آرشيو

تبيين حقوق بشر در کشورهای اسلامی

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 


چکيده  :
طرح مفهوم حقوق بشر در قرن هاي اخير و ضرورت توجه به حقوقي که انسان به سبب انسان بودن از آن بهره مند است ، ذهن انسان ها را به سوي مدون نمودن اصول و چارچوب هاي کلي آن متمايل ساخته تا در پرتو آنها حقوق و آزادي هاي بشر تضمين شود ، در همين راستا دو اعلاميه جهاني حقوق بشر و اعلاميه حقوق بشر اسلامي به ترتيب در سال 1948 و 1990 ميلادي شکل گرفت و هر کدام به شيوه خود در پي تحقق حقوق و آزادي هاي بشر هستند .
با اين توصيف ، نگارنده در نوشتار حاضر در پي پاسخ به اين پرسش اصلي است که اشتراکات و افتراقات اعلاميه جهاني حقوق بشر و اعلاميه حقوق بشر اسلامي در چيست ؟
براي پاسخ دقيق به اين سؤال ، مقاله حاضر در يک مقدمه و دو گفتار به رشته تحرير در آمده است . در گفتار اول تحت عنوان « بررسي اجمالي اعلاميه جهاني حقوق بشر و اعلاميه حقوق بشر اسلامي » ، اين دو اعلاميه به طور مختصر مورد بررسي قرار گرفته شده است .
در گفتار دوم تحت عنوان « مقايسه اعلاميه جهاني حقوق بشر و اعلاميه حقوق بشراسلامي » نقاط افتراق و اشتراک دو اعلاميه مورد بررسي و تحليل قرار گرفته شده است و     اين نتيجه حاصل شده که اين دو اعلاميه در کل داراي شباهت هاي بسياري بوده و نقاط افتراق کمي را دارا مي باشند .

کلید واژه ها : تفاوت حقوق,حقوق بشر,حقوق بشر اسلامی .مفهوم حقوق بشر.حقوق بشر رسانه ای
مقدّمه
قبل از پايان جنگ جهاني دوم، كشورهاي درگير در جنگ و عمدتاً كشورهاي پيروز، كه از جنگ و كشتار به ستوه آمده بودند، در صدد تشكيل سازمان ملل برآمدند. از يك سو، بخشي از اين سازمان، متولي حقوق بشر شد و اعلاميه اي را در سال 1948 به تصويب رساند كه مشتمل بر يك مقدمه و 30 ماده مي باشد. اين منشور به انواع آزادي هاي فردي، نژادي، مذهبي، برابري و كرامت انسان ها مي پردازد. از سوي ديگر، كشورهاي مسلمان دست به تدوين و تصويب حقوق بشر اسلامي زده اند; چون اين كشورها معتقدند كه در حقوق بشر غرب، تعارضات و نواقصي وجود دارد كه نمي توان آن را در كشورهاي اسلامي به طور كلي و بي قيد و شرط اجرا كرد. آنچه موجب پديد آمدن حقوق بشر اسلامي شد فرهنگ خاص جوامع اسلامي است كه قوانين و مقررات نيز بر آن مبنا تنظيم شده است. در حالي كه اساس حقوق بشر جهاني بر تطابق با فرهنگ غرب و دين مسحيت است. جوامع اسلامي به دليل فرهنگ، دين و مذهب خاص و ويژه خود نيازمند حقوقي متناسب با جامعه اسلامي خود هستند. مفهوم حقوق بشر به معناي حقوق اساسي و اوليه اي مي باشد كه تمام انسان ها در آن از جهت انسانيت شريك اند. اسلام آخرين دين الهي است كه توسط خاتم انبياء و آخرين سفير وحي، حضرت محمد(صلي الله عليه وآله)، آورده شده است.
مفهوم حقوق بشر
اصطلاح «حقوق بشر»،((human rights اصطلاحی نسبتا جدید است و پس از جنگ جهانی دوم و تأسیس سازمان ملل متحد در سال 1945 وارد گفت وگوهای روزمره شده است. این عبارت جایگزین اصطلاح «حقوق طبیعی»(1) و «حقوق انسان»(2) گردیده که قدمتی بیشتر دارند.(3(
در تعریف حقوق بشر گفته اند: «حقوق بشر به معنای امتیازاتی کلی است که هر فرد انسانی طبعا دارای آن است.»(4) و « حداقل حقوقی است که خداوند به انسان از آن جهت که انسان است و فارغ از رنگ و نژاد و زبان و ملیت و دين و جنس و اوضاع و احوال متغیر اجتماعی یا میزان قابلیت و صلاحیت ممتاز و فردی او، اعطا کرده است.»
بنابراين اولاً، حقوق بشر، حقوقی جهانی است؛ زیرا این حقوق، حق طبیعی و مسلم هر عضو خانواده بشری می باشد و هر فرد بشر، در هر کجا با هر نژاد، زبان، جنس، یا دین که باشد، از این حقوق برخوردار است و کسی مجبور نیست که این حقوق را کسب نماید.
ثانیا، حقوق بشر هدیه الهی بوده و هیچ مقام بشری، از قبیل پادشاه، حکومت، یا مقامات مذهبی یا سکولار، این حقوق را اعطا نمی کند. حقوق ناشی از قانون اساسی در اثر رابطه شهروندی یا اقامت افراد در کشور خاصی به آن ها داده می شود، حال آنکه حقوق بشر به معنایی که بیان شد ذاتی است.
