آرشيو

حقوق‌بشر و ایجاد بحران در سوریه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

استفاده ابزاری از حقوق‌بشر و ایجاد بحران در سوریه(با تکیه بر سال 2012)
چکیده:
کشور سوریه در روزهای ابتدایی ماه مارس سال 2011 تحت تأثیر خروش جنبش‌های مردمی منطقه خاورمیانه از حالت آرام خارج و اوضاع این کشور وارد فاز جدیدی شد، پس از گذشت یک سال تلاش معارضان داخلی و خارجی برای انجام اصلاحات در این کشور همچنان ادامه دارد. در بررسی عوامل تأثیرگذار شکل‌گیری فرآیند دموکراسی‌خواهی در این کشور و استفاده ابزاری از مفاهیم حقوق‌بشری می‌توان به عامل وجود حکومت موروثی و جمهوری مادام‌العمر به عنوان پیدایی بحران سوریه و مفروض این تحقیق اشاره کرد، در این مقاله به مراحل شکل‌گیری فرآیند دموکراسی خواهی در سوریه و مناطق درگير در سوريه و نقش بشار اسد، معارضین و مخالفین در گسترش بحران سوریه و عملکرد نظام ‌بین‌الملل‌ در اتفاقات این کشور ارایه می‌شود.   

کلیدواژه‌ها: اصلاحات، بشار اسد، تحولات سوریه، بین‌الملل، حقوق‌بشر، دموکراسی خواهی، مدیریت بحران.

مقدمه
در ماه‏هاي اول سال 2011 به ‏مرور امواج جنبش‏هاي نوين مردمي خاورميانه به سوریه رسید و جامعه نسبتاً آرام سوريه را متلاطم ساخت. ارزیابی علل تلاطم در سوريه، همچون تونس و مصر با اتفاق نسبي آراء مفسرين، همراه نبود. در تحولات سوريه نيز مي‏توان به بررسي نقش عوامل داخلي و نقش عوامل خارجي پرداخت. جايگاه سوريه در محور مقاومت و ويژگي‏هاي ملي آن، بر اهميت ارزيابي تحولات اين كشور افزوده است.
 تحلیل تحولات سوریه، ضرورت اساسی تدوین استراتژی جمهوری اسلامی ايران و شیوه تعامل با آن در سطوح مختلف است. تغيير قدرت در سوريه مي‏تواند تحولات پيش‏بيني نشده‏اي را در سطوح منطقه‏اي و بين‏ المللي با خود به همراه آورد. سرنگوني دولت علوي سوريه در محور شيعيان شكافي ايجاد خواهد كرد و علاوه بر تهديد اقليت علويان و شيعيان اثني‏عشري سوريه، شيعيان لبنان را منزوي و مقاومت اسلامي لبنان را از يك حامي صديق و نيرومند محروم خواهد كرد. بر اين حوادث بايد ضايعه از دست رفتن يك متحد دولتي جمهوري اسلامي ايران را نيز افزود.
از آنجا که شناخت تحولات سرمنشاء سیاست گزاری است، زمینه‌های ساختاری، اجتماعی و زیربنایی بروز اغتشاشات در سوریه چه بوده است؟ چه عواملی منجر به شکل گیری فرآیند دموکراسی خواهی در کشور سوریه شد؟ چرا دول غربی و در رأس آن آمریکا به بهانه عدم دموکراسی و حقوق بشر در این کشرو زمینه بحران را ایجاد کردند؟
با این وجود حکومت موروثی و جمهوری مدام العمر و پیشینه سوء خاندان اسد عامل اصلی پیدایی بحران سیاسی سوریه می‌تواند قلمداد کرد، هر چند که در این میان نباید از نقش عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی در شکل گیری فرآیند دموکراسی سوریه غافل ماند، همچنین نبود پایه های دموکراتیک در کشور سوریه نیز مسیر تحقق دموکراسی را در این کشور کند کرده است.
آنچه در ادامه می‌آید بررسی گذری کوتاه درباره روند تحولات در سال 2011 تا 2012 است که بشار اسد در این فاصله تمام تلاش خود را به کار برد با باز کردن فضای سیاسی و پررنگ کردن حقوق شهروندی زمینه دوام این کشور در شرایط بحرانی را رقم بزند به گونه‌ای که در انتخابات ریاست جمهوری در سال 2014 دوباره به پیروز میدان شد، چرا که این اصلاحات در چارچوب پاسخ به شرایط و همراهی با خواسته مردم انجام شد.

