آرشيو

اقدامات ضد حقوق بشری؛ چرا و چگونه؟!

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 


چکیده
جریان های متعدد تکفیری یک واقعیتی است که در جهان کنونی با آن روبرو هستیم. در سوریه قریب به چهل جریان تکفیری وجود دارد از داعش ، النصره، احرار شام گرفته تا جریان های متعدد دیگر. در عراق بعد از قائله بلاد الرافدین شاهدئ گروه داعش هستیم. در لبنان، افغانستان و پاکستان هم این گروه ها فعال هستند. آنچه در این میان مهم و نگران کننده است، این مسأله است که امروزه این جریان‌ها عملگرا شده اند و از حالت تئوریک گذشته خود خارج شده و با کمک و پشتیبانی آمریکا و کشورهای منطقه چون عربستان، به عقاید خود جامه عمل می پوشانند. بر اساس همین عقاید است که دست به کشتار وسیع مردم زده و حمام های خون در کشورهایی چون عراق و سوریه به راه انداخته اند. در این مقاله ریشه های سلفی گری،چرایی و چگونگی شکل گیری آن و اقدامات ضد حقوق بشری این گروه‌ها چون کشتار غیرنظامیان، گروگانگیری، تجاوز، بردگی و قاچاق زنان و کودکان، استخدام اجباری کودکان، تخریب اماکن مذهبی و فرهنگی، غارت اموال، و جلوگیری از آزادی های بنیادی بررسی می شود.
کلید‌واژه: داعش، عراق، سوریه، تکفیری‌ها، سلفی‌گری،خشونت.
مقدمه
توسل به خشونت برای دستيابي به اهداف سياسي، اجتماعي و اقتصادی از سابقه و قدمت طولاني برخوردار است و به صور تهای گوناگون خود را نشان داده است. ترور شخصيتها و مقامات سياسي با هدف كسب قدرت با شيوه ايجاد رعب و وحشت بخشي از تاريخ التهابات سياسي را تشكيل مي دهد و اهداف و نيات مختلفي كه پشت سر اقدام خشونت آميز نهفته است به پديده تروريسم ابعاد بسيار پيچيده ای بخشيده است چراكه توسل به خشونت برای احقاق حق و مبارزه عليه ظلم و استعمار نيز به لحاظ روشهای مبارزاتي از سوی كشورهای غربي به عنوان اقدامات تروريستي معرفي شده اند.
اكثر كشورهای منطقه فاقد تفكر مدرن و سازنده برای حكمراني مطلوب و درک ارزش همگرايي و توسعه پايدار هستند. درجا زدن بسياری از رهبران منطقه در تاريكي دنيای جهالت و خشونت، هنوز شهروندان خود را رعيت مي‌انگارند و تمامي منابع و امكانات خود را برای تداوم حيات سياسي خود به هر قيمتي به كار مي گيرند. بيش از آنكه پايه های حكمراني خود را بر رضايت و همدلي شهروندان استمرار كنند استفاده هر چه بيشتر از نظامي‌گری و خشونت را مبنای حكومت خود قرار مي‌دهند و به جای فراهم كردن زمينه‌های مشاركت فعال و سازنده شهروندان در سرنوشت سياسي خود به انسداد سياسي و بستن درهای گفت وگو و سركوب مخالفان روی مي‌آورند و ناخواسته زمينه های رشد و گسترش گروه های خشونت طلب و تكفيری را فراهم مي‌كنند و گروه‌های خشونت طلب و تكفيری به نوبه خود با شعله وركردن آتش كور خشونت و انسان كشي، نيروهای معتدل ميانه رو و خشونت گريز را از صحنه سياسي دور مي‌كنند و به اين ترتيب در دو سوی معادله سياسي آرايش نظامي شكل مي‌گيرد. در يك‌سو دولت توسل به قوه قهريه را تنها راه برون‌رفت از بحران تعريف مي‌كند و در سوی ديگر گروه‌های خشونت طلب خود را به عنوان تنها آلترناتيو مقابله با خشونت دولتي تعريف و به جای صحنه كشمكش‌های سياسي تحميل می‌كنند. در برابر این دولت‌های دیکتاتور طلب، جریانی چون بیداری اسلامی شکل می گیرد و و موج آن برخی کشورهای عربی چون مصر، تونس ، لیبی و یمن و بحرین را فرا می‌گیرد و ملت عرب تلاش می‌کنند خود را از یوغ این حاکمان رها کنند و در جایی دیگر مانند عراق و سوریه گروه هایی چون داعش سربرمی‌آورند.
 اگر دولت اسد تجربه گفت وگوی سازنده با مخالفان ميانه رو سوريه را در كارنامه حكمراني خود داشت، توپ و تانك و بمب و خشونت، قانون تخريب و كشتار را بر مردم بي گناه سوريه ديكته نمي‌كرد. اگر در عراق، به خواست مردم اهمیت داده می شد و صدای مردم در عرصه های مختلف سیاسی شنیده می شد، امروزه داعش به قتل و کشتار غیر نظامیان و زنان و کودکان برنمی خاست. در این مقاله به اقدامات گروه های تکفیری در کشور سوریه و عراق پرداخته شده است.