دیدگاهی وجود دارد که در قرآن کریم به عنوان دیدگاه مورد توافق میان پیروان ادیان پیشنهاد شده است:
«ای پیامبر به اهل کتاب بگو بیایید بر محور کلمه ای که بین ما و شما مشترک است گردهم آییم که جز خدا را نپرستیم و با او کسی را شریک نسازیم و یکدیگر را به جای خدا ارباب خود نسازیم و اگر چنانچه این دعوت را اجابت نکردند با آنان بگویید که شاهد باشید که ما مسلمان هستیم.» 8
از دیدگاه ادیان همه انسان ها در اینکه آفریده خداوند هستند شریکند و به عبارتی، خلقت الهی به وجود بشریتی مشترک می انجامد. و این اشتراک در خلقت و آفرینش، سهم بسزایی در به رسمیت شناختن حداقلی از حقوق برای همه انسان ها دارد که این امر به جهانی شدن برخی حقوق که در همه ادیان به رسمیت شناخته شده است، دارد.
قرآن مجید در آیات متعددی به حمایت از حقوق بشر اهتمام اسلام را نشان داده است:
1- أُذن للّذین یقاتلون بأنّهم ظُلِموا و أنّ اللّه علی نصرهم لقدیر، الّذین أُخرجوا من دیارهم بغیر حقّ ...»(حج: 39 و 40) در این آیه، همان گونه که ملاحظه می شود علت إذن در جهاد را «مظلومیت» و مورد ظلم قرار گرفتن و اخراج از کاشانه و آواره ساختن مؤمنان از وطن خود از سوی ستمگران می داند.
2- کسانی که بعد از آنکه مورد ظلم قرار گرفتند، یاری بطلبند، ایرادی بر آنان نیست، ایراد و مجازات بر کسانی است که به مردم ستم می کنند و در زمین به ناحق ظلم روا می دارند...(9
3- چرا در راه خدا و برای رهایی مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران تضعیف شده اند) پیکار نمی کنید؟! همان افراد (ستمدیده ای) که می گویند: پروردگارا ما را از این شهر (مکه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما.(10
در روایات نیز موارد بسیاری از این اهتمام به چشم می خورد:
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در روایتی فرمودند: «هر کس فریاد استغاثه هر مظلومی (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یاری می طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند مسلمان نیست.»(11) در این روایت حتی قید اسلام برای دادخواه مظلوم ذکر نشده است.
حضرت علی علیه السلام به فرزاندان خویش توصیه می کند: «همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید»(12) و به مالک فرمود «همواره با اتباع اعم از مسلمان و غیر مسلمان خوش رفتار و نیکو کردار باش، چه آنکه اگر آنان مسلمان باشند، برادر دینی تو هستند، و الاّ مانند تو انسان هستند.»(13
در اینجا روایات بسیاری وجود دارد که امکان بررسی همه آن‌ها وجود ندارد.
استاد شهید علامه مطهری نیز در این زمینه می فرماید: «هرگاه گروهی با ما نخواهد بجنگد ولی مرتکب یک ظلم فاحش نسبت به یک عده افراد انسان ها شده است، و ما قدرت داریم آن انسان های دیگر را که تحت تجاوز قرار گرفته اند نجات دهیم، اگر نجات ندهیم در واقع به ظلم این ظالم نسبت به آن مظلوم کمک کرده ایم. ما در جایی که هستیم، کسی به ما تجاوزی نکرده، ولی یک عده از مردم دیگر که ممکن است مسلمان باشند و ممکن است مسلمان هم نباشند، اگر مسلمان باشند مثل جریان فلسطینی ها که اسرائیلی ها آن ها را از خانه هایشان آواره کرده اند، اموالشان را برده اند، انواع ظلم ها را نسبت به آن ها مرتکب شده اند، ولی فعلاً به ما کاری ندارند، آیا برای ما جایز است که به کمک این مظلوم های مسلمان بشتابیم برای نجات دادن آن ها؟ بله، این هم جایز است، بلکه واجب است، این هم یک امر ابتدایی نیست. این هم، به کمک مظلوم شتافتن است، برای نجات دادن از دست ظلم بالخصوص که آن مظلوم مسلمان باشد.»(14
خداوند در قرآن، چهره مؤمنان راستین را چنین ترسیم می فرماید: «محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، در برابر کافران سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند...»(15
همه و همه، دلیل بر این است که محبت و احسان به کافران تا آن هنگام که مایه تضعیف جبهه حق نشود، نه تنها مانعی ندارد که از نگاه اسلام به آن سفارش نیزشده است.
در مجموع می توان گفت: از ویژگی های اسلام این است که احکام و دستوراتش به گونه ای تدوین گردیده است که قابلیت جهان شمولی آن را فراهم ساخته است. در تعالیم و احکام اسلامی قومیت، نژاد، ملیت، جنسیت و مانند آنکه اسباب محدودیت قلمرو دین و مکتب می گردد، وجود ندارد. انسان ها از نظر حقوق انسانی برابر و یکسانند، و عرب بر عجم، یا عجم بر عرب، فخر و برتری ندارد.
