آرشيو

جنایات داعش و سکوت غربی ها

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 



چکیده
یکی از مهمترین جنایات علیه بشریت که در تاریخ معاصر صورت گرفته است جنایات سیستماتیک و هدفدار داعش (خلافت اسلامی شام و عراق) است که با "سکوت " و " بی تفاوتی " کشورهای غربی و آمریکا مواجه شده است این درحالی است که این کشورها در راستای تامین منافع خود در منطقه ، از هیچ حمایت پنهانی مالی – تسلیحاتی دریغ نکرده اند. با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش سعی دارد با روش توصیفی – تحلیلی رویکرد کشورهای های غربی را نسبت به نقض بی سابقه حقوق بشر توسط داعش مورد بررسی قرار دهد.

کلیدواژه :نقض حقوق بشر ، داعش ، غرب ، جنایت علیه بشریت

مقدمه
گروه موسوم به داعش(دولت اسلامی شام و عراق)در ماه ژوئن سال 2014 ،با تکیه بر نیروهای خارجی و( بعدها با خیانت نیروهای بازمانده صدام ) وارد عراق شدند و به سرعت پیشروی کردند. ابعاد این تهاجم به حدی است که نه تنها یکپارچکی عراق را تهدید می کند بلکه ترسیم مرزهای جدیدی در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا را دنبال می کند. (Dun & Bradstreet ,2014) ظهور داعش مهمترین تحولی منطقه ای است که اخیرا به وقوع پیوسته و معادلات منطقه ای و جهانی را تاثیر خود قرار داده است و از طرف دیگر این گروه تکفیری جنایات گسترده ای را علیه مردم سوریه و عراق مرتکب شده به طوری که به جرات می توان گفت نقض حقوق بشر به صورت فاحشی در این کشورها در جریان است که در که در نوع خود بی نظیر است. این جنایات غیرانسانی شامل تجاوز- خریدو فروش زنان و کودکان ، سربریدن - سوزاندن گروگان ها ، آدم ربایی ، نسل کشی اقلیت های قومی و مذهبی و مهاجرت اجباری از مناطق تحت سلطه داعش در ابعاد گسترده می شود. این پژوهش قصد دارد به این سوال پاسخ دهد که با توجه به جنایاتی که در عراق در حال وقوع است ، کشورهای غربی چه رویکردی نسبت به نقض حقوق بشر توسط داعش دارند ؟ پاسخ مطرح شده این است که مواضع کشورهای غربی بویژه آمریکا درمواجه با مسئله داعش براساس منافع این کشورها بوده تا جایی که در برخی موارد این گروه تکفیری را مورد حمایت قرار داده اند، از منظر دیگر، در حالی است که کشورهای غربی که خود را داعیه دار حقوق بشر می داند نسبت به این جنایات کمترین واکنش را نشان داده اند و امروزه "بی تفاوتی " این کشورها که مدعی حمایت از حقوق بشرند مشوقی برای جنایات داعش علیه مردم  عراق شده است .

