آرشيو

زنان، شاخص های توسعه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 چکیده

مشاركت زنان برای دستيابی به توسعه سیاسی و اقتصادی  ضروری است. چون موقعیت زنان در جامعه عمیقاً تحت تأثیر شرایط و سطوح توسعه در کشورها است هر چه کشورها توسعه یافته­ تر باشند شکاف بین توسعه­ یافتگی زنان و مردان کاهش می­یابد. از این رو بهبود وضعیت زنان جزو الزامات اصلی در بهبود شاخص­های توسعه در هر جامعه است. به عبارتی، بدون توجه به شرایط زنان، دست­یابی به توسعه برای هیچ کشوری میسر نخواهد بود. با وجود این، آمارها نشان می­دهد که هیچ جامعه­ای با زنان رفتاری برابر مردان ندارد(خانی،1389:7-8). هم چنین"واقعیات موجود در بسیاری از جوامع نشان از آن دارد که علیرغم اعلامیه ­ها و بیانیه­ ها و تأسیس نهادها و سازمان­های مختلف در تحقق حقوق زنان و علیرغم هزینه­ های قابل توجه، زنان از مسائل و مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی در رنج هستند(روحانی،1389:7-8). یکی از شاخص­های تاثیرگذار بر روی مشارکت سیاسی و اقتصادی زنان آموزش و توانمندسازی آنان است. به هر میزان بر روی آموزش و مهارت آموزی زنان برنامه ریزی و سرمایه گذاری گردد اثر مستقیم و غیرمستقیم بر روی مشارکت اقتصادی و سیاسی کشورها دارد.

کلیدواژه: توسعه پایدار، مشارکت سیاسی، مشارکت اقتصادی

مقدمه

برای تحقق توسعه پایدار حضور و نقش فعال زنان در حوزه سیاسی و اقتصادی بسیار با اهمیت است. توسعه پایدار یک اجتماع حاصل مشارکت همه اقشار، خصوصاً زنان می­باشد و این مشارکت نیز در گروی توجه به نیازها، اقتضائات و مسائل آنان و یافتن راه­هایی برای حل آن­هاست. " به عبارتی باید گفت که ارزش­های اصلی توسعه پایدار را باید در ارتقای کیفیت زندگی یعنی توانمندسازی زنان و مردان در تأمین نیازهای اساسی در جهت رفع اختلافات طبقاتی در جامعه، رشد آگاهی عمومی، اعتماد به نفس و اعتقاد عامه مردم به اهداف توسعه و حفظ امنیت و آزادگی جست و جو کرد. از این رو رویکرد جنسیتی و افزایش فرصت­های عمومی برای نقش­آفرینی و مشارکت اجتماعی زنان در توسعه پایدار و نیز در حوزه برنامه­ ریزی برای توسعه پایدار مطرح می­شود(فروزان،1382:36). زنان نیمی از نیروی کار را تشکیل می­دهند و از این جهت در تولید ناخالص داخلی و از سویی دیگر با مشارکت در انتخابات در توسعه سیاسی اثرگذارند. سوالی که در این نوشتار مورد خطاب قرار گرفت این است کهزنان چه نقشی در تحقق توسعه سیاسی و اقتصادی کشورها دارند؟

