آرشيو

عدالت ، آزادی ، انسانیت

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده
برای درک و شناخت انسان در عالم هستی جهان بینی مشخصی  را باید برگزید، دو نوع جهان بینی را می توان از هم باز شناخت یکی  متافیزیکی  و دیگری اومانیستی. دیدگاه انسان محوری یا اومانیستی انسان را میزان همه چیز قرار می دهد و در مقابل آن، دیدگاه متافیزیکی یا خدامحوری قرار دارد که خداوند را ملاک و میزان و منشأ همه چیز میداند. اینکه از دریچه کدام جهان بینی به شناخت و تعریف  انسان  بپردازیم بسیار با اهمیت است چرا که اهداف، نتایج و مسیر حرکت متفاوت خواهد بود. نوع نگاه به انسان از دیدگاه اومانیسم غربی و اسلام موضوعی است  که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفته است.
کلیدواژگان: اومانیسم، انسان محوری،خدامحوری.
مقدمه
چارچوب بحث در اومانیسم، جهان مادی است. انسان جزیی از طبیعت مادی است انسان در این جهان   مادی به وجود آمده و روزی از بین می رود و انسانی دیگر جای او را میگیرد. بنابراین نگاه تک بعدی به انسان حاکم است. در مقابل، انسان شناسی اسلامی نگاه چند بعدی (روح+ماده) به انسان دارد؛ به این گونه که انسان را تک بعدی مورد تحلیل  قرار نمی¬دهد بلکه  ابعاد مختلف وجودی او را در نظر میگیرد.
غرب:انسان محوری( اومانیسم )
اومانیسم، جنبشی است که ریشه در ایتالیای نیمه دوم قرن چهاردهم دارد، واژه Humanism  در اصل  از واژه لاتین Homo یعنی انسان مشتق شده است. نخستین سندی که این اصطلاح در آن به کار رفت در آثار ساموئل تیلور کالریج در سال1812 بوده است. او در این آثار اومانیسم را در نگرشی مسیح شناسانه به کار برد که همان اعتقاد به کاملاً انسان بودن مسیح است (Mac Grath,1999:42).
در واقع اومانیسم نهضتی ادبی-فلسفی است که  در دو مقطع تاریخی ظهور یافته است: یکی در یونان باستان  در قبل از مسیحیت و دیگری در قرون وسطی و عصر رنسانس. در یونان باستان چندخدایی حاکم بود و انسان در تلاش برای رهایی از سلطه خدایان بود و این تلاش منجر به شکل گیری ایدئولوژی اومانیسم شد.
خاستگاه دوم آن به قرون وسطا باز می گردد. در دوره مذکور انسان موجودی بی اراده و مطیع اربابان کلسیا محسوب می شد، دین به ابزار دست  کلیسا برای تسلط بر مردم تبدیل شده بود. در این دوره شاهد رشد  نظریه ها و علوم جدید و نظریه هایی چون(گردش زمین به دور خورشید( گالیله)، جاذبه زمین( نیوتن)، تنازع بقا( داروین)، لاادری گری(هیوم) هستیم . یافته های علمی جدید در تعارض با آموزه های دین مسیحیت قرار داشت به عنوان مثال کپرنیک در مطالعات خود به این نتیجه رسید که نظریه زمین مرکزی قرون وسطا که توسط علمای کلیسا ترویج یافته بود باطل است و در واقع خورشید مرکز عالم است.
اومانیسم مخالف با نظریه ای بود که می گفت "خارج از کلیسا رستگاری وجود ندارد"،  در واقع اومانیسم واکنشی در مقابل  گرایشات و اعمال کلیسای قرون وسطا بود. انسان گرایان از نظم کلیسا متنفر بودند اما این به معنای ضدیت با مسیحیت و دین نبود. همزمان با اومانیسم شاهد رواج  تفکر اصلاحات در غرب معروف به لوتریسم هستیم. اومانیسم دوره رنسانس مبنای شکل گیری نظام سرمایه داری، لیبرالیسم، فمینیسم در غرب مدرن  شد.