ریشه های سلفی گری
سلف  در لغت به معنای «متقدم » و «سابق » است و در اصطلاح متكلمان و اصحاب ملل و نحل، به صحابه، تابعین، تابعین تابعین و حتی علمای اسلامی در سه قرن نخست هجری، سلف گفته شده است. یکی از مشتقات سلف، سلفی گری یا سلفیه است. سلفي گري در معناي اصطلاحي آن، نام فرقه اي است كه تمسك به دين اسلام جسته، خود را پيرو سلف صالح مي‌دانند و در اعمال، رفتار و اعتقادات خود، سعي بر تابعيت از پيامبر اسلام(ص)، صحابه و تابعين دارند. این مکتب در قرن هشتم هجری با تبلیغ ابن تیمیه حرانی دمشقی حنبلی گسترش یافت. البته هرگز سلفي گري به عنوان مذهب مطرح نبود تا اينكه ابن تيميه دعوت به شيوه سلف را شعار مكتب خود ساخت، و محمد بن عبدالوهاب مسائل ابن تيميه و نظرات وي را با خشونت پيگيري كرد. (عنايت، 1363: 7)
مهمترين شاخصه هاي تفكر ابن تيميه موارد زير است:
- مبارزه با شرك وخرافات و بازگشت به اسلام سلف صالح. آنان زيارت مزار پيامبر و بزرگان دين را شرك مي شمردند و نيز توسل جستن به آنها را غير اسلامي مي دانستند. به همين خاطر ابن عبد الوهاب در يكي از كتابهايش بيش از 25 بار مسلمان غير وهابي را مشرك، كافر، بت پرست، مرتد، منكر توحيد و ... خوانده است.
-مخالفت با عقل، فلسفه، اجتهاد، تفسير قرآن، عرفان و هرگونه نوآوري فكري با عنوان بدعت.
-وحدت خلافت ديني و عربي.
-مخالفت شديد با شيعيان. بديهي است كه هريك از عناوين فوق به لحاظ فقهي، پيامدهاي خاص خود را دارد كه كشتن و به تاراج بردن مال ديگران از جمله آنها است. (موثقی،1389: 170-161)
تفکرات ابن تیمیه همچنان در بین طرفدارانش ادامه پیدا کرد و در قرون بعد گسترش داده شد تا اینکه در قرن دوازدهم این جریان به رهبری محمدبن عبدالوهاب در منطقه نجد و حجاز ادامه یافت. وهابیت تکفیری، در معنای خاص آن، از همین زمان شکل گرفت. این فرقه از همان ابتدا خشونت و کشتار را همراه اعتقادات منحرف خود کرده بود. وهابی‌ها با همین تفکر در طائف، حجاز و کربلا خون اهل سنت و شیعیان را بر زمین ریختند و فجایع انسانی بی‌شماری را مرتکب شدند.وهابيت جنبشي بود كه به زعم بنيانگذار آن، در پي بازگشت به اصول اوليه و راستين اسلام بود تا از كج روي‌هاي رايج در دنياي اسلام جلوگيري كند. (خدوري، 1372: 288)
بعد از آن، سلفی‌گری در کشورهایی مثل هند، مصر و افغانستان ریشه دوانید و افرادی پیشتاز در زمینه تشکیل و تبلیغ اندیشه‌های سلفی‌گری شدند. ریشه‌های سلفی‌گری در شبه قاره هند در قرن دوازدهم به دوران شاه ولی الله دهلوی برمی گردد. وی به توحید نگاهی افراطی داشت و یاری خواستن از غیر خدا و انجام نذورات را در زمره شرک قرار می‌داد. تلاش برای نزدیکی مذاهب اسلامی به یکدیگر را نیز مورد توجه و تأکید قرار می‌داد.در مسائل اعتقادی عقل را نادیده می‌گرفت و معتقد بود باید به اعتقادات بزرگان پیشین گروید و از آن پیروی کرد و تنها در مسائل فرعی عقل کاربرد دارد.(علیزاده موسوی،1389: 96)
با ادامه روند سلفی‌گری و بازگشت به اسلام راستین و اولیه، تلاش های طرفداران این تفکر همچنان ادامه یافت. پس از درهم شکستن قدرت امپراطوری عثمانی ، که عنوان اسلامی را اساس مشروعیت خود ساخته بود،جوانان،روشنفکران و احزاب عرب نوید عصر جدیدی از حکومت مستقل و متحد عربی را دادند. اما این خوشبینی مدت زیادی به طول نینجامید و سلطه قدرتهای غربی بر سرزمینهای عربی پس از جنگ جهانی اول و آنگاه تقسیم آن کشور به کشورهای مختلف کوچک و بزرگ، یأس و ناامیدی را در میان اعراب حاکم کرد.(محمودیان،1390: 24)
سلفی‌گری در مصر با شکل‌گیری جماعت اخوان المسلمین توسط "حسن البنا" پای به عرصه سیاسی و اجتماعی مصر گذاشت تا سیر جدیدی از آموزه‌های عقیدتی اهل سنت را تجربه کند و باب‌های جدیدی برای این گروه جهت گشودن روزنه‎های محدود اجتهاد باز شود. مرگ زودهنگام حسن البنا جماعت اخوان المسلمین را تحت تاثیر اندیشه‎های دو شخصیت این جنبش، به نام‎های "ابوالاعلی مودودی" و "سید قطب" قرار داد. به نظر سید قطب برای گذار از جامعه جاهلی به جامعه اسلامی به یک انقلاب راستین به زعامت و رهبری پیشتاز امت نیاز است. این پیشتاز امت نیز باید قرآن را سرمشق و الگوی حرکت خود قرار دهد. پس از این مرحله باید به اسلام ناب بازگردیم. بازگشت به ایمان واقعی مرحله بعدی است. ما باید به ایمان الهی بازگردیم و از نو مفهوم ایمان مبتنی بر قرآن را درک کنیم.پس از این مرحله سید قطب به مفهوم کانونی و مرکزی جهاد فی سبیل‌الله می‌رسد. مفهوم جهاد مهمترین مفهوم سیاسی اندیشه‌های سید قطب است که او را به اندیشمندی ستیزه‌جو و مبارز تبدیل می‌کند و به دلیل اعتقاد راسخ به همین معناست که به دار آویخته می‌شود.
