آرشيو

فمینیسم ابزاری در دست سیاست

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 



فمینیسم، جنبش یا نظره‌ای در عصر مدرن است که در غرب پس از رنسانس و عصر روشنگری، بر مبنای اومانیسم، لیبرالیسم و سکولاریسم شکل گرفت و ادعا می‌‌کند هدفش احقاق حقوق ضایع شده زنان است.
اگر چه بنا بر نظر بسیاری، ارائه تعریف جامع و مانع از فمینیسم به دلیل عدم انسجام در انواع گرایشات میسر نیست، برخی از نظریه‌پردازان معتقدند «چون این واژه مبهم و همواره در حال تغییر است و مکاتب فکری بسیار زیادی با دیدگاههای بسیار متفاوت وجود دارد. فمینیسم خود را به یک "هدف در حال حرکت"» صرف‌نظر از سوءاستفاده‌های مختلف در سیاست با شعار دفاع از حقوق زنان آنچه مورد توجه ما در این مقال قرار گرفته است روند و تغییرات صورت گرفته در حوزه فمینیسم با نشانگاه قرار د ادن زنان در جامعه ایران اسلامی در سه دهه اخیر است و از آنجا که راهبردها و نظام راهکارهای ارائه شده در عمل، مهمترین معیار سنجش کارآمدی محسوب می‌شود، لذا در این نوشتار سعی شده است که با بررسی تطبیقی میان مبانی، اهداف راهبردها و نظام راهکارهای مطرح شده الگویی مناسب در این زمینه ارائه گردد.

