آرشيو

ماهيت و ابعاد خشونت در چشم انداز قرآن

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 

پرخاشگري و خشونت در شمار آن دسته از پديده هاي اجتماعي است كه به رغم تنفر و بيزاري بشر از آن، در تمامي ادوار تاريخ زندگي اجتماعي و تعامل افراد، گروه ها، نهادها، ملت ها و دولت هاي حضور – پر دامنه يا محدود – داشته است.
به گزار ش شفقنا، سيد حسين هاشمي در شماره 37 -38 فصلنامه پژوهش هاي قرآني نوشت: روايت و حياتي از تاريخ خشونت، پيشينه آن را به زماني برمي‌گرداند كه نخستين و كوچكترين نهاد جامعه انساني متشكل از آدم و حوا همسرش در بهشت مي زيستند و بر اثر خشونت و فريب كاري ابليس كه بر آنها روا رفت از بهشت رانده شدند و بذر كينه و دشمني كاشته شده ميان آدم و ابليس ، با هبوط آن  جمله به زمين ، به همراه آورده شد. قرآن از اين رويداد چنين گزارش مي‌كند: «و قلنا يا ادم اسكن انت و زوجك الجنه و كلا منها رغدا حيث شئتما و لا تقربا هذه الشجره فتكونا من الظالمين. فازلهما الشيطان عنها فاخرجهما مما كانا فيه و قلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو و لكم في الارض مستقر و متاع الي حين» بقره/35و 36
و گفتيم: اي آدم خود و همسرت در بهشت جاي گيريد و هرچه خواهيد و هرجا كه خواهيد از ثمرات آن به خوشي بخوريد و به اين درخت نزديك مشويد، كه در زمره ستمكاران درآييد!
پس شيطان آن دو را به خطا وا داشت و از بهشتي كه در آن بودند بيرون راند. گفتيم: پايين رويد، برخي دشمن برخي ديگر، و قرارگاه و جاي برخورداري شما تا روز قيامت در زمين باشد.
در عهد عتيق نيز، ماجراي خشونت، در بهشت و هبوط آدم از آن با تفاوت هاي چندي با همين درون مايه گزارش شده است.
در پگاه استقرار خانواده آدم در زمين، كانون نخستين نهاد اجتماعي بشري به خون آلوده گشت و انسان طعم تلخ خشونت عريان را چشيد؛ در نزاعي كه ميان دو تن از فرزندان آدم (هابيل و قابيل) در گرفت، يكي از آن دو با خشونت ديگري از پاي درآمد و بدين ترتيب، فساد،‌خون ريزي و خشونتي كه فرشتگان به هنگام آفرينش انسان از آن سخن گفته بودند، جامه وجود بر تن كرد. عبور كاروان بشري از گردونه هاي بدويت و توحش و رسيدن به مدنيت و تكامل عقلاني و دانش اندوزي نه تنها از خشونت در روابط اجتماعي چيزي نكاست؛ كه با پيشرفت دانش تجربي ، گسترش تكنولوژي و صنعت، ابزار و ادوات خشونت با قدرت تخريبي و ويرانگري در ابعاد گسترده به ميدان آمد و نيروي خشونت گران را به اندازه اي فزوني بخشيد كه حتي در تصور انسان بدوي و غير متمدن نمي‌گنجيد، نازيسم،‌استالينيسم، صهيونيسم، تروريسم و ليبراليسم؛ جلوه هايي از خشونت امروزي است.
همزادي انسان و خشونت پرسش هايي را بر مي‌تابد؛ از جمله اينكه آيا انسان ذاتا خشن و پرخاشگر است يا تنها در پاسخ به شرايط  فكري، فرهنگي، تربيتي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي خاص به خشونت روي مي‌آورد؛ اگر شرايط ويژه اي سبب رويكرد انسان به خشونت مي‌شود آن شرايط چيست؛ به ديگر سخن؛ آيا انسان ها خشونت را مي‌آموزند و يا خشونت گر زاده مي‌شوند؟


