آرشيو

تغییر جنسیت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده
تغییر جنسیتی یکی از موضوعات مهم پیش روی بشری است که در وهله اول ممکن است مسئله ای ساده به نظر آید اما با کمی تأمل می توان دریافت که دارای ابعاد مختلفی است و به نوعی بیشتر علوم را درگیر خود کرده است.  از منظر حقوقی، کیفری، فقهی، روانشناسی، جامعه شناسی، پزشکی می توان این امر را بررسی کرد و به قلم زنی راجع به آن پرداخت. سؤالی که در این نوشته مورد نظر است این است که با تغییر جنسیت فرد، قوانین کیفری که قبلا در مورد جنسیت وی صدق می کرده است چه تغییری خواهد کرد؟ در پاسخ به این مسئله به بررسی نظر فقها و علمای اسلام درباره دیه، قضاوت، حدود، قصاص و شهادت پرداخته شده است.
کلیدواژه: تغییر جنسیت، تراجنسیتی، دوجنسی، مشروعیت، ممنوعیت، قوانین کیفری
مقدمه
تغییر به معنای دگرگونی و تبدیل شیئ از حالتی به حالت دیگر است، که در این دگرگونی ممکن است گاهی فقط شکل ظاهر آن عوض شود و در برخی مواقع تغییر ظاهری با تغییر در هویت آن شیئ همراه است.یکی از تغییرات، تغییر جنسیتی است که در آن هویت فرد از یک جنس به جنس دیگر تبدیل می شود. جنس نیز در لغت اعم از فارسی و عربی، به معنای ماهیتی که شامل انواع متعددی از انسان و حیوان می شود و نیز به معنای کالا و متاع آمده است.
موضوع تغییر جنسیت همیشه در تاریخ بشر وجود داشته است اما از ابتدا در رأس توجه قرار نداشت زیرا نعداد افرادی که به این مسئله دچار می شدند اندک بود و از طرفی هم پزشکان و روانشناسان در این زمینه اطلاعات انبوهی نداشتند. اما با گذشت زمان از یکسو با افزایش جمعیت، تعداد افراد مبتلا بیشتر شد و این مسئله دغدغه افراد بیشتری شد و از سوی دیگر با پیشرفت در علم پزشکی ابعاد تازه تری از آن کشف شد و در مراکز علمی و پژوهشی مورد بحث و کنکاش قرار گرفت. به تدریج کشورهای مختلف به بررسی فقهی و حقیقی این مسئله پرداخته و قوانینی در این باره وضع کردند. برخی کشورها فیلترهایی را برای تغییر جنسیت ایجاد کردند که به امری عادی تبدیل نشود و گروهی از کشورها هم به طور کلی با این مسئله مخالفت کرده و گروهی هم قوانین مصوبی را در این زمینه دارا هستند.
آنچه در این میان مهم است این است که فرد وقتی به دنیا می آید بر اساس جنسیتی که دارد نقش خاصی برایش تعریف شده است و حقوق و تکالیف خاصی دارد. فرد در میان خانواده، در بین گروه دوستان، در مقابل همسر و فرزندان خود، در اجتماع،... بر اساس تذکیر و تأنیث بودن خود دارای جایگاه و حقوق تعریف شده ای است. اما هنگامی که به تغییر  جنسیتی دست می زند این معادلات به هم خورده و به تبع آن باید تغییراتی در این امور ایجاد شود. بنابراین در مجامع بین المللی و اسلام، در خصوص تأثیر این مسئله بر قوانین کیفری، حقوقی و اجتماعی بحث شده است و قوانینی اعمال شده است. 
در این تحقیق پس از بیان سابقه تغییر جنسیت و علت بروز این امر، آثار فقهی و حقوقی و تأثیر آن بر قوانین کیفری پرداخته می شود.