گرایش‌های فمینیستی
پیشینیه فمینیسم از پیدایش تا زمان حال به گرایش‌های مختلفی تقسیم شده که در این قسمت به صورت گام به گام رایج‌ترین گرایش‌های آن شامل؛ فمینسیم لیبرال، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم افراطی(رادیکال)، سوسیال فمینیسم، فمینیسم فرامدرن و فمینسیم اسلامی که در ذیل به صورت گذرا به آن می‌پردازیم.
1)فمینسیم لیبرال
لیبرال فمینیست‌ها، ریشه ستم بر زنان را در فقدان حقوق مدنی و فرصت‌های برابر آموزشی می‌دانند و تلاش می‌کنند تا با اصلاحاتی، موقعیت زنان را ارتقاء بخشند، بی‌آنکه به بنیادهای اجتماعی و اساسی نظام موجود دست بزنند. این گروه جنسیت فرد را تعیین کننده حقوق او نمی‌دانند و معتقدند که سرشت زنانه و مردانه کاملاً یکسان است و تنها انسان وجود دارد نه جنسیت و نقش‌های جنسیتی را محصول روابط اجتماعی در طول تاریخ می‌‌دانند، نه ودیعه‌های طبیعی و غیرقابل تخلف. آنان نظریه مورگان را مورد توجه قرار می‌دهند که معتقد است در ابتدای حیات بشری مادرسالاری رایج بوده است و پدرسالاری را واقعیت تلخ می‌دانند که به تدریج بر جوامع بشری تحمیل شده است.
این دیدگاه‌ها در حالی مطرح می‌شود که استدلال عمده آنان به وجود مادرسالاری در جوامع اولیه به استناد وجود الهه‌های مونث بیان می‌شود که دلیل محکمی بر این نظریه موجود نیست به عنوان مثال در عربستان که زنان را تا آن حد حقیر می‌دانستند که زنده به گور می‌کردند، پرستش الهه‌های مونث که در قرآن به «دختران خداوند» تعبیر شده است، امری رایج بوده است. شاید زیبایی و لطافت جنس زن سبب شکل‌گیری الهه‌های مونث بوده است به گونه‌ای که اشعار جاهلیت در وصف زنان آثار زیادی بر جای مانده اما اشعار چندانی در توصیف مقام زن در جامعه و  خانواده موجود نیست.
2)فمینیسم مارکسیستی
نظریه مارکسیستی در قرن نوزدهم و بر مبنای یادداشتهای مارکس درباره مسأله زن و نظرات انگلس در کتاب منشأ مالکیت خصوصی، خانواده و دولت بنا شده است. این گروه با تکیه بر نظریه مورگان معتقدند که پیدایش مالکیت خصوصی در جوامع سبب اسارت زنان شده است و تا زمانی که نظم بورژوازی، مارکیت و خانواده بورژوایی وجود دارد این اسارت تداوم خواهد داشت. انگلس و مارکس نظریه حذف خانواده به عنوان کوچک‌ترین واحد اقتصادی جامعه را مطرح کردند. انگلس معتقد بود که خواده مدرن بازتابی از روابط استثماری مرد بر زن و فرزندان است و زن از روابط تولیدی خارج شده و در نقش خدمتکار خصوصی انجام وظیفه می‌کند. ( مهوش قهرمانی، سایت ماهنامه فرهنگ توسعه، اسفندماه 76)
نومارکسیست‌های مکتب فرانکفورت تا حدود زیادی از نظریات اولیه فمینیست‌های مارکسیست عدول نمودند. آنان معتقد بودند که در چارچوب نهاد خانواده به دلیل وجود روابط عاطفی و شخصی و اعتماد بین افراد خانواده، از خود بیگانگی تا حدودی کاهش می‌یابد. با وجود این، مارکس هورکهایمر از پایه‌گذاران مکتب فرانکفورت در مقاله مشهور خود با نام "خانواده و اقتدار در دوران معاصر" می‌گوید از تمام نهادهای اجتماعی که فرد را برای قبولاندن اقتدار یا دیکتاتوری در سطح جامعه آماده می‌سازد خانواده در مقام اول قرار دارد... وجود اقتدار در خانواده باعث می‌شود که کودکان کورکورانه اطاعت و سرفرود آوردن در برابر قدرت‌مندان و خصومت نسبت به ضعفا را فراگیرند.
3) فمینیسم افراطی (رادیکال)
