آرشيو

تبعیض رسانه‌ای

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده:
در جهان کنونی، رسانه‌ها از جمله بزرگترین ابزارهای بازنمایی جهان هستند، بنابراین موضوع بازنمایی و انعکاس خبری در رسانه‌ها بر چگونگی آن بستگی دارد. این‌که چه اخبار و حوادثی و چگونه رویدادهایی منعکس می‌شود. نظر به آن‌که رسانه‌های غرب در اختیار گروه‌های قدرتمند سرمایه داری است که موج‌های خبری جهان را با سیاست‌های خاصی دنبال کرده و پوشش می‌دهند و حتی گاهی نیز خود به ایجاد موج خبری اقدام می‌کنند، این امر طبیعی است که اخبار منفی مربوط به خود از پوشش مطلوب و صادقانه‌ای در رسانه‌ها بهره‌مند نشود و بالعکس با بهره‌گیری از این قدرت بر علیه کشورها و اقلیت‌های دیگر اخبار مربوطه را به گونه‌ای منتشر کنند که در راستای حفظ منافع و سیاست‌هایشان باشد.
کلیدواژگان: اسلام هراسی، آزادی بیان، حقوق بشر، نژادپرستی، رسانه
مقدمه:
اساساً هرچه ما درباره پیرامون خود می‌دانیم از طریق رسانه‌ها به ما داده شده است. این رسانه‌ها هستند که تصوری از جهان را برای ما ترسیم می‌کنند و می‌گویند که درباره آن چگونه فکر کنیم.
 هر رسانه‌ای برای اعتبار یافتن نزد مخاطبان و فضاسازی برای القای موارد لازم در مواقع ضروری، نخست باید این باور را در ذهن‌ها نهادینه کند که راست‌گو و بی‌طرف است؛ زیرا دروغ‌گویی همیشگی، اعتماد مخاطبان را سلب خواهد کرد. بنابراین این سوال مطرح می‌شود که آیا شبکه‌های رسانه‌ای در بازتاب اخبار از منظری بی‌طرفانه به قضایا می‌نگرند یا آنکه جانبدارانه به بازتاب رویدادها می‌پردازند؟ و با توجه به مسئله اسلام هراسی و تبعیض نژادی در غرب آیا رسانه‌های بین‌المللی خط‌مشی مشخصی در بیان تحولات خود و سایر کشورها در پیش رو دارند؟ در قبال تحولات سایر کشورهای منطقه خلیج‌فارس و به ویژه جمهوری اسلامی ایران چه رویکردی را اتخاذ کرده‌اند؟ در این نوشتار به بررسی استراتژی پروپاگاندا کشورهای غربی و چگونگی به تصویر کشیدن اخبار و تحولات کشورها با توجه به نژادپرستی رسانه‌ای به شیوه توصیفی – تحلیلی خواهیم پرداخت.
چارچوب مفهومی:
مفهوم نژادپرستی:
نژادپرستي باوري است كه بر حسب آن يك گروه نژادي، خود را برتر از گروه‌هاي نژادي ديگر مي‌داند و يكي از قدرتمندترين و مخرب‌ترين اشكال تبعيض است.(‌بروس‌، كوئن،1380 :349)
سراسر تاريخ بشر آكنده از نژادپرستي است. يونانيان باستان، هنديان و چيني‌ها علي‌رغم خدمات زيادي كه به بشريت كرده‌اند، در پَست شمردن نژادهاي ديگر، سابقه زيادي دارند. نژادپرستي، همچنين نقش عمده‌اي در تاريخ معاصر آمريكا بازي كرده است. مردم سفيدپوست آمريكا، نژادپرستي را به مثابه توجيهي براي برده‌داري و يا تحقير سياه‌پوستان به كار مي‌برند. اغلب در جامعه‌اي كه نژادپرستي در آن رايج است، گروه مسلط، نژادپرستي را چنين توجيه مي‌كند، كه اعضاي گروه ديگر از لحاظ هوش پست‌ترند.
