آرشيو

كاوشي در مجازات سلب حيات از منظر اسلام

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 



چکیده :
دراسلام جرائم تقسیم بندی شده و برای آن از طرف خدا و رسول اکرم (ص) حد درنظر گرفته شده است . درحقوق جزای اسلامی قلمرو اعمال مجازات اعدام محدود و از نوع شدیدترین مجازاتهاست اما اجرای آن در راستای تحقق عدالت، حفظ نظم، امنیت و پیشگیری از جرایم می باشد . بعضی از کشورها درجهت الغاءآن و برخی دیگر درجهت ابقاء آن تلاش می کنند . اما در کشورهای اسلامی چه آنهایی که از حقوق جزای شرعی تبعیت می کنند و چه آن دسته که به حقوق کیفری موضوعه عمل می نمایند اعدام مهمترین مجازات را تشکیل می دهد که بر طبق شرایط پیش بینی شده اجرا می گردد . دراین نوشتارسعی داریم به طور اجمال به بررسي ديدگاه اسلام و حقوق بشر اسلامي در خصوص مجازات اعدام و قصاص پرداخته شود. در پايان به اختصارنيز اشاره اي به گزارش هاي نقض حقوق بشر سازمان ملل در خصوص مجازات اعدام و قصاص در ايران مي گردد.
کلمات كليدي: اعدام، قصاص، حقوق بشر، اسلام، جرائم
مقدمه
مجازات به تعبیر حقوقی عبارتست از سلب حق یاحقوقی از فردی یا تحمیل زحمت و شکنجه بفردی که مرتکب عملی شده که آن عمل درجامعه ای که وی در آن زندگی مینماید طبق قوانین آن جامعه جرم و گناه شناخته شده است . و البته مجازات در هر جامعه بشری و کشورهای مختلف از لحاظ کیفی و کمی یکسان و مشابه نیستند و هرجامعه و هر کشوری قوانین و مقررات خاصی دارد که بموجب آن اعمال و رفتاری در یک جامعه و کشوری ممکن است جرم و قابل مجازات باشد و همان عمل و رفتار درکشور و یا جامعه دیگر جرم نباشد و امری معمولی بحساب آید همچنین اعتقادات افراد هرجامعه مختص به آن جامعه است و همین مسئله  درتعیین مجازات و نوع ومیزان آن موثر است . براین اساس مجازاتی مانند اعدام را می توان بر اساس اعتقادات دینی و پایبندی مردم به اعتقاداتشان و تربیت های خاص افراد جامعه ونوع جرایم آن جامعه بررسی کرد  وهمچنین  قصاص از دیدگاه حقوقی حق ناس و مجازاتی است که اجرا وعدم اجرای آن را شرع مقدس و قانون مجازات اسلامی به عنوان حق مسلم اولیای دم( و نه به عنوان یک مجازات حکومتی و جنبه عمومی فعل ارتکابی از ناحیه شخص مرتکب) در نظر گرفته است..
جرائم از دیدگاه اسلام:
دراسلام جرائم بر دونوع است : نخست جرایمی که خداوند برایش حد معین کرده است و در قرآن و سنت ،نحوه حد و مقدارش بیان شده است و دوم جرایمی که برایش از طرف خداوند و پیامبر اکرم (ص) حدی تعیین نگردیده و باید تعزیز شود که میزان آن با نظر حاکم شرع و قاضی جامع الشرایط محکمه شرعی منوط است .نوع اول یعنی جرایمی که برایش از طرف خداو پیامبر حد تعیین گردیده است به پنج دسته تقسیم می گردد : 1- قتل و جرح : جنایات وارده بر بدن و نفوس و اعضا 2- سرقت و غارت ( جنایات وارده بر اموال)3- زنا و لواط 4- جنایات مربوط به حیثیت و آبرو و شرف و اعتبار مسلمان ( تهمت و قذف)5- جنایات متجاوزینی که مربوط به تجاوز از مرزو قانون شرع وتجاوز برحریم اسلام و احکام قرآن ( مانند قمار ،شرابخواری،..)(حسنی،1358،شماره6)
مجرم کیست؟
براین اساس  مجرم یا بزهکار به کسی گفته میشود که مرتکب عملی گردد که قانون یا شرع ارتکاب آن را منع کرده است  یا ترک عملی که انجام آن را واجب و لازم دانسته است چنین کسی دراسلام گنهکار و مجرم شناخته می شود و اگر توبه نکند باید مجازات شود چه برای جرمش حد و حکم مشخص تعیین شده باشد یا نشده باشد و در صورت دوم به دستور حاکم شرع و مجتهد و مرجع صلاحیت دار تادیب و تعزیز می شود .  مساله اعدام و قصاص دراسلام با ژرف نگری خاصی دور از افراط و تفریط براساس قسط و عدل مطرح است و شرایط ویژه ای دارد و اسلام راههای برای گریز از اعدام و جلوگیری از خون ریزی بی جا پیش بینی کرده است (همان ،شماره 6)
مجازات اعدام از منظر اسلام :
در حقوق جزاي اسلامي قلمرو اعمال مجازات اعدام محدود است به قتلهاي عمدي و تعداد معيني از جرايم حدود، كه اجراي آن نيز به منظور رعايت حفظ حقوق محكوم عليه در قبال تعديات ، تحت شرايط و قواعد خاصي تضمين شده كه اهميت آن كمتر از قواعدي نيست كه امروزه در قوانين مدرن ديده مي شود.