توسعه سیاسی

لوسین پای «مفهوم توسعه سیاسی» را با ژرف‌نگری ویژه‌ای تحلیل و نظریه‌هایی را درباره آن مطرح کرد. (عالم، 1382: 124(. پای، افزایش ظرفیت نظام را در پاسخگویی به نیاز­ها و خواسته­های مردم، تنوع ساختاری، تخصصی شدن ساختارها و همچنین افزایش مشارکت سیاسی را لازمه توسعه سیاسی می­پندارد( قوام،1382 :17 ).برخلاف معیارهای توسعه اقتصادی که کمیت پذیرند وازطریق شاخص­هایی چون تولید ناخالص ملی، درآمدسرانه، افزایش یاکاهش قدرت خرید، میزان اشتغال و……می­توان میزان توسعه اقتصادی رادرچارچوب های آماری بامحاسبات دقیق موردارزیابی وسنجش قرارداد. در توسعه سیاسی قادربه انجام چنین کاری نیستیم؛ زیرابه علت کمیت ناپذیری عناصرکیفی توسعه سیاسی نمی­توان پارامترهای توسعه سیاسی رابه طوردقیق اندازه گیری نمود.برای مثال تعیین سطح جامعه پذیری یا مشروعیت سیاسی ونهادی شدن آنها در یک جامعه وفهم میزان توسعه سیاسی ازآن به سختی می­تواند صورت پذیرد. مسأله مهم وجود متغیرهای نسبتا زیاد و ارتباط پیچیده ای است که میان این متغیرها وجود داردبه طوری که ازتعامل این متغیرهابه سادگی نمی­توان روابط علی و معلولی را از هم بازشناخت. مثلاً مشروعیت سیاسی خودباعث افزایش سطح مشارکت درجامعه می شود، در حالی که مشارکت سیاسی و اجتماعی به نوبه خودبه توسعه سیاسی ومشروعیت سیاسی کمک می­کند(قوام ۱۳۷۱:۲۰-۲۱).  یکی از شاخص­های توسعه سیاسی مشارکت سیاسی است و از انجایی که نیمی از نیروی انسانی هر جامعه را زنان تشکیل می­دهند در نتیجه نقش این گروه در مشارکت سیاسی بسیار با اهمیت است. میزان مشارکت سیاسی بر روی مشروعیت نظام حاکم تاثیرگذار است هر چه میزان مشارکت سیاسی سالم و آگاهانه  بالا باشد مشروعیت نظام حاکم افزایش می­یابد. مشارکت سیاسی انواع  مختلفی از جمله رای دادنِ، عضویت در حزب سیاسی، کاندید شدن برای انتخابات و... راشامل می شود. فرهنگ سیاسی حاکم بر جامعه بر مشارکت سیاسی اثرگذار است. فرهنگ سیاسی عبارتند از نوع نگرش افراد جامعه به سیاست  نظام سیاسی و نخبگان حاکم است.

مشارکت سیاسی در دو نوع کمی و کیفی قابل بررسی می­باشد. نوع کمی شامل درصد رای دهی زنان در هر کشور و نوع کیفی آن شامل میزان آگاهی سیاسی زنان است. رابرت دال  و همکارانش نشان دادند که تحصیلات یکی از عوامل مهم تاثیرگذار در مشارکت سیاسی است به طوری که می­توان گفت هر چه میزان تحصیلات افراد بالاتر می­رود کم و کیف مشارکت سیاسی آنان نیز افزایش می­یابد. میزان تحصیلات به طور غیرمستقیم نیز بالا بردن منزلت اجتماعی و اثربخش سیاسی افراد در مشارکت سیاسی آنان اثر می­گذارد(dahl,1974: 289-290).

بررسی دوره­ های انتخابات ریاست جمهوری ایران نشان از افزایش درصد مشارکت سیاسی دارد به گونه­ای که در ۵ بهمن ۱۳۵۸,67.86 درصد و در ۲۴ خرداد ۱۳۹۲72.8, درصد حضور داشتند این در حالی است که میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری در کشورهای توسعه یافته­ای چون امریکا در سال   ۲۰۱۲  57.5, درصد بوده است. یکی از مشکلات دمکراسی­ها در سال­های اخیر کاهش مشارکت مردم در انتخابات است و این در حالی است که درصد حضور در انتخابات در ایران در شرایط مناسبی است.

بر اساس داده­ های موسسه بین المللی دمکراسی و کمک به انتخابات در سال ۲۰۱۳، ۳۹ کرسی از ۱۵۰ کرسی مجلس ( ۲۶ درصد ) در کشور استرالیا را زنان کسب کرده­اند. در سال ۲۰۱۰ ،۶۹ کرسی از ۲۴۹ کرسی مجلس (۲۸درصد) در افغانستان به زنان تعلق یافت. در سال ۲۰۱۱ ,۷۶ کرسی از ۳۰۸ کرسی مجلس (۲۵ درصد)در کانادا را زنان کسب کردند. در حالی­که در ایران درصد حضور زنان در مجلس بسیار کم بوده است در جدول زیر تعداد زنان حاضر در مجلس در نه دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی قابل مشاهده است:

 

دوره مجلس

اول

دوم

سوم

چهارم

پنجم

ششم

هفتم

هشتم

نهم

تعداد کل نمایندگان

۴

۴

۴

۹

۱۴

۱۳

۱۳

۸

۹

تعداد نمایندگان زن

۳۲۷

۲۷۴

۲۷۸

۲۷۵

۲۷۷

۲۹۷

۲۹۴

۲۸۸

۲۸۸

 

 

براساس گزارش دنیای زنان سازمان ملل در ۲۰۱۵، تعداد زنان سرپرست کشور یا دولت  در سال  2015 به ۱۹ نفر رسیده است،  که صرفا ۷ نفر بیشتر از سال ۱۹۹۵ است. نمایندگی زنان در مجالس قانونگذاری افزایش یافته است، در عین حال در جهان، تنها حدود یک نماینده از هر پنج نماینده مجلس زن است. در حدود 30 درصد از نامزدهای انتخاباتی در مجالس قانونگذاری زن هستند. نمایندگی زنان در میان وزرای کابینه از 6 درصد در سال 1994 به 18 درصد در سال 2015 افزایش یافته است.