گر چه امروزه به دليل مبارزات مساوات‌طلبانه اجتماعي و بالا رفتن سطح فرهنگ و آگاهي مردم، نژادپرستي تقليل چشم‌گيري يافته است، اما هنوز به صورتهاي پنهان و آشكار (در سراسر جهان، به ويژه كشورهاي صنعتي پيشرفته)، باعث تحقير و پست شمردن گروه‌هاي نژادي غير سفيدپوست مي‌شود و آنها را از مزايا و فرصت‌هاي اجتماعي محروم مي‌كند.(عضدانلو، حميد، 1386: 614)
نژادپرستی مدرن امروزی را می‌توان در رسانه‌های جمعی به خصوص رسانه‌های الکترونیکی، شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های خبری و تبلیغاتی به وضوح دید. درجهان امروز کمتر کسی را می‌توان یافت که با رسانه، ارتباط نداشته باشد. در این دنیای شبکه‌ای‌ که ماهواره‌ها نیز آن را هدایت می‌کنند، دیگر لازم نیست همچون گذشته یک منطقه برای مثال(هیروشیما) را با بمب اتمی هدف گرفت، بلکه این اطلاعات و انفجارآن با وسایل ارتباطی وهم‌چنین تبلیغات ناهنجار وانعکاس آن، جهانی را در برمی‌گیرد و تنش آن همه نسل بشر را درگیر می‌نماید. در تصویر این دنیای رسانه‌ای به راحتی و با کمترین زمان و هزینه‌ای، می‌توان خوبی‌ها را بد و بدی‌ها و زشتی‌ها را خوب جلوه داد و بی‌آنکه تکیه‌ای بر مستندات واقعی و معتبر داشت بر علیه گروهی تبلیغات نادرست کرد.
نژادپرستی رسانه‌ای
«نژادپرستی رسانه‌ای»، امروزه فاجعه‌ای است که صاحبان امپریالیسم رسانه‌‌ای به آن دامن می‌زنند‌. درنقاط مختلف جهان این روند در حال اجرا است، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، اروپا، آفریقا، آسیا به خصوص در منطقه خاورمیانه و سرزمین‌های اسلامی.
 به نظر می‌رسد؛ گفتمان آقای هانتینگتون در کتاب «برخورد تمدن‌ها» واین که غرب نمی‌تواند با اخلاق اسلامی برخورد نماید، آن‌ها را به این فکر و مسیر هدایت کرده است که؛ حالا که نمی‌توانیم با اخلاق اسلامی مقابله کنیم بهتر است آن را مورد هجوم قرار دهیم‌. امروزه سرزمین‌های یمن، سوریه، بحرین، عراق، لیبی، سودان و… دستخوش تجاوزات گاه بی گاه قرار گرفته.‌ چنانچه در این راستا که عملکرد رسانه‌ها را مورد مطالعه قرار دهیم به این نتیجه می‌رسیم که یا آن‌ها از شگرد سکوت استفاده می‌کنند و یا این که سلطه رسانه‌ای خود را آن طور که سلیقه‌شان هست اعمال می‌نمایند.
