آرشيو

مدعيان حقوق بشر، هراسان از گسترش اسلام

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 


چکیده
اسلام هراسی (Islamophbia) مفهومی است که به پیش داوری و هراس و تبعیض غیرمنطقی علیه اسلام و مسلمانان اشاره دارد که پس از 11 سپتامبر استفاده فراوانی از آن شده است. Phobia به معنای ترس نامعقول از چیزی است. به عبارت دیگر اسلام هراسی در خود این مفهوم را به همراه دارد که اسلام فاقد ارزش مشترک با دیگر فرهنگ هاست، در مقایسه با فرهنگ غرب در موقعیتی فرودست قرار دارد و بیشتر یک ایدئولوژی است تا یک دین باشد. در اثبات ضرورت پرداختن به این بحث همین کافی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی درسخنانی ترویج اسلام هراسی و همچنین ایران هراسی را دو راهکار استکبار و در رأس آن امریکا برای جلوگیری از اتحاد و انسجام دنیای اسلامی ارزیابی کردند و فرمودند: «دولت امریکا در دوره رئیس جمهور قبلی، تلاش های زیادی برضد دنیای اسلام و همچنین برضد ایران انجام داد و دولت فعلی امریکا هم با وجود سخنان و پیام های به ظاهر دوستانه، همان سیاست اسلام هراسی و ایران هراسی را دنبال می کند». در این نوشتار تلاش می شود تا ضمن معرفی برداشت های مختلف از اسلام هراسی و ابعاد گوناگون آن، به تحلیل پدیده ی اسلام هراسی و راه کارهای پیش روی کشورهای مسلمان برای مبارزه با این پدیده پرداخته شود.
کلید واژه: اسلام هراسی، غرب ،ایران هراسی
مقدمه
اسلام هراسی یک پدیده و بیماری اجتماعی و فزون بخش در جهان غرب است. برخی گفته اند نوعی تفسیر نژاد پرستانه نسبت به مسلمانان است. بدون شک این بینش و جریان ریشه ها و علل گوناگونی دارد و مهم تر دارای بستر بین المللی است و اختصاص به این منطقه و قاره ندارد بلکه  ريشه هاي تاريخي، فرهنگي دارد .
البته نمی توان انکار کرد که اسلام هراسی بر یک منوال و دسته نیستند تا در باره آنها قضاوت کلی کرد. این جریان در میان دو قطب افراطی وجود دارد، از یک سو کسانی هرگونه نظر و تفسیر متفاوت دینی را بر نمی تابند و به حساب موضع گیری در برابر مسلمانان می گذارند و از يك سو کسانی که توهین و تحقیر به شخصیت های مورد احترام مسلمانان را سخن عادی تلقی می کنند و حمایت از آن را به حساب آزادی می گذارند. در این دو قطب، مجموعۀ بسیار گسترده و متنوع تری از موضوعات و برخوردها وجود دارد که کمتر آشکار و نمایان هستند. نمی توان انکار کرد که ذهنیت های بدبینانه در دو طرف وجود دارد، ولی برخی از عوامل می تواند به تشدید این بدبینی های دو طرف بیانجامد. از یک سو، حملات نسبتاً کنایه آمیزی به مسلمانان و اسلام از سوی افرادی سرشناس و سیاستمدار، انجام می گیرد و کسانی با موضع گیری و اظهار نظرهای نسنجیده به بدبینی ها دامن می زنند و مسئله را فراتر از افراد نمود مي دهند.
در میان افراطی ترین اقلیتهای جریان سیاسی، کسانی وجود دارند که ترس را به مردم ساکن غرب ترویج و تشدید می کنند و احساسات را بر می انگیزانند. کسانی مدعی اند مسلمانان در پی آنند که تا سال 2025 یک جمهوری اسلامی درغرب ایجاد کنند. ساختن مسجد جامع در در برخي نقاط اروپا به عنوان شاهدی برای این امر در نظر گرفته می شود و با بی حوصلگی اين گونه وانمود مي شود كه مسلمانان در پی سرنگونی نهایی اروپای مسیحی می باشند.
افزون بر گزارشهایی که از سطح اروپا در بارۀ مشاهدۀ این پدیده ارسال شده است، این وضعیت در جهان اسلام به مراتب تشديد شده و به گوش مسلمانان در کشورهای خاورمیانه رسیده و با شاخ و بال بیشتر به تشدید کینه و جدایی دامن زده است. امروز چیزی در اروپا اتفاق نمی افتد مگر این که از طریق ماهواره و اینترنت به ملل مسلمانان می رسد و تأثیرهای منفی و مخربی برجای می گذارد.
 بیان مسئله:
جریان صهیونیستی تلاش دارد که چهره رحمانی اسلام را تخریب نماید خدشه به هویت این دین الهی به منظور ترس از فراگیری آن در اقصا نقاط جهان بوده وبه دلیل به خطر افتادن ایدئولوژی آسیب پذیر لیبرالیسم در این راستا فعالیت های خود را تشدیدنموده اند.
