آرشيو

حقوق بشر و همجنس‌گرایی، دو روی یک سکه

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

 

 اعلامیه حقوق بشر نتیجه مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و برای اولین بار حقوقی را که تمام انسان‌ها مستحق آن هستند، به صورت جهانی بیان می دارد. اعلامیه ی مذکور شامل ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود. حقوق بشر به عنوان یک سند مورد پذیرش جهانی شامل مواردی است که به پذیرش اکثریت کشورهای جهان مفاد آن را به رسمیت می‌شناسند. از سوی دیگر باید اشاره کرد که حقوق بشر تنظیم شده توسط کشورهای غربی است که براساس اصول اخلاقی خود و مسائلی که در جریان جنگ جهانی دوم پیش آمد، نگارش آن را آغاز کردند.
حقوق بشر در این نگاه، اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند می‌شود در حالی که نظام سرمایه‌داری طبق منافع مالی و اقتصادی خود، در بسیاری موارد به نقض این حقوق اساسی اهتمام ورزیده است.
بسیاری معتقدند که یکی از موارد نقض حقوق بشر، حمایت از همجنس‌گرایی و وضع قوانین حمایت از گروه‌های اقلیت است. علیرغم برهم زدن تولید مثل و ازدواج‌های مبنی برای میل به تکامل و تناسل، یکی از گروه‌هایی که از رواج همجنس گرایی آسیب می‌بینند و در معرض خطر و تهدید قرار دارند، کودکان هستند. در همین راستا، نهادهای بین المللی برای حفاظت از گروه‌های خاموش در معرض خطر این انحراف اخلاقی، بیانیه‌ها و اقداماتی را اغاز کرده‌اند.
 گروه‌های حامی خانواده و همچنین حقوق کودک از بزرگترین مخالفان همجنس گرایی محسوب می‌شوند.  کشورهایی مانند مالزی و بسیاری از کشورهای آسیای شرقی، همجنس‌بازی را به عنوان یک تهدید برای حقوق کودک دانسته و در مدراس، آموزش‌های لازم جهت مقابله با آن و حفاظت از کودکان، دکتر اقلیما، رییس انجمن مددکاران ایران، مخفی بودن همجنس گرایی به خصوص بین مردان و تجاوز به پسران نابالغ را به دلیل سلطه نظام مردسالار بر جامعه ما می‌داند. همجنس گرایی در بسیاری از کتب علمی روان‌شناسی و جامعه شناسی به عنوان یک انحراف و مسئله نا به هنجار شناخته شده است اما امروز به عنوان یکی از راه‌های کسب شهرت و جلب حمایت‌های خاص محسوب می‌شود.


