آرشيو

زنان انگلیسی در معرض خشونت خانگی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 



چکیده
خشونت خانگی علیه زنان یک بلای جهانی است که پیکر خانواده را نابود ساخته و سلامتی روحی و جسمی مهم ترین رکن یک خانه یعنی زن را تهدید کرده و وی را از پا می اندازد. این عریان ترین جلوه اقتدار مردسالاری، مختص یک جامعه نیست و در میان گزارشات رسیده از جوامع غربی که مدعیان دروغین حقوق بشر و حقوق زنان هستند نیز به کرات دیده شده است. در این نوشته برآنیم تا به بررسی خشونت خانگی زنان در کشور انگلستان بپردازیم.
کلیدواژه: خشونت علیه زنان، حقوق بشر، انگلستان، قطعنامه، حقوق زنان، غرب.
مقدمه
خانواده نخستین و پایدارترین  نهادهای اجتماعی است که هویت انسانی و جامعه پذیری فرد در آن شکل می گیرد و موجب پذیرش ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و همچنین انتقال الگوهای روابط و تعامل به سایر نهادهای اجتماعی است. بدون شک هیچیک از آسیب های اجتماعی نیست که فارغ از تأثیر خانواده باشد.(ساروخانی،1379: 12-11) بنابراین هر آنچه در خانواده اتفاق می افتد مستقیماً در جامعه بازتاب پیدا می کند. خشونت های خانگی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. وقتی فرزندان در خانواده خود با آزار و اذیت مادر توسط پدر خانواده مواجهه می شوند این خشونت به نوعی الگو می شود و در جامعه و همچنین نسل های بعد تسری می یابد.
خشونت، رفتاری است که با هدف آسیب رساندن به دیگری، به گونه های جسمی، روانی، تحمیل محدودیت های مالی، ممانعت از پیشرفت های شغلی و ارتقای توانایی های فردی، بی اعتنایی به دیگری( در صورتی که می دانیم او به توجه و حمایت ما نیازمند است) گفته می شود.( جامعه ما و خشونت خانگی، سید محمد جعفر صفایی، )
در ماده یک قطعنامه 104/48 مورخ 20 دسامبر 1993 مجمع عمومی خشونت علیه زنان اینگونه تعریف شده است: خشونت علیه زنان یعنی هر اقدام خشن متکی بر جنسیت که منجر به آسیب یا رنج جسمی، جنسی یا روانی نسبت به زنان، از جمله تهدید انجام چنین اعمالی، محرومیت اجباری یا خودسرانه از آزادی چه در زندگی عمومی یا خصوصی شود یا احتمال دارد منجر شود. (UN.1993 )
این رفتار خشن با زنان در تمامی جوامع و کشورها با اندکی تفاوت در میزان آن در تمامی سطوح اقتصادی و اجتماعی دیده می شود. مسئله خشونت علیه زنان چنان فراگیر و بدون مرز است که نهادهای جهانی نظیر سازمان ملل متحد و سازمان های دفاع از حقوق بشر را واداشته است که در برابر این موضوع واکنش نشان دهند، به طوریکه در قطعنامه کنفرانس حقوق بشر که در سال 1997 در وین برگزار شد، با اشاره به اشکال خشونت اعمال شده علیه زنان در سراسر جهان، بر این نکته تأکید شده است که باید در نگرش مردان به زنان تغییراتی داده شود و زنان به مردان یاری برسانند که در برداشت های خود درباره زنان تجدید نظر کنند.(کار،1380: 18)
با توجه به اینکه این امر در میان کشورهای غربی علیرغم ادعاهای حقوق بشری آنان به شدت به چشم می خورد در این نوشته سعی بر آن است به بررسی خشونت علیه زنان در انگلستان پرداخته شود.