ضرورت واهمیت پژوهش
در ضرورت این تحقیق همین بس که بر ماهیت تبلیغات سوء علیه اسلام اشراف واطلاع پیدا میشود و با این مطا لعات انگیزه منفی جریانات افراطی بر ملا می گردد.
اهداف :اهداف تحقیق عبارتند از:
-         تولید ادبیات مربوط به موضوع
-         ایجاد وتولید آگاهی برا ی خوانندگان
-         برملانمودن نقشه جریانات افراطی ضد دینی
-         سئوالات
-         چرا جریانات افراطی در غرب اقدام به اسلام هراسی می نمایند؟
-         منافع راهبردی این جریانات در اقدام به اسلام هراسی چیست ؟
-         فرضیه های پژوهش
-         به نظر میرسد که هدف از اقدام اسلام هراسی غرب ترس از به خطر افتادن ایدئولوژی لیبرالیسم می باشد.
-          به نظر میرسد که اقدام تهاجمی غرب جهت جلوگیر ی از غافل گیر خود و حفظ هویت خود می باشد.
-         روش تحقیق
-         روش به کار گیری شده در این تحقیق اسنادی – کتابخانه ای است.
-         مسائل بحث انگیز و تشدید کننده اسلام هراسی
     تحریک احساسات دینی مسلمانان با هجمه به مقدسات مسلمانان يكي از مهم ترين محورهاي اسلام هراسي براي ايجاد بدبيني است. فهم اين مسئله شايد براي مردم غربي دشوار باشد، اما در هر حال توهين به مقدسات مسلمانان به گونه اي است که ریشه تاریخی و فرهنگی دارد و در متون گذشته منابع مطالعات شرقی آمده و تأثیر گذار در نوشته های نویسندگان جدید و صاحبان رسانه شده است. نمونه بسیار روشن آن هجمه های فراوان به شخصیت مقدس و مورد علاقه مسلمانان حضرت محمد به اشکال مختلف است.
     براي ترساندن غير مسلمانان به امور اعتقادي آنان مانند جهاد و عمليات استشهادي استناد مي كنند؛ درست است كه در اسلام جهاد است، اما در جهاد كشتن افراد بي گناه كوچه و خيابان نيست و اين نوعي سوء استفاده و تحریف جهاد در اسلام است. پدیده جهاد های دفاعی در اسلام که در صدر اسلام با هجمه های فراوان و مکرر مخالفان ناامنی و محدودیت بسیار را برای مسلمانان ایجاد کرده بود و پیامبر اسلام پس از 13سال صبر اجازه یافت با آن مقابله کند (آن گونه که در سوره حج: 39 آمده) و چون به آنان ستم می شود، از خود دفاع کنند. و آیات دیگری که در قرآن در سوره توبه آمده و ناظر به نقض عهد و پیمان شکنی مخالفان بوده، تمام این دستورات جهادی را در قلمرو ستم و تجاوز به آنان بیان کرده و اتفاقا، در ایات دیگری به صراحت بیان شده کسانی که با مسلمانان نمی جنگند، چرا با آنان به عدالت و نیکی رفتار نمی شود. و اگر در جایی مجبور به استفاده شدید، به همان اندازه که به شما ستم می شود، برخورد کنید، هرچند اگر بخشش کنید، بهتر است.
     نسبت تجویز تروریسم به مسلمانان، یکی از محورهای چالش برانگیز و از حاد ترین بحث های امروز در غرب است که این خود می تواند تحریک کننده و برای افرادی تشویق کننده باشد، در حالی که تروریسم جزء اسلام نیست و با واقعیت اسلام در تعارض است. و نگرانی هایی برای امنیت و حیات اجتماعی جهان و زیست انسانی فراهم ساخته است. تروريسم ريشه در عوامل گوناگوني دارد و عمل گروهي كوچك دليل بر پذيرش آن در سطح كلي نيست.
عملیات انتحاری و تروریستی در جهان در کشورهای مختلف انجام می گیرد و آنچه توسط سازمانهایی چون القاعده، طالبان انجام گرفته به اکثریت مسلمانان ارتباطی ندارد و این جریان ساخته و پرداخته برخی قدرت های های غربی در برابر اتحاد جماهیر شوروی در اشغال افغانستان بوده و ریشه تاریخی و سیاسی در خاورمیانه و تراژدی بی خانمان شدن شش میلیون فلسطینی دارد. تقویت ترویسم دولتی بیش از آنکه در کشورهای مسلمان رشد و نمو پیدا کرده باشد، ساخته برخی دولتهای تقویت شده غرب است. عملیات انتحاری و عقایدی که در سایه این جریان شکل گرفته، و فضای روانی ایجاد کرده، تنها غرب را نگران نکرده، و از آن آسیب نمی می بیند، امروز در عراق، پاکستان و هند از این انحراف اخلاقی رنج می برند و مسلمانان آزرده کرده و به همین دلیل زمینه تبلیغات فراوانی را در محکومیت و نقد آن در میان عالمان مسلمان بوجود آورده است.