خاورمیانه و چالش حقوق شهروندی و دموکراسی


دهه دوم قرن 21 سرآغاز تحولات چشمگیری در منطقه خاورمیانه است، احیاگری اسلامی و میل به دموکراتیک سازی را می‌توان مهم‌ترین تحولات دوران معاصر دانست. تاکید بر هویت‌های قومی و تقاضا برای مشارکت سیاسی همگانی در جهانی پیچیده رخ داده است که در آن تکنولوژی موجب گسترش روابط جهانی شده و در عین حال که هویت‌های محلی و ملی و فرهنگی نیز در نهایت قدرت قرار دارند.(اسپوزیتو،1389،ص31)
اگر نگاهی به حوادث سال 2011 و 2012 منطقه بیاندازیم. پی می‌بریم که جهانی شدن دموکراسی و تبدیل آن به گفتمان مسلط در آینده بشری دور از دسترس نخواهد بود. حکومت‌های منطقه خاورمیانه باید  دموکراسی را داوطلبانه و فعالانه در سرزمین خود به تجربه و آزمون بگذارند. اما آنچه باعث اختصاص این رویکرد شده است، پیش‌زمینه‌هایی را لازم دارد تا دموکراسی بتواند دامنه خود را در خاورمیانه بگستراند.
به طور کلی برای استقرار و نهادینه سازی دموکراسی در خاورمیانه با توجه به وضعیت خاص جوامع اسلامی؛ نوسازی مفاهیم دینی، پذیرش حاکمیت قانون، رشد فرهنگ سیاسی مدنی و رشد اقتصادی به عنوان پیش نیازهای دموکراسی لازم است که در حال حاضر در اکثر کشورهای خاورمیانه این موضوعات کم رنگ دیده می‌شود.(آجرلو،1390،صص59-65)
بیداری اسلامی را می‌توان واکنشی دانست به ناکارآمدی ساختار قدرت سیاسی که هم‌چنان سنتی است. اعتراضی به اینکه چرا توانمندی‌های فرهنگی جامعه، فرصت شکوفایی، بالندگی و کارآمدی داده نشده است. (owen,2001,p:11)
همچنین از عوامل مؤثر در شکل‌گیری موج دموکراسی خواهی در خاورمیانه می‌توان به نقش جوانان، زنان، رسانه‌های نوین، شکاف اجتماعی و طبقاتی، مسائل اقتصادی و نظامی‌گری در کشورهای عربی اشاره کرد. (دیلم صالحی،1389،ص144)
با این اوصاف سوريه در زمره آخرين كشورهاي جهان عرب بود كه در معرض انقلاب قرار گرفت. تحولات اخير همچون تونس و مصر و در فضاي جهاني‏شدن ارتباطات و مسطح شدن جوامع شكل گرفت. مردم تحت تاثير اعتراضات كم هزينه و زود به ثمر نشسته انقلاب‏های تونس و مصر به خيابان ريختند. عامل داخلي اعتراضات اخيرضعف‏هاي عديده داخلي اين كشور در حوزه حقوق سياسي شهروندي، مفاسد اداري، امنيتي، قضايي و اقتصادي است و سياست خارجي سوريه در دفاع از مقاومت در برابر اسرائيل و ماندن در محور متحدين جمهوری اسلامی ايران و عدم همراهي با سياست‏هاي غرب و متحدين منطقه‏اي آن و عدم اطاعت‏پذيري از كشورهاي تأثيرگزار غرب محور عربستان و قطر و تركيه از عوامل خارجی تاثیرگزار بر تحولات سوریه است.


سوریه و لزوم توجه به مفاهیمی نظیر دموکراسی و حقوق‌بشر


مدل حکومتی داخلی سوریه خود عامل مؤثر بود که نتواند در برابر موج دموکراسی خواهی مردم مقاومت کند. حتی لغو وضعیت اضطراری از سوی بشار اسد نیز به نظر می‌رسد، نتوانسته است، موجب خاموش شدن اعتراضات شود. چنانچه شرایط و فرصت‌های پیش‌رو دولت بشار اسد برای حل و فصل بحران به نقطه بازگشت ناپذیر نرسیده است، شاید گام‌های ساختاری‌تر از قبیل اصلاح ماده 8 قانون اساسی این کشور که حزب بعث را تنها رهبر دولت و کشور سوریه می‌داند، آزادی‌ همه زندانیان سیاسی، برقراری گفت‌و‌گو با نمایندگان نسل جوان، تشکیل دولت وحدت ملی با حضور نمایندگان جنبش مردمی همراه با زمان بندی برگزاری انتخابات پارلمانی و حتی انتحابات ریاست جمهوری بتواند اوضاع را به کنترل درآورد.
در این راستا فرآیند تغییر فرآیند دموکراسی خواهی در سوریه را مي‏توان چنين برشمرد:
1-    اعتراضات آرام: که با باز شدن صفحه‏اي در سايت فيسبوك از  روز جمعه چهارم فوريه تا روز جمعه 18 مارس سال 2011 ادامه يافت. (al3asefah.com/24869)
2-    سركوب اعتراضات: از روز جمعه 18 مارس تا اواسط ژوئن در شهرهاي درعا، بانياس، اطراف لاذقيه و دمشق و حمص ادامه يافت. (موسوی،1390، ص 108)
3-    مقاومت مسلحانه: كه از جسرالشاغور آغاز شد و به درعا و استان‏هاي كردنشين كشيده شد.
4-    تظاهرات‏هاي گسترده: كه مناطق مركزي و جنوبي سوريه را در بر گرفت.
5-    شبه جنگ داخلي: كه با ناكامي در آرام‏سازي و ناكامي ارتش در سركوب مناطق مركزي را در بر گرفت و تا اطراف دمشق نيز كشيده شد. (thawra.alwehda.gov.sy/2011/05/05)
6-    نبرد با نیروهای مسلح، که پس از وتوي قطعنامه دوم شوراي امنيت در 4 فوریه 2012  به وقوع پیوست و دمشق براي اعاده حاكميت و مخالفين مسلح براي پيش‏برد اهداف خود، به سمت گسترش خشونت گام برداشته‏اند.
كندي ماشين اصلاحات و عدم بهره‏برداري از تأثير اصلاحات انجام شده از يك سو و بهره‏برداري بي‏محابا از قدرت سركوب نه تنها روند اعتراضات را كند نساخت. بلكه روز به روز بر شدت آن افزوده است.