تروریسم رسانه‌ای
رسانه‌های جمعی با تأکیدی که روی تروریسم می‌کنند، یک آینده نامشخصی را در برابر دیدگان مخاطبان خود ترسیم می‌کنند. مثلاً در ایالات متحده امریکا بعد از حملات تروریستی یازده سپتامبر رسانه‌هایی که مطالب مربوط به عملیات‌های تروریستی را منعکس می‌کردند، باعث بالا رفتن میزان ترس مخاطبان امریکایی شدند. این ترس باعث شد که سیاستمداران امریکایی با تأکید بر خطر حملات تروریستی شروع به لشکرکشی به کشورهای مختلف کنند و با این ابزار افکار عمومی ایالات متحده را در برابر خواست‌های جنگ‌طلبانه‌شان متقاعد کنند. (Altheide,2007.P.2) اکثر مطالعاتی که درباره ارتباط میان تروریسم و رسانه صورت گرفته است‌؛ تمرکزشان را روی پاسخی که از طرف رسانه نسبت به رویدادهای تروریستی داده می‌شود، قرار داده‌اند. آن‌ها به طور کلی به این نتیجه رسیده‌اند که ارتباط میان تروریسم و رسانه یک ارتباط هم‌زیستانه است که گروه‌های تروریستی از رسانه به عنوان ابزاری برای رساندن پیام‌های خود به گروه مخاطبان هدف استفاده می‌کنند. (Lockyer2003,.P.7) شاید بتوان گفت که یکی از با نفوذترین نظریه‌پردازان تروریسم نوین‌، کارلوس ماریگلای برزیلی باشد. او در مقاله‌ای با عنوان «دفترچه چریک های شهری» نوشته است‌: «ربودن چهره‌های شناخته شده به علت فعالیت‌های هنری‌، ورزشی یا فعالیت‌های دیگر که هیچ اظهارنظر سیاسی نکرده‌اند، شاید بتواند نوعی از تبلیغات را به نفع انقلابیون ایجاد کند... رسانه‌های جمعی نوین تنها با اعلام آنچه انقلابیون انجام می‌دهند، ابزارهای مهمی برای تبلیغات هستند. جنگ اعصاب یا جنگ روانی‌، یک روش مبارزه بر پایه کاربرد مستقیم یا غیرمستقیم رسانه‌های جمعی است.
حمله به بانک‌ها، به رگبار مسلسل بستن‌، فرار از خدمت و دزدیدن سلاح از محل خدمت‌، فراری دادن زندانیان‌، اعدام‌ها، آدم‌ربایی‌ها، خرابکاری‌، تروریسم و جنگ اعصاب همگی نمونه‌هایی از این روش هستند. منحرف کردن هواپیماها از مسیرشان‌، حمله به کشتی‌ها و قطارها و به تصرف درآوردن آن‌ها به دست چریک‌ها نیز می‌توانند با هدف اثرات تبلیغاتی آن‌ها مورد استفاده قرار بگیرند (Weimann 2003) .روشن است که تروریست‌ها در برنامه‌ریزی اقدامات خود، رسانه‌ها را عامل اصلی در نظر می‌گیرند. آن‌ها اهداف‌، مکان و زمان را بر اساس ترجیحات رسانه‌ای انتخاب کرده و تلاش می‌کنند تا معیارهای ارزش رسانه‌ای داشتن‌، زمان‌بندی‌ها و مهلت‌های رسانه‌ای را برآورده سازند. آن‌ها کمک‌های تصویری از قبیل فیلم‌، قطعات ویدئویی از حملات و اعتراضات به زور گرفته شده از گروگان‌ها، مصاحبه‌های ضبط شده و اعلام وفاداری‌های اجراکنندگان خشونت را می‌سازند و همچنین اطلاعیه‌های خبری مطبوعاتی و ویدئویی حرفه‌ای ارائه می‌کنند. تروریست‌های جدید‌، رسانه‌ها را با تبلیغات در پوشش خبری‌، به صورت مستقیم و غیرمستقیم تغذیه می‌کنند. آن‌ها همچنین پوشش خبری را زیرنظر گرفته و گزارش‌های روزنامه‌نگاران مختلف و سازمان‌های رسانه‌ای آن‌ها را از نزدیک بررسی می‌کنند. فشار تروریست‌ها بر گزارشگران شکل‌های بسیاری به خود می‌گیرد: از میزبانی باز و دوستانه گرفته تا تهدیدهای مستقیم‌، باج‌گیری و حتی قتل‌های ارعاب آمیز. بالأخره سازمان‌های تروریستی رسانه‌های خودشان را می‌چرخانند؛ از کانال‌های تلویزیونی گرفته‌، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و مجلات‌، کانال‌های رادیویی و نوارهای صوتی و تصویری تا جدیدترین آن‌ها یعنی پایگاه های تارنمای اینترنتی. (2003 ، Weimann )
پروپاگاندای رسانه‌ای در ارتباط با تحولات امریکا
آمریکا در چند ماه اخیر صحنه اعتراضات مردمی در اعتراض به نژادپرستی و خشونت پلیس بوده اما نحوه پوشش اخبار این اعتراضات در رسانه‌های غربی به گونه‌ای است که گویا اتفاقی خاص در ایالات متحده رخ نداده است.