1-    تاسیس گروه موسوم به داعش
برغم اینکه داعش گروهی نوظهور درسوریه است ولی گروه جدیدی نیست و از همه گروههای مسلح شناخته شده در سوریه به طور خاص و در منطقه به طور عام قدیمی تر است. تاریخچه داعش به سال 2004 یعنی هنگامیکه ابو مصعب الزرقاوی شبکه ای را به نام « جماعت توحید و جهاد » تاسیس ورهبری آنرا به عهده گرفت با شبکه القاعده به رهبری اسامه بن لادن بیعت کرد، باز می گردد. الزرقاوی پس از آن به عنوان نماینده شبکه القاعده در منطقه یا آنچه که موسوم به " شبکه القاعده در باد الرافدین" بود، مطرح شد. این گروه ( شبکه القاعده در بلاد الرافدین) هنگام اشغال عراق از سوی آمریکا بیش از پیش به عنوان یک گروه جهادی ضد نیروهای آمریکایی خود نمایی کرد و شماری از جوانان عراقی که برای مبارزه با نیروهای اشغالگر عراقی در کشورشان تلاش می کردند به آن پیوستند و بلافاصله با افزایش نفوذ آن در عراق به قوی ترین گروه شبه نظامی درحال جنگ در این کشور تبدیل شد. درسال 2006 الزرقاوی در یک نوار ویدئویی ظاهر شد و از تشکیل «مجلس شورای مجاهدین » در عراق به رهبری «عبدالله رشید البغدادی »خبرداد. الزرقاوی در همان ماه اعلام تشکیل مجلس شورای مجاهدین، به قتل رسید و«ابی حمزه المهاجر » به عنوان رهبر شبکه القاعده در عراق به جانشینی او تعیین شد. درپایان سال 2006 یک گروه شبه نظامی متشکل از همه گروههای اصولگرای موجود در عراق به نام « دولت اسلامی در عراق » به رهبری «ابو عمر البغدادی » تشکیل شد.(میدیا ،1393 :599)
ابوبكر البغدادي، رهبر داعش، در 29 ژوئن 2014 تاسیس خلافت اسلامي را اعلام كرد.در عمل دولت اسلامی عراق و شام که در هر دو کشور سوریه و عراق است از سوی آمریکا و متحدانش از جمله عربستان و قطر به طور مخفیانه حمایت و تامین مالی می شوند.(  ( Chossudovsky,2014

1.1 پیشروی داعش در عراق
عراق به همراه سوريه دو هدف اصلي گروه تروريستي دولت اسلامي عراق و شام هستند. تحركات داعش در سوريه با توجه به حضور گرو ههاي تروريستي زيادي نظير القاعده، جبهه النصره، ارتش آزاد سوريه و... مانند فعاليت اين گروه در عراق برجسته نشده است. تروريستهاي داعش روز 9 ژوئن،مركز استان نينوا و دومين شهر بزرگ عراق(موصل) را به اشغال خود درآوردند.(عمادی ،1393: 52) از مهم ترین فتوحات آنها، پس از تصرف موصل، فتح پالایشگاهی در شهر بیجی واقع در استان صلاح الدین بود. اما سرعت پیشروی و پیروزی های داعش بیش از آنکه به دلیل قدرت این گروه شبه نظامی باشد، ناشی از ضعف شدید ارتش عراق بوده است. ارتش عراق پس از سرنگونی صدام کاملا منحل شد و با کمک های مالی و آموزشی آمریکا دوباره تشکیل گردیداما به نظر می رسد که قدرت نظامی تنها مشکل ارتش عراق نبوده است، بلکه اختلافات قومی مذهبی در این شکست تحقیرآمیز بیشترین نقش را ایفا کرده است. نیروهای ارتشی در مقابل حمله داعش، یا اسلحه ها را بر زمین گذاشته و فرار کرده اند و یا حتی به خود داعش پیوسته اند. بسیاری از نیروهای سنی مذهبی ارتش عراق به هیچ عنوان حاضر نبوده اند برای دولت مرکزی جان خود را به خطر بیاندازند. به ویژه اینکه داعش از قسمت های شمالی عراق نفوذ خود را آغاز کرده است. مناطقی که عمدتا سنی نشین بوده و چندان دل خوشی از دولت نوری المالکی نداشتند.(مستوفی ،1393 :48)