نحوه برخورد شهروندان سوری با بحران


يافتن نظم و قاعده در مناطق درگير و آشوب زده سوريه كار آساني نيست و از ثبات و مانايي لازم برخوردار نيست و هر لحظه ممكن است است وضعيت جديدي حادث شود.
1- سه استان كردنشين شرق و شمال شرق، يكي از مناطق درگير بود كه با توجه به محروميت جمع قابل توجهي از ساكنان آنها از داشتن تابعيت سوري و حضور ضعيف در اركان حاكميتي اين كشور و نيز سركوبي كه در سال 2004 در شهر حسكه انجام شد، از پتانسيل اعتراضي بالاتري برخوردار بود، به ويژه آنكه آنها خود را در وضعيت متفاوتي نسبت به اكراد عراق مي‏ ديدند. دولت سوريه همزمان با اولين موج‏هاي اعتراضي در اين مناطق به ضرورت حل و فصل مديريتي مشكل توجه كرد و با دادن تابعيت به اكراد محروم مانده پشتوانه مردمي معترضين كرد را تضعيف كرد و با سركوب نظامي هزينه معترضين را بالا برد و آرامش را به اين مناطق بازگرداند. روابط سوريه با حزب كارگران كرد كه در اين مناطق داراي تاثیر است نيز در بازگشت آرامش بي‏ تاثير نيست. اين استان‏ها در شرايط صبر و انتظار به سر مي‏ برند و با تزلزل در حاكميت در سوريه قابليت قيام بر عليه دمشق را دارند. (thawra.alwehda.gov.sy)
2- مناطق غربي و استان‌هاي ساحلي لاذقيه و طرطوس علوي نشين است و با عنايت به حاكميت علويان در اين كشور بروز آشوب در آن مناطق قابل توجه است. با اين حال در اين مناطق نيز درگيري‏هاي خونيني رخ داده است. درگيري در بانياس، جبله و حي‏الرمله تحت تاثير سه عامل بوده است.
- مخالفين علوي بشار به تحريك عموي تبعيدي وي، رفعت اسد و فرزندانش به آشوب‏طلبي پرداختند.
- سني‏هاي شهر بانياس كه در حمايت از همكيشان خويش در درعا و تحت تاثير و حمايت‏ و تحريكات عبدالحليم خدام كه بانياس زادگاه وي است دست به شورش زدند.
- سني‏هاي شهرهاي جبله و حي‏الرمله كه در پي تحريك عناصر سلفي شمال لبنان و حمايت‏هاي مالي و تسليحاتي خاندان حريري دست به شورش زدند.
هر چند اين مناطق بيش از مناطق كردنشين دچار آشوب شد، ولي با عنايت به گستردگي حضور علويان در اين مناطق و رفاه نسبي بيشتري كه در اينجا مي‏توان يافت فعلاَ آرامش بر آنها حاكم است. تشديد تنفرات مذهبي و تاثيرپذيري از درگيري‏هاي مناطق حمص و حماء و ادلب كه از نظر جغرافيايي در نزديكي اين مناطق است بار ديگر آنها را شعله‏ور خواهد كرد.
3- استان دروزي‏نشين سويدا در جنوب اين كشور شاهد يك مرحله آشوب بود كه بدون كشته شدن كسي آرامش به آنجا بازگشت. رهبران دروزي سوريه از اعتراضات حمايت نكردند و وليد جنبلاط رهبر اصلي دروزيان لبنان نيز در سويدا فاقد تاثير كافي است و درخواست وي براي قيام دروزيان در برابر بشار اسد هنوز مستمعي نداشته است.
4- استان‏هاي مركزي. سه استان ادلب، حمص و حماء كه از پتانسيل فرهنگي و مذهبي مهمي برخوردار و مهد درگيری‏هاي سال‎‏هاي 1980 تا 1982 بين اخوان‏ المسلمين و ارتش سوريه هستند به مرور از ماه‏هاي اول سال 1390 به تظاهرات پيوستند. هر چند اولين اقدامات انتقامي در حمص زادگاه خانم اسماء اخرس همسر بشار اسد، به وقوع پيوست. ولي در استان ادلب مقاومت مسلحانه آغاز گشت و عناصر مسلح به مقابله با ارتش پرداختند و به نيروهاي ارتش سوريه كمين زدند و آنرا متحمل خسارت كردند. استان‏هاي ادلب و حماء تحت تاثير نيروهاي اخوان‏ المسلمين و استان حمص همچون استان درعا محل فعاليت عناصر سلفي سوريه است. استان‏هاي مركزي سوريه با وقوع اولين انشقاق‏ها در ارتش سوريه، انجام راهپيمايي‏هاي گسترده و حمايت و پناه دادن به نيروهاي ارتش آزاد سوريه جايگاهي ويژه در روند اعتراضات سوريه دارند. ارتباط جغرافيايي بين اين سه استان، مرز گسترده عراق از يك سو و شمال لبنان با استان حمص كه موجب قاچاق و ورود تروريست‏هاي القاعده به اين منطقه گرديد و چندين بمب‏گذاري در راه آهن و ارسال خيل سلاح به حمص را موجب شد و هم‏مرزي استان ادلب با استان حاتاي در تركيه كه راه ارتباط بين معترضين و ارتش آزاد سوريه و فرماندهي آن كه در اردوگاه‏هاي استان حاتاي مستقر است نقش بسزايي در مانايي بحران در سوريه را داشته‏اند. اين سه استان از موقعيت راهبردي مهمي برخوردارند. راه شمال به جنوب (حلب- دمشق) سوريه از اين مناطق مي‏گذرد و شهر حمص در تقاطع جاده شمال به جنوب و راه ساحلي قرار دارد و عملاَ بر ارتباط دمشق با مناطق علوي نشين ساحل و بندر مهم طرطوس مشرف است.  (موسوی،1390، ص 110)
5- استان درعا كه زادگاه اولين درگيري گسترده و اولين آوردگاه ناموفق سوريه در مديريت عاقلانه بحران بود. استاني فقيرنشين در جنوب اين كشور است كه در استقلال سوريه از استعمار فرانسه و داشتن بافت مذهبي شهره است. اين شهر زادگاه فاروق‏الشرع معاون ریيس جمهور سوريه است. حضور عناصر مذهبي و سلفي، نزديكي به خاك اردن و انتقال سلاح از اردن و اسرائيل به آن و اشتباه در محاسبه رهبري سوريه در شيوه تعامل با اين منطقه موجب بقاء درگيري‏هاي مداوم در اين استان شده است و هر چند در طول سال 90 درگيري‏ها در آن دارای قوت و ضعف شده ولي تقريباً هر روز در آنجا افرادي از طرفين كشته شده‏اند.(http://node4.sana.sy)
6- استان دمشق و مناطق اطراف آن كه از لحاظ جغرافياي سياسي سوريه به عنوان دو استان شناخته مي‏شونداز بدو آغاز درگيري‏ها تحت تاثير قرار داشتند. اعتراضات آرام از دمشق آغاز شد؛ جايي كه در يك دهه گذشته نيز هر از چندگاه يكبار اعضاء كميته‏هاي جامعه مدني يا خانواده زندانيان يا وكلاء در آن دست به تظاهرات مي‏زدند. ولي اعتراضات اين بار داراي ظاهري مذهبي بود كه قبلاَ سابقه نداشت. در مرحله دوم اعتراضات و همزمان باسركوب آشوب در ساير شهرها مناطق فقيرنشين اطراف دمشق به اعتراضات وارد شدند كه با كشته‏هايي نيز همراه بود و پس از آن نيز اين روند در اطراف و مناطق قديمي دمشق ادامه داشت. دولت سوريه از اين دلخوش بود كه نه تنها در شهر دمشق تظاهراتي رخ نداده بلكه مردم همچنان طرفدار هستند. اخيرا در پي كشته شدن جواني در داخل شهر دمشق جمع كثيري به  خيابان ريختند و قدرت‌نمايي كردند. مناطق استان ريف دمشق شرايط نامناسب‏تري دارد، شهر زبداني براي حدود يك هفته در كنترل ارتش آزاد سوريه قرار گرفت و به سمت دمشق پيشروي شد. حضور گسترده نيروهاي نظامي در شهر دمشق احتمال الگوبرداري آن از شهرهايي چون حماء و حمص را منتفي مي‏سازد.
7- شهر حلب كه در طول اين مدت نسبتاَ آرام بود در ماه آخر سال و در پي ضربه‏هايي كه بر ارتش آزاد سوريه وارد شد مورد چند اقدام تروريستي قرار گرفت و سپس در گيري‏هاي وسيعي در اطراف آن به وقوع پيوست و استمرار اين درگيري‏ها در آن استان كه داراي مرزي طولاني با تركيه است مورد انتظار مي‏باشد.