انواع خشونت
در ماده دو قطعنامه 30 دسامبر 1993 مجمع عمومی خشونت علیه زنان را بدین صورت نام برده اند:
الف- خشونت جسمی، جنسی و روانی که در خانواده انجام شود، از جمله کتک زدن، سو استفاده جنسی از کودکان مونث در خانواده، خشونت مربوط به جهیزیه، برقراری رابطه جنسی اجباری در زندگی زناشویی، ختنه زنان و سایر روش های سنتی زیانبار برای زنان، خشونت در خارج از چارچوب ازدواج و خشونت ناشی از بهره کشی.
ب- خشونت جسمی، جنسی و روانی که در جامعه رخ می دهد از جمله تجاوز، سو استفاده جنسی، آزار و ارعاب جنسی در محل کار، در موسسات آموزشی و هر جای دیگر، قاچاق زنان و فحشای اجباری.
ج- خشونت جسمی، جنسی و روانی به وسیله دولت یا ناشی از اغماض دولت و در هر جا که رخ دهد. (UN.1993 )
شایع ترین نوع خشونت علیه زنان، خشونت اعمال شده توسط شریک زندگی است که از آن به عنوان خشونت خانگی (Domestic Violance) یا خشونت توسط شریک نزدیک یاد می شود. این مشکل را تمام جوامع و در میان تمامی لایه های اجتماعی می توان مشاهده کرد و مختص یک جامعه یا یک طبقه اقتصادی و اجتماعی خاص نیست.
گانلی و شکتر خشونت خانگی را بر اساس نوع رفتار فرد آزارگر به انواع زیر تقسیم کرده اند:
الف-خشونت جسمی: خشونت جسمی با رفتارهایی مانند خراشیدن ناخن، گاز گرفتن، چنگ زدن، تکان دادن، تنه زدن، هل دادن، پرت کردن، پیچ و تاب دادن، مشت زدن، سیلی زدن، اقدام به خفه کردن و سوزاندن مشخص می شود.
ب- خشونت روانی: از دید گانلی و شکتر خشونت روانی شامل تهدید، حمله به اموال و دارایی، حمله به حیوانات اهلی منزل، آزار عاطفی، جداسازی و منزوی کردن و استفاده از کودکان علیه زن است. اما در نگاهی فراگیرتر به مفهوم خشونت خانگی به ویژه در بعد روانی، خشونت گاه طیف وسیع تری از رفتارها مانند کنترل رفتارها و تعیین آنچه زن می تواند انجام دهد یا نمی تواند، محروم کردن از اطلاعات، خرج کردن پولی که متعلق به زن است، ایجاد محدودیت در رفت و آمد یا دسترسی به تلفن و .... را نیز دربرمی گیرد.(سالتزمن و همکاران، 2000، )
پ-خشونت جنسی: با تحت فشار قرار دادن برای رابطی جنسی،رابطه جنسی با تهدید و اجبار، اشکال ناخواسته رابطه جنسی، رابطه جنسی در زمان نا مناسب و رابطه جنسی با زور و فشار مشخص می گردد.
ت- خشونت اقتصادی: رفتارهایی مانند قطع هزینه رفت و آمد، غذا،پوشاک، سرپناه و پول را شامل می گردد. شایان ذکر است که محدوده های واضح و مشخصی میان انواع آزار وجود ندارد و معمولاً اشکال مختلف آزار به صورت همزمان بروز می کنند. به عنوان مثال بدرفتاری روانی اغلب زمانی رخ می دهد که انواع دیگر سوء رفتار وجود داشته باشد به گونه ای که برخی از متخصصان معتقدند که بدرفتاری روانی زیربنای همه ی انواع بدرفتاری هاست. بنابراین خشونت جسمی، جنسی و عاطفی را می توان به منزله اشکالی از مرحله حاد اعمال سلطه و کنترل تلقی نمود.( سالتزمن و همکاران، 2000)
خشونت علیه زنان در غرب
زنان نیز مانند مردان دارای آزادی هایی هستند و باید این حقوق را محترم شمارد و آنها را رعایت کرد. در ماده 3 اعلامیه مجمع عمومی گفته شده زنان استحقاق برخورداری از کلیه حقوق بشر و آزادی های بنیادی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی یا هر زمینه دیگری و قرار گرفتن تحت حمایت این حقوق را دارند. این حقوق عبارت از موارد زیر است:
الف)حق زیستن
ب)حق برابری
ج)حق آزادی و امنیت انسان
د)حق برخورداری برابر از حمایت قانون
ه)حق آزاد بودن از کلیه اشکال تبعیض
و)حق برخوردار بودن از عالی ترین معیارهای قابل حصول سلامت . بهداشت جسمی و روانی
ز)حق برخورداری از شرایط عادلانه و مساعد کار
ح)حق قرار نگرفتن در معرض شکنجه یا سایر رفتار یا مجازات بی رحمانه، غیر انسانی یا تحقیرآمیز. (UN.1993 )
سازمان ملل متحد در راستای حمایت از حقوق زنان، روز 25 نوامبر را روز بین المللی رفع خشونت علیه زنان معرفی نموده است. کمیسیون مقام زن نیز یکی از اولین نهادهایی است که شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد در سال 1946 آن را تشکیل داده است و مهم ترین رکن سازمان ملل برای تصمیم گیری و سیاست گذاری در مورد جایگاه زنان است.
