آرشيو

انقلاب دوم؛ دفاع از استقلال کشور

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده:
پیروزی انقلاب اسلامی منافع ایالات متحده آمریکا را به خطر انداخت و در ابعاد امنیتی و سیاسی، استراتژی های قدرت های بزرگ را در منطقه دگرگون کرد. بنابر این آمریکا برای احیای قدرت و موقعیت گذشته خود از طرق مختلف در پی ایجاد  زمینه حضور دوباره بود. دولت موقت نیز  با دیدگاه لیبرال همسو با اهداف دول غربی عمل می‌کرد. در این میان، پس از رد درخواستهای ایران برای استرداد و محاکمه شاه و افزایش دخالتهای آمریکا، عده ای از دانشجویان انقلابی با تصرف سفارت آمریکا در تهران،اقدام به برملا ساختن سیاستهای این کشور نمودند. در مقابل عده ای در داخل و خارج با مخالفت با این اقدام،آن را خلاف حقوق بین الملل و مصونیت دیپلماتیک سفرا دانستند. در این مقاله با توجه به روش تحلیلی-توصیفی به تحلیل علل تسخیر لانه جاسوسی و دیدگاه های حقوقی پرداخته می شود.
واژگان کلیدی: انقلاب،استراتژی ،لیبرال ،سفارت ،مصونیت
مقدمه
پس از پیروزی انقلاب، دولت آمریکا به دخالتهای خود در امور داخلی ایران اسلامی ادامه داد. در آبان ماه سال 1358، که شاه ظاهراً برای درمان به آمریکا رفت، روابط جمهوری اسلامی با آمریکا بسیار بحرانی شد. ملت ایران ضمن محکوم نمودن اقدامات آمریکا به دلیل حمایت از رژیم محمد رضا پهلوی خواستار استرداد وی جهت محاکمه او در ایران شد، اما آمریکا این درخواست را رد کرد.
به دنبال رد این خواسته، سفارت آمریکا در 13 آبان (در نوامبر 1979) به تصرف «دانشجویان پیرو خط امام» درآمد و کلیه کارکنان آن که عوامل و جاسوسان آمریکا بودند به گروگان گرفته شدند.
دولت آمریکا نیز متقابلاً به اقداماتی نظیر تحریک ایادی داخلی وابسته به خود، ایجاد محدودیتهای شدید برای دانشجویان ایرانی در آمریکا، فشارهای سیاسی از طریق سازمان ملل متحد و محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی ایران عمل نمود.(  پوریزدانپرستبان،1392)
بحران گروگانگیری ایران از سال1979  الی 1981 به طول کشید. اما تاثیرات سیاسی و چشم انداز دیپلماتیک میان ایالات متحده و ایران  در دهه های آینده وجود دارد. برخلاف اینکه انتظار می رفت زمان کوتاهی این حادثه به طول بکشد اما مدت آن 444 روز بود.این مسئله سبب شد تا دولت کارتر در حل بحران،بی منطق و بی اثر دیده شود. Kenneth J. Bechtel, Anne Arundel))
چرا که کارتر در آوریل 1980، نیز تصمیم به اقدام نظامی گرفت. عملیات پنجه عقاب برای نجات گروگانها تایید شد.اما در نهایت طرح نجات کارتر شکست خورد. و محبوبیت و مشروعیت دولتش در ایالات متحده کاهش یافت. CICERO © 2010))
اما با وجود اسناد لانه جاسوسی و همچنین اقدام نظامی علیه ایران،عده ای با طرح مسائل حقوقی ،اقدام دانشجویان پیرو خط امام را مخالف قوانین و حقوق بین الملل عنوان داشتند. باید به این نکته توجه داشت که سفارت آمریکا مکان دیپلماتیک نبود بلکه به مرکز جاسوسی و نفوذ در ایران تبدیل شده بود و به دلیل سیطره قدرتهای بزرگ بر سازمان های مختلف بین المللی امکان طرح شکایت جمهوری اسلامی ایران در دادگاههای بین المللی علیه آمریکا نیز  وجود نداشت. بنابر این معیارهای 2 گانه آنها و عدم ضمانتهای‌خاص‌حقوق‌دیپلماتیک زمینه تسخیر سفارت را ایجاد کرد. با توجه به آنچه گفته شد،در این مقاله با بررسی ابعاد مختلف  تسخیر لانه جاسوسی به این سوال پاسخ داده می شود که آیا جمهوری اسلامی ایران در این رویداد خلاف حقوق بین الملل عمل نموده است یا خیر؟
انقلاب اسلامی،تغییر استراتژی امنیتی منطقه
پیام سه‌جمله‌ای کلنل تام شفر، آخرین وابسته نظامی آمریکا به واشنگتن، تیر خلاص به نجات غریق‌های کاخ سفید بود که سودای نجات «جزیره ثبات» از امواج انقلاب را در سر می‌پروراندند: «ارتش تسلیم شد. آیت‌الله خمینی برنده شد و نظم موجود فرو ریخت.» این در حالی است که در گزارشی که 18 ماه پیش از انقلاب توسط بازرس کل وزارت خارجه آمریکا تهیه شد، آمده بود: «هیچ چالش جدی داخلی در برابر رهبری شاه وجود ندارد.» سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) هم در اوت 1978(مرداد 1357) طی گزارشی به کاخ سفید و کنگره آمریکا اعلام کرد: «ایران در وضع انقلابی یا حتی ماقبل انقلاب قرار ندارد.» اداره ضداطلاعات ایالات متحده آمریکا (DIA) نیز در ارزیابی خود از شرایط ایران در 28 دسامبر 1978(7 مهرماه 57) طی گزارشی به مقام‌های تراز اول واشنگتن اعلام کرد: «انتظار می‌رود شاه تا 10 سال دیگر به‌طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد.»