2-    نقض حقوق بشر توسط داعش
از زمان ظهور داعش در سوریه و عراق این گروه ، در مناطق تحت کنترل خود نقض فاحش حقوق بشر را مرتکب می شود و در اکثر مواقع به جنایات جنگی ، جنایت علیه بشریت و نسل کشی دست می زنند. داعش به طور سیستماتیک اعدام ها و قتل های هدفمندی را بویژه در میان جامعه زنان و رهبران سیاسی مورد توجه قرار داده اند.در این میان داعش دادگاهی برای تحمیل مجازات های خشن خود ایجاد کرده که مثلا شامل اعدام ،30 ضربه شلاق برای سیگار ، قطع دست برای سرقت و... ایجاد محدودیت هایی برای حقوق زنان می شود ( Mladenov, Al Hussein, 2014:2)در مورد نقض حقوق بشر توسط داعش ، نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل متحد در عراق  تاکید کرد در این گزارش به تشریح مجموعه بهت آوری از موارد نقض حقوق بشر در شمال عراق اشاره شده است. " وسعت موارد نقض و سوء استفاده های داعش و گروه های همراه حیرت انگیز است و شماری از این اقدامات می تواند به عنوان جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت شناسایی شود." این گزارش نشان می دهد: " این موارد نقض ظاهراً نظام مند و گسترده که داعش و گروه های شریک آن مرتکب شده اند شامل حمله مستقیم به غیر نظامیان و ساختارهای غیر نظامی، کشتارها و دیگر قتل های هدفمند غیر نظامیان، آدم ربایی ها، تجاوزها و سایر اشکال آزار جنسی و جسمی به زنان و کودکان همین طور استخدام اجباری کودکان می شود. اقوام و گروه های مذهبی مختلف در عراق به عمد و به شکل نظام مند هدف قرار گرفته اند تا آن ها را تخریب و از مناطق تحت کنترل داعش حذف کنند." بر اساس آمار هئیت سازمان ملل در عراق، در سال 2014 میلادی  دست کم 9347 غیر نظامی  در عراق کشته و 17386 نفر زخمی شده اند که نیمی از این آمار نتیجه حمله داعش به عراق در ماه ژوئن است. سازمان ملل متحد تاکید دارد بیش از یک میلیون و 800 هزار عراقی به علت این خشونت ها مجبور به کوچ و جابجایی شده اند.(واحدی مرکزی خبر، 1394)
در مورد نقض حقوق بشر توسط داعش ،کمیته حقوق کودکان سازمان ملل متحد نیز در گزارشی تکان دهنده، ابعادی از جنایات سازمان یافته گروه تروریستی داعش علیه کودکان عراقی را فاش کرد. در بسیاری از موارد سازمان تروریستی داعش از کودکان به عنوان مهاجم انتحاری، سازنده بمب های دستی یا سپرهای انسانی برای حمایت از تاسیسات در حین حملات هوایی استفاده می کند. کمیته کودکان سازمان ملل تاکید کرد که قتل سازمان یافته کودکان به ویژه کودکان خانواده های اقلیت های مذهبی و نژادی نگران کننده است و در مناطقی از عراق گزارش ها حاکی از قطع سر کودکان، به صلیب کشیدن و همچنین سوزاندن آنها است. این کمیته افزود: داعش همچنین تعدادی از کودکان را ربوده است و از آنها سوء استفاده جنسی می کند. برخی کودکان ربوده شده که از اقلیت های دینی و نژادی هستند در بازارها با برچسب قیمت به فروش می رسند.(خبرآنلاین ،11393) درباره خشونت علیه زنان توسط داعش ، عفو بین الملل با انتشار گزارشی اعلام کرد که زنان و دختران جوان ایزدی در معرض تجاوزات مکرر جنسی از سوی اعضای داعش بوده‌اند و شهادت‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد دختران ایزدی برای فرار از تجاوزات جنسی دست به خودکشی زده‌اند. تعداد زیادی از دخترانی که قربانی‌ بردگی جنسی به دست اعضای داعش شده‌اند بین 14 تا 15 سال سن یا حتی کمتر دارند.  همچنین بیماری‌های جسمی و روانی که ناشی از خشونت‌های جنسی هولناک در حق این زنان است بسیار فاجعه بار است.این در حالی است که برخی از این زنان شکنجه شده و مثل برده به کار گرفته شده‌اند و حتی دختران و زنانی که توانسته‌اند فرار کنند همچنان از مشکلات عمیق روانی رنج می‌برند.(ایسنا ،1393) دیده بان حقوق بشر اعلام کرده حداقل 750-770 در تکریت یک دوره سه روزه قتل عام شدند که داعش این تعداد را 1700 می داند. تجاوز جنسی به زنان هم به عنوان یک سلاح جنگی و هم به عنوان وسیله ای برای تحقیر و مطیع ساختن مردم توسط داعش صورت می گیرد همچنین از زنان و دختران به عنوان پاداش برای ارائه خدمات استفاده می کنند.(Friedland, 2014:24)