سابقه تغییر جنسیت:
سابقه تغییر جنسیت در غرب به کشورهای آمریکا و انگلستان باز می‌گردد. در آمریکا در سال 1952 برای اولین بار مردی اقدام به تغییر جنسیت خود کرد.( نشریه اندیشه و رفتار،1382: 7) در انگلستان در فاصله سال های 1942 تا 1948 دختری به نام لورا دیلون تغییر جنسیت داد و نام مایک دیلون را برای خود انتخاب نمود.( htpp://ylym.wordpress.com) فرانسه تا قبل از انقلاب 1993 میلادی قائل به تحریم تغییر جنسیت بود با این اسدلال که فرد نمی تواند حالت و وضعیت خود را بنا به اختیار خود تغییر دهد. اراده و میراث بشری را که بر تعداد معینی از افراد مرد و زن در جنس بشر داده شده است نمی توان تغییر داد. اما در نهایت این مسئله پذیرفته شد.به تدریج در کشورهای مختلف این عمل رواج یافت و به منظور ایجاد وحدت رویه پزشکی هر ساله سمپوزیوم بین المللی تشکیل می شود که اولین آن در سال 1996 در لندن برگزار شد.(www.fc.org.uk/news) امروزه اکثر کشورهای عضو اتحادیه اروپایی تغییر جنسیت را امری قانونی اعلام کرده و مقرراتی را در این باره وضع نموده اند. .(www.fc.org.uk/news) در حقوق اسلام، هر چند سابقه تغییر جنسیت به به زمان حکومت حضرت علی (ع) بر می گردد ، اما در فقه اسلامی و حقوق ایران در مورد وضعیت و شرایط آن چندان تحقیق نشده است و از لحاظ قانونی نیز قانون خاصی در این باره وضع نشده است. در میان فقیهان امامیه امام خمینی اولین فقیهی است که تغییر جنسیت را امری مجاز اعلام داشته است.
اولین تغییر جنسیت در ایران در سال 1930 اتفاق افتاد که در پی آن پزشکی به نام دکتر خلعتبری پسر 18 ساله ای را با عمل جراحی به دختر تبدیل کرد. این مسئله تغییر جنسیت سروصدای زیادی را ایجاد کرد. در ایران حدود سه تا پنج هزار دو جنسی وجود دارد و احتمال می رود که آمار مبتلایان به این ناهنجاری بیشتر باشد. بیشتر کسانی که مراجعه کرده  و خود را معرفی نموده اند از استان های گیلان و مازندران هستند.(www.baztab.ir/news)
به طور کلی کشورها از لحاظ داشتن یا نداشتن مقررات نسبت به تغیر جنسیت به سه گروه تقسیم می شوند: گروه اول کشورهایی مانند آلمان و ترکیه که در این رابطه مقررات مصوب دارند و شرایطی را برای تغییر جنسیت وضع نموده اند. گروه دوم کشورهایی مانند انگلستان و فرانسه که از لحاظ قانونی مقررات مصوبی ندارند ولی رویه قضایی آنها شرایطی را وضع نموده و تحت این شرایط تغییر جنسیت انجام می شود. گروه سوم کشورهایی مانند آلبانی که تغییر جنسیت را نامشروع می دانند.