به نظر گری‌سیک، هیچ یک از دولت‌های غربی تا ماه‌های پایانی سال 1978 طرحی را برای تغییر سیاست‌های خود در قبال ایران و گرایش به سوی انقلابیون تهیه نکرده بودند. حتی ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا در تهران هم که به چوب انتقاد رانده و در کشاکش بلاتکلیفی‌های کاخ سفید مانده بود تمام تابستان سال 57 را برای گذراندن تعطیلات به آمریکا رفت و گزارش‌ها فقط از طریق افراد عادی سفارت ارسال می‌شد و روشن بود که نمی‌توانست اهمیت چندانی داشته باشد. سولیوان اذعان دارد که: «در ماه‌های نخست‌ آغاز اعتراض‌های مردمی ما این حوادث را مقدمه انقلاب نمی‌دانستیم و بدبینانه‌ترین گزارشی که در این زمینه در ماه می از طرف قسمت سیاسی سفارت تهیه شد، حاکی از این بود که شاه مبارزه سختی در پیش دارد.»
حتی سرآنتونی پارسونز، سفیر بریتانیا در تهران نیز تا قبل از شهریور 57 رژیم شاه را در معرض یک خطر جدی نمی‌دید: «من هنوز باور نداشتم که شاه در معرض یک خطر جدی قرار گرفته باشد و این بحران روزی به سقوط او بینجامد.» ظاهرا پایتخت‌ها به سفیرانشان چندان اعتمادی نداشتند. آمریکا‌ هایزر را به تهران فرستاد و فرانسه «میشل پونیاتوسکی» فرستاده ویژه والری ژیسکاردستن رئیس‌جمهور و دوست شاه را تنها در اجلاس گوادلوپ بود که سران کشورهای آمریکا، آلمان، انگلیس و فرانسه پس از سه روز گفت‌وگو و مشورت راجع به تحولات ایران به این نتیجه رسیدند که باقی ماندن شاه در ایران سبب تداوم بحران خواهد بود. مع‌الوصف کارتر به توصیه ژیسکار دستن و سایرونس‌ وزیر خارجه و برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا در 18 دی توسط دو تن از مقامات فرانسوی پیامی را به امام‌خمینی رساند که در آن از ایشان خواسته شده بود تا تمام نیرو و اهتمام خویش را جهت جلوگیری از مخالفت مردم علیه بختیار به کار بندد.
 
وی در این پیام به قطعی بودن خروج شاه اشاره و سپس تهدید کرد که «تهاجم به بختیار به مثابه قماری است که تلفات فراوان برجای خواهد گذاشت و وخامت اوضاع به مداخله ارتش خواهد انجامید». امام با رد درخواست کارتر اعلام کردند:«ملت ما حاضر نیست با دولت بختیار به‌عنوان میراث شاه یا با تدابیری چون تشکیل شورای سلطنت که همه آنها غیرقانونی است، کنار آید... آقای کارتر اگر حسن‌نیت دارند می‌بایست از پشتیبانی کودتا یا دخالت در امور ایران دست بکشند تا خواسته مشروع ملت محقق گردد و آرامش و ثبات دائمی برقرار شود... ملت را به حال خود واگذارید تا من از اشخاص پاکدامن برای انتقال قدرت، یک شورای انقلاب تاسیس کنم تا امکانات مناسب جهت به ثمر نشستن حکومت مبعوث ملت انجام پذیرد، در غیر این صورت امید به آرامش نیست.» روز 21 دی سایروس ونس، وزیرخارجه آمریکا و سخنگوی 4 کشور شرکت‌کننده در کنفرانس گوادلوپ به روزنامه‌نگاران گفت: «شاه در نظر دارد تعطیلات خود را در خارج از ایران بگذراند و دولت ایالات متحده نیز این تصمیم شاه را تایید می‌کند. آمریکا احساس می‌کند که شاه دیگر در آینده ایران نقشی ندارد(سرگه بارسقیان ،1386).
بنابراین با ظهور انقلاب اسلامی،تمام اندیشه های غرب در خصوص ثبات حکومت پهلوی و اقتدار شاه اشتباه نتیجه داد و  سقوط  شاه زمینه حذف نفوذ دول غربی را در پی داشت.
پیروزی انقلاب اسلامی جدای از تاثیراتی که در زمینه اندیشه سیاسی و پارادایم حاکم بر مقولات دولت ملت و ساختار حکومت داشت، تأثیرات عمیقی نیز بر استراتژی‏های امنیتی منطقه و توازن قدرت بین غرب و شرق داشت به طوری که کشور ایران را که به عنوان خط مقدم جبهه غرب در مقابله با نفوذ کمونیسم از جایگاه ویژه‏ای نزد دولت مردان ایالات متحده برخوردار بود به یکباره تبدیل به یک هژمون منطقه‏ای با شعار وحدت جهان اسلام و درهم نوردیدن مرزهای جغرافیایی کشورهای مسلمان کرد، که برای هر دو ابرقدرت شرق و غرب خطرناک جلوه می‏کرد. انقلاب اسلامی استراتژی «دو ستونی» آمریکا در منطقه را که از مدت‏ها پیش بر پایه‏های قدرت اقتصادی عربستان سعودی و قدرت نظامی ایران برای حفظ منافع منطقه‏ای آمریکا و مقابله با نفوذ شوروی بنا شده بود با چالش جدی مواجه کرد به طوری که «سایروس ونس» وزیر امور خارجه دولت کارتر در این باره می‏گوید: «رفتن ایران از صف کشورهای متحد آمریکا و افتادن این کشور به دست رژیمی که دوست‏ ما نیست، ضربه‏ای اساسی به منافع سیاسی - امنیتی ما در آسیای جنوب غربی و خاورمیانه به شمار می‏رود.»
آمریکا که تمام تلاش خود را در حمایت از رژیم شاه و جلوگیری از پیروزی انقلاب به کار بسته بود، با پیروزی انقلاب اسلامی سفارت خود را به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای توطئه علیه انقلاب تبدیل نمود، تا بتواند آن بخش از اقداماتش را که می‏توانست در پوشش دیپلماتیک برای شکست یا به انحراف کشاندن نظام نو پای اسلامی انجام دهد، با مرکزیت سفارت به اجرا درآورد.
پس از پیروزی انقلاب در بهمن ماه 1357 و اخراج مستشاران نظامی و غیر نظامی آمریکا که در واقع نقش آنتن‏های اطلاعاتی را برای سازمان سیا بازی می‏کردند، ایالات متحده فعالیت‏های جاسوسیش را که از درون سفارت رهبری و هدایت می‏شدند به شدت افزایش داد تا خلاء ناشی از خروج مستشاران را جبران کند.