در ادامه روند رشد سلفی گری و جریان های انحرافی منشعب از آن به القاعده می‌رسیم.در سال 1979 که شوروی به افغانستان حمله کرد،اسامه بن لادن سعودی برای کمک به این کشور تصمیم به سفر به افغانستان و پاکستان کرد و نیروهای زیادی برای یاری رساندن به افغانستان جمع آوری کرد و در سال 1984 بیت الانصار را در پیشاور پاکستان جهت کمک نظامی به افغانستان تأسیس کرد و در سال 1988 القاعده از دفتر بیت الانصار متولد شد.(عبدالرحیم،2001: 37)
گروه مسلح دیگری که با انحراف از تفکرات اولیه سلفیون در افغانستان شکل گرفت طالبان بود. در سال 1994 طلبه های افغانستان که در عربستان سعودی تعالیم وهابیت را دیده بودند، این گروه را بوجود آوردند. عربستان سعودی، بسیاری از جوانان افغان را با دادن بورسیه های تحصیلی به مدارس وهابیون می کشاند و آنها را بعد از آموزش های متفاوت برای تبلیغ وهابیت به افغانستان بازمیگرداند.(روآ،1369: 322).در نهایت انحرافی ترین و جدیدترین شاخه سلفیون،گروه داعش است که فعالیت خود را در چند سال اخیر شروع کرده است.
چگونگی شکل گیری گروه داعش
در سال پایانی حکومت صدام حسین، وی توانست با تبلیغات خود چهره ای ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی از خود بجای بگذارد و نیروهای اهل سنت را بخود جلب کند.به همین دلیل افراد القاعده برای کمک به صدام وارد عراق شده و بعد از او نیز در این کشور ماندند و با کمک مالی و تبلیغاتی که سعودی به این گروه می‌کرد از گروهی آمریکاستیز به شیعه ستیز تبدیل شده و ریشه های اولیه داعش را شکل دادند. درسال 2006 الزرقاوی رهبر شبکه القاعده در عراق از تشکیل «مجلس شورای مجاهدین » در عراق به رهبری «عبدالله رشید البغدادی» خبرداد. الزرقاوی در همان ماه اعلام تشکیل مجلس شورای مجاهدین به قتل رسید و «ابی حمزه المهاجر» به عنوان رهبر شبکه القاعده در عراق به جانشینی او تعیین شد. درپایان سال 2006 یک گروه شبه نظامی متشکل از همه گروههای اصولگرای موجود در عراق به نام  دولت اسلامی در عراق به رهبری ابو عمر البغدادی تشکیل شد. در سال 2010 ابوعمر به قتل رسید و ابوبکر بغدادی رهبر داعش به عنوان جانشین وی انتخاب شد. با بحرانی که در اواخر سال 2010 کشورهای خاورمیانه را دربرگرفت و در سال 2011 موج آن به سوریه رسید، البغدادی با سوء استفاده از بحرانی که در سوریه و هرج و مرجی که درآن کشور بوجود آمد ، ورود خود را به خط رویارویی ها در سوریه اعلام کرد و مانند دیگر گروههای مسلح تکفیری مرتبط با شبکه القاعده زمینه را برای ادامه دادن به جنایت های خود و به کسب امتیازات و گسترش نفوذ خود در سوریه و عراق هموار دید. داعش با شعار یاری رساندن به اهل سنت سوریه از عراق وارد شرق این کشور شد و علیه نظام سوریه اعلان جنگ کرد و جنایات خود را ادامه داده است. داعش همچنین بسیاری از مجرمان وتبهکاران را از زندان آزاد و به استخدام گرفت و شدت عملیات نظامی وخرابکارانه انها به حدی بود که بسیاری از مردم سوریه وحتی شورشیان معارض اسد به اسد پیوستند وخواهان حفظ حکومت وی شدند.( abouzeid,2014,2  ) در ابتدای سال 2014 ، بعد از موفقیتهای مهم نظامی در فلوجه، این سازمان، دولت اسلامی خود را اعلام کرد و همزمان وارد پیکار با گروههای شورشی سوری شد و رقیب آنها شد، اما پس از مدتی میادین نبرد مهمی را در سوریه از دست داد تا مارس 2014 ، داعش تقریبا در همه نبردهای مهم در سوریه را شکست خورد و کانون فعالیت خود را به عراق منتقل نمود.(unit of umaa-advocacy,2014,5-46   research)
در حالی که سوریه به عنوان ابزاری برای تغییر توازن قدرت در خاورمیانه مورد حمله قرار گرفت ، عراق همچنین به عنوان وسیله یا ابزار ایجاد جنگ فرقه ای وداخلی بین اعراب شیعه و مسلمانان سنی نیز بی ثبات و ناامن شد.