3-    رویکرد غرب نسبت به داعش
با ظهور گروه تروريستى داعش در عراق و سوريه، برخى كارشناسان غربی مدعى شده اند كه ايران محرك اصلى جنگ داخلى در عراق است و فراتر از آن، ايران محور جنگى گسترده تر است كه كل خاورميانه را بى ثبات كرده است. براى مخالفان و دشمنان حكومت ايران اين گونه اتهام بستن آسان است، اما تاريخ چيز ديگرى مى گويد. در واقع اين آمريكا، اروپاى غربى و متحدان منطق هاى آنها هستند كه مسؤوليت اصلى ظهور گرو ههاى افراطى مثل داعش را بر عهده دارند. اشغال عراق در سال 2003 توسط آمريكا با حمايت انگلستان فاجعه اى استراتژيك بود. جنگ عراق صدام را سرنگون كرد، اين كشور را به ناامنى كشاند و منجر به موجى از خونريزى هاى فرقه اى شد. اين جنگ عراق را به خانه امن و محل استخدام نيروهاى القاعده تبديل كرد. القاعده عراق كه پدر داعش محسوب مى شود، در آوريل سال 2004 شكل گرفت و عليه شهروندان و مساجد شيعيان حملاتى را انجام داد تا جنگى فرق هاى راه بى اندازد. ايران طبيعتاً از شبه نظاميان شيعه در مبارزه عليه القاعده حمايت مى كند. ايران در بلند مدت سعى داشت عراق را از يك وزنه تعادل، به متحد استراتژيك خود تبديل كند و آمريكا كارى براى متوقف كردن اين روند انجام نداد. آمريكا و متحدانش ابتدا عراق و سپس سوريه را به ناامني كشيدند و بهشت امنى براى افراطيونى فراهم كردند كه قبلاً وجود نداشتند. متحدان آمريكا با حمايت مادى از داعش آن را به تهديدى براى كل منطقه تبديل كردند.(اقتصاد ایران ،1393: 70) در حالی که تندروهای تکفیری رویای روزی را در سر می پرورانند که بتوانند به یک خلافت گسترده اسلامی دست پیدا کنند،آمریکا چشم خود را به روی وقایع عراق بسته، چنانکه چندی پیش سارا پلین سیاست مدار آمریکایی و فرماندار ایالت آلاسکا در سخنان خود گفت که بگذاریم " خدا به وضعیت این منطقه سر و سامان دهد " .در همین مسیر باراک اوباما رییس جمهور آمریکا هم سعی کرده از دخالت در ناآرامی های عراق فاصله بگیرد و خود را از تصمیم گیری در این میان کنار بکشد.( گروه پژوهشی آمریکا پژوهی افق ،1393: 7)