افسران سازمان سیا (CIA) با استفاده از شرایط نابسامان بعد از انقلاب و درهم ریختگی و نامشخص بودن حوزه مسئولیت‏ها که نتیجه طبیعی هر انقلابی است، سعی کردند تا با نفوذ در مناطق کلیدی و حساس انقلاب اسلامی از تعمیق و گسترش هر چه بیشتر آن جلوگیری نمایند. لانه جاسوسی آمریکا با ایجاد شبکه‏های جاسوسی و اطلاعاتی در پی آن بود تا با بحران آفرینی، تضعیف نیروهای اصیل انقلاب و جایگاه و شخصیت حضرت امام و همچنین ایجاد گسست و شکاف میان رهبری و نسل جوان، فعال‏ترین و انقلابی‏ترین نیروی اجتماع را از رهبری دور کند تا بتواند با تأثیر بر آنها و نفوذ در ارتش، حرکت انقلابی مردم ایران را آسیب‏پذیر نماید. از طرفی سفارت آمریکا مسئول انحراف افکار عمومی از خطرات شیطان بزرگ در ایران نیز بود. به همین دلایل مسئولین سفارت آمریکا در پی آن بودند تا با برقراری ارتباط با مسئولین دولت موقت راه رسیدن به اهدافشان را تسهیل کنند.
با پیروزی انقلاب، حضرت امام خمینی، مهندس بازرگان را بدون در نظر گرفتن علایق حزبی و گروهی به عنوان نخست وزیر دولت موقت منصوب کردند. بازرگان در اقدامی تأمل برانگیز اکثر اعضای دولت موقت را از جناح لیبرال انتخاب کرد و درهای دولت موقت را تقریباً بر روی دیگر نیروهای انقلاب بست. لیبرال‏ها تضاد اصلی و عامل مهم مبارزه و انقلاب را استبداد داخلی و نه استعمار خارجی می‏دانستند و علاوه بر آن اعتقاد به تغییر بنیادین در ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور نداشتند و تنها اکتفا به برخی اصلاحات سطحی را کافی می‏دانستند. بر همین اساس دولت موقت تنها به تعویض مهره‏های کلیدی و بالای رژیم اکتفا نمود و از تغییرات بنیادین و خصوصاً از تجدید نظر در رابطه امپریالیستی و نابرابر ایران با آمریکا، پرهیز و اجتناب می‏کرد. (هادی سجاد پور، 1384)
اما با افزایش دخالتهای آمریکا و حرکتهای لیبرالی دولت موقت، زمینه های اعتراض در داخل ایجاد شد و در نهایت روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران كه بعداً خود را دانشجویان پیرو خط امام نامیدند سفارت آمریكا در تهران را به اشغال خود درآوردند. بهانه عمده دانشجویان تصرف كننده سفارت، استقبال دولت آمریكا از شاه فراری ایران برای ورود به آمریكا بود و دولت آمریكا به این جهت مورد حمله قرار می گرفت كه به جای تلاش در استرداد شاه ایران برای محاكمه در داخل كشور، از هیچ كوششی به منظور حمایت از شاه فروگذار نكرده بود و این در افكار عمومی ایران، دلیل موجهی برای اثبات كینه توزی و رویه خصمانه دولت آمریكا به حساب می آمد و البته خدشه ای به آن وارد نبود.
گرچه تصرف سفارت آمریكا در روزهای نخست، پدیده ای لحظه ای و موقتی به حساب می آمد و تصور می رفت كه حداكثر چند روزی به طول انجامد و به سان پدیده های مشابه یعنی اشغال سفارت كشورهای خارجی در دیگر نقاط جهان دیری نپاید اما علی رغم این خوشبینی اولیه ۴۴۴ روز به طول انجامید، به بحرانی منطقه ای و بین المللی تبدیل شد، بازتاب های آن روابط و مواضع كشورها را در قبال جمهوری اسلامی ایران و آمریكا به شدت تحت تأثیر قرار داد و بعد از سال ۱۳۵۸ تحولات مهمی را در منطقه باعث گردید.
همچنین این پدیده واكنش های مختلفی را در داخل كشور برانگیخت. به طور طبیعی افكار عمومی ملت ایران از اقدام دانشجویان پیرو خط امام حمایت می كرد. چون تصرف سفارت ماهیتی ضد امپریالیستی داشت و اراده دفاعی ملت ایران را به ابرقدرت غرب كه از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۸ حتی لحظه ای از دخالت پیدا و پنهان در امور داخلی ایران فروگذار نكرده بود، به خوبی نشان می داد.
این حركت، همچنین گروه های هوادار ابرقدرت شرق را ذوق زده كرد و آنان گمان كردند كه انقلابیون مسلمان آماده در غلتیدن به دامن بلوك شرق اند. دانشجویان با اقدام خود بزرگترین ضربه را به حیثیت جهانی امپریالیسم غرب وارد كرده بودند و این موفقیتی بزرگ برای انقلابیون مسلمان بود زیرا شوروی و اقمارش تصوری از این نداشتند كه روزی ابرقدرت رقیب آنها بهت زده در مقابل تعدادی دانشجو از هرگونه اقدامی درمانده گردد و فریاد عجز و لابه اش به گوش جهانیان برسد.
اما تحولات بعدی ایران كه این بار ماهیتی ضد سوسیالیستی و ضد ماركسیستی داشت و در قضیه اشغال افغانستان توسط نیروهای ارتش سرخ شوروی سابق و انحلال و دستگیری اعضای حزب توده كه در طراحی كودتا علیه نظام جمهوری اسلامی شركت داشتند به اوج خود رسید، نشان داد كه زعم و گمان طرفداران بلوك شرق نیز قریب به صحت نبوده است.
علاوه بر این جریان های سیاسی اعم از لیبرال ها و التقاطی های راستگرا به دلیل تعلقی كه به غرب داشتند و از آن رو كه هرگونه اقدام علیه غرب را گناه نابخشودنی می پنداشتند، نمی توانستند چنین اقدامی را برتابند. در نتیجه با «پیرو خط شیطان» نامیدن دانشجویان تصرف كننده سفارت و محكوم كردن اقدام آنان نارضایتی خود را از این عمل نشان دادند. (خواجه سروی،1387)
علل  و زمینه های تسخیر لانه جاسوسی آمریکا
علت های فراوانی برای اشغال لانة جاسوسی برشمرده‌اند که برخی از آنها عبارتند از:
1-تبدیل سفارت‌خانه به مرکز جاسوسی
آمریکا که تمام تلاش خود را در حمایت از رژیم شاه و جلوگیری از پیروزی انقلاب به کار بسته بود، با پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت خود را به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای توطئه علیه انقلاب تبدیل کرد؛ تا بتواند آن بخش از اقداماتش را که می توانست در پوشش دیپلماتیک برای شکست یا به انحراف کشاندن نظام نو پای اسلامی انجام دهد، با مرکزیت سفارت، به اجرا درآورد.