 


 اولین موج اسلام ستیزی به شکل جدید آن از اوایل دهه 1980 آغاز شد. این اقدام، واکنشی در برابر روند رو به رشد بیداری اسلامی بود. جریان بیداری اسلامی با تحرک جنبش های اسلامی به ویژه شكل گیری انقلاب اسلامی ایران، تاثیر فراوانی بر جهان اسلام گذاشته است. جنبش بیداری اسلامی، از پیروان این مکتب می خواهد تا با مراجعه به تعالیم و آموزه های اصیل اسلام، با ستمکاران و استعمارگران به مقابله برخیزند. چنین حرکتی، با منافع نامشروع قدرت های سلطه گر مغایرت اساسی دارد و به همین دلیل، آن ها نیز اسلام ستیزی را شدت بخشیدند. انتشار کتاب "آیات شیطانی" توسط سلمان رشدی، نویسنده مرتد انگلیسی و اهانت به پیامبر و دیگر مقدسات اسلامی را می توان در همین جهت ارزیابی کرد. جهان غرب در برابر اعتراضات گسترده مسلمانان به این کتاب موهن، نه تنها انتشار آن را ممنوع نکرد، بلکه بارها از کتاب و نویسنده آن، تجلیل به عمل آورد.
 
واقعه یازدهم سپتامبر سال 2001، نقطه عطف دیگری در روند اسلام هراسی بود. انتساب این حادثه به اسلام گرایان، این احساس را در دولت های غربی، به ویژه آمریکا به وجود آورد که با آزادی عمل بیشتر می توانند حملات تبلیغاتی و حتی نظامی را علیه مسلمانان تدارك ببینند. جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا، به اصطلاح مبارزه با تروریسم را جنگ صلیبی خواند و شخصیت های تندرو و افراطی آمریکایی و اروپایی، اهانت به مقدسات مسلمانان را در دستور كار خود قرار دادند. حتی ویلیام کوهن وزیر دفاع اسبق آمریکا، مقابله با اسلام را جنگ جهانی چهارم خواند. در چنین فضایی، آمریکا، افغانستان و عراق را اشغال کرد و حملات رسانه ای به مسلمانان افزایش یافت. انتشار کاریکاتورهای اهانت آمیز علیه پیامبر اسلام (ص) و تولید و پخش اینترنتی فیلم "فتنه" ازجمله نمونه های جدید اسلام ستیزی در غرب است.
 
تبلیغات غرب علیه اسلام بر اتهام هایی بی اساس مبتنی است. آن ها با غوغا و هیاهو، مطالبی غیرواقعی را به اسلام نسبت می دهند و آن قدر این مطالب را تكرار می كنند تا مخاطبان القائات آن ها را بپذیرند. در این جهت، مهم ترین محور تبلیغاتی رسانه های جمعی غرب در چند سال گذشته، خشونت طلب جلوه دادن مسلمانان و به ادعای آن ها حمایت اسلام از خشونت و تروریسم بوده است. این اتهام بزرگ با شیوه هایی چون ابهام آفرینی و نشان دادن صحنه هایی موحش و ترسناك، به مخاطب القاء می شود. ناآگاهی مردم غرب از آموزه های عالی اسلام، مهم ترین تکیه گاه این گونه تبلیغات مسموم است. زیرا مختصر آشنایی با تعالیم اسلام، روشن می كند که اسلام طرفدار صلح، عدالت، مودت و نوع دوستی است و کشتار مردم بی گناه را به شدت محکوم می کند. چنان که در قرآن می خوانیم که هرکس، شخص بی گناهی را بکشد، مانند آن است که همه مردم را به قتل رسانده است. همچنین در آیات و روایات متعدد، بر گفتگو و مدارا با دیگران تاکید شده است.
اما وسائل ارتباط جمعی غرب، رفتار نادرست معدودی از افراد متحجر و افراطی را به عنوان نظر اسلام و اعتقاد همه مسلمانان مطرح می کنند تا به مخاطبان ناآگاه خود بقبولانند که اسلام طرفدار خشونت است.
 
