آرشيو

سلاح ایدئولوژیک قدرتمند

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 


چکیده:
ایالات متحده آمریکا به‌عنوان یکی از مدعیان همیشگی حقوق بشر خود در برخورد با این مقوله سیاست دوگانه‌ای را در پیش گرفته است به‌گونه‌ای که سیاست ثابتی را درخصوص رعایت حقوق بشر در کشورهای دیگر دنبال نمی‌کند. بررسی دقیق موضوع نشان می‌دهد، علیرغم آنچه که ادعا می‌شود خود حقوق بشر فی‌نفسه برای آمریکا اهمیتی ندارد بلکه حربه حقوق بشر ابزاری است در دست سیاست خارجی آمریکا که حسب مورد از آن بازی‌های متفاوتی می‌گیرد.
کلیدواژگان: استاندارد دوگانه، حقوق بشر، آمریکا
مقدمه
ایالات متحده آمریکا دائما داعیه دفاع از حقوق بشر را دارد و برخی از کشورها را با اتهامات حقوق بشری مواجه کرده و حتی تحریم‌های مختلفی را علیه این کشورها اعمال کرده است و این در حالیست که در پیوستن به بعضي از کنوانسیون‌های حقوق بشری در مقایسه با دیگر کشورهای جهان تعلل و کاهلی نشان داده است نمونه آن کنوانسیون حقوق کودک است و اتخاذ چنین رفتاری باعث این سوال می شود که چرا آمریکا در حالیکه در عرصه بین المللی دیگران را به رعایت حقوق بشر فرا می‌خواند و یکی از شروط کمکهای اقتصادی خویش به دیگر کشورها را رعایت موازین بین المللی حقوق بشر می داند، خودش معاهدات حقوق بشری را تصویب نکرده و در برخورد با کشورهای دیگر نسبت به موضوع حقوق بشر از رویه واحدی پیروی نمی کند؟(ذاکریان، 1378)
کشور ما یکی از کشورهایی است که از بدو پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون با اینگونه اتهامات مواجه بوده است، در این نوشته در پی بررسی این موضوع هستیم که ایالات متحده آمریکا به‌عنوان کشوری که بیشترین تلاش‌ها را برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران با استفاده از حربه حقوق بشر نموده است خود تا چه حد به اصول و موازین حقوق بشری پایبند است و اصلاً چه دیدگاهی نسبت به مقوله حقوق بشر دارد.
1)حقوق بشر:
اعلامیه جهانی حقوق بشر پس از جنگ جهانی دوم و در سال 1948 توسط سازمان ملل و با حمایت دولتهای عضو تصویب شد. در حقوق بین الملل معاصر، حقوق بشر از حقوق بنیادین و غیرقابل انتقال تلقی می‌شود؛ حقوقی که زیستن نوع بشر، بر پایه آن استوار است. حقوق بشر نه به معنای حقوقی است که افراد بشر دارند بلکه به معنای حقوقی است که انسان‌ها صرفاً به دلیل انسان بودن از آن بر‌خوردارند. یعنی برای برخورداری از آن حقوق، شرایط گوناگون اجتماعی، سیاسی و مذهبی در نظر گرفته نمی‌شود، بلکه فقط انسان بودن کافی است.(حسینی، 1384)
لین هانت، لازمه حقوق بشر را دارا بودن سه کیفیت مرتبط می داند از جمله: این حقوق باید طبیعی (ذاتی انسان ها)، برابر (یکسان برای همه)، و جهان شمول (قابل اجرا درهر جا) باشند. همه افراد بشر در هر جایی از جهان باید به دلیل انسان بودن خود، به طور برابر از این حقوق بهره مند باشند. این حقوق اعطا کردنی نیست، بلکه گرفتنی است. وی در ضمن این توضیح به عنصر سیاسی بودن هم اشاره می کند و می گوید: با این حال، حقوق بشر زمانی معنای اصلی خود را می یابد که دارای محتوای سیاسی گردد. این حقوق در رابطه با طبیعت به انسان تعلق نمی گیرد؛ بلکه حقوق بشر در درون جوامع جای دارد. در ادامه باید تاکید داشت که  لازمه جهان شمولی حقوق بشر از دیدگاه فلسفی آن است که یا به همه فرهنگ‌ها توجه شود یا حداقل قدر مشترک همه نظام‌های حقوقی اخذ شود بر‌همین اساس، اعلامیه جهانی حقوق بشر با هیچ یک از ملاک‌های فوق جهان شمول نیست.(همان منبع) بسیاری از اندیشمندان معتقدندکه به دلیل تمایزات تاریخی، تفاوتهای فرهنگی، تعارضات اقتصادی، تنشهای سیاسی غیر همگون و بنیان های فلسفی نامتقارن نمی توان تعریف جامع و کاملی از حقوق بشر ارائه داد.(دهشیار، 1388 )