حسين مهرپور، جايگاه حقوق بشر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را به اجمال معرفي كرده است. وي به مواردي نظير «آزادي»، «تساوي در برابر قانون»، «منع شكنجه»، «آموزش و پرورش»، «زن و خانواده» به عنوان اصول مشترك قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و اعلاميه جهاني اشاره مي‌كند. مهرپور با تأكيد بر اين نكته كه «نقاط اشتراك ما با ميثاق، خيلي بيش از نقاط افتراق است» مي‌افزايد:
در مقابل اعلامیه حقوق بشر غربی و آن چیزی که در غرب تهیه شده کشورهای اسلامی دور هم جمع شدند و سعی کردند یک اعلامیه حقوق بشر اسلامی تدوین کنند. از این نظر که کشورهای اسلامی احساس کردند که براساس تعالیم اسلامی می توانند اعلامیه حقوق بشری برای خودشان داشته باشند این نکته مثبتی بود و از این جهت که نقشی برای شریعت در بحث حقوق بشر در نظر گرفتند باز قابل تقدیر است، اما مشکل اساسی که وجود دارد این است که کشورهای اسلامی که دور هم جمع شدند تا این اعلامیه را تدوین کنند با سلایق و مذاهب و مبانی مختلف بر سر میز مذاکره نشستند. به عنوان مثال وقتی کشوری مانند عربستان با مبنای وهابی گری با کشوری مانند ایران با مبنای اسلام سیاسی شیعی در کنار هم می نشینند و اعلامیه ای حقوق بشری را تصویب می کنند مسلم است که دچار تناقض گویی می شوند. لذا مجبورند موارد اختلاف را به خارج اعلامیه احاله کنند و یا از کلمات مبهمی مانند شرع و شریعت استفاده کنند که اختلافاتشان در این جا برجسته نشود بنابراین اعلامیه حقوق بشر اسلامی از یک جهت گامی به پیش بود یعنی از این جهت که مسلمانان دور هم جمع شدند و نقش شریعت را در بحث های اجتماعی مانند حقوق بشر در نظر گرفتند اما یک نقد کلی به این اعلامیه وارد است و آن مبهم بودن آن بر اساس مبانی مختلف است.

 


  تدوين اعلاميه حقوق بشر اسلامي :
تدوين اعلاميه جهاني حقوق بشر با رد موضع گيري دولت هاي اسلامي و انديشمندان اسلامي مواجه شد . اعلاميه در مواردي با احکام اسلامي کاملاً مغاير بود ، مانند حق آزادي مذهب و حق تغيير آن ، مسلمانان تنها اسلام را دين حق مي دانند وارتداد را گناهي بزرگ و درخور مجازات عظيمي مي دانند ، با اين حال پس از مدتي تحت فشار جامع جهاني و تبليغات وسيع جهاني به نفع حقوق بشر و مقبول افتادن اعلاميه مذکور در سطح دنيا ، برخي از متفکران جهان اسلام با پذيرش اصول اعلام شده در اعلاميه جهاني درصدد تطبيق آنها با موازين اسلامي برآمدند و کوشيدند ، ثابت نمايند که اين اصول و حقوق به نحو کاملتر و بهتري در اسلام وجود دارد و بعد ها با الگوگيري از اعلاميه حقوق بشر بر آن شدند اصول و قواعد حقوق بشر را از متون اسلامي در آورده و آن را به صورت متني مدون به جامعه جهاني ارائه دهند ، در اين راستا از سوي سازمان همكاري اسلامي سه اعلاميه در رابطه با حقوق بشر منتشر شده است :
1-  طرح اعلاميه حقوق و تکاليف اساسي انسان در اسلام ، در سال 1979ميلادي در مکه مکرمه در عربستان .
2-  طرح سندي در رابطه با حقوق بشر در اسلام در سال 1988 ميلادي در شهر طائف درعربستان .
3-  اعلاميه حقوق بشر اسلامي که در سال 1990 ميلادي در شهر قاهره به تصويب رسيد19 .
اين اعلاميه در اجلاسي که در 21 ژوئيه تا 5 اوت 1990 ميلادي مطابق با 9 تا 14 محرم سال 1411 هجري قمري و 10تا 15 مرداد ماه 1369 در قاهره و طي قطع نامه شماره P19/49 درنوزدهمين اجلاس وزراي خارجه کشورهاي عضو سازمان همكاري اسلامي به تصويب رسيد20 .
سازمان همكاري اسلامي اين سند را صرفاً به عنوان يک اعلاميه که بيان تلقي مشترک از حقوق بشر اسلامي است و نه يک کنواکسيون يا معاهده اي الزام آور تصويب مي نمايد و به نظر مي رسد که اين اعلاميه به حالت فعليت نرسيده و بعد از گذشت 25 سال از زمان تصويب آن هنوز در مراحل ابتدائي اجرا مي باشد .
محتواي اعلاميه حقوق بشر اسلامي  :
اعلاميه فوق شامل يک مقدمه و 25 ماده مي باشد ، مقدمه با اين عبارت شروع مي شود :
دولت هاي عضو سازمان  اسلامي ، ضمن تأکيد بر نقش تمدني و تاريخي امت اسلامي که خداوند آن را بهترين امت برگزيد … » بعد ازآن مواد 25 گانه را ارائه مي دهد.
محتواي اين اعلاميه همانند محتواي اعلاميه جهاني آزادي سياسي و اجتماعي و بسياري از آزادي هاي ديگر را از حقوق انسان ها مي داند و دولت و اجتماع را در فراهم نمودن محيط زندگي براي برخورداري از اين حقوق مسئول مي داند ، با اين حال محتواي اعلاميه آزادي را که در تضاد با حقوق و تکاليف جامعه و فرد باشد را ممنوع نموده است.
در کل محتواي اين اعلاميه همانند اعلاميه  جهاني صرفاً يک بيانيه مشترک از حقوق بشر اسلامي است و نه کنواکسيون يا معاهده اي الزام آور. محتواي اين اعلاميه هنگام بررسي در سازمان کنفرانس اسلامي مورد حذفيات و برخي تغييرات ديگر گرفت و آن را تا حدودي به اعلاميه جهاني نزديک نمود ولي نکته قابل تامل اين است که محتواي اعلاميه هنوز از حد اعلاميه صرف خارج نشده است .