علت تغییر جنسیت
مسئله تغییر جنسیت، یک موضوع تک بعدی و یک علتی نیست که بتوان با یک دلیل آن را توضیح داد، بلکه عوامل مختلفی در این مسئله دخیل هستند. در ذیل به برخی عوامل روانی و اجتماعی این موضوع اشاره می گردد:
-علت روانی: مهم ترین دوران تأثیرکذار بر تعیین جنسیت، دوران 9 ماهه زندگی در رحم مادر است، دورانی که به نظر می رسد جز زندگی بشر محسوب نمی شود اما از دوران بسیار مهم و تعیین کننده آن است. زمانی که مغز جنین ساخته می شود در سن سه تا جهار ماهگی که دورانی است که بچه در شکم مادر تکان میخورد، درگیری اصلی در مغز و قسمتی به نام هیپوتالاموس ایجاد می شود. هیپوتالاموس قسمت های متعددی با کارکردهای متفاوت دارد. یکی از قسمت ها مربوط به جنسیت و تمام مسائل جنسیتی انسان آتیه می شود. این بخش از هیپوتالاموس که ب.ان.ت.اس (B.N.T.S) نام دارد، مربوط به جنسیت می شود. بر اساس تحقیقات انجام شده در تراجنسی ها این بخش از هیپوتالاموس در همان زمان تشکیل مغز یعنی در دوران جنینی مهر وارونه میخورد. به عنوان مثال جنینی که به لحاظ  کروموزومی پسر است در آن قسمت از هیپوتالاموس مهر دخترانه می خورد. چنین کودکی به دنیا می آید با شکل و تمایل دخترانه یا پسرانه ولی در دوران 3،4 سالگی یعنی سن شروع به شناخت از هویت جنسیتی و زمانی که انسان هویت جنسی خودش را به عنوان زن یا مرد قبول می کند آن مهر وارونه خودش را نشان می دهد، به صورتی که بچه 3 یا 4 ساله تمایل هایش به طرف چیزی می رود که برعکس جسمش است.( www.irna.ir/fa)
-علت خانوادگی: ناسازگاری والدین با یکدیگر، عدم ممانعت از پوشیدن لباس های جنس مخالف در کودکی، حضور فیزیکی مادر و عدم حضور پدر در خانواده، تحقیر در خانواده، حکمرانی مادر در خانواده، افسردگی والدین،عدم برقراری روابط گرم خانواده با فرزند از عوامل خانوادگی نارضایتی جنسیتی و به تبع آن تغییر جنسیتی است. خانواده دیدگاه منفی نسبت به دگر جنسیت باورها دارد و به آنها به عنوان افرادی منحرفنه بیمار نگاه می کنند و این امر باعث می شود که روابط گرم و صمیمی با آنها برقرار نکنند.
- علت اجتماعی: اجتماع نیز تأثیر زیادی در ایجاد اختلال در هویت جنسی را داراست. در بسیاری از برنامه های کودک و نوجوان تلویزیونی نوعی خشونت پنهان علیه مردان را ترویج می کنند. همچنین در مهدکودک ها نیز مربیان خانم هستند و به جنس موافق خود بیشتر توجه دارند و این امر باعث می شود جنس مذکر به دنبال جلب توجه بیشتر مربی خود به دنبال شبیه سازی جنس مخالف باشد.(www.ahlalbait.com)
به نظر می رسد بزرگترین مشکل جنس مخالف عدم پذیرششان از سوی خانواده و جامعه باشد. اگر جامعه این افراد را بپذیرد و به چشم افراد منحرف نگاه نکند به نظر می رسد تحمل این وضعت برای خود این افراد هم آسانتر بوده و دست به تغییر جنسیت نزنند.
انواع تغییر جنسیت
 تغییر جنسیت عبارت است از تبدیل یا تغییر جنسیت یک فرد از مذکر به مونث، یا از مونث به مذکر، یا از خنثی به مذکر، یا از خنثی به مونث، یا از مذکر به خنثی و یا از مونث به خنثی می باشد. مسئله تغییر جنسیت امری نیست که هر فرد هر زمانی که خواست به این امر مبادرت ورزد، بلکه از نظر علم پزشکی افرادی که در معرض تغییر جنسیت هستند به دو گروه تقسیم می شوند.
-تراجنسی: به کسانی گفته می شود که علائم جنسیتی آنها با گرایشات و نمایلات جنسیشان همسو نیست و با هم متعارض است. این گروه خنثای روانی هستند. این افراد از زمانی که به دنیا می آیند خود را متعلق به یک گروه دیگر می دانند و دچار نوعی نارضایتی هستند. از نظر علم پزشکی، ترانسکسوالیسم یک اختلال روانپزشکی است که آناومی، فیزیولوژی هورمونی و فرمول کروموزومی جنسی فرد هماهنگی دارد و ظاهرش هم در همان جنسی است که فرمول ژنتیکی وی ایجاب می کند، اما از نظر روانی از آن نقش جنسیتی که در آن است، در عذاب شدید به سر می برد.( www.pezeshkonline.ir) تفاوت این بیماری با بیماری دو جنسی در این است که بیماران دو جنسی دارای اختلال ظاهری در اندام تناسلی، اندام های داخلی و سیستم هورمونی خود هستند و معمولاً نمای ظاهری از اندام هر دو جنس را دارند، در حالیکه بیماران ترانسکسوآلیسم از نظر جسمی سالم‌اند و تنها از نظر روحی با مشکل فراوان مواجه هستند.