اعلامیه حقوق بشری که مطرح شده بیشتر  مفهومی غربی و امپریالیستی و بر اساس فرهنگ و تاریخ کشورهای غربی است  و کاملا گزینشی و هدایت شده بکار می رود و در واقع بدنبال تحمیل این مفهوم به فرهنگ‌های غیر غربی است و به فرهنگ و شرایط کشورهای دیگر توجهی نشده است. در حالیکه اگر به تاریخ بسیاری از کشورها توجه شود به نحوی می توان قدمت توجه به حقوق بشر را مشاهده کرد که بسیار پیش‌تر از آمریکا به حقوق بشر توجه کرده‌اند مثلا در ایران بیانیه حقوق بشر در زمان کوروش کبیر مطرح شده است و قدمتی بسیار دارد یاکشور مالی در قرن 15 بیانیه حقوق بشر را صادر کرده است و به تنوع فرهنگی بسیار احترام می گذارد اما اینکه غربی‌ها بعدها مدعی بیانیه حقوق بشر و الزام کشورها به رعایت آن شدند بیشتر برای این است که سیاست امپریالیستی خود را گسترش دهند و در سیاست داخلی کشورها راحت‌تر دخالت کنند و حقوق بشر ابزاری برای دخالت این کشورهاست .
 در هرحال حقوق بشر در مفهوم فعلی آن یک نهاد غربی است و نهادها بازتابی از نیازها و شرایط خاص اجتماعی جوامع هستند اینکه غرب و بطور خاص آمریکا داعیه حقوق بشر دارند حاکی از عدم رعایت این مفاهیم در تاریخ جوامع آنهاست و این در حالیست که در یک نظامی منبعث از دین مبین اسلام طبیعی ست که مفاهیم حقوق بشر در معنای غربی آن مورد نیاز نباشد چراکه تمامی تعالیم دین مبتنی بر والاترین ارزش های انسانی است که هم در مرحله پیشگیری و هم در مرحله جبران حقوق طبیعی انسان ها را تامین می کند.
دلایل توجه آمریکا به حقوق بشر:
حقوق بشر بخش مهمی از پازل سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا است که حسب شرایط مختلف بین‌المللی که در برهه‌های مختلف برای این کشور ایجاد شده است در هر زمانی از این ابزار کارکرد متفاوتی را انتظار داشته است. هرچند جیمی کارتر رئیس جمهور سابق این کشور زمانی اعلام کرده بود که حقوق بشر یکی از "نگرانی های اصلی " ایالات متحده است (آپوداکا، 2006)  اما با یک دید واقع‌بینانه باید گفت که آنچه برای آمریکا اهمیت دارد نه ذات حقوق بشر است بلکه حقوق بشر ابزاری است برای دستگاه سیاست خارجی این کشور به عبارت دیگر خود حقوق بشر برای این کشور موضوعیت ندارد بلکه این مفهوم ابزاری است برای رسیدن به اهداف مختلف در چارچوب سیاست خارجی مشخص.
با این توضیح، به‌طور کلی می‌توان دلایل زیر را باعث توجه ایالات متحده به حقوق بشر دانست:
1- بازسازی وجهه اخلاقی این کشور در سطح بین‌الملل: بعداز جنگ ویتنام، بمباران کامبوج، رسوایی واترگیت و... و به بار آمدن ذلت اخلاقی برای آمریکا، این کشور بدنبال بازگرداندن اعتبار اخلاقی به سیاست خارجی خود بود(کوهن،2008) و برای نشان دادن اینکه این دولت اخلاق‌گراست و نقش یک منجی و مصلح بین‌المللی را می‌تواند در سطح بین‌المللی ایفا کند هیچ موضوعی بهتر از مطرح کردن دغدغه‌های حقوق بشری نبود.