رادیکال فمینیسم پدیده‌ای معاصر است که در پی جنبش آزادی زنان در اواخر دهه شصت به وجود آمد. این پدیده بیش از هر چیز بر احساسات و روابط شخصی تکیه دارد. پیروان این مکتب نخستین وظیفه سیاسی خود را کشف و بیان حقایق و مبارزه با اعمال ستم بر زنان دانستند و به دلیل تعهدی که در امر افشارگری و ریشه‌کنی علل اصلی و قانون‌مند ستم‌کشی ویژه زنان احساس می‌کردند خود را رادیکال فمینیسم معرفی می‌کردند.
یکی از اختلافات اساسی رادیکال‌ها و مارکسیست‌ها، مسأله اولویت‌های سیاسی است. مارکسیست‌های سنتی برخلاف رادیکال‌ها، مبارزه فمینیستی را تابع مبارزه طبقاتی می‌دانند. اما رادیکال‌های مبارزه برای رهایی زنان را بر هر گونه مبارزه رهایی بخش دیگر مقدم می‌دارند و آن را در گروه تأسیس سازمان‌های مستقل و جداگانه می‌دانند.
4) سوسیال فمینیسم
این جریان که پس از دهه هفتاد شکل گرفت متأثر از فمینیسم رادیکال است و کوشیده است از اشتباهات آن بپرهیزد. هدف گسترش نظریه‌ای سیاسی است که بهترین دیدگاههای رادیکال فمینیسم و فمینیسم مارکسیستی را با هم ترکیب کند، اما آنها در این زمینه توفیق چندانی نداشتند. آنها معتقدند که هم نظام جنسیتی و هم نظام نظام اقتصادی در ستم بر ضدزنان نقش اساسی دارد.
5) فمینیسم فرامدرن
از دهه هفتاد به بعد گروهی با نام فمینیست‌های جدید و متأثر از دیدگاههای پست مدرنیستی ظهور کردند که با تکیه بر روان‌شناسی رفتارگرایانه بر حفظ ویژگی‌های زنانگی تأکید می‌ورزیدند.
فمینیسم‌های فرامدرن نسبی‌گرایی را شاخصه اصلی دیدگاه فرامدرن دانسته‌اند با این تعبیر، پست‌مدرن‌ها قبول ندارند حقیقت غایی یا عینیتی وجود داشته باشد که با کاربرد مفاهیم مربوط به عنصر جدید غرب _ همچون خرد و شناخت _ قابل فهم باشد.
آنان با تأکید بر اصل تفاوت انسان‌ها معتقدند که باورهای جهانشمول فمینیست‌های رادیکال نه تنها غیرقابل دسترسی است، بلکه می‌تواند اشکال جدیدی از ستم را بیافریند. زیرا در این دیدگاهها تفاوت شرایط جوامع مختلف و اختلاف فرهنگ‌ها مورد غفلت قرار گرفته است. آنها معتقدند که زن نیازمند خانواده، همسر و فرزند است. از نظر آنها، نه نفس ازدواج و نقش مادری، بلکه دسته‌ای خاص از روابط تحمیل شده بر زنان، موجب بردگی زن در طول تاریخ شده است. به بیان دیگر علت زیر سلطه رفتن زنان را وجود رفتارهایی می‌دانند که از بدو تولد میان دختر و پسر تفاوت و تفارق ایجاد می‌کند. آنان نظریه «مردان و زنان با تعاریف جدید» را پیشنهاد می‌کنند و معتقد به تشابه حقوق زن و مرد در خانواده و محیط اجتماعی‌اند.
حذف نمادهای جنسی از کتب درسی از جمله مواردی است که فمینیست‌های جدید و گروه‌های دیگر بر آن اصرار می‌ورزند. در سالهای اخیر برخی نشریات داخلی نیز بلندگوی طرح نظریات فمینیست‌های جدید بوده‌اند.
6) فمینیسم اسلامی
فمینیسم اسلامی در حالی مطرح می‌شود که حقوق زن در جوامع مسلمان قدمتی به اندازه تاریخ آن جوامع دارد. چنانچه مقام معظم رهبری با یادآوری نقش زنان بزرگ تاریخ اسلام افزودند: «تا آفتاب درخشان حضرت خدیجه کبری و حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب کبری می‌درخشد، طرح‌های کهنه ونوی «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن کربلایی مانه تنها خطوط سیاه ستم‌های ظاهری را در هم شکسته‌اند بلکه ستم‌های مدرنِ به زن رانیز رسوا و بی آبرو کرده و نشان داده‌اند که حق کرامت الهی زن، بالاترین حقوق زناست که در جهان به اصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آنهاست.» (  _بیانات مقام معظم رهبری 16/12/1391)