چرایی فعالیت جریان های تکفیری در عراق و سوریه
عوامل متعددی در حملات اخیر تروریست های مسلح داعش به عراق و سوریه وجود دارد، که در ذیل به چند عامل اشاره می گردد.
يکي از مهم‌ترين بحران‌هايي که منجر به ظهور و بروز جريان‌هاي تکفيري در کشورهاي اسلامي شده است بحران مدرنيزم در این کشورها است. يعني رشد مدرنيزم در کشورهاي اسلامي به نوعي به جريان‌هاي افراطي و تندرو در جهان اسلام دامن زده است. اگر بخواهيم اين مسأله را بشکافيم بايد به مقوله مهمي که در مدرنيزم به عنوان سکولاريته شدن جامعه وجود دارد توجه کنيم، در حقيقت در اين شرايط سکولاريستي است که جريان تندرو و افراطي کاملا مذهبي در جامعه شکل مي‌گيرد.(ابتکار،1393: 14) این گروه تندرو به دنبال این است که در مقابل مدرنیته، به اسلام اولیه باز گردد و به زعم خود اسلام راستین را در جامعه بنیان افکند. بنابراین یکی از دلایل شکل گیری گروه های افراطی چون داعش مقابله با مدرنیزم در کشورهایی چون عراق و سوریه است.
عامل دیگر، ناکامی ریشۀ نحلۀ فکری طالبان در افغانستان بود. این گروه که در اندیشۀ بازگشت به قدرت درافغانستان درپی خروج نیروهای اشغالگر آمریکایی تا پایان سال جاری میلادی بود، با انتخابات ریاست جمهوری اخیر در افغانستان خود را بازنده دید زیرا حدود نیمی از مردم افغانستان به مردی از جنس مبارزه و جهاد (عبدالله عبدالله) رأی دادند.
جنگ داخلی سوریه، عامل دیگری بود که موجب شد کشورهای حاشیه خلیج فارس نظیر عربستان سعودی بار دیگر گروه های تکفیری تحت سلطه خود نظیر جبهه النصره و القاعده پاکستان را از نظر مالی و نظامی تقویت کرده و آنها را راهی سوریه کنند. باقی مانده های این گروهک ها اکنون تحت نام داعش در عراق مشغول کشتار نظامیان و غیرنظامیان هستند.(خبرنامه هفتگی آمریکا،1393: 11)
همچنین،اختلافات احزاب و گروه‌های مختلف عراقی در سالهای پایانی دولت قبل، در گسترش جغرافیایی داعش نقش عمده ای داشته است. این اختلافات و ترجیح منافع قومی و مذهبی بر منافع ملی از سوی برخی احزاب و سیاستمداران، انسجام و اجماع ملی را در عراق کاهش داد و این عدم انسجام داخلی زمینه توسعه داعش در مناطقی از عراق را فراهم کرد.
یکی دیگر ازعوامل مهم، برگزاری انتخابات مجلس در عراق و نتایج آن بود که تروریست‌های داعش را عصبانی کرد. رهبران فکری این گروه تروریستی هرگز گمان نمی‌بردند که مردم عراق در انتخابات به نامزدهای دولت قانون به رهبری نوری مالکی، نخست‌وزیر، رأی دهند و دست رد بر سینه تندروهای وابسته به غرب بزنند.
همچنین اقدامات این نخست وزیر و عملکرد او در عراق، یکی دیگر از این دلایل نارضایتی داعش است. براساس قوانین و پیمان ها قرار بود که المالکی دولتی فراگیر که هم شیعیان وهم سنیان را در بر بگیرد در عراق تشکیل دهد اما آنطور که مشخص است نخست وزیر عراق این مطالبه و پیمان را زیر پا گذاشته است. پس از روی کار آمدن نوری المالکی بسیاری از سنی‌ها از شغل های حساس خود کنار گذاشته شدند.(همان: 12)
اقدامات گروه های تکفیری در عراق
در 4 ژوئن 2014،داعش یک حمله سریع را به شمال عراق آغاز نمود. آنها شهر سامرا را بمباران کردند در ششم ژوئن نیز، نظامیان داعش حملاتی را بر علیه شهر موصل انجام دادند. روز بعد، شبه نظامیان داعش، دانشگاه الانبار را در رمادی اشغال و 1300 دانشجو را به گروگان گرفتند. در نهم ژوئن، موصل به دست داعش سقوط کرد وکنترل ادارات دولتی ، فرودگاهها ، ایستگاههای پلیس را به دست گرفتند و بانکهای مرکزی را غارت کردند و بیش از 400 میلیون دلار را به سرقت بردند.( unit of umaa-advocacy,2014,5-46   research)