تعاریفی که از اصطلاح اومانیسم ارائه شده بسیار متنوع اند، دایره المعارف پل ادوارز اومانیسم  را "جنبشی فلسفی ادبی می داند  که در نیمه دوم قرن چهارم از ایتالیا آغاز شد و به سایر کشورهای اروپایی کشانده شد، اومانیسم فلسفه ای است که ارزش یا مقام انسان را ارج می نهد و او را میزان همه چیز قرار می دهد". و در تعریفی دیگر فردیناند شویل معتقد است اومانیسم جنبشی در ذهن بشر بود و زمانی آغاز شد که به دنبال ظهور شهرها، روشنفکران شهری کم کم به ارزش های طبیعت و انسان، که بی واسطه قابل ادراک بود، روی آوردند (برونوسکی و مازلیش،137881:-82). از رنسانس تا امروز  اومانیسم سه دوره را طی کرده است:1) اومانیسم عصر رنسانس 2) اومانیسم عصر روشنگری3) اومانیسم مدرن. برخی از اندیشمندان اومانیستی چون فرانسیس بیکن، رنه دکارت، اگوست کنت، جان لاک ،هیوم، بارکلی و کانت را می توان نام برد، از این بین رنه دکارت سهم بیشتری در تقویت  این تفکر دارد. از جمله ویژگی های تفکر اومانیستی را می توان اعتقاد به اصالت فرد،آزادی، ماده گرایی، نفی ماوراطبیعه،  عقل گرایی، شک انگاری و جدایی دین از سیاست  را نام برد.
 در این دیدگاه خدا  در حد یک "ساعت ساز لاهوتی" تنزل یافته است. نیروهای مادی و عوامل طبیعی بدون تاثیر اراده خداوند رخ می¬دهند، در نتیجه شاهد ماده گرایی مطلق هستیم. اومانیست ها بعد مادی انسان را بر می گزینند و براساس آن انسان را در جهان مادی توصیف می کنند.
اعتقاد به اصالت بشر و فردگرایی، در این مکتب، انسان میزان همه چیز است. پروتاگوراس معتقد بود خیر و زیبایی  همه از امور نسبی هستند "مقیاس همه چیز انسان است و بر این مقیاس، هر چه هست، هست و هر چه نیست، نیست." و " درباره خدایان، هیچ نمی دانم که هستند یا نیستند یا از چه گونه¬اند چیزهای  بسیار ما را از این شناسایی باز می دارد: موضوع بغرنجی است، و عمر ناپایدار ما سخت کوتاه است."(ویل دورانت،1365 :401). انسان در مرکز توجه و اهمیت قرار می گیرد.
 توجه به انسان به عنوان فاعل شناسا در آثار دکارت نمایان است و جمله معروف او "من می اندیشم پس هستم" نشان از اصالت فرد دارد. انسان میزان همه امور و مركز عالم است. مالك مطلق هستی اوست. تمام امور باید توسط او ارزش گذاری شود. گر چه برخی گرایش های اومانیستی  از مذهب و اعتقاد به خدا سخن می گویند؛ لیكن این پای بندی فقط برای جلوگیری از بی نظمی اجتماعی است. در این گرایش ها نیز اومانیست های خداپرست، انسان و آزادی او را هدف و شناخت خدا را وسیله می دانند) صانع پور،1378(22-20:. اما اومانیسم  در شکل افراطی انسان را یگانه حقیقت جهان می داند.
عقل گرایی، شک انگاری و سنت زدایی، توجه به متون دینی با رویکرد انتقادی و تفسیری از دیگر ویژگی های اومانیسم است. عقل گرایی، اصالت عقل و خردورزی در زبان لاتین معادل راسیونالیسم   rationalism است (بیات،1381(379:. اومانیست ها عقل را در نقطه مقابل وحی می دانستند و معتقد بودند با عقل همه چیز قابل کشف است و نیازی به وحی نیست. و عقل می تواند به تنهایی انسان را به کمال برساند وعلم تجربی و بهره گیری از روش های علمی و اثباتی راه گشای حل مسائل است. در نگاه کانت تنها شناخت و معرفتی علم محسوب می گردد که بر اساس تجربه بنا نهاده شده باشد. او هرگونه علم شهودی و الهی را رد می کند و بر این اساس  عالم مجردات و مابعدالطبیعه چون ازطریق تجربه قابل اثبات نیست پس علم محسوب نمی شود.