1.3 منافع غرب (آمریکا) در ارتباط با داعش
مبارزه نیابتی(War by proxy)، استراتژی ایالات متحده در منطقه برای گسترش بحران و پیشبرد اهدافی است که تحقق آن از مجاری رسمی، هزینه های زیادی را درپی خواهد داشت. تاریخ رابطه آمریکا با بازیگران نیابتی مانند القاعده میان عشق و نفرت در نوسان بوده است. به عبارتی حرکت این بازیگران در مسیر منافع آمریکا همواره با حمایت های مالی و تسلیحاتی همراه بوده که در موارد تحرکات واگرایانه، آنها هدف شدیدترین حملات قرار می‌گرفتند. لذا واقعیت این است که آمریکا از تندروها به عنوان سلاحی در سیاست خارجی‌اش بهره می‌برد و داعش، نمونه اخیر اینگونه سلاح‌هاست.(ر حمانوشت،1393)
خطوط قرمز آمریکائی‌ها در ارتباط با داعش، عدم تهدید نسبت به دولتهای متحد منطقه ای است. آمریکا با نقش کاربردی این تروریست‌ها در ترساندن برخی دولت‌های خاص در منطقه، موافق می باشد. غربیها منافع زیادی از بحران ادواری و مستمر در خاورمیانه دارند چرا که با فرسایشی شدن بحران، کشورهای منطقه تضعیف شده و می تواند پیامدهای زیر را به همراه داشته باشد:
-    زمینه حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای تسهیل می‌شود به عبارتی کشورهای تضعیف شده منطقه، برای اجرای وظایفشان از جمله تامین امنیت و رفاه بیش از پیش وابسته به اروپا و آمریکا می‌شوند و در این راه حاضرند خاک خود را در اختیار آنها قرار دهند و از حاکمیت خود چشم پوشی کنند. در حقیقت، داعش ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به حضور آمریکا در منطقه و فضایی برای حفظ مداخلات نظامی این کشور می باشد. اگر چه بستر مناسبی را برای حمله به دشمنان نیز در اختیار غرب هم قرار می دهد.
-    اسرائیل با توجه به کاهش قدرت کشورهای عربیِ همجوار، که درگیر حل معضلات داخلی هستند، ضمن جبران خلاهای امنیتی، می‌تواند به عنوان قدرت اول منطقه، ایفای نقش نماید.
-    رونق اقتصاد غرب: با توجه به درگیری های داخلی و منطقه‌ای کشورهای منطقه و نیاز برای تامین منابع مالی به منظور تامین امنیت و رفع تهدیدات، نفت با قیمت ارزان تر و شرایط بهتر صادر ‌شود از سوی دیگر، کارتل‌های تجارت اسلحه نیز با عنایت به چرخه ناامنی در منطقه و رونق بازار خرید تسلیحات، به گسترش معاملات نظامی با دولتهای منطقه روی می آورند.
-    تداوم بحران در منطقه با تعمیق وتسری تقابل‌های مذهبی همراه خواهد بود. اگر چه موج سواری با دامن زدن به هیجان‌های کاذبِ مذهبی و مبتنی بر برداشت‌های تاریخی، سبب جذب نیرو برای تروریست های داعش می شود اما در واقع آمریکایی‌ها از این تقابل، برای ایجاد اختلاف در میان کشورهای منطقه بهره می‌گیرند و با دامن زدن به این اختلافات، منافع خود را تامین می‌کنند.
-    استفاده از بربریت داعش برای معرفی این گروهک تروریستی به عنوان جریان اصیل اسلامی در رسانه های غربی از دیگر منافع غرب در نبرد نرم علیه مسلمانان می باشد. اسلام هراسی، بازی برساخته ای است که بازیگران غربی در تلاش هستند تا از رهگذر آن، اقدامات خود را مشروع جلوه دهند و در این راستا از بسیاری از جنبش های افراطی برای پیشبرد اهداف خود بهره می برند. لذا برای مقابله با موج گسترش اسلام در غرب، دین اسلام، دینی خشن، واپسگرا ،حامی تروریسم، ناقض حقوق زنان و اقلیت های دینی نشان داده می شود؛ از دیگر سو، خصایص گروههای تکفیری امتناع از پذیرش حقوق فردی، تحقیر حقوق ومنزلت زنان، بی اعتنایی به ارزشهای فطری انسان و تشویق خشونت علیه کفار است که این خصیصه ها در میان سایر جنبش های اصولگرای اسلامی نیز کمتر دیده می شود.(همان ،1393)