در سال 1972 نیز کمیسیون مقام زن نظر دولت های عضو را نسبت به شکل و محتوای یک سند بین المللی درباره حقوق زنان جویا شدو در سال 1974 کمیسیون مقام زن تنظیم پیش نویس کنوانسیون حذف تبعیض علیه زنان را آغاز کرد.(توحیدی، 1378: 247) سر انجام کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان در 18 دسامبر 1979 طی قطعنامه 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و در سوم سپتامبر 1981 لازم الاجرا شد.
با بررسی و مطالعه تحول حرکت ها و اقدامات حمایتی از زنان در اسناد مختلف بین المللی و ایجاد کنوانسیون ها و نهادهای مختلف برمی آید که هر چند در سال های اخیر نوع نگرش نسبت به زنان تغییر کرده و برخی از محرومیت ها و ظلم های محلی و یا ملی نسبت به زنان کاهش و سلامتی، باروری، سواد و بهداشت و حتی برخی رفتارهای خشن و غیرانسانی نسبت به آنها بهبود یافته است اما نکته مهم و نگران کننده مبانی نگرش حاکم بر مفاد این اسناد بین المللی است که رویکردی فمنیستی و انسان گرایانه دارد و در آن اخلاق، تعاون و همکاری بین زنان و مردان و نگرش های فرهنگی، سنتی، دینی و اهمیت معنوی و عاشقانه خانواده مغفول مانده است و از طرف دیگر همچنان در کشورهای مختلف مردان بدون توجه به قوانین بین المللی به بدرفتاری و خشونت علیه زنان می پردازند.
اين پديده در كشورهاي اروپايي و آمريكـا نيـز از جملـه مشغله هاي فكري مهم جامعه شناسان محـسوب مـي شـود.(احمدی خراسانی، 1379: 34) نتايج مطالعات مؤيد آن است كه در آمريكا بيش از 12 ميليون نفر از زنان در برهه اي از زندگي خود تجربه خشونت جـسمي را داشته اند. همچنين بين 8 تا 29 درصد از زنان حامله مـورد بدرفتاري جسمي قرار ميگيرند. نيمي از زنان به قتـل رسـيده در آمريكا و انگليس توسط شوهر يا شوهر سابق خـود كـشته شده اند (Thompson,1998: 395) در ايران نيز مانند ديگر كشورها خـشونت عليـه زنان يك معضل مهم اجتمـاعي اسـت. بررسـيهـاي پزشـكي قانوني نشان ميدهد در 2/5 سال گذشته از مجموع 2 ميليون و 253 هزار زن مراجعه كننده بـه پزشـكي قـانوني كـه مـورد ضرب و شتم قرار گرفته اند، بيش از نيم ميليـون نفـر از آنـان قرباني خشونت خانوادگي بوده اند.(ابوالمعالی و دیگران، 1379: 85)
دلایل شکل گیری خشونت علیه زنان در غرب
بر اساس نظرسنجی که از عده ای از پاسخگویان به خشونت خانگی علیه زنان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا صورت گرفت، به عوامل زیر به عنوان شکل دهنده خشونت بر حسب درصد اشاره شده است:
-استفاده از الکل 95%
-اعتیاد به مواد مخدر 92%
-فقر و محرومیت 77%
-بیکاری 72%