نحوه پوشش این خبر از سوی رسانه‌هایی چون بی بی سی، رویترز، آسوشیتدپرس و ... به گونه ای است که گمان می‌شود این تنها اجتماع عظیمی بوده که در آمریکا انجام شده است. به عبارت دیگر گویا رسانه‌های غربی با بزرگنمایی در مورد تجمع شب گذشته نیویورک سعی دارند تا به گونه‌ای نامحسوس اعتراضات چند ماه اخیر در آمریکا را کم‌رنگ و غیر‌مهم جلوه دهند.
این رسانه‌ها در انتقال خبر و مفاهیم از شیوه‌های مختلف سانسور بهره می‌برند. اگر بتوانند از شیوه سنتی سانسور یعنی عدم اشاره به موضوع استفاده می‌کنند. با توجه به گسترش رسانه‌های اجتماعی این شیوه در حال حاضر چندان برای این گونه رسانه‌ها نمی‌تواند مطلوب باشد و اعتبار! آنها را دچار خدشه می‌سازد.
از این رو شیوه "سانسور نرم" را به کار می‌برند. در این شیوه اصل خبر کتمان و سانسور نمی‌شود، بلکه خبر به گونه‌ای منعکس می‌شود که آثار اجتماعی آن را را کنترل کرده و تخفیف بدهند. در این شیوه از "سواد رسانه‌ای" مخاطب بهره گرفته می‌شود و اخبار به گونه‌ای ماهرانه منعکس می‌شود که مخاطبی که سواد رسانه‌ای لازم را ندارد متوجه تحریفات نمی‌شود.
برای مثال بی.بی.سی در رابطه با تجمع پلیس در نیویورک می‌نویسد: ده‌ها هزار نفر از جمله مأموران پلیس سایر شهرها در مراسم خاکسپاری رافائل راموس، یکی از دو پلیسی که هفته گذشته بر اثر شلیک گلوله در نیویورک کشته شد شرکت کرده‌اند.
در ماه گذشته نیز اقدام هیئت‌های منصفه میسوری و نیویورک در بی‌گناه دانستن افسران پلیسی که اقدام به قتل مارتین براون و یک شهروند سیاه‌پوست دیگر کرده بودند، موجب شد تا بار دیگر شهرهای مختلف آمریکا صحنه اعتراضات گسترده باشند. شدت اعتراضات در آمریکا در واکنش به این اقدام هیئت‌های منصفه به حدی رسید که در بیش از ۱۰۰ شهر و ایالت این کشور مردم در اعتراض به نژاد‌پرستی به خیابان‌ها آمدند اما در کمال تعجب شاهد بودیم که رسانه‌های غربی اشاره چندانی به گستردگی این اعتراضات نمی‌کردند و در اخبار خود به مواردی همچون اعتراضاتی مسالمت‌آمیز و محدود در برخی شهرهای آمریکا برگزار شده اکتفا می‌کردند.‌
موضوع نژادپرستی در سیستم قضایی و دستگاه پلیس آمریکا امری ثابت شده است، به طوری ‌که گفته می‌شود، اگر پلیسی در آمریکا شهروندی را به قتل برساند در هیچ دادگاهی محکوم نمی‌شود، حال اگر این قربانی فردی غیر سفید‌پوست و از اقلیت‌های حاضر در ایالات متحده باشد، ماجرا از سوی رسانه‌های غربی به گونه‌ای پوشش داده می‌شود که گویا فرد کشته شده یکی از خطرناک‌ترین چهره‌های حاضر در این کشور بوده است؛ حوادث چند ماه اخیر و نحوه پوشش آن توسط رسانه‌ها نیز به خوبی نشان داد که نژادپرستی و نگاه تبعیض‌آمیز نه تنها در سیستم قضایی و دستگاه پلیس بلکه در رسانه‌های غربی نیز ریشه دارد.‌
پروپاگاندا به شیوه بی.بی.سی در جنبش اشغال وال‌استریت
«جنبش اشغال وال استریت»، از جمله وقایعی بود که رسانه‌ها را برای پوشش و انعکاس اخبار مربوط، سخت به خود مشغول کرد. این جنبش از شهرهای بزرگ ایالات متحده امریکا نظیر نیویورک و لس آنجلس آغاز و در ادامه به سایر شهرهای این کشور و سپس کشورهای اروپایی نظیر انگلستان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و ... کشیده شد.