نقض حقوق بشر، اتهام دیگر غربی ها به اسلام است. درحالی که در اسلام نه تنها به حقوق انسانها، بلکه به حقوق حیوانات و گیاهان نیز توجه دقیق شده و همگان به رعایت این حقوق توصیه شده اند. از نظر این دین، انسان ها از آزادی های گسترده ای برخوردارند و حتی در انتخاب دین آزادند. این موضوع درمورد اقلیت های غیرمسلمانان نیز صادق است. از دیدگاه اسلام، زنان و مردان در اجتماع، دارای حقوق برابر و یكسانند و در خانه باید یار صمیمی یكدیگر و در مسئولیت های خانوداگی، مكمل هم باشند. جالب آن است که دولت های غربی در حالی اسلام را به نقض حقوق بشر متهم می کنند که پرونده سیاهی از قرن ها استعمار و کشتار مردم دیگر کشورها را در سابقه خود دارند. هم اکنون نیز مردم مظلوم كشورهای مختلف به ویژه در عراق، افغانستان و فلسطین از ظلم و بیداد آن ها، در رنج و عذاب هستند.

 


 
در ماجرای اسلام ستیزی غربی ها، سناریوی دیگری نیز جلب توجه می كند و آن این كه آن ها می كوشند اسلام را دینی عقب مانده و مخالف علم نشان دهند. آنان برای اثبات مدعای پوچ خود، مخالفت اسلام با برخی مظاهر زیان بار تمدن جدید چون فیلم های مبتذل، آزادی های افسار گسیخته جنسی و همچنین سوء استفاده از بعضی از دستاوردهای علمی را ذکر می کنند. اما واقعیت این است كه هیچ مکتبی به اندازه اسلام، مردم را به فراگیری علم و دانش ترغیب نکرده است. در سایه همین تشویق ها بود که تمدن بزرگ اسلامی شكل گرفت و در تاریخ درخشید. به علاوه، اسلام با هیچ یک از دستاوردهای علوم جدید مخالفت نکرده است، اما ازآن جا كه برای انسان و سرنوشت او اهمیت فراوانی قائل است، تنها با سوء استفاده از علوم و فناوری ها علیه بشر، مخالف است. این مخالفت، امری معقول و منطقی و همسو با موازین انسانی است.
باتوجه به بی پایه بودن تبلیغات كشورهای غربی علیه اسلام، این سؤال پیش می آید که در جهانی که تحمل و مدارا، اصل شمرده می شود، چرا عقاید مسلمانان این گونه مورد بی احترامی و اهانت قرار می گیرد؟ این سؤال مهم، پاسخ های متعددی دارد. آن چه درمورد مسلمانان برای دولت های غربی حائز اهمیت است، مقابله با بیداری اسلامی است. رسانه های غربی با حملات مکرر به اسلام و اهانت های هدف مند به ارزش های این دین آسمانی، می کوشند به تدریج مسلمانان را نسبت به آموزه های دینشان سست و بی تفاوت کنند. این موضوع از آن جهت برای قدرت های غربی اهمیت دارد که اسلام، دینی ظلم ستیز و عدالت خواه است و پیروان خود را به ایستادگی دربرابر ستم و سرکشی دعوت می کند. اما اگر مسلمانان درباره این آموزه ها بی تفاوت شوند، به راحتی به سلطه قدرت های استعماری تن می دهند. علاوه براین، پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 و افول کمونیسم، غرب، اسلام را به عنوان قدرتمند ترین مکتب و مرام درمقابل خود می بیند و می پندارد كه با تبلیغات کذب و ایراد تهمت های بی منطق، می تواند این دین زنده و پرانرژی را از صحنه براند.
بدون شك، یكی از اهداف تبلیغات ضد اسلامی در غرب، هراساندن مردم مغرب زمین از اسلام است، یعنی كسانی كه از واقعیات و درونمایه های اسلام آگاهی ندارند. در این گونه تبلیغات با استفاده از ابزارهای گوناگون از قبیل فیلم ها، کتاب ها، مطبوعات و اینترنت، به غربی ها هشدار داده می شود که اسلام درحال پیشروی و گسترش است و به زودی اروپا و آمریکا را فرا می گیرد. آن ها با تهمت هایی چون خشونت آمیز بودن اسلام و مخالفت آن با حقوق بشر، می کوشند مردم غرب را از پیشرفت اسلام بترسانند. بدیهی است افراد زیادی در غرب، به اسلام گرایش پیدا كرده اند، اما افزایش گرایش به این مکتب، تنها به دلیل ارزش ها و تعالیم مترقی و منطقی آن است. این افراد كه غالبا از طبقات تحصیل كرده و روشنفكر هستند، از روی اختیار و علاقه و پس از یك سلسله مطالعات گسترده، این راه را انتخاب كرده اند. ازطرف دیگر، مهاجران مسلمان که راست گرایان افراطی غرب خواستار اخراج و یا سرکوب آن ها هستند، نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشورهای اروپایی داشته اند. ضمن آن که اگر غرب واقعاً به حقوق اولیه بشر چون آزادی دین و عدم تحمیل عقیده به دیگران پایبند است، نباید به این شیوه غیر منطقی مسلمانان را تحت فشار قرار دهد.
 