نگاه بشار اسد به حقوق شهروندی


بشار اسد پس از پدرش حافظ اسد سکان اداره کشور را در 17 ژانویه سال 2000 بر عهده گرفت. شرایط دشوار و پیچیده خاورمیانه از سویی سبب شد تا بشار اسد مورد حمایت جدی و قاطع دولت‌ها، مجامع و محافل منطقه‌ای و بین‌المللی قرار گیرد، به این ترتیب به سرعت  جایگاه وی تثبیت و در داخل و خارج نیز مشروعیت وی مضاعف شد.(امینی،1380،ص5)
وی که در روزهای آغازین ریاست جمهوری بر ایجاد اصلاحات سیاسی و اقتصادی در کشور تاکید کرد، به طوری که در دهمین کنگره حزب بعث، بشار اسد خواستار نادیده شدن فشارهای خارجی برای انجام اصلاحات شد و اعلام کرد: بهبود وضع اقتصادی و مبارزه با ارتشا باید مورد توجه قرار گیرد. (موسوی، 1390،صص 13-14)
ارکان قدرت نظام سیاسی سوریه را ارتش، ‌هیئت دولت، حزب بعث و جبهه ملی ترقی‌خواه سوریه، عشایر و اقلیت‌ها بر عهده دارند. این مدل حکومتی داخلی سوریه، خود عاملی شد که نتواند در برابر موج دموکراسی خواهی مردم مقاومت کند، لغو وضعیت اضطراری از سوی بشار اسد به نظر می‌رسد نتوانسته است موجب خاموش شدن اعتراضات شود، چنانچه شرایط و فرصت‌های پیش‌رو دولت بشار اسد برای حل و فصل بحران به نقطه بازگشت ناپذیر نرسیده است. شاید گام‌های ساختاری‌تر از قبیل اصلاحات ماده 8 قانون اساسی این کشور که حزب بعث را تنها رهبر دولت و کشور سوریه می‌داند. آزادی‌های همه زندانیان سیاسی، برقراری گفت‌وگو با نمایندگان نسل جوان، تشکیل دولت وحدت ملی با حضور نمایندگان جنبش مردمی همراه با زمان‌بندی برگزاری انتخابات پارلمانی و حتی انتخابات ریاست جمهوری بتواند اوضاع را به کنترل درآورد.
بشار اسد در مصاحبه ژانویه سال 2011 به خبرنگار روزنامه وال استریت ژورنال درباره علت تفاوت بحران کشورش با کشور مصر و تونس و همچنین علت ثبات و اقتدار دولت خود، گفت: سوریه با مصر و تونس فرق می‌کند و دولت سوریه به خواست مردم نزدیک است. در سوریه شما مجبورید مطابق خواست و باور مردم رفتار کند و همین باعث ثبات کشور می‌شود.(www.medinews.ir)
 در روز 15 ژانویه 2012 فرمان عفو عمومی برای بازداشت‌کنندگان مرتبط با اعتراضات جاری از سوی بشار اسد صادر شد. این عفو شامل تمام جرایمی شد که طی 15 مارس 2011 تا 15 ژانویه سال 2012 در سوریه روی داده بود.(news.gooya.eu/politics) در 24 همین ماه نیز ولید المعلم وزیر امورخارجه سوریه از تمدید مأموریت اتحادیه عرب به مدت یک ماه دیگر خبر داد.(www.bbc.co.uk)
پس از تشکیل کمیته‌ای برای تدوین قانون انتخابات(liqtisadi.com/12650) همه پرسی قانون اساسی جدید سوریه نیز در 26 فوریه سال 2012 با حضور 4/57 درصدی و به میزان 8 میلیون و 300 هزار نفر از مردم برگزار شد که با تایید 90 درصدی مردم به تصویب رسید.(http:rajanews.com)
در 15 مارس 2012 بشار اسد در دیدار با کوفی عنان فرستاده ویژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه سه شرط را تعیین کرد:
1-    تعهد گروهک‌های مسلح به توقف حملات
2-    تعهد کشورهای همسایه سوریه به توقف قاچاق سلاح و وارد کردن عوامل
3-    تعهد کشورهای حامی مالی مخالفان به توقف حمایت مالی که در نهایت سوریه با طرح شش ماده‌ای کوفی عنان در 27 مارس 2012 موافقت کرد. (www.farsnews.com)
دولت سوریه در چهار حوزه اقتصادی، قضایی، امنیتی و سیاسی اصلاحات را آغاز کرد. در اولین مراحل  مقابله با اعتراضات نسبت به اصلاحات اقتصادی ممکن اقدام شد و بشار اسد دستور راه‌اندازی بیمه تامین اجتماعی صادر شد. نسبت به افزایش حقوق، کاهش هزینه‌های عمومی نظیر قیمت سوخت و مالیات و ساخت واحدهای مسکونی برای مردم کم بضاعت برنامه‌ریزی شد و در همین راستا اصلاحات اقتصادی با هدف کاهش هزینه‌ها و تقلیل فشار اقتصادی به مردم همچنان ادامه دارد.(thawra.alwehda.gov.sy)
اعلام پایان شرایط فوق‌العاده در 21/4/2011 که از سال 1963 و هم‌زمان با شکل‌گیری کودتای حزب بعث در سوریه یکی دیگر از اقدامات بشار اسد در روند دموکراسی سازی این کشور بود.
(zidal.com/13020)