-هرمافرودیسم: بیماری دو جنسیتی یک نوع ناهنجاری است که در دوران تکامل جنین در رحم مادر به وجود می آید که ممکن است تحت تأثیر هورمون های مادر و یا بعضی از داروها و مواد شیمیایی مورد استفاده مادر در دوران بارداری ایجاد شود. هرمافرودیسم یا دوجنسی بودن، نوعی اختلال و اشکال آناتومیک است. یعنی در بدن فرد مبتلا، اندامهای جنسی هر دو جنس مونث و مذکر وجود دارد. مثلاً ممکن است دستگاه خارجی تناسلی شخص، مردانه باشد اما ارگان های زنانه مثل رحم و تخمدان نیز در بدن او به شکل ناقص وجود داشته باشد. چنین فردی دوجنسی قلمداد می شود.
فرد دوجنسی از حیث ارگانیسمش دچار نوعی ابهام جنسیتی است و نمی داند که زن است یا مرد. دوجنسی ها معمولاً عقیم هم هستند. اما ترانس سکسوالیسم کاملاً متفاوت از هرمافرودیسم است.
شرایط تغییر جنسیت:
در مورد تغییر جنسیت در کشورهای مختلف نظریات و شرایط متعدد و متفاوتی وجود دارد. فقهای اهل سنت و مسیحیان معتقدند که خداوند انسان را مذکر و مؤنث آفریده است و هیچ قدرتی نمی تواند مذکری را به مؤنث یا بالعکس تغییر دهد و تغییر جنسیت را دخالت در کار خلقت خدا می دانند. www.mofidu.ac.ir/desktop) به عبارت دیگر تغییر مذکر به مونث یا بالعکس امری غیر مقدور و ناشدنی است و چون موضوع تغییرناپذیر است، حکم آن نیز ثابت و غیرقابل تغییر است.( باریکلو،1382: 70)
گروهی بر اساس قاعده "الناس مسلطون علی انفسهم" معتقدند تغییر جنسیت حق مطلق و مشروع انسان است. زیراهمانگونه که مردم حق دارند در مالشان هرگونه تصرفی را که میخواهند انجام دهند، در نتیجه تغییر جنسیت نیز بر اساس این قاعده امری مجاز است.(خرازی، 1379: 104)
گروهی نیز بر این باور هستند که تغییر جنسیت در صورتی مجاز است که شخص دارای مشکل جنسی باشد و پزشک متخصص تغییر جنسیت را برای رفع مشکل او مفید تشخیص دهد. از نظر قانون مدنی نیز شرط صحت هر قراردادی این است که موضوع آن دارای منفعت عقلایی مشروع باشد. شخصی که به منظور تغییر جنسیت با یک پزشک قرارداد می بندد، در صورتی قرارداد مزبور صحیح خواهد بود که عمل مزبور برای او دارای منفعت عقلایی باشد. در اکثر نظام های حقوقی از جمله کشور آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا، هلند، پرتغال، بلژیک، دانمارک و ترکیه این نظریه پذیرفته شده است و کشورهایی که تغییر جنسیت را مجاز دانسته اند مشروعیت آن را منوط به وجود شرایطی کرده اند.
به عنوان مثال در ماده 40 قانون مدنی جدید ترکیه که از اول ژانویه سال 2002 به اجرا در آمده است و شرایط سخت‌تری را نسبت به قانون سابق وضع نموده، و شرایط زیر را برای تغییر جنسیت ضروری دانسته است:
1ـ متقاضی باید حداقل دارای 18 سال باشد.