2-. تلاش سفارت‌خانه برای جذب دولتمردان
هدف سفارت آمریکا، انحراف افکار عمومی از خطرات شیطان بزرگ در ایران بود. به همین دلیل، مسئولین سفارت آمریکا در پی آن بودند تا با برقراری ارتباط با مسئولین دولت موقت، راه رسیدن به اهدافشان را تسهیل کنند. آمریکا می خواست تا با شناسایی مهدی بازرگان به عنوان شخص اول مملکت، این گونه نشان دهد که امام خمینی، خود مایل است که دین و روحانیت از سیاست جدا شوند و آنها ناگزیر از نزدیکی به دولت موقت شده اند و بدین ترتیب کم کم برنامه حذف امام و جایگزینی ایشان توسط افرادی مثل شریعتمداری و بنی صدر را اجرا کند. به همین دلیل، وزارت خارجة آمریکا مأموریت اصلی سفارت خود را در ایران، تلاش برای هماهنگی فعالیت های نیروهای لیبرال و میانه‌روهای مذهبی و پیوند دادن آنها با عناصر ملی‌گرا و سلطنت طلبان و طرفداران رژیم سابق بر علیه انقلابیون مذهبی قرار داده بود.
3-تشدید اقدامات خصمانة آمریکا
در پی اعدام های انقلابی سران رژیم گذشته در روزهای آغازین پیروزی انقلاب، دو تن از اعضای سنای آمریکا به نام های جاکوب جاويتس و هنری جکسون که از طرفداران پروپا قرص رژیم پهلوی بودند، در 27 اردیبهشت 1358 قطعنامه ای را از تصویب سنا گذراندند که ایران را به خاطر اعدام های انقلابی با لحن شدیدی محکوم می کرد. به عقیدة کارل کلمنت که از کارشناسان با سابقة وزارت خارجه آمریکاست، ایالات متحده، اشتباه استراتژیکی را دربارة ایران انجام داده بود و آن، دل بستن به دولت موقت و عدم مذاکره و دیدار مستقیم با حضرت امام بود؛ کاری که رقبای ایالات متحده، یعنی فرانسه و شوروی در آغازین روزهای پیروزی انقلاب انجام داده بودند. بعد از تصویب این قطعنامه و ایجاد مسائل اختلاف‌برانگیز بین دو کشور، آمریکا در پی آن بود تا فرستاده ای ویژه را با هدف جذب ایران و جلوگیری از نفوذ شوروی در این کشور، به سوی ایران بفرستد؛ ولی حضرت امام در واکنش به تصویب این قطعنامه از پذیرش فرستادة مذکور که از دیپلمات های کارکشتة وزارت خارجه ایالات متحده بود، خودداری کرد و علاوه بر آن، دولت از پذیرش والتر کاتلر – به عنوان سفیر – خودداری کرد. پس از این فعل و انفعالات، دولت آمریکا به بهانة حفظ امنیت منطقه و با این ادعا که احتمال داده می شود که یک نفت‌کش در خلیج فارس ربوده شود، ناوگان خود را در تنگة هرمز به حال آماده‌باش درآورد.
4-حمایت از مواضع رهبری انقلاب
امام خمینی در 7 آبان 1358به قراردادهای استعماری بین ایران و آمریکا شدیداً اعتراض کرد؛ اما در مقابل، دولت موقت هیچ توجهی به این اعتراض ها نشان نمی داد و در پی بهبود روابط با ایالات متحده بود و در موضع گیری‌های رسمی و غیررسمی، بیشترین واهمه خود را از شوروی ابراز می داشت. حرکت های سازش‌کارانة دولت موقت تا آن جا پیش رفت که در روز 11 آبان 1358 در جشن انقلاب الجزایر، مهدی بازرگان بدون اطلاع امام، با برژینسکی، مشاور امنیت ملی کاخ سفید دیدار کرد.
5-پناه دادن به شاه مخلوع ایران
محمدرضا پهلوی که پس از فرار از ایران، در کشورهای مختلفی آواره شده بود و ایرانیان، خواستار بازگشت و محاکمه وی بودند، با مساعدت مقامات آمریکایی، به یک‌باره سر از آن کشور درآورد.
حضرت امام طی پیامی در 12 آبان 1358 در اعتراض به پذیرش شاه از سوی رژیم آمریکا اعلام کرد: دانشگاهیان، دانش آموزان و طلاب علوم دینی با قدرت تمام، مبارزة خود را علیه آمریکا گسترش دهند. از آن جا که در کودتای سال 1332 نیز آمریکا پس از فرار شاه از ایران، دوباره او را در به دست گرفتن قدرت یاری داده بود، لذا مردم ایران حق داشتند به مسئلة پذیرش شاه در آمریکا، مشکوک باشند وآن را توطئه‌ای دیگر برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بدانند.(پرسمان،شماره 70)
بررسی حقوقی مشروعیت  تسخیر لانه جاسوسی آمریکا
یکی از حربه های معترضان به تصرف سفارتخانه آمریکا«حربه حقوقی » بود که در آن با پیش کشیدن مصونیت های مطرح شده در قرارداد «وین» حمله به سفارتخانه مذکور و تصرف آن ،کاری خلاف حقوق بین الملل تلقی می شد. - قرارداد وین درباره روابط سیاسی که در تاریخ هیجدهم آوریل 1961مطابق با 29 فروردین 1340 در شهر وین به امضای نماینده‌مختار دولت شاهنشاهی رسیده و مشتمل بر 53 ماده و دو پروتکل می‌باشد تصویب و به دولت اجازه داده می‌شود اسناد تصویب آن را مبادله نماید. ‌ماده بیست دوم این قرارداد عبارتند از:
1 - اماکن مأموریت مصونیت دارند و مأمورین کشور پذیرنده جز با رضایت رییس مأموریت حق ورود به این اماکن را نخواهند‌داشت.