مواجهه نظام بین‏ الملل با بحران سوریه


شروع دیرهنگام اعتراضات در سوریه در کنار شناخت قدرت‏های خارجی از سوریه به عنوان کشوری تاثیرگذار بر تحولات خاورمیانه، موجب شد تا کشورهای بیگانه در مدتی کوتاه به موضع‏گیری در برابر این تحولات بپردازند. هرچند در گام اول عموم این کشورها بر ضرورت انجام اصلاحات تحت مدیریت بشار اسد تصریح داشتند ولی در زمانی کوتاه به سمت ناتوان شماری بشار و ضرورت کناره‏گیری وی سوق یافتند.
تحریم‏های سیاسی و اقتصادی که این کشور و مقامات اصلی آن را هدف قرار داد به سرعت سوریه را به انزوا کشاند. ترکیه به پایگاه حمایت و سازماندهی اقدامات ضد سوری گردید؛ اروپا با محاصره اقتصادی سوریه شرایط شکننده‏ای در این کشور ایجاد کرد؛ آژانس بین‏المللی انرژی پرونده سوریه را به شورای امنیت فرستاد و بیانیه‏ها و قطعنامه‏های حقوق‏بشری پرونده سوریه را روز به روز سنگین‏تر ساخت؛ کشورهای عضو اتحادیه عرب سریعتر از حد انتظار به تسویه حساب با دمشق پرداختند و سپس با سه بیانیه، لحظه به لحظه حاکمیت این کشور را بیشتر تضعیف کردند و در نهایت علیرغم آنکه رییس ناظران اتحادیه عرب پس از حضور یک ماهه‏ 150 ناظر در سوریه در گزارش خود بر وجود عناصر مسلح غیر قانونی و نقش آنها در تشدید خشونت‏ها تاکید کرد، وزراء خارجه اتحادیه ضمن  درخواست کناره‏گیری بشار اسد از قدرت، پای شورای امنیت را به میان کشیدند و از آن درخواست دخالت کردند.(http://old.did.ir)
شورای امنیت دو بار در 4 اکتبر2011 و 4 فوریه 2012 بر علیه سوریه اقدام به بررسی پیش‏‏نویس کرده است، اما هر دو بار روسیه و چین اقدام به وتوی قطعنامه کرده‏اند و کشورهای گروه بریکس نیز از این اقدام حمایت کردند. روسیه و چین معتقد هستند که هرگونه قطعنامه‏ای که غرب در تدوین آن نقش محوری داشته باشد ممکن است همچون قطعنامه‏های 1970 و 1973 روزی سوریه را به بلایی که لیبی به آن گرفتار شد تا منافع غرب را تامین کند، دچار سازد. در پس این ادعا مبادلات استراتژیک قرار دارد. (1391/02/17/strategicreview.org)
روسیه در دوره جدید ریاست پوتین به تغییر جهان اعتقاد دارد و با توجه به طرح‏های گسترش ناتو به سمت شرق و محاصره موشکی روسیه حضور در سوریه را برای حفظ موازنه راهبردی می‏بیند.  چین نیز نگران شکل‏گیری جنگ سرد در جنوب شرق آسیاست که آمریکا در پایان سال 2011 به آن دامن زد. جمهوری اسلامی ایران، عراق و لبنان در طول این سال‌ها حمایت جدی و عملی خود را از دمشق نشان دادند تا معلوم باشد که متحدین بشار اسد تلاش برای سرنگونی بشار اسد را پرهزینه خواهند ساخت. این حمایت‏ها در کنار مقاومتی که بشار اسد از خود نشان داد موجب شد تا راه سیاسی در کنار فشارهای اقتصادی و سیاسی و حمایت لجستیکی از معترضین مورد توجه قرار گیرد و سازمان ملل و اتحادیه عرب کوفی عنان را برای احیاء روند سیاسی انتخاب کنند. غرب سرنگونی بشار اسد را در چارچوب محاصره ایران دنبال می‏کند.
 ولی مواضعی که پوتین در طی مقاله جهان در حال تغییر اتخاذ کرد، حاکی از عدم مماشات روسیه با این رویکرد است. وتوی قطعنامه‏های مورد حمایت غرب توسط چین و روسیه به صف‏بندی پیمان شانگهای در برابر ناتو تلقی شد و سازمان ملل و اتحاديه عرب را مجبور ساخت تا با تعديل مواضع، نسبت به انتخاب كوفي‏عنان براي پيشبرد روند حل سياسي بحران اقدام كنند.
همچنین مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در ۱۷ فوریه ۲۰۱۲، با تصویب قطعنامه‌ای یازده ماه سرکوبی معترضان در سوریه را محکوم کرد. ۱۳۷ کشور که به این قطعنامه رای مثبت دادند، خواستار پایان خشونت‌ها در سوریه شده‌اند. ۱۲ کشور از جمله ایران، روسیه، چین، کوبا، ونزوئلا و کره شمالی به این قطعنامه رای منفی دادند. (www.alarabiya.net)
ابتکار عمل‌های سیاسی در پرونده سوریه از ابتدا توسط اتحادیه عرب مطرح شد که پس از طرح آن در شورای امنیت سازمان ملل وتو شد. سپس طرح 6 ماده‌ای کوفی عنان  هم به دلیل نادیده گرفتن واقعیت‌های سوریه شکست خورد. کنفرانس ژنو نیز مسایل گسترده‌تر از طرح 6 ماده‌ای عنان را بیان کرد که البته ابتکار عمل ژنو بیشتر از جانب روسیه و با هدف توقف خشونت‌ها حمایت شد، اما کشورهایی مانند ترکیه به دلیل مخالفت با این طرح و با هدف به شکست کشاندن آن بر تشدید فضای جنگی سوریه دامن زدند.
در حال حاضر نیز طرح‌های سیاسی زیادی مطرح است. از جمله تشکیل اجلاس چهارجانبه‌ای که به ابتکار مصر شکل گرفت و به نطر می‌رسد مصری‌ها در یک وضعیت تناقص‌آمیزی این طرح را مطرح ساختند. چرا که طرح مصر به نظر می رسد با هدف محافظت از وضعیت اخوان داخل سوریه ارائه شد و محمد مرسی هم نیازمند موفقیت و کسب دستاورد خارجی برای هزینه کردن در دخل مصر هست. اما عربستان در اجلاس قاهره شرکت نکرد . دلیل آن حتماً اختلاف نطر با مصر است و اینکه آنها این اجلاس را ابتکاری مصری – ایرانی می‌دانند. ضمن اینکه به نظر میى‌سد طرح مصر فاقد محتواست.(مجله سیاسی داخلی سپاه، آبان 91)
جمهوری اسلامی ایران هم با هدف افزایش سطح بازنگری منطقه‌ای خود در سوریه از اجلاس قاهره استقبال کرد . به خصوص اینکه شرکت در این اجلاس، ایران را از وضعیت «مشکل» به عنوان «راه‌حل» در موضوع سوریه مطرح کرد.
در این راستا آنچه با عنوان طرح سیاسی ایران برای سوریه مطرح است، این پیشنهاد بود که ایران معتقد است هر کدام از طرف‌های ایران، مصر، ترکیه و عربستان طرح غیر رسمی خود را ارائه کنند و مخرج مشترک آن‌ها برای تصویب و اجرا به اخضر ابراهیمی داده شود. ایران طرحی 14 ماده‌ای با هماهنگی دولت سوریه مطرح کرد که به دلیل عدم ارائه طرح از سوی دیگر کشورها به نتیجه مشخصی نرسیده است، در واقع یکی از اهدافی که ایران در طرح سیاسی پیشنهادی خود دنبال می‌کند این است که بتواند از حضور جدید اخضر ابراهیمی برای افزایش و تقویت ظرفیت‌های منطقه‌ای استفاده کند.