2ـ متقاضی باید در زمان در خواست مجرد باشد.(اسدی، 1366)
3ـ باید ثابت شود که خواهان، دارای تمایلات جنسی جنس مخالف از زمان طولانی و زیادی بوده است و او به تعبیر دیگر، دارای ماهیت جنسی خنثی یا هر دو جنس است.
4ـ لازم است اثبات شود که تغییر جنسیت برای سلامتی روانی و جسمانی او کاملاً مفید است.
5ـ باید ثابت گردد که متقاضی از مدت زمان طولانی عقیم است و با جنسیت فعلی امکان زاد و ولد و تولید مثل برای وی میسر نیست.
شروط داشتن تمایلات جنسی جنسیت مورد تقاضا، بهبود وضع مریض با تغییر جنسیت و عقیم بودن او، باید طبق نظریه پزشک متخصص برای جراح اثبات گردد (آو.ام جانان)(امامی،1377)
از نظر فقیهان شیعه برای تغییر جنسیت حداقل باید دو شرط زیر وجود داشته باشد:
 1- بیماری ترانسسکچوال قطعی و واقعی باشد، بنابراین افرادی که بیماری آنان مشکوک است مجاز به تغییر جنسیت نیستند.2- تغییر جنسیت باید به صورت کامل صورت بگیرد، یعنی مرد پس از تغییر جنسیت کاملاً به زن تبدیل شود و یا زن پس از تغییر جنسیت کاملاً به مرد تبدیل گردد.
امام خمینی در کتاب تحریرالوسیله خود به بررسی این موضوع پرداخته اند. ایشان  می فرمایند: در ظاهر آن است که تغییر جنسیت مرد به زن به سبب عمل و برعکس آن، حرام نیست و همچنین این عمل در خنثی حرام نیست تا ملحق به یکی از دو جنس شود، اما آیا اگر زن در خود تمایلاتی از سنخ تمایلات مرد یا بعضی از آثار رجولیت را می بیند یا مرد در خود تمایلات جنس مخالف یا بعضی از آثار را می بیند تغییر آن واجب است؟ ظاهر آن است که واجب نیست. پس با توجه به فرمایشات امام خمینی، تغییر جنسیت حرام نیست، اما اگر شخص فکر کند چنین احساس متعارضی دارد آیا ضروری است که حتماً تغییر جنسیت انجام دهد؟ایشان می فرمایند که واجب نیست و می تواند همانطور زندگی کند. ( تحریرالوسیله، 1366)
بنابراین با توجه به آنچه ذکر شد، می توان گفت مسئله تغییر جنسیت در هر کشوری دارای شرایط خاصی است و باید طبق قوانین و مقررات آن کشور صورت بگیرد تا فرد به عنوان یک شخص عادی بتواند در جامعه به زندگی خود ادامه دهد.
شناسایی جنسیت جدید
موضوع دیگری که بررسی آن دارای اهمیت است، شناسایی جنسیت جدید است. در تمام دنیا، سندی در بدو ولادت، صادر می‌‏شود که هویت حقوقی و جنسی شخص در آن ثبت می‌‏گردد، که در ایران به آن شناسنامه گفته می‌‏شود. بنابراین، با توجه به نقشی که شناسنامه در معرفی هویت شخص دارد، این سئوال مطرح می‌‏شود که آیا افراد تغییر جنس داده، حق دارند خواهان اصلاح شناسنامه خود شوند تا نام و جنسیت جدید آنها در آن منعکس گردد؟
در پادشاهی انگلیس، با وجودی که رویه قضایی و آراء دادگاها، تغییر جنست را قانونی دانسته است، حق اصلاح شناسنامه یا تعویض آن به افراد تغییر جنسیت داده، اعطاء نشده و استدلال شده است: صدور شناسنامه، ثبت واقعه تاریخی است که در تاریخ معیّنی این واقعه رخ داده است. بنابراین، در روز ثبت و صدور سند، اشتباهی رخ نداده است تا با اصلاح سند، اشتباه مذکور اصلاح شود. درنتیجه، چون صدور شناسنامه، ثبت ولادت شخص است که در روز صدور کاملاً مطابق با واقع است و شکی در صحت آن وجود ندارد، نمی‌‏توان با تغییر یا اصلاح سند، واقعه را مخدوش نمود.