با اشغال شهر سنجار(شنگال) در شمال غرب عراق که شهری عمدتاً ایزدی نشین بود ساکنان آن آواره کوه و بیابان شدند. داعش اقلیت ایزدی را کافر می داند و با زنان آنها به عنوان غنیمت جنگ با کافران برخورد می نماید.همچنین داعش و گروههای مسلح وابسته به آن عامداً و به طور سازمان یافته اعضای جوامع متنوع قومی و مذهبی عراق، شامل ترکمن ها، شَبَک ها، مسیحی ها، ایزدی ها، صابئین، کاکائی ها، کردهای فِیلی، شیعیان عرب، و سایرین را هدف قرار داده و حقوق انسانی آنان را به طور آشکار و به گونه ای نقض کرده‌اند که حاکی از یک سیاست عامدانه با هدف نابودی، سرکوب، یا اخراج دائمی این جوامع از مناطق تحت کنترل این گروه‌ها است.( Mladenove,2014 :9)
نیروهای داعش قوانین جنگ و همچنین قوانین حقوق بشردوستانه را زیر پا گذاشته و با قدرت هر چه تمام‌تر در میدان نبردی نابرابر و غیر انسان‌دوستانه می‌تازند. این گروه اعضای نیروهای امنیتی عراق و اشخاص مظنون به وابستگی به دولت عراق را اسیر کرده و به قتل رسانده اند. افراد مظنون به عدم وفاداری به داعش، شامل رهبران مذهبی و قومی، روزنامه نگاران، پزشکان، و نیز رهبران انجمن های زنان و رهبران سیاسی، به طور خاص هدف این اقدامات قرار گرفته اند. در دوره زمانی بین 11سپتامبر تا 10 دسامبر 2014 ، حداقل 165 نفر در پی احکام صادره از به اصطلاح "دادگاه های" مناطق تحت کنترل داعش، اعدام شده اند. (10 Mladenove,2014 :)
همچنین،تعداد غیرنظامیانی که در نتیجۀ آثار ثانوی خشونت، از قبیل عدم دسترسی به غذا و آب، یا کمبود مراقبت بهداشتی، جان سپرده اند نامعلوم است. تعداد زیادی از افراد در مناطق تحت کنترل داعش گرفتار یا آواره شده اند، که دسترسی محدودی به امدادهای بشردوستانه دارند. در این شرایط دشوار، کودکان، زنان باردار، افراد دارای معلولیت، و سالمندان به طور خاص در معرض آسیب قرار دارند. (10 Mladenove,2014 :)
این وضعیت برای اعضای فعال حقوق بشر بسیار نگران کننده است و همواره با انتشار گزارشاتی از نادیده گرفتن حقوق افراد غیر نظامی و اقلیت های قومی و مذهبی و کودکان و زنان، به وضعیت موجود در عراق اعتراض کرده و خواهان پایان گرفتن این جنایات هستند، به گونه ای که ناوی پیلای،کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، اظهار داشت: شرایط حفاظت و رفاه حال گروه های آسیب پذیر در مناطق آسیب دیده از درگیری مسلحانه به ویژه زنان،زنان سرپرست خانوار کودکان، افراد معلول، افراد مسن و اعضای گروه‌های اقلیت نگران کننده است.هر روز ما یک جنایت وحشتناک از موارد نقض حقوق بشر در عراق علیه کودکان عادی،زنان و مردان عراق دریافت می کنیم. این افراد از امنیت خود محروم شده اند، معیشت خود،خانه های خود، آموزش و پرورش، بهداشت و سایر خدمات اساسی را از دست داده اند. هدف قرار دادن عمدی و بی رویه غیر نظامیان، کشتار غیر نظامیان، استفاده از شهروندان به عنوان سپر انسانی، موانع دسترسی برای افراد غیر نظامی به کمک های بشردوستانه می تواند به جنایات جنگی علیه بشریت بیانجامد. دولت عراق موظف به انجام بازرسی ها برای دریافتن مختصات اصلی اعمال خشونت ها و انجام عدالت در مورد جنایتکاران است.(www.humanrights-iran.ir/news)
همچنین، آقای زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد ، در این خصوص می‌گوید اینجانب همچنان از نقض فاحش حقوق بشر توسط داعش و گروههای مسلح وابسته به آن بهت زده ام. هدف قرار دادن غیرنظامیان به خاطر اعتقادات یا قومیت آنان امری نفرت انگیز است و نباید از هیچ اقدامی برای اطمینان از اینکه [مرتکبان] جوابگوی اقدام خود خواهند بود فرو گذار نماییم. وی بار دیگر از عراق خواست به اساسنامۀ دادگاه کیفری بین المللی ملحق شده یا صلاحیت آن را در ارتباط با وضعیت کنونی که کشور با آن مواجه است بپذیرد. (14 Mladenove,2014 :)
نمونه ای از قتل و کشتار  داعش، بمب گذاری در گردهمایی شخصیت های برجسته قبیله الندا ،که بزرگترین قبیله سنی مذهب عراق است، در منطقه بلدروز در دیاله است. این انفجار در شامگاه سه شنبه(2 تیر) اتفاق افتاد که طی آن 14 نفر کشته و 24 نفر زخمی شدند.