رهبر فرزانه انقلاب با تأکید بر نقش زنان در جامعه براساس اسلام و آموزه‌های دینی در نقد فمینیسم اسلامی می‌فرمایند: «در طرح مسائل زنان و حل مشکلات آنان در جامعه باید از هرگونه گرایش‌های فمینیستی و جنس‌ستیزی پرهیز شود». ( بیانات مقام معظم رهبری 14/7/80)



طرفداران فمینیسم اسلامی ادعا می‌کنند، تلاش دارند در چارچوب ظاهر آموزه‌های دینی به دفاع از حقوق زنان و ارزش‌های موردنظر دست یابند. بسیاری از فمینیست‌های اسلامی نیز در مقام اظهار نظر، خود را متدین و مقید به شرع می‌دانند و در عمل هم سعی در اجرای احکام دینی دارند. اما در بسیاری از موارد خواهان جدایی دین از سیاست می‌باشند و بیش از آن که به تحولی در مفهوم فمینیست دست زده باشند به تحولاتی اساسی در برخی روش‌ها و راهبردها چشم دوخته‌اند. به نظر می‌رسد پس از انقلاب اسلامی و حضور قدرتمند زنان مسلمان در بزرگترین رویداد سیاسی اجتماعی قرن نگاه و برداشت جهانیان نسبت به زن مسلمان را دچار تغییر کرد و در دو دهه اخیر تلاش‌های زیرکانه‌ای برای تقویت فمینیسم اسلامی به منظور تغییر چنین نگرشی در حال انجام است. به گونه‌ای که رسانه‌های ضدانقلاب و وابسته به غرب نیز آن را حمایت و تقویت می‌کنند.
به عنوان مثال می‌توان از گفت‌وگوی تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در تاریخ 16/5/92 با سلین آیت لیتزیو به عنوان یک فمینیسم مسلمان نام برد. مخاطب پیام پس از مشاهده گفت‌وگو به صورت غیرمستقیم به این نتیجه می‌رسد که سلین آیت لیتزیو مادر، تحصیلکرده، فعال اجتماعی، اهل ورزش، مسلمان و محجبه است و این خود پیام مثبت در ذهن مخاطب پدید می‌آورد غافل از اینکه پیام تقویت شده علاوه بر تبلیغ اسلام آمریکایی وی را به عنوان فمینیستی مسلمان مطرح می‌کند زیرا بر اساس اعتقاد گروههای فمینیسم اسلامی وی به حفظ حجاب پایبند و از فحشا و حرکات زننده بیزار است اما چون باعمق بینش و دیدگاه‌ دینی آشنا نیست به برخی احکام و مسائل حقوقی و شرعی اسلام در رابطه با زنان اعتراض دارد و مخالف آن است.


فمینیست‌های اسلامی برای تطبیق متون دینی با اعتقادات و اندیشه‌های پیش ساخته خود، به تأویل آیات قرانی می‌پردازند در حالی که روش اجتهادی تفسیر آیات قرآنی و روایت تنها در چارچوب اصول پذیرفته شده عقلایی و شرعی معتبر است. همچنین دخالت دین در شئونات زندگی اجتماعی از مواردی نیست که خردمندان دین آشنا در آن تردیدی داشته باشند.
شاخصه‌های اصلی این تفکر را می‌توان در محورهای زیر مشاهده نمود؛
1)    جدا انگاری دین‌داری و دین‌مداری
2)    انکار احکام ثابت
3)    نگاه منفی به نقش زن در خانواده
همسو با زمینه‌سازی برای جذب و گسترش فمینیسم اسلامی، نویسندگان و متفکران غربی با حمایت نهادهای بین‌المللی در یک اتفاق‌نظر واحد تلاش می‌کنند تا هرگونه خشونت نسبت به زنان مسلمان را به قوانین اسلامی ربط دهند و با طرح پاره‌ای از قوانین حقوقی همچون حق طلاق، خروج زن از خانه، تعدد زوجات، حق حضانت، دیه، ارث و سنگسار نتیجه بگیرند نگاه اسلام و قوانین قرآن، زن را موجودی درجه دوم تصویر کرده و ادعا می‌کنند؛ اعمال و رفتارهای غلط از سوی برخی مردان مسلمان به روح اسلام و قوانین حقوقی آن برمی‌گردد، علاوه بر آن آغاز تحرکاتی در زمینه برگزاری جشنواره‌های سینمایی مرتبط با زنان مسلمان یا برگزاری مسابقات زیباترین زن مسلمان و غیره را نیز می‌توان در این دست قرار داد.
در شاهدمثال دیگر می‌توان از گفت‌وگوی کاتینکا تاباکارو یکی از اعضای فستیوال فیلم «خشونت علیه زنان» با تلویزیون صدای آمریکا در تاریخ 22/6/92 را نام برد که ادعا می‌کند حامی اصلی فیلم‌های کوتاه از صدای زنان جهان اسلام است، وی ادعا می‌کند «دلیلی که روی زنان کشورهای مسلمان‌نشین تمرکز کردیم اینکه شرایط به‌گونه‌ای است که این زنان برای به دست آوردن حقوق‌شان و از بین برداشتن مرزها برای بیان خود از طریق هنر پیشرو هستند و صدای رسا در مبارزه با محدودیت‌هایی هستند که بر آنها اعمال شده است مثلاً همین ایران، ما بیشترین چیزی که در چند سال اخیر در مورد ایران آموختیم از طریق هنر یا شهروندان خبرنگار و نه از طریق منابع معمولی و متداول رسانه‌های خبری بوده است».