قبل از بحث درباره حق اشخاص در مورد اصلاح شناسنامه، باید اول ماهیت حقوقی شناسنامه روشن گردد که آیا آن ثبت یک واقعه تاریخی است یا مُعرِّف و بیانگر هویت حقوقی شخص در جامعه بشری است. به نظر می‌‏رسد که آنچه از سیره عقلاء و عرف در مورد شناسنامه استفاده می‌‏شود، این است که شناسنامه، امروزه بعنوان سند هویت شخص در جامعه است و هرگونه ناهماهنگی که بین ظاهر شخص و مندرجات شناسنامه او وجود داشته باشد، شخص را در تمتع یا استیفاء از بعضی از حقوق خود با مشکل مواجه می‌کند، مثلاً کسی که در شناسنامه مذکر است و تغییر جنسیت داده و مؤنث شده است، نمی‌‏تواند دیگر از آن استفاده کند و چنین شناسنامه‏ای را عرف، معرّف این شخص تلقی نمی‌‏نماید. ولی در صورتی که شناسنامه او اصلاح گردد و جنسیت فعلی او در آن درج شود، با مشکلی در تمتع یا استیفاء از حقوق خود مواجه نمی‌‏گردد. بنابراین، به نظر می‌‏رسد که شناسنامه مُعرِّف هویت حقوقی شخص است و ظاهر عبارت ماده 1 قانون ثبت احوال، اصلاحی 1368، که در آن مقرر شده است: “وظایف سازمان ثبت احوال کشور به قرار ذیل است: الف) ثبت ولادت و صدور شناسنامه“مؤید این است که شناسنامه معرّف هویت حقوقی شخص است زیرا در این ماده ثبت ولادت در کنار صدور شناسنامه، دو وظیفه از وظایف سازمان ثبت احوال شمرده شده است و آن دو از یکدیگر متمایز شده است. علاوه بر این، فوایدی از قبیل، اثبات وضعیت شخص، تأمین دلیل و شناسایی وضعیت و احوال شخصیه افراد، که بعضی از حقوقدانان (صفایی و قاسم زاده، 1375، ص 105-104)، بر وجود شناسنامه مترتب کرده‏اند، مؤید این است که شناسنامه، ثبت یک واقعه تاریخی صرف نیست. همانگونه که بعضی دیگر (امامی، 1377، ص 199)، شناسنامه را به برگی تعریف کرده‏اند که احوال شخصیه هر فرد در آن درج شد ه است.
در نتیجه، از مجموع مواد قانونی و سیره عقلاء و نظریه حقوقدانان، استفاده می‌‏شود که شناسنامه مُعرِّف یک واقعه تاریخی صرف نیست، بلکه مُعرِّف هویت حقوقی شخص است و چون نام و جنسیت شخص یکی از عناصر و نشانه‌های مهم هویت وی می‌‏باشد، شخصی که با تغییر جنسیت، نام و جنسیت او عوض شده است، چون نام و جنسیت مندرج در شناسنامه دیگر ارتباطی با او ندارد، حق دارد که از مراجع صلاحیت دار خواهان تغییر نام و جنسیت خود و اصلاح شناسنامه گردد و مقامات عمومی‌ نیز باید شناسنامه او را مطابق با جنسیت جدید اصلاح نمایند
آثار فقهی و حقوقی مترتب بر تغییر جنسیت:
تغییر جنسیت تأثیر زیادی بر زندگی فردی و اجتماعی شخص گذاشته و از لحاظ حقوقی و فقهی و کیفری تغییراتی را در زمینه حقوق و تکالیف وی ایجاد میکند، که در ذیل نمونه هایی از آن با ذکر نظر و فتوای مراجع عظام بیان می گردد:
-عناوین خانوادگی: اگر خواهر و برادر تغییر جنسیت دهند، رابطه شان به طور کامل قطع می گردد یا نه؟ امام خمینی در این مورد معتقدند: نسبت آنها بعد از تغییر جنسیت قطع نمی شود، بلکه برادر، خواهر می شود و خواهر، برادر، و اگر عمویی تغییر جنسیت دهد تبدیل به عمه می شود و اگر عمه ای تغییر جنسیت دهد تبدیل به عمو می شود..... .