در جریان این وقایع، هریک از رسانه‌های خبری کوشیدند تا اخبار را با توجه به منافع، وابستگی‌ها و سیاست‌های خود به مخاطبانشان عرضه کنند. در این میان، بی‌.‌بی‌.‌سی‌ فارسی با ارائه اخبار و گزارش‌های میدانی گوناگون از وضعیت اعتراضات و برخوردهای میان معترضان و نیروهای پلیس، بخش عظیمی از اخبار رویداد محور و برعناصر خبری چه، که، کی و کجا بوده است. در اغلب این اخبار، معترضان، نخل نظم و امنیت عمومی، اخلالگر و قانون شکن معرفی شده‌اند که در برخی موارد خشن و مسلح نیز بوده‌اند و برخورد پلیس با آنان ملایم و در چارچوب قوانین و با رعایت کلیه موازین حقوق بشر(که دولت های غربی و در رأس آنها امریکا داعیه‌دار آن هستند) صورت گرفته است. بنابراین، در این باره نیز بی.‌بی.‌سی به جای آنکه از دلایل اعتراضات و خواسته ‌های واقعی معترضان سخن بگوید، به ذکر کلیات تکراری اکتفا کرده و به سرعت به تصویر‌سازی منفی از معترضان و مثبت از نیروهای پلیس و اقداماتشان پرداخته است و به جای پرداختن به اصل موضوع که همان دلایل شکل‌گیری اعتراضات، تاریخچه آن، نتایج و پیامدها و .. است، از موراد فرعی سخن گفته است. (بشیر، حسن؛ بیگدلی، محمد فاضل؛ 1393)
ایران هراسی نیز بخشی دیگر از رویکرد بی.‌بی.‌سی فارسی در قبال وقایع جنبش وال استریت است که باهدف تخریب چهره ایران صورت گرفته است. در این مورد نیز انحراف بی.‌بی.سی فارسی از اصل موضوع و پرداختن به مسائل فرعی و حتی بی‌ربط مشهود است. در واقع بی‌.بی‌.سی فارسی با هدف دفاع از نظام سرمایه داری، با دستاویز قرار دادن گفته‌های یک مقام ایرانی(که حتی نام و عنوان وی را نیز مشخص نکرده است)، ایران را به فریبکاری متهم کرده و با القای تصویری دروغگو از ایران، درصدد دفاع از نظام سرمایه‌داری است.
در مجموع می‌توان گفت هدف اصلی این سایت خبری در وهله نخست، دفاع از جایگاه نظام سرمایه داری به عنوان چارچوب اساسی اقتصاد غرب در برابر انتقادات و خلل‌های وارد شده است که در این راه مجبور به انتقاد و زیر سوال بردن دولت دموکرات امریکا و سیاست‌هایش شده است. در واقع بی.بی.سی در گام نخست، دولت دموکرات امریکا را با انتقادی ملایم و هشدارهای جدی قربانی دفاع از حریم نظام سرمایه‌داری کرده است و در ادامه سعی کرده است تا با انحراف از موضوع اصلی و مطرح کردن موارد فرعی نظیر حقوق بشر، تضعیف جنبش وال استریت و ...، از شأن و اعتبار کشور امریکا به عنوان نماد و سردمدار کشورهای غربی که پایه نظام سرمایه‌داری محسوب می‌شود، دفاع کند.(همان: 1393)

امپریالیسم رسانه‌ای بر فضای ارتباطی
به دنبال موج اسلام ستیزی و ایران هراسی در غرب و ترس از رواج یافتن اندیشه اسلامی ایرانی در بین جوانان غربی و کشورهای اسلامی، امریکا به همراه چند کشور هم پیمان خود، اقدام به حذف و قطع شبکه‌های تلویزیونی ایران از روی ماهواره‌های بین‌المللی کرده است. امریکا که خود را قطب آزادی بیان می‌داند و دائماً در جلسات و مذاکرات خود با سایر کشورها، ایران را متهم به نقض آزادی بیان و حقوق بشر می‌کند، خود مرتکب بزرگترین و آشکارترین نقض آزادی بیان در سطح جهان شده است. طبق ماده 19 «اعلامیه جهانی حقوق بشر» حقوق افراد برای بیان آزاد افکار و دیدگاه‌ها مقدس است. همچنین، در این بند اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی آزاد باشد.»