هرگاه خشونت عارض بر انسان و برآمده از متن شرايط بيروني باشد، شناخت آن شرايط و بسترها بايسته مي‌نمايد؛ چه در غير آن نمي‌توان به بهبود روابط انسان ها و پديدآيي جامعه دور از خشونت اميدوار بود مگر اينكه بخشي از قلمرو دانش هاي روانشناسي ، جامعه شناسي و علم سياست را از همان اوان پيدايي و جدايي اين شاخه ها از ساير دانش هاي بشري ، آسيب شناختي خشونت به خود اختصاص داده و به پيشرفت هاي چشم گير نظري نيز نائل آمده است، اما آنچه كه سودمندانه ره به جايي نبرده است و ضرورت بازكاوي هاي مجدد و دگرباره به ويژه از منظر منابع فرازميني و حياتي را سبب مي‌شود، اين واقعيت است كه رهيافت هاي دانش تجربي بشري نتوانسته است آسيب خشونت را از پيكر اجتماع انساني بزدايد و يا دست كم در كاهش آن نقش مثبت و در خور اعتنا ايفا كند.
اين كاستي را شايد بتوان با تحليل و بررسي آسيب خشونت از نظرگاه دين و آموزه هاي ديني بر طرف ساخت، زيرا كه معارف ديني حتي در تحليل پديده هاي اجتماعي چون خشونت، به دليل آنكه صبغه‌ي غالب آن هدايتگري و تعالي بخشيدن به انسان و جامعه انساني است ، راهبردهاي عيني و عملي ارائه مي‌دهد؛ با به كار بستن اين راهكردها به ويژه آنكه دچار تنگناهايي چونان قشربيني ، محدودانديشي، و يكسوء نگري در شناخت جهان، انسان و جامعه انساني نيست مي‌توان جامعه و روابط اجتماعي پالوده از خشونت و مبتني بر مهر ، مدارا و محبت را پي نهادو به نظاره نشست.
سويه هاي خشونت
خشونت از زوايا و منظرهاي مختلف، به انواع گوناگون و سويه هاي چندي تقسيم شدني است، از يك منظر خشونت در چهار بستر قابل تحقق است و در چهار حوزه مطالعاتي جاي ميگيرد.
1-    قلمرو رفتار فردي به مثابه يك حالت روحي و رواني كه فرد را به قانون ستيزي، هنجار شكني، پرخاشگري و خشونت وادار مي‌كند. به عقيده برخي از روانكاوان، برتري طلبي، مهرخواهي و عزلت گزيني (كه جملگي رفتارهاي نابه سامان و ناهنجار هستند) ساز و كار كلي براي رفتار شناسي و طبقه بندي رفتاري انان به شمار مي رود.
نمونه تاريخي و قرآني اين نوع خشونت را مي توان در اقدام يكي از فرزندان آدم به قتل برادرش و كشتن موسي(ع) فردي از دشمنان خود در كشور مصر، پيش از نبوت و پيامبري خويش ، سراغ گرفت. اين دو رويداد در آيات 27 سوره مباركه مائده و 15 و 16 سوره مباركه قصص آمده است. عهده دار اصلي تبيين خاستگاه ها، نمودها و برآيندهاي اين نوع خشونت ، دانش رواشناختي است.
2-    قلمرو اجتماع، گاه رفتارهاي خشن جامعه را در سطح گسترده در بر مي گيرد و روابط و تعاما اجتماعي در ساحت كردارها و گفتارها( تعامل گفتاري و شنيداري) را دچار چالش و تنش مي‌سازد، در اين فرض اين اشخاص و افراد روانپريش وخشن نيستند كه كارهاي خلاف سنت ، عرف، فرهنگ و قوانين مرتكب مي‌شوند، بلكه دسته ها ، باندها و گروه هاي تبهكار و خشونتگر شكل مي‌گيرند كه بيشتر سطوح تعامل و روابط اجتماعي را با اختلال روبرو مي‌كنند . در مواردي بر اثر گسست فرهنگي و سياسي و يا عواملي از اين دست ، شيرازه هم زيستي مسالمت جويانه، عقلاني، و سامانمند ساكنان يك حوزه فرهنگي و يا سياسي دست خوش خشونت و بي قانوني مي شود، كه در اين صورت از چنان حالتي با عنوان بحران اجتماعي ياد مي گردد. وضعيت خشونت بار اجتماعي پيش گفته، ممكن است معطوف به روابط درونگروهي و طبقات اجتماعي باشد، چه در جامعه هاي پيچيده گروه هاي مختلف اجتماعي ممكن است با يكديگر در ستيزه باشند و هريك بر آن باشند كه ارزش ها و هنجارهاي خود را بر تمام جامعه گسترش دهند، نمونه هايي از اين قبيل موقعيت ها را مي توان در ستيزه هاي ميان طبقات اجتماعي ، ميان گروه هاي ديني و ميان گروه هاي قومي يا ميان مليت ها پيدا كرد. عنوان كلي و شاخصه عام اين ستيزه ها جنگ داخلي است.