ويژگي هاي کلي اعلاميه حقوق بشر اسلامي  :
اعلاميه حقوق بشر اسلامي همانند اعلاميه جهاني حقوق بشر ، بر شرافت و کرامت ذاتي انسان تکيه کرده و برخي حقوق لازم الرعايه را احصاء نموده است که بايد آن ها را به رسميت شناخت و در مقام اعمال و اجراي آن ها برآمد . برخي از اصولي که به عنوان حقوق و آزاديهاي اساسي در اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده در اين اعلاميه نيز آمده است . برخي از حقوق هم که در اعلاميه جهاني حقوق بشر نيامده ، در اعلاميه اسلامي مورد توجه و تصريح قرار گرفته است مثل ممنوعيت استعمارگري و حق مبارزه با آن يا حق مقابله با تجاوز به حيات انسان و نيز حق زندگي در محيط پاک و دور از مفاسد اخلاقي و داشتن امنيت ديني علاوه بر امنيت هاي مربوط به جان و خانواده و ناموس و نيز اشاره به لزوم حفظ حرمت انسان حتي پس از حيات او و محترم شمردن جنازه او22
ابداعات و نوآوري هاي اعلاميه حقوق بشر اسلامي  :
يکي از ارزشمندترين خصايص اعلاميه حقوق بشر اسلامي توجه به نکاتي است که در اعلاميه جهاني بدان توجه نشده است . اين اعلاميه با حمايت از حقوقي که بي ترديد در زمره حقوق مسلم بشر قرار دارند ولي در اعلاميه جهاني مورد غفلت واقع شده اند ، جايگاه خود را به عنوان اعلاميه ايي با مضامين بديع در مقابل جهانيان به اثبات رساند و ارزش و اهميت حقوق بشر در دين اسلام را نمايان ساخت . اعلاميه مذکور با ممنوع شناختن استعمار و استعمارگري16حق مبارزه با اين موضوع را براي همه افراد بشر قايل شده است و به صراحت انواع گوناگون استعمار را به عنوان بدترين نوع بردگي تحريم مي کند . اعلاميه حقوق بشر اسلامي حق رهايي و تعيين سرنوشت را براي تمامي ملت هايي که از استعمار رنج مي برند به رسميت شناخته و تمام دولت ها و ملت ها را موظف به ياري رساندن به قربانيان استعمار در جهت نابودي اين پديده مخرب دانسته است . اعلاميه قاهره همچنين حق زندگي در محيط پاک و دور از مفاسد اخلاقي و لزوم حرمت انسان پس از مرگ را به گونه اي بديع مورد اشاره و پذيرش قرار داده است17.
همچنين اين اعلاميه قدرت حکومت را به امانتي تعبير کرده که به حاکم يا هيئت حاکمه سپرده شده است و مقتضاي امانت داري اين است که از آن سوء استفاده نشود و بنابراين استبداد و ديکتاتوري و هر نوع سوء استفاده از قدرت خيانت در امانت تلقي مي شود و ممنوع است و طبعاً وقتي امين از دايره امانتداري خارج شد ، مشروعيت خود را از دست مي دهد ، چنانچه در بند الف ماده 23 اعلاميه حقوق بشر اسلامي مي گويد : « ولايت امانتي است که استبداد يا سوء استفاده از آن شديداً ممنوع است ؛ زيرا که حقوق اساسي انسان از اين راه تضمين مي شود. 18
مقايسه اعلاميه جهاني حقوق بشر با اعلاميه حقوق بشر اسلامي  :
در بحث مقايسه حقوق جهاني با حقوق آمده در اعلاميه حقوق بشر اسلامي ؛ بايد توجه نمود ؛ بدون قرارگرفتن موضوع تحت تأثير احساس ، اين دو اعلاميه از جهات بسياري شبيه هم بوده و حتي اعلاميه اسلامي به استناد متون ديني امتيازات و حقوق ديگران را هم پيش بيني نموده است ولي در عين حال اين دو اعلاميه داراي تفاوت ها و تناقض هايي با هم بوده که در زير به هر دو خواهيم پرداخت :
الف )  اشتراکات اعلاميه جهاني حقوق بشر و اعلاميه اسلامي  :
دو اعلاميه از جنبه هاي مختلفي با هم مشابه و يکسان مي باشند که به نظر نگارنده مهمترين اين تشابه ها شامل موارد ذيل مي شود :
1-  ممنوعيت برده داري : برده داري به طور صريح در اعلاميه حقوق بشر اسلامي ممنوع شده است ، ماده 11 بند الف مي گويد : « انسان آزاد متولد مي شود و هيچ کس حق ندارداو را به بردگي بکشد يا ذليل و مقهور خويش نمايد يا از او بهره کشي نمايد» . البته ممنوعيت بردگي در ماده 4 اعلاميه جهاني حقوق بشر هم تصريح شده است ، آنجا که بيان مي کند : « احدي را نمي توان در بردگي نگاه داشت و داد و ستد بندگان به هر شکلي که باشد ممنوع است » . نکته جالب اين است که اين موضوع در اعلاميه حقوق بشر اسلامي با تفصيل و توضيح بيشتري آمده است .