این اقدامات نشان از نگرانی غرب و بعضی از کشورهای عربی از گسترش صدای نظام جمهوری اسلامی ایران در سایر کشورهای اسلامی و غربی است که این موضوع دقیقاً با ادعای آنان مبنی بر دفاع از آزادی بیان و انتشار آزادانه اطلاعات و ارتباطات مغایرت داشته و بیش از پیش به سلطه امپریالیسم رسانه‌ای غرب بر فضای ارتباطی صحه گذاشته است.
متأسفانه شیوه سلطه رسانه‌ای فقط محدود به کشورهای غربی نمی‌شود، بلکه در کشورهای عربی نیز نمود پیدا کرده و ما شاهد این چنین برخوردی با شبکه‌های ایران و سایر کشورهای حق طلب بوده‌ایم. به عنوان مثال کشور عربستان، قطر و الجزیره در تلاشند با بهره‌گیری از این ابزار و قدرت رسانه‌ای، دیدگاه‌های خود را به جهانیان تحمیل کنند؛ چرا که توان شنیدن حرف‌های دیگران را ندارند و از شنیدن حق هراس دارند.
تصویر اسلام و زن مسلمان در رسانه‌های غرب
تصویری که رسانه‌های غربی از اسلام ارائه می‌دهند، ریشه در احساس خطری دارد که غرب از اسلام در طی قرون متمادی داشته است. این نگاه، نگاهی نفرت‌انگیز توأم با ایجاد جو ترس و وحشت، با چاشنی تمسخر رسانه‌ای جدید می‌باشد.
عملکرد رسانه‌های غربی در ارتباط با زنان در کشورهای مسلمان نیز به گونه‌ای است که سعی دارند ارزش‌ها و هویت اسلامی وی را خدشه دار کرده؛ چرا که با سنت غالب فرهنگی غرب که در بی‌حجابی و آزادی از حجاب به معنای پوشش بدن برای زنان، معرفی می‌شود، متفاوت است.
رسانه‌های غربی، کارکرد دوگانه‌ای در مورد زنان اعمال می‌کنند. از یک سو ارزش‌های دینی و الهی زن مسلمان را به تمسخر می‌گیرند و آن را عامل سرکوب و حصر و دربند بودن آن معرفی می‌کنند و از سویی دیگر با چشم فروبستن بر عمق فاجعه‌ای که زن غربی را دربرگرفته است، سرابی بهشت‌گونه از وضعیت زنان در غرب ارائه می‌دهند.( محمدی نجات، محمدرضا، 1378)
زنان مسلمان به عنوان حلقه اصلی نهاد خانواده و دارای نقش فعال در جوامع اسلامی‌، مورد آماج تحقیرهای زهرآگین و مسموم رسانه‌های غربی قرار دارند. رسانه‌های غربی با به کارگیری شیوه‌ها و شگردهای متعدد و متنوع تصاویر دلخواه از نقش و جایگاه حقیقی زن در جوامع اسلامی نشان می‌دهند. آن‌ها با طرح ادعاهای حقوق بشر مآبانه، علی‌رغم جایگاه رفیع و متعالی زن در اسلام، تصویری موجودی اسیر، دربند و محاصره شده توسط سلایق و قوانین مردسالارانه ارائه می‌دهند و بدون توجه به جایگاه تنزل‌یافته و شخصیت حقیر شمرده زن غربی و جدایی او از کانون خانواده، زن مسلمان را به سوی این تنزل ترغیب و تشویق می‌کنند.