2- مبارزه با کمونیسم: حقوق بشر به عنوان یک سلاح ایدئولوژیک قدرتمند برای آمریکا در مبارزه با کمونیسم محسوب می‌شد تجربه نشان داده است که همیشه یک پای اتهامات حقوق بشری ایالات متحده در کشورهایی است که به‌نحوی در مقابل سیاست‌های امپریالیستی مقاومت کرده‌اند یا به سمت کمونیسم گرایش داشته‌اند.(همان منبع)
3- افزایش امنیت داخلی: توسعه آزادی از طریق حقوق بشر در راستای ارزش‌های مورد نظرآمریکا بوده و می تواند در خدمت منافع ملی این کشور قرار گیرد و بسیاری از مدافعان حقوق بشر در آمریکا معتقد بودند که با گسترش حقوق بشر و دموکراسی در سراسر جهان امنیت داخلی آمریکا افزایش خواهد یافت. به اعتراف خود آمریکایی‌ها، بین امنیت ملی و حقوق بشر ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و این دو مکمل هم هستند و وجود حقوق بشر در سراسر جهان باعث امنیت بیشتر برای آمریکا می شود.(بروک، 2004)
4- ادعای سردمداری در دنیا: بخشی از دغدغه‌های حقوق بشری ایالات متحده را باید ناشی از توهم ریاست بر دنیا و نمایش تبلیغاتی این کشور برای القاء این تفکر دانست. در این زمینه، آمریکا در زمینه ترویج حقوق بشر یک حق و مسئولیت قانونی برای خود قائل است و به‌زعم خود مانند یک پدر خوب و خیراندیش به دنبال تأمین حقوق بشر در سطح جهان است.
5- دخالت در کشورهای مستقل: حقوق بشر ابزاری برای مداخه در امور داخلی کشورهای مستقل (عمدتاً کشورهایی که پس از یک انقلاب مردمی دولتی مستقل سرکار آمده است.) بوده است. از این منظر حکایت این کشور حکایت کسی است که از در بیرون شده ولی از پنجره داخل می‌شود.
6- تأمین منافع ملی در ابعاد مختلف: ابزار حقوق بشر به‌طور کلی وسیله‌ای جهت تأمین برخی منافع ملی آمریکا در سطح جهان درخصوص موضوعات نظامی، اقتصادی و سیاسی بوده است.(کوهن،2008) مثلاً در بعد نظامی، حمله به کشور افغانستان و اشغال آن، حملات هواپیماهای بدون سرنشین به مناطق قبایلی پاکستان، یمن و سومالی و همچنین حمایت از دیکتاتوری‌های نظامی بخشی از اقدامات آمریکا در چارچوب همین راهبرد بوده است.
با توجه به جمیع موارد فوق می توان گفت هدف آمریکا از دنبال کردن مسئله حقوق بشر بیشتر تأمین منافع ملی، کسب پرستیژ و بدست آوردن اعتبار و استفاده های سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی بوده است نه  ارتقای خود حقوق بشر. یعنی این کشور بیشتر بدنبال استفاده ابزاری از این مفهوم است تا اینکه بدنبال اعتلای این حقوق باشد.
 
استانداردهای دوگانه آمریکا در رابطه با حقوق بشر:
 هرچند برخی از نویسندگان آمریکایی ادعا کرده‌اند که که این کشور بدنبال اجرای حقوق بشر بدون مداخله عوامل تجاری و سیاسی و ... است اما واقعیت به گونه دیگری است (آپوداکا، 2006) و ملاحظات فوق که منجر به اهمیت حقوق بشر برای ایالات متحده شده است در عمل موجب پذیرش استاندارد دوگانه از سوی آمریکا در برخورد با مسائل حقوق بشری کشورهای جهان شده است. منظور از استاندارد دوگانه این است که آمریکا در زمینه حقوق بشر از سیاست واحدی پیروی نمی‌کند در حالیکه نقض ادعایی حقوق بشر در برخی کشورها مستحق بدترین عقوبت‌هاست، نقض آشکار همین حقوق در برخی کشورها مورد چشم‌پوشی قرار می‌گیرد و حتی در برخی موارد قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل نیز وتو می‌شود. دلیل اصلی این موضوع نگاه ابزاری امریکا به حقوق بشر است و این کشور در مسئله حقوق بشر منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را مورد توجه قرار می دهد و در واقع می‌توان گفت حقوق بشر تابع منافع ملی آمریکاست و بر همین مبنا حقوق بشر را دنبال می‌کند.