قطعاً یکی از دلایل تبلیغات اسلام هراسی در غرب، جلوگیری از اسلام آوردن مردم كشورهای غربی است که از مادی گری و زندگی خالی از معنویت تمدن غربی خسته و دل زده شده اند. اما جالب این كه علیرغم این سیاه نمایی ها و تبلیغات هراس انگیز، روز به روز تعداد بیشتری از مردم غرب و سایر نقاط جهان، حقیقت را در اسلام جستجو می كنند و به آن می گروند. به عبارتی، اسلام با انرژی فراوانی كه در جوهره آن نهفته است، در برابر این تند بادها می ایستد، نمی شكند و راه خود را به سوی آینده ای روشن تر می گشاید.
 
 بعد از اجرای موفقیت آمیز نمایش یازده سپتامبر به کارگردانی مشترک یهود و مسیحیان صهیونیست، اسلام ستیزی در جامعه آمریکا به اوج خود رسید. اما تا سال 2010 از شدت این موج کاسته شد و تعداد حملات علیه مسلمانان فروکش کرد. بر اساس امارهای  FBI در سال 2001  حدود 500 حمله به مسلمانان گزارش شده بود که این تعداد در سال 2009 به 107 حمله کاهش یافت. در سال 2010 این حمله ها به 160 مورد افزایش یافت که همزمان با شدت گرفتن فعالیت های اسلام هراسی بود. هم اکنون نیز صدها پرونده در مورد اذیت مسلمانان در آمریکا در شورای روابط اسلامی آمریکا مفتوح است. در بین مردم دیگر شنیدن و دیدن اعمال خشونت علیه مسلمانان برای آمریکایی ها عادی شده و اتفاقی قابل انتظار است که کسی در مورد آن حساسیتی نشان نمی دهد.
دیوارنویسی های اسلام ستیزانه در ساختمان های مربوط به مسلمانان آمریکا در ایجاد جو هراس از یک ملت یا عقیده تجربیات تاریخی فراوانی دارند. در سال های اخیر اسلام ستیزان به برپایی کمپین های مقابله با مسجد سازی در آمریکا می پردازند.
ریشه های اسلام هراسی در آمریکا را می توان تا گروه کوچک اما بسیار قدرتمند از نظر مالی و ارتباط با ارکان سیاست و سرمایه پیگیری کرد. عده ای از کارشناسان خبره یاوه بافی و شایعه سازی این گروه را تشکیل می دهند که در خدمت لابی اسرائیل در آمریکا بوده و با ایجاد ذهنیت ضد اسلامی در مردم آمریکا اذهان عمومی این کشور را به نفع اسرائیل مدیریت می کنند. بر اساس گزارشی که در سال 2011 از طرف مرکز پیشرفت آمریکایی (Center for American Progress ) منتشر شد؛ شبکه ای از خادمان اسرائیل در آمریکا تامین کننده و تشکیل دهنده اصلی دستگاه غلط انداز و شعبده پرداز اسلام هراسی در دنیای غرب هستند.
 


ویژگی های اسلام هراسی
چگونگی تعامل تمدن غرب با اسلام در اشکال مختلفی ظهور یافته است که می توان آن را شامل موارد زیر دانست:
- پذیرش چند فرهنگی، ادغام همه ی فرهنگ ها و هویت ها در کنار امکان شناسایی اعضا که بیشتر در کشور انگلیس مشاهده می شود.
- تحلیل فرهنگی که شامل هضم اعضا و غیرقابل تشخیص شدن آنهاست مانند امریکا و فرانسه.
- عدم ادغام و پذیرفته شدن به عنوان عنصر مستقل.
 