نقش محور مقاومت در تداوم حکومت سوریه


دفاع محور مقاومت از سال 2011 تا كنون و نبرد اين جريان منطقه اي با گروه های تکفیری به خصوص داعش در سوریه دستاوردهای بزرگي را به همراه داشته است. جلوگيري از نفوذ و پيشروي جريان سازمان يافته گروه های تکفیری كه اگر نيروي محور مقاومت در اين سال ها در سوريه و عراق در مقابل آن ها قرار نمي گرفت، امروز دامنه فعالیت تروریستی آن ها به اروپا کشیده می شد. هر چند نباید در این میان از نقش حامیان غربی گروه های تکفیری بالاخص آمریکا و انگلیس غافل بود که به تربیت و پرروش چنین گروه های اقدام کردند.
افشای ماهیت گروه های تروریستی را باید یکی از دستاوردهای محور مقاومت در سوریه و به تبع آن در عراق دانست به طوری که جامعه جهانی هم اکنون چنین خطری را احساس کرده است که به مقابله با آن بپردازد. روشن شدن ماهیت حرکت اعتراضی در کشور سوریه که جنگی ویرانگر را برای این کشور در پی داشته است و اینکه دول غربی این گونه اعتراضات را محصول مناسبات اجتماعی می دانستند –در حالی که مخالفان مسلح بودند- از دیگر دستاوردهای نیروهای مقاومت می  توان بیان کرد.
اما مبارزه محور مقاومت و ايستادگي آن ثابت كرد كه گروه های تکفیری و تروریستی مانند القاعده و داعش برآمده از جنبش هاي اصيل مردمي در كشورهاي سوريه، عراق، لبنان و... نيستند و محصول آن سازماندهي جريان هاي خاص بين المللي هستند.
بنابراین مشخص است که اعتراض هاي سال هاي 2011 تاكنون در سوريه بن مايه مردمي و مدني نداشته و اگر محور مقاومت ايستادگي نكرده بود، الان جهان با يك كشور به طور كامل در اختيار تروريست ها روبه رو بود، آن هم با يك ارتش تهاجمي و چند مليتي كه مي توانست به مركز توليد و صدور تروريسم در سراسر جهان تبديل شود و از مرزهاي خاورميانه عبور كند.