نگاه فردمحوری و کسب منافع فردی و عقلانیت ابزاری اومانیسم زمینه شکل گیری نظام سرمایه داری در دوران انقلاب صنعتی را فراهم نمود.  در دوران رنسانس و بعد از انقلاب فرانسه شعارهای "برابری حقوق زنان و مردان" و "آزادی زن"  رواج یافت و زمینه برای بهره کشی نظام سرمایه داری از زنان آغاز شد از طرفی جنگ جهانی منجر به نابودی تعداد زیادی از مردان  شده بود  و بعد از جنگ کارخانه ها نیاز به نیروی کار داشتند و این نیرو را از میان زنان تامین کردند چرا که زنان  مزد کمتری نسبت به مردان می گرفتند و از طرف دیگر از جذابیت های وجودی زنان در جهت انباشت سرمایه برای رونق نظام سرمایه داری  بهره می بردند. از نتایج این تفکر تخریب نظام خانواده،  تبدیل زن به کالایی تجاری و بی بندوباری  در غرب بود. انسان محوری زمینه تغییر نگاه به زن و مشابه دانستن  حقوق او به مرد را فراهم آورد و در نهایت منجر به شکل گیری جنبش فمینیسم گردید.
یکی دیگر از نتایج اومانیسم سکولاریسم است. سکولاریسم   یا دنیاگرایی یعنی توجه کردن به این عالم ماده و چشم پوشیدن از مراتب دیگر وجود و مابعدالطبیعه می باشد. افول دین، نهادها، عقاید و نهادهایی است که پیش از این مقبول بودند، اعتبار و نفوذ خود را ازدست می دهند. نقطه اوج سکولار شدن، جامعه بدون دین است و همچنین سکولار شدن آن معناست که عناصر رمزآلود و ماورالطبیعی مسیحیت سنتی جای خود را به دین اسطوره زدایی شده اخلاقی و نه دین الهیاتی می-دهند (غیاثوند،1387: 161). مهم ترین اصل دنیاگرایی عبارت است از تلاش برای پیشرفت بشر با بهره گیری صرف از وسایل مادی (جلبلی، 1383: 13). دین  به موضوعی فردی و نه جمعی تبدیل می¬شود و هر فرد خود آزاد است که در مرحله اول دین داشته باشد یا نداشته باشد و دوم  به احکام دین خود عمل کند یا نکند.
اسلام:خدامحوری
منظور از خدامحوری باور به حاکمیت اراده خداوند بر همه عالم دارد. در اسلام انسان فطرتا  موجودی خداجو است و رابطه مستقیم میان انسان و خدا برقرار است و نیاز به هیچ نوع واسطه ای نیست و محدود به زمان و مکان خاصی نمی باشد.
در اسلام انسان از دو بعد جسم و روح تشکیل شده است و روح منشأ جسم است. همه چیز از روح ناشی می¬شود. روح خاصیت و اثر ماده نیست، کمالی است جوهری که از برای ماده پیدا می شود و به نوبه خود منشا آثاری بیشتر و متنوع تر از آثار ماده می گردد(مطهری،1366: 18). از جمله ویژگی-های تفکر انسان شناسی در اسلام  اعتقاد به اصالت خداوند، آزادی، اصالت فرد و جامعه، رابطه مستقیم انسان و خداوند، اهمیت عقل و علم، تاکید بر حقوق  طبیعی و کرامت انسانی را می توان برشمرد.
  انسان خلیفه الله و جانشین خدا در روی زمین است. در آیه سی ام سوره بقره آمده است: "( به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت : من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد، (فرشتگان) گفتند : آیا کسی را در آن قرار میدهی که فساد و خونریزی کند؟ ما تسبیح و حمد تو را به جا می آوریم و تو را تقدیس می کنیم. پروردگار فرمود: من حقایقی را می دانم که شما نمی دانید. " این عبارت  بیانگر این است که انسان دارای ارزش والایی است که از وی به عنوان "خلیفه" خداوند یاد می شود. در نتیجه در آیاتی که خداوند انسان را ازاد معرفی می کند، چنین انسانی مورد نظر است. انسان آزاد از دیدگاه قرآن، انسانی است که دارای ویژگی خلیفه اللهی است(میراحمدی،1380: 112). در آیه سوم سوره انسان آمده است: "ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد یا ناسپاس" که اشاره  به این دارد که خداوند از زاویه وحی و پیامبرانش مسیر را به انسان نشان داده و انسان خود انتخاب گر خواهد بود. از طرفی دیگر این انتخاب گر بودن انسان اشاره به وجود قوه خرد در انسان است، پس در اسلام انسان موجودی دارای عقل است. "بشر مختار و آزاد افریده شده است، یعنی به او عقل و اراده داده شده است"(مطهری،مجموعه اثار: 420).