2 – کشور پذیرنده وظیفه خاص دارد کلیه تدابیر لازم را به منظور این که اماکن مأموریت مورد تجاوز و خسارت قرار نگرفته و آرامش و شئون آن متزلزل‌نگردد اتخاذ
نماید.
3 - اماکن مأموریت و اسباب و اثاث و اشیاء دیگر موجود در آن و همچنین وسائل نقلیه مأموریت مصون از تفتیش و مصادره و توقیف و یا اقدامات‌اجرایی خواهد بود.
‌ماده بیست و چهارم :- بایگانی و اسناد مأموریت در هر زمان و در هر مکان از تعرض مصون خواهند بود.
‌ماده سی‌ام :- 1 - محل اقامت خصوص مأمور سیاسی مانند اماکن مأموریت مصون و مورد حمایت خواهد بود.
2 - اسناد و مکاتبات و همچنین با رعایت بند 3 ماده 31 اموال مأمور سیاسی مصون خواهد بود.
‌‌ماده چهل و یکم :- 1 - کلیه اشخاصی که از مزایا و مصونیتها بهره‌مند می‌باشند بدون آنکه به مزایا و مصونیت‌های آنان لطمه‌ای وارد آید مکلفند قوانین‌و مقررات کشور
پذیرنده را محترم شمرده و از مداخله در امور داخلی آن کشور خودداری نمایند.
2 - کلیه امور رسمی که برای اقدام و مذاکره با کشور پذیرنده از طرف کشور فرستنده به عهده مأموریت گذاشته شده باید از طریق وزارت امور خارجه‌کشور پذیرنده یا به
وسیله آن و یا هر وزارتخانه دیگری که مقرر است انجام گیرد.
3 - اماکن مأموریت طوری مورد استفاده قرار نخواهد گرفت که با وظایف مأموریت مندرج در این قرارداد یا در سایر قواعد حقوق بین‌الملل عمومی و یا‌در قراردادهای معتبری بین کشور فرستنده و کشور پذیرنده مغایر باشد.
‌ماده چهل و دوم - مأمور سیاسی در کشور پذیرنده فعالیت حرفه‌ای یا تجارتی به قصد انتفاع شخصی نخواهد داشت.
ماده چهل و پنجم :- در صورت قطع روابط سیاسی بین دو کشور و یا زمانی که مأموریت به طور قطعی یا موقتی خاتمه یافته است.
‌الف - کشور پذیرنده موظف است حتی در صورت وجود اختلاف مسلحانه اماکن مأموریت و هم چنین اموال و بایگانی آن را محترم شمرده و حمایت‌نماید.
ب - کشور فرستنده می‌تواند حفاظت اماکن مأموریت را با اموالی که در آن قرار دارد و هم چنین حفاظت بایگانی آن را به کشور ثالثی که مورد قبول‌کشور پذیرنده باشد واگذارنماید.
ج - کشور فرستنده می‌تواند حفظ منافع خود و منافع اتباع خود را به کشور ثالثی که مورد قبول کشور پذیرنده باشد واگذار نماید.(حیدری ،1387 :349-351)
از نظر حقوقي وظاهر قضيه به نظر مي رسد كه ‌براساس رأی صادره (1980) از دیوان در این قضیه، دولت ایران تعهدات خود را در مقابل امریکا،که از بندهای 1 و2 و 3 ماده 22 کنوانسیون 1961 (مصونیت اماکن) ناشی می شود، نقض کرده است كه در اين راستا دولت ایران نیز در جوابیه ای به دیوان، موضوع مداخله 25 ساله و مستمر آمریکا را مطرح می نماید. اما دیوان این استدلال را نمی پذیرد و معتقد است: تصمیم مقامهای ایران مبنی بر ادامه اشغال ساختمان سفارت توسط مبارزان و ادامه بازداشت اعضای سفارت، نقض صریح و مکرر موازین کنوانسیونهای‌وین است و اگر دولت ایران معتقد است مداخله صورت گرفته است، می توانست ازطریق‌ ضمانتهای‌ خاص‌ حقوق‌ دیپلماتیک،‌ از‌قبیل‌ اخراج،‌ اعلام‌ عنصر‌ نامطلوب‌ یا‌ قطع‌‌ روابط‌ دیپلماتیک،‌ اقدام‌ نماید‌. بعضی از نویسندگان معتقدند: حادثه گروگانگیری در تهران برخی از مسائل نهفته و دوگانگی معیارهای حقوق بین الملل را برملا کرده است. حقوق بین الملل برای آنکه به منزله یک ابزار فعال در کاهش بحران بین المللی و اجتناب از درگیریها عمل نماید، لازم است به همان اندازه که از دولت فرستنده حمایت به عمل می آورد، از دولت پذیرنده نیز در برابر آنچه که موجب خلل در امنیت و آسایش کشور و موجب به بازی گرفتن حقوق اساسی و سیاسی آن می گردد، حمایت نماید. رسیدن به عدالت از طریق دیوان بین المللی دادگستری و جلب اعتماد و اطمینان ملل مستضعف که بسیاری از قواعد حقوق بین الملل را جز ابزاری در دست ابرقدرتها برای ذبح آرزوهایشان نمی بینند، تلاش مذبوحانه ای بیش نخواهد بود. در چنین شرایطی نتیجه آن است که جمهوری اسلامی ایران محکوم است و درست هم هست؛ زیرا قواعد صریح حقوق بین الملل را نقض کرده است و ایالات متحده بر حق است و این هم نادرست است؛ زیرا در کتب حقوق بین الملل آنچه را که بتوان مطابق آن به صراحت امریکا را محکوم کرد، وجود ندارد.
 از سویی برخی از حقوقدانان بین الملل بر این باورند که ایران در قضیه سفارتخانه امریکا در تهران، به طور کافی و متناسب جلب نظر عمومی نکرده است. اسناد منتشر شده سفارتخانه آمریکا در تهران، به خوبی گویای آن است که چگونه تحت پوشش مصونیتهای دیپلماتیک، این مکان به مرکز اطلاعات و جاسوسی تبدیل شده و اعضای آن نیز در اعمال تروریستی و آموزش ساواک و شکنجه گران نقش‌داشته‌اند.در سؤالي كه يك خبر نگار ازامام خميني مي پرسد :
خبرنگار: شما باقاطعيت از سفارت به عنوان لانه جاسوسي صحبت مي كنيد ولي شواهد كافي براي اين مسئله وجود ندارد ......