نتیجه‌گیری


هر چند که وضعیت سوریه را نمی‌توان از مسیر برخوردهای نظامی که اکنون میان طرف‌های داخلی و خارجی وجود دارد، تحلیل کرد و فرآیندهای سیاسی نقش برجسته‌تری در این خصوص پیدا کرده‌اند، به عبارت دیگر با توجه به اینکه جنگ داخلی در سوریه وضعیت فرسایشی پیدا کرده‌ است و مخالفین مسلح از دستیابی به موفقیت ناامید شده‌اند و از سوی دیگر مخالفین منطقه‌ای سوریه نیز در شرایط مناسبی به سر نمی‌برند. در ماه‌های اخیر ارتش سوریه عملیات‌های موفقی را انجام داده است. قابلیت‌های ارتش در برخورد با گروه‌های تروریستی به نسبت گذشته حرفه‌ای‌تر صورت می‌گیرد. به همین دلیل همراهی و امیدواری مردم به اقدامات ارتش بسیار افزایش یافته است.
با این وجود در صحنه میدانی شاهد وقوع تحولات خارق‌العاده نیستیم. جنگ داخلی در این کشور حالت فرسایشی پیدا کرده و اگر چه حکومت در شرایط برتر قرار دارد، اما نمی‌تواند سرنوشت معارضین مسلح را با سرعت یک سره کند. گروه‌های مسلح مخالف دولت هم توانمندی انجام عملیات‌های قابل توجه را از دست داده‌اند.
اختلافات میان گروه‌های مخالف حکومت سوریه به شدت افزایش یافته است. مخالفین اسد که از ابتدا نگران جنگی شدن محیط داخلی بودند، اکنون اعتراف می‌کنند که اقدامات گروه‌های تروریستی در داخل نه تنها موجب فراموش شدن مطالبه اصلی از حکومت شده است. بلکه امروزه متهم به جنایت جنگی هستند و بدون تردید تحت تعقیب کمیسیون‌های بین‌المللی جنایات جنگی قرار نخواهند گرفت.
کشورهای همسایه مانند ترکیه که تلاش کرده است تا مأموریت اصلی مداخله در سوریه را برعهده بگیرد، با پیامدهای اجتماعی و اقتصادی مداخلات خود مواجه شده‌اد. به عنوان مثال استقرار آوارگان سوری در مناطقی از ترکیه موجب تحمیل هزینه‌های اقتصادی بر این کشور و از طرف هزینه‌های اجتماعی به دلیل اختلافات و درگیری‌های میان آوارگان و مردم بومی آن مناطق شده است. این وضعیت را حتی می‌توان در مناطق مرزی اردن هم مشاهده کرد. بدون تردید نتیجه چنین وضعیتی آغاز پدیده بازگشت مهاجران به داخل سوریه خواهد بود.
در نهایت در چارچوب دستیابی به حقوق‌شهروندی و روند دموکراسی در سوریه شاهد خواهیم بود:
1- دمشق از امتیاز مشاركت مردم در رفراندم قانون اساسي استفاده و ادعای مخالفین خود مبنی بر فقدان مقبولیت حکومت را نفی خواهد کرد؛ ادعای نمایندگی مردم سوریه از سوی شورای ملی سوريه نيز کمتر مسموع خواهد افتاد.
2- به نظر می‌رسد راه شورای امنیت به بن‏بست رسیده است و قطعنامه‏ای که راه حمله به سوریه را باز کند بیش از آنکه با منافع اقتصادی و سیاسی قابل سنجش باشد، ناقض معادلاتي است که در طی سال‏های 2011-2012 در روابط بین پیمان شانگهای و ناتو پررنگ‏تر شده است. احتمال حمله نظامی بین‏المللی بر علیه سوریه تضعیف گشته است و همین شرایط موجب خواهد شد تا قطعنامه اتحاد برای صلح نيز برعلیه سوریه به کار نیفتد. ولی قدرت‏های غربی و دشمنان منطقه‏ای این کشور همچنان به بلواآفرینی و حمایت از گروه‏های مسلح در این کشور ادامه خواهند داد.
3-  هم زمان با بازگشت پوتين به كرسي رياست در كرملين، اقدامات روسيه در حل و فصل بحران سوريه افزايش يافت. با عنايت به مواضع اخير پوتين پيش‏بيني مي‏شود كه روسيه سياست خروج از انفعال در بحران‏هاي منطقه‏اي را آغاز كند.
4- استمرار انسجام میان نخبگان سیاسی، اقتصادی و نظامی سوریه در طی چند سال گذشته که انواع فشارها و تهدیدات بر علیه سوریه اعمال شد، نشانگر استمرار این روند در سال 2015 است. دشمنان براي شكستن اين انسجام و دمشق براي حفظ آن تلاش خواهد كرد.
5- حمایتی که از سوی ایران، عراق و لبنان به عنوان متحدین و دوستان منطقه‏ای سوریه انجام و ضمن تقدیم حمایت‏های ممکن از رهبری سوریه نسبت به بستن راه تروریست‏ها اقدام کرده‏اند در طی سال 2015 ادامه خواهد یافت.
6-  موفقیت ارتش سوریه در تاکتیک جدید خود در سال 2015 ادامه خواهد یافت و بر خیل کشته‏گان مسلح و مردم عادی افزوده خواهد شد. این وضع هرچند در کوتاه مدت ممکن است به عنوان موفقیت حاکمیت سوریه تلقی گردد و موجب تقويت اعتماد به نفس رهبري سوريه و سخت شدن مواضع آن در برابر معترضين شود. ولی روی دیگر آنكه تعميق جدايي‏ها و فزوني ضعف بنيان‏هاي داخلي سوريه است را باید پاشنه آشیل سوریه دانست. استمرار این فشارها ممکن است استراتژی مخالفین سوریه را دچار تشتت نماید و تعدادی از آنها حاضر به مذاکراتی با بشار اسد باشند.
7-    نقطه ضعف اصلی دولت سوریه ضعف اقتصادی است. بسط ناتوانی اقتصادی موافقان بشار اسد را به سمت یافتن گزینه‏های مرضی‏الطرفین و دل بریدن از وي و شكل گرفتن يك اعتراض عمومي سوق خواهد داد.
8- تركيه، قطر و عربستان به گسترش سطح روابط اقدام خواهند كرد تا تبعات سياست ناموفق خود در سوريه را مديريت كنند.
در مجموع شرایط به سمت تثبیت حکومت سوریه در حال پیشرفت است. شاخص‌های تضاد میان مردم و حکومت در داخل سوریه کاهش یافته است. مردم سوریه احساس می‌کنند کشورشان در حال نابودی است. به همین دلیل از ایجاد ثبات فوری استقبال می‌کنند. روش مخالفین سوریه هم در تعارض با این مساله قرار گرفته است.
بنابراین مردم سوریه دستیابی به ثبات از طریق حکومت را امکان‌پذیر می‌دانند. از طرف دیگر توان مخالفین سوریه برای وارد کردن گروه‌های تروریستی به داخل سوریه کاهش یافته است. در واقع عدم توانایی معارضین مسلح برای ساقط کردن حکومت محرز شده است. حامیان خارجی معارضین انگیزه‌های مختلفی از این اقدام خود دارند و این امر بر توان حمایتی آن‌ها از اقدامات مسلحانه درداخل سوریه تاثیر منفی گذاشته است. در عین حال نمی‌توان از ناامیدی کامل مخالفین داخلی و خارجی اسد صحبت کرد.
شواهد بسیار زیادی وجود دارد که فرایند حذف تدریجی حکومت اسد هنوز در دستور کار است به همین دلیل مواضع و ایده‌های سیاسی که امروزه در پرونده سوریه مطرح است، اگرچه بخشی از آن به دلیل بن‌بستی است که همه طرف‌هادر بحران سوریه مشاهده می‌کنند.
اما کارشناسان معتقدند که نباید از اجرای طرح‌های فریب در چارچوب برنامه سیاسی غافل بود. حتی به نظر می‌ر‌سد سکوت رسانه‌ای غرب نسبت به گذشته که بسیار پررنگ‌تر بود، در این چارچوب قابل تحلیل باشد. به این معنی که غربی‌ها در دورنمای سوریه دستاورد ملموس و آنی برای خود مشاهده نمی‌کنند. به عنوان مثال طرح سیاسی که از سوی اخضر ابراهیی دنبال می‌شود. از این جهت که به معارضین مسلح مشروعیت می‌دهد و یا اینکه نمی‌تواند هیچ‌گونه ضمانتی در قبال توقف فعالیت‌های نظامی این گروه‌ها ارائه دهد. ممکن است با هدف ایجاد فرسایش در مواضع حکومت سوریه دنبال شود.
آنچه امروزه در پرونده سوریه باید به آن توجه اساسی داشت این است که مردم سوریه نسبت به وضعیت آینده کشورشان به شدت نگران‌تر شده‌اند و بعید است از فرآیندهای سیاسی بلند مدت استقبال کنند. بنابراین به عنوان یک نقطه قوت باید از این مساله برای به شکست کشاندن طررح احتمالی غرب مبنی بر حذف تدریجی بشار اسد از طریق فرآیند سیاسی  بلند مدت استفاده کرد.
البته با توجه به پیش‌بینی برخی کارشناسان مبنی بر تداوم ناامنی‌ها در داخل سوریه که ماهیت آن بیشتر از جنس حرکت های تروریستی خواهد بود، به نظر می‌رسد حکومت اسد باید تجربیان بیشتری برای ادامه حیات در شرایط ناامنی کسب کند.
به هر حال آنچه در روند کنونی دموکراسی در سوریه مهم است این است که این کشور افق تازه‌ای از دستیابی به حقوق‌شهروندی و افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم شاهد خواهد بود و این بحران به انسجام ملی این کشور کمک شایانی کرده است.