 اعدام روحانی سنی در روز چهارشنبه (3 تیر) در عراق نیز نمونه ای دیگر از جنایات این گروه است. این روحانی حنفی مذهب که کدرک دکترای خود را از دانشگاه علوم اسلامی اردن دریافت کرده بود رئیس دانشگاه صلاج الدین بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری آناتولی، تروریست های داعش در روز چهارشنبه با سه خودروی بمبگذاری شده به دو پایگاه نیروهای پلیس عراق در منطقه ای در شرق تکریت حمله کردند که این اقدام منجر به کشته شدن ۳ فرد انتحاری و ۵ نیروی پلیس و زخمی شدن ۷ نفر دیگر شد. پیش از این نیز یک منبع پلیس عراق از کشته شدن بیش از 28 نفر در انفجار شهر بغداد خبر داده بود.( http://khabarpu.com)
علاوه بر همه این جنایات، اقدامات داعش باعث آوارگی و مهاجرت هزاران عراقی شده است. سازمان بین المللی مهاجرت اعلام کرد که بیش از ۳ میلیون عراقی از اوایل سال ۲۰۱۴ تاکنون آواره شده اند .این سازمان افزود : تعداد کلی آوارگان عراقی ۳ میلیون و ۸۷ هزار و ۳۷۲ نفر است که از این تعداد بیش از ۲۵۰ هزار نفر اهل شهر رمادی هستند.گروه تروریستی داعش ماه مه گذشته شهر رمادی مرکز استان الانبار را تصرف کرد .دو میلیون و ۶۰۰ هزار نفر از آوارگان عراقی اهل ۳ استان الانبار ، نینوا و صلاح الدین هستند، که به علت شدّت درگیری های ارتش و داعش مناطق خود را در این سه استان بسیار ناآرام رها کرده و گریخته اند.(http://khabarpu.com)
 اگر دولت مرکزی عراق همانند دولت بشار اسد در سوریه، بتواند در تشکیل جبهۀ مردمی برای مقابله با این گروه تکفیری موفق شود، شرایط برای زدن ضربات گسترده و سهمگین به این گروه فراهم خواهد شد.
اقدامات ضد حقوق بشری تکفیری ها در سوریه
با دخالت خارجی ها به خصوص غرب و ناتو و عربستان ، سوریه دچار هرج ومرج ،بی ثباتی،جنگ قومی ومذهبی شد و محیط برای گروههای تندرو و افراطی نظیر القاعده ،داعش وتکفیری ها فراهم شد.وابستگی روبه رشد مخالفان به نیروهای خارجی، موجب بن بست در سوریه و شعله ورشدن آتش فرقه گرایی و جنگ داخلی شده است. )نیاکویی و بهمنش،1391 : 14 – 18)
در سوریه گروه‌های مخالف متعددی وجود دارد که برخی از آنان داخلی و برخی دیگر وارداتی هستند. از جمله گروه‌های مخالف داخلی جنبش اخوان المسلمین ، کمیته هماهنگی مخالفان داخلی ، ارتش آزاد ، گروه‌های کرد و غیره هستند و از جمله گروه‌های مخالف خارجی شورای ملی مخالفان سوری ( مخالفان در تبعید ) ، گردان های الحق، احرارالشام ، نصرة اهل الشام، الفاروق، خالدبن الولید، عبیدة بن الجراح، عمر و بن العاص، شموخ الاسلام، جیش الامه، المنارة البیضاء، شورای دولت اسلامی، القاعده، ارتش ، انصار المجاهدین ، جبهه النصره ، صقور الشام ، جیش المجاهدین ، دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش ، جبهه انقلابیون سوریه ، توحید و ... است. تنوع و تکثر گروه های مخالف در سوریه تا حدی است که چندی وقت ۷۰ گروه مسلح در سوریه با اعلام جدایی از ائتلاف ملی مخالفان، تأکید کردند که دیگر این ائتلاف را به رسمیت نمی‌شناسند. در بیانیه رهبران این گروه‌های مسلح تروریستی آمده است: ائتلاف ملی مخالفان سوریه نتوانست نماینده مخالفان سوری باشد و در جهت براندازی نظام بشار اسد تلاش کند. (اکبری،1393)
اما در حال حاضر، سه گروه سلفی جهادی تکفیری فعال در سوریه می‌جنگند که هر کدام دیدگاه‌های اعتقادی، انگیزه، اهداف، خواسته ها و تاکتیک مبارزاتی، متفاوتی دارند. از جمله مهم‌ترین این گروه‌ها می‌توان به جبهه النصره، گروه داعش و گروه جبهه اسلامی سوریه اشاره کرد.
گروه النصره در جنگ علیه نظام سوریه به صغیر و کبیر ، زن و کودک رحم نداشت. هر کسی را که پیش روی خود می‌دید از دم تیغ می‌گذراند. زشت‌ترین جنایات را مرتکب شد. عناصر جبهه النصره بعد از کشتن یک سرباز ارتش سوریه ، قلبش را خارج کردند و خام خام خوردند. در جایی دیگر یک کودک سه ساله را تنها به جرم علوی بودن اعدام کردند. گردن نظامی دیگری را بریدند و با خون آن وضو گرفتند. بعد از مدتی این جنبش به طور موقت به محاق رفت و کمتر از آن سخنی شنیده شد.
عناصر وابسته به جبهه اسلامی نیز به فعالیت‌هایی پرداختند.آنها به چندین مقر ارتش آزاد سوریه در مناطق مرزی با ترکیه یورش و شماری از فرماندهان ارتش آزاد را کشتند. انبار ذخایر مهمات و تسلیحات سنگین و نیمه سنگین آنان را به تاراج بردند.(اکبری،1393) این گروه نیز بعد از اندک مدتی به‌طور موقت از صحنه خارج شدند.
گروه تروریستی موسوم به دولت اسلامی شام و عراق موسوم به « داعش » در سوریه در مناطقی از استانهای «رقه»، «حلب»، «حومه لاذقیه»، «ریف دمشق»، «دیرالزور»، «حمص»، «حماه»، «حسکه» و «ادلب» پراکنده هستند و در برخی از این مناطق نیز کنترل کامل را به دست گرفته‌اند. تصمیم این گروه تروریستی برای تحت کنترل در آوردن دیگر گروه های مسلح در سوریه به درگیریهای خونباری میان این گروه های تروریستی منجر شده است.آنچه عجیب به نظر می‌رسد، این است که تقریباً همه گروه‌های مخالف دولت سوریه که قبلاً در مقابل دولت این کشور صف‌آرایی کرده بودند، اکنون به جای جنگ با نظام سوریه علیه عناصر داعش دست به سلاح برده و وارد جنگ تمام عیار شده‌اند.