حقوق طبیعی و کرامت انسانی در اسلام مورد توجه قرار گرفته است و حقوق طبیعی و فطری چون  ازادی،حق حیات،حق ازدواج، حق زندگی، حق معاش و کار بیان شده است. آزادی  یکی از طبیعی-ترین حقوق انسان است که خداوند همزاد با وی آفریده است (پهلوان،1379:6). پس انسان با حق آزادی متولد می شود نه اینکه متولد شود و بعد آزادی به او تعلق گیرد.
مفهوم آزادی از اهمیت بسیاری در اسلام برخوردار است، تا جایی که در قرآن آیات بسیاری به آن اشاره دارد از جمله سوره انسان آیه 3، سوره کهف آیه 29، بقره آیه 256، یونس آیه 99،حج آیه  78، انعام آیه 48 ، شوری آیه 6، شوری آیه 48، شعرا آیه 3، غاشیه  آیات 21-22، زمر آیات 17-18 .
 به نظر امام خمینی همان گونه که خدا انسان را عاقل آفریده،آزاد هم آفریده  است، نه اینکه ابتدا انسان را ممنوع التصرف خلق کرده و با ارسال شریعت، به او آزادی هایی داده است. خدا خواسته است که مردم همیشه بر خود مسلط و حق به کارگیری از توانایی های خود را داشته باشند (منتظر قائم،1385: 18). منظور از آزادی، آزادی مطلق نیست بلکه آزادی است که در مسیر و مطابق با  قوانین الهی است. محدودیت های آزادی در یک حکومت دینی، علاوه بر پای بندی های قانونی، عرفی، اخلاق و فرهنگ اجتماعی، بر اساس پای بندی های شرعی و دینی نیز است و همه شهروندان ملزم به رعایت آن هستند(هزاوه ای،1379: 102). اگر کسی دین را پذیرفت و وارد نظام یا سیستم دینی شد، ازادی او در چارچوب همان سیستم معنا می یابد و اگر خدا و رسولش حکمی کردند او دیگر صاحب اختیار در آن زمینه نیست (مظفری1388: 195). این نکته از آیه شریفه سوره احزاب آشکار می گردد: "هیچ مرد و زن مومنه را نمی رسد که وقتی خدا و رسولش امری را صادر فرمودند باز هم در امور خود، خود را صاحب اختیار بدانند و هر کس خدا و رسولش را نافرمانی کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است".
اهمیت عقل در اسلام تا جایی است که در چهل و نه آیه از قرآن انسان به تعقل دعوت شده است و در 18 آیه دعوت به تفکر شده است. اسلام دین را فوق عقل نمی داند و نمی گوید : " دین فوق عقل است و عقل حق مداخله در مسائل دینی را ندارد". چرا که در فقه اسلامی، عقل به عنوان یک مبدأ برای استنباط احکام شریعت است (عباسی، 1385: 32). اهمیت  تحقیق و علم  در اسلام را می توان از اشاراتی که  قرآن به قوانین علمی چون اصل مفید بودن تمام موجودات (سوره ال عمران، ایه 191) و اصل تناسب (سوره فرقان ایه 2) دارد درک نمود. تقریباً 750 آیه در قرآن مطالب علمی دارد و در قرآن آیه ای که به یک دیدگاه علمی حمله کند وجود ندارد (نصر اللهی،1389: 131). اصل تناسب  که در قرآن به آن اشاره شده است، همان  الگوی "سلسله اعداد فیبوناچی" در علم ریاضیات است.