-وجود انگیزه فردی 69%
-قضاوت زن توسط مرد 65%
-رفتار غریزی و مستعد خشونت 62%
-عقاید مذهبی 60%
-پایین بودن سطح تحصیل 58%
-روش تقسیم قدرت 58%
-رفتار محرک زنان 52%
-رسانه ها 44% (Domestice violence against women, 2010, P:68)
خشونت خانگی زنان در انگلستان
حمایت از حقوق زنان، ، همیشه از جمله ادعاهای پر زرق و برق در رسانه‌ها و محافل سیاسی اروپا و آمریکا بوده است و آنها همواره مدعی حفاظت از آسایش و رفاه و امنیت زنان در قالب نظام‌های سکولار خود بوده‌اند. این در حالی است که آمار وحشتناک ستم به زنان در فجایع افسارگسیخته و نظام‌مند غرب همچنان رو به فزونی است. در عین‌حال، انتشار برخی اخبار و تحلیل‌ها در باب خشونت علیه زنان در اروپا و آمریکا، اقدامی غیرقابل اجتناب از جانب برخی رسانه‌هاست که دریافته‌اند کتمان و سرپوش گذاشتن بر این قبیل فجایع دردی را دوا نمی کند و دیگر کار از کار گذشته است.
رفتارهای فاجعه‌بار بر پیکره زنان کشورهایی اروپایی، خیل کثیری از قربانیان را با اختلالات جبران‌ناپذیر روحی و روانی روبرو می‌کند که گاه تا آخر عمر از عوارضی چون اضطراب، افسردگی، احساس‌گناه ، پارانوئید، افکار خودکشی و از دست‌دادن اعتمادبه‌نفس رنج خواهند برد.
یکی از شایع ترین موارد خشونت علیه زنان در انگلستان، خشونت خانگی می باشد. در اواخر دهه هفتاد در انگلیس سه قانون از تصویب گذشت که هر سه به منظور کمک به زنان کتک خورده وضع شده بود: قانون خشونت خانگی و رسیدگی به امور زناشویی(DVMPA) در سال 1976، قانون رسیدگی به امور خانگی(DPMA) در سال 1978 و قانون مسکن(برای افراد بی خانمان) در سال 1977. این قوانین در عمل حمایت از زنان را چندان گسترده تر نکرده است. از طرفی هم بی میلی پلیس به مداخله در این امر حتی در مواردی است که حکم با قرار بازداشت همراه باشد، اگرچه قوانین انگلستان در زمینه خشونت خانگی حکایت دستگاهی حقوقی است که همه چاره های لازم را فراهم آورده است، اما بدون ضمانت اجرایی و در عمل چنان که باید وظیفه محافظت از زنان را انجام نمی دهد و آنان را آسیب پذیر رها می کند.(آبوث و والاسف 1380: 243-242)
آمارهای منتشر شده در خصوص خشونت علیه زنان در انگلستان به حدی است که روزنامه انگلیسی گاردین آن را وحشتناک خوانده و نوشته است: یک چهارم از زنان انگلیسی در طول عمر خود از خشونت خانگی رنج می برند و با وجود آنکه تمام موارد به پلیس گزارش داده نمی شوند، در هر30 ثانیه یک تماس مربوط به خشونت علیه زنان با پلیس انگلیس گرفته می شود و هر هفته دو زن بر اثر خشونت همسر فعلی و یا سابق خود، جان خود را از دست می دهند.