خشونت اجتماعي و گروهي معطوف به درون در برخي مواقع جنبه سياسي دارد و بازتاب رفتار ، قوانين و عملكرد نهادها و هويت هاي سياسي به شمار مي‌ايد و به صورتهاي آشوب، توطئه و انقلاب (جنگ درون كشوري) نمود مي‌ايد:
 آشوب: خشونت سياسي نسبتا خود جوش و غير سازمان يافته همراه با مشاركت مردمي قابل ملاحظه، شامل اعتصابات سياسي خشونت بار، شورش‌ها و درگيريهاي سياسي و شورش‌هاي محلي.
توطئه: خشونت سياسي بسيار سازمان يافته، همراه با مشاركت محدود، شامل سوء قصدهاي سياسي سازمان يافته، تروريسم در مقياس كوچك، جنگ هاي پارتيزاني در مقياس كوچك،‌كودتا و طغيان.
انقلاب (جنگ درون كشوري): خشونت سياسي بسيار سازمان يافته همراه با مشاركت مردمي گسترده كه به منظور سرنگوني رژيم يا در هم شكستن دولت طراحي شده و همراه با خشونت گسترده باشد، شامل تروريسم و جنگ هاي پارتيزاني در مقياس گسترده و جنگ هاي داخلي.
حيات اجتماعي و تاريخي بني اسرائيل به روايت قرآن و عهد عتيق ، تصوير كامل و روشني از جامعه خشونتگر و دچار بحران اجتماعي خشونت ارائه مي دهد؛ چه در روابط و تعامل درون قومي و چه در تعامل آنان با ساير اقوام و گروه هاي اجتماعي كه به نوعي با آنان در تماس بوده اند، زيرا آنان روزي به كشتار دسته جمعي يكديگر مي‌پرداختند و روزي پيامبرانشان را كه داعيان صلح و هم زيستي مداراجويانه ، رفاه اجتماعي، عدالت و يگانه پرستي بودند از دم تيغ مي گذراندند و گاه از دستورات فرمانروايي كه به درخواست خود آنان و گزينش و انتخاب پيامبران ايشان، تعيين شده بود سرپيچي مي‌كردند. و گاه حتي بر سر چشم آبي كه خداوند به معجزه حضرت موسي(ع) براي آنان جاري ساخته بود به نزاع و جدال پرداخته، هر قومي (فرزندان مربوط به يك برادر از دوازده برادر حضرت يعقوب(ع) ) خواهان آبشخوره جداگانه مي‌گرديدند .
( و اذاخذ ميثاقكم لا تسفكون دمائكم و لا تخرجون انفسكم من دياركم ثم اقررتم و انتم تشهدون. ثم انتم هولاء تقتلون انفسكم و تخرجون فريقا منكم من ديارهم تظاهرون عليهم بالاثم و العدوان و ان يعتو كم اسري تفادوهم و هو محرم عليكم اخراجهم ...) بقره آيه 84 و 85
و هنگامي كه از شما ( بني اسرائيل) پيمان گرفتيم كه خون هم را نريزيد و يكديگر را از سرزمين خود ، بيرون نكنيد پس شما اقرار كرديد و بر اين پيمان گواه بوديد.
 اما اين شما هستيد كه يكديگر را مي‌كشيد و جمعي از خودتان را از سرزمينتان بيرون ميكنيد و در اين گناه و تجاوز به يكديگر كمك مي‌نماييد؛ ( و اينها همه نقض پيماني است كه با خدا بسته ايد) حال آنكه اگر بعضي از آنها به صورت اسيران نزد شما آيند فديه مي‌دهيد و انان را آزاد مي‌سازيد، با اينكه بيرون ساختن آنان بر شما حرام بود.
«....افكلما جائكم رسول بما لا تهوي انفسكم استكبرتم ففريقا كذبتم و فريقا تقتلون» سوره بقره آيه 87
آيا چنين نيست كه هر زمان ، پيامبري چيزي بر خلاف هواي نفس شما آورد ، در برابر او تكبر كرديد( و از ايمان آوردن به او خودداري كرديد) پس عده اي را تكذيب كرده ، و جمعي را به قتل رسانديد؟
اينها بخشي از آيات بسيار قرآني است كه پرده از چهره خشن جامعه يهودي برميگيرد، چنان كه عهد عتيق نيز در اين باره مي‌گويد
