاری‌های سیاسی و اقتصادی تنگاتنگ و سازمان‌یافته است، دارای یک زیرگروه غیررسمی ‌متشکل از ۵۳ عضو از میان اعضای پارلمانی خود است که به پیشبرد اهداف گفتمان حامی ‌همجنس‌گرایی می‌پردازد. این نهاد ۶ رئیس از میان اعضای فعال در زمینه حقوق همجنس‌گرایان در پارلمان اروپا داشته و انجام امور روزمره آن بر عهده دبیر گروه است.
فعالیت‌های این زیرگروه شامل نظارت بر فعالیت‌های اتحادیه اروپا، نظارت بر فعالیت‌های کشورهای اروپایی عضو اتحادیه، ایجاد هماهنگی سازمانی و کاری میان گروه‌های مدنی همجنس‌گرایان قاره اروپا و دولت‌ها و بدنه سیاسی این قاره و کشورهای تحت پوشش، و نظارت بر وضعیت همجنس‌گرایان در این قاره است.
از جمله فعالیت‌های مداوم و برنامه‌ریزی شده این زیرگروه، ارسال نامه‌های مکرر به مقامات و حضور در نشست‌های پارلمانی و طرح سؤالات و ابهامات، برگزاری نشست‌های عمومی ‌و غیر آن برای بررسی وضعیت موجود، و برگزاری مراسم موسوم به «رژه غرور» برای اشاعه همجنس‌گرایی به عنوان یک «مدل جنسی» و یک «سبک زندگی» است.
از جمله نمونه‌های اخیر فعالیت‌های این زیرگروه قدرتمند، مخالفت با جرم‌انگاری و تبلیغ  همجنس‌گرایی در کشورهای شرق اروپا، از جمله روسیه و اوکراین است که بدان پرداخته شد. به این ترتیب، اتحادیه اروپا از طریق تعمیم خواست و مشروعیت مردمی ‌که همجنس‌گرایی در برخی کشورهای سکولار اروپایی یافته است، اقدام به تحت فشار قرار دادن سایر کشورهای اروپایی با هویت مذهبی اکثریت شهروندان علی‌رغم مخالفت عمومی‌ با این مقوله در این کشورها نموده است.(مطهری، 1392)
نتیجه گیری
 تنها با رجوع به فطرت انسان و تولید مثل غریزی بشر، می‌توان انحرافی بودن همجنس بازی را به سادگی تایید کرد. باوجود تلاش های گسترده ی موافقان همجنسی بازی در نقاط مختلف جهان تحقیقات صورت گرفته  در باب  این مسئله نشان می دهد سخن ودلایل  موجهی به لحاظ عقلائي حتی  براي ورود این مسئله به مصاديق حقوق بشر نیست چه برسد که بخواهد بحث از  نقض و تبعيض درباره اقليتهاي جنسي این چنینی صورت گیرد.
بنابر این می توان به صراحت اظهار داشت . دقت بر موضوعات این چنینی در وضعیتی که جان و امنیت معیشت بسیاری از مردم جهان در خطر است، تغییر نقطه توجه مردم جهان است تا با حاشیه سازی مسائل مهمی مانند جنگ و خشونت  که دستاورد نظام های سرمایه داری برای سلطه بیش ازپیش بر جهان است کم رنگ جلوه کند و اذهان از آن منحرف گردد.
منابع:
1-قیصری، سودابه، جقوق بشر و همجنس گرایی، 1393، مجله الکترونیکی بانوی برتر
2- مطهری، زینب، سازمانهای بین المللی و همجنس گرایی، شهریور1392، پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان (مهر خانه)
3- محمد غفوری،محمد رضا. «همجنس گرایی در تقابل حقوق اسلام و حقوق بشر»،1392. http://www.haghgostar.ir/ShowPost.aspx?ID=1035   
http://forum.iransalamat.com/4- پریسا جلالی همجنس گرایی تلقی شیطانی از زندگی مشترک                  
5-«همجنس‌گرایی» با اعلاميه حقوق بشر هم منافات دارد http://www.jonbeshnet.ir/news/29304
6- http://www.x-shobhe.com/shobhe/4776.html

   

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 27- فروردين 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837