این استانددارد دوگانه هم از جهت سلبی و هم ازجهت ایجابی وجود داشته است، یعنی در مواردی بنابر منافعی به‌دنبال ارتقای حقوق بشر در کشوری خاص بوده در حالیکه از جهت سلبی نیز در مواردی روی موارد نقض حقوق بشر در برخی نقاط دنیا دست گذاشته و برخی دیگر از کشورها را نادیده می‌گیرد. این کشور در برخی موارد به دلیل منافع اقتصادی از حقوق بشر و دموکراسی در کشورهای دیگر دفاع می کند مانند بلاروس که ترویج حقوق بشر و دموکراسی را باعث بهبود وضعیت تجاری می داند که این بهبود وضعیت برای آمریکا هم مفید است اما در برخی موارد ترویج این دو را مانع دستیابی به منافع اقتصادی خود می داند و برای همین عدم گسترش آن را در برخی کشورها مانند عربستان سعودی نادیده می گیرد چراکه که منفعت آمریکا در همان نادیده گرفتن نقض حقوق بشر و نبود دموکراسی در این کشور است.
به اعتراف برخی از نویسندگان آمریکایی همیشه میزانی از تنش بین منافع سیاست خارجی آمریکا از منظر اقتصادی، سیاسی و استراتژیک با حقوق بشر وجود داشته نتیجه این جدال اغلب به حاشیه رانده شدن حقوق بشر بوده است.(بروک، 2004)
 موضوع استاندارد دوگانه نه‌تنها در مورد برخورد آمریکا با کشورهای دیگر مطرح است بلکه در خود این کشور مدعی حقوق بشر نیز استاندارد واحدی حاکم نیست. در حالیکه آمریکا از ابزار نظامی و اقتصادی برای رعایت استانداردهای حقوق بشر توسط کشورهای دیگر استفاده میکند اما خودش استانداردهایی را که برای کشورهای دیگر لازم الاجرا میداند را رعایت نمی کند.(فلچر، 2010) حمایت از گروهک منافقین و خارج کردن نام آنها از فهرست گروههای تروریستی ، ایجاد بازداشتگاههای غیر قانونی و برون مرزی ، ادامه فعالیت بازداشتگاه گوانتانامو و شکنجه و نقض سیستماتیک حقوق بشر در آن ، کشتار بی رحمانه غیر نظامیان در نقاط مختلف جهان از جمله مردم عراق ، افغانستان و پاکستان به واسطه اشغالگری و نیز حملات پهبادهای نظامی ، ربایش اتباع سایر کشورها و انتقال غیر قانونی آنها به کشور ثالث ، خشونت علیه مهاجرین و خانواده های آنها و نیز تعمیق نابرابری های اجتماعی و سرکوب اعتراضات جنبش اجتماعی اشغال وال استریت ، آزار و ایذاء مسلمانان به عنوان بخشی از پروژه اسلام ستیزی و تبعیض نژادی و بیگانه هراسی در آمریکا ، وضعیت نامناسب زندانیان در آمریکا با داشتن بزرگترین زندانهای دنیا بخشی از موارد نقض حقوق بشر در این کشور است.
نمونه هایی از برخورد دوگانه و پارادوکسیکال این کشورها در موضوع حقوق بشر را به راحتی می توان در تحولات خاورمیانه مشاهده کرد، دولت‌های غربی به ویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه برای سرکوب رژیم معمر قذافی به بهانه دفاع از حقوق بشر از نیروی نظامی استفاده کردند؛ اما همزمان در برابر اقدامات رژیم بحرین در سرکوب قیام مردم این کشور و نیز مداخله نظامی عربستان در یمن که همچنان نیز ادامه دارد و هر روز بر تعداد کشته شدگان غیر نظامی افزوده می شود، سکوت اختیار کرده‌اند.