رشیده مانجو سفیر ویژه سازمان ملل در خصوص خشونت علیه زنان در انگلیس با ارائه گزارشی به سازمان ملل در 19 می 2015 خشونت خانگی را یکی از فراگیرترین خشونت ها علیه زنان در انگلستان معرفی کرد و طبق اسناد پلیس انگلیس در سال های 2012 و 2013 اعلام داشت 77% قربانیان زن توسط همسران فعلی و یا سابق خود کشته شده اند.(زهره نقی پور فر "وقتی مجریان بی بی سی فارسی با چشمان بسته به سر کار می روند" . خبرگزاری فارس، 17/09/94 )
علاوه بر خشونت در خانواده، زنان انگلستان در جامعه نیز دچار خشونت هستند. صرفا در سال 2013، 60894 تجاوز جنسی به زنان در خارج از خانواده گزارش شده است که نسبت به سال 2012، 17 درصد افزایش یافته است. همچنین 91 درصد از زنان در انگلستان، قربانی انواع تجاوزات و تهدیدات جنسی بوده اند. بر اساس گفته های مصاحبه شوندگان، 38 درصد از زنان قربانی تجاوز جنسی در سال 2011 به دلیل نگرانی از اقدامات تلافی جویانه و یا آبروی خود، موارد تجاوز به خود را به هیچ کس نگفته اند و 87 درصد نیز به پلیس گزارش نداده اند. از طرف دیگر، صرفا در شهر لندن و در سال 2013، 42 درصد از زنان جوان بین 16 تا 18 سال تجاوز جنسی را تجربه نموده اند. وضعیت تجاوز به زنان در مدارس انگلستان نیز بر اساس این گزارش بسیار نگران کننده می باشد. بر اساس یک نظر سنجی در سال 2010 در میان دختران دانش آموز 16 تا 18 ساله، مشخص گردید که یک سوم از آنان حداقل یکبار مورد سوء استفاده جنسی توسط همکلاسی های خود قرار گرفته اند(www.humanrights-iran.ir)
در قوانین انگلستان به زنان و میزان برخورداری و آشنایی به این حقوق و ساختار نهادهای جامعه در رساندن زنان به حقوقشان توجه چندانی انجام نمی شود. زیرا بسیاری از انواع رفتارهای بد مردانه نه برای زنان و نه حتی قانون گذاران بدرفتاری محسوب نمی شود.بلکه حق مرد بر زن به حساب می آید. از سوی دیگر برخی از قوانین و مقررات موجود نه تنها زنان را در برابر بد رفتاری ها مورد حمایت قرار نمی دهند بلکه بعضی از آنها از نظر قانون تأیید می شوند.
خشونت‌ها علیه زنان در انگلستان به جایی رسیده است که " سازمان پایان خشونت علیه زنان" (EVAW) که قدرتمندترین ائتلاف ضدخشونت زنان است خواستار پایان آن علیه زنان و دختران شده است.در روز بین المللی محو خشونت علیه زنان سازمان های مدافع حقوق زنان در بریتانیا از دولت این کشور خواستند تا اقداماتش را برای حذف و ریشه کنی این نوع خشونت‌ها در داخل کشور و در قاره اروپا افزایش دهد.  این گروه چند درخواست از دولت انگلیس کردند که از جمله آنها عبارتند از؛
 -ما خواهان حمایت آن هستیم تا دولت انگیس با امضای کنوانسیون شورای اروپا در رابطه با خشوت علیه زنان به مبارزه در این مسیر بپیوندد.
 -ما به همراه مؤسسه زنان و دیگر گروهها و طی نامه ای به روزنامه گاردین یاد آورد شدیم که قطع کمک های حقوقی و قانونی از زنان می تواند امنیت آنها را به خطر بیندازد.
 -ما از نخست‌وزیر می خواهیم تا تدابیری را در برابر ازدواج های اجباری و دیگر مظاهر خشونت که عمدتاً در اقلیت‌های قومی در این کشور صورت می گیرد بکار گیرد.(www.humanrightfirst.org)
نقض حقوق بشر که خشونت علیه زنان یکی از مصادیق مهم آنان تلقی می شود سبب شد تا 40 سازمان مردم نهاد حامی حقوق بشر در بریتانیا با نوشتن نامه ای به رهبران سیاسی این کشور از آنها بخواهند تا از حقوق بشر حمایت کنند.