كشورهايي كه قوانين كيفري خود را  با موازين شرع مقدس اسلام  منطبق نموداند ، مكلف به اعمال مجازات اعدام تعيين شده در قوانين شرعي هستند. در اين كشورها امكان لغو يا تغيير آن به مجازات ديگري، سواي آنچه منصوص است ، به طور مطلق وجود ندارد.
تقريباً در تمامي كشورهاي اسلامي ، چه آنهايي كه از حقوق جزاي شرعي متابعت مي كنند و چه آن دسته كه به حقوق كيفري موضوعه عمل مي نمايند، اعدام مهمترين مجازات را تشكيل مي دهد كه بر طبق ضوابط پيش بيني شده اجرا ميگردد. (خزایی،سایت حقوقدانان)
دین اسلام برای حق حیات ارزش زیادی قایل است‌ و آن را اساسی‌ترین حق میداند زیرا تا زمانی که این حق‌ حفظ و حمایت نشود،تأمین‌کردن سایر حقوق بی‌فایده‌ است.لذا در نصوص اسلامی به حق حیات به عنوان‌ طبیعی‌ترین و اولین حقوق اشاره شده است:
دراین خصوص آیات قرآن کریم شاهدی بر این مدعاست .
برای نمونه: خود را نکشید زیرا خداوند به شما مهربان است و هرکس چنین کاری را از روی عداوت و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتش می‌اندازیم و این کار برای خدا آسان است» (سوره نساء،آیات 03-92)
به آثار رحمت خداوندی بنگر که چگونه او زمین را پس از مرگ آن زنده می‌کند»(سوره روم،آیه 5)
این آیه حیات گیاهان و درختها و...را رحمت‌ خداوندی خوانده است.لذا به طریق اولی حیات انسانها که عالی‌تر است،رحمت خداوند بوده و همه انسانها حق‌ برخورداری از آن را دارند.
درآیه 33 سوره مائده خداوند می فرمایند : کشتن یک انسان برابر با کشتن نوع انسان معرفی شده است(سوره مائده،آیه 33).
یعنی جرأت‌یافتن برای‌ قتل نفس آن قدر خطرناک و مهم است که می‌تواند منتهی به جسارت کشتن همه انسانها در قاتل شود.حکم‌ اسلام برای مجازات قاتل قصاص نفس است اما فقط در مورد کسی که به عمد انسان بیگناه دیگری را کشته‌ باشد.قصاص نفس تهدیدی جدی برای کسی است که‌ در اندیشه قتل می‌باشد تا بداند که ارتکاب قتل عمدی‌ حیات خودش را نیز متزلزل می‌کند.لذا حیات بخش‌ بودن قصاص که در آیه بدان اشاره شده، به معنای زنده‌ شدن مقتول نیست بلکه به اثر بازدارندگی مجازات اشاره‌ دارد که فکر کشتن انسانها را به تصور بی‌ارزش‌بودن‌ حیات آنها منتفی می‌کند.از سوی دیگر لزوم تساوی‌ میان جرم و مجازات مانع قتلهای پی‌درپی میشود و سنت جاهلانه که یک قتل موجب چند قتل می‌شد و افراد قبیله مقتول حاضر بودند به خاطر کشته‌شدن یک‌ نفر همه قبیله قاتل را بکشند،پایان می‌دهد و معنای‌ قصاص جز تساوی جرم و مجازات نیست.لازم به ذکر است که قصاص نفس حکم اصلی خون به ناحق ریخته‌ شده است و برای تعدیل آن حکم عفو نیز پیش‌بینی شده‌ است.بنابراین اولیای مقتول حق دارند یکی از سه حکم‌ را اجرا کنند:1-قصاص نفس،2-عفوکردن همراه با دریافت دیه،3-عفو کردن بدون گرفتن دیه.