با وجود اختلافات فراوان در دیدگاه‌های فمینیستی، می‌توان به وجه مشترک تمامی آنها اشاره کرد. آنها یافته‌های بشری را منبع و معیار تشریع و قانون‌گذاری می‌دانند و همگی فرزندان نهضت رنسانس و تفکرات اومانیستی تحت نفوذ مسیحیت و یهودیت هستند و این مذاهب تحریف شده با عدم پویایی لازم و دخل و تصرف‌هایی که در طول ادوار مختلف در آنها واقع شده است قادر به پاسخگویی به نیازهای روز نیستند.
چنانچه مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از زنان فرهیخته مسلمان با تأکید بر غلط بودن نسخه غربی حقوق زن در قالب فمینیسم می‌فرمایند: «اگر نسخه غربی در مورد زن درست بود، غربیها مجبور نمی‌شدند دوباره بعد از هفتاد، هشتاد سال، صد سال مجدداً یک نهضت حقوق زنان راه بیاندازند. مقصود نهضتی است که سالهای اخیر به راه انداختند. »( بیانات مقام معظم رهبری 30/7/76)

پیروی و تقلید ناآگاه فمینیست‌های ایرانی از غرب
«در دهه هفتاد یک زن فمنیست به جهت تیپ ظاهری خود از جمله موهای کوتاه مردانه، کفش بدون پاشنه، کت و شلوار زمخت و چهره بدون آرایش به راحتی از دیگران قابل تشخیص بود. در این دهه فمینیست‌ها با رد کلیت ازدواج و تأکید بر تجرد و حرفه اقتصادی، آرمان‌های خود را مطرح می‌کردند. شعار زنان بدون مردان و با رفتارهای مردانه مربوط به همین دوره است. پس از آن حرکت‌های فمینیستی تند، رو به تعدیل گذاشت و آثار سوءافراط در حرکت‌های زن‌مدارانه که بیش از همه دامان خود زنان را می‌گرفت، آشکار گردید. خشونت روزافزون در محیط خانواده و محیط کار، عدم امنیت روحی و جسمی از آثار این دوره بود» لازم به توضیح است که آثار سوء این دوره را می‌توان به آغاز رو به افزایش هم‌جنس‌گرایی و برخی از مشکلات روحی و جسمی عصر حاضر نیز دانست.
اما با توجه به عدم موفقیت این دست از فمنیست‌ها هنوز برخی از مخالفان و دشمنان نظام با کوبیدن بر طبل دفاع از حقوق زنان و پیروی از فمینیست‌های دهه هفتاد و هشتاد فعالیت می‌کنند به عنوان مثال می‌توان از ساخت فیلم «زنان بدون مردان» برگرفته از شعار فمینیست‌های دهه هفتاد با پیوند آن به کودتای 28 مرداد برگرفته از کتاب شهرنوش پارسی (ضدانقلاب فراری) نام برد این فیلم با ادعای نقض حقوق زنان و استفاده از تکنیک‌های سیاه نمایی از وضعیت زنان در ایران پیش می‌رود و محور اصلی فیلم بر روی چهار شخصیت اصلی فیلم که یکی از آنان فعال سیاسی، دومی نابکار، سومی کمونیست و چهارمی یک دختر سنتی است روایت می‌شود که همه دارای یک سرنوشتی نافرجام و تیره هستند.
در دهه اخیر فمینیست‌های مدرن در کشورهای غربی و اروپایی سعی می‌کنند با ظاهری زنانه و رفتاری ظریف تمایز خود را از مردان به نمایش بگذارند و نمود آن را می‌توان در تولید فیلم‌ها و سریال‌های چندسال اخیر هالیود مشاهده نمود. اما فمینیست‌های ایرانی در تقلید هم عقب مانده‌اند.
غرب‌زدگی و پیروی از سیاستهای غربی در جریان فمینیسم در ایران تا جایی پیش رفت که خود حامیان این جریان زبان به اعتراف باز نمودند به عنوان مثال یکی از حامیان فمنیسم اسلامی در ایران در انتقاد به برخی از فمینیست‌های ایرانی در یکی از مجله‌های خارجی می‌نویسد: «فمینیست‌های ایرانی که امروز با نظریات فمینیست‌های اروپایی _ آمریکایی آشنا می‌شوند متوجه دو نکته نیستند: 1) تاریخچه این نظریات یعنی اساساً تاریخ تحول اندیشه‌های فمینیستی در غرب و آغاز آن و روند فکر و عقیدتی آنها و شباهت او و تفاوت‌هایی که با جنبش زنان در کشورهای پیرامونی به خصوص جوامع مسلمان داشته و دارد. 2) شناخت مناسبات قدرت در پشست نظریه یا هر گفتمان. به عنوان مثال خصلت اروپا محوری در نظریه‌ها و تئوری‌ها که گاه حتی نژادگرایانه و امپریالیستی است که در طی چند دهه اخیر مورد چالس و نقد دیگران قرار گرفته است»