امام خميني(ره): ...........انشاءا... دانشجويان مسلمان در آينده روشن خواهند كرد. (از مصاحبه امام در مجله تايم) كه طي آن پیامی از جانب امام خمینی صادر شد.پس از اشغال لانه جاسوسي وگروگانگيري جاسوسان آمريكايي،افشاي جريانات وابسته به امريكا به عنوان يكي از دست آوردهاي مهمّي بود كه توسط ايران اعلام شدكه طي آن مجموعه اي بيش از دهها جلد با عنوان اسناد لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام با موضوعات مختلف وثبت دقيق مشخصات ومكاتبات انجام شده سفارت آمريكا درايران منتشر گرديد. خط سير كلي اسناد، حكايت از دشمني عميق آمريكا با انقلاب اسلامي ورهبري آن، امام خميني دارد به گونه اي كه تحمل انقلاب براي آمريكا بسيار دشوار بوده ومهمتر اينكه اين دشمن بزرگ لحظه اي از توطئه ها غافل نمي ماند ودر صدد است كه انقلاب را به نابودي بكشاند ويا آن را منحرف كرده وخط سازش را بر آن حاكم نمايد. كه در اين خصوص روشهايي دركسب اطلاعات جاسوسي مورد نياز مشخص مي گردد كه در بر خورد با اسناد استنباط مي گردد و آن اين است كه يكي از شيوه هاي آمريكابراي كسب اطلاعات پس از انقلاب ملاقاتهاي به ظاهر رسمي بود كه با زيركي خاص در اين ديدارها اقدام به جمع آوري اطلاعات مي كرده و بسياري از تحليل ها وديدگاههاي آمريكا دررابطه با انقلاب اسلامي مبتني بر اطلاعاتي است كه از همين ملاقاتها بدست‌آورده‌اند. علاوه بر اينها اسناد گزارشات وقايع واخبار است ودقت در نوع انتخاب وارسال خبر كه مبين نيازهاي اطلاعاتي امريكا وجاسوسهاي او در تهران بوده است . (سالاروند،1392)
 
 بنابر این اسناد موجود در لانه جاسوسی نشان از نقض حاکمیت یک کشور و دخالت در امور داخلی ایران داشت. و ادعاهای حقوقی برای اثبات حرکت ضد دیپلماتیک و خلاف حقوق بین الملل دانشجویان پیرو خط امام اشتباه است.
ارزیابی دیوان داوری ایران وامریکا :
بدون تردید، تشکیل دیوان داوری دعاوی ایران و آمریکا، یکی از مهمترین و بی سابقه ترین رویدادهای حقوقی در تاریخ کشور ما و حتی کل جهان است. این دیوان که حقوقدانان آمریکایی از آن به عنوان بزرگترین دیوان داوری در تاریخ یاد می کنند، بیانگر موفقیت روشهای حقوقی حل و فصل اختلافات بین المللی بویژه داوری است. این مسأله از آن جهت اهمیت دارد که این دیوان را، دو کشوری تشکیل دادند که در اوج خصومت با یکدیگر قرار دارند و هیچ گونه رابطه سیاسی هم نداشته اند؛ اما با این حال در طول نزدیک به 25 سال، کار دیوان روال طبیعی خود را داشته است.
اگر چه به اعتقاد برخی از صاحب نظران نحوه تنظیم و اجرای بیانیه های الجزایر و همچنین آرای دیوان، دارای نقاط ضعف حقوقی است و عملکرد دیوان و رویه قضایی آن، از نظر علمی با انتقاداتی مواجه است. که در جای خود قابل بحث و بررسی است؛ اما با توجه به شرایط و اوضاع و احوال خاص اوایل انقلاب و شرایط خاصی که بیانیه های الجزایر منعقد شدند، روی هم رفته باید ارزیابی مثبتی از کار دیوان داشت. زیرا دولت نوپای انقلاب اسلامی ایران هیچ تجربه ای از داوری بین المللی نداشت و حقوقدانان ایرانی هم برای اولین بار و بدون داشتن تجربه ای در یک داوری بزرگ بین المللی درگیر می شدند و در مقابل خود، کشوری مثل ایالات متحده آمریکا را داشتند که از تمامی امکانات حقوقی سیاسی و اطلاعاتی برخوردار بود. این در حالی بود که در ایران به دلیل وقوع انقلاب اسلامی و مختل شدن کار ادارات دولتی، حتی اطلاع دقیقی از میزان داراییها و حسابهای بانکی متعلق به ایران در بانک های آمریکایی و همچنین آماری از دارایی شاه و خانواده وی وجود نداشت.این مسائل، همه نشان دهنده این است که در عین نبود توازن حقوقی و اطلاعاتی بین طرفین، آنچه به دست آمده است می تواند رضایت بخش باشد. برای نمونه در آمریکا پس از انعقاد بیانیه های الجزایر، دارالوکاله ها و مؤسسات حقوقی فراوانی تشکیل شدند تا بتوانند ادعاهای حقوقی مطرح خود در دیوان را به کرسی بنشانند؛ اما در کشور ما از این مسائل خبری نبود. این نکته را نباید فراموش کرد که داوران خارجی عضو دیوان، از غرب بوده اند که عده ای از آنان دیدگاه متفاوتی از ایران پس از انقلاب داشته اند و به سختی می توانستند با داوران ایرانی به تفاهم حقوقی برسند. از سوی دیگر، این دیوان در اصل برای رسیدگی به ادعاهای مالی آمریکاییها علیه ایران تشکیل شده بود؛ اما دولت جمهوری اسلامی به عنوان وفاداری به تعهدات بین المللی خود، با همه نواقص و انتقاداتی که به رویه قضایی دیوان وارد می دانست و همچنین با وجود تخلفاتی که دولت آمریکا از مفاد بیانیه های الجزایر کرده بود، باز هم در دیوان باقی ماند و از انحلال و از هم پاشیدن این نهاد قضایی جلوگیری کرد.اما در مجموع می توان گفت که، تردیدی نیست که اشکالاتی در بیانیه های الجزایر و کار دیوان وجود داشته که صاحب نظران باید با دید حقوقی همه جنبه های آن را روشن کنند؛ اما با این حال آنچه به دست آمده ارزشمند است. (سالاروند،1392)
پیامدهای خارجی تسخیر لانه جاسوسی آمریکا 
این حادثه بزرگ پیامدهای گوناگونی را در پی داشت که از آن جمله می‏توان به این موارد اشاره کرد: پایان یافتن رابطه استعماری ایران و آمریکا، روشن شدن ماهیت ننگین ایالات متحده که پشت صورتک حقوق بشر و آزادی مخفی شده بود، جلوگیری از ایجاد بحران و آشوب با تسخیر مرکز بحران آفرینی آمریکا، از بین رفتن گروه‌های مارکسیستی، گروه‌هایی که تا پیش از آن خود را تنها سردمدار مبارزه با امپریالیسم آمریکا می‏دانستند، بازگشت مردم به صحنه که با توطئه‌های ‌دولت موقت خانه‌نشین شده بودند، شکست هیمنه و اسطوره جهانی آمریکا و بالاخره شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 1980.