 2- شناسايي حق مالکيت ادبي  : حق ديگر ، حق مالکيت ادبي يا استفاده از دستاوردهاي علمي ، ادبي ، هنري و تکنولوژي است . اين حق در اعلاميه اسلامي به رسميت شناخته شده است ، آن جا که در ماده 16 مقرر مي دارد : « هر انساني حق دارد از ثمره هاي دستاورد علمي يا ادبي يا هنري يا تکنولوژي خود سود ببرد و حق دارد از منابع ادبي و مالي حاصله از آن حمايت نمايد و … » . البته اين حق در بند 2 ماده 27 اعلاميه جهاني نيز تصريح شده که :هرکسي حق دارد از حمايت معنوي و مادي آثار علمي ، فرهنگي يا هنري خود برخوردار شود .
ب )  افتراقات و تضادهاي اعلاميه جهاني حقوق بشر و اعلاميه حقوق بشر اسلامي  :
با توجه به اين که در مقايسه دو موضوع ، افتراقات و تضادهاي آنها بيشتر خودنمايي مي کند ، در اين قسمت بطور مشروح و مفصل به اين موضوع خواهيم پرداخت :
1-  برابري در حقوق  :
تفاوت عمده اعلاميه حقوق بشر اسلامي با اعلاميه جهاني حقوق بشر اين است که اعلاميه ي جهاني نسبت به مذهب بصورت کلي اشاره مي نمايد ، اعلاميه جهاني به جنبه عملي و کاربردي توجه دارد و اگر در مقدمه و ماده ي اول به اصل فلسفي کرامت و حيثيت ذاتي انسان و يکسان آفريده شدن آنها اشاره مي کند ، براي اين است که بر مبناي آن اجراي حقوقي را بيان کند که براي همه ، بدون هيچ تبعيض اساسي اجرا شود و بهانه ايي براي قيام و شورش وجود نداشته باشد و صلح ، امنيت و نظم زندگي به خطر نيفتد ، بنابراين به تأمين زمينه هاي ارتقاء روحيه ي ايماني و حفظ دين و عقيده صحيح کاري ندارد و تکاليف را هم براي انسان برنمي شمرد ، چون خواهي نخواهي انساني که در جامعه و تحت حکومت زندگي مي کند ، مشمول مقررات الزام آور حکومت است ، ولي آنچه دغدغه ي خاطر تدوين کنندگان اعلاميه جهاني بوده ، روشن نبودن و عدم رعايت حقوق انسان هاست که خود را ملزم به تبيين و تشريح آنها دانسته اند ، مقايسه بين ماده 2 اعلاميه جهاني حقوق بشر و ماده 1 حقوق بشر اسلامي ، اين تفاوت دو ديدگاه را به خوبي نشان مي دهد . ماده ي 2 اعلاميه جهاني مي گويد :
« هر کس مي تواند بدون هيچ گونه تمايز ، مخصوصاً از حيث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقيده سياسي يا هر عقيده ديگر و همچنين مليت ، وضع اجتماعي ، ثروت ، ولادت يا هر موقعيت ديگر . از تمام حقوق و کليه آزادي هايي که در اعلاميه حاضر ذکر شده بهره مند گردد … » . ولي ماده 1 اعلاميه حقوق بشر اسلامي به تساوي اصل شرافت انساني براي همه و برابري در تکليف و مسئوليت اشاره مي کند و در واقع عدم تبعيض را در تحمل تکليف مورد تصريح قرار داده است ، نه در برخورداري از حقوق ، بند الف ماده 1 بدين شرح است : « بشر به طور کلي ، يک خانواده مي باشد که بندگي نسبت به خداوند و فرزندي نسبت به آدم آن ها را گرد آورده و همه ي مردم در اصل شرافت انساني و تکليف و مسئوليت برابرند ، بدون اين که هيچ تبعيضي از لحاظ نژاد ، رنگ ، زبان ، جنس ، اعتقاد ديني ، وابستگي سياسي ، وضع اجتماعي و غيره وجود داشته باشد » و بعد اضافه مي کند : « ضمناً عقيده صحيح ، تنها تضمين براي رشد اين شرافت از راه تکامل انسان مي باشد » . يعني با اين که همه انسان ها در اصل شرافت و مخلوق بودن يکسان هستند ولي آنها که عقيده صحيح ديني را به دست مي آورند بيشتر کسب شرافت مي نمايند و در شرافت اکتسابي از ديگران جلو مي افتند ، اعلاميه جهاني حقوق بشر به اين مسئله کاري ندارد و نفي و اثباتي بر اين امر نمي نمايد ، ولي بر اين امر اصرار دارد که بين دو انسان داراي عقيده ي متفاوت ( ولو يکي صحيح و ديگري فاسد ) بايد از لحاظ حفظ حيات و حق دارا شدن  مال و شرکت در اداره امور کشور و احراز مناصب و مشاغل و غيره يکسان رفتار شود20 .

2- کرامت و حيثيت  :
کرامت و حيثيتي که در اعلاميه جهاني حقوق بشر از آن سخن مي گويد ، هيچ پشتوانه منطقي و فلسفي ندارد و مشخص نکرده است که چرا انسان داراي اين وصف شده است ، ولي در اعلاميه اسلامي ، اساس اين کرامت را مقام جانشيني خداوند « خليفه ا… » مي داند که آفريدگار جهان به او اعطا کرده است . و ديگر اين که اعلاميه اسلامي به تربيت روحي و بالابردن سطح اخلاق و معنويات و فضايل انساني پرداخته که اعلاميه جهاني در مورد آن سکوت نموده است21 .