با به رسمیت شناختن حقوق هم‌جنس بازان و ثبت قانونی ازدواج آنان در برخی کشورها، سعی در بازنمایی مسئله هم‌جنس گرایان به عنوان یک تغییر روابط جنسی در قرن داشتند. قدرت رسانه و بازتاب آن نیز از ابزارهای قدرتمندی است که مالکان رسانه‌های بزرگ جمعی، در نهادینه کردن یک پدیده از آن استفاده می‌کنند. در ترویج هم جنس بازی به عنوان یکی از راه‌های ارتباط عاطفی و جنسی بین دو انسان، رسانه‌های از طریق آشکار و پنهان با عناصر زمینه‌ای در فیلم‌ها، تبلیغات، ترانه‌ها و ... اقدام به ایجاد آمادگی ذهنی برای مطرح کردن آن نمودند. اما آنچه از مفاد حقوق بشر استباط می‌شود، آنان شیوه‌های مختلف رابطه را در تنظیم اعلامیه حقوق بشر در نظر داشته‌اند یا درباره برخی اشکال، سکوت کرده‌اند. در ماده این بیاینه آمده است:
هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله (و مزاحمت) خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.
در حالی که در ماده 16 اعلامیه حقوق بشر، خانواده و شکل مطلوب و پذیرفته ازدواج را، رابطه زن و مرد دانسته‌اند:
•    مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.
•    عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.
•    خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.
با توجه به مسائلی که در نیم قرن اخیر در جهان رخ داده است، این مسئله که پروژه همجنس بازی نیز به عنوان یکی از ابزارهای رسانه‌ای غرب برای پوشش اخبار دیگر و ایجاد تشویش ذهنی در بین افراد در کشورهای مختلف است، دور از ذهن نیست. نظام سرمایه‌داری بر اساس کسب سود و استفاده حداکثری از منافع افراد در تجمیع ثروت برای گروه‌های خاص است. به همین دلیل نهادهای بین المللی نیز در این مواقع سعی در مسکوت گذاشتن مسئله به عنوان نقض حقوق بشر دارد.
همجنس‌گرایی طبق ادله تاریخی و همچنین قرآن کریم به عنوان یک انحراف اخلاقی از گذشته وجود داشته است و با مجازات‌های مختلفی همراه بوده است. در حال حاضر بسیاری از کشورها، رابطه جنسی همجنس بازان را قبول داشته اما ازدواج هم جنس بازان را به رسمیت نمی‌شناسند. با این همه بعد از سال 2000 به تدریج کشورهایی مانند هلند، بلژیک، آفریقای جنوبی، پرتقال و ایالت‌های مختلفی از امریکا به مرور ثبت رسمی ازدواج آنان و برخورداری از حقوق مشابه زوج‌های دیگر را مورد بررسی و تایید خود قرار دادند.
با توجه به این مسئله که نیروی کار ارزان از اولویت‌های نظام سرمایه‌داری است، پذیرش پناهندگی این افراد در کشورهای صنعتی به نام حقوق بشر و در اصل به عنوان نیروی کار ساده، از یک سو بازگشت آنان به وطن را از بین برده و از سوی دیگر تا حدی نیروی کار مورد نیاز خود را نیز تامین می‌کند.
 حمایت افراد معروف از همجنس بازان و یا اعلام همجنس بازی افراد مشهور جهان یکی از شگردهای غرب برای جهت دهی به اخبار و رخدادهای جهانی است. یک شوآف برای جلب رای‌دهندگان در انتخابات یا افزای ش محبوبیت خوانندگان و هنرپیشگان از دیگر ترفندهای این نظام فکری در ترویج این رویه انحرافی است.
 از آنجا که نظام سرمایه‌داری بیش از هر چیز به مسئله سود و انباشت ثروت فکر می‌کند، حمایت از حقوق این افراد را نمی‌توان رسالت آنان دانست بلکه در پس آن، پنهان کردن اهداف دیگر در جریان است که شاید در چند دهه بعد، نمایان شود. ایجاد مشغولیت ذهنی ان هم در مسائل جنسی که در بسیاری کشورها هنوز در تابوی عرفی جامعه قرار دارد، به کاهش فعالیت مفید و خلاقانه نیروی فعال و جوان آن کشورها و در نتیجه تمدید وابستگی فکری و اقتصادی به بدنه نظام سرمایه‌داری منجر می‌شود.
در این بین حامیان این بینش، از پژوهش‌هاو مستندهای علمی- توصیفی، برای توجیه و تثبیت طبیعی بودن هم جنس بازی و یا ذاتی بودن آن در بین انسان‌ها و برخی حیوانات استفاده می‌کند.دراین خصوص باید اشاره کرد که هر رویه‌ای که رسانه‌های جمعی بزرگ در بازنمایی یک پدیده در پیش می‌گیرند، مسبوق به تئوری‌ها و پیش‌فرض‌ها و البته دستیابی به منابع محدود قدرت و ثروت است و پرداختن به همجنس بازی نیز در همین حوزه قرار دارد.
حقوق بشر تا کنون نتوانسته‌اند جان کودکان و زنانی که بیگناه در حملات نظامی در مناظق مختلف جهان کشته می‌شوند را نجات دهد و علیرغم صرف هزینه‌های بسیار هنگفت، تنها دعوت به آرامش و صلح در دستورکار قرار گرفته است.
 بنابراین نمی‌توان گفت، پذیرش همجنس بازی و به رسمیت شناختن ازدواج آنان یک مسئله قابل هضم برای آنان است بلکه از نتایج آن، سود و منفعت مالی نصیب اقلیت ثروتمند جهان می‌گردد.
 بنابراین نمی‌توان با صراحت بیان کرد که پذیرش همجنس بازی، نقض حقوق بشر است زیرا حقوق بشر به عنوان یک ابزار تزیینی و غیرقابل استفاده در محافل سیاسی خاص محسوب می‌شود و کارایی ندارد. در حالی که تنها با رجوع به فطرت انسان و تولید مثل غریزی بشر، می‌توان انحرافی بودن همجنس بازی را به سادگی تایید کرد. تدقیق بسیار بر یک موضوع همانند همجنس بازی در وضعیتی که جان و امنیت معیشت بسیاری از مردم جهان در خطر است، تغییر نقطه توجه مردم جهان به مسائل جنگ و خشونت است.

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

شماره بيست و سوم- آذر 1393

فراخوان پذیرش مقاله

 
فصلنامه مطالعاتی صیانت از حقوق زنان با رویکرد حقوق و کرامت اسلامی بشر، دارای مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به شماره 16051 می باشد. پایگاه های نمایه کننده مجله: نورمگز، مگیران، پرتال جامع علوم انسانی، کتابخانه اسناد ملی، سیویلیکا و ...
 
محورهای كلي مقالات با دو گرایش حقوق زنان و حقوق بشر در اين فصلنامه به اين صورت خواهد بود:
حقوق بشر
حقوق زنان
 حقوق بین الملل
حقوق خصوصی
 حقوق عمومی
حقوق کیفری
 
و سایر موضوعات حقوقی که مرتبط با اهداف و کارکردهای فصلنامه و با گرایش حقوق زنان و حقوق بشر باشد.
پژوهشگران گرامی می توانند مقالات مرتبط خود را از طریق سامانه اینترنتی به آدرس زیر ارسال نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شماره‌های تماس:  02188800817   02188900837