- نه اذغام و نه پذیرش که منجر به انزوا می شود.
با این حال پس از 11 سپتامبر با گسترش موج اسلام هراسی، غرب تلاش می کند نوعی نگاه منفی به اسلام در سراسر جهان غرب حاکم شده و این طریق نوعی برخورد سلبی نسبت به گسترش اسلام شکل بگیرد که در ادامه به ویژگی های آن اشاره می شود.
- مجریان اصلی اسلام هراسی:
اسرائیل بعد از فروپاشی شوروی از اسلام تصویری خشن برای امریکا واسرائیل ارائه نمود(فوازای جرجیس،1382،101)
کنگره آمریکا نیز با بزرگنمایی تهیدیدات تروریسم ،سلاح هسته ای ،و...اقدام به بزرگنمایی اسلام هراسی مینمایند(همان،104)
 اسلام هراسی در ذات خود نشانه ی برداشت های نادرست از اسلام در تمدن غرب است که می توان اصلی ترین عامل آن را رسانه ها دانست. کلیشه هایی مانند عرب - دینی اسلام، اسلام - بنیادگرایی - تروریسم، تروریسم اسلامی، بمب های اسلامی و... که زاییده ی اقدامات شبهه انگیز رسانه های غربی است نقل قابل توجهی در این برداشت ها داشته است. رسانه های جهانی که از سوی ابرقدرت های جهانی رهبری می شوند تصویری نه چندان شایسته و حتی دور از واقعیت از اسلام ارایه می دهند. تصویر چریک های مسلمان که در پی اقدام به بمب گذاری هستند، تصاویر روحانیونی که رهبران جریان های تروریستی هستند، مردان خشنی که به زبان عربی تکلم می کنند و به انواع تجهیزات جنگی و نظامی مجهزند و همگی این ها در پی مبارزات عظیم و کاملاً سازماندهی شده علیه غرب و امریکا هستند. یا به تعبیر «ادوارد سعید»: «رسانه ها و کارشناسان امریکایی و غربی تعیین می کنند که ما نسبت به بقیه جهان (دیگران) چه اندیشه ای داشته باشیم. این که به جای بحث آکادمیک در مورد اسلام، ما تنها روزنامه نگارانی را مشاهده می کنیم که خبری را دست چین کرده و آن را مجدداً گزافه پردازی نموده و در رسانه خود منتشر می کنند. وی اسلام رسانه ها را کنشی یک جانبه می داند که نشان می دهد آنچه اعراب و مسلمانان انجام می دهند در بالاترین سطح عیوب ذاتی قرار دارد و آنها مردم را ابزار رسانه، از اسلام می ترسانند. در بسیاری از موارد نه تنها اسلام با بی دقتی آشکار ترسیم شده است بلکه تبیین های قوم گرایانه ی بی در و پیکر، نفرت های فرهنگی و حتی نژادی و دشمنی های ژرف و در همان حال متناقض و دلخواه نیز در این اطلاع رسانی ها مشاهده می شود».(ادوارد سعید،1379،51)
که بیشتر توسط رسانه ها صورت می گیرد. در رسانه ها «ما واقعیت را آن گونه که هست نمی بینیم بلکه آن گونه که می بینیم که زبان هایمان هستند و زبان های ما رسانه های ما هستند و رسانه های ما استعاره های ما». این برداشت ها که با اهداف گوناگون از جمله جلوگیری از رشد تمایل به اسلام در غرب (که از آن تعبیر به «سونامی اسلامی» می شود) و تخریب درونی مسلمانان هدایت می شود را می توان شامل موارد زیر دانست:
- تمدن اسلامی، مجموعه ای ایستا و بدون واکنش در مقابل تغییرات است.
- تمدن اسلامی نسبت به تمدن غرب فرودست محسوب می شود که ابتدایی، جنسیت گرا و غیرعقلانی است.
- تمدن اسلامی فاقد ارزش های مشترک با دیگر فرهنگ هاست و نسبت به فرهنگ های دیگر دارای تأثیر و تأثر نیست و «دیگری» محسوب می شود.
- تمدن اسلامی خشن، ستیزه جو، تهدیدکننده، حامی تروریسم و عامل اصلی درگیری تمدن هاست.
- مبارزه با اسلام امری عادی در جامعه است و اسلام هراسی بهانه ای برای طرد مسلمانان از جامعه محسوب می شود و به نوعی ایدئولوژی سیاسی است که برای اهداف سیاسی و نظامی از آن استفاده می شود.
البته بازیگران دیگری نیز در هدایت افکار عمومی علیه مسلمانان دارای نقش هستند شامل گروه های مسیحی، لاییک ها مهاجر از کشورهای اسلامی، ایدئولوژی های انحرافی مانند مارکسیسم و بهائیت، گروه های نژادپرست و گروه های «وندالیسم».
- اسلام هراسی به عنوان یک گفتمان: اسلام هراسی در واقع یک گفتمان است که با قدرت رابطه دارد و خودش تولید قدرت می کند. لذا در اسلام هراسی فهم غرب از اسلام ملاک عمل است نه آنچه که اسلام در واقع می باشد. در این گفتمان تقابل های دوگانه را شاهد هستیم. تقابل هایی مانند تمدن در مقابل عقب ماندگی، امنیت در مقابل ناامنی و تروریسم، عقلانیت در مقابل افراطی گری که در تمام تقابل ها تمدن غرب مظهر خوبی ها و اسلام مظهر بدی هاست.
- اسلام هراسی یک سازه ی اجتماعی تعمدی: اسلام هراسی را نمی توان یک سوء برداشت ناشی از انحراف طبیعی و سهوی اذهان عمومی دانست بلکه اسلام هراسی یک سازه ی اجتماعی نهادهای قدرت برای بهره برداری راهبردی و سیاسی است.
 