3-  نقش مذهب  :
نقش مذهب در اعلاميه اسلامي پررنگ تر شده ، اين در حالي است که اعلاميه جهاني حقوق بشر به آن توجهي ننموده است و در ماده 18 گفته است : « هرکس حق دارد که از آزادي فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود ، اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا  عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان است … » . اين در حالي است که اعلاميه اسلامي در ماده 10 بيان مي کند : « اسلام دين فطرت است و به کار گرفتن هرگونه اکراه نسبت به انسان با بهره برداري از فقر يا جهل انسان جهت تغيير اين دين به ديني ديگر يا به الحاد ، جايز
نمي باشد » . که اين ماده در تعارض آشکار با اعلاميه جهاني مي باشد ، زيرا اعلاميه اسلامي ، دين اسلام را اصل و پايه و اساس تمامي اصول حقوقي دين مي داند .
4-  منشأ قدرت حکومت  :
تفاوت ديگر در مورد حکومت و منشأ اقتدار بين دو اعلاميه مشاهده مي شود ، اعلاميه جهاني حقوق بشر در بند 3 ماده 21 صريحاً مي گويد : « اساس و منشأ قدرت حکومت ، اراده مردم است ، اين اراده بايد به وسيله انتخاباتي ابراز گردد که از روي صداقت و به طور ادواري صورت پذيرد ، انتخابات بايد عمومي و با رعايت مساوات باشد
حکم اين ماده بر اين واقعيت نشأت مي گيرد که انسان چون موجودي اجتماعي است به ناچار بايد با توافق و مساعي با هم زندگي اجتماعي خود را اداره نمايد و بهترين راه رسيده به اين هدف شرکت افراد آن جامعه در انتخابات آزاد و انتخاب افرادي به نمايندگي از مردم مي باشد . ولي اعلاميه حقوق بشر اسلامي در بند الف ماده 23 مي گويد : « ولايت ( حکومت ) امانتي است که استبداد و سوء استفاده از آن شديداً ممنوع مي باشد ، زيرا که حقوق اساسي انسان از اين راه تعيين مي شود » . در اين ماده قدرت حکومت به امانتي تعبير شده که به حاکم واگذار شده و شايسته نيست که حاکم امانتدار نبوده و يا از آن سوء استفاده نمايد .
5-  حقوق خانواده  :
از ديگر تفاوت هاي بين دو اعلاميه ، راجع به حقوق خانواده مي باشد ، بند 1 ماده 16 اعلاميه جهاني حقوق بشر مي گويد : « هر زن و مرد بالغي حق دارند بدون هيچ گونه محدوديت از نظر نژاد ، مليت يا مذهب ، با همديگر ازدواج نموده و تشکيل خانواده دهند ، در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کليه امور مربوط به ازدواج داراي حقوق مساوي مي باشند  .
ولي اعلاميه حقوق بشر اسلامي در ماده 6 خود مي گويد : « الف ) در حيثيت انساني ، زن با مرد برابر است و به همان اندازه که زن وظايفي دارد ، از حقوق خود نيز برخوردار است و داراي شخصيت مدني و ذمه مالي مستقل و حق حفظ نام و نسب خويش را دارد . ب ) بار نفقه خانواده و مسئوليت نگهداري آن از وظايف مرد است » .

 


 وضعيت حقوق بشر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
درصدديم تا از برخي مواضع جمهوري اسلامي ايران در زمينه حقوق بشر بحث به ميان آوريم. مثلا چرا ايران اسلامي جلوه عملي و اجرايي احكام اسلامي را در قالب قوانين كشوري بيان نموده است و در واقع، به حقوق بشر اسلامي چهره عملي داده است؟ اما پيش از هر چيز بايد يادآور شد كه جمهوري اسلامي ايران برخي از معاهده هاي بين المللي مربوط به حقوق بشر را امضا كرده و متعهد به اجراي آن شده است. يكي از اين معاهده ها، معاهده بين المللي رفع هر نوع تبعيض نژادي است كه در سال 1969 به امضا حدود 150 كشور از جمله ايران رسيد. اين دولت ها متعهد شده اند سياست هايي را دنبال كنند كه هدف آن از بين بردن تبعيض نژادي و حمايت از گروه هاي قومي اي است كه در معرض آسيب قرار دارند. البته، ماده 14 اين معاهده كميته اي را منظور نموده تا شكايت هاي افراد يا گروه هايي از افراد را بر ضد دولت ها بررسي كند. از اين رو، اين معاهده حق دادخواهي فردي را به رسميت شناخته است.
معاهده اي هم در زمينه منع شكنجه در سال 1984 و رفع هر نوع تبعيض بر ضد زنان در سال 1981 به اجرا درآمده است. ولي به دليل عدم عضويت ايران در اين معاهدات، تعهدي در اين خصوص ندارد. ولي جمهوري اسلامي به عنوان يكي از كشورهاي سازمان ملل ملزم به رعايت حقوق بشر در تمام اين زمينه ها مي باشد; زيرا در اين زمينه، اعلاميه جهاني حقوق بشر و منشورهايي كه راجع به حقوق بشر است، ايران را مكلف مي كند كه به اين حقوق احترام بگذارد.
در اينجا اين سؤال مطرح است كه جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك كشور اسلامي، تا چه حد مي تواند پذيراي اين حقوق بين المللي باشد و آيا تا به حال توانسته در وضع قوانين داخلي، بين ديدگاه موجود جهاني در مورد حقوق بشر و ديدگاه اسلام پيوند برقرار كند يا خير؟
براي پاسخ به اين سوال، برخي قوانين اساسي و داخلي جمهوري اسلامي ايران، كه برگرفته از احكام اسلامي است را بررسي مي كنيم.