این تناقض را در مورد ضمانت اجراهای اعمالی برای کشورها نیز می‌توان مشاهده کرد. به‌طور خاص تحریم‌های اقتصادی که آمریکا با ادعای نقض حقوق بشر در برخی کشورها اعمال می کند خود باعث وخیم تر شدن اوضاع آن کشورها و نقض حقوق بشر از طرف آمریکا می شود. رابطه بین حقوق بشر و تحریم های اقتصادی مملو از تنش است، این تحریم های اقتصادی که از طرف ایالات متحده اعمال می شود شامل: ممنوعیت گسترده تجارت و معاملات مالی با کشور مورد تحریم، و این می تواند بر  امنیت و حقوق اساسی بشر تاثیر داشته باشد، نمونه های بسیاری وجود دارند که آمریکا با ادعای رعایت نکردن حقوق بشر از سوی برخی از کشورها دست به اعمال تحریم زده است از جمله زیمبابوه در 1960-70، هائیتی و  یوگسلاوی سابق اما آیا این تحریم ها خود نوعی نقض حقوق بشر نبوده است.(مالوی، 1995) برخی از تحریم‌های شدید اقتصادی بنابر ادعاهای واهی علیه جمهوری اسلامی ایران نیز اعمال شده است که خود باعث نقض حقوق اساسی مردم کشورمان شده است از جمله می‌توان به تحریم قطعات هواپیما اشاره کرد که امنیت و سلامت مسافران را به خطر می اندازد. همه اینها نشان می‌دهد که آمریکا نه یک مدل مناسب و نه یک قاضی صلاحیت‌دار برای رسیدگی به مسائل حقوق بشر در سایر کشورهاست.( فیلیپس، 2014)
 
 برخی از مصادیق دوگانه بودن سیاست آمریکا:
مصادیق اعمال استاندارد دوگانه ایالات متحده درخصوص مسئله حقوق بشر فراوان است و صرفاً از باب مثال به چند مورد اشاره می‌شود:
اندونزی:
با وجود اینکه در سیاست حقوق بشری آمریکا قرار بر این است که به ناقضان حقوق بشر کمک های خارجی نشود و این کمکها با حصول حقوق بشر مرتبط باشد اما با این وجود الگوی حقوق بشری آمریکا با  اندونزی سازگار نبود و اندونزی یکی از ناقضان حقوق بشر و همچنان مورد حمایت آمریکا بود به دلیل آنکه اندونزی ستون کلیدی سیاست خارجی آمریکا در آسیای جنوب شرقی، یکی از اعضای مهم آسه آن ، کشوری ضد کمونیسم و و طرفدار آمریکا و یک وزنه تعادل در مقابله با نفوذ چین در منطقه(به عنوان طرفدار شوروی) بود.همچنین اندونزی دارای ذخایر نفتی قابل توجهی بوداین در حالیست که در  تیمور شرقی شبه نظامیانی را که دولت اندونزی مسلح کرده بودند دست به کشتار صدهزار نفری و زندانی کردن سی هزار نفر شد اما با این وجود مورد حمایت نظامی و آمریکا قرار گرفت. ( آپوداکا، 2006)
عربستان:
عربستان کشوری نفت خیز و متحدی استراتژیک برای آمریکاست، و آمریکا چشم خود را بر روی نقض حقوق بشر و دخالت مستقیم  این کشور در کشورهای منطقه می بندد، عربستان به ویژه بعداز بیداری اسلامی 2011 دخالت خود را در کشورهای منطقه از جمله لیبی، یمن، تونس را بیشتر کرده است و جنبش های مردمی و دموکراتیک در این منطقه را تهدیدی برای خود دانسته است و همچنین با اعزام نیرو به بحرین برای حفظ رژیم پادشاهی این کشور در مقابل شورش مردمی اقدام نموده و در عراق و سوریه نیز درگیر مبارزه است. همچنین در عربستان آزادی مطبوعات و انتقاد از حکومت وجود ندارد نمونه آن محکوم کردن رائف بدوی به ده سال زندان و  هزار ضربه شلاق به دلیل وبلاگ  انتقادی اش از حکومت، بنابراین نشان می دهد که حکومت پاسخگوی مردم نیست. حقوق زنان در عربستان هنوز بشدت محدود است و حتی رانندگی برای زنان غیر قانونی است. سیاستمداران آمریکایی نقض حقوق بشر را تنها برای دشمنان خود به کار می برند اما برای دوستان خود به ندرت. آمریکا نیز در منطقه طرفدار دموکراسی بیشتر  نبود چراکه در اینصورت باید عربستان نیز به این سمت می رفت و این برای آمریکا خوشایند نبود بنابراین برخلاف ادعای گسترش دموکراس در جهان که آن را یکی از دلایل توجه به حقوق بشر می دانست در اینجا مشاهده می شود که بیشتر به دنبال منافع ملی خود است. (بایومی، 2015)
اسراییل:
رژیم اشغال‌گر قدس به‌عنوان دوست و شریک آمریکا یکی از ناقضان اصلی حقوق بشر است. بخشی از اقدامات اسرائیل در برخورد با فلسطینی‌ها از جمله حملات به غزه مربوط به دوره جنگ است و نقض حقوق بشردوستانه محسوب می‌شود نه نقض حقوق بشر ولی پاره‌ای از اقدامات داخلی اسرائیل نیز مصداق بارز نقض حقوق بشر است از جمله احداث دیوار حائل، شهرک سازی‌ها و تبعیض در حمایت‌های قانونی بین شهروندان مسلمان عرب و شهروندان یهودی. با این حال، نه‌تنها هیچ‌گونه واکنشی از سوی آمریکا نسبت به این اقدامات صورت نگرفته است بلکه روز به‌ روز بر کمک‌های آمریکا به این رژیم افزدوه شده است.