مهمترین شاخصه‌های عمومی جریان‌های موسوم به فمینیسم در ایران
تعاریف مختلف از فمینیسم وارداتی به کشور بیانگر آن است که یک رویکرد عملی یا اجتماعی واحد نیست. به عبارت دیگر گرایش‌ عمومی طرفداران حقوق زن در ایران نشان‌دهنده عدم شناخت اغلب آنان از شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی ایران و گروههای متعدد زنان است. به نظر می‌رسد جهت‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌های فعالین حوزه زنان در رابطه با ایران و در کنار آن تهاجم فرهنگی و هجمه تبلیغات رسانه‌ای با هدف تغییر ارزش‌های جامعه بیشتر در جهت تناقض و تشدید نابرابری‌ها است.
برخی از مهمترین مشخصه‌های عمومی فمینیسم در ایران را می‌توان چنین برشمرد؛
1)تأکید بر اشتغال زنان به عنوان راه نجات آنها
براساس این نگرش القا می‌شود که اشتغال رسمی زنان راهگشای مشکلات و معضلات عمده ایشان است، یعنی زن با اشتغال صاحب درآمد می‌شود و به دنبال آن استقلال مالی نه تنها منزلت اجتماعی وی ارتقاء می‌یابد بلکه باعث می‌شود او دیگر وابسته به مرد نباشد. براساس این باور به نظر می‌رسد که زنان فقط از کانال اشتغال رسمی می‌توانند به عنوان نیروهای کارآمد در فرآیند توسعه اقتصادی و اجتماعی قرار بگیرند. این جریان ادعا می‌کند زنان خانه‌دار به دور از جریان‌های پویای زندگی اجتماعی در فضای محدود خانه محصور و در دور باطل وظایف خانگی گرفتار هستند.
لازم به توضیح است که برطبق آمار رسمی منتشر شده در رسانه‌ها حدود 9 درصد از زنان فعال اشتغال رسمی دارند. بنابراین 91 درصد ظاهراً خانه‌دار یا از نظر اقتصادی غیرفعال شناخته می‌شوند. اما جالب است بدانیم با این که اکثریت زنان ایرانی در گروه زنان خانه‌دار یا اشتغال موقت قرار می‌گیرند، بیشترین هجمه تبلیغات رسانه‌ای و تحقیقات مربوط به زنان شاغل انجام می‌شود و توجه کمتری به زنان خانه‌دار که سهم بسیار بیشتری را شامل می‌شود انجام می‌پذیرد. طرفداران حقوق زن در ایران باید به جای توجه یک بعدی به زنان شاغل، شرایط واقعی زندگی اکثریت جامعه زنان ایرانی را بشناسند.
2)تأکید بر تقابل و دشمنی زن و مرد
براساس این نگرش زن و مرد دو موجود متناقض و نابرابرند که با یکدیگر تضاد منافع دارند. بنابراین چنین تصور و تبلیغ می‌شود که مردان مقصر اصلی زیردست بودن زنان هستند که از طریق استثمار زنان در خانواده امتیازات اجتماعی کسب می‌کنند و تحت سلطه مردان هستند. این نگرش را فقط می‌توان در دیدگاه رادیکال یا افراطی یافت.
3)عدم توجه به تعدد و تنوع گروههای زنان در داخل کشور
یکسان شمردن شرایط زندگی زنان و ارائه راه‌حل‌های مشابه برای تمامی زنان. غافل از اینکه زنان بر حسب این‌که در چه قشر، نژاد، قوم، رتبه شغلی و مکان جغرافیایی قرار می‌گیرند با یکدیگر متفاوتند. باید توجه داشت که هر یک از گروه‌های جوامع بشری اعم از زن و مرد ویژگی‌های منحصر به فردی دارند که باید با تحقیقات اجتماعی خاص شناخته شود تا بتوان با اتخاذ راه‌حل‌های مناسب راهگشای مشکلات‌شان باشد.