مجموعه فصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، كه شامل اصول 19 تا 41 مي باشد، همچنين اصول سوم و نهم صريحاً حقوق انساني اتباع ايراني را همان گونه كه در ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي مطرح گرديده، به رسميت شناخته است.14 اصل برابري كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر بر آن تأكيد شده از اصول مسلم حقوق اسلام است و در برخي از آيات قرآن از جمله آيه 13 سوره حجرات، بدان تأكيد شده است.
در اصولي از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به مسئله برابري اشاره و تأكيد شده است. از جمله در اصل سوم قانون اساسي رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه در تمام زمينه هاي مادي و معنوي و همچنين تأمين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم مردم در برابر قانون، از وظايف دولت جمهوري اسلامي ايران شمرده شده است. در اصل 19 قانون اساسي هم بيان مي دارد كه مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اين ها سبب امتياز نخواهد شد. اصل 20 هم مقرر مي دارد كه همه افراد ملت اعم از زن و مرد، يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند. البته به اين نكته بايد توجه داشت كه مراد از تساوي حقوق، كه در اصل 19 و 20 آمده، تساوي در برابر قانون است. دليل ما اصل سوم قانون اساسي است كه يكي از وظايف دولت را تأمين حقوق همه جانبه افراد و تساوي افراد و تساوي عموم در برابر قانون مي داند.
اصل ديگري كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر بر آن تأكيد شده و از اصول مسلم حقوق اسلامي است، اصل آزادي است كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در مواد بسياري بر اين امر تأكيد شده اشت. هر چند در حدود و اشكال آن اختلافاتي با ديدگاه جوامع غربي وجود دارد.
در اصل 12 آزادي عقيده و انجام اعمال مذهبي ساير مذاهب اسلامي پذيرفته شده است، آنجا كه بيان مي دارد: «دين رسمي ايران اسلام و مذهب جعفري اثني عشري است و اين اصل الي الابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل مي باشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي طبق فقه خودشان آزادند.
در اصل 13 هم آزادي عقيده و انجام مراسم ديني اقليت هاي مذهبي شامل زرتشتي، كليمي و مسيحي را به رسميت شناخته است. البته در اصل 14 علي رغم اينكه بيان مي دارد كه دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند در عين حال اين امر را ذكر مي كند كه اين امتيازات و آزادي ها تا هنگامي است كه اينان بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نكنند.
اما در زمينه آزادي بيان هم اصل 24 قانون اساسي اظهار مي دارد كه نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد تفصيل آن را قانون معين مي كند. اين اصل به صراحت اعلام مي دارد كه آزادي بيان نبايد به مباني اسلام يا حقوق عمومي لطمه اي وارد كند و اين در واقع با ماده 29 اعلاميه حقوق بشر بند دوم مطابقت مي كند كه حقوق در اعلاميه را تا جايي قابل تحقق مي داند كه با حقوق ديگر افراد و جامعه در تضاد نباشد. در اصل 26 قانون اساسي هم از آزادي احزاب، جمعيت ها، انجمن هاي سياسي و صنفي و انجمن هاي اسلامي يا اقليت هاي ديني شناخته شده سخن گفته و در اصل 27 بر آزادي تشكيل اجتماعات و راه پيمايي ها تأكيد كرده است، ولي در هر دو اصل اين قيد ذكر شده كه اين گونه فعاليت ها نبايد مخل به مباني اسلام باشد. در اصل 28 هم آزادي شغلي را مورد اشاره قرار داده ولي با اين قيد كه از نظر اسلام آن شغل ممنوع نباشد و با مصالح عمومي و حقوق ديگران در تضاد نباشد.
بررسي اصول ديگر قانون اساسي جمهوري اسلامي، كه همه نشأت گرفته از احكام نوراني اسلام است، نشان مي دهد كه در اسلام آزادي به معناي وسيع تر از آنچه غربي ها ادعا مي كنند وجود دارد و اقليت ها در اسلام از ارزش والايي برخوردارند و عدالت و تساوي همه در برابر قانون از تأكيدات اسلام است و اگر ما به يك حقوق بشر ايده آل مي انديشيم، بايد احكام اسلام را دقيقاً اجرا كنيم تا حق هيچ كس از افراد در سراسر جهان پايمال نگردد.
نتیجه گیری:
1- همه انسان ها و به طور كلي بشريت داراي حقوقي است كه براي همه از هر رنگ و نژاد و تيره و قبيله اي و با هر مذهب و مرام و مسلكي محفوظ است و همگان بايد به آن احترام بگذارند و مدّنظر قرار دهند.
2- اعلاميه جهاني حقوق بشر داراي نكات خوب و ارزنده اي براي بشريت است، اما اين بدان معنا نيست كه همه محتويات آن مورد تأييد باشد. مهم تر از همه اينكه در عصر حاضر، حقوق بشر به بهانه اي در دست قدرتهاي بزرگ براي تعقيب منافع به ناحق خويش تبديل شده است.
3- شايد مهم ترين نكته اي كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ناديده گرفته شده است، احترام به اديان و فرهنگ هاي به حق و معتبر موجود در عرصه جهاني است.
4- اساس و مبناي حقوق بشر در ديدگاه اسلامي عبارت است از خدامحوري و توحيد، در حالي كه، حقوق بشر جهاني از چشم انداز انسان محوري تدوين شده است.