- اسلام هراسی یک موج تاریخی: اسلام هراسی پدیده ی تازه ای در غرب نیست و ریشه ی آن را می توان در جنگ های صلیبی پیدا کرد. ولی امواج آن را در سال های اخیر می توان در چندین موج مشاهده کرد.
1. موج اول آن که همزمان با انقلاب اسلامی بود به نوعی به بیداری اسلامی در سطح جهان دامن زد و توانست در سطح معاملات بین المللی ایفای نقش نماید. با فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق در آغاز دهه ی 90 میلادی و خلأ بیگانه هراسی، راهبرد اسلام هراسی به صورت جدی تر مورد توجه قدرت های پیروز قرار گرفت. در این رابطه و در سال 1992 تئوری برخورد تمدن ها از سوی ساموئل هانتینگتون مطرح گردید. هانتینگتون در تئوری برخورد، تصریح کرد که خطوط گسل بین تمدن ها مرزهای درگیری آینده است و تمدن اسلامی بزرگ ترین تهدید برای تمدن غرب محسوب خواهد شد. در واقع مراکز تصمیم ساز با این تئوری پردازی در صدد القای این مفهوم بودند که مرزهای جهان اسلام خونین است.
2. موج دوم آن را می توان پس از حمله به برج های دوقلو در امریکا دانست که به نوعی مشروعیت بخشی به استفاده از توان نظامی علیه تمدن اسلامی منجر شد. رسانه های تحت کنترل نظام سلطه سعی کردند بنیان روابط جهان اسلام و غرب را دگرگون سازند، از این رو با شدت گسترده ای این عبارت که خطوط گسل تمدنی بین اسلام و غرب فعال شده است را القا می کردند.
3. در موج سوم که در وضعیت معاصر شاهد آن هستیم در پی ناکامی های امریکا در عراق، توجه به اصول گرایی در ایران و جنگ 33 روزه بروز کرد. موج سوم اسلام هراسی هتاکانه تر، گسترده تر و پیچیده تر طراحی و اجرا می شود و از تاکتیک هایی همچون القا و توهم سازی، تمسخر، تحقیر و تحریف علیه مقدسات اسلامی و آموزه های دینی مسلمانان بهره گرفته می شود.
- اسلام هراسی یک بیماری روانی گروهی: از منظر روان شناختی می توان اسلام هراسی را به عنوان نوعی بیماری روانی گروهی و اجتماعی نیز تحلیل کرد.
فرد در نوعی از بیماری روانی کمبودها و کاستی های خود را در دیگران جستجو می کند و به خاطر آن به آنها حمله می کند. در بحث اسلام هراسی این وضعیت از یک فرد خارج شده و به بیماری گروهی تبدیل شده است. به عبارت دیگر تمدن غرب با سابقه ی طولانی در جنگ، تفتیش عقاید، جنگ های صلیبی و کشتار و توحش، اینک پس از 11 سپتامبر خشونت تاریخی خود را در دیگران می بیند و انعکاس آن را در جای دیگر غیر از خود جستجو می کند. در این بیماری روانی نوعی از ترس نیز وجود دارد. در سال 2008، 65 درصد مخارج تسلیحاتی توسط اروپا و امریکا صورت گرفته در حالی که تنها 17 درصد مردم جهان را شامل می شوند. (امریکا به تنهایی 5/41 درصد کل هزینه های نظامی را داشته است) (88. Workd Military Spending,http://www.globalissues.org/article/75/World-military-sepend.ing
) می توان گفت فقط کسانی که می ترسند این قدر برای تسلیحات هزینه می کنند.
- اقلیت هراسی مساوی است با اکثریت هراسی: ناامن شدن زندگی مردم از نتایج اولیه ی اسلام هراسی است؛ بدین معنا که وقتی نسبت به اقلیت مسلمانان در یک کشور احساس ترس همگانی پدید می آید در واقع زندگی اکثریت جامعه دچار ناامنی می شود و نه فقط اقلیت مسلمانان. لذا می توان گفت اولین نتیجه ی سیاست و راهبرد اسلام هراسی متوجه خود جوامع غربی می شود.