توجه اسلام به رافت و گذشت :
حکم عفو و دیه نشان می‌دهد که برخلاف تأکید بسیار مخالفان قصاص بر جنبه انتقام‌جویانه بوده و اسلام‌ اصراری بر مقابله به مثل ندارد.قصاص یکی از سه راه‌ است که هم ارزش و اهمیت حیات انسان را نشان می‌دهد و هم موجب تشفی خاطر اولیای دم می‌شود.همچنین‌ مانع از آن می‌شود که آنها پیش از محاکمه عادلانه دست‌ به احقاق حق خود بزنند و انتقام‌جویی کنند.پس از آن‌که حکم محکومیت صادر و حق قصاص به اولیای‌ دم داده شد،اسلام به راههای مختلف آنها را تشویق به‌ عفو می‌کند و از جهت مادی آنها را به طمع می‌اندازد تا با دریافت خون‌بها از قصاص چشم پوشی کنند و هم‌ از جهت معنوی به اولیای دم وعده پاداش آخرت و خشنودی خداوند را می‌دهد.به گونه‌ای که اگر عفو کنند چه با دریافت دیه و چه بدون آن،کینه و ناراحتیشان از میان برود و صلح و سازش میان آنها برقرار شود(عوده، 2041 ق،جلد 2،ص 862).لذا مسأله عفو و بخشش‌ بیشتر از اجرای قصاص مورد توجه و تأکید اسلام بوده‌ است.اما منتقدان از توجه به نهاد عفو غافل شده‌اند.بر همین مبنا قضات دادگاهها موظفند در جریان دادرسی‌ ابتدا برتری عفو و مصالحه را به صاحبان خون یادآوری‌ کنند و اگر آنها راضی به گذشت نشدند،حکم قصاص را صادر کنند.این مسأله آن‌قدر اهمیت دارد که اگر بدون‌ یادآوری آن،حکمی صادر شود،آن حکم غرض‌آلود و شتاب‌زده به شمار می‌آید(عباسزاده،8731،ص‌ 032)
منشورحقوق بشر اسلامی:
علاوه بر نصوص اسلامی که برای تبیین ارزش حق‌ حیات ذکر شد،منشور حقوق بشر اسلامی(تهران-0141 ق)نیز با الهام‌گرفتن از همان آیات و روایات بر لزوم‌ حفظ و حمایت از حق حیات تأکید می‌کند:
ماده 1:«الف- حیات عطای خداوندی است و حق حیات‌ برای همه انسانها تضمین شده و همه دولتها و جمعیت‌ها و افراد به حمایت و دفاع از حق حیات در مقابل هرگونه‌ تعدی و واردشدن هرگونه اخلال بر بقای طبیعی آن‌ مانند بیماریها و بلاهای طبیعی و انسانی مکلف هستند و جداکردن هیچ روحی از بدن بدون مقتضی شرعی جایز نیست.
ب- استفاده از هر وسیله‌ای برای نابودکردن حیات بشری‌ حرام است.
ج- حفظ ادامه حیات بشری تا آنجا که خدا بخواهد واجب است،خواه محافظت فردی به حیات خود در مقابل‌
تعدی دیگران یا تعدی بر خویشتن مانند انتحار یا محافظت‌ درباره حیات دیگران.
د- بر هرکسی که مورد استضعاف قرار گرفته و حیات‌ و کرامت او از ناحیه عوامل طبیعی یا از طرف قدرتمندان‌ مورد تهدید واقع شده،واجب است به دفع استضعاف و دفع خطر از حیات و کرامت خویشتن قیام کند،به هر نحو مشروعی که توانایی آن را دارد.هرکس به انجام‌ این تکلیف قیام نکند،به عامل خطر و ظلم در مستضعف‌ ساختن و تهدید حیات و کرامت خود کمک کرده است.