2.3 روش های غرب( آمریکا) برای مدیریت داعش
آمریکایی ها بر اساس آنچه تاکنون عمل کرده اند، به طور جدی در جهت مهار و تضعیف داعش حرکت نخواهند کرد و آنان در این راه به " مدیریت داعش " فکر می کنند.آمریکایی ها قادر به مهار داعش نیستند.ضمن آنکه بر اساس استدلال هایی که ذکر شد ،آمریکایی ها به فعال بودن ماشین ترور گروه هایی نظیر داعش "احتیاج استراتژیک" دارند.به نظر می آید که در مدیریت داعش، چند ملاحظه اساسی برای آمریکایی ها مطرح باشد:
- داعش و گروه های شبیه آن باید در جغرافیای مقاومت فعال باشند.
- ورود آنان به ترکیه ،اردن و کشورهای جنوب خلیج فارس - به استثنای یمن- باید ممنوع باشد.
- در مواجهه با آنان نباید از حد عملیات های محدود هوایی فراتر رفت.
- در فضای رسانه ای بر عزم آمریکا و متحدانش برای شکست کشاندن داعش و... تاکید گردد.
- باید ایران ،حزب الله و سایر متحدان را ترغیب به درگیری گسترده با داعش کرد تا گرفتاری ها و هزینه های فراوان آن ،توجه آنان را از مقوله های نتیجه بخش تر-نظیراثرگذاری بر تحولات یمن و فلسطین – دور گرداند.
...(زارعی ،1393: 48)
به طور کلی ،تنها زمانی حقوق بشر برای غرب و آمریکا اهمیت پیدا می‌کند که با منافعشان درگیر باشد.با توجه به اتفاقاتی که در عراق و سوریه رخ داده است اکنون باید تمام مجامع حقوق بشری در دنیا بسیج می‌شدند و این مسئله را دائماً محکوم می‌کردند. این درحالی است که اکنون شاهد انفعال غرب در این باره هستیم،امروزه غرب به‌ویژه آمریکا چندان از نقض حقوق بشر از سوی داعش در کشورهای منطقه ناراضی نیست. آمریکا در نظر دارد تا به‌وسیله داعش اسلام هراسی و اسلام‌ستیزی را در دنیا ترویج دهد این مسئله به حدی برای آمریکا و غرب مهم است که حتی حاضر است هزینه‌های داعش را تأمین کند تا بتواند به این هدف خود برسد.(بی باک نیوز،1393 )