 مشارکت زنان در دولت­های محلی در بسیاری از کشورها رشد کرده است، اما هنوز برابر با مردان نیست.
رسانه­ها صنعت مردسالاری هستند که کلیشه­های جنسیتی را تقویت می­کنند. کمتر از 4 درصد از مدیران اجرایی (
(CEO زن هستند و ترکیب جنسیتی بخش اجرایی در شرکت­های خصوصی برابر نیست.

 

توسعه اقتصادی

‍‍‍به عقيده بسياری از صاحب نظران، نيروی انسانی يكی از منابع اصلی توسعه است كه شامل مجموعه افكار، عقايد، باورها، فرهنگ، دانش، مهارت و قدرت خلاقه كليه افراد اعم از زن و مرد می­باشد؛ به طوری كه زنان نه تنها نيمی از اين منبع توسعه هستند، بلكه از ديرباز پرورش دهنده و هدايت كننده­ هر دو نيمه­ی اين منبع بوده­اند و خواه ناخواه زنان در پی­ريزی ابعاد انسانی توسعه، نقش اساسی دارند كه اين نقش می­تواند به صورت يك نقش مثبت يا منفی، به منحصه ظهور برسد (قديمی، 1380،:24). بسیاری از دانشمندان و از جمله پرفسور هاربیسون معتقدند که در توسعه اقتصادی سرمایه و منابع مادی نقش دست دوم را بازی می­کنند در حالی­که منابع انسانی نقش دست اول را ایفا می­نمایند. چرا که این منابع انسانی یک جامعه می­باشد که در نهایت امر مشخصه و عمق توسعه اقتصادی و اجتماعی را معین می­سازد. به نظر هاربیسون منابع انسانی پایه غایی ثروت ملل را تشکیل می­دهد. او می­نویسد"منابع مادی و طبیعی و همچنین سرمایه از عوامل غیرفعال تولید به حساب می­آیند در حالی­که بشر عامل فعال تولید می­باشد. زیرا این بشر است که تکنولوژی می­سازد، منابع طبیعی را استخراج می­کند، سازمان­های اجتماعی، اقتصادی وسیاسی را بنا می­نهد و توسعه را تحقق می­بخشد"(توانایان­فرد،1359:5). یکی از مولفه­­های توسعه پایدار توسعه اقتصادی است. برخی از شاخص های توسعه اقتصادی عبارتند از نرخ بیکاری, میزان دستمزد و اشتغال زنان است.  همان گونه که جدول[2] زیر نشان می­دهد تقریبا نیمی از نیروی کار جهانی را زنان تشکیل می­دهند.

سال

درصد

1990

39.3%

2000

39.9%

2010

40.6%

2012

40.7%

   
   
   
   
   
   

بر اساس داده­ های سازمان ملل متحد میزان فعالیت اقتصادی افراد بالای ۱۵ سال  در کشورهای در حال توسعه چون ایران در سال ۲۰۱۱ , برای زنان ۱۶ درصد و برای مردان  ۷۳ درصد و در افغانستان ۱۶ درصد زنان و ۸۰ درصد مردان و در ترکیه ۲۸ درصد زنان و ۷۱ درصد مردان بوده است. این  در حالی است که   در سال مذکور در کشورهای توسعه یافته­ای چون استرالیا ۵۹ درصد زنان و ۷۲ درصد مردان و در امریکا ۵۸ درصد زنان و ۷۰ درصد مردان در اقتصاد نقش داشته­اند. در سال2008 در ایران درصد کارکنان زن 46.8  و کارکنان  مرد 54.4 و درصد کارفرمایان زن 0.9  و کارفرمایان مرد  5.7  بوده است.