اصول شریعت نمی توانند غیر عقلانی باشد، یعنی قرآن و سنت ظاهری و باطنی دارد و باطن آن را باید تفسیر کرد. لذا اگر چیزی در قرآن باشد که به ظاهر خلاف عقل است، چون عقل بر مبنای ظن است شاید گاهی خطا بکند. به همین دلیل در مقابل نص صریح قرآن، عقل سکوت می کند، نه اینکه نص غلط است، بلکه عقل توانایی اثبات و دلالت نص را ندارد (عباسی، 1385: 35). مقصود "کل ما حکم به الفعل حکم به الشرع و کل حکم به الشرع" حکم به الفعل این است که در احکام دینی حکمتی است که اگر ان حکمت بر عقل روشن شود عقل آن را تایید می¬کند ولو هنوز عقل درباره این حکم به نتیجه قطعی نرسیده است.
توجه به بعد فردی و جمعی انسان، در نگرش اسلامی، اصالت فرد و جامعه در پرتو مصالح عالی انسانی که همان دستیابی به لقای خداوند جهان‌آفرین است، معنا پیدا می‌کند (عمید زنجانی، 1385، ص526). به دنبال اصالت فرد، اصالت جامعه مطرح می شود در اسلام جامعه انسانی خواه  به صورت کوچک باشد یا بزرگ، یک واقعیتی است و همچون فرد برای خود وظایف و تکالیفی دارد: جهاد با دشمنان و دفاع از مرزها و تنظیم روابط  مردم و ایجاد نظم و امنیت در شهرها، تکلیف و وظیفه اجتماع است، و اجتماع هم بدون تشکیل حکومت به انجام این وظایف  قادر نیست (الهامی،1359: 30). در نتیجه تشکیل حکومت و دولت اسلامی ضرورت می یابد.
 انسان شناسی اسلامی، زن را به عنوان موجودی می داند که دارای آزادی و اختیار و حقوق و تکالیف در حد احکام الهی است. زن و مرد از لحاظ بیولوژیکی دارای تفاوتهایی هستند که این امر منجر به متفاوت شدن حقوق آن دو در جامعه اسلامی می گردد. به عبارت دیگر حقوق زن ومرد مساوی است؛ اما متشابه نیست. شهید مطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام  بیان نمودند که: " زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف، هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت کند.... شرط اصلی سعادت هر یک از زن ومرد در حقیقت جامعه بشری، این است که دو جنس هر یک  در مدار خویش به حرکت خود ادامه دهند. آزادی و برابری آنگاه سود می بخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتی آفریده قیام بر ضد فرمان فطرت و طبیعت است نه چیز دیگر." به عبارتی تفاوت حقوق زن و مرد نشأت گرفته  از فطرت و طبیعت آنها است.
نتیجه گیری
دو گونه جهان بینی برای شناخت انسان وجود دارد: دیدگاه انسان محور و خدامحور. در دیدگاه انسان محور نگاه تک بعدی به انسان حاکم است. در مقابل، چارچوب تحلیل در انسان شناسی اسلامی نگاه چند بعدی (روح+ماده) است.
زمینه های رشد اومانیسم در جامعه غرب را  دین مسیحیت تحریف شده ایجاد کرد،  اومانیسم واکنشی در مقابل اقتدار لجام گسیخته کلیسا و اربابان آن بود اما اسلام  به دلیل  توجه به دو بعد مادی و روحی  هرگز زمینه ی انسان گرایی افراطی را در جامعه فراهم نکرد. در نگرش اسلامی، عدالت، آزادی و حقوق، هدف نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای عبودیت خداوند است. در این نگرش، آزادی دارای ارزش است، اما آزادی ارزش نیست (کدخدایی، 1389: 233). در حالی که در غرب آزادی  خود هدف و ارزش است.
اومانیست ها بعد مادی انسان را بر می گزینند و براساس آن انسان را در جهان مادی توصیف می کنند. انسان میزان همه امور و مركز عالم است. عقل گرایی، شک انگاری و سنت زدایی، توجه به متون دینی با رویکرد انتقادی و تفسیری را پذیرفتند وعقل را در نقطه مقابل وحی دانستند و معتقد بودند با عقل همه چیز قابل کشف است و نیازی به وحی نیست. جامعه بدون دین را برمی گزینند  که در آن عناصر رمزآلود و ماورالطبیعی مسیحیت سنتی جای خود را به دین اسطوره زدایی شده اخلاقی و نه دین الهیاتی می دهند و حقوق زن ومرد در تفکر غربی متساوی و متشابه در نظر گرفته می شود.