3.3 رویکرد رسانه های غربی به داعش
کشورها و رسانه های غربی نگاهی دو گانه در برخورد با داعش برگزیده اند. زمانی که داعش جز معارضان اسد قرار گرفته بود، نه تنها عملکرد و فعالیت و جنایت های‌ آن، مورد سرزنش رسانه ها و  کشورهای غربی قرار نمی گرفت، بلکه در برخی از موارد از زیر جنایت های آن با تسامح هم عبور می کردند. زمانی که واقعه بیرون کشیدن زنده زنده قلب سرباز سوری توسط داعش و خوردن آن رخ داد، رسانه های غربی تا حدی بدان توجه کردند؛ اما همین امر هم بدون ذکر کلمه داعش بود. در این شرایط رسانه های غربی تلاش می کردند آنها را معارضان دولت مرکزی سوریه قلمداد کنند. در این حال، عملکرد رسانه های غربی، به نوعی زمینه مشهور شدن و موجه شدن گروه ها  چون داعش، و حضور و نفوذ آنها در عراق و شکل گیری بحران در این کشور را فراهم کردند. یعنی به جرات می توان گفت آنچه که امروز با حضور داعش در عراق رخ داده، ریشه در بی تفاوتی ها نسبت به جنایات داعش در یک یا دو سال گذشته بوده است. چنانچه امروزه داعش به حدی رشد یافته است که توانسته جایگاهی را برای خود تعریف کند. اکنون غرب از این موضوع نگران شده است و این احساس به وجود آمده که این گروه و یا این گروهها، سازمان هایی نیستند که منطقه فعالیت خود را محدود به کشوری چون عراق کنند. در این  شرایط اروپایی ها و غربی ها  از این امر ترسیده اند که گروهی مانند داعش، نه همچون عراق، اما در حد کوچکتر و تخریبی تر، اقداماتی چون بمب گذاری در منطقه  آمریکا و اروپا داشته باشد.(سلطانی فر،1393) اگر دقت کنیم داعش گروهی خونخوار هستند که  رفتارهای آنها هیچ ربطی به اسلام و مسلمین نداشته است. اما رسانه های غربی این امر را در کنار  تفکر اسلام هراسی یا اسلام ستیزی خود قرار دادند. واز عبارت «گروه  اسلام گرای داعش» استفاده می کنند. در صورتی که پنج یا شش هزار نفری که طرفدار  یک تفکر افراطی و جنایت کارانه هستند، هیچ گونه  تناسبی با مسلمانان و اسلام ندارند. لذا باید گفت رسانه های غربی به عمد داعش را به اسلام مرتبط می کنند. در واقع وقتی می خواهند داعش را تخریب کنند و یا این سازمان را بکوبند، حتما کلمه اسلام را به  داعش می چسبانند و در ضمن اسلام را هم مورد حمله قرار می دهند. این امر بسیار مد نظر رسانه های غربی بوده است. قاعدتا یکی از انگیزه های رسانه های غربی در بحران اخیر، تضعیف دولت مالکی و جهت دادن به سمت تجزیه عراق بوده است. به محض آنکه داعش به عراق حمله کرد آنها به جایی اینکه به تروریست بودن داعش توجه کنند، افکار عمومی را به نکته دیگری یعنی به ضعف عملکرد مالکی در تعیین دولتی فراگیر، که به گفته آنان موجب بحران کنونی شده، توجه دادند.( همان ،1393)
از طرف دیگر، جريان غالب رسانه اي در غرب در مواجهه با بحران داعش از زبان و لحني متفاوت استفاده می کند .تقريبا همه بنگاههاي خبري غرب براي توصيف گروه تکفيري داعش از واژگاني بهره مي برند که لزوما معناي منفي برآمده از کلمه هاي تروريست و تروريسم را القا نمي کنند.مثلا خبرگزاري فرانسه با رويکردي سوال بر انگيز داعش را گروهي جهادي مي نامد. خبرگزاري رويترز هم به همين شيوه داعش را شورشي مي خواند و آن را شاخه اي از القاعده به حساب مي آورد.شبکه خبري سي ان ان هم با در پيش گرفتن شيوه اي مشابه اعضاي اين گروه تروريستي را شورشي هايي معرفي مي کند که به سني ها وابسته اند. اما بي بي سي، بنگاه خبرپراکني انگلستان، آ نها راستيزه جويان سني يا ستيزه جويان اسلام گرا معرفي مي کند. بايد گفت، چنين رويکردي از سوي جريان رسانه اي غالب در غرب که در اصل در جستجوي شکل دادن به افکار عمومي جهان است، اين بار در مورد داعش در عراق هم از اصطلاحات و زباني خاص بهره گرفته تا نتايج دلخواه را به دست آورد . رسانه هاي غربي توانسته اند با استفاده از اين کلمه ها به جاي تروريست و القاي بار معنايي آ نها به ذهن مخاطبان جهاني خود، مردم دنيا را متقاعد کنند که آن چه تکفيري ها در عراق و خاورميانه به راه انداخته اند، بحراني برخاسته از يک جنگ فرقه اي است و حکايت صرفا به مرگ، کشتار و تروريسم ختم نمي شود .بر اساس تحليل گفتمان، واژه هاي جهادي، شورشي و ستيزه جو همه اين معنا را به ذهن متبادر مي کنند که کساني براي رسيدن به آرماني مشترک در حال مبارزه اند.در مورد داعش در عراق، کاري که جريان رسانه اي غالب در غرب به آن دست يافته استفاده از همين بار معنايي مشترک در شکل منفي آن است. به عبارت ديگر، مخاطب جهاني بايد باور کند آرمان تکفير يهاي داعش در عراق، اسلام و فرقه گرايي و تروريسم حاصل از آن است .يکي از نتيجه هاي اين رويکرد رسانه اي ماهرانه، ارتباط دادن اسلام با تروريسم است.اين همان چيزي است که به نوبه خود راه را براي هجوم همواره نيروهاي غرب به منطقه مي گشايد تا به اصطلاح ريشه تروريسم را بخشکانند يا اين که در حقيقت، براي خود در منطقه جاي پايي مطمئن دست و پا کنند.(ابتکار،1393)