فمینیسم ابزاری در دست اقتصاد و سیاست
اسناد مکتوب تاریخچه آغاز فمینیسم را مصادف با فعالیت جنبش زنان در فرانسه خصوصاً بعد از انتشار بیانیه معروف «مری ولستون کرافت» تحت عنوان «استیفای حقوق زنان 1797-1759» معرفی می‌کنند اما اولین قانونی که استقلال اقتصادی زن را در غرب به رسمیت شناخته در انگلیس توسط فراکسیون سرمایه‌داران مجلس عوام انگلیس تصویب شد .(ویل دوران ، ص 2)
 با طرح موضوعاتی نظیر "زنان از شوهرانشان" مستقل‌اند.
این قانون با روکش حق رأی زنان و استقلال مالی در سال 1918 میلادی همزمان با پایان جنگ جهانی اول تصویب شد با دو هدف؛
1)تأمین نیروی کار ارزان؛ به علت افزایش ماشین آلات دیگر نیازی به قوای فیزیکی نبود پس به‌چند دلیل زنان نیروی کار بهترین محسوب می‌شدند علاوه بر آن مزیت‌هایی نظیر پرداخت دستمزد کمتر و به حداقل رساندن اعتراضات و اعتصابات را نیز به همراه داشت.
2)فعالین که در جامعه تحت عنوان حقوق‌بشر، آزادی و حقوق زنان فعالیت می‌کردند نیز جذب جنبش‌های دیگر نظیر ضدفاشیسم می‌شدند و می‌توانستند فضای تبلیغات سیاسی را تقویت کنند و به عنوان سفیران در جهت منافع دولت‌هایشان در عرصه بین‌المللی فعالیت کنند.

در نمونه‌ای دیگر می‌توان برهنه شدن فمینیست‌ها در مقابل پوتین و مرکل در حال بازدید از نمایشگاه هانوفر غرفه فولکس واگن نام برد که با نزدیک شدن فمینیست‌های موسوم به گروه فمن تا چند قدمی آنها اشاره کرد که با توجه به تدابیر شدید امنیتی بسیار عجیب به نظر می‌رسید، مگر با داشتن اهداف سیاسی.

کلام آخر:
فمینیسم در شکل کنونی‌اش نزاع سخت و جنگ میان فمینیست‌ها و غیرفمینیست‌ها نیست بلکه میان گروههای سیاسی در جهت حفظ منافع قدرت است و از زن تنها به عنوان ابزاری جهت رسیدن به اهداف شوم‌شان استفاده می‌کنند چنانچه مقام معظم رهبری فرمودند: «زن در تعریف غالباً غربی به مثابه موجودی که جنسیت او بر انسانیتش می‌چربد... در خدمت سرمایه‌داری جدید است». ( بیانات مقام معظم رهبری 16/12/91)



ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره بيست و چهارم- دي 1393

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837