چنین شخصی از کسانی است که:«هنگامی که‌ فرشتگان آنان را در حال مرگ در وضعی درمی‌یابند که‌ تن به استضعاف داده و بر خویشتن ظلم نموده‌اند،از آنان‌ می‌پرسند:شما در زندگی دنیوی در چه حال بودید؟آنان‌ پاسخ می‌دهند:ما روی زمین مستضعف بودیم،فرشتگان‌ می‌گویند:آیا زمین خدا پهناور نبود تا در آن هجرت کنید؟، آنان کسانی هستند که منزلگاه نهایی آنان دوزخ است و دوزخ سرنوشت بدی است»(سوره نساء،آیه 79)
بنابراین ملاحظه می‌شود که اسلام انسان را از نخستین‌ مراحل وجود تا آخرین نفس برخوردار از حق حیات‌ دانسته و حفظ آن را در هر شرایطی(مگر به دلیل وجود ضرورت شرعی)واجب کرده است.فلسفه حکم قصاص‌ نیز در ازشمندی حق حیات نهفته است،لیکن مخالفان‌ این مجازات از تأمل و تفکر در فلسفه و هدف وضع آن‌ غافل شده و ظاهر قصاص نفس را که سالب حیات انسان‌ است مورد انتقاد و اعتراض قرار داده‌اند.
حقیقت قصاص آن است که خداوند در آیات 871 و 971 سوره بقره بیان فرموده است:
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید حکم قصاص کشته‌ شدگان برای شما چنین معین شد که مرد آزاد را در مقابل‌ مرد آزاد،بنده را به جای بنده و زن را به جای زن می‌توانید قصاص کنید و چون صاحب خون بخواهد از قاتل که برادر دینی او است بگذرد کاری نیکو است،پس قاتل دیه را در کمال خشنودی ادا کند،در این حکم تخفیف و آسانی‌ امر قصاص و رحمت خداوندی است و پس از این دستور هر کس تجاوز کند او را عذابی سخت خواهد بود»و«ای‌ عاقلان،حکم قصاص برای حفظ حیات شما است تا مگر (از قتل یکدیگر)بپرهیزید.( همان ،ص 14)
علت طرح مجازات اعدام در اسلام:
اسلام می‌خواهد در جامعه انسانی،رذایل و مفاسد اخلاقی از میان برود و فضایل و اصول اخلاقی حفظ شود تا انسانها در مسیر تکامل پیش رفته و به کمال‌ خود دست یابند.قتل نفس از رذایلی است که اسلام‌ می‌کوشد با تدابیر خاص و وضع کیفر آن را ریشه‌کن کند و ارتکاب قتل را ناشی از جرأت‌یافتن قاتل و بی‌توجهی‌ او به حقوق انسانها می‌داند.(همان،ص 14)
بنابراین می‌توان گفت هنگامی که اعمال مجازات‌ قصاص نفس در مقابل مفاهیمی چون ارزش حق حیات‌ و لزوم برابری جرم و مجازات قرار می‌گیرد نه تنها لغو مجازات اعدام نتیجه گرفته نمی‌شود بلکه تمامی این‌ مفاهیم بر ابقاء اعدام تأکید می‌کنند،زیرا نمی‌توان حیات‌ انسان‌های بیگناه را بازیچه حفظ حیات قاتل کرد و کسانی که لزوم اجراشدن این مجازات را مطرح می‌کنند، قطعا ارزش حیات را درک کرده‌اند(نورمان،3731،ص‌ 611)
روایات بسیاری نیز درباره حرمت قتل انسان،کمک به‌ کشته‌شدن او و خودکشی وارد شده است.برخی از آنها عبارتند از:
امام صادق(ع)فرمود:«هرکس خود را عمدا بکشد آتش دوزخ برای او ابدی است»(حر عاملی،7631،ص‌ 31،ح 1).