اعلاميه حقوق بشر اسلامي در واقع تلاشي از سوي جامعه اسلامي براي ابراز هويت اسلامي خود در سطح بين المللي و بيان ديدگاه ها و نظرات اين دين الهي درخصوص حقوق انسان هاست . همانطور که در اين نوشتار مورد بررسي قرار گرفت اعلاميه حقوق بشر اسلامي در شرايطي مشابه اعلاميه جهاني حقوق بشر تهيه شده است و همانند اعلاميه جهاني بر شرافت و حيثيت و کرامت ذاتي انسان تأکيد مي کند .
همچنين اعلاميه حقوق بشر اسلامي همانند اعلاميه جهاني حقوق بشر بر موضوعات با اهميتي چون حق حيات ، حق آزادي ، حق امنيت ، منع شکنجه ، منع بردگي و استبداد ، حق برخورداري از بهداشت ، آموزش و پرورش ، خدمات اجتماعي ، منع بازداشت غيرقانوني ، آزادي انتخاب شغل و اقامتگاه ، حق مالکيت معنوي ، ممنوعيت بردگي ، شناسايي حق مالکيت ادبي و … تأکيد مي ورزد و اين امور را مي توان از جمله تشابهات و اشتراکات دو اعلاميه ذکر نمود .
بنابراين اين طور مي توان نتيجه گيري نمود که در بيان حقوق و آزادي هاي بشر ، تفاوت چنداني ميان معيارهاي اعلاميه جهاني حقوق بشر و اعلامي حقوق بشر اسلامي وجود ندارد .
منابع:
1. Natural Rights
2. Rights of man.
3- «مبانی فلسفی حقوق بشر»، ترجمه و تحقیق محمد حبیبی مجنده، فصلنامه نامه مفید، ش 22.
4 -هدایت اللّه فلسفی، «تدوین و اعتلای حقوق بشر در جامعه بین المللی»، مجله تحقیقات حقوقی،دانشگاه شهید بهشتی، ش 1617، ص 95.
5. Asian Values.

-6 اعلامیه بانکوک، ماده 8، این اعلامیه در مارس 1993 از سوی دولت های گروه منطقه آسیایی پیش از برگزاری کنفرانس جهانی حقوق بشر پذیرفته شد.
7. Meron, Theodor,[Iran|s challenge to the international law of human .Human rights internet, vol. 13, 1989, p.8.
به نقل از ذاکریان.
8-آل عمران: 64.
-9 شوری: 41و 42
-10 نساء: 75
-11 الشیخ محمدبن الحسن الحرّ العاملی، وسایل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة، ج 11، بیروت، داراحیاء التراث العربی، الطبعة الثانیة، بی تا، ص 108، باب 59، حدیث 1.
-12
صبحی صالح،نهج البلاغه،قم،دارالهجرة الخامسه، 1412، نامه 47، ص 421
-13 نهج البلاغه، پیشین، نامه 53، ص 427.
-14 مرتضی مطهری، جهاد، قم، انتشارات اسلامی، ص 29 و 30.
15- فتح: 29.
بند ب ماده 11 در اين خصوص بيان مي کند : « استعمار به انواع گوناگونش و به اعتبار اين که بدترين-16
نوع بردگي است شديداً تحريم مي شود و ملت هايي که از آن رنج مي کشند حق دارند از آن رهايي يافته
و سرنوشت خويش را تعيين کنند و … » .
17 ) انصاري ، سازا ، مقاله اعلاميه قاهره  نگاه اسلامي به حقوق بشر ، ضميمه حقوق روزنامه همشهري ،
17/12/88 ، ص 13 .
18 )  گروهي از نويسندگان ، حقوق بشر از ديدگاه اسلام ، آراء دانشمندان اسلامي ، انتشارات هدي ، 1380 ،
ص 177 .
19( .astin dacey and colinccopreske.islam and human righs.availabl in www.                     (25/2/89)
20 )  گروهي از نويسندگان ، حقوق بشر از ديدگاه اسلام ، آراء دانشمندان اسلامي ، انتشارات هدي ، 1380 ،
ص 167 .
21 )  گروهي از نويسندگان ، حقوق بشر از ديدگاه اسلام ، آراء دانشمندان اسلامي ، انتشارات هدي ، 1380 ،
ص 167 .
جلال الدين فارسي، حقوق بين الملل اسلامي، تهران، جهان آرا;
حسين شريفي طرازكوهي، قواعد آمره و نظم حقوقي بين الملل، تهران، وزارت امور خارجه، 1375;
دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، درآمدي بر حقوق اسلامي، تهران، سمت، 1368;
زين العابدين قرباني، اسلام و حقوق بشر، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1372;
سيد جلال الدين مدني، حقوق اساسي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، سروش، 1369;
سيد خليل خليليان، حقوق بين الملل اسلامي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1366;
سيد عبدالرضا حجازي، رسالت قرآن در عصر فضا، تهران، 1349;
عباسعلي عميد زنجاني، حقوق اقليت ها، چ پنجم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1370;
ـــــ ، مباني فقهي كليات قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تهران، انتشارات واحد فوق برنامه بخش
فرهنگي دفتر مركزي جهاد دانشگاهي;
عبداللّه جوادي آملي، فلسفه حقوق بشر، قم، اسراء، 1375;
علي اصغر مدرس، حقوق فطري يا مباني حقوق بشر، تبريز، نوبل، 1375;
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، چ چهارم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1374;
ناصر فكوهي و ديگران، خط قرمز آزادي انديشه و بيان و حد و مرزهاي آن، تهران، قطره، 1377;
هوشنگ ناصرزاده، اعلاميه هاي حقوق بشر، تهران، ماجد، 1372;
http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,4561

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837