مطابق با داده­های مرکز آمار ایران نرخ بیکاری جوانان ۱۵-۲۹ ساله در تابستان ۱۳۹۴  برای زنان 41.3  و مردان 19.0درصد بوده است. سهم اشتغال در بخش کشاورزی برای زنان24.0  و برای مردان 18.3درصد بوده است. و سهم اشتغال در بخش خدمات برای زنان 53.1  و برای مردان 47.8 درصد بوده است. سهم اشتغال در بخش صنعت برای زنان 22.9 و برای مردان 34.0 درصد بوده است. داده ها نشان می­دهند که نرخ مشارکت اقتصادی زنان نسبت به مردان  در ایران کمتر است. در واقع از نیمی از توان کشور برای توسعه اقتصادی به طور کامل استفاده نمی­شود.

      لویزبنسون[3](1994) به این نتیجه رسیده است که برنامه­ های اجتماعی دولت، در بیش­تر جوامع صنعتی، نتوانسته است موقعیت زنان را به طور قابل توجهی بهبود ببخشد. زنان هنوز کمتر از مردان درآمد دارند و با کاری پایین دست­تر، در نیروهای کارگری به کاراشتغال دارند. وقتی آمار زنانی که وارد کارهای مشکل­تر می­شوند، نسبت به گذشته بالا می­رود و جزء طبقه کارگر محسوب می­شوند، از حقوق و مقرری اندکی برخوردارند، ناراضی­تر شده و خواستار شغل بهتر می­شوند. در این مرحله است که برنامه­ها، به گونه ای اصلاح می­گردند که توجه واقعی به رفاه زنان، ظاهر شود (شرابی، 1385: 207-210). براساس آمارهای جهانی، سهم بزرگی از مسئوليت توليد در جهان به زنان تعلق دارد و دو سوم كل ساعات كار به عهده آن­ها می­باشد اين در حالی است كه فقط يك سوم نيروی انسانی رسمی كار را تشكيل می­دهند. البته در ميزان دستمزد آنان تبعيض وجود دارد؛ به عنوان مثال: زنان شاغل در كشورهاي صنعتي به طور متوسط 33 درصد كمتر از همكاران مرد خود حقوق می­گيرند. بنابراين می­بينيم كه در سطح جهان، فقط يك دهم درآمدهای دنيا به زنان اختصاص دارد و يك صدم اموال جهان در مالكيت آنان می­باشد(قديمی، 1380: 45).

بر اساس گزارش دنیای زنان سازمان ملل در سال ۲۰۱۵،در سطح جهانی، حدود سه چهارم از مردان و نیمی از زنان در نیروی کار مشارکت دارند. شکاف جنسیتی در مشارکت تنها  در برخی از مناطق محدود شده است  و این شکاف در شمال آفریقا، آسیای غربی و جنوب اسیا به شکل وسیع باقی مانده است. از سال 1995، مشارکت زنان و مردان جوان (سن 15 تا 24) در نیروی  کار بسیار کاهش یافته است. زنان 25 سال یا بیشتر در بسیاری از مناطق به عنوان نیروی کار مشارکت داشتند.  در بسیاری از کشورها نرخ بیکاری زنان بیش از مردان باقی مانده است، و تفاوت بسیار قابل توجه است.غالبا اشتغال زنان در بخش خدمات به ویژه در آموزش، بهداشت و خدمات اجتماعی است.

 تبعیض شغلی زنان و مردان در تمام مناطق همچنان وجود دارد.  زنان درآمد کمتر از مردان در تمام بخش­ها و مشاغل کسب می­کنند، درامد زنان شاغل تمام وقت بین 70 و 90 درصد کمتر است از آنچه که مردان در بسیاری از کشورها به دست آورند.

 زنان، به طور متوسط، سه ساعت بیشتر در روز نسبت به مردان در کشورهای در حال توسعه و دو ساعت بیشتر در روز نسبت به مردان در کشورهای توسعه یافته کار بدون دستمزد انجام می­دهند. ساعت کار زنان بیشتر از مردان است.  در  بیش از نیمی از کشورها حداقل 14 هفته مرخصی زایمان به زنان تعلق می­گیرد که نسبت به 20 سال گذشته افزایش داشته است.  