خدامحوری باور به حاکمیت اراده خداوند بر همه عالم است در این دیدگاه  انسان فطرتاً خداجوست. حقوق طبیعی از جمله حق آزادی، حق حیات و حق معاش و کار در اسلام پذیرفته شده است. منظور از آزادی، آزادی مطلق نیست بلکه آزادی است که در مسیر و مطابق با  قوانین الهی است. در اسلام عقل مبدای برای اثبات احکام شرع محسوب می¬شود و عقل و خرد آدمی بدون رهنمودهای پیامبر و وحی قادر به تشخیص صحیح مسیر کمال خود نخواهد بود. در این تفکر حقوق زن ومرد متساوی  و نه متشابه است.
منابع
1) الهامی، داود(1359)، فلسفه و کلام:درسهایی از مکتب اسلام، ابان ماه سال 20، شماره 8،، صفحات29 تا33.
2)برونوسكی، جیكوب؛ مازلیش، بروس(( 1378 ، سیر اندیشه در غرب از لئونارد و تا هگل ، ترجمة كاظم فیروزمند، تبریز: كارگاه سبز، چاپ اول.
3)بیات، عبدالرسول(1381)، فرهنگ واژه¬ها ،مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی.
4)پهلوان، عاطفه(1379)، ازادی و دمکراسی در اندیشه امام خمینی، با مقدمه سید محمد موسوس خوئینی، چاپ اول] تهران: نشر ذکر.
5)جلبلی، هادی(1383)، تاملاتی جامعه شناسانه درباره سکولار شدن، چاپ اول، انتشارات طرح نو.
6)شمسینی غیاثوند، حسن(1387)، علوم سیاسی: مطالعات سیاسی، شماره 1، از ص155 تا 183.
 7)کدخدایی، عباسعلی(1389)، «آزادی به مثابه ارزش»، مجموعه مقالات به مناسبت روز حقوق بشر اسلامی، تهران: انتشارات دانشکده حقوق و علوم سیاسی و نشر گرایش.
8)صانع پور،مریم(1378)، نقدی بر معرفت شناسی اومانیستی، تهران، موسسه فرهنگ و اندیشه معاصر.
9)عباسی تبار فیروزجاه، حبیب الله (1385)،مردم سالاری، شماره 1207،17 فروردین.
 10)عمید زنجانی، عباسعلی(1388)، مبانی حقوق بشر در اسلام و دنیای معاصر، تهران: انتشارات مجد.
11)مطهرى، مرتضى(1366)، مقالات فلسفى، تهران، انتشارات حكمت، چاپ اول، ج1.
12)مطهری، مرتضی( --- )، مجموعه آثار،جلد3.
13)مظفری، ایت(1388)،"مفهوم آزادی در اندیشه اسلامی"، علوم سیاسی:حصون، شماره20، از ص186-205.
14)منتظرقائم، مهدی(1385)،آزادی های شخصی و فکری از نظر امام خمینی و مبانی فقهی آن، چاپ دوم، تهران:چاپ و نشر عروج.
15)میر احمدی، منصور(1380)، "مفهوم آزادی از دیدگاه قرآن"، دانشپاه باقر العلوم(ع)، شماره 15، از 109 تا 122.
16)نصراللهی، مرتضی(1389)، علوم قرآن و حدیث: قرآن پژوهی خاورشناسان، شماره 8 ، از صفحه 127 تا 144.
17)ویل دورانت(1365)، تاریخ تمدن، ترجمه امیر حسین اریان پور، تهران سازمان انتشارات و اموزش انقلاب اسلامی، ج2.
18)هزاوه ای، سید مرتضی(1379)،" جایگاه آزادی در اندیشه سیاسی امام خمینی"، فصلنامه انقلاب اسلامی، سال دوم،پیش شماره4.
19)McGrath,Alister E(1999), Reformation Thought and Introduction, Oxford UK & Combrige US, Blackwell

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 34 - آبان ماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837