منابع و مؤاخذ:
منابع فارسی:
1-    آجرلو، حسین، تحولات سوریه:ریشه‌ها و چشم‌اندازها، 1390، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال هجدهم، شماره سوم
2-    اسپوزیتو، جان، جنبش‌های اسلامی معاصر، 1389، ترجمه شجاع احمدوند، تهران،نشر نی 
3-    بشیریه، حسین، آموزش دانش سیاسی نظری و تاسیسی، 1382، چاپ سوم، تهران، موسسه نگاه معاصر
4-    بیتهام، دیوید وکوین، دموکراسی چیست؟، 1384، ترجمه شهرام تبریزی، تهران: انتشارات ققنوس، چاپ سوم
5-    دیلم صالحی، بهروز، چالش‌های دموکراسی در خاورمیانه، 1389، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال دوازدهم، شماره 1
6-    ربلاستر،آنتونی، دمکراسی، 1384، ترجمه حسن مرتضوی، تهران:انتشارات آشتیان، چاپ دوم
7-    کمجیان، هرایر، جنبش‌های اسلامی معاصر در جهان عرب، 1383، ترجمه حمید احمدی، چاپ چهارم، تهران،‌کیهان
8-    مجله سیاسی داخلی سپاه، آبان 91
9-    موسوی،سید حسین،گذری بر مبانی اجتماعی تحولات سوریه، 1390، فصلنامه سیاست گذاری، سال دوم، شماره دوم
[10]http://www.farsnews.com
[11]http://old.did.ir
[12] http://www.magiran.com
[13]http://www.rajanews.com
[14]http://www.strategicreview.org

منابع انگلیسی:

[15]Owen, Roger, state,power and politics in the making of modern middle East,2001,second Edition,London
[16] http://www.alarabiya.net
[17] http://www.al3asefah.com
[18]http://www.aligtisadi.com
 [19]http://www.balatarin.com
[20]http://www.bbc.co.uk
[21]http://www.facebook.com
[22] http://www.medianews.ir
[23]http://news.gooya.eu/politics/archives
[24]http://node4.sana.sy
[25]http://www.syrianparties.info
[26]http://www.thawra.alwehda.gov.sy
[27]http://www.zaidal.com

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 29- خرداد 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837