حضرت محمد(ص)فرمود:«هرکس حادثه‌ای را به‌ وجود آورد یا به وجودآورنده حادثه را پناه دهد،لعنت‌ خدا بر او است.پرسیدند:حادثه چیست؟فرمود:قتل‌ نفس»(همان،ص 7)
اگر دو دسته از مؤمنان با یکدیگر جنگ کردند،میان‌ آنها صلح برقرار کنید و اگر یک دسته بر دیگری تجاوز کرد با متجاوز جنگ کنید تا به فرمان خدا برگردد و اگر به‌ فرمان خدا بازگشت میان آنها را با عدل و داد آشتی دهید، براستی خداوند دادگران را دوست دارد»(سوره حجرات، آیه 9)
حق حیات مطلق نیست و تا آن‌جا محترم است که‌ حیات انسان دیگری را به خطر نیندازد.لذا دفاع از جان‌ خویشتن زمانی که خطری آن را تهدید میکند در همه‌ ادیان و مکاتب پذیرفته شده است
  اما سالهای طولانی است که اعدام جانی و بطور کلی این قبیل مجازات مورد بحث محافل حقوقی و جزایی و مجامع بین المللی است و بسیاری از  دولتها را بخود مشغول کرده است تا آنجاکه پاره ای از روشنفکران و صاحب نظران آن را عملی خشونت بار و ضد اخلاقی و ضد انسانی دانسته و خواستار لغو و از بین رفتن آن و جایگزین ساختن احکام دیگر بجای آن می باشند . (حسنی ،ص 49)
اما این یک حقیقت بزرگ است و باید درنظر گرفته شود که محکومیت به مرگ جنبه انتقام جویی یا توبه را ندارد بلکه جهات امنیت و دفاع آن مورد نظر است یعنی اعدام عملی است که بزهکار را برای همیشه از جامعه طرد می کند و حالت زیان رسانی اورا ازبین می برد درواقع قصاص نفس مایه حیات است و نه ناقض حق حیات اجرای اعدام اجرای عدالت است و نه رواج ظلم قصاص نفس  ارزش کرامت و حرمت انسان را بالامی برد نه آنکه کرامت اورا خدشه دار کند . قصاص نفس موجب تشفی خاطر صاحبان خون است و از عکس العملهای افراطی جلوگیری می کند مجازات اعدام حافظ نظم و امنیت جامعه است هیچ واکنشی جزاعدام قاتل نمی تواند خسارت ناشی از آن را به جامعه جبران کند و مانع تکرار چنین جرمی شود . زندانی ساختن قاتل آن هم در زندانهای امروزی که زندگی مجرمان خطرناک در آنها بسیار راحت تر از زندگی آنها درخارج از زندان است و مجرم از عفو و آزادی مشروط نبز برخورداراست شود نمی تواند اثر قابل توجهی داشته و جایگزین مناسبی برای اعدام باشد . بنابراین ضرورت و مشروعیت اعدام قابل تردید و انکار نیست و درک لزوم ابقاء آن به  معنای دریافتن ارزش حقوق بشر به ویژه حق حیات و کرامت انسان است . (آقامیرسلیم ،شماره 7)
ـ علّامه طباطبائى در پاسخ به این اشکال، نکته جالبى بیان مى‌کنند: ایشان انتقام مظلوم از ظالم را مطابق عدالت و غیر مذموم مى‌داند. در واقع، قساوت و حبّ انتقام تنها جنبه قصاص نبوده، بلکه اجراى عدالت و جلوگیرى از فساد و برقرارى امنیت، خود از فواید قصاص است. این نکته در جاى خود قابل توجه است که اهمیت ویژگى «عدالت‌محورى» قصاص بسیار پررنگ‌تر از جنبه انتقام‌جویانه آن است.(تفسیرالمیزان،ج 1 ).
مجازات اعدام در جرایم مواد مخدر:
   اما در خصوص مواد مخدر و با توجه به قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر مصوب سال  1376  وبراساس برخی از مواد این قانون مجازات اعدام برای اشخاصی که به نگهداری حمل و توزیع مقدار زیاد از مواد اقدام نمايند.تحت شرایطی  در نظر گرفته شده است .که در سالهای متمادی نیز اجرا گردید اما به مرور  متولیان سیاست جنایی متوجه شدند مجازات اعدام کارساز نبوده و درآینده نیز نخواهد بود لذا قضات  دربرخورد با مجازات اعدام مخصوصا در سالهای اخیر از خود نرمش بیشتری نشان داده (رحمدل،دوره هفتم ،شماره 1).همچنین اتهام نقض حقوق بشر در قبال اعدام های مربوط به قاچاق مواد مخدر را نیز می توان دراین زمینه مورد توجه قرار  داد برای مثال مختار کلانتری فرمانده وقت کمیته انقلاب اسلامی و دبیر وقت ستاد مبارزه با مواد مخدر به تاریخ 11/9/69درنامه ای خطاب به گالیندوپل فرستاده ویژه بخش حقوق بشر سازمان ملل متحد به ایران گفته بود :"شما به ما اعتراض می کنید که چرا قاچاقچیان مواد مخدر را اعدام می کنیم ؟ هشتاد درصد مبارزات ما به نفع اروپایی هاست این را بدانید ،احتمال دارد کشور ماهم یکی دوسال دیگر به این نکته برسد که از اعدام قاچاقچیانی که قصد ترانزیت مواد مخدر به اروپارا دارند دست بردارد." ( مجموعه مقالات همایش ابعاد بین المللی مواد مخدر ،1377:261)