در سوریه نیز مانند عراق، نیروهای تکفیری قوانین بشر دوستانه را نادیده گرفته و به نقض گسترده و همه جانبه حقوق غیرنظامیان، کودکان و زنان دست زده‌اند. جنگ تأثیر ویرانگری بر وضع زنان سوریه داشته است و میلیون ها تن از آنها در خطر بردگی، ازدواج اجباری،ازدواج زودرس و تجاوز جنسی قرار گرفته اند. دیدگاه‌های ضد زن گروه‌های تکفیری نیز خطر ویرانگری برای آنها به شمار می آید.(www.iranian.com) گزارش ها از سوریه حاکی است بیش از 300 زن ایزدی که شمال عراق توسط تروریست های داعش ربوده شده بودند، به عنوان غنایم جنگی به سوریه منتقل شده اند.داعش زنان ربوده شده را مجبور کرده که اسلام بیاورند.
عناصر داعش چون از طرف آمریکا مورد حمایت قرار می‌گیرند و دولت آمریکا نیز به دنبال منبع نفتی کشورهای عربی است، در این زمینه نیز فعالیت هایی را در سوریه انجام داده‌اند.این گروه نفت سوریه را از طریق الرقه سرقت کرده و به مرزهای ترکیه برده‌اند. آنها بر مقدرات اقتصادی شهر نیز مسلط شده‌اند و منابع مواد غذایی شهر را نیز مصادره کرده‌اند. این در حالی است که هیچ توجهی به زندگی مردم و خدمات عمومی در شهر ندارند. این موضوع باعث شده بیشتر اهالی، شهر را ترک کنند. تعداد عناصر داعش در الرقه بالغ بر 8 هزار نفر برآورد شده است.
از مصادیق دیگر نقض حقوق بشری داعش، مبارزه با اقلیت های کردی در سوریه است.به گزارش سایت مشرق،تروریست‌های داعشی برای مقابله با نیروهای کرد در نزدیکی شهر الرقه نیروهای خود را در روزهای اخیر به مناطق شمالی این منطقه اعزام کرده است و تلاش دارد با تقویت این نیروها مانع از سقوط این شهر شود.این در شرایطی است که نیروهای کُرد در ادامه پیشروی‌های خود توانسته‌اند 6 روستا در منطقه عین عیسی را از داعش پس بگیرند.شهر الرقه که از سال 2014 تحت کنترل داعش درآمد اصلی ترین مقر تروریست هاست و کردها در پی این هستند که نیروهای داعش را از آن بیرون کنند.(http://www.mashreghnews.ir)
گروه دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که نیروهای تروریستی داعش در بخش های قدیمی شهر تدمر بمب و مین به کار گذاشته اند و «مامون عبدالکریم» رییس اداره آثار باستانی و موزه های سوریه، نیز اعلام کرد عناصر داعش روز سه شنبه(2 تیر) آرامگاه نزار ابوبهاءالدین از بزرگان صوفیه را که 500 سال پیش در این شهرک سکونت داشت، را نیز منهدم کردند.
اینها تنها نمونه هایی از هزاران قتل و کشتار و جنایت این گروه تروریستی در سوریه است. البته ارتش سوریه نیز در حال پیشروی در مناطق اشغالی است و شهرهای اشغالی را از سیره تروریست ها خارج می کند.
آینده جریان های تکفیری
اختلاف فکری جریان تکفیری و بعثی ها در بلند مدت نمی تواند اتحاد بین آنها را استمرار بخشد. از سوی دیگر داعش برای بقا و توسعه مناطق تحت نفوذش در عراق با چالش های متعددی مواجه است. حضور مرجعیت و فتاوای جهاد از سوی علماء زمینه بسیج عمومی در این کشور علیه تکفیری ها را فراهم کرد و ظرفیت ارتش با حضور نیروهای مردمی چندین برابر شد. اختلافات درونی داعش و جبههًْ النصرهًْ و اختلاف داعش و القاعده از چالش های دیگر این گروه تکفیری است. تشکیل دولت جدید عراق با پشتوانه مردمی بالا نیز از چالش های داعش محسوب می شود که عراق را یکپارچه علیه این گروه متحد کرده است. روحیه خشن و تروریستی این جریان تکفیری نیز پاشنه آشیل آن است که حتی اعتراض حامیان بین المللی آن را نیز به دنبال داشته است و هیچ کشوری نمی تواند در بلندمدت در برابر افکار عمومی داخلی خود از این گروه تکفیری حمایت کند.