«شهري را كه از دشمن مي گرفتند ، زنان و مردان و كودكان و پيران كهنسال با حيوانات آنجا را در يك نقطه جمع مي كردند و آنها را از دم شمشير مي‌گذراندند و مي‌كشتند»
خشونت اجتماعي در جامعه يهود چنان ريشه دار و ماندگار بوده است كه به قول انديشمند فرانسوي گوستاو لوبون «ملت يهود هيچگاه از جنايات جدا نبوده است، آنها وقتي اثيران فراواني را مي‌گرفتند بدن آنها را پاره پاره مي‌كردند و جلوي سگها مي ريختند و مردم شهر از كوچك و بزرگ و پير و جوان را سر مي بريدند »
جامعه يهودي هنوز كه هنوزست مي تواند سمبل جامعه خشن به شمار آيد؛ چه هم اكنون در دنياي معاصر، صهيونيست يهودي خشونت بار ترين رفتار را نسبت يه جوامع مذهبي و قومي مسلمانان و عرب انجام مي دهد.
فشار و شكنجه نوكيشان و كساني كه به آيين جديد پيامبران و رسولان الهي ايمان مي آوردند ، از سوي گروه هاي واپسگرا و بيشتر مرقه جوامع پيشين و نيز اخراج مسلمانان نوكيش از سرزمين آبايي و اجدادي ايشان از سوي مشركان قريش و آزار و اذيت ايشان به جرم مسلماني از ديگر نمونه هاي خشونت گروهي و اجتماعي است كه در قرآن كريم ار آنها ياد شده است :
« و الا مدين اخاهم شعيباً قال يا قوم اعبدوالله مالكم من الله من اله غيره قد جائتكم بينهً من ربكم فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس اشياءهم و لا تفسدوا في الارض بعد اصلاحها ذلكم خير لكم ان كنتم مومنين. و لا تقعدوا بكل صراط توعدون و تصدون ان سبيل الله من امن به و تبغونها عوجا و اذكروا اذ كنتم قليل فكثركم و انظروا كيف كان عاقبه المفسدين. و ان كانت طائفه منكم امنوا بالذي ارسلت به و طائفه لم يومنوا فاصبروا حتي يحكم الله بيننا و هو خير الحاكمين. قال الملا الذين استكبروا من قومه لنخرجنك يا شعيب و الذين امنوا معك من قريتنا او لتعودن في ملتنا قال او لو كنا كارهين .» سوره اعراف آيه 85 – 88
و به سوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم ، گفت: « اي قوم من ! خدا را بپرستيد، كه جز او معبودي نداريد، دليل روشن از طرف پروردگارتان براي شما آمده است ؛ بنابراين ، حق وزن و پيمانه را ادا كنيد و از اموال مردم چيزي نكاهيد و در روي زمين ، پس از آنكه ( در پرتو ايمان و دعوت انبيا) اصلاح نشده است، فساد نكنيد، اين براي شما بهتر است، اگر با ايمان هستيد. و بر سر هر راه ننشينيد كه( مردم با ايمان را ) تهديد كنيد و مومنان را از راه خدا باز داريد و ( با القاي شبهات ) آن را كج و ماوج نشان دهيد و به خاطر بياوريد زماني را كه اندك بوديد و او شما را فزوني داد و بنگريد سرانجام مفسدان چگونه بود و اگر گروهي به آنچه من به ان فرستاده شده ام، ايمان آورده اند و گروهي ايمان نياورده اند، صبر كنيد تا خداوند ميان ما داوري كند كه او بهترين داوران است اشراف زورمند و متكبر از قوم او گفتند: اي شعيب! به يقين، تو و كساني را كه به تو ايمان آورده اند از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد ؛ مگر اينكه به آيين ما بازگرديد گفت: آيا مي‌خواهيد ما را باز گردانيد هرچند مايل نباشيد؟




نظرات   

 
0 #2 محمدنعمتی پور در تاریخ: یکشنبه 30 آذر 1393 ، ساعت 03:09 ب ظ
alist
نقل قول
 
 
0 #1 محمدنعمتی پور در تاریخ: یکشنبه 30 آذر 1393 ، ساعت 03:09 ب ظ
نوشتارخوب وپرمایه ای است امیداست که نویسنده محترم همیشه موفق وموید باشند.
نقل قول
 

شماره بيست و سوم- آذر 1393

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837