کارتر که با ژست‌های حقوق بشری و همچنین حل مشکلات بین آمریکا و چین و امضای موافقت نامه کمپ دیوید بین مصر و اسراییل وجهه ای صلح طلب برای خود کسب کرده بود، با تسخیر لانه جاسوسی تمامی وجهه و نفوذ خود را از دست داد به طوری که حتی نتوانست در مقابل حمله نظامی شوروی به افغانستان موضع مناسبی اتخاذ کند و کم کم موجبات افول حکومت خود و حزبش را فراهم کرد.( سجاد پور،1384)
برخی از مهمترین عوامل عبارتند از :
1-مواضع شوروی در قبال گروگانگیری دولت اتحاد جماهیر شوروی در اوایل جریان تسخیر سفارت امریکا به قطعنامه 457 شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران در چهارم دسامبر 1981 رای مثبت داد و به امریکایی ها نیز اطمینان داد که امکانات خویش را برای وادار کردن ایران به اجرای قطعنامه 457 و رها کردن گروگانها بکار خواهد گرفت. آنها از یکسو فرصت مناسب برای بهره برداری سیاسی و کوشش برای ایفای نقش میانجی و گسترش اعتبار و نفوذ منطقه ای و بین المللی خود داشتند از سوی دیگر مبارزه جدی ایران با امریکا گوی ضدیت با امپریالیسم را از چنگ شوروی ربوده بود و وجهه ضد امپریالیستی اش را مخدوش می کرد؛ زیرا شوروی قبله اردوگاه سوسیالیسم بود و به میمنت پز ضد امپریالیستی خود بعنوان یک ابرقدرت، آن کشور را به پایگاه و مرکزیت اردوگاه سوسیالیستی مبدل ساخته بود. با مبارزه مستقل ایران، وجهه شوروی در افکار عمومی کاذب جلوه می کرد. آنها از یکسو از اقدام دانشجویان ناخشنود بودند واز سوی دیگر چون مخالفت با این اقدام حیثیت سیاسی آنها را زیر سؤال می برد و ایادی داخلی آنان در ایران مانند حزب توده را محکوم کرده و از بین می برد لذا در مواضع رسانه ای خود به سود ایران موضعگیری می کردند. مضاف بر آن، فرصت طلایی برای شوروی در رقابت جهانی اش با امریکا به دست آمده بود.
2- تحقیر امریکا: واژه تحقیر واژه ای است که مقامات کاخ سفید در کتابهایی که پیرامون گروگانگیری نوشته اند، بارها بکار بسته اند. هامیلتون جردن در خاطرات خود می نویسد: که مردم امریکایی که در مقابل سفارت ایران در امریکا به شدت علیه ایران شعار می دادند می گفتند: "ما نمی توانیم این تحقیر را تحمل کنیم" آنها همچنین به کرات از آشفتگی ها و مناقشات و درگیری های اعضای کابینه امریکا و عجز و ناتوانی امریکا و فقدان امکانات برخورد با مسئله گروگانگیری و عصبانیت ها و دنباله روی از ایران و. . . سخن گفته اند.
3- علیرغم کوشش برای انزوای ایران، ایران و انقلاب اسلامی در مرکز توجهات بین المللی قرار گرفت. انقلاب ایران شعارها و خواسته های خویش و اخبار جنایات شاه و امریکا در ایران را "سوار بر امواج خبری مربوط به گروگانگیری به اقصی نقاط عالم فرستادو سیل اخبار و گزارشات روزانه را در جهان به خدمت خود گرفت.
در خاطرات مقامات کاخ سفید می خوانیم که چگونه در طول 444 روز، هر صبح با آخرین گزارشات رسیده از تهران و یا زنگ تلفن در مورد خبری از ایران از خواب برمی خاستند و شب ها مایوس از کسب نتیجه به خواب می رفتند.
4- جنگ عراق علیه ایران: گرچه سقوط مقتدرترین رژیم منطقه خاورمیانه، و ژاندارم خلیج فارس علیرغم وابستگی های عمیق آن به امریکا و انگلیس رعبی در دل حکومت های وابسته منطقه ایجاد کرده و به جنبش اسلامی در خاورمیانه نیز نیروی عظیمی بخشیده بود، شعارهای صدور انقلاب در ایران هم بهانه مناسبی به دولت های استعماری برای تبدیل کشور آنها به پایگاه نظامی امریکا داده بود تا با خطرات ناشی از انقلاب ایران مقابله کنند، اما رژیم جاه طلب عراق که دومین قدرت منطقه بود و می خواست جایگزین رژیم شاه شده و خلاء موجود در منطقه را پر کند و انتقام شکست خود در جنگ سال 1348 از رژیم شاه را بگیرد، موقعیت را مغتنم شمرد و با توجه به استقبال امریکا از وارد کردن هرگونه ضربه سنگین نظامی به ایران، با چراغ سبز امریکا و انگلیس در شهریورماه 1359 یورش گسترده ای را به ایران آغاز کرد، جنگ خونین و ویرانگری که هشت سال بطول انجامید.