 از آنجا که سیاست آمریکا نیز همواره مبتنی بر استفاده ابزاری از جریان های تکفیری بوده است داعش هم نمی تواند به حمایت همیشگی این کشور دل خوش کند. آمریکا ، القاعده را برای مقابله با شوروی در افغانستان تجهیز کرد اما در نهایت با هدف مقابله با همین جریان افغانستان را در سال 2001 مورد اشغال قرار داد. آمریکا در سوریه نیز در ابتدا این جریان ها را تسلیح کرد اما زمانی که مقاومت در سوریه به نتیجه رسید و احتمال گسترش خطر این جریان ها کشورهای عربی منطقه را تهدید کرد در قالب ائتلاف بین المللی به مقابله با آن پرداخت. بنابراین راه مقابله با تكفيریها توسل به خشونت دولتي و تخريب كشور و آواره كردن مردم نيست. ريشه كن كردن تفكر تكفيری در گرو اتخاذ تدابير و سياست های مردم گرايانه و بازكردن درهای آشتي، گفت وگو و مشاركت و همدلي روی شيفتگان صلح، امنيت و اصلاحات است. تداوم و تشديد خشونت ريشه های تكفيرگرايي را در منطقه و سوريه آبياری خواهد كرد .دولت جدید عراق می‌تواند با هدایت مرجعیت و با همکاری همه جریانها و احزاب سیاسی همه اراضی عراق را از دست جریان‌های تکفیری آزاد کند.
جهان اسلام نیز باید با اتخاذ رویکرد همگرایی و تقریب، زمینه رشد این جریان‌ها را متوقف و بشریت را از خطر رشد این جریان های تکفیری مصون سازد. با همه این اوصاف، جریان های تکفیری ضعیف می‌شوند اما به طور کامل از بین نمی‌روند و دولت های اسلامی منطقه از جمله سوریه و عراق همواره آبستن حوادث خواهد بود و در هاله ای از نا‌امنی فرو می‌رود.
نتیجه گیری
گروه های تکفیری پدیده شومی هستند که در تلاش اند چهره واقعی اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی را خراب کنند؛زیرا آن ها در حال ایفای نقش شیاطین بزرگ،دنیای امپرالیسم و صهیونیست ها هستند و اهداف سیاسی بیگانگان را دنبال می‌کنند و باید بدانیم که تکفیری‌ها در اصل،جوهر و ریشه هم راستا با اهداف شوم صهیونیست ها و امپرالیسم جهانی قدم برمی‌دارند و فقط به ظاهر،شعارهای اسلامی سر می دهند اما عروسک های خیمه شب بازی غرب هستند.این گروه‌ها، با حملات خود به سوریه در تلاش بودند این کشور را به عنوان آخرین قطعه عربی مقاومت نابود کنند و عراق را نیز با 11 سال اشغال به دست ناتو در تلاش بودند که دوباره همچون غده‌ای سرطانی نابود کنند. تنها راه عبور از بحران این گروه‌ها، تشکیل بسیج مردمی و ارادۀ ملی و میهنی و همبستگی قبایل و گروه های سیاسی و کمک همۀ نیروها به ارتش است تا باردیگر ادارۀ امور همۀ مناطق اشغال شده را از دست تروریست های داعش باز ستانند.
منابع
1-اکبری،خلیل."چرا تکفیری ها در سوریه یکدگر را می درند"، شهریور 1393. قابل دسترس در:
(14 -1389-08-21-19-49-12/39652 http://kalame.co/faqs/)
2-خدوري، مجيد (1372)، گرايش هاي سياسي در جهان عرب، ترجمه عبد الرحمن عالم، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بين المللي.
3-روآ،اولیو(1369)، اسلام و نوگرایی سیاسی، ترجمه ابوالحسن سرو قد مقدم، مشهد: نشر آستان قدس رضوی.
4-روزنامه ابتکار، "ریشه های شکل گیری جریان های تکفیری معاصر"، شماره 3094، 10 اسفند 1393.
5-عبدالرحیم، جلال(2001)، بن لادن یشتعل الحرب، قاهره: نشر مدبولی.
6-علیزاده موسوی،سید مهدی (1389)،سلفی گری و وهابیت(تبارشناسی)،قم: پاد اندیشه.
7-عنايت، حميد (1363)، سيري در انديشه سياسي عرب، تهران: امير كبير.
8- فرار زنان سوری از مناطق تحت کنترل سوری ها،21 آبان 1392.  قابل دسترس در:
www.iranian.com
9-گروه پژوهشی آمریکاپژوهی افق. "تروریسم در خاورمیانه محصول اشتباهات آمریکا"، خبرنامه هفتگی آمریکا، شماره 92، تیرماه 1393.
10-محمودیان،محمد(1390)، بنیادهای فکری القاعده( تأثیرات اندیشه های وهای-سلفی)، تهران:انتشارات دانشگاه امام صادق(ع).
11-موثقي، احمد (1389)، جنبشهاي اسلامي معاصر، تهران: سمت.
12-"نقض حقوق بشر و تبعیض علیه زنان اقلیتهای قومی"،1 شهریور 1393. قابل دسترس در:
www.humanrights-iran.ir/news
13- نیاکویی، سید امیر، بهمنش، حسین ." بازیگران معرض در بحران سوریه: اهداف و رویکردها"، فصلنامه روابط خارجی،سال چهارم، شماره چهارم،زمستان1391.
-14abouzeid, rania, Syria’s uprising within an uprising,2014.
15- Mladenov,Nickolay.“Report On the Protection of Civilians in Armed Conflict in Iraq: 11 September-10 December 2014” Availabie at: www.uniraq.org/www.ohchr.org

-16research unit of umaa-advocacy, THE CRISIS IN IRAQ ,An Analysis of the Islamic State of Iraq and Levant (ISIL) with U.S. Policy Recommendations in Iraq,2014.
-17http://www.mashreghnews.ir
-18http://khabarpu.com


ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 30- تیرماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837