نقش آموزش زنان در توسعه

 با رشد و توسعه روزافزون جهان صنعتی و فراصنعتی و نيز با پايان دهه 1985- 1976 ميلادی كه تحت عنوان «دهه بين­ المللی زن» نام گرفته بود، بخشی تحت عنوان زنان در توسعه در برنامه عمران سازمان ملل متحد در سال 1987 تاسيس شد. در گزارشی از شاخص­ های توسعه انسانی سازمان ملل متحد در سال 1993 ميلادی، ميزان مشاركت زنان در بخش­های مختلف از جمله شاخص­های توسعه مورد نظر واقع شده است(قديمی، 1380: 26). یکی از دلایل مهم توجه به زنان در حوزه توسعه این است که سطح پايين باسوادی مردان نتيجه سرمايه­گذاری اندك برای آموزش زنان در گذشته است. شاخص­های آموزش زنان عبارتند از:

- ميزان باسوادی (نرخ پايين سواد زنان دركشورهای در حال توسعه)

- ثبت نام در مدارس ابتدايی (نرخ پايين ثبت نام دختران در مقايسه با پسران)

- سال­های تحصيل و ميزان ترك تحصيل

 كوتاهی در سرمايه­ گذاری براي آموزش زنان، می­تواند به كاهش فوائد بالقوه آموزش مردان منجر گردد. همچنين اين كاستی باعث تحميل هزينه ­های سنگين، به دليل از دست دادن توان افزايش بهره­ وری، درآمد و بهبود كيفيت زندگی می­شود. با اين حال آموزش زنان در كشورهای در حال توسعه هنوز در مقايسه با مردان بسيار عقب مانده­تر است. و همين امر آثار نامطلوبی در رفاه شخصی و ملی اين كشورها گذاشته است(كينگ، و هيل، 1993: 17).

 تاثيركلی آموزش زنان در شاخص ­های توسعه می­تواند به تاثيرهای مستقيم و غيرمستقيم تقسيم گردد. آموزش، رابطه مستقيمی با رفاه اجتماعی دارد. آموزش زنان بر مرگ و مير كودكان موثر است بدان جهت كه يك مادر دانش آموخته به مراقبت­های قبل و بعد از زايمان بهای بيشتری می­ دهد و گرايش بيشتری به بهره­گيری از خدمات بهداشتی دارد. اما آموزش زنان، ميزان زنده ماندن كودكان را به طور مستقيم هم افزايش می­دهد. زيرا آنان در بازار كار توليد بالاتری دارند و در نتيجه، درآمد بيشتری به دست می­آورند كه وضعيت زندگی خانواده را بهبود می­بخشد(كينگ، و هيل، 1993: 39).  زنان در سراسر جهان در حال توسعه دسترسی به آموزش بر حسب جنسيت دستخوش تبعيض است. زنان واقعا در تمام سطح­های آموزش عملي بیش از اندازه حضور دارند(گرينين، مك كلنلی 1377: 89).

شواهد زيادی در حمايت از اين عقيده وجود دارد كه هرچه زنان تحصيلكرده­تر و با سواد­تر باشند، مشاركت در آموزش و پرورش سريعتر و پايدار تر صورت می­گيرد و نتايج حاصله بهتر است. آموزش زنان بنا به اصول حقوق بشر، قابل دفاع است، اما بر اساس شيوه ثمر بخشی هزينه نيز در انتخاب راهبرد تأمين آموزش پايه همگانی قابل توجيه است. تعيين اولويت برای آموزش زنان مستلزم جهت دادن بودجه­ها همراه با برقراری شيوه ای برای هدايت و نظارت فعاليت­ها خواهد بود. هزينه ممكن است بالا باشد ولي بازده حتماً بايد به روشنی بر آن فزونی گيرد (هلك، 1371:162).  آموزش یکی از شاخصه­ های توسعه پایدار و از مهم­ترین عواملی است که می­تواند نابرابری جنسیتی را در جامعه نشان دهد. برخلاف این تصور که نابرابری جنسیتی در آموزش فقط به زیان زنان تمام می­شود، باید گفت که این امر در درازمدت می­تواند به زیان کل نظام آموزشی و حتی رشد اقتصادی و در نهایت  عدم تحقق توسعه پایدار منجر شود. كوتاهی در سرمايه­ گذاری برای آموزش زنان، می­تواند به كاهش فوائد بالقوه آموزش مردان منجر گردد. همچنين اين كاستی باعث تحميل هزينه­ های سنگين، به دليل از دست دادن توان افزايش بهره­ وری، درآمد و بهبود كيفيت زندگی می­شود.

نتیجه گیری

زنان نیمی از نیروی کار را تشکیل می­دهند و از این جهت در تولید ناخالص داخلی و از سویی دیگر با مشارکت در انتخابات در توسعه سیاسی اثرگذارند.نرخ مشارکت اقتصادی زنان نسبت به مردان  در ایران کمتر است. در واقع از نیمی از توان کشور برای توسعه اقتصادی به طور کامل استفاده نمی­شود. درصد مشارکت سیاسی در ایران با بررسی دوره­ های انتخابات ریاست جمهوری افزایش داشته است و زنان به عنوان انتخاب کنندگان حضوری موثر داشته­ اند اما  حضورشان به عنوان کاندیدا  در  انتخابات مجلس پایین بوده است.