-ازدواج: اگر تغییر جنسیت پس از ازدواج باشد، ازدواج سابق باطل و منحل می شود؛ چون ازدواج دو مرد یا دو زن از نظر اسلام حرام و ممنوع است. بلکه مرد پس از تغییر جنسیت و تبدیل شدن به یک زن می تواند با یک مرد دیگر ازدواج کند و یک زن پس از تغییر جنسیت و تبدیل شدن به یک مرد می تواند با مرد دیگر ازدواج کند. امام خمینی در اینباره می فرمایند: اگر تزویج کند زنی را سپس جنس زن تغییر پیدا کند و مرد شود از وقت تغییر تزویج باطل است. و همچنین اگر زن با مردی ازدواج کند سپس مرد جنس خود را تغییر دهد ازدواج از وقت تغییر باطل می شود. آیت الله خامنه ای نیز در این‌باره می فرمایند: از زمان تغییر ازدواج باطل است.(خامنه ای، 1375)
-ولایت کودکان: با تغییر یافتن جنسیت زن به مرد، این زن هیچ گاه بر کودکانش ولایت پیدا نمی کند. حال اگر مردی به زن تغییر جنسیت دهد درمورد ولایت وی بر فرزندانش امام خمینی معتقد به نظریه سقوط ولایت هستند. بر اساس نظریه سقوط ولایت با تبدیل مرد به زن، ولایتش بر فرزندانش از بین می رود و در این حالت ولایت بر جد پدری است و با فقدانش برای حاکم می باشد و مادر دارای ولایت نمی گردد.( امام خمینی، 1366: 627)
-شهادت:  در قانون ایران در برخی مواقع برای اثبات اموری مرد بودن شرط شهادت دادن است. حال اگر زنی با تغییر جنسیت به مرد تبدیل شود و یا بالعکس مردی با تغییر جنسیت به زن تبدیل شود، تغییری در این مسئله ایجاد می شود یا خیر؟ باید گفته شود طبق نظر مراجع عظام امام خمینی، آیت الله خامنه ای، صانعی و مکارم شیرازی تغییری در وضعیت حقوقی افراد بعد از انجام عمل جراحی تغییر جنسیت ایجاد نمی شود و طبق روال ماقبل عمل جراحی، پیش می رود.
-قصاص: با توجه به اینکه دیه مردان و زنان متفاوت است این شبهه پیش می آید که اگر زنی با عمل جراحی به مرد تبدیل شود  با علم به اینکه قبلاً زن بوده است، باید تفاضل دیه او پرداخت شود یا نه؟ آیت الله نوری همدانی و آیت الله سیستانی معتقد هستند که باید تفاضل دیه پرداخت گردد.
-قضاوت : در نظام قانونی و حقوقی کشورهای اسلامی زن نمی تواند متصدی امر قضا و فتوا شود، حال اگر زنی با تغییر جنسیت به مرد تبدیل شود حکم چیست؟ حضرت آیت الله مکارم شیرازی در این باره معتقدند که جواب سوال بسته به این است که آیا واقعاً با تغییر جنسیت یک زن به مرد تبدیل می شود یا آنکه گریم اعضا نموده است که در صورت گریم نمی تواند تحقق بخش شرط متصدی امر قضا گردد.