 نتیجه گیری
با توجه به مطالب مطرح شده به این جمع بندی می رسیم که در مباحث حقوق بشری رویکرد کشورهای غربی بر اساس منافع شان تعریف می شود، علارغم اینکه داعش جنایات هولناکی علیه زنان و کودکان و غیرنظامیان در عراق صورت داده است این کشورها هنوز علیه این جنایات اقدامی انجام نداده اند. به طور کلی موضع گیری کشورهای غربی به ویژه آمریکا را بدین سان می توان ارزیابی کرد، داعش برای این کشورها ماهیت ابزاری دارد و محور غربی -عربی جنایات داعش را مهره ای برای تضعیف محور مقاومت و شیعیان ، دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در منطقه و ایجاد یک بحران فرسایشی برای تضعیف کشورها قلمداد می کنند تاجایی که در این مسیر این گروه را مورد حمایت مالی و تسلیحاتی خود قرار داده اند. در این خصوص ائتلاف نمایشی که کشورهای غربی علیه جنایات داعش ترتیب داده اند ،نه با هدف نابودی داعش بلکه برای کنترل این بحران (ناشی از ترس بازگشت این نیروها به غرب) بوده و از طرف دیگر به دنبال توجیه  افکار عمومی بین المللی و داخلی به عنوان یک کشور دموکراسی و مدعی حقوق بشر است . همچنین جنایات گسترده داعش این امکان را به رسانه های کشورهای غربی داده است که موج جدیدی از اسلام هراسی را در جهان بوجود آورند.

فهرست منابع

اقتصاد ایران،( مهر 1393)، داعش :طفل غرب یا ایران ؟ ، ایران در نگاه جهان
ایسنا،(۲ دی ۱۳۹۳)،  گزارش تکان‌دهنده عفو بین‌الملل از جنایات داعش علیه زنان ایزدی
بی باک نیوز، (۲۶ بهمن ۱۳۹۳)، بی‌تفاوتی غرب به نقض حقوق بشر در سوریه و عراق - حقوق بشر ابزار فشار آمریکاست
خبر انلاین ،(16 بهمن1393)، گزارش تکان دهنده سازمان ملل از جنایات سازمان یافته داعش علیه کودکان عراقی
رحمانوشت، (۰۶ اسفند ۱۳۹۳)، مدیریت منافع ایالات متحده آمریکا در تعامل با داعش، رحماء
روزنامه ابتکار ، (9 شهريورماه1393)، داعش و گفتمان رسانه اي غرب، شماره 2948
 زارعی، سعدالله،(1393)، دوستی و دشمنی آمریکا و داعش ،فصلنامه مطالعات راهبردی جهان اسلام،سال پانزدهم ،شماره یک ،پیاپی 57
سلطانی فر، محمد،(93/04/14) عراق، داعش و رویکرد رسانه های غربی به آن ، خبرگزاری فارس
عمادی ،سیدرضی .(1393) ، آشنایی با گروه تروریستی داعش، ماهنامه ارتش صف ، شماره399
کنوز میدیا ،(1393) ، همه چیز درباره داعش، ترجمه: کردپرس ،ماهنامه جهان گستر /شماره 117
گروه پژوهشی آمریکا پژوهی افق ،(1393)، تروریسم در خاورمیانه محصول اشتباهات بی پایان آمریکا، هفته نامه تحلیلی آمریکا ،هفته دوم ،شماره 92
مستوفی ،فریده .(1393)،داعش تیغ دولبه ، گزارش ، شماره 260
واحد مرکزی خبر،(13 فروردین 1394)، گزارش سازمان ملل از جنایت داعش در عراق


Chossudovsky, Michel,( July 02 /2014), The Islamic State, the “Caliphate Project” and the “Global War on Terrorism, Global Research
http://www.globalresearch.ca/the-islamic-state-caliphate-project-and-the-global-war-on-terrorism/5389530

Dun & Bradstreet,(2014), The Wider Impact of the ISIS Rebellion in Iraq, Special Briefing ,

Friedland, Elliot,( November 2014/24), the Islamic State, Special Report, Clarion Project

Mladenov, Nickolay. Al Hussein, Zeid Ra'ad.(2014), Report on the Protection of Civilians in Armed Conflict in Iraq: 11 September – 10 December 2014, UNITED NATIONS Assistance Mission for Iraq (UNAMI)

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 28 - اردیبهشت1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837