نتیجه گیری
از مجموع آنچه گفته شد می توان فهمید اسلام هراسی یک پدیده ی فرهنگی، سیاسی، تاریخی و روانی است که برای مقابله با آن باید از جنبه های مختلف به آن توجه کرد. در این راستا راه کارهای زیر می تواند مورد توجه کشورهای مسلمان و نهادهای بین المللی قرار بگیرد.
 
1. تلاش کشورهای مسلمان برای تصویب طرحی برای مبارزه با اسلام هراسی از طریق سازمان کنفرانس اسلامی. فعالت جدید سازمان کنفرانس اسلامی در تهیه ی گزارش های نوبه ای مصادیق ناشکیبایی دینی در همین راستا ارزیابی می شود که لازم است برای تبدیل آن به میثاق و کنوانسیون بین المللی و طرح آن به عنوان جنایت علیه بشریت تلاش بیشتری صورت بگیرد.
 
2. تلاش برای ایجاد گفتمان واقعی و نشان دادن تصویر واقعی اسلام به جهان که عمده ترین وسیله ی آن رسانه ها هستند. در این راستا تلاش کشورهای مسلمان برای به کارگیری فناوری های بومی رسانه ای و گسترش آن در سطح جهان از اهمیت زیادی برخوردار است. نمونه ی این تلاش را جمهوری اسلامی ایران در امریکای لاتین دنبال می کند که تا رسیدن به هدف نهایی فاصله ی زیادی دارد. همچنین در همین راستا تلاش برای دستیابی به فناوری های تولید و پرتاب ماهواره برای جلوگیری از باج خواهی و ایجاد محدودیت کشورهای غربی در پخش برنامه های اسلامی از اهمیت زیادی برخوردار است. در همین زمینه طراحی آرایش رسانه ای میان کشورهای اسلامی و تولید فیلم های اسلامی مشترک برای همسو کردن برنامه ها و سیاست ها نیز می تواند نتایج مثبتی را به همراه داشته باشد.
 
3. لازم است جهان اسلام همکاری و تعامل بیشتری را با سازمان های همفکر اسلامی در کشورهای غربی داشته باشند و با پشتیبانی های مختلف از آنها، ظرفیت و توان آنها را برای تأثیرگذاری برافکار عمومی دنیا و نشان دادن چهره ی واقعی اسلامی افزایش دهند.
 
4. به نظربرخی کارشناسان، طی سال های آینده اینترنت به جای تلویزیون و روزنامه مهم ترین رسانه ی جهان در اطلاع رسانی و مدیریت افکار خواهد بود. به همین منظور ضروری است کشورهای اسلامی تلاش بیشتری برای حضور قوی در این عرصه نیز داشته باشند و تلاش نمایند تا با استفاده از فناوری های بومی و تربیت کادرهای متخصص، قدرت نفوذ و تأثیرگذاری خود را افزایش دهند.
 
پی نوشت ها:
1. «گزارش اسلام هراسی در اروپا پس از یازده سپتامبر»، مرکز اروپایی نظارت بر نژادپرستی و بیگانه پرستی، می 2002.
2. ادوارد سعید: اسلام رسانه ها، ترجمه اکبر افسری، تهران، نشر توس، 1379، ص 51.
4. Neil Postman, sing Ourselves to Death: Publc Discourse in the Age of Show Busimess. Published in Amu 1984.
5. Scott Poynting Victoria Nasom (2007), the Resistible Rise of Islamophobia, Journal of Socilogy 43(1):
6- Workd Military Spending, http://www.globalissues.org/article/75/World-military-sepending.
6. وندالیسم بیشتر به تخریب های اجتماعی و یا حرکتی اطلاق می شود که در آن فرد یا گروهی از افراد به خرابکاری بپردازند. موارد متعددی را در دنیای غرب در توهین به اماکن مسلمانان مانند قبرستان ها و مساجد شاهد هستیم.
 
7. این دیدگاه را می توان در نظرات دکتر آرتور بوهلر مشاهده کرد. نگاه کنید به: آرتر بوهلر، «همایش اسلام هراسی پس از 11 سپتامبر». 14 و 15 مهرماه 1388.
 
 
(8.
Workd Military Spending, http://www.globalissues.org/article/75/World-military-sepend.ing
 
(European Center on Combating Racism and ×enophobia - EUMC
 


ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837