این نامه که در 10 دسامبر در تایمز لندن چاپ شد درست چند روز پیش از هشدار رئیس نهاد حقوق بشر سازمان ملل به انگلیس نوشته شد و سازمان حقوق بشر با هشدار به بریتانیا به این کشوراعلام کرد که هرگونه تلاش برای تغییر، و تضعیف قانون حقوق بشر می تواند تاثیری منفی بر دموکراسی جهانی در مجامع حقوق بشری بگذارد.
نتیجه گیری
از آنجا که زنان، در معرض انواع خشونت ها قرار گرفته و آرامش و امنیت آنان هم در بیرون خانه و هم حتی درون حریم خانواده مورد تهدید قرار می گیرد. کشورهای غربی که مدعیان حقوق بشر و فمنیسم و دفاع از حقوق زنان هستند بزرگترین تهدید کنندگان و ناقضان حقوق زنان بوده و آرامش آنان را در درون خانه از بین می برند.
خشونت علیه زنان در انگلستان یک بحران ملی است که لازم است با آن مقابله شود و منابع و عزم لازم برای برچیدن آن فراهم گردد. در این جریان مردان نیز باید در کنار زنان حمایت لازم در حل بحران را به عمل آورده و به نوبه خود به مقابله با فرهنگی بپردازند که به زنان به عنوان ابزار جنسی و فرودست جامعه می نگرد.
منابع
1- ابوالمعالي خديجه، صابري لطيفه، بناب محيالـدين.( 1379) در ترجمـه بهداشـت رواني زنان، كارلسون كارن، ايزنشتات استفاني و ترازيپورين جي (مـؤلفين). چـاپ اول، تهران: نشر ساوالان.
2-آبوث،پاملا؛ والاس، کلر. (1380) جامعه شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، تهران: انتشارات نشر نی.
3- احمدي خراساني، نوشـين. (1379)، جـنس دوم، چـاپ اول. تهـران: نـشر توسـعه.
4-نقی پورفر، زهره. "وقتی مجریان بی بی سی فارسی با چشمان بسته به سر کار می روند" ، در خبرگزاری فارس، 17/09/94، قابل دسترسی در سایت:                www.farsnews.com                                                                                       
5-توحیدی،احمدرضا. (1378) "بررسی عملکرد سازمان ملل متحد در قلمرو حقوق زنان"، همایش مسائل و مشکلات زنان، اولویت ها و رویکردها، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.
6-ساروخانی،باقر(1379) جامعه شناسی خانواده، تهران: انتشارات سروش.
7-کار، مهرانگیز.(1380) پژوهش درباره خشونت علیه زنان در ایران، تهران: انتشارات روشنگران.
8-معاونت امور بین الملل ستاد حقوق بشر- مرکز پایش، گزارش گزارشگر ویژه درخصوص خشونت علیه زنان در انگلیس ، 1/10/94، دسترسی در سایت:                                               http://www.humanrights-iran.ir/news-
-9Domestice violence against women, conducted by TNS Opinion And Social At The Request Of Directorate-General For Justice, Freedom And Security, European Commission, Publication: September 2010, P:68.
10-Ganley.A.L. and Schechte, S.(1996). Domestic Violence: A National Curriculum For Childrens Protective Services.San Francisco: Family Violence Prevention Fund.
-11Thompson RS, Meyer BA, Smith-DiJulio K, Caplow MP,Maiuro RD, Thompson DC, et al. A training program to improve domestic violence identification and management in primary care: preliminary results. Violence Vict, 1998 winter.
-12United Nation)UN). 1993. Declaration on The Eliminattion Of Violence Against  women. New York, General Assembly Resolution 48/104 Of December 1993.
-13 www.humanrightfirst.org

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 38 - اسفند ماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837