نتیجه:
آمریکا از حقوق بشر به عنوان حربه ای برای رسیدن به خواسته‌هایش استفاده میکند و به همین دلیل  به بهانه رسیدگی به حقوق بشر این اجازه را به خود می دهد تا در مسائل داخلی کشورها دخالت کند.آمریکا حقوق بشر را بر اساس مصالح خود تعریف می کند و کشورهایی که همسو با اهداف و منافع این کشور باشند، کشورهایی قلمداد می شوند که حقوق بشر را رعایت می کنند و کشورهایی که مقابل آمریکا قرار بگیرند ناقضان حقوق بشر محسوب می شوند. در واقع حقوق بشر به عنوان یک اهرم سیاسی برای اعمال فشار به کشورهای مستقلی تبدیل شده است که مخالف تک بعدی شدن جهان، امپریالیسم جهانی و نظام سرمایه داری می باشند و این واژه به ابزاری برای سوء استفاده صاحبان قدرت در جهان تبدیل شده است. به‌طور کلی آمریکا کشورهای جهان را به دو دسته تقسیم کرده است: کشورهایی که در تیم آمریکا قرار دارند و کشورهایی که در تیم مقابل هستند. کشورهای دسته نخست از نظر ایالات متحده تماماً مدافع حقوق بشر بوده یا موارد نقض حقوق بشر در آن‌ها نادیده انگاشته می‌شود لیکن برای کشورهای دسته دوم حقوق بشر ابزاری است برای اعمال انواع سیاست‌های خصمانه. به‌طور کلی می‌توان گفت که حقوق بشر به‌مثابه یک ابزار در دست بازیگران سیاست خارجی آمریکا است و بنابر ملاحظات سیاسی، اقتصادی و نظامی، از این مفهوم استفاده‌های متفاوت و متناقضی می‌شود.

منابع:
فارسی:
   - ذاکریان، مهدی، جایگاه آمریکا و اسراییل در کنوانسیون‌های بین المللی حقوق بشر، مجله مطالعات منطقه‌ای، بهار 1378، شماره 1.
  - دهشیار، حسین، حقوق بشر و روابط بین‌الملل، در کتاب مفاهیم کلیدی حقوق بشر، انتشارات میزان، 1388.
  - حسینی، سید ابراهیم، هویت، تفاوت ها و جهانشمولی حقوق بشر، مجله کتاب نقد، شماره 36، 1384.

انگلیسی:
1-Cohen, Robert, Integrating Human Rights in U.S. Foreign Policy: The History, the Challenges, and the Criteria for an Effective Policy, Brooking institution of Bern university, 2008.
2-Bruk, William, Human Rights and National Security: The Strategic Correlation, Harvard Human Rights Journal / Vol. 17, 2004.
3-Apodaca, clair, Understanding US human right policy, Routledge publishing, 2006.
4- Fletcher, William A., International Human Rights and the Role of the United States, 104 Nw. U. L. Rev.,2010,Available at: http://scholarship.law.berkeley.edu/facpubs/23.
5-Bayumi, mostafa, Human Rights Lose In US–Saudi Alliance, the progressive, 2015,available at: http://www.progressive.org/news/2015/01/187979/human-rights-lose-us%E2%80%93saudi-alliance.
6- Michael ,Malloy, P. "Economic Sanctions and Human Rights: A Delicate Balance." Human Rights Brief 3, no. 1 ,1995 .
7-Philips, tom, China accuses US of human rights ‘double-standards, Telegraph, 09 Dec 2014, available at: http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/asia/china/11282190/China-accuses-US-of-human-rights-double-standards.html.

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 32 - شهریورماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837