درک و تصور مردم جهان از واقعیت زندگی مسلمانان به وسیله تصاویر تلویزیونی، کلمات خصومت‌آمیز روزنامه‌ها و طنز بی‌رحمانه رقم زده می‌شود، مسلمانان در رسانه‌ها جایی ندارند و تریبونی برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است. بنابراین آن‌ها مجالی برای اعتراض و توجیه خود ندارند. ابراز هویت فرهنگی از سوی مسلمانان، تعصب خوانده می‌شود و مطالبه حقوق مشروع از سوی آن‌ها، بنیادگرایی قلمداد می‌گردد.(مهدی زاده، سید محمد، 1380)
نتیجه‌گیری:
جایگاه رسانه در زندگی بشر امروزی از اهمیت بالایی برخوردار بوده و بخش مهم تصمیمات او را در بر می گیرد؛ چرا که این رسانه ‌ها هستند که از دنیای اطرافمان تصویرسازی می‌کنند. در این میان رسانه‌های غربی نه تنها نگاه متفاوت و جهت‌دار به مسائل و پوشش اخبار،  در مورد حوادث و اتفاقات داخل کشور‌ خودشان دارند، بلکه با نگاه منفی و بدبینانه تصویری کلیشه‌ای از مسلمانان که آن‌ها را متعصب، خشن، غریبه(متفاوت)، مخالف زنان (whitaker, 2002:55) نشان می‌دهند.
کشورهای غربی که خود را داعیه‌دار حقوق بشر و آزادی بیان می‌دانند، با پوشش اخبار به نفع خود و صاحبان قدرت، مسئولیت اطلاع رسانی را با سیاست‌های قدرت‌های حاکم در غرب در هم آمیخته‌اند. بنابراین فضای حاکم در این رسانه‌ها از اصل صداقت و آزادی بیان در رسانه‌ها برخوردار نیست.
آنچه می‌توان به عنوان جمع بندی در اینجا مطرح کرد، این است که کشورهای غربی در شیوه‌های بازنمایی و بهره‌گیری از ابزارهای مختلف گفتمانی از جمله رسانه و با بهره‌گیری هوشمندانه از مفاهیمی چون فرهنگ، آزادی‌، حقوق بشر و... توانسته گفتمان‌های گوناگونی را در مورد اسلام و جامعه اسلامی مطرح کنند و در ماهیت نگاه به اصل تفاوت و برتری غرب بر شرق، نژادپرستی را به شیوه نوین بر علیه جوامع اسلامی به کارگیرند.
منابع:
1- كوئن، بروس.(‌1380).مباني جامعه‌شناسي، غلامعباس توسلي و رضا فاضل، تهران، سمت، چاپ دوازدهم، ، ص349.
2- عضدانلو، حميد.(1386‌).آشنايي با مفاهيم اساسي جامعه‌شناسي، تهران، ني، چاپ دوم، ، ص614.
3- http://jamejamonline.ir/online/1566480990160490327    غزه، قربانی نژادپرستی رسانه ای
4- محمدی نجات، محمدرضا.(1378).  مجله: مطالعات راهبردی زنان  پاییز - شماره 5
5- بشیر، حسن؛ بیدگلی،محمد فاضل.(1393). مجله: رسانه و فرهنگ » پاییز و زمستان 1393 ، سال چهارم - شماره 8 [
6- درخشه، دکتر جلال؛ حسینی فائق،سید محمد مهدی.(1388). اسلام هراسی در رسانه‌های غربی؛ مطالعه موردی رسانه‌های بریتانیا مجله: رسانه « پاییز 1388 - شماره 79»
7- مهدی زاده،سید محمد. (1380). (تصویرسازی منفی رسانه های غرب از جهان اسلام و ملل شرق) مجله: رسانه « پاییز 1380 - شماره 47»

8- whitaker, B.Islam and the British Press After September 11 (http://www.al-bab.com/media/articies/bw 02620.htm


ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 38 - اسفند ماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837