از میان نابرابری­هایی که امروزه در جوامع معاصر بیش از همه قابل ملاحظه هستند نابرابری در میزان درآمد، شغل و آموزش و حضور در قدرت سیاسی بیش از سایر موارد مورد تأکید قرار می­گیرد که ریشه همه آن­ها در نابرابری جنسیتی نهفته است به همین دلیل  فمینیست­ها درتلاش برای  رفع نابرابری جنسیتی می­باشند. واقعیات موجود در بسیاری از جوامع نشان از آن دارد که علیرغم اعلامیه­ها و بیانیه­ها و تأسیس نهادها و سازمان­های مختلف در تحقق حقوق زنان و علیرغم هزینه­ های قابل توجه، زنان از مسائل و مشکلات ناشی از فقر اقتصادی و فقر فرهنگی در رنج هستند.

 بی­سوادی، جهل، انزوا و تعصبات، گرایش­های اجتماعی اقتصادی بر ضد زنان، نقض حقوق شهروندی و... موانع قوی مشارکت زنان در برنامه­ های توسعه هستند. تردیدی نیست که " فقر اقتصادی و فرهنگی " مسئله تبعیض مبتنی بر جنس و... ، در زنجیره رفتارهای تبعیضی دیگر قرار می­گیرد و در عین حال، کاملاً تحت تأثیر مسائل تاریخی، روابط و هنجارهای مسلط اجتماعی، باورهای جمعی و تفکرات تاریخی است(جغتایی و همتی ،1380: 190). "اغلب اوقات برنامه­های توسعه و نیز برنامه­های رفاه اجتماعی که هدف آن­ها تشویق رفاه زنان فقیر است منجربه اعمال بار بیش­تری بر زنان می­شود (سازمان ملل متحد، 1377:10).

منابع

ام کینگ، الیزلبت و هیل، ام آن(1376)، نقش آموزش زنان در توسعه اقتصادی، ترجمه دکتر غلامرضا آزاد (مکی)، تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اول.

تواناییان فرد، حسن(1359)،تغییر نظام آموزشی و اقتصاد آموزش و پرورش، تهران: نشر قسط.

    جغتایی، تقی و همتی، فریده(1380)، سیاست اجتماعی، تهران، انتشارات سازمان بهزیستی کشور.

   خانی، فضیله(1389)،"چارچوب تحلیلی در مطالعات نابرابری های جنسیتی در جهان"، زن در توسعه و سیاست( پژوهش زنان )،دوره­ی 8. شماره­ی 3، پاییز.

  سازمان ملل متحد)1377)،فعالیت­های اجتماعی برای زنان کم درآمد، مترجم نوروزعلی مهدی پور، اسکاپ.

   شرابی، هشام (1385)،پدرسالاری جدید (نظریه­ای درباره تغییرات تحریف شده در جامعه­ی عرب)،ترجمه احمد موثقی، تهران: انتشارات کویر.

    فروزان، ستاره و بیگلریان، اکبر(1382)، "زنان سرپرست خانوار: فرصت­ها و چالش­ها، " فصلنامه پژوهش زنان،  دوره 1، شماره 5،  بهار.

  قدیمی، اکرم(1380)، زن، مشارکت، توسعه، تهران: انتشارات جهان اجتماعی.

قوام، عبدالعلی(1382)، چالش­های توسعه سیاسی، تهران: نشر قومس.

قوام،عبدالعلی(۱۳۷۱)، توسعه سیاسی وتحول اداری، تهران، نشرقومس.

عالم، عبدالرحمن(1382)، بنیادهای علم سیاست، تهران، نشر نی.

گرینین، کیث و مک کنلی، تری(1377)، توسعه انسانی، ترجمه غلامرضا خواجه پودتادوانی، تهران:نشر وداد.

هلک، ژاک(1371)،سرمایه گذاری برای آینده آموزش و پرورش، ترجمه عبدالحسین نفیسی، وزارت آموزش و پرورش:انتشارات مدرسه، چاپ اول.

Dahl,Robert(1974),who Governs 20 th Print, New Haven and London: yale university press.

 



[1])Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

[2](UNCTAD , World Investment Report 2013

9) Loise Bnyson                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 36 - دی ماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837