-ارث: درباره مسئله ارث پس از تغییر جنسیت امام خمینی می فرمایند: اشکال باقی می ماند در ارث بر پدر، مادر، جد و جده که اگر پدر تغییر جنسیت دهد نه پدر فعلی محسوب می شود و نه مادر فعلی و همچنین اگر مادر تغییر جنسیت داده باشد، مرد فعلی نه مادر است و نه پدر. در این صورت آیا از نظر حال انعقاد نطفه ارث می برند یا به خاطر خویشاوندی و اولویت، یا اینکه ارث نمی برند، تردید وجود دارد و بهتر است بگوئیم ارث می برند و ارث آنان به لحاظ انعقاد نطفه است و احتیاط مستحب این است که با هم مصالحه نمایند.(خمینی،1366: 564) حضرت آیت الله مومن قمی نیز معتقدند: برابر با عناوینی که اکنون بر این افراد صدق می کند ارث می برند. بر این اساس کسی که زن بوده و در هنگام مرگ مورث به مرد تغییر جنسیت داده است دو برابر زن ارث می برد و عکس آن نیز صادق است.( مؤمن قمی، 1375:108)
نتیجه گیری
تغییر جنسیت یک بیماری است و نباید با افرادی که دچار این مسئله هستند به عنوان منحرف خطاب کرد. اگر تغییر جنسیت بر اساس معیارها و استانداردهای پزشکی انجام پذیرد، و با تشخیص متخصص صورت گیرد با اصول و قواعد حقوقی منطبق بوده و مغایر با نظم حقوقی و اخلاق حسنه نیست. تنها یک گروه مجاز به تغییر جنسیت نیستند و آنها گروهی هستند که مشکل جنسی ندارند و علائم جنسی آنان با گرایش جنسی روانی شان مطابق است و اگر تغییر جنسیت دهند بر خلاف نظم و عفت عمومی جامعه حرکت کرده اند.
در کشور ما تغییر جنسیت با شرایط و فیلترهایی پذیرفته شده است و قوانین حقوقی و کیفری مطابق با شرایط افرادی که تغییر جنسیت داده اند، بیان شده است.بنابراین باید در اجتماع رفتار مناسبی با این افراد داشت تا دچار آسیب و سرخوردگی نشوند.
منابع
1-اسدی، ابی منصور الحسن بن یوسف بن المطهر (علامه حلی ). قواعد الاحکام، ج‏2 قم، مؤسسه نشر اسلامی‌،1418 ه ق.
2-امام خمینی. تحریرالوسیله، تهران، انتشارات کاظمینی،جلد2، 1366.
3-امامی‌، سیدحسن. حقوق مدنی، ج 4 ،چاپ شانزدهم: تهران، انتشارات اسلامیه، 1377.
4-باریکلو،علیرضا. "وضعیت تغییر جنسیت"، مجله حقوق خصوصی، دوره 1، شماره 5، پاییز و زمستان 1382.
5-خامنه ای،سیدعلی. "پزشکی در آیینه اجتهاد"، استفتائات پزشکی، موسسه انصار،چاپ اول، 1375.
6-خرازی،سید محسن. "تغییر جنسیت"،  مجله فقه اهل بیت، شماره 23، پاییز 1379.
7-صانعی،یوسف. استفتائات پزشکی، قم، میثم تمار،1377.
8-صفایی، دکتر سیدحسین و قاسم‌زاده، دکتر سیدمرتضی. حقوق مدنی، اشخاص و محجورین، تهران، سمت، 1375.
9-مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،جلد دوم و سوم، تهران، دارالمکاتب الاسلامیه، چاپ سی و یکم،1380.
10-مومن قمی، محمد. "سخنی درباره تغییر جنسیت"، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام، شماره 7، سال دوم، پاییز 1375.
11-نشریه اندیشه و رفتار،1382: 7
12-"علل روانی تغییر جنسیت": 6/11/1393. قابل دسترسی در :
www.ahlalbait.com
3/2/1386: www.baztab.ir/news-13
www.fc.org.uk/news--14
www.irna.ir/fa-15
www.mofidu.ac.ir/desktop -16
www.pezeshkonline.ir-17
htpp://ylym.wordpress.com-18

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 35 - آذر ماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837