طولانی شدن ماجرای اشغال لانه جاسوسی به رژیم جاه طلب عراق فرصت داد تا توافق های لازم برای تحمیل جنگ علیه ایران را بعمل آورد. هر چند بخاطر وضعیت ایران در سال 59 و فقدان نیروهای مسلح، تصور دشمن، ختم جنگ در طی چند هفته با دستاورد تجزیه جنوب ایران و سقوط حکومت ایران یا تسلیم آن بود و دفاع قهرمانانه مردم ایران این تصورات را نقش بر آب کرد. در هر صورت می توان جنگ ایران و عراق را یکی از پیامدهای اشغال لانه جاسوسی برشمرد که امریکایی ها از آن بعنوان اهرم فشاری علیه ایران استفاده می کردند. برژنسکی در کتاب خود "قدرت و اصول اخلاقی" می نویسد: در حالی که کریستوفر و کاتلر به تلاش خود برای رسیدن به نوعی توافق ادامه می دادند، توصیه من برای تسریع در حل مسئله این بود که به ایرانی ها هشدار دهیم که اگر حاضر به مصالحه نشوند ما عراق را در جنگ با آنها تقویت خواهیم کرد. براون نظر مرا در یکی از جلساتی که در ماه دسامبر داشتیم تأیید کرد.
5-توافقنامه الجزایر: ماجرای گروگانگیری سرانجام پس از 444 روز پایان یافت و منجر به توافقنامه الجزایر شد که تا مدت ها به موضوع جدال سیاسی در ایران مبدل شده بود.
دانشجویان پیرو خط امام خمینی 5 شرط را برای آزاد کردن گروگانها اعلام کرده بودند. با درگذشت شاه در یک بیمارستان نظامی در قاهره به تاریخ 5 مرداد 1359 / 25 ژوئیه 81، شرط استرداد شاه به ایران خودبخود منتفی شد و شرایط دیگر باقی ماند. نخستین مجلس شورای اسلامی در 7 خرداد 1359 افتتاح شد و امام خمینی در پیامی بمناسبت حج در تاریخ 11 آبان 1359، حل مسئله گروگانها را به مجلس واگذار کرد. مسئله گروگانها به کانون یکی از داغ ترین بحث ها و مذاکرات مجلس تبدیل شد.
دولت الجزایر بعنوان میانجی دولتین ایران و امریکا از سوی دو کشور پذیرفته شد و متعاقبا مذاکرات پر فراز و نشیب و فشرده ای در الجزایر به جریان افتاد و بیانیه ای به توافق دو کشور ایران و امریکا رسید و انتشار یافت، قرار شد همزمان با اجرای قرارداد گروگانها آزاد شوند. در این مذاکرات، شرایط چهارگانه مصوب مجلس شورای اسلامی مبنای گفتگو قرار گرفت و تصویب شد. این شرایط عبارت بودند ا ز:
1- آزاد گذاشتن تمامی سرمایه های ایران
2- لغو تمام ادعاهای امریکا علیه ایران
3- تضمین عدم دخالت سیاسی و نظامی امریکا در ایران
4- باز پس دادن اموال شاه
برخی از اصول کلی بیانیه الجزایر به شرح زیر است:
1- تعهد حتی المقدور ایالات متحده به بازگرداندن وضعیت دارایی های ایران به دوره قبل از 14 نوامبر 79 (23 آبان 58 که تاریخ صدور دستور انسداد سرمایه های ایران از طرف رئیس جمهور وقت امریکا بود)
2- لغو کلیه تحریم های تجاری علیه ایران
3- استرداد دارایی های ایران در امریکا
4- استرداد دارایی های شاه ایران
5- تعهد به عدم مداخله در امور داخلی ایران
6- پس گرفتن کلیه دعاوی مطروحه امریکا در دادگاههای بین المللی علیه ایران
بدنبال صدور بیانیه الجزایر و امضای دستور العمل اجرایی آن توسط جیمی کارتر در آخرین روز ریاست جمهوری اش در 19 ژانویه 1981/29 دی 59 و انتقال 8 میلیارد دلار از دارایی های ایران از بانک فدرال رزرو نیویورک و شعب خارجی بانک های امریکایی به یک حساب امانی نزد بانک انگلیس، یک روز بعد در تاریخ 20 ژانویه 1981/30 دی 1359 تعداد 52 گروگان امریکایی، چند دقیقه پس از انجام مراسم سوگند رونالد ریگان رئیس جمهور جدید امریکا، آزاد و از طریق الجزایر روانه امریکا شدند و متعاقب آن اجرای بندهای قرارداد و مذاکرات مربوط به آن آغاز شد.(حضور،1375)
منابع:
1-حیدری،اصغر.(تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و سفر کمیسیون تحقیق سازمان ملل به ایران).15 خرداد: فصلنامه تخصصی در حوزه تاریخ پژوهی ایران معاصر.دوره سوم.سال پنجم. شماره 18.زمستان 1387.
2-سرگه بارسقیان.( روابط ایران و آمریکا؛ از پیروزی انقلاب تا تسخیر سفارت). شهروند 1386 تیر شماره4
3-سجادپور،هادی.( بازخوانی روند و پیامدهای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا).مرکز اسناد انقلاب اسلامی).1384
4-خواجه سروی،غلامرضا.( پیروزی یا شكست؟) 1387
http://rasekhoon.net/article/show/118831
5-انقلابی برای یک انقلاب (علت ها، روندها و پیامدهای دیروز و امروز تسخیر لانة جاسوسی آمریکا.پرسمان.شماره 70.
6- یزدان پرستیان،سید محمد .« آغاز محاصره اقتصادی ایران توسط آمریکا»
http://revolution.shirazu.ac.ir/?p=20559
7-سالاروند،میرزا علی.( ارزيابي مشروعيت اشغال سفارت امريكا در ايران). .http://mbfs.cbo.ir/content/482


منابع لاتین:

1-The Iran Hostage Crisis Author: Kenneth J. Bechtel, Anne Arundel County Public Schools

http://www.umbc.edu/che/tahlessons/pdf/The_Iran_Hostage_Crisis(PrinterFriendly).pdf

2-Iran Hostage Crisis 1979–1981
Activities: Guided Reading/Secondary
CICERO © 2010
http://www.whrhs.org/cms/lib07/NJ01001319/Centricity/Domain/93/IranHostageCrisis.pdf

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره 34 - آبان ماه 1394

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837