در خصوص مجازات اعدام قاچاقچيان مواد مخدر، احمد شهید مهر ماه 93 با به یدک‌کشیدن عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران، برای چندمین بار گزارشی را با ادعای نقض حقوق بشر در کشورمان منتشر کرد.بخش اعظم این گزارش به ابراز نگرانی وی از آمار مربوط به محاکمه قاچاقچیان مواد مخدر در ایران اختصاص یافته است .انتشار گزارش احمد شهید که به دلیل پرداختن به مسئله اعدام و قصاص، دخالت در امور داخلی کشور محسوب می شود؛ دارای  ابهاماتی  در خصوص منابع تحقیق، صحت آن ها و گفته شاهدان، بی طرفی گزارشگر و نیز توازن گزارشگری حقوق مدنی-سیاسی با حقوق اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی، است.گزارش احمد شهید در حالی به مسئله اعدام در ایران می پردازد که مسئله قاچاق مواد مخدر بیشترین موارد اعدام در ایران را به خود اختصاص داده است. در این گزارش هیچ اشاره ای به قربانیان مواد مخدر، تاثیر آن بر جامعه و قربانیان درگیری با باند های قاچاق مواد مخدر نشده است.« http://www.hemayatonline.ir/TextVersionDetail/4020
 با توجه به چنين گزارش هاي مغرضانه اي،بايد تاكيد كرد اگر دربرابر جرائمی نظیر قتل، مجازات اعدام جاری نگردد جامعه به دوران بربریت بازگشت خواهد نمود .وهرنفری که دراثر ارتکاب جنایتی اعدام میشود صدها و هزاران نفر از ارتکاب به آن جنایت مصون و محفوظ می مانند. زیرا ترس از زیان به جان و مال در نهاد بشر و اجتناب از مرگ فطری است وبدیهی است که ترس از مرگ قطعا موجب احتراز از عمل مرگ آور خواهد بود . البته در اين ميان ،طرح مسئله عفو و بخشودگی دراسلام نیز قابل تامل است .
نتیجه گیری
از مجموع بحثها این نتیجه رامی توان گرفت که مجازاتها در دین اسلام برای منافع عموم مردم ،اصلاح افراد،برحذرداشتن مردم از ارتکاب جرم،حمایت از جامعه دربرابر جرایم و آگاه ساختن مردم دردفاع از خود، درمقابل بزهکاری تشریع گردیده اند و هیچگاه از مقدار ضرورت و نیاز درتامین مصلحت جامعه تجاوز نمی کند واین دلیل عدالت است . والبته آنچه مجازات دراسلام برآن مبتنی است عبارت است از تربیت و رحمت و احسان به فرد بزهکار و همچنین جامعه . و اسلام شخصیت و شان مجرم را نیز جز درمواردی مورد توجه قرار می دهد و به راستی اگر کسی نظریه های مختلف ارائه شده درباب مجازات درحوزه اندیشه اسلامی رامورد مقایسه قراردهد به کامل و جامع و علمی بودن اندیشه اسلام و برتری داشتن آن نسبت به سایر نظریه ها اعتراف خواهد کرد .
منابع :
- آقامیرسلیم، مرضیه السادات ،خبرنامه انجمن ایرانی حقوق جزا،شماره 7،ص 14.
- ایمانی،عباس،فرهنگ اصطلاحات حقوق کیفری،تهران، نشرآریان،چاپ اول.
- حسنی،علی اکبر،درسهایی از مکتب اسلام،شهریور1358،سال نوزدهم،شماره 6.
-خزائی،منوچهر،مجازات اعدام براساس کنفرانس بین المللی سیراکیز ایتالیا.سایتwww.hoghooghhdanan.com
- رحمدل ، منصور،جامعه شناسی ایران،بهار1385،شماره25.
- نورمان،مارسال ،مجازات مرگ،ترجمه ابوالحسن سروقدم،مشهد نشراستان قدس رضوی،چاپ اول .
- طباطبایی ،سیدمحمدحسین، ج اول،سوره بقره.
- منشورحقوق بشر ازدیدگاه اسلام ،ق 14).
- مجموعه مقالات همایش ابعاد بین المللی مواد مخدر ،261:1377).
http://www.hemayatonline.ir/TextVersionDetail/4020/ تقلب تازه احمد‌شهید از دست ضد انقلاب!» «حمايت» نخستين روزنامه حقوقي و قضايي